کد سوال : 49624
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فلسفه پوشيدن لباس سياه براى عزادارى چيست ؟
پاسخ : پوشيدن لباس سياه شعار اهل مصيبت و علامت سوگوارى و عزا است و پوشيدن آن در عزاى حضرت سيّدالشهدا و ساير معصومين عليهم السلام , تعظيم شعاير و اعلان برائت از اعداى آل محمد6و تجليل ازايثار, فداكارى , شهادت در راه خدا و عناوين راحجه ديگر است . به طور يقين اين برنامه ها و سياه پوشيدن وسياهپوش كردن در و ديوار خانه و حسينيه ها, تكايا و مجالس , كه متضمن درس هاى بسيار آموزنده و موجب تعالى افكار و اهداف و تبلور شعور مذهبى و انسانى است همه راحج و سبب احيا و بسط امر مذهب و تحكيم علايق وروابط با خاندان رسالت است .(1)فقها پوشيدن لباس سياه جهت عزادارى را راجح مى دانند. پس از شهادت امام حسين 7و ياران آن حضرت ,كسى از زنان بنى هاشم و طايفه قريش نبود مگر آن كه براى امام حسين 7لباس سياه پوشيده بود.(2)فقط در دوران حاكميت بنى عباس , چون لباس سياه به عنوان لباس رسمى آنان محسوب مى شده پوشيدن لباس سياه به عنوان يكى از مصاديق تلبس به لباس ظلمه و تشبه به آن ها محسوب مى شد كه با نابودى آنان اين عنوان منتفى شده امروزه سياه پوشى از ويژگى هاى مهم شيعه است , شيعه در عزادارى ها همانند ايام محرم و صفر نه تنهاسياه مى پوشد, بلكه در و ديوار و كوى و برزن را نيز سياهپوش مى كند. لباس سياه , نشانهء عشق و دوستى به ساحت مقدس امامان معصوم : است و اعلام جانبدارى از سرور آزادگان در جبههء ستيز حق و باطل كه سراسر تاريخ را فراگرفته است . شيعه با سياهپوشى خويش در عاشورا اعلام مى دارد كه در منطق وى , بى حسين , جامعه تاريك , جهان بى فروغ است .(3) امروزه پوشيدن لباس سياه از شعاير شيعه محسوب مى شود.(پـاورقى 1.حسين رجبى , پاسخ به شبهات عزادارى , ص 105(پـاورقى 2.بحارالانوار, ج 45 ص 196(پـاورقى 3.همان , ص 106
کد سوال : 49625
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : امر به معروف و نهى از منكر از ديدگاه اسلام را توضيح دهيد.
پاسخ : امر به معروف و نهى از منكر يكى از اصول عملى اسلام است . اصلى است كه در قرآن كريم با صراحت و تاكيد آمده و در اخبار نبوى و آثار ائمه طاهرين درباره آن بسيار سخن گفته شد.قرآن كريم مى فرمايد: مسلمانان بهترين امتى هستيد (يا بوديد) كه خدا براى مردم جهان نمايان فرمود, زيرا شما امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد و ايمان به خدا داريد>.با بودن چهار شرط, امر به معروف و نهى از منكر واجب مى شود: 1 علم به معروف و منكر 2 احتمال فايده و اثربر امر و نهى باشد 3 كسى كه معروف را ترك كرده يا منكر را مرتكب شده , در ترك واجب يا فعل حرام مصر و مستمرباشد 4 مفسده و ضررى بر امر و نهى نباشد.امر به معروف و نهى از منكر داراى سه درجه و مرحله است : 1 مرتبه قلب 2ـ مرتبه زبان 3 مرتبه دست و عمل فقهاء هم اين سه مرحله را تشريح كرده و تفصيل داده اند وگفته اند در درجه اول مسلمانب ايد در قلب خود نسبت به خلافكارى ها و ترك واجبات الهى تنفرى احساس نمايد وكمترين مظهرى كه از اين تنفر قلبى مى تواند داشته باشد, يك عمل منفى است يعنى اعتراض و ترك معاشرت وترشرويى است . در مرتبه زبان هم بايد اول از طريق پند و نصيحت و نرمى وارد شود و اگر فايده اى نكرد سخنانى درشت به كار برده شود. براى مرتبه دست و علم هم مراتبى ذكر كرده اند و غالباً متوجه اين ضيه شده اند كه گاهى احتياج مى افتد به اين كه برخورد عملى شود كه چه بسا صدماتى را به همراه داشته باشد, فقها در اين جا توقف مى كنند و مى گويند اين ديگر وظيفه عامه مردم نيست و اين مرتبه امر به معروف و نهى از منكر وظيفه حاكم شرعى است و دولت اسلامى است . اگر به عموم مردم اجازه اين كارها داده شود مستلزم هرج و مرج در اجتماع مى شود.(1)(پـاورقى 1.استاد شهيد مرتضى مطهرى , مجموعه گفتارها, ص 36
کد سوال : 49626
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : يك هيئت عزادارى بر چه اساسى تأسيس مى شود و نحوه پيشرفت و هدايت امر تبليغ با چه روشى امكان پذير است ؟
پاسخ : هيئت مذهبى , نوعى تشكّل مذهبى بر محور عزادارى براى سيد الشهدا و ائمه عليهم السلام است .مجموعه هايى از مردم هر محلّه , در شهرها يا رسوتاها كه براى سوگوارى و روضه خوانى نسبت به امام حسين 7 به ويژه درايام عاشورا تشكيل مى شود. هيئت , سنّتى دير پا و مردمى است و با بودجه علاقه مندان به امام حسين 7شكيل مى يابد. در طول سال هم فعاليت مى كند و جلسات هيئت برگزار مى گردد, اما روز عاشورا, براى سيه زنى وعزادارى از حسينيه يا محله بيرون مى آيند و به حرم ها و امام زاده و تكيه ها مى روند. هر هيئت نام خاص و پرچم وعلامت ويژه دارد. هيئت هاى عزاداى گاهى متوسلين به يكى از ائمه يا شهداى كربلا هستند. هيئت كه نوعى سوگوارى گروهى است , در قديم هم رايج بوده و شيعيان به صورت دسته جمعى نوحه خوان و با تشكيلاك طعام , به زيارت قبر امام حسين 7مى رفتند. امام صادق 7به فائد حنّاط كه خبر اينگونه زيارت هاى جمعى را باز مى گفت ,فرمود: هر كس قبر حسين 7را زيارت كند, در حالى كه به حق او آشنا باشد, خداوند گناهان گذشته و آينده او رامى آمرزد.(1)براى اين كه در امر تبليغ , پيشرفت وجود داشته باشد بايد شيوه حكيمانه اسلام در هدايت و ارشاد مردم كه مستفاد از قرآن كريم است مورد توجه قرار گيرد. قرآن كريم طى آيه شريفه اى , چگونگى تبليغ و دعوت جوامع بشرى به دين خدا را اعلام مى دارد. كيفيت تبليغ در اسلام برنامه خاصى دارد و بايد در كادر معينى صورت گيرد.قرآن كريم مى فرمايد: شريفه , بايد روش خطابه و تبليغ بر سه محور استوار باشد: 1 حكمت و منطق 2 مواعظ بليغ 3 شيوهء جدل ومجادله نيكوتر.(2)براى توسعه و گسترش همراه با كيفيت در خور شأن تبليغ , بايد به برنامه ريزى منسجم و منظم در امر تبليغ اهتمام ورزيد و در خصوص اجراى آن بايد از مبلغان توانا كه تأثيرگذار باشند استفاده نمود و از طرف ديگر شناخت مخاطبان نيز مى تواند در تأثير به سزاى تبليغ نقش داشته باشد.(پـاورقى 1.جواد محدّثى , فرهنگ عاشورا, ص 472(پـاورقى 2.محمد باقر شريعتى سبزوارى , اصول و مبادى سخنورى , ص 161و 162
کد سوال : 49627
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خواهشمنديم نظريات خود را در خصوص مقاله اينجانب بيان فرماييد.
پاسخ : از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم . در خصوص مقاله كوتاه ارسالى شما, چند نكته قابل تأمل و دقت وجود دارد كه در نظر گرفتن اين موارد و اصلاح آن ها مى تواند براى شما راهگشا باشد: 1 هر شخصى كه مطلبى مى نويسد در بدو امر بايد بر مفردات مورد استفاده خويش وقوف و آگاهى داشته باشدو استفاده از لغت بايد بدون غلط يا بسيار كم غلط باشد. شما سعى كنيد از لغت هايى استفاده كنيد كه يقين داريد آن راصحيح مى نويسيد و اگر در مورد لغتى ترديد داريد و يا ضبط آن را نمى دانيد حتماً به فرهنگ هاى لغت مراجعه كنيد,چون در نوشتار شما اغلاطى به چشم مى آيد كه رغبتى در خوانند مقاله ايجاد نمى كند.2 از لحاظ ساختار ادبى و جمله بندى , بايد ابتدا و انتهاى جمله مشخص باشد و جملات ناقص مورد استفاده قرار نگيرد كه اين امر متأسفانه در نوشتار شما مورد لحاظ قرار نگرفته است . سعى كنيد از جملات تام استفاده كنيد كه مقصود شما را به صورت كامل و جامع به مخاطب القا مى كند.3 از لحاظ ساختار كلى , مقاله بايد از يك مقدمه و متن اصلى و نتيجه گيرى برخوردار بشد و اين سير منطقى ومتعارف هر مقاله وزين و قابل قبول است . نوشتار كوتاه شما از قالب و ساختار مناسبى برخوردار نيست .4 از لحاظ محتوا, مقاله بايد حول موضوع مشخصى باشد كه در يك سير منطقى مورد بررسى و تحقيق قرارگيرد و از انسجام لازم برخرودار باشد. در نهايت مقاله نبايد از موضوع و عنوان مورد نظر خارج شود تا نتيجه مناسب از مقاله حاصل شود. در كنار نكات ذكر شده شما سعى كنيد كتب ادبى و دستور زبان را مورد مطالعه قرار دهيد تا نوشتار شما رساتر وقلمتان روان تر شود و بتوانيد نوشتار خوبى ارايه نماييد.
کد سوال : 49628
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مدتى است كه دچار وسواس آب كشيدن شدهام و همه قسمتهاى خانه مان را نجس مىدانم، حتى غذاهايى را كه مىخورم به نظرم نجس است. نمىدانم با اين وضع چه كنم؟ لطفاً مرا راهنمايى كنيد؟
پاسخ : اين سؤالى است كه بسيارى از افرادى كه در پيرامونشان فردى وسواسى وجود دارد، از خود يا ديگران مىپرسند. بسيارى گمان مىكنند وسواسى يكى از بيمارىهايى است كه بر اثر تدين يا تقدس زياد ايجاد مىشود؛ حال آن كه وسواسى يك بيمارى روانى است كه گاهى درمسائل دينى بروز و ظهور مىكند و اختصاصى به دين و اعتقادات ندارد. در هر حال وسواس به هر نوع و شكلى كه باشد تا زمانى كه به صورت حاد در نيامده و شخص دچار اختلالات روان پريشى نگشته است، از راه بسيار سادهاى قابل درمان است. اين افراد بايد درباره هر كارى، پيش از شروع و پس از آن فكر كنند و آن را با آگاهى انجام دهند، مثلاً قبل از ظرف شستن،به خودشان آگاهى بدهند كه من مىخواهم ظرف بشويم. بنابراين شير را باز مىكنم و مشغول مىشوم. بهتر است اين افراد در انتهاى هر كارى كه انجام مىدهند، از خودشان تشكر كنند تا كاملاً از پايان كار خود مطمئن شوند. اما آنها كه باز كار خود را فراموش مىكنند و در انجام آن شك مىكنند، بايد دفترچهاى كوچك با خود داشته باشند يا به ديوار محل كار يا آشپزخانه، برگهاى وصل كنند و ضمن نگاشتن برنامه كار روزانه روى آن، ساعت شروع و اتمام كار خود را روى آن بنويسند. بدين ترتيب پس از مدتى كوتاه، ثبات نفس يافته و مطمئن مىشوند كه هر چيزى سر جاى خود و هر كارى مطابق نظم و ترتيب انجام گرفته است. اين دو روش، بهترين روشهاى مقابله با وسواس است، پس اگر كسى در مسائل شرعى شك مىكند، مىتواند از اين راه استفاده كند، مثلاً ساعت وضو گرفتن خود را يادداشت كند. اگر چند ساعت بعد شك كرد كه وضو دارد، به آن كاغذ نگاه كند و به "حكم سابقه" رفتار كند.برخى مسائل هم هست كه انسان به خاطر حساسيت به آنها، در آنها شك مىكند، مثل نجاست و پاكى اشياء بايد به اين افراد، ابتداءً آگاهى لازم را درباره حكم وسواس و گناهى كه انجام مىدهند، داد و از آنها خواست از گناه خود دست بردارند؛ البته با ملايمت، نه با تندى و خشونت. در اين راستا مىتوان از مرجع تقليد شخص وسواس در مورد كارهاى او استفتا كرد. نوعاً اين افراد پس از اين كه يقين به حرام بودن فعل خود مىيابند، از اين كار دست بر مىدارند و آرام آرام بهتر مىشوند. يادتان باشد كه فرد وسواس ،تنها در يك محيط آرام و بى دغدغه مىتواند وسواس خود را ترك كند. بنابراين از هر گونه دعوا، مرافعه، تهديد، ارعاب، جر و بحث بايد خوددارى شود تا آرام آرام اين مشكل برطرف گردد. براى شما جزوهاى همراه اين نامه مىفرستيم و تصوير چند صفحه از استفتائات امام نيز همراه نامه ضميمه مىكنيم. در هر صورت اگر باز مشكلى پيدا كرديد، طى نامهاى ديگر از اين واحد، پاسخ بخواهيد.
کد سوال : 49629
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چند سال پيش نذرى كردهام كه در روز معينى انجام گيرد. اگر به دلايلى نتوانستيم به آن نذر عمل كنيم، بايد چكار كنيم؟
پاسخ : اگر نذر روز معينى بوده و به آن عمداً عمل نكرده باشد، بايد كفاره تخلف نذر بدهد. اگر عذر داشته، چيزى بر او نيست و فقط قضاى آن را بايد انجام دهد.(1)اما اگر وقت معينينداشته، در اولين فرصت بايد به نذرش عمل كند، (2) مثلاً اگر چند سال قبل نذركرده كه رز 25 رجب آن سال را روزه بگيرد، اگر عمداً آن روز را روزه نگرفت، بايد كفاره بدهد و قضاى آن را به جا آورد. اگر اشتباهاً نگرفت يا معذور بود، بايد قضاى آن را به جا آورد و كفاره ندارد، اما اگر نذر كرد كه يك روز غير معين روزه بگيرد، ولى نتوانست روزه بگيرد، حالا بايد به نذرش عمل كند.كفاره تخلف نذر اين است كه شصت روز پى در پى روزه بگيرد يا به شصت فقير طعام بدهد.(3)پىنوشتها:1 - توضيح المسائل، مراجع، ج2، مسئله 2651 و 2657.2 - توضيح المسائل مرجع، ج2، مسئله 2652.3 - همان، مسئله 2654.
کد سوال : 49630
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : زمان و مكان چگونه با وجود صرف و مطلق الهى رابطه دارند؟ آيا حقيقت دارند؟
پاسخ : زمان از خواص ماده مخلوق خدا است. مجردات چون از مواد و ماده بى نيازند، نمىتوانند منصرم باشند. زمان نمىتواند خود را بر مجرد تحميل كند. ماده اگر زمانپذير نباشد و بدون آن كه زمان بر او بگذرد، ثابت بماند، بايد از قشر و جلد خود درآمده و واقعيتى و رأى آن پيدا كند و به مجرد تبديل شود كه اين امر قابل تصور نيست و يا بايد بدون هيچ گونه تغييرى ثابت و پا برجا باشد كه چون ماده است و ماده فسادپذير و تغيير جزء لاينفك آن است، پس اين هم به جايى نرسيده و موجب خلف مىشود.پس زمان همان كم متصل متغير و غير قار است؛ يعنى قرار و آرام ندارد و چون ماده خلق مىشود، زمان هم با آن ملازمت خواهد كرد. پس اجسام و مواد، موجودات زمانى اند؛ يعنى بر آنها زمان مىگذرد. پس واقعيتى به نام زمان، ايشان را منصرم مىكند و اينها همه تابع اراده خداوند و از مخلوقات او هستند. وجود صرف اجسام و مواد را خلق مىكند و آنها را در يك گذرى به نام زمان قرار داده و مجبور به عبور مىكند.زمان نسبت به امور مادى و ماده يك واقعيت است، زيرا ماده حركت دارد و زمان عارض بر حركت مىشود. پس خداوند از وقتى كه ماده را خلق كرد، زمان نيز با آن مرتبط شد، زيرا ماده نياز به تغيير دارد و زمان بستر تغيير آن است. شهيد مطهرى در تعريف و تفسير زمان نكاتى را مطرح مىكند، كه به برخى اشاره مىشود:1 - زمان مقدار حركت است؛ يعنى امتدادى كه با گرفتن حركتى با سرعت معين به وجود آيد عبارت ديگر زمان تعيين حركت است.2 - زمان ساخته وجود سيال جهان بوده و تحقق زمان پيدايش جهان يا پس از پيدايش آن با اين كه متناقض است، پندارى بيش نيست.3 - چون اجزاى مفروضه زمان در حقيقت همان اجزاى حركت مىباشند، از اين رو طبعاً در ميان اجزاى آن يك گونه تقدم و تأخرى (پس و پيش) موجود است كه تعيينپذير نيست. چنان كه در اجزاى زمان مفروض معروف مثلاً "امروز" پس از "ديروز" و پيش از "فردا" است و هيچ گاه اين ترتيب تغيير بردار نيست.4 - زمان، آغاز و فرجام (جزء اول از خودش و جزء آخر از خودش) ندارد، زيرا زمان تعين حركت مىباشد و حركت اگر جزء اول داشته باشد، يا سيال است؛ پس قابل انقسام و داراى اجزا خواهد بود و يا سيال نيست؛ يعنى امكان و فعليت آميخته به همديگر نيست. پس خلاف فرض خواهد بود، ولى از براى حركت و زمان آغاز و فرجام به معناى نقطه سكون نسبى يا نقطه ثابت خارج از خود ممكن مىباشد.(1)ماهيت زمانحكما و فلاسفه براى زمان معانى مختلفى بيان كردهاند. ابوعلى سينا در طبيعيات شفا اقوال مختلفى از فلاسفه در واقعيت و حقيقت زمان نقل كرده است. بعضى زمان را مجرد فرض مىدانند كه از حركت حوادث در عالم طبيعت پيدا ميشود.بعضى از حكما از فهميدن حقيقت زمان اظهار عجز و ناتوانى كردهاند و بعضى براى زمان وجود حقيقى قائلند و آنها نيز داراى نظريات متفاوتى هستند. بعضى زمان را مبدأ واجب عالم دانستهاند و بعضى زمان را جوهر جسمانى پنداشتهاند. افلاطون زمان را جوهرى مستقل و جدا از جسم مىداند. ارسطو زمان را مقدار حركت مىداند برخى از فلاسفه زمان را امرى نسبى پنداشتهاند و آن را نسبتى دانستهاند كه از مقياس و سنجيدن دو چيز با يكديگر به دست مىآيد. بنابراين نسبت به اشياى مختلفى كه با هم سنجيده مىشوند.زمان نيز مختلف مىشود. صدرالمتألهين زمان را مقدار حركت در جوهر موجودات مىداند؛ البته موجودات عالم طبيعت، مىگويد: زمان عبارت است از يك امر واحد ممتد متصل تدريجى در طول هم و مقدم و مؤخر از يديگر و چون زمان كميت متصل تدريجى است، بايد منشأ انتزاع زمان نيز يك حركت دائم متصل باشد. قدما فلك را متحرك على الدوام مىدانستند و زمان را از گردش فلك بر دور زمين انتزاع مىكردند.(2)در هر حال زمان يك واقعيت محسوس است، حال چه امر انتزاعى و چه محصول حركت باشد، و بر طبق قول و نقل فلاسفه كه بيان شد باشد و يا امرى باشد كه از تحليل آن عاجز شوند. در هر صورت مخلوق خدا و تحت امر او است.تعبير خداوند متعال به "هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و هو بكل شى عليم؛ (3) اول و آخر و پيدا و پنهان او است و او به همه چيز دانا است" گوياى اين مسئله است كه زمان و مكان تحت حاكميت خداى يگانهاند و عالم ماده زمان گذر است، زيرا مجبور به حركت است و زمان ثمره حركت مىباشد.پى نوشتها: 1 - مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج6، ص 835 - 838.2 - معادشناسى، ج8، ص 248.3 - حديد، 3.
کد سوال : 49631
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر علم خدا ثابت است، با توجه به ازلى بودن آن محدوده اختيار انسان تا كجا است؟
پاسخ : در پاسخ اول - مسئله علم خدا ازلى است و يا حادث - بايد گفت ازلى است، چون نمىتوان زمانى فرض كرد كه خدا بوده، ولى علم نداشته است. انسان تا زمانى كه عملى از او سر نزده، مختار به انجام و يا ترك آن است، ولى وقتى مرتكب عملى شد، آن عمل محدوده اختيار او مىشود، عمل انسان از علم خدا دور نيست. پس تعيين محدوده اختيار او مىشود. عمل انسان از علم خدا دور نيست. پس تعيين محدوده به شكل فنى ممكن نيست. يا انجام مىدهد و يا ترك مىكند، و اين محدوده از دو حالت انجام و ترك خارج نيست.وقتى از انسان عملى انجام و يا ترك شد، اين متعلق علم خدا است و تعيين حد براى آن كه در تعلق علم خدا باشد، جايز و روا است و يا بايد گفت اختيار انسان محدود نيست و انسان با حربه اختيار خويش از دايره علم خدا بيرون مىرود، چون شايد بخواهد كارى بكند كه او مطلع نشود، چون مختار است. كه با توجه به ازلى و حاضر بودن علم خدا حتى تصور چنين چيزى امكان ندارد و انسانى كه خود مخلق و معلول علت ديگرى است، در عمل و تعيين محدوده معلول و تابع است. هر علتى محدوده تأثير معينى دارد كه اين تأثير به نحو اقوى و اتم به علت ديگرى وابسته است تا آن كه به علةالعلل برسد.انسان موجودى زمانى و زمان گذر است. محدوده عمل او در همان زمان حضورش رقم مىخورد. نه زمان قبل و نه زمان بعد چنين موجودى را نمىشناسد. پس چگونه مىتواند از تأثير حضور و عملش از قبل مطلع بوده و يا بعد منتقل كند؟ پس انسان تا زمانى كه اختيار دارد، عملى از او نزده و بعد از خروج از اختيار عملش او را به بند مىكشاند و اين هر دو حالت از علم حضورى خدا به دور نيست و تأثيرى در علم خدا نمىگذرد، چون اين كار يا انجام و يا تركش هر دو متعلق علم خدا مىباشد، ولى انسان با اختيار خود يكى را انتخاب مىكند. پس بايد در انتظار عاقبت آن باشد.
کد سوال : 49632
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به مقاله نويسى و تأليف كتب فرهنگى - مذهبى علاقهمندم. چون در آغاز راه هستم، از كم و كيف قضيه اطلاعى ندارم. مستدعى است در صورت امكان شرايطش را ذكر فرماييد.
پاسخ : در مقاله نويسى يا تأليف كتاب مراحلى بايد طى شود كه به برخى اشاره مىشود:1 - يافتن موضوع و سوژه مثل نماز، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، سخاوت، شجاعت، عدالت و... 2 - انديشيدن درباره موضوع و تنظيم طرح، مثلاً تفكر كند از كجا بايد آغاز كند؟ به كجا ختم نمايد؟ چه شواهد و ضرب المثلها و داستان هايى را بايد ارايه كرد؟ هدفش از نوشتن مقاله چيست؟ آيا مىخواهد گروهى از جامعه را بگشايد يا قصدش مصالح و منافع فردى است يا شهرتطلبى؟3 - تهيه منابع مربوط به مطالعه محتواى آن و سپس يادداشت بردارى4 - تنظيم و اصلاح يادداتها ؛ يعنى با رعايت ترتيب منطقى و نظم ساختارى آنها را كنار هم قرار بدهد.5 - پس از بازنگرى و ويرايش و پاكنويسى، متن نهايى مقاله را برگزيند و براى چاپ آماده نمايد.6 - تعيين عنوان مقاله، مثلاً اگر موضوع مقاله نماز است، عنوانش را "خلوت با معبود" انتخاى كند.7 - سعى شود در عين رسايى، حجم مقاله كوتاه باشد. البته اگر علمى باشد، حجم بيشترى مىطلبد در ضمن سطح علمى مخاطبان رعايت شود.
کد سوال : 49633
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى خنثى كردن شبهات و ترديدها و دغدغههاى فكرى، و مقابله با جنگ روانى كه دشمنان اسلام و بعضى از روزنامههاى سرسپرده و برخى از جناحهاى سياسى... به وجود مىآورند، چه بايد كرد؟
پاسخ : تكليف و وظيفه شرعى در مقابل اين گونه افراد به اين قرار است:اولاً: اگر علم داشته باشد كه امر به معروف و نهى از منكر اثر ندارد، در اين صورت امر و نهى واجب نيست و تكليفى ندارد.ثانياً: اگر بداند اثر دارد، منتهى بترسد ضرر جانى يا مالى و يا عرضى داشته باشد، باز واجب نيست.گفتنى است: اگر معروف و منكر امر مهمى باشد كه شارع مقدس به آن اهميت زيادى مىدهد، مثل اصول دين و مذهب و حفظ قرآن و ارزشهاى اسلامى بايد ملاحظه اهميت را بكند و يا صرف اتمال ضرر و خوف نمىشود آن را ترك كرد، منتهى در اين خصوص مراحلى وجود دارد كه بايد مراعات شود:اول به نحوى به او تفهيم كنيد كه از رفتارتان خوشم نمىآيد، مثلاً چهره عبوس كنيد يا هنگام صحبت رو برگردانيد و... دوم از او با حفظ سلسله مراتب اعراض كنيد؛ يعنى اول با او حرف نزنيد، مرحله دوم رو ترش كنيد و در مرحله بعدى ترك معاشرت كنيد. اگر با اين ترفندها هم نتوانيد كارى بكنيد، بايد از طريق زبان اقدام نماييد.(1) در اين مرحله هم بايد سلسله مراتب رعايت شود: ابتدا بايد با زبان نرم و روى گشاده با او برخورد شود. خداوند متعال آن گاه كه به حضرت موسى و برادرش هارون مأمورت داد كه با فرعون صحبت كنند و او را ارشاد نمايند فرمود: "به سوى فرعون برويد، چون طاغى شده منتهى با ملاطفت و نرمى با او سخن بگوييد".(2)امام صادق(ع) مىفرمايد: "بعد از رايض دينى هيچ يك از اعمال فرد مؤمن در نزد خدا محبوبتر از آن نيست كه با تمام مردم به گشاده رويى و حسن خلق برخورد نمايد و از خشونت بپرهيزد".(3)اگر زبان خوش و ملاطفت مؤثر نشد، تهديدش كنيد و اگر باز مؤثر نيفتاد، به مراجع قانونى مراجعه كرده و آنان در جريان امر قرار دهيد تا قانونى با او برخورد نمايند.گفتنى است: اگر از بستگان شنوايى ندارد، مىتوانيد از افراد ذى نفوذى كه از آنان شنوايى دارد، استمداد كنيد.پىنوشتها:1 - توضيح المسائل مراجع، ج2، از ص 618 - 624، با تلخيص.2 - ث (20) آيه 43 و 44.3 - اصول كافى، ج2، طبق نقل جوان، فلسفى، ج2، ص 8.