کد سوال : 49644
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عقايدى را كه اهل سنت از اصول اسلام دارند (توحيد، عدل، نبوت، امامت و معاد) را بيان نموده و اختلافات عمده و اساسى اى را كه اهل سنت با شيعيان دارند، بيان كنيد.
پاسخ : مقدمتاً عرض مىكنيم: مسلمانان همان طورى كه از نظر آنچه مربوط است به فروع دين و مسايل علمى، مذاهب و روشهاى مختلفى پيدا كردند و از اين جهت به فرقههاى مختلف تقسيم شدند( جعفرى، زيدى، حنفى، شافعى، مالكى و حنبلى) هر فرقهاى، فقهى مخصوص به خود دارد. آنان از نظر مسائل اعتقادى و چيزهايى كه مربوط است به ايمان و اعتقاد مسلمانان نيز فرقه فرقه شدند و هر فرقهاى مبانى و اصول اعتقادى مخصوص به خود را دارد. أهم مذاهب كلامى عبارت است از: شيعه، معتزله و اشاعره.(1)اما در مقابل مكتب و عقيده شيعه، مكتب و عقيده اهل سنت است كه معتقدند درباره امامت و خلافت، نصّى از كتاب و سنت وارد نشده و تعيين خليفه پيامبر(ص) و پيشواى مسلمانان پس از رسول اكرم(ص) به انتخاب مسلمانان واگذار شده است. شيعه معتقد است امامت امرى انتصابى است كه از ناحيه خداوند متعال و توسط پيامبر گرامى اسلام(ص) در روز غدير خم رسماً رقم خورده است. س يكى از موارد اختلاف اساسى شيعه با اهل سنت، امامت مىباشد.(2)يكى ديگر از موارد اختلاف اساسى بين شيعه و سنى، عدل الهى است. در اين مسئله، نظر شيعه، موافق گروه معتزله، تلقى شده است و مجموعاً در برابر اشاعره، به نام "عدليه" ناميده شدهاند. نظر به اهمتى كه اين مسئله در علم كلام و عقايد دارد، از مسائل محورى به شمار آمده و حتى از اصول عقايد و از مشخصات مذهب كلامى شيعه و معتزله محسوب شده است. بايد توجه داشت كه اشارعه عدل الهى را نفى نمىكند و چنان نيست كه خدا را ظالم بدانند، در حالى كه آيات صريح و غير قابل تأويل، عدل الهى را اثبات و هرگونه ظلمى را از ساحت مقدسش نفى مىكند.بحث بر سر اين است كه آيا عقل انسان مىتواند صرف نظراز بيانات شرعى (قرآن و سنت پيامبر(ص)) ضوابطى را براى افعال و به خصوص افعال الهى، درنظر بگيرد و براساس آنها حكم به لزوم انجام كارى و ترك كار ديگرى بكند؟ مثلاً بگويد: لازم است خداى متعال، مؤمنان را به بهشت و كافران را به دوزخ ببرد، يا اين گونه قضاوتها تنها براساس وحى، صورت بگيرد و عقل نمىتواند صرف نظر از آنها قضاوتى داشته باشد؟نقطه اصلى اختلاف به نام "حسن و قبح عقلى" نامگذارى شده است، كه اشاعره آن را انكار كرده و معتقد شدهاند در امور تكوينى آن چه را خدا انجام مىدهد، نيكو است و در (امور تشريعى)آن چه را خداى سبحان امر مىكند، خوب است، نه اين كه چون كارى خوب است، خدا آن را انجام مىدهد يا به آن امر مىكند. اما عدليّه معتقدند كه افعال، صرف نظر از انتساب تكوينى و تشريعى آنها به خداى متعال، متصف به حسن و قبح مىشود و عقل انسان تا حدودى مىتواند جهت حسن و قبح افعال را درك كند و ساحت الهى را از انجام افعال قبيح، تنزيه و پاك نمايد. البته نه بدان معنا كه به خدا فرمان بدهد و امر و نهى كند، بلكه بدين معنا كه تناسب كارى را با صفات كماليّه الهى و عدم تناسب كار ديگرى را با آنها كشف مىكند. برايناساس صدور كارهاى قبيح را از خداى متعال محال مىداند.بررسى تفصيلى اين مسئله و پاسخ به شبهاتى كه موجب انكار حسن و قبح عقلى از طرف أشاعره شده و سرانجام، ايشان را روياروى عدليّه قرار داده است، در حوصله اين نوشتار نيست. هم چنين ممكن است سخنان معتزله در اين زمينه نقطه ضعف هايى داشته باشد كه بايد درجاى خودش مورد بررسى قرار گيرد، ولى اصل اعتقاد به حسن و قبح عقلى مورد قبول شيعيان و تأييد كتاب و سنت و پيشوايان معصوم(ع) مىباشد.در پايان عرض مىكنيم غير از اين دو اصل (امامت و عدل)، در بقيه اصول دين بين شيعه و سنى اختلاف چندانى وجود ندارد.(3)براى اين كه سطح اطلاعات علمى شما در اين خصوص بالا رود، كتاب هايى را در اين زمينه به شما معرفى مىنماييم:1 - كتاب عدل الهى، تأليف شهيد مرتضى مطهرى.2 - آموزش عقائد، تاليف استاد محمد تقى مصباح يزدى.3 - كلام و عرفان (آشنايى با علوم اسلامى)، تأليف شهيد مرتضى مطهرى.4 - فرق و مذاهب كلامى، تأليف على ربانى گلپايگانى.5 - از آگاهان بپرسيد، نوشته دكتر محمد تيجانى تونسى، ترجمه سيد محمد جواد مهرى.پىنوشتها: 1 - شهيد مرتضى مطهرى، آشنايى با علوم اسلامى، كلام، عرفان، ص 18 - 19.2 - على ربانى گلپايگانى، فرق و مذهب كلامى، ص 165.3 - محمد تقى مصباح يزدى، آموزش عقايد، ج1 - 2، ص 190 - 191.
کد سوال : 49645
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگركسى از آغاز بلوغ، جهت پرداخت خمس، حسابرسى به مال و اموال خود نكرده و هم اكنون مقدارى سرمايه دارد و مقدارى بدهكار است و جهت امر ضرورى مانند ازدواج به اين پول و سرمايه نياز دارد، آيا مىتواند اول بدهكارى خود را پرداخت كند و امر ضرورى را انجام برساند و
پاسخ : كسى كه از اول تكليف خمس نداده، اگراز منافع كسب، چپزى را كه به آن احتياج ندارد، خريده و يك سال از خريد آن گذشته، بايد خمس آن را بدهد. اگر اثاث خانه و چيزهاى ديگرى را كه به آنها احتياج دارد، مطابق شأن خود خريده ،اگر بداند در بين سالى كه در آن فايده برده، آنها را خريده، لازم نيست خمس آنها را بدهد و اگر نداند كه در بين سال خريده يا بعد از تمام شدن سال بنابراحتياط واجب بايد با حاكم شرع (مرجع تقليد زنده خود) مصالحه كند.(1)در مسئله ديگرى مرحوم آيت الله العظمى آقاى اراكى مىفرمايند: كسى كه خمس بدهكار است، اگر با حاكم شرع (مرجع تقليد) مصالحه كند، مىتواند در تمام مال تصرّف كند.(2)ضمناً شما شرعاً موظفيد در تقليد، با اجازه يكى از مراجع تقليد زنده، از مرحوم آقاى اراكى تقليد نماييد و مسائل خمس را حتماً با همان مرجع زنده و يا نمايندگان او، حل و فصل و مصالحه فرماييد.پىنوشتها:1 - آيت الله آقاى اراكى، توضيحالمسائل، ص 323، مسئله 1828.2 - آيت الله العظمى آقاى اراكى، توضيحالمسائل، ص 322، مسئله 1823.
کد سوال : 49646
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا لوازم يدكى را كه در مغازه وجود دارد و مرتباً خريد و فروش مىشود و جزء سرمايه كار است، خمس به آن تعلق مىگيرد؟
پاسخ : تاجر و كاسب و صنعتگر و مانند اينها از وقتى كه شروع به كاسبى مىكنند، يك سال كه بگذرد، بايد خمس آن چه را كه از خرج سالشان زياد مىآيد بدهند.(1)از دفتر آيت الله بهجت پرسيده شد فتواى آيت الله اراكى در اين مسئله چيست؟پاسخ دادند: اگر لوازم مزبور را از پول خمس داده شده، خريده باشد، خمس ندارد، تا سر سال برسد و اگر از پول غير مخمس خريده، بايد فوراً خمسش را حساب كند.پىنوشتها:1 - مرحوم حضرت آيت الله العظمى اراكى، رساله توضيحالمسائل، ص 319، مسئله 1798.
کد سوال : 49647
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مغازهاى كه انسان براى شغل و كسب روزى خريده و در آن مشغول به كار است، به مغازه (ملك و اصل سرمايه) خمس تعلق مىگيرد؟
پاسخ : اگر مغازه را ازپ ول خمس داده شده خريدارى كرده است، ديگر نيازى به پرداخت خمس مغازه وجود ندارد. اگر بخواهد بعداً مغازه را بفروشد، درآن زمان تفاوت قيمت آن را محاسبه و خمس آن را پرداخت مىنمايد.
کد سوال : 49648
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از پاسخ قبلى متشكرم. آن چه مرا به اضطراب و دلهره وا مىدارد، ترس از آينده است. لطفاً راهنمايى بفرماييد.
پاسخ : موفقيت شما را در كسب مدارج علمى تبريك مىگوييم. خداى را شاكريم كه در گوشه و كنار اين مرز و بوم اسلامى، خواهرانى چون شماچنين روحيه شادى دارند. و از توانايى بالايى برخوردارند. موفقيت هايى را كه به دست آوردهايد دست كم نگيريد و با برنامه ريزى صحيح آيندهاى روشن فراروى خود ترسيم كنيد. اين را نيك بدانيد كه رمز موفقيت افرادى كه در جامعه بهحد بالايياز علم رسيده اند، داشتن هدف متعالى و برنامه ريزى صحيح است. انسان مىبايست اوقات شبانه روزى خود را تقسيم كند. خود را ملزم به انجام كارى كند كه متعهد شده است. در اين زمينه مثال معروفى وجود دارد كه مىگويند: كار امروز را به فردا ميفكن. انسان اگرمحيط اطراف و واقعيتهاى مربوط به خود را باور نكند، نمىتواند ارادهاى قوى پيدا كند. ارزش علم بايد بهشكل يك باور درآيد ارزش علم بايد در جان و دل انسان رسوخ كند. اين ميسر نيست مگر به باور كردن اين مسئله كه انسان مسافرى است كه دمى به دنيا آمده و به دمى از بين مىرود. آن چه موجب عزت آدمى مىشود، تقويت بنيههاى انسانى و ايمانى و علمى است تا در جامعه فردى مفيد و شرافتمند باشد. جامعهاى كه هم اكنون با انواع تهاجمهاى فرهنگى و شبيخونهاى شيطانى رو به رو است.ترس شديد از آينده اگرچه تا حدى صحيح به نظر مىرسد ولى اگرانسانى از هم اكنون بنيههاى معنوى و اعتقادى خويش را محكم كند، در آينده به درختى تنومند تبديل خواهد شد كه چون سدى استوار در مقابل تند بادهاى زمانه مقاومت خواهد كرد و مردم از سايه سار وجودش بهرهها خواهند برد. انسان مرهون و مديون تربيت خويش است. او بايد بداند كه راه و رسم زندگى شرافت مندانه كردن چيست، و اين مسيرنمى شود جز به تهذيب نفس و پرورش صحيح و پيمودن راه تقوا. از تمسخر ديگران نهراسيد و بر تعصبات مذهبى و دينى و حتى عرفى و اخلاقى اصرار ورزيد. آن چه پايدار است، عمل نيك انسان مىباشد كه در صحفه هستى تا به ابد درخشنده باقى خواهد ماند. آينده ترسيم رفتار امروز ما است. پس آينده به خودى خود واهمه ندارد.
کد سوال : 49649
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا داشتن علاقه به فرد نامحرم بدون آن كه شخص بداند، عيبى دارد؟
پاسخ : حساسيت دينى خواهرانى چون شما بسيار قابل تحسين است. شغل مشاوره، خطير و حساس و در عين حال ظريف است. افرادى كه به اين شغل روى آورند، قبل از هر چيز بايد از آگاهى و تخصص لازم برخوردار بوده و مشاوره ايشان تأثير گذار باشد.زن در جامع نسبت به مرد آمادگى آسيب پذيرى بيشترى دارد. جامعه پر زرق و برق امروز هر چند در امر مربوط به رفاه مردم مؤثر بوده ولى موجب سلب اعتماد نيز شده است. زنى كه به عنوان مشاور درمحلى خصوصى مشغول به كار مىشود، بهتر است براى دور ماندن از بعضى آسيبها، از پذيرفتن مردان خوددارى كند، اگرچه پذيرفتن يك زوج اشكالى ندارد، ولى در محيط در بسته كه شايد شخص ديگرى نتواند به آن جابرود، حضور يك مرد جهت مشاوره شايد صلاح نباشد، خصوصاً اگر حرف هايى مربوط به امور زناشويى مطرح شود كه از نظر شرعى دچار اشكال خواهد شد.در فتاواى مراجع عظام تقليد چنين آمده است: "اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتى باشند كه كسى در آن جا نباشد و ديگرى نمىتواند وارد شود، حرام است، چه به ذكر خدا مشغول باشند يا به صحبت ديگر؛ خواب باشند يا بيدار و نمازشان هم در آن جا صحيح نيست.(1) حساسيت دينى و شرعى در پرهيز از خلوت كردن دو نامحرم هر چند به نماز و عبادت مشغول باشند براى اين است كه در چنين مواقعى فرد سوم ميان آنها شيطان است كه زمينه انحراف را فراهم مىكند، كه تجربه آن را نشان داده است.امام على(ع) فرمود: "در سلام كردن به زنها سبقت نگيريد (اول شما سلام نكنيد) و آنها را به خوردن غذا دعوت نكنيد".(2) حضرت از سلام كردن به زنهاى جوان پرهيز كرده و آن را خوشايند نمىدانستند.(3) در هر حال اگر مجبور به پذيرش مرد هستيد، لازم است افرادى را بپذيرد كه داراى همسر بوده و با همسرشان به محل كال شما بيايند. جهت سلامتى روحى و حفظ موقعيت خودتان بهتر است از پذيرش مردان به صورت خصوصى خوددارى كنيد.پى نوشتها:1 - توضيحالمسائل مراجع تقليد، ج2، ص 423، مسئله 2445.2 - وسائل الشيعه، ج14، كتاب نكاح، ص 173 حديث1.3 - همان، حديث 3.
کد سوال : 49650
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا شك بين ركعت اول و دم موجب بطلان نماز مىشود؟
پاسخ : از حضرت امام باقر (ع) نقل شده كه: وقتى پيامبر اكرم را به معراج بردند، هنگام برگشت خداوند متعال ده ركعت نماز، هر دو ركعت به يك سلام را در پنج وقت بر او و امتش واجب و امر كرد كه آن را به جا آورند. پيامبر (ص) و پيروانش چندين سال به همين منوال نماز خواندند، تا آن گاه كه امام حسن مجتبى و امام حسين (ع) متولد شدند. پيامبر (ص) به شكرانه اى ميلاد پر بركت، هفت ركعت بر نماز افزود؛ دو ركعت بر ظهر دو ركعت بر عصر و دو ركعت بر عشاء و يك ركعت هم بر نماز مغرب (1) آن تعداد نمازى كه خدا واجب كرد، "فرض اللَّه" و آن چه پيامبر افزود، "فرض النبى" گويند. مىگويند: چون ركعات اول و دوم فرض اللَّه است، لذا شك در آن موجب بطلان خواهد بود.(2) پاورقى: 1 - حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 21، حديث 6، ص 60، چاپ بيروت. 2 - همان، ج 5، ص 299، باب 1 از ابواب الخلل فى الصلاة حديث 1.
کد سوال : 49651
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بر اثر دخالتهاى خانواده خانمم، زندگى ام بامشكل روبرو شده است. تقاضاى راهنمايى دارم.
پاسخ : ازدواج و انتخاب همسر و پيوند زناشويى يكى از سنتهاى پرثمر الهى است. خداوند انسان را به گونهاى آفريد كه بدون همسر ناقص است. انسان هر چه از نظر علم و ايمان و فضايل اخلاقى بالا رود، تا همسر اختيار نكند، بهكمال مطلوب نمىرسد. هيچ چيز ديگر جاى ازدواج و تشكيل خانواده را نمىگيرد. مرد براى زن و زن براى مرد آفريده شده است و اين دو كاملاً نيازمند همديگر هستند. نه زن مىتواند بدون همسر زندگى معقول و آرامى داشته باشد و نه مرد بدون زن.از نظر روحى و جسمى، هر يك به تنهايى ناقصند. هيچ دينى به اندازه دين مقدس اسلامى روى ازدواج تكيه نكرده و پيروانش را نسبت به آن تشويق و ترغيب ننموده است.رسول خدا(ص) فرمود: "انسان مسلمان بعد از نعمت اسلام هيچ فايدهاى نبرده است كه بهتر از همسر مسلمان و شايسته باشد".(1) حضرت در حديث ديگر فرمود: "هيچ كانونى در اسلام بر پا نشده است كه نزد خداوند محبوبتر و عزيزر از كانون ازدواج باشد".(2) مولاى متقيان على(ع) فرمود: "هيچ يك از ياران رسول خدا(ص) ازدواج نمىكرد مگر اين كه پيامبر اكرم درباره او مىفرمود: دينش كامل شد".(3)امام صادق(ع) از مردى پرسيد: همسر دارى؟ عرض كرد: نه. حضرت فرمود: دوست ندارم يك شب بى همسر بمانم، گرچه مالك تمام دنيا باشم.(4)اين نعمت بزرگ براى شما فراهم شده است و شكر اين موهبت الهى به اين است كه بتوانى آن را نگه داشته و از ثمره شيرينش بهرهمند شوى. براى اين كه اين كانون سراسر مهر و محبت و خوشى شده و از سستى يا خداى نكرده از فروپاشى آن جلوگيرى شود، رعايت چند چيز لازم است.1 - ابراز عشق و محبت نسبت به خانم خود. زن و شوهر دو ركن بزرگ خانواده هستند، ليكن مرد بدان جهت كه سرپرست خانواده است، مىتواند با تدبيرات عاقلانه خويش خانواده را به بهترينوجه اداره كند و اسباب خوش بختى و سعادت آنان را فراهم سازد و محيط خانه را همانند بهشت برين مرتب و منظم گرداند و همسرش را به صورت فرشتهاى در آورد. مردى كه بخواهد زن دارى كند، بايد اخلاق و روحيات همسرش را به دست آورد، تا بتواند در او نفوذ كرده و دلش را به دست آورد كه به خانه و زوندگى دلگرم شده، از روى عشق و عاقه خانه دارى كند. زن كانون محبت و يك موجود صد در صد عاطفه است. از وجودش مهر و محبت مىبارد و حيات و زندگى او به عشق و علاقه بستگى دارد. مىخواهد محبوب شوهرش باشد. ممكن است اظهار نكند، ولى هر چه محبوبتر باشد، شادابتر خواهد بود. براى به دست آوردن محبوبيت تا سر حد فداكارى كوشش مىكند. اگر بداند محبوب شوهر واقع نشده، خودش را شكست خورده و بى اثر پنداشته، دائماً پژمرده و افسرده خواهد بود. به همين خاطر بزرگترين رمز زن دارى اظهار محبت و علاقه است، و بهترين كليد حل مشكلات زناشويى اظهارعشق و علاقه است.اگر بخواهى دل همسرت را به طورى مسخر گردانى كه مطيع تو شود، اگر مىخواهى پيوند زناشويى را استوار سازى، اگر مىخواهى او را به خانه و زندگى دلگرم نمايى، اگر مىخواهى او را نسبت به خودت علاقهمند سازى، اگر مىخواهى تا آخر عمر نسبت به تو وفادار باشد، بهترين راهش اين است كه تا مىتوانى نسبت به همسرت اظهار عشق و علاقه كنى.پيامبر اسلام(ص) فرمود: "هر چه ايمان انسان كاملتر باشد، به همسرش بيشتر اظهار محبت مىكند".(1) نيز فرمود: "اين سخن مرد كه به همسرش مىگويد: واقعاً تو را دوست دارم، هرگز از قلبس خارج نخواهد شد".(2)امام صادق(ع) فرمود: "يكى از اخلاق پيامبران اين است كه نسبت به همسرانشان محبت دارند".(3)بايد توجه داشت كه تنها محبت قلبى كافى نيست، بلكه لازم است صريحاً محبت را اظهار نمود. صريحاً به همسرت اظهار محبت و عشق و علاقه كن، زيرا يكى از چيزهايى كه بانوان آن را فراموش نمىكنند. مهرورزىهاى واقعى است. وقتى شما همديگر را از صميم قلب دوست داشته باشيد و ديدن يكديگر براى تان لذت بخش باشد، تحمل مشكلات و حل آن بسيار آسان خواهد شد. بنابراين هر چه مىتوانى نسبت به خانمت اظهار محبت و علاقه كن كه نتيجه اش صلح و صفا و صميميت خواهد بود. وقتى همسرت با تمام وجود لمس كرد كه شوهرش او را دوست دارد و علاقهمند به او است و خواهان سعادت او است، به زندگى چسبيده و به حرف ديگران و دخالتهاى خانواده ترتيب اثر نمىدهد. وقتى آنها ديدند دخالتهايشان بى اثر است، دست از كارشان خواهند كشيد.2 - در يك وقت مناسب با همسرت در ميان بگذار كه محيط خانه بايد محيط صفا و محبت باشد، نه محيط كشمكش و بهانه جويى، و هر دو بايد در جهت تأمين سعادت و خوش بختى زندگى مشتركمان تلاش كنيم و سعى كنيم زندگى را سراسر مهر و شيرينى كنيم. مگر نه اين است كه مىخواهيم خوش بخت شويم؟ آيا خوش بختى در صلح و صفا است يا در درگيرى و اختلاف كه هم براى دنيا و هم براى آخرت زيان بار است؟ به او زبان خوش و منطقى بگو كه: من خواهان خوش بختى تو هستم و در اين جهت تلاش مىكنم. لذا به دخالتهاى بى جا و غير منطقى ترتيب اثر نده. البته نه به اين سخن كه با كسى درگير شود، زيرا اين كار بسيار مضر است، بلكه با اخلاق خوش و ترتيب اثر ندادن عملى به دخالتها، به آنها بفهماند او زندگى خود را دوست دارد و به شوهرش علاقه دارد و از زندگى خود راضى است.وقتى خانواده همسرت اين برخورد را از دخترشان ديدند، دست از كارشان بر مىدارند، زيرا آنان در واقع خير خواه شما هستند، ليكن خيال مىكنند كه با دخالتشان به شما خدمت مىكنند.3 - هم در خانه و هم نسبت به خانواده همسرت خوش اخلاق باش، زيرا چنانچه احسان و بخشش، محبت ديگران را جلب مىكند، رفتار با اخلاق حسنه و خُلق و خوى نيك، محيت ديگران را جلب مىكند. امام على(ع) فرمود: "خوش رويى دام دوستى است".(4)امام موسى بن جعفر(ع) فرمود: خوش خلقى خانهها را آباد و روزى را فراوان مىكند".(6) پيامبر اسلام(ص) فرمود: "خوش خلقى خير دنيا و آخرت را با خود دارد".(7)بدانيد اگر با خانواده همسرت با خوش اخلاقى برخورد نمايى و رابطه ات را با آنها قطع نكنى و با كمال حسن نيت به آنها بفهمانى كه آنها را دوست دارى و همه تلاشت براى خوش بختى دخترشان است، در آنها اثر خوب ميگذارد و رفتارشان را عوض مىكنند، زيرا آنان در واقع خواهان سعادت دخترشان هستند، ليكن سوراخ دعا را گم كردهاند. وقتى از شما غير از اخلاقى نيك و رعايت ادب و احترام نديدند، به طور طبيعى به اشتباهشان پى برده و تغيير رفتار خواهند داد.4 - مطلقاً نبايد نسبت به خانواده همسرت كينه داشته باشى، زيرا كينه نسبت به ديگرى از گناهان قلبى و انحرافهاى روانى است و كينه از جمله صفاتى است كه در هر دلى جاى گرفت، موجب شقاوت و محروميت سعادت و خوش بختى در زندگى دنيا وآخرت خواهد شد. يكى از عوارض كينه اين است كه انسان را همدست شيطان مىكند، زيرا خدا انسانها را به دوستى و الفت و مهربانى نسبت به هم دعوت مىكند و شيطان به درگيرى و اختلاف دعوت مىكند. كينه همواره انسان را به دشمنى و تلافى مىخواند و وادار مىكند انسان به فكر آشتى بيفتد.بنابراين همواره از در دوستى و آشتى وارد و به آنان بقبولان كه تو هم جزء خانواده آنها هستى و دخترشان را دوست دارد و براى زندگى هميشگى آن را انتخاب كردهاى. در اين صورت موفق خواهى شد.5 - از ته دل باور كنى آن چه دين و اسلام درباره خوش خلقى و محبت به همسر و سلامت قلب و نبودن كينه در قلب و روابط حسنه با مردم خصوصاً با فاميل دستور داده، صدردرصد به نفع انسان است و اگر انسان به حرف خدا گوش دهد، در دنيا و آخرت خوش بخت مىشود. وقتى اين را از عمق جان پذيرفتى عمل به آن آسان خواهد شد.6 - فكر طلاق را صد در صد از مغزت بيرون كن، زيرا اولاً طلاق مبغوضترين و بدترين كارها است، كه با انجام آن عرش خدا مىلرزد. ثانياً طلاق ضربهاى سنگين و عميق بر زندگى است. ثالثاً وقتى در فكر طلاق باشى، به فكر آشتى نيستى، ولى وقتى پل طلاق را خراب كردى و تصميم قطعى گرفتى با همسرت زندگى كنى، راه حلهاى آشتى را يكى پس از ديگرى پيدا مىكنى و موفق مىشوى زيرا انسان موجودى است كه اگر چيزى را اراده كند و از خداوند كمك بخواهد و دنبالش برود، به مطلبش خواهد رسيد. با اميد زندگى خوش و شيرين براى شما.پىنوشتها:1 - شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج14، ص 23.2 - همان، ص 6.3 - مكارم الاخلاق، ص 99.4 - ابراهيم امينى، آئين همسر دارى، ص 12.5 - ابراهيم امينى، آئين همسر دارى، ص 204.6 - همان.7 - همان.8 - مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ماده خوش رويى.9 - همان.10 - همان.11 - همان.12 - همان.
کد سوال : 49652
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پولى را كه انسان براى كارهاى ضرورى و واجب مانند ازدواج جمع نموده و قناعت زيادى كرده است تا بتواند براى اين كار پس انداز داشته باشد، آيا به چنين پس اندازى خمس تعلق مىگيرد؟ اگر تعلق مىگيرد، چقدر است؟
پاسخ : برادر گرامى! ضمن تشكر از مكاتبه و اعتماد شما به اين واحد، قبل از پاسخ دادن به سؤال شما، يادآور مىشويم خمس را بايد به مجتهد جامع الشرائط و زنده تسليم كنند(1) و اگر مرجع انسان از دنيا رفت، مىتواند با اجازه يكى از مراجع زنده، بر تقليد از مرجع از دنيا رفته باقى بماند. در اين صورت هم بايد خمس را به مرجع زنده داد، كه از وى اجازه تقليد گرفته است.طبق فتواى مرحوم آيت الله اراكى: اگر به واسطه قناعت كردن، چيزى از مخارج سال انسان زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.(2)مقدار تعلق خمس به پول شما بستگى به اندازه پول شما دارد كه به اهل فنّ مرجعه نموده و مقدار بدهكارى شما مشخص مىشود. خداوند به شما سلامتى و به كسب و كار شما بركت عنايت فرمايد. ايمان و اعتقاد قلبى را به شما تبريك مىگوييم. موفق و عاقبت به خير گرديد. البته به فتواى بعضى از مراجع تقليد پول هايى را كه جمع آورى مىكند تا بتواند لوازم ضرورى زندگى مانند خانه و وسائل زندگى را تهيه كند، خمس بر آنها تعلق نمىگيرد.(3)پىنوشتها:1 - توضيحالمسائل مراجع، ج2، ص 62، مسئله 1834.2 - آيت الله العظمى آقاى اراكى، توضيحالمسائل، ص 318، مسئله 1789.3 - توضيحالمسائل مراجع، ج2، ص 26، ذيل مسئله 1775.
کد سوال : 49653
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دخترى 25 ساله هستم و مبتلا به خودارضايى به طورى كه نمىتوانم در بعضى مواقع، خودم را كنترل كنم و كم كم در دام شيطان افتاده و دست به خودارضايى مىزنم. خواهش مىكنم با توجه به ايمان و اعتقاداتم به خداى سبحانه و ائمه اطهار(ع)، كمك كنيد تا از اين حالت نجات پي
پاسخ : ضمن تشكر و سپاس از اين ما را محرم راز خود قرار داديد، اميدواريم كه به يارى خداى سبحانه و راهنمايى هايى كه خدمت شما مىشود، اين مشكل رفع گردد.يكى از گناهان كبيرهاى كه بر آن وعده عذاب داده شده، استمنا است، و آن بيرون كردن منى از خود، از راه غير طبيعى است. مانند ماليدن به دست يا به سائر اعضاى بدن خود يا به اعضاى ديگر.در كتاب حدود جواهر الكلام آمده است: هر كسى با دستش يا با عضو ديگرش استمنا كند، بايد تعزير شود، چون كار حرامى بلكه كبيرهاى را مرتكب شده است. از امام صادق(ع) از حكم استمنا پرسيدند. حضرت مىفرمايد:"گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن مجيد از آن نهى فرموده است. استمنا كننده مثل اين است كه با خودش نكاح كرده است. اگر كسى را كه چنين كارى مىكند بشناسيم. با او هم خوراك نخواهم شد".راوى حديث مىپرسد: از كجاى قرآن مجيد حكم آن فهميده مىشود؟ فرمود: "از آيه شريفه "فمن ابتغى وراء ذلك فاولئك هم العادون؛ هر كس با غير از همسر و كنيزش شهوتش را دفع كند، از تجاوز كاران است". اتفاقاً در سوره معارج آيه 31، همين جمله تكرار مىشود.بعد راوى پرسيد: گناه زنا بزرگتر است يا استمنا؟ امام صادق(ع) فرمود: "استمنا گناه بزرگى است".(1)در روايت ديگرى پيامبر(ص) مىفرمايد: "هر كس با دست شهوتش را بيرون كند، ملعون است".(2)اينها خطرات اخروى است اما مضرات جسمى و روحى استمنا: تمام كسانى كه به اين درد گفتار شدهاند، اعتراف كردهاند كه استمنا خطرات فراوانى براى دختر و پسر دارد. اخلاق را فاسد و اعصاب را متشنج و حافظه را مختل و اشتها را كم و ديد چشمها را ضعيف و بدن را نحيف و لاغر مىكند. اين عمل، مبتلايان را به ضعف قواى شهوانى دچار مىكند و آنان جبون و بى حال بار مىآيند و شهامت و درستى از آنان سلب مىشود. چه بسا اشخاصى هستند كه در اثر مبتلا به استمنا، چنان دچار ضعف قواى روحى و جسمى مىشوند كه معتادان به ترياك و شيره، در مقابل آن شير نرى به شمار مىآيند.عمل غير طبيعى جنسى يعنى استمنا، به حواس پنج گانه ضررهايى را وارد مىكند. در درجه اول، در قدرت ديد چشم و شنوايى گوش اثر مىگذارد. بدين معنا كه "ديد" چشم را ضعيف كرده و حس سامعه را تا اندازه قابل توجهى از كار مىاندازد. مبتلايان به اين عمل، مخصوصاً آن هايى كه از لحاظ جسمانى ضعيف مىباشند، غالباً اگر مگسى جلوى چشم خود ببينند، به شدت ناراحت مىشوند و حتى وقتى چشمهاى خود را مىبندند، نمىتوانند از آسيب مگس در امان باشند. چون اين عمل هر بار چندين دقيقه ادامه پيدا مىكند، چشمشان سياهى رفته و دچار سرگيجه مىشوند و به زمين مىافتند. هم چنين به طور مداوم صداى نانهجارى در گوش خود احساس مىكنند كه بسيار ناراحت كننده است. علاوه بر اينها، تحليل رفتن قواى جسمانى و روحانى، كم شدن خون، پريدگى رنگ، نقصان قواى حافظه، لاغرى، ضعف و سستى زياده از حد، بى اشتهايى، كج خلقى، عصبانيت، دوران سر، كم حوصله گى، بى علاقه گى به تحصيل و مطالعه، فراموشى و حواس پرتى و علاقه به خودكشى و حتى كشيده شدن كارشان به جنون، از اثرات خود ارضايى مىباشد.(3)اينها عوارضى است كه معتادان به اين عمل شوم را تهديد مىكند. البته ما ادعا نمىكنيم هر كس يك هفته مبادرت به استمنا كرد، تمام بيمارىهاى ذكر شده او را احاطه خواهند كرد، زيرا حالات اشخاص فرق مىكند. مثلاً ممكن است يك نفر كه براى مدتى مبادرت به استمنا كرده است، در وهله اول فقط به سستى اعصاب يا اختلال حسى سامعه يا ضعيف شدن حس بينايى يا سرگيجه مبتلا شود، ولى بعداً ساير بيمارىها به سراغ او بيايند. پس استمنا هم از نظر شرعى و هم از نظر عرفى حرام و ناپسند است.(4)در خاتمه ماجراى غم انگيزى را كه دختر دانشجوى سال آخر پزشكى براى ما نوشته است، مىنويسيم تا درس عبرتى براى ديگران باشد. وى نوشته بود: من سال آخر پزشكى هستم. جوان دانشجويى كه به من دل بستگى داشت، با اصرار زياد با من ازدواج كرد. پس از انجام مراسم عقد ناگهان گرفتار نگرانى شديد شدم، زيرا مدتى گرفتار استمنا شده بودم. در نتيجه قسمت بيرونى و اندرونى مهبل، سياه و كبود و متورم شده بود، به طورى كه ترسيدم همسرم وقتى مشاهده كند، مرا طلاق بدهد. از اين رو با اصرار و بهانه اتمام تحصيلات، مجبور شدم عروسى نكرده، طلاق بگيرم و آيندهام را تباه سازم.به شما و ساير خواهران محترم مىگوييم: از اين ماجرا درس عبرت بگيرند تا به چنين سرنوشت فلاكت بارى گرفتار نشوند. به عقيده ما بهتر است شما و اين گونه افراد زودتر ازدواج كرده و سرنوشت تباه و سياه آينده را در نظر بگيرند. ضمناً جزهاى كه حاوى دستورهاى ده گانه براى مبارزه با انحرافات جنسى، برگرفته از كتاب مشكلات جنسى جوانان، تأليف آيت الله ناصر مكارم شيرازى را براى شما ارسال مىكنيم. اين جزوه را بخوانيد و به كسانى كه مبتلا هستند برسانيد. ضمناًهمه بايد بدانند كه اين عمل به منزله زنا و از گناهان كبيره است و تكرار اين عمل موجب مىشود بار گناهى كه انسان به دوش مىكشد، هم دنيايش را خراب و هم آخرتش را تباه كند. خوشا به حال كسانى كه زودتر بيدار شدهاند. روزى آگه شوى از حال دلم اى صيادكه به كنج قفسم نيست به جز مشت پرىمن آن چه شرط بلاغ است با تو مىگويمتو خواه از سخنم پندگير و خواه ملال اگر از نظر جسمى ضعيف و دچار ناراحتى معده هستيد، گرفتن سه روز روزه نذر بر شما واجب نيست، ولى اگر حال عموى شما بهبود يافت و شما از نظر جسمى توانستيد روزه بگيريد، گرفتن اين سه روز با شرايط گفته شده بر شما واجب خواهد بود. در خاتمه توفيقثات روز افزون شما را از خداوند منان خواستاريم ان شاءالله عاقبت به خير گرديد.