• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49614
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در روايات آمده: هر كس در روز جمعه بميرد، جايش در بهشت است. از طرفى مردن هر كس به دست خدا است.پس بايد گفت خداوند از قبل جهنمى و بهشتى را از هم جدا كرده است.
پاسخ : روايات فراوانى در فضيلت شب و روز جمعه وارد شده و آن را يكى از اعياد اسلامى محسوب كرده است. اعمال خوب در شب و روز جمعه از فضيلت بيش‏ترى برخوردار است و گناه و معصيت مجازات سخت‏ترى دارد.امام اميرالمؤمنين(ع) فرمود: "خداوند متعال جمعه را عيد قرار داد و شب و روز جمعه را از فضيلت خاصى برخوردار كرد. شب جعه افضل شب‏ها است و روز جمعه افضل روزها. شب جمعه شبى درخشنده و نورانى (نزد خدا) است و روز جمعه از نورانيت خاصى برخوردار است".(1)همين طور كه انجام اعمال خود در شب و روز جمعه فضيلت خاصى دارد، معصيت و گناه عقوبت بيش‏ترى دارد. امام صادق(ع) فرمود: "از معصيت الهى در شب جمعه بپرهيزيد كه گناهش مضاعف است".(2) امام باقر(ع) فرمود: "خير و شر در روز جمعه مضاعف است".(3) و امام صادق(ع) فرمود: "صدقه در شب و روز جمعه هزار برابر ثواب دارد".(4)بنابراين بايد شب و روز جمعه را با عبادت و دعا و راز و نياز و انجام اعمال خير سپرى كرد. اين فضايل همان طورى كه براى زندگانى، ارزشمند منظور شده، براى مردگان از رحمت خاصى برخوردار ات. در حقيقت شب و روز جمعه بار عام الهى است، كه بندگانش به درگاه خدا بشتابند و به لقاى او بروند. به تعبير عاميانه‏تر و از باب مقايسه با سلاطين دنيا كه روزهاى عيد عفو و بخشش و رحمت و صله و هدايا پخش مى‏كنند، شب و روز نزد خداى متعال شبيه چنين حالتى است. لذا اگر كسى در شب و روز جمعه از دنيا برود، در آن ساعات بخشوده است، اما منافاتى ندارد كه در ايام و ساعات بعد از شب و روز جمعه، به مجازات خود برسند. در بعضى از روايات وارد شده: انسانى كه در شب و روز جمعه فوت كند و داراى ايمان باشد، از فشار قبر مصون و محفوظ است.از امام باقر (ع) نقل شده است: "ما من مؤمن مات ليلة الجمعه الا كتب له براءة القرر و ان مات فى يومها أعتق من النار؛ (5) هر مؤمنى كه در شب جمعه بميرد، از عذاب قبر مصون است. و اگر در روز جمعه بميرد، مورد عفو الهى قرار مى‏گيرد".در روايت على بن مهزيار آمده كه امام صادق(ع) فرمود: "من مات ليلة الجمعه عارفاً بحقنا اعتق من النار و كتب له براءة من عذاب القبر؛ هر كه عارف به حق‏ما باشد(اعتقاد به امامت‏ما داشته باشد) و در شب جمعه بميرد، مورد عفو الهى و از عذاب قبر در امان خواهد بود".(6)بنابراين آن چه كه نوشته‏ايد در هيچ روايتى چنين نيامده است. فقط آن چه در روايات آمده بعد از جمع بين روايات اين است كه روز و شب جمعه از فضيلت خاصى برخوردار و تفضّلات الهى شامل حال مردگان نيز مى‏شود.اگر انسان فاسد يا كافر يا جنايت كارى بميرد، حتى اگر در شب و روز جمعه مرده باشد، از عذاب‏هاى او كم نمى‏شود و مورد عفو و بخشش الهى واقع نمى‏شود. بلكه ممكن است در آن شب و روز معاف باشد و بعد از پايان ش و روز جمعه، به عقوبت‏هاى خود دچار شود.پى نوشت‏ها: 1 - بحارالانوار، ج‏83، ص 282.2 - بحارالانوار، ج‏83، ص 283.3 - همان.4 - همان، ص 282.5 - همان، ص 279.6 - همان.
کد سوال : 49615
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب چند مدتى است مشغول تدوين اثرى درباره اصلاحات هستم و اصلاحات از زمان رسول اكرم تا كنون و اصلاحات در عصر امام زمان را مد نظر دادم. جهت پربار شدن كتاب و محتواى آن چه ساختارى از پيشنهاد مى‏كنيد؟ آيا تدوين كتاب بر مبناى دو محور تاريخ و مذهب بهتر است ي
پاسخ : براى تدوين اثرى درخصوص اصلاحات، مطالب زيرا را مد نظر قرار دهيد:1 - از جهت ساختاركتاب بايد از يك مقدمه و چند فصل يا بخش - به حسب عناوين كلى كه انتخاب مى‏شود - برخوردار باشد. مباحث مطرح شده بايد يك سير منطقى داشته باشد؛ يعنى ارتباط منطقى بين مباحت بايد محفوظ و ملحوظ باشد. براى اين كه كتاب و اثر تحقيقى پشتوانه علمى خوبى داشته باشد، بايد مباحث مطرح شده، مستند باشد و از منابع به خوبى استفاده شود.2 - از جهت محتوا و مطالب كتاب بايد محور اصلى خود را مذهب قرار دهد، اما به طور معمول در كتاب‏ها، قبل از ورود به بحث اصلى، نگاه تاريخى يا تاريخچه آن بحث را مطرح مى‏كنند. از اين رو نگرش تاريخى به عنوان مقدمه براى مطرح نمودن اصل بحث بايد مورد عنايت قرار گيرد. بحث اصلى تك نحورى و محور آن هم مذهب است، اما از مباحث تاريخى هم كمك گرفته مى‏شود، براى اين كه مطلب اصلى بهتر تبيين شود.نكته ديگرى كه در خصوص محتواى كتاب بايد مورد توجه قرار گيرد، مشخص و محدود بودن دايره بحث است بايد از مطرح كردن مباحث حاشيه‏اى و زايد اجتناب شود و اصل بحث به خوبى تبين شود. مطالب مورد بحث بايد نوآورى را به همراه داشته باشد؛ به اين معنا كه مخاطب از كتاب، مطلب جديدى را بيابد. از اين رو جديد بودن محتواى كتاب، بر اتقان علمى كتاب اضافه مى‏كند. به هر حال ساختار و محتواى يك اثر علمى بايد به گونه‏اى باشد كه از ويژگى هايى برخوردار شود تا مخاطب جاذبه و كشش براى مطالعه آن داشته باشد، چون اگر احساس شود اثرى و كتابى پايين‏تر و كم محتواتر از آثار قبلى است، مورد توجه و اقبال عمومى قرار نمى‏گيرد.
کد سوال : 49616
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پيرامون ظهور امام زمان(ع) آيا روايت يا حديثى كه صريحاً به اصلاحات آن امام همام اشاره داشته باشد، موجود است؟ در صورت وجود، در كدام كتاب مى‏توان آن را يافت؟
پاسخ : امام زمان(ع) مصلح جهان بشريت است و اصلاح در اين جا به معناى تغيير جزئى نيست، بلكه به معناى تغيير كلى در جهان بشريت و حاكم شدن عدل و داد به جاى ظلم و جور است.آرمان اصلى حضرت مهدى(ع) تحقق عدالت و گسترش اصول دادگرى در عالم است. در روايات مختلفى كه از ائمه اطهار(ع) نقل شده است. اين مضمون را بيان فرموده‏اند: "يملأ الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت صلماً و جوراً؛ امام زمان(ع) زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد، همان گونه كه از ستم و بيداد پر شده است".(1)بعضى از منابع جهت شناخت امام زمان(ع) معرفى مى‏شود:1 - قائم آل محمد(ص) و فلسفه غيبت، آيت الله خليل كمره‏اى 2 - دادگستر جهان، آيت الله ابراهيم امينى‏3 - نويد امن و امان، آيت الله لطف الله صافى گلپايگانى‏4 - جهانگشاى عادل، سيد جمال الدين دين پرور6 - قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ، استاد شهيد مرتضى مطهرى‏7 - در فجر ساحل، محمد حكيمى‏8 - خورشيد مغرب، محمد رضا حكيمى‏9 - آينده بشريت از نظر مكتب ما، آيت الله سيد محمود طالقانى‏10 - عصر زندگى، محمد حكيمى‏پى نوشت‏ها: 1 - بحارالانوار، ج‏51 و 52 و 53.
کد سوال : 49617
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مهم‏ترين كتاب هايى كه بتوان از آن‏ها درخصوص آرا و انديشه‏هاى بزرگان و عالمان دين، چون سيد جمال الدين اسدآبادى، آيت الله بهبهانى، شيخ فضل الله نورى، خيابانى، نواب صفوى، حضرت امام درخصوص اصلاحات در جامعه اسلامى را يارى جست. لطفاً نام ببريد و نام نويسنده آن
پاسخ : كتاب‏هاى ذيل جهت اطلاع شما معرفى مى‏شود:1 - تفسير آفتاب، محمد رضا حكيمى؛2 - نهضت‏هاى اسلامى در صد ساله اخير، استاد شهيد مرتضى مطهرى‏3 - سيره صالحان، ابوالفضل شكورى‏4 - بيدارگان اقاليم قبله، محمد رضا حكيمى‏5 - ميرزاى شيرازى، شيخ آقا بزرگ تهرانى‏6 - تأملات سياسى در تاريخ تفكر اسلامى، 5 جلد، موسى نجفى‏7 - يك بررسى تحليلى از زندگى سياسى مدرس، سيد صدرالدين ظاهرى‏8 - نهضت امام خمينى (ره) سيد حميد روحانى‏9 - تاريخ سياسى معاصر ايران، جلال الدين مدنى‏
کد سوال : 49618
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب در سفر به شهر قم همواره علاقه‏مند بوده‏ام كه به زيارت قبور علماى دين و اخلاق بروم، ليكن از محل دفن ايشان به جز تعدادى كه در حرم حضرت فاطمه معصومه(س) و قبرستان شيخان مدفونند بى اطلاعم. لذا چنان چه ممكن است بنده را در زمينه اسامى و محل دفن و مختصرى
پاسخ : بحمد الله كتاب‏هاى زيادى در شرح حال علماى بزگوار چه آن هايى كه در قم دفن هستند و چه آن هايى كه در كشور عزيزمان ايران اسلامى و در خارج از كشور مدفونند چاپ شده است. به عنوان نمونه كتابى به نام سيماى فرزانگان تأليف رضا مختارى و نيز كتاب مردان در ميدان عمل را به شما معرفى مى‏كنيم كه شرح جامعى از احوال علماى كرام مى‏باشد.كتابى كه شرح حال علماى مدفون در قم را بررسى كرده، ستارگان حرم است كه توسط انتشارات زائر، وابسته به آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) به صورت شش جلدى منتشر شده است.
کد سوال : 49619
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : و 3 و 2 - اگر زن شاغل باشد، مى‏تواند بدون اجازه همسر از حقوق خود استفاده كند يا حتماً بايد با اجازه همسر باشد؟ از شرايط ضمن عقدمان اين بود كه هر موقع بخواهم از مال خودم به خانواده‏ام كمك كنم.آيا اگر همسرم از اين كار ناراحت شود، اشكال دارد؟ و آيا لازم
پاسخ : اشتغال زن درخارج از منزل نيازمند اذن شوهر است، مگر اين كه درحين عقد ازدواج شرط شده باشد كه زن مى‏تواند در خارج از منزل به كار اشتغال داشته باشد. در هر صورت زن از مال خودش حق دارد استفاده كند و يابذل و بخشش نمايد و نيازى به اذن شوهر نيست. تفاوتى نمى‏كند كه مال را از طريق اخذ حقوق كارمندى ياكارگرى تحصيل كرده باشد يا مهريه و ارث و امثال آن باشد.جلب رضايت مادر به هر طريق ممكن از جمله كمك مالى، كارى پسنديده و مورد رضايت خداوند است.هر كارى كه مورد رضايت خدا باشد، خير و سعادت دنيا و آخرت را دنبال دارد. لزومى ندارد آن چه را كه از مال خويش به مادرت يا فرد ديگرى بذل و هبه مى‏كنى، شوهرتان رامطلع سازى. اگر زمانى متوجه شد كه شما از ملك و مال شخصى خود بذل و بخشش دارى و از شما سؤال نمود، با صداقت واقعيت را بيان كن و بگو: جهت جلب رضايت خدا خواستم از اين طريق رضايت و خشنودى مادرم را به دست آورم.
کد سوال : 49620
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دخترى 24 ساله و شاغل هستم و مدت پنج ماه است نامزد كرده‏ام. مادرم از ازدواج من بسيار ناراحت است، چون انتظار داشت حقوق يك سالم را بابت خرج دانشگاه هم به آنها مى‏دادم و تا دو سال ديگرازدواج نمى‏كردم و از درآمد خويش جهيزيه تهيه مى‏كردم. به نظر شما من زود ازد
پاسخ : خواهر رقيه عبدالهى نژاد با عرض سلام و تحيت ازدواج شما مبارك باشد. لطف الهى همراه با سرور و شادى و نشاط و صميميت، پيوسته پيشه راهتان و حاكم بر زندگى تان گردد.فلسفه ازدواج از ديدگاه قرآن و روايات، علاوه بر بقاى نسل و تربيت انسان شايسته و مشاركت در حيات مادى و معنوى، دو چيز معرفى شده است: يكى ارضا غريزه جنسى از راه مشروع؛ دوم، سكونت و آرامش روحى و فكرى.(1) با ارضاى غريزه جنسى از طريق مشروع است كه زن و مرد مى‏توانند در رشد و تعالى روحى و معنوى و حفظ ديانت يكديگر مشاركت داشته باشند و از تخيلات مضطرب و هرگونه خيال‏پردازى‏هاى شهوت آلود كهگاهى خواب و آرامش روحى و روانى را مختل مى‏سازد، جلوگيرى كنند، اما از آن جاى كه "لكل شى ربيع؛ هر چيزى بهارى دارد" بهار حيات و زندگى لذت بخش انسان، با تحولات بلوغ جنسى جوانه مى‏زند و به تدريج رشد مى‏كند. بهعلت موقعيت متفاوت جغرافيايى و مزاج‏هاى مختلف نوع دختران در سنين 16 - 14 و پسران در سنين 20 - 18 سالگى گل مى‏كند. و به شكوفه مى‏نشيند و شكوفه به تدريج به ميوه مبدل مى‏گردد. ميوه چون رسد، بايد آن را چيد وگرنه حرارت خورشيد آن را فاسد مى‏كند و باد حوادث آن را ساقط مى‏نمايد. مگر مدت دوام ميوه رسيده بر روى درخت چقدر طول مى‏كشد؟شما نه تنها زود ازدواج نكرده‏اى، بلكه دير هم شده بود. پيامبر اكرم(ص) فرمود: "جوانان همانند ميوه‏هاى رسيده بر روى درخت هستند. ميوه وقتى رسيد، اگر چيده نشوند، گرماى خورشيد فاسدش مى‏كند و باد آن را ساقط مى‏نمايد و از طراوت مى‏اندازد. جوانان - به خصوص دختران - وقتى به سن ازدواج وارد شدند، اگرازدواج نكنند، فاسد مى‏گردند".(1) مراجع تقليد در توضيح المسائل(ع) مى‏نويسند: مستحب است در شوهر دادن دخترى كه بالغه است، يعنى مكلف شده، عجله كنند.براى اين كه حرمت والدين حفظ شود و عزت و احترام زناشويى پايدار گردد و از دوران جوانى و آغازين رزها و ماه‏هاى ازدواج، لذت و بهره لازم را ببرند، سعى كنيد دوران نامزدى طول نكشد. زود عروسى كنيد و به تشكيل زندگى مستقل اقدام نماييد. هر كسى از روحيات و اخلاقيات نزديكان مخصوصاً والدين خويش، آگاه‏تر از ديگران است تلاش كنيد با محبت و برخوردهاى اخلاقى مناسب و نيكو و اعطاى هدايا و اگر مى‏توانيد با كمك مالى و يا هر راه ديگرى كه مناسب مى‏دانيد، رضايت والدين مخصوصاً مادرتان راجلب كنيد.پى‏نوشت‏ها:1 - محمد بن الحسن الحر العاملى، وسائل الشيعه، ج‏14ك، ص 39.
کد سوال : 49621
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا مسئولان كشور از فرماندار و شهردار يك شهر كوچك تا استانداران، وزرا و نمايندگان مجلس و رؤساى سه قوه مانند اكثر مردم زندگى نمى‏كنند، بلكه از بهترين امكانات زندگى، ساختمان‏ها و اتومبيل‏ها برخوردارند در حالى كه اكثر مردم از ابتدايى‏ترين امكانات بى بهره‏ان
پاسخ : برادر گرامى، غصه‏ها و درد دل‏هاى شماما را به ياد داستانى انداخت كه مى‏گويند: روزى حضرت اميرالمؤمنين از راهى مى‏گذشت. صداى گريه‏اى شنيد. به سوى او رفت و از وى دلجويى كرد. سپس پرسيد اى بنده خدا چرا گريه مى‏كنى؟آيا گرسنه‏اى، تشنه‏اى يا بيمارى تا به شما كمك كنم؟ آن شخص گفت: نه، به من ظلم شده است. من مظلوم واقع شده‏ام. حضرت فرمود: پس بيا با هم گريه كنيم. با هم فرياد بزنيم كه من هم مثل تو مظلومم. چه كسى همانند من ظلم شده است؟قسمتى از غصه‏ها و ناراحتى‏هاى‏ما از قلم شما بيان شده است. اگر چه نمى‏خواهيم بگوييم هيچ صاحب منصبى نيست كه به درد دل‏هاى مردم محروم و مستضعف توجه كند، چرا هستند، اما اين گونه افراد دلسوز كه بخواهند همانند اكثر مردم زندگى كنند، در ميان صاحب منصبان آن قدر كم اند كه تحت الشعاع و دور از انظار عمومى مردم قرار گرفته‏اند. قبول داريم كه هر چه از زمان صدر انقلاب فاصله مى‏گيريم، فاصله شيوه زندگى برخى از صاحب منصبان با اكثر مردم بيشتر مى‏شود، اما تذكر سه نكته را لازم مى‏بينيم:1 - آيا شيوه زندگى همه صاحب منصبان و دولت مردان حكومت حضرت على(ع) مثل خود آن حضرت زاهدانه و هم سطح زندگى آحاد مردم بود؟براى اين كه واقعيات موجود آن عصر را بهتر متوجه شويم، لازم است خطبه‏ها و نامه‏هاى حضرت را در نهج االبلاغه مطالعه كنيم. مخصوصاً نامه‏هاى زير را كه به اشخاص مختلف نوشته شده است وما شماره آن‏ها را از روى نهج البلاغه با ترجمه فيض الاسلام ذكر كرده‏ايم: 1 - نامه 45، خطاب به عثمان بن حنيف، استاندار بصره؛2 - نامه 43؛ به مصقله، والى بلادى از فارس؛3 - نامه 41؛4 - درد دل‏هاى جان سوز آن حضرت را در نامه 35 كه به عبدالله بن عباس نوشته است بخوانيد.5 - نامه‏هاى شماره 20 و 44 را كه براى زياد بن ابيه، معاون و جانشين عبدالله بن عباس كه استاندار بصره و اهواز و فارس و كرمان بود، با دقت مطالعه كنيد.6 - بالاخره نامه شماره سه را به "شريح بن الحارث" كه منصب قضاوت كوفه را در زمان حضرت و خليفه اول و دوم داشت، مطالعه نماييد كه حضرت با شريح قاضى به خاطر خريد خانه مجلل چگونه خشمگينانه برخورد مى‏كند.2 - رهبريت انقلاب، چه در زمان حضرت امام خمينى (ره) و چه در عصر حضرت آيت الله خامنه‏اى حفظ الله تعالى نه تنها پيوسته آحاد مردم مخصوصاً دولت مردان و صاحب منصبان را به ساده زيستى و قناعت و پرهيز از اسراف و همانند توده مردم زندگى كردن توصيه كرده‏اند، بلكه در زندگى شخصى هيچ گه از بيت المال استفاده نمى‏كنند و بسيار ساده و زاهدانه زندگى مى‏كنند. خانه شخصى رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه‏اى هم اكنون با يك فرش كه متعلق به جهيزه خانمش است، همراه با چند قطعه موكت مفروش شده است. فردى كه مسئوليت خريد وسايل خانه رهبرى را به عهده دارد، مى‏گويد: روزى رهبرى چند قطعه "قطيفه و حوله" قديمى را به من داد و فرمود: اين‏ها را ببر بفروش. گفتم: شما دختر عزب داريد. بگذاريد براى جهيزيه دخترتان. فرمود: اين ماه براى مخارج منزل كسرى آوردم. اين حوله‏ها را سال‏ها پيش از انقلاب از مال خودم خريده بودم. ببر بفروش، فعلاً به پول آن نياز داريم.آيا اين گونه زندگى كردن رهبر انقلاب شباهتى به زندگى حضرت على(ع) ندارد؟ اگر چه كسى نمى‏تواند عيناً مثل آن حضرت زندگى كند و به قول خود حضرت: "لا يقاس بآل محمد صلى الله عليه و آله من هذه الامة أحد و لا يسوى بهم من جرت نعمتهم عليه ابداً، هم اساس الدين، و عماد اليقين. اليهم يفى‏ء الغالى و بهم يلحق التالى و لهم خصايص حق الولايه و فيهم الوصية و الوراثة؛ هيچ كسى را نمى‏توان با آل محمد(ص) مقايسه كرد. آنان كه از هر جهت از آل محمد بهره‏مندند، با آن‏ها برابر نيستند. آل محمد(ص) اساس دين و اركان يقينند. هر آن كه غلو كرده بايد به سوى آنان بازگردد و هر كه عقب گرد نموده. بايد به آنان ملحق شود ويژگى‏ها و اختصاصات ولايت و زعامت و حكومت از آن آنان است و وصايت وراثت پيامبر(ص) نيز در ميان آنان است".(1)3 - نبى مكرم اسلام (ص) خطاب به همه امت اسلام فرمود: "كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته، همه شما (نسبت به ديبن و جامعه) نگهبانيد و همه شما نسبت به آن چه كه نگهبانيد، مسئوليت داريد".نگهبانى از قوانين و ارزش‏هاى دين و پاسدارى از حدود و ثغور احكام الهى، وظيفه قشر و صنف خاصى نيست، بلكه همه آحاد امت در پيشگاه حق تعالى بايد پاسخگو باشند، آن روزى كه خداوند فرمان دهد: "وقفوهم انهم مسئولون".(2) هر كسى در هر مقامى است، موظف مى‏باشد به اندازه سعى و توان خود در عمل و گفتار به توسعه و تحكيم مبانى احكام و قوانين و حكومت اسلامى بپردازد و قرآن را در عرصه عمل، از "مجوريت" خارج سازيم وگرنه اولين كسى كه در قيامت در پيشگاه حق تعالى ازما شكايت خواهد كرد.(3) پيامبر است. آرى بر اساس "حديث ثقلين".(4) تمام بدبختى بشريت به خاطر دور شدن از فرهنگ قرآن و فاصله گرفتن از تعاليم حيات بخش اهل بيت است. آن دو تا قيامت از هم جدا شدنى نيستند.پى نوشت‏ها:1 - فيض الاسلام، نهج البلاغه، خطبه‏2.2 - صافات(37) آيه 24.3 - -"يا رب ان قومى اتخذوا هذا القرآن مجهوراً" فرقان(25) آيه 30.4 - شيعه و سنى از پيامبر نقل كرده‏اند كه آن حضرت فرمود: "انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى اهل بيتى،ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابداً، و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض".
کد سوال : 49622
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با تشكيل حكومت اسلامى، گستره مسائل فقهى بسيار وسيع گرديده، به گونه‏اى كه اولاً: اجتهاد و اعلميت در تمام ابواب فقه امكان‏پذير نيست؛ ثانياً: تعدّد مرجعيت با توجه با اختلاف آرا در مسائل سياسى و اجتماعى... مشكل ساز است. راه مناسب كدام است؟
پاسخ : مسئله تعدد مرجعيت را از دو منظر مى‏توان مورد بررسى قرار داد:1 - اگر مرجعيت واحد باشد، براى انسجام و اتحاد تشيع بهتر است يا متعدد باشد؟بديهى است كه مرجعيت واحد، موجب پيدايش "مركزيت و محوريت" قدرت و تصميم‏گيرى در مسائل سياسى و اجتمعى مى‏گردد. به بيان ديگر: مرجعيت در متن خويش، رهبريت و زعامت را همراه دارد و يك مرجع تقليد در عين هدايت و رهبرى دينى و مسائل فردى و عبادى، زعامت خويش را در مسائل سياسى و اجتماعى و غيره نيز به عهده دارد. بنابراين، تعدد مرجعيت موجب تفرّق و تشتّت شيعيان مى‏گردد و شكوه و عزّت مسلمانان از بين مى‏رود.2 - از آن جا كه انسان پيوسته در معرض وسوسه شياطين جنى و انسى قرار دارد و اين خطر آن گاه افزون مى‏گردد كه احساس قدرت انحصارى در فرد ايجاد گردد، اگر مرجعيت واحد گردد، ضريب وسوسه پذيرى و فريب خوردن افزايش مى‏يابد. بنابراين، تعدد مرجعيت بااين ديد و نگاه، مطلوب مى‏نمايد. مخصوصاً اگر حوزه‏هاى علميه درصدد برنامه ريزى دقيق و هماهنگى براى تخصصى نمودن فقه برآيد و در مرجعيت مسير پذيرش "تجزّى" را بپيكتيد. به بيان ديگر، با توجه به نياز زمان و گستره وسيع مسائل فقهى، ابواب متقارن و متناظر فقه دسته بندى شود و طلاب علوم دينى پس از گذراندن سطح عمومى در يكى از آن رشته‏ها، تخصص پيدا كنند و يك نفر، به جاى اين كه فقيه و متخصص در همه ابواب فقهى گردد، فقط در يكى از آن رشته‏ها تخصص كافى را كسب نمايد و مجموع فقه توسط عده‏اى از فقها مثلاً ده نفر مورد بررسى قرار گيرد. اين نهم با تشكيل شوراى فقها امكان‏پذير است.در نتيجه مردم در هر يك از رشته‏هاى مختلف، مقلد يك مرجع و فقيه خاصى باشند. ضرورت اين امر در عصر كنونى كه حكومت اسلامى تأسيس شده است و در رأس هرم حكومت، مجتهدى فقيه قرار دارد و به اصطلاح "مبسوطاليد" مى‏باشد، بيشتر احساس مى‏شود. با اجراى اين طرح، هم اشكال اول شما منتفى مى‏گردد، و هم جامعه شيعيان از آفات و مضرات اختلاف و تفرقه مصون مى‏مانند. مگر اين كه هوس گرايى و هواپرستى و رياست‏طلبى موجب گردد كه اشخاص پُر مدعا از "مركزيت و محوريت" جامعه يعنى ولايت فقيه فاصله گيرند. آفات تمركز قدرت نيز با نظارت مجلس خبرگان و رجوع به "اهل الذكر" منتفى مى‏گردد.
کد سوال : 49623
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا تعزيه خوانى و شبيه خوانى در عزاى امام حسين 7صحيح است ؟
پاسخ : حضرت آيت ا.. فاضل لنكرانى در اين خصوص مى فرمايد: اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود مانعى ندارد, ولى بهتر است به جاى آن مجلس روضه خوانى بر پا كنند, بلكه عزادارى براى سيد الشهداء7و اصحاب آن بزرگوار از افضل قربات است .تعزيه خوانى اگر مشتمل بر استعمال آلات لهو و لعب نباشد و غنا و دروغ نخوانند و مرد لباس مختص به زن نپوشد و مستلزم وهن مذهب و هتك امام و ياران و اهلبيت آن حضرت نباشد اشكالى ندارد.(1)حضرت آيت ا... مكارم شيرازى نيز در اين خصوص مى فرمايد: شبيه خوانى اگر با دروغ و آلات لهو توأم نباشد و موجب توهين به مقام شامخ حسين بن على با ساير شهدا نشوداشكالى ندارد و احتياط آن است كه مردان لباس زنان را نپوشند.(2)(پـاورقى 1.آيت ا... فاضل لنكرانى , جامع المسائل , استفتائات , ج 1 ص 620و 621(پـاورقى 2.آيت ا... مكارم شيرازى , مجموعه استفائات جديد, ص 158