• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49644
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عقايدى را كه اهل سنت از اصول اسلام دارند (توحيد، عدل، نبوت، امامت و معاد) را بيان نموده و اختلافات عمده و اساسى اى را كه اهل سنت با شيعيان دارند، بيان كنيد.
پاسخ : مقدمتاً عرض مى‏كنيم: مسلمانان همان طورى كه از نظر آنچه مربوط است به فروع دين و مسايل علمى، مذاهب و روش‏هاى مختلفى پيدا كردند و از اين جهت به فرقه‏هاى مختلف تقسيم شدند( جعفرى، زيدى، حنفى، شافعى، مالكى و حنبلى) هر فرقه‏اى، فقهى مخصوص به خود دارد. آنان از نظر مسائل اعتقادى و چيزهايى كه مربوط است به ايمان و اعتقاد مسلمانان نيز فرقه فرقه شدند و هر فرقه‏اى مبانى و اصول اعتقادى مخصوص به خود را دارد. أهم مذاهب كلامى عبارت است از: شيعه، معتزله و اشاعره.(1)اما در مقابل مكتب و عقيده شيعه، مكتب و عقيده اهل سنت است كه معتقدند درباره امامت و خلافت، نصّى از كتاب و سنت وارد نشده و تعيين خليفه پيامبر(ص) و پيشواى مسلمانان پس از رسول اكرم(ص) به انتخاب مسلمانان واگذار شده است. شيعه معتقد است امامت امرى انتصابى است كه از ناحيه خداوند متعال و توسط پيامبر گرامى اسلام(ص) در روز غدير خم رسماً رقم خورده است. س يكى از موارد اختلاف اساسى شيعه با اهل سنت، امامت مى‏باشد.(2)يكى ديگر از موارد اختلاف اساسى بين شيعه و سنى، عدل الهى است. در اين مسئله، نظر شيعه، موافق گروه معتزله، تلقى شده است و مجموعاً در برابر اشاعره، به نام "عدليه" ناميده شده‏اند. نظر به اهمتى كه اين مسئله در علم كلام و عقايد دارد، از مسائل محورى به شمار آمده و حتى از اصول عقايد و از مشخصات مذهب كلامى شيعه و معتزله محسوب شده است. بايد توجه داشت كه اشارعه عدل الهى را نفى نمى‏كند و چنان نيست كه خدا را ظالم بدانند، در حالى كه آيات صريح و غير قابل تأويل، عدل الهى را اثبات و هرگونه ظلمى را از ساحت مقدسش نفى مى‏كند.بحث بر سر اين است كه آيا عقل انسان مى‏تواند صرف نظراز بيانات شرعى (قرآن و سنت پيامبر(ص)) ضوابطى را براى افعال و به خصوص افعال الهى، درنظر بگيرد و براساس آن‏ها حكم به لزوم انجام كارى و ترك كار ديگرى بكند؟ مثلاً بگويد: لازم است خداى متعال، مؤمنان را به بهشت و كافران را به دوزخ ببرد، يا اين گونه قضاوت‏ها تنها براساس وحى، صورت بگيرد و عقل نمى‏تواند صرف نظر از آن‏ها قضاوتى داشته باشد؟نقطه اصلى اختلاف به نام "حسن و قبح عقلى" نامگذارى شده است، كه اشاعره آن را انكار كرده و معتقد شده‏اند در امور تكوينى آن چه را خدا انجام مى‏دهد، نيكو است و در (امور تشريعى)آن چه را خداى سبحان امر مى‏كند، خوب است، نه اين كه چون كارى خوب است، خدا آن را انجام مى‏دهد يا به آن امر مى‏كند. اما عدليّه معتقدند كه افعال، صرف نظر از انتساب تكوينى و تشريعى آن‏ها به خداى متعال، متصف به حسن و قبح مى‏شود و عقل انسان تا حدودى مى‏تواند جهت حسن و قبح افعال را درك كند و ساحت الهى را از انجام افعال قبيح، تنزيه و پاك نمايد. البته نه بدان معنا كه به خدا فرمان بدهد و امر و نهى كند، بلكه بدين معنا كه تناسب كارى را با صفات كماليّه الهى و عدم تناسب كار ديگرى را با آن‏ها كشف مى‏كند. براين‏اساس صدور كارهاى قبيح را از خداى متعال محال مى‏داند.بررسى تفصيلى اين مسئله و پاسخ به شبهاتى كه موجب انكار حسن و قبح عقلى از طرف أشاعره شده و سرانجام، ايشان را روياروى عدليّه قرار داده است، در حوصله اين نوشتار نيست. هم چنين ممكن است سخنان معتزله در اين زمينه نقطه ضعف هايى داشته باشد كه بايد درجاى خودش مورد بررسى قرار گيرد، ولى اصل اعتقاد به حسن و قبح عقلى مورد قبول شيعيان و تأييد كتاب و سنت و پيشوايان معصوم(ع) مى‏باشد.در پايان عرض مى‏كنيم غير از اين دو اصل (امامت و عدل)، در بقيه اصول دين بين شيعه و سنى اختلاف چندانى وجود ندارد.(3)براى اين كه سطح اطلاعات علمى شما در اين خصوص بالا رود، كتاب هايى را در اين زمينه به شما معرفى مى‏نماييم:1 - كتاب عدل الهى، تأليف شهيد مرتضى مطهرى.2 - آموزش عقائد، تاليف استاد محمد تقى مصباح يزدى.3 - كلام و عرفان (آشنايى با علوم اسلامى)، تأليف شهيد مرتضى مطهرى.4 - فرق و مذاهب كلامى، تأليف على ربانى گلپايگانى.5 - از آگاهان بپرسيد، نوشته دكتر محمد تيجانى تونسى، ترجمه سيد محمد جواد مهرى.پى‏نوشت‏ها: 1 - شهيد مرتضى مطهرى، آشنايى با علوم اسلامى، كلام، عرفان، ص 18 - 19.2 - على ربانى گلپايگانى، فرق و مذهب كلامى، ص 165.3 - محمد تقى مصباح يزدى، آموزش عقايد، ج‏1 - 2، ص 190 - 191.
کد سوال : 49645
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگركسى از آغاز بلوغ، جهت پرداخت خمس، حسابرسى به مال و اموال خود نكرده و هم اكنون مقدارى سرمايه دارد و مقدارى بدهكار است و جهت امر ضرورى مانند ازدواج به اين پول و سرمايه نياز دارد، آيا مى‏تواند اول بدهكارى خود را پرداخت كند و امر ضرورى را انجام برساند و
پاسخ : كسى كه از اول تكليف خمس نداده، اگراز منافع كسب، چپزى را كه به آن احتياج ندارد، خريده و يك سال از خريد آن گذشته، بايد خمس آن را بدهد. اگر اثاث خانه و چيزهاى ديگرى را كه به آن‏ها احتياج دارد، مطابق شأن خود خريده ،اگر بداند در بين سالى كه در آن فايده برده، آن‏ها را خريده، لازم نيست خمس آن‏ها را بدهد و اگر نداند كه در بين سال خريده يا بعد از تمام شدن سال بنابراحتياط واجب بايد با حاكم شرع (مرجع تقليد زنده خود) مصالحه كند.(1)در مسئله ديگرى مرحوم آيت الله العظمى آقاى اراكى مى‏فرمايند: كسى كه خمس بدهكار است، اگر با حاكم شرع (مرجع تقليد) مصالحه كند، مى‏تواند در تمام مال تصرّف كند.(2)ضمناً شما شرعاً موظفيد در تقليد، با اجازه يكى از مراجع تقليد زنده، از مرحوم آقاى اراكى تقليد نماييد و مسائل خمس را حتماً با همان مرجع زنده و يا نمايندگان او، حل و فصل و مصالحه فرماييد.پى‏نوشت‏ها:1 - آيت الله آقاى اراكى، توضيح‏المسائل، ص 323، مسئله 1828.2 - آيت الله العظمى آقاى اراكى، توضيح‏المسائل، ص 322، مسئله 1823.
کد سوال : 49646
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا لوازم يدكى را كه در مغازه وجود دارد و مرتباً خريد و فروش مى‏شود و جزء سرمايه كار است، خمس به آن تعلق مى‏گيرد؟
پاسخ : تاجر و كاسب و صنعتگر و مانند اين‏ها از وقتى كه شروع به كاسبى مى‏كنند، يك سال كه بگذرد، بايد خمس آن چه را كه از خرج سالشان زياد مى‏آيد بدهند.(1)از دفتر آيت الله بهجت پرسيده شد فتواى آيت الله اراكى در اين مسئله چيست؟پاسخ دادند: اگر لوازم مزبور را از پول خمس داده شده، خريده باشد، خمس ندارد، تا سر سال برسد و اگر از پول غير مخمس خريده، بايد فوراً خمسش را حساب كند.پى‏نوشت‏ها:1 - مرحوم حضرت آيت الله العظمى اراكى، رساله توضيح‏المسائل، ص 319، مسئله 1798.
کد سوال : 49647
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مغازه‏اى كه انسان براى شغل و كسب روزى خريده و در آن مشغول به كار است، به مغازه (ملك و اصل سرمايه) خمس تعلق مى‏گيرد؟
پاسخ : اگر مغازه را ازپ ول خمس داده شده خريدارى كرده است، ديگر نيازى به پرداخت خمس مغازه وجود ندارد. اگر بخواهد بعداً مغازه را بفروشد، درآن زمان تفاوت قيمت آن را محاسبه و خمس آن را پرداخت مى‏نمايد.
کد سوال : 49648
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از پاسخ قبلى متشكرم. آن چه مرا به اضطراب و دلهره وا مى‏دارد، ترس از آينده است. لطفاً راهنمايى بفرماييد.
پاسخ : موفقيت شما را در كسب مدارج علمى تبريك مى‏گوييم. خداى را شاكريم كه در گوشه و كنار اين مرز و بوم اسلامى، خواهرانى چون شماچنين روحيه شادى دارند. و از توانايى بالايى برخوردارند. موفقيت هايى را كه به دست آورده‏ايد دست كم نگيريد و با برنامه ريزى صحيح آينده‏اى روشن فراروى خود ترسيم كنيد. اين را نيك بدانيد كه رمز موفقيت افرادى كه در جامعه بهحد بالايياز علم رسيده اند، داشتن هدف متعالى و برنامه ريزى صحيح است. انسان مى‏بايست اوقات شبانه روزى خود را تقسيم كند. خود را ملزم به انجام كارى كند كه متعهد شده است. در اين زمينه مثال معروفى وجود دارد كه مى‏گويند: كار امروز را به فردا ميفكن. انسان اگرمحيط اطراف و واقعيت‏هاى مربوط به خود را باور نكند، نمى‏تواند اراده‏اى قوى پيدا كند. ارزش علم بايد بهشكل يك باور درآيد ارزش علم بايد در جان و دل انسان رسوخ كند. اين ميسر نيست مگر به باور كردن اين مسئله كه انسان مسافرى است كه دمى به دنيا آمده و به دمى از بين مى‏رود. آن چه موجب عزت آدمى مى‏شود، تقويت بنيه‏هاى انسانى و ايمانى و علمى است تا در جامعه فردى مفيد و شرافت‏مند باشد. جامعه‏اى كه هم اكنون با انواع تهاجم‏هاى فرهنگى و شبيخون‏هاى شيطانى رو به رو است.ترس شديد از آينده اگرچه تا حدى صحيح به نظر مى‏رسد ولى اگرانسانى از هم اكنون بنيه‏هاى معنوى و اعتقادى خويش را محكم كند، در آينده به درختى تنومند تبديل خواهد شد كه چون سدى استوار در مقابل تند بادهاى زمانه مقاومت خواهد كرد و مردم از سايه سار وجودش بهره‏ها خواهند برد. انسان مرهون و مديون تربيت خويش است. او بايد بداند كه راه و رسم زندگى شرافت مندانه كردن چيست، و اين مسيرنمى شود جز به تهذيب نفس و پرورش صحيح و پيمودن راه تقوا. از تمسخر ديگران نهراسيد و بر تعصبات مذهبى و دينى و حتى عرفى و اخلاقى اصرار ورزيد. آن چه پايدار است، عمل نيك انسان مى‏باشد كه در صحفه هستى تا به ابد درخشنده باقى خواهد ماند. آينده ترسيم رفتار امروز ما است. پس آينده به خودى خود واهمه ندارد.
کد سوال : 49649
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا داشتن علاقه به فرد نامحرم بدون آن كه شخص بداند، عيبى دارد؟
پاسخ : حساسيت دينى خواهرانى چون شما بسيار قابل تحسين است. شغل مشاوره، خطير و حساس و در عين حال ظريف است. افرادى كه به اين شغل روى آورند، قبل از هر چيز بايد از آگاهى و تخصص لازم برخوردار بوده و مشاوره ايشان تأثير گذار باشد.زن در جامع نسبت به مرد آمادگى آسيب پذيرى بيش‏ترى دارد. جامعه پر زرق و برق امروز هر چند در امر مربوط به رفاه مردم مؤثر بوده ولى موجب سلب اعتماد نيز شده است. زنى كه به عنوان مشاور درمحلى خصوصى مشغول به كار مى‏شود، بهتر است براى دور ماندن از بعضى آسيب‏ها، از پذيرفتن مردان خوددارى كند، اگرچه پذيرفتن يك زوج اشكالى ندارد، ولى در محيط در بسته كه شايد شخص ديگرى نتواند به آن جابرود، حضور يك مرد جهت مشاوره شايد صلاح نباشد، خصوصاً اگر حرف هايى مربوط به امور زناشويى مطرح شود كه از نظر شرعى دچار اشكال خواهد شد.در فتاواى مراجع عظام تقليد چنين آمده است: "اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتى باشند كه كسى در آن جا نباشد و ديگرى نمى‏تواند وارد شود، حرام است، چه به ذكر خدا مشغول باشند يا به صحبت ديگر؛ خواب باشند يا بيدار و نمازشان هم در آن جا صحيح نيست.(1) حساسيت دينى و شرعى در پرهيز از خلوت كردن دو نامحرم هر چند به نماز و عبادت مشغول باشند براى اين است كه در چنين مواقعى فرد سوم ميان آنها شيطان است كه زمينه انحراف را فراهم مى‏كند، كه تجربه آن را نشان داده است.امام على(ع) فرمود: "در سلام كردن به زن‏ها سبقت نگيريد (اول شما سلام نكنيد) و آن‏ها را به خوردن غذا دعوت نكنيد".(2) حضرت از سلام كردن به زن‏هاى جوان پرهيز كرده و آن را خوشايند نمى‏دانستند.(3) در هر حال اگر مجبور به پذيرش مرد هستيد، لازم است افرادى را بپذيرد كه داراى همسر بوده و با همسرشان به محل كال شما بيايند. جهت سلامتى روحى و حفظ موقعيت خودتان بهتر است از پذيرش مردان به صورت خصوصى خوددارى كنيد.پى نوشتها:1 - توضيح‏المسائل مراجع تقليد، ج‏2، ص 423، مسئله 2445.2 - وسائل الشيعه، ج‏14، كتاب نكاح، ص 173 حديث‏1.3 - همان، حديث 3.
کد سوال : 49650
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا شك بين ركعت اول و دم موجب بطلان نماز مى‏شود؟
پاسخ : از حضرت امام باقر (ع) نقل شده كه: وقتى پيامبر اكرم را به معراج بردند، هنگام برگشت خداوند متعال ده ركعت نماز، هر دو ركعت به يك سلام را در پنج وقت بر او و امتش واجب و امر كرد كه آن را به جا آورند. پيامبر (ص) و پيروانش چندين سال به همين منوال نماز خواندند، تا آن گاه كه امام حسن مجتبى و امام حسين (ع) متولد شدند. پيامبر (ص) به شكرانه اى ميلاد پر بركت، هفت ركعت بر نماز افزود؛ دو ركعت بر ظهر دو ركعت بر عصر و دو ركعت بر عشاء و يك ركعت هم بر نماز مغرب (1) آن تعداد نمازى كه خدا واجب كرد، "فرض اللَّه" و آن چه پيامبر افزود، "فرض النبى" گويند. مى‏گويند: چون ركعات اول و دوم فرض اللَّه است، لذا شك در آن موجب بطلان خواهد بود.(2) پاورقى: 1 - حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 3، كتاب الصلاة، باب 21، حديث 6، ص 60، چاپ بيروت. 2 - همان، ج 5، ص 299، باب 1 از ابواب الخلل فى الصلاة حديث 1.
کد سوال : 49651
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بر اثر دخالت‏هاى خانواده خانمم، زندگى ام بامشكل روبرو شده است. تقاضاى راهنمايى دارم.
پاسخ : ازدواج و انتخاب همسر و پيوند زناشويى يكى از سنت‏هاى پرثمر الهى است. خداوند انسان را به گونه‏اى آفريد كه بدون همسر ناقص است. انسان هر چه از نظر علم و ايمان و فضايل اخلاقى بالا رود، تا همسر اختيار نكند، بهكمال مطلوب نمى‏رسد. هيچ چيز ديگر جاى ازدواج و تشكيل خانواده را نمى‏گيرد. مرد براى زن و زن براى مرد آفريده شده است و اين دو كاملاً نيازمند همديگر هستند. نه زن مى‏تواند بدون همسر زندگى معقول و آرامى داشته باشد و نه مرد بدون زن.از نظر روحى و جسمى، هر يك به تنهايى ناقصند. هيچ دينى به اندازه دين مقدس اسلامى روى ازدواج تكيه نكرده و پيروانش را نسبت به آن تشويق و ترغيب ننموده است.رسول خدا(ص) فرمود: "انسان مسلمان بعد از نعمت اسلام هيچ فايده‏اى نبرده است كه بهتر از همسر مسلمان و شايسته باشد".(1) حضرت در حديث ديگر فرمود: "هيچ كانونى در اسلام بر پا نشده است كه نزد خداوند محبوب‏تر و عزيزر از كانون ازدواج باشد".(2) مولاى متقيان على(ع) فرمود: "هيچ يك از ياران رسول خدا(ص) ازدواج نمى‏كرد مگر اين كه پيامبر اكرم درباره او مى‏فرمود: دينش كامل شد".(3)امام صادق(ع) از مردى پرسيد: همسر دارى؟ عرض كرد: نه. حضرت فرمود: دوست ندارم يك شب بى همسر بمانم، گرچه مالك تمام دنيا باشم.(4)اين نعمت بزرگ براى شما فراهم شده است و شكر اين موهبت الهى به اين است كه بتوانى آن را نگه داشته و از ثمره شيرينش بهره‏مند شوى. براى اين كه اين كانون سراسر مهر و محبت و خوشى شده و از سستى يا خداى نكرده از فروپاشى آن جلوگيرى شود، رعايت چند چيز لازم است.1 - ابراز عشق و محبت نسبت به خانم خود. زن و شوهر دو ركن بزرگ خانواده هستند، ليكن مرد بدان جهت كه سرپرست خانواده است، مى‏تواند با تدبيرات عاقلانه خويش خانواده را به بهترينوجه اداره كند و اسباب خوش بختى و سعادت آنان را فراهم سازد و محيط خانه را همانند بهشت برين مرتب و منظم گرداند و همسرش را به صورت فرشته‏اى در آورد. مردى كه بخواهد زن دارى كند، بايد اخلاق و روحيات همسرش را به دست آورد، تا بتواند در او نفوذ كرده و دلش را به دست آورد كه به خانه و زوندگى دلگرم شده، از روى عشق و عاقه خانه دارى كند. زن كانون محبت و يك موجود صد در صد عاطفه است. از وجودش مهر و محبت مى‏بارد و حيات و زندگى او به عشق و علاقه بستگى دارد. مى‏خواهد محبوب شوهرش باشد. ممكن است اظهار نكند، ولى هر چه محبوب‏تر باشد، شاداب‏تر خواهد بود. براى به دست آوردن محبوبيت تا سر حد فداكارى كوشش مى‏كند. اگر بداند محبوب شوهر واقع نشده، خودش را شكست خورده و بى اثر پنداشته، دائماً پژمرده و افسرده خواهد بود. به همين خاطر بزرگ‏ترين رمز زن دارى اظهار محبت و علاقه است، و بهترين كليد حل مشكلات زناشويى اظهارعشق و علاقه است.اگر بخواهى دل همسرت را به طورى مسخر گردانى كه مطيع تو شود، اگر مى‏خواهى پيوند زناشويى را استوار سازى، اگر مى‏خواهى او را به خانه و زندگى دلگرم نمايى، اگر مى‏خواهى او را نسبت به خودت علاقه‏مند سازى، اگر مى‏خواهى تا آخر عمر نسبت به تو وفادار باشد، بهترين راهش اين است كه تا مى‏توانى نسبت به همسرت اظهار عشق و علاقه كنى.پيامبر اسلام(ص) فرمود: "هر چه ايمان انسان كامل‏تر باشد، به همسرش بيش‏تر اظهار محبت مى‏كند".(1) نيز فرمود: "اين سخن مرد كه به همسرش مى‏گويد: واقعاً تو را دوست دارم، هرگز از قلبس خارج نخواهد شد".(2)امام صادق(ع) فرمود: "يكى از اخلاق پيامبران اين است كه نسبت به همسرانشان محبت دارند".(3)بايد توجه داشت كه تنها محبت قلبى كافى نيست، بلكه لازم است صريحاً محبت را اظهار نمود. صريحاً به همسرت اظهار محبت و عشق و علاقه كن، زيرا يكى از چيزهايى كه بانوان آن را فراموش نمى‏كنند. مهرورزى‏هاى واقعى است. وقتى شما همديگر را از صميم قلب دوست داشته باشيد و ديدن يكديگر براى تان لذت بخش باشد، تحمل مشكلات و حل آن بسيار آسان خواهد شد. بنابراين هر چه مى‏توانى نسبت به خانمت اظهار محبت و علاقه كن كه نتيجه اش صلح و صفا و صميميت خواهد بود. وقتى همسرت با تمام وجود لمس كرد كه شوهرش او را دوست دارد و علاقه‏مند به او است و خواهان سعادت او است، به زندگى چسبيده و به حرف ديگران و دخالت‏هاى خانواده ترتيب اثر نمى‏دهد. وقتى آن‏ها ديدند دخالت‏هايشان بى اثر است، دست از كارشان خواهند كشيد.2 - در يك وقت مناسب با همسرت در ميان بگذار كه محيط خانه بايد محيط صفا و محبت باشد، نه محيط كشمكش و بهانه جويى، و هر دو بايد در جهت تأمين سعادت و خوش بختى زندگى مشتركمان تلاش كنيم و سعى كنيم زندگى را سراسر مهر و شيرينى كنيم. مگر نه اين است كه مى‏خواهيم خوش بخت شويم؟ آيا خوش بختى در صلح و صفا است يا در درگيرى و اختلاف كه هم براى دنيا و هم براى آخرت زيان بار است؟ به او زبان خوش و منطقى بگو كه: من خواهان خوش بختى تو هستم و در اين جهت تلاش مى‏كنم. لذا به دخالت‏هاى بى جا و غير منطقى ترتيب اثر نده. البته نه به اين سخن كه با كسى درگير شود، زيرا اين كار بسيار مضر است، بلكه با اخلاق خوش و ترتيب اثر ندادن عملى به دخالت‏ها، به آن‏ها بفهماند او زندگى خود را دوست دارد و به شوهرش علاقه دارد و از زندگى خود راضى است.وقتى خانواده همسرت اين برخورد را از دخترشان ديدند، دست از كارشان بر مى‏دارند، زيرا آنان در واقع خير خواه شما هستند، ليكن خيال مى‏كنند كه با دخالتشان به شما خدمت مى‏كنند.3 - هم در خانه و هم نسبت به خانواده همسرت خوش اخلاق باش، زيرا چنانچه احسان و بخشش، محبت ديگران را جلب مى‏كند، رفتار با اخلاق حسنه و خُلق و خوى نيك، محيت ديگران را جلب مى‏كند. امام على(ع) فرمود: "خوش رويى دام دوستى است".(4)امام موسى بن جعفر(ع) فرمود: خوش خلقى خانه‏ها را آباد و روزى را فراوان مى‏كند".(6) پيامبر اسلام(ص) فرمود: "خوش خلقى خير دنيا و آخرت را با خود دارد".(7)بدانيد اگر با خانواده همسرت با خوش اخلاقى برخورد نمايى و رابطه ات را با آنها قطع نكنى و با كمال حسن نيت به آن‏ها بفهمانى كه آن‏ها را دوست دارى و همه تلاشت براى خوش بختى دخترشان است، در آن‏ها اثر خوب ميگذارد و رفتارشان را عوض مى‏كنند، زيرا آنان در واقع خواهان سعادت دخترشان هستند، ليكن سوراخ دعا را گم كرده‏اند. وقتى از شما غير از اخلاقى نيك و رعايت ادب و احترام نديدند، به طور طبيعى به اشتباهشان پى برده و تغيير رفتار خواهند داد.4 - مطلقاً نبايد نسبت به خانواده همسرت كينه داشته باشى، زيرا كينه نسبت به ديگرى از گناهان قلبى و انحراف‏هاى روانى است و كينه از جمله صفاتى است كه در هر دلى جاى گرفت، موجب شقاوت و محروميت سعادت و خوش بختى در زندگى دنيا وآخرت خواهد شد. يكى از عوارض كينه اين است كه انسان را همدست شيطان مى‏كند، زيرا خدا انسان‏ها را به دوستى و الفت و مهربانى نسبت به هم دعوت مى‏كند و شيطان به درگيرى و اختلاف دعوت مى‏كند. كينه همواره انسان را به دشمنى و تلافى مى‏خواند و وادار مى‏كند انسان به فكر آشتى بيفتد.بنابراين همواره از در دوستى و آشتى وارد و به آنان بقبولان كه تو هم جزء خانواده آن‏ها هستى و دخترشان را دوست دارد و براى زندگى هميشگى آن را انتخاب كرده‏اى. در اين صورت موفق خواهى شد.5 - از ته دل باور كنى آن چه دين و اسلام درباره خوش خلقى و محبت به همسر و سلامت قلب و نبودن كينه در قلب و روابط حسنه با مردم خصوصاً با فاميل دستور داده، صدردرصد به نفع انسان است و اگر انسان به حرف خدا گوش دهد، در دنيا و آخرت خوش بخت مى‏شود. وقتى اين را از عمق جان پذيرفتى عمل به آن آسان خواهد شد.6 - فكر طلاق را صد در صد از مغزت بيرون كن، زيرا اولاً طلاق مبغوض‏ترين و بدترين كارها است، كه با انجام آن عرش خدا مى‏لرزد. ثانياً طلاق ضربه‏اى سنگين و عميق بر زندگى است. ثالثاً وقتى در فكر طلاق باشى، به فكر آشتى نيستى، ولى وقتى پل طلاق را خراب كردى و تصميم قطعى گرفتى با همسرت زندگى كنى، راه حل‏هاى آشتى را يكى پس از ديگرى پيدا مى‏كنى و موفق مى‏شوى زيرا انسان موجودى است كه اگر چيزى را اراده كند و از خداوند كمك بخواهد و دنبالش برود، به مطلبش خواهد رسيد. با اميد زندگى خوش و شيرين براى شما.پى‏نوشت‏ها:1 - شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج‏14، ص 23.2 - همان، ص 6.3 - مكارم الاخلاق، ص 99.4 - ابراهيم امينى، آئين همسر دارى، ص 12.5 - ابراهيم امينى، آئين همسر دارى، ص 204.6 - همان.7 - همان.8 - مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ماده خوش رويى.9 - همان.10 - همان.11 - همان.12 - همان.
کد سوال : 49652
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پولى را كه انسان براى كارهاى ضرورى و واجب مانند ازدواج جمع نموده و قناعت زيادى كرده است تا بتواند براى اين كار پس انداز داشته باشد، آيا به چنين پس اندازى خمس تعلق مى‏گيرد؟ اگر تعلق مى‏گيرد، چقدر است؟
پاسخ : برادر گرامى! ضمن تشكر از مكاتبه و اعتماد شما به اين واحد، قبل از پاسخ دادن به سؤال شما، يادآور مى‏شويم خمس را بايد به مجتهد جامع الشرائط و زنده تسليم كنند(1) و اگر مرجع انسان از دنيا رفت، مى‏تواند با اجازه يكى از مراجع زنده، بر تقليد از مرجع از دنيا رفته باقى بماند. در اين صورت هم بايد خمس را به مرجع زنده داد، كه از وى اجازه تقليد گرفته است.طبق فتواى مرحوم آيت الله اراكى: اگر به واسطه قناعت كردن، چيزى از مخارج سال انسان زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.(2)مقدار تعلق خمس به پول شما بستگى به اندازه پول شما دارد كه به اهل فنّ مرجعه نموده و مقدار بدهكارى شما مشخص مى‏شود. خداوند به شما سلامتى و به كسب و كار شما بركت عنايت فرمايد. ايمان و اعتقاد قلبى را به شما تبريك مى‏گوييم. موفق و عاقبت به خير گرديد. البته به فتواى بعضى از مراجع تقليد پول هايى را كه جمع آورى مى‏كند تا بتواند لوازم ضرورى زندگى مانند خانه و وسائل زندگى را تهيه كند، خمس بر آن‏ها تعلق نمى‏گيرد.(3)پى‏نوشت‏ها:1 - توضيح‏المسائل مراجع، ج‏2، ص 62، مسئله 1834.2 - آيت الله العظمى آقاى اراكى، توضيح‏المسائل، ص 318، مسئله 1789.3 - توضيح‏المسائل مراجع، ج‏2، ص 26، ذيل مسئله 1775.
کد سوال : 49653
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دخترى 25 ساله هستم و مبتلا به خودارضايى به طورى كه نمى‏توانم در بعضى مواقع، خودم را كنترل كنم و كم كم در دام شيطان افتاده و دست به خودارضايى مى‏زنم. خواهش مى‏كنم با توجه به ايمان و اعتقاداتم به خداى سبحانه و ائمه اطهار(ع)، كمك كنيد تا از اين حالت نجات پي
پاسخ : ضمن تشكر و سپاس از اين ما را محرم راز خود قرار داديد، اميدواريم كه به يارى خداى سبحانه و راهنمايى هايى كه خدمت شما مى‏شود، اين مشكل رفع گردد.يكى از گناهان كبيره‏اى كه بر آن وعده عذاب داده شده، استمنا است، و آن بيرون كردن منى از خود، از راه غير طبيعى است. مانند ماليدن به دست يا به سائر اعضاى بدن خود يا به اعضاى ديگر.در كتاب حدود جواهر الكلام آمده است: هر كسى با دستش يا با عضو ديگرش استمنا كند، بايد تعزير شود، چون كار حرامى بلكه كبيره‏اى را مرتكب شده است. از امام صادق(ع) از حكم استمنا پرسيدند. حضرت مى‏فرمايد:"گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن مجيد از آن نهى فرموده است. استمنا كننده مثل اين است كه با خودش نكاح كرده است. اگر كسى را كه چنين كارى مى‏كند بشناسيم. با او هم خوراك نخواهم شد".راوى حديث مى‏پرسد: از كجاى قرآن مجيد حكم آن فهميده مى‏شود؟ فرمود: "از آيه شريفه "فمن ابتغى وراء ذلك فاولئك هم العادون؛ هر كس با غير از همسر و كنيزش شهوتش را دفع كند، از تجاوز كاران است". اتفاقاً در سوره معارج آيه 31، همين جمله تكرار مى‏شود.بعد راوى پرسيد: گناه زنا بزرگ‏تر است يا استمنا؟ امام صادق(ع) فرمود: "استمنا گناه بزرگى است".(1)در روايت ديگرى پيامبر(ص) مى‏فرمايد: "هر كس با دست شهوتش را بيرون كند، ملعون است".(2)اين‏ها خطرات اخروى است اما مضرات جسمى و روحى استمنا: تمام كسانى كه به اين درد گفتار شده‏اند، اعتراف كرده‏اند كه استمنا خطرات فراوانى براى دختر و پسر دارد. اخلاق را فاسد و اعصاب را متشنج و حافظه را مختل و اشتها را كم و ديد چشم‏ها را ضعيف و بدن را نحيف و لاغر مى‏كند. اين عمل، مبتلايان را به ضعف قواى شهوانى دچار مى‏كند و آنان جبون و بى حال بار مى‏آيند و شهامت و درستى از آنان سلب مى‏شود. چه بسا اشخاصى هستند كه در اثر مبتلا به استمنا، چنان دچار ضعف قواى روحى و جسمى مى‏شوند كه معتادان به ترياك و شيره، در مقابل آن شير نرى به شمار مى‏آيند.عمل غير طبيعى جنسى يعنى استمنا، به حواس پنج گانه ضررهايى را وارد مى‏كند. در درجه اول، در قدرت ديد چشم و شنوايى گوش اثر مى‏گذارد. بدين معنا كه "ديد" چشم را ضعيف كرده و حس سامعه را تا اندازه قابل توجهى از كار مى‏اندازد. مبتلايان به اين عمل، مخصوصاً آن هايى كه از لحاظ جسمانى ضعيف مى‏باشند، غالباً اگر مگسى جلوى چشم خود ببينند، به شدت ناراحت مى‏شوند و حتى وقتى چشم‏هاى خود را مى‏بندند، نمى‏توانند از آسيب مگس در امان باشند. چون اين عمل هر بار چندين دقيقه ادامه پيدا مى‏كند، چشمشان سياهى رفته و دچار سرگيجه مى‏شوند و به زمين مى‏افتند. هم چنين به طور مداوم صداى نانهجارى در گوش خود احساس مى‏كنند كه بسيار ناراحت كننده است. علاوه بر اين‏ها، تحليل رفتن قواى جسمانى و روحانى، كم شدن خون، پريدگى رنگ، نقصان قواى حافظه، لاغرى، ضعف و سستى زياده از حد، بى اشتهايى، كج خلقى، عصبانيت، دوران سر، كم حوصله گى، بى علاقه گى به تحصيل و مطالعه، فراموشى و حواس پرتى و علاقه به خودكشى و حتى كشيده شدن كارشان به جنون، از اثرات خود ارضايى مى‏باشد.(3)اين‏ها عوارضى است كه معتادان به اين عمل شوم را تهديد مى‏كند. البته ما ادعا نمى‏كنيم هر كس يك هفته مبادرت به استمنا كرد، تمام بيمارى‏هاى ذكر شده او را احاطه خواهند كرد، زيرا حالات اشخاص فرق مى‏كند. مثلاً ممكن است يك نفر كه براى مدتى مبادرت به استمنا كرده است، در وهله اول فقط به سستى اعصاب يا اختلال حسى سامعه يا ضعيف شدن حس بينايى يا سرگيجه مبتلا شود، ولى بعداً ساير بيمارى‏ها به سراغ او بيايند. پس استمنا هم از نظر شرعى و هم از نظر عرفى حرام و ناپسند است.(4)در خاتمه ماجراى غم انگيزى را كه دختر دانشجوى سال آخر پزشكى براى ما نوشته است، مى‏نويسيم تا درس عبرتى براى ديگران باشد. وى نوشته بود: من سال آخر پزشكى هستم. جوان دانشجويى كه به من دل بستگى داشت، با اصرار زياد با من ازدواج كرد. پس از انجام مراسم عقد ناگهان گرفتار نگرانى شديد شدم، زيرا مدتى گرفتار استمنا شده بودم. در نتيجه قسمت بيرونى و اندرونى مهبل، سياه و كبود و متورم شده بود، به طورى كه ترسيدم همسرم وقتى مشاهده كند، مرا طلاق بدهد. از اين رو با اصرار و بهانه اتمام تحصيلات، مجبور شدم عروسى نكرده، طلاق بگيرم و آينده‏ام را تباه سازم.به شما و ساير خواهران محترم مى‏گوييم: از اين ماجرا درس عبرت بگيرند تا به چنين سرنوشت فلاكت بارى گرفتار نشوند. به عقيده ما بهتر است شما و اين گونه افراد زودتر ازدواج كرده و سرنوشت تباه و سياه آينده را در نظر بگيرند. ضمناً جزه‏اى كه حاوى دستورهاى ده گانه براى مبارزه با انحرافات جنسى، برگرفته از كتاب مشكلات جنسى جوانان، تأليف آيت الله ناصر مكارم شيرازى را براى شما ارسال مى‏كنيم. اين جزوه را بخوانيد و به كسانى كه مبتلا هستند برسانيد. ضمناًهمه بايد بدانند كه اين عمل به منزله زنا و از گناهان كبيره است و تكرار اين عمل موجب مى‏شود بار گناهى كه انسان به دوش مى‏كشد، هم دنيايش را خراب و هم آخرتش را تباه كند. خوشا به حال كسانى كه زودتر بيدار شده‏اند. روزى آگه شوى از حال دلم اى صيادكه به كنج قفسم نيست به جز مشت پرى‏من آن چه شرط بلاغ است با تو مى‏گويم‏تو خواه از سخنم پندگير و خواه ملال اگر از نظر جسمى ضعيف و دچار ناراحتى معده هستيد، گرفتن سه روز روزه نذر بر شما واجب نيست، ولى اگر حال عموى شما بهبود يافت و شما از نظر جسمى توانستيد روزه بگيريد، گرفتن اين سه روز با شرايط گفته شده بر شما واجب خواهد بود. در خاتمه توفيقثات روز افزون شما را از خداوند منان خواستاريم ان شاءالله عاقبت به خير گرديد.