کد سوال : 49664
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در هر ركعتى كه نماز دو بار سر به مهر يا چيزهايى كه سجده بر آن صحيح است مىگذاريم؟ به تعبير ديگر: چرا در هر ركعتى دو سجده واجب شده است؟
پاسخ : در روايات صادره از آل اللَّه (ع) چند جهت ذكر شده است: 1 - حضرت امام موسى بن جعفر (ع) فرمود: "در شب معراج خداوند به رسول خود امر كرد كه وضو بگيرد و نماز بخواند. پيامبر وضو گرفت و تكبيرة الاحرام گفت و حمد و سوره را خواند و ركوع رفت و به دستور خداوند سر به سجده گذاشت و تسبيح خدا كرد پس از سر برداشتن بدون اينكه خداوند مجدداً دستور سجده بدهد نبى گرامى اسلام به خاطر عظمت و جلالت پروردگار سر به سجده گذاشت و خدا را تسبيح نمود. به همين خاطر خداوند امر فرمود همه در نماز در هر ركعتى دو سجده نمايند".(1) 2 - امام صادق(ع) فرمود: "معنا و تأويل سجده اول در واقع اين است كه نماز گذار مىگويد: منها، خلقنى؛ يعنى از زمين مرا آفريدى. وقتى سر بلند مىكند، مىگويد: منها اخرجتنا؛ از خاك خارجم كردى، وقتى سجده دوم مىرود مىگويد: و اليها تعيدنا؛ به سوى زمين ما را برگرداندى و وقتى سر بلند مىكند، در واقع مىگويد: و از زمين بيرون مان مىسازد (و منها تخرجنا) (2)". پاورقىها: 1 - همان، ص 31، حديث 3 2 - صدوق، علل الشرايع، ج 2، ص 31، حديث 4.
کد سوال : 49665
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بر حسب تلازم بين حكم شرع و عقل چه ضرورتى در انتخاب دين وجود دارد؟ يعنى وقتى هر آن چه را كه شرع مقدس و پيامبر اكرم (ص) آورده، عقل درك كند و بتواند قوانين مثل قانوع شرع را ارائه دهد، چه نيازى به پذيرش دين وجود دارد؟ لطفاً توضيح دهيد.
پاسخ : قاعده تلازم يك اصل عقلائى است كه مورد تأييد عقلاى واقعى مىباشد. طبق اين قاعده علماى اسلامى معتقدند: در هر موضوعى يا مسئلهاى عقل سليم و فطرى و طبيعى حكمى قطعى صادر كند، يعنى مفسده را مصلحت صد در صد كشف كند. شرع مقدس آن را پذيرفته و امضا مىكند، و بر عكس هر حكمى كه شرع مقدس صادر مىكند، عقل سليم آن را پسنديده و مورد تأييد قرار مىدهد. اما معناى اين قاعده آن است كه هر جايى كه شرع حكمى صادر كند و عقل آن را بفهمد، يقيناً مورد تأييد قرار مىدهد، نه اين كه همه احكام شرع را عقل مىفهمد و مورد تأييد قرار مىدهد، چون بسيارى از احكام شرع جنبه تعبدى دارد. و عقل نمىتواند آن را درك كند. مثلا شارع مقدس مىگويند: بعد از دفن ميت وقتى خانوادهاش چند قدم از قبر دور شده و به طرف خانه حركت مىكنند، دو تا از فرشتگان الهى به نام نكيرين مىآيند و از او سؤال مىكنند. عقل هرگز نمىتواند اين گونه مسائل را بفهمد. اين است كه گفتهاند: عقل اصل وجود معاد را مىتواند ثابت كند، اما كيفيت آن را هرگز. ابو على سينا مىگويد: معاد جسمانى از طريق عقل قابل درك و اثبات نيست، ولى پيامبر صادق(ص) از آن خبر داده است. ما نيز مىپذيريم (1). يا مثلاً چرا اگر در وضو و غسل و تيمم قصد قربت نباشد، باطل است، و چرا بايد هنگام ذبح، حيوانات به طرف قبله ايستاد و بسم اللَّه گفت و ذابح بايد مسلمان بلكه مؤمن باد و امثان آن، عقل نمىتواند آنها را درك كند، بلكه بايد در مقابل شرع زانو بزند تا آن را بفهمد و عمل كند. با توجه به مطالب فوق انتخاب دين يك امر ضرورى خواهد بود. پاورقى: 1 - مطهرى، مجموعه آثار، ج 4، ص 631.
کد سوال : 49666
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خداوند بزرگ در قرآن فرمود: "و نفخت فيه من روحى؛ و از روح خود در انسان دميدم"(1). آيا خداوند روح است يا چيزى ديگر؟
پاسخ : از اين كه با ما مكاتبه نمودهايد و شبهات خود را با ما در ميان گذاشتيد متشكريم. حتماً مىدانيد خداوند موجودى است نامحدود و لا يتناهى. در مقابل انسان موجود متناهى و محدود است. بديهى است كه موجود محدود محال است بتواند حقيقت و ماهيت و ذات موجود نامحدود را درك كند. عنقا شكار كس نشود دام باز گير آن جا هميشه باد، به دست است دام را با توجه به اين حقيقت است كه اولياى گرامى اسلام انسان را از تفكر و انديشدن در ذات و حقيقت خدا منع كردهاند. امام باقر (ع) فرمود: "پيرامون خلق و آفرينش خدا حرف بزنيد و بحث كنيد و بينديشيد، اما درباره ذات و حقيقت خدا هيچ گاه حرف نزنيد و فكر نكنيد، چون ثمرهاى جز سرگردانى ندارد" (2). بر اين اساس به هيچ وجه نمىتوان گفت: حقيقت خدا چيست؟ روح يا چيز ديگر؟ اگر در سوره ص، آيه 72 و حجر، آيه 29 آمده كه خداوند فرمود: وقتى از روح خود در او دميدم، كنايه از اين نيست كه خداوند روح است، بلكه برخى از مفسران گفتند: اگر خدا فرمود: روح خود را در او دميدم، مراد اين است كه او را موجود زنده و ذى روح قرار دادم. اگر روح دميده شده در انسان را به خود نسبت داد فرمود: از روح خود در آن دميدم، به منظور شرافت دادن به آن روح است (3)؛ يعنى خواست بگويد روح يكى از مخلوقات بزرگ و با عظمت من است، نه اين كه مقدارى از روح خود در او دميدم. ديگرى فرموده: مراد از اضافه روح به ياى متكلم، اضافه تشريفى است؛ يك روح بزرگ و مقدس الهى است كه خداوند به آدميان بخشيده است (4). پاورقىها: 1 - ص (38) آيه 72؛ حجر (19) آيه 29. 2 - يعقوب كلينى، اصول كافى، ج 1، ص 92، حديث 1، كتاب التوحيد، چاپ بيروت. 3 - علامه طباطبائى، الميزان، ج 17 فارسى، ص 358، چاپ بنياد علمى و فرهنگى علامه طباطبائى. 4 - ناصر مكارم و جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج 12، ص 152، پاورقى.
کد سوال : 49667
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كمونيسم چيست ؟
پاسخ : كمونيسم يا مرام اشراكى , به معناى وسيع نظريه يا نظامى در سازمان اجتماعى كه مبتنى است بر طرف مالكيت خصوصى و بر اين اصل كه اموال بايد در ملكيت مشترك جامعه باشد و به هركس به اندازهء نياز و احتياجش داده شود.(1) بطلان و بى اساسى اين نظريه با فروپاشى نظام كمونيستى شوروى به اثبات رسيد و الآن تقريباً هيچ كشورى دنبال چنين روشى نيست . (پـاورقى 1.دائرة المعارف فارسى , ج 2 ص 267 مادهء كمونيسم .
کد سوال : 49668
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سوفيسم و ايده آليسم چيست ؟
پاسخ : طبق اصطلاح امروز سوفيسم مرادف با ايده آليسم است . مسلك ايده آليسم معتقد است جهان خارج از ذهن و تصورات انسان وجود ندارد و هر چه انسان تصور مى كند فقط در ذهن موجود است و وجود خارجى نداردو جهان خارج را هيچ در هيچ مى داند. اين مكتب چون وجود خارجى اشياء را (كه بديهى هستند) انكار مى كند درمقابل رئاليسم كه به معناى اصالت واقعيت و اعتقاد به وجود خارجى اشياء است قرار دارد.(1)(پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , مجموعه آثار 5 ج 6 ص 77ـ 79(اصول فلسفه روش رئاليسم , ج 1.
کد سوال : 49669
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نقش ارتباطات در جامعه چيست ؟
پاسخ : ارتباطات مانند راديو, تلويزيون , تلفن , تلكس , فاكس , ماهواره , روزنامه ها, مجلات , و... پديده ءبسيار مهمى است كه در دنياى كنونى بيشترين نقش را در پيشرفت بخش هاى مختلف جامعه عهده دار مى باشد و تاآن جا پيش رفته كه مى تون ارتباطات را كليد دهكدهء جهانى فرض كرد. بر اثر ارتباطات مى توان جامعه را به وحدت ,مشاركت و يكپارچگى و تعالى و ترقى رساند و نيز مى توان به خاطر تبليغات سوء از ارتباطات جامعه را به تفرقه وپراكندنى و فحشا و منكر و انحطاط كشاند.(1)(پـاورقى 1.روزنامه ابرار, مورخه 741013 ص 8
کد سوال : 49670
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از توسعهء اقتصادى چيست ؟
پاسخ : توسعهء اقتصادى عبارت است از به كارگيرى عوامل اقتصادى گوناگون به منظور افزايش درآمد سرانه و ارتقاى سطح زندگى و بهبود شرايط زيست و براى رسيدن به توسعهء اقتصادى در كشورهاى توسعه نيافته نظريه وراه هاى متفاوتى وجود دارد.(1)(پـاورقى 1.روزنامه ابرار, مورخه 741013 ص 8
کد سوال : 49671
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راه و روش برخورد با كودك چيست ؟
پاسخ : دوران كودكى در زندگى انسان از اهميت ويژه برخوردار است , و شالوده شخصيت انسان معمولاً درهمين دوران ريخته مى شود. پرورش صحيح عقل و عاطفه كه پايهء اساسى سعادت انسان است بايد از بچگى شروع شود. دوران كودكى بهترين اوقات فرا گرفتن راه صحيح زندگى است . قدرت تقليد و اقتباس و حسن پذيرش و قبول كودك خيلى شديد است , تمام حركات و سكنات و كليهء گفتار و رفتار را در كمال دقت مانند يك فيلم عكاسى درخود ضبط مى كند. امام على 7به فرزندش امام حسن 7فرمود: .(1) در برخورد با كودكان به نكات زير بايد توجه شود: 1 با اخلاق خوب و خنده رويى با كودكان روبرو شويم چه كه اخلاق نيكو منشأ بسيارى از فضايل است . امام على 7فرمود: .(2)2 با راستگويى و صدق گفتار خود درستى را به بچه بياموزيم .3 اگر وعده اى به كودك مى دهيم به آن عمل كنيم تا او هم صادق الوعد به بار آيد.4 با مهر و عطوفت و مهربانى نشان دادن محبت و دوستى را به او آموزش دهيم تا عقده اى به بار نيايد.5 مثل يك بچه با كودك بازى كنيم و حس طفوليت وى را ارضا كنيم .6 با خريد اسباب بازى براى بچه وى را خوشحال نموده و هديه دادن را كه بسيار با ارزش است به او ياد دهيم .7 اگر عمل خوبى از بچه سرزد او را تشويق كنيم .8 از تحقير و سركوفت زند به بچه خوددارى كنيم .با به كار بستن آن چه گفته شد و آن چه در تربيت و تعليم صحيح بچه مؤثر است سعى كنيم خوش بختى وسعادتى آيندهء او را تأمين نماييم .(پـاورقى 1.محمد تقى فلسفى , كودك , ج 1 ص 226(پـاورقى 2.همان , ص 43
کد سوال : 49672
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ويژگى هاى سياستمدار اسلامى چيست ؟
پاسخ : سياستمدار يعنى كسى كه به سياست مى پردازد و كارهاى سياسى انجام مى دهد. وقتى كلمه ء را به صورت پسوند به آن اضافه كنيم معنايش اين مى شود كه چنين سياستمدارى با در نظر گرفتن نقطه نظرهاى اسلام و رعايت اخلاق اسلامى سياستمدارى مى كند. سياستمدار اسلامى داراى خصوصيات زير مى باشد:1 آشنايى با احكام , اخلاق و باورهاى اسلامى ; زيرا كسى كه با قوانين اسلام آشنا نباشد نمى تواند در مرحله عمل آن را رعايت نمايد.2 تقوا و عدالت داشته باشد كه تقواى الهى سرمايه اصل سعادت و بى تقوايى موجب سقوط در منجلاب بدبختى است و آدم بى تقوا نم يتواند خادم ملت مسلمان باشد.3 راستگو باشد و از كذب و دروغگويى به جد پرهيز نمايد.4 شهامت اعتراف به اشتباه را داشته باشد.5 انصاف داشته باشد و حرف ها و عمل هاى خوب ديگران را بد جلوه ندهد.6 مصالح اسلام و مسلمانان و كشورش را بر همه چيز مقدم بشمارد.7 جز در موارد استثنايى كه مصالح ملى اسلامى ايجاب مى كند با صراحت لهجه صحبت كند و مردم را در ابهام نگذارد.8 به ديگران هم حق فكر و انديشه قائل باشد, خيال نكند كه فقط افكار او صحيح است و فقط او مى توانددرست فهميده و درست عمل كند.9 از راه هاى غير مشروع . مانند تهمت به طرف مقابل اهداف خود را دنبال نكند.10 امين ملت و كشورش باشد.شرايط ياد شده و صفات ديگرى مانند هوشيارى , زيركى و... از اوصاف سياستمدار اسلامى است .
کد سوال : 49673
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : معاهدهء بين امام حسن 7با معاويه چيست ؟
پاسخ : امام حسن مجتبى 7رهبر و پيشواى دوم شيعيان جهان براى حفظ وحدت اسلامى , جلوگيرى ازفروپاشى اسلام بر اثر حمله حكومت خارجى و امپراتورى روم شرقى , توطئه هاى خائنانهء معاويه , نداشتن نيروى كافى و گوش به فرمان , پيوستن عدهء قابل ملاحظه از ارتش امام به سپاه معاويه به خاطر گرفتن پول از معاويه , به ناچار و از روى اضطرار از جنگ با معاويه خوددارى نمود و مجبور به پذيرفتن صلح شد.متن پيمان :مادهء 1 حسن بن على 7حكومت و زمامدارى را به معاويه واگذار مى كند, مشروط بر اين كه معاويه طبق دستور قرآن مجيد و روش پيامبر6رفتار كند.مادهء 2 بعد از معاويه , خلافت از آن حسن بن على 7خواهد بود, و اگر براى او حادثه اى پيش آيد حسين بن على 7زمام امور مسلمانان را در دست مى گيرد. نيز معاويه حق ندارد كسى را به جانشينى خود انتخاب كند.مادهء 3 بدعت ناسزاگويى و اهانت نسبت به امير مؤمنان 7و لعن آن حضرت در حال نماز بايد متوقف گردد و ازعلى 7جز به نيكى نبايد ياد شود.مادهء 4 مبلغ پنج ميليون درهم كه در بيت المال كوفه موجود است از موضوع تسليم حكومت به معاويه مستثنى است و بايد زير نظر امام مجتبى 7مصرف شود. ماده 5 معاويه تعهد مى كند كه تمام مردم اعم از اهل شام و عراق و حجاز از هر نژادى كه باشند, از تعقيب و آزاروى در امان باشند و از گذشته آن ها صرف نظر كند و احدى از آن ها را به سبب فعاليت هاى گذشته شان بر ضدحكومت معاويه تحت تعقيب قرار ندهد, و مخصوصاً اهل عراق را به خاطر كينه هاى گذشته آزار نكند... و نبايد هيچ گونه خطرى از طرف معاويه متوجه امام حسن 7و افراد خاندان پيامبر6بشود.(1)امام حسن 7كه از طرف خدا بر امامت منصوب شده بود با در نظر گرفتن شرايط و اوضاع سياسى اجتماعى زمان خود صلح كرد و بدين وسيله در راستاى حفظ اسلام و وحدت و يكپارچگى مسلمين ايفاى نقش فرمود.(پـاورقى 1.مهدى پيشوايى , سيرهء پيشوايان , ص 92ـ 115