کد سوال : 49614
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در روايات آمده: هر كس در روز جمعه بميرد، جايش در بهشت است. از طرفى مردن هر كس به دست خدا است.پس بايد گفت خداوند از قبل جهنمى و بهشتى را از هم جدا كرده است.
پاسخ : روايات فراوانى در فضيلت شب و روز جمعه وارد شده و آن را يكى از اعياد اسلامى محسوب كرده است. اعمال خوب در شب و روز جمعه از فضيلت بيشترى برخوردار است و گناه و معصيت مجازات سختترى دارد.امام اميرالمؤمنين(ع) فرمود: "خداوند متعال جمعه را عيد قرار داد و شب و روز جمعه را از فضيلت خاصى برخوردار كرد. شب جعه افضل شبها است و روز جمعه افضل روزها. شب جمعه شبى درخشنده و نورانى (نزد خدا) است و روز جمعه از نورانيت خاصى برخوردار است".(1)همين طور كه انجام اعمال خود در شب و روز جمعه فضيلت خاصى دارد، معصيت و گناه عقوبت بيشترى دارد. امام صادق(ع) فرمود: "از معصيت الهى در شب جمعه بپرهيزيد كه گناهش مضاعف است".(2) امام باقر(ع) فرمود: "خير و شر در روز جمعه مضاعف است".(3) و امام صادق(ع) فرمود: "صدقه در شب و روز جمعه هزار برابر ثواب دارد".(4)بنابراين بايد شب و روز جمعه را با عبادت و دعا و راز و نياز و انجام اعمال خير سپرى كرد. اين فضايل همان طورى كه براى زندگانى، ارزشمند منظور شده، براى مردگان از رحمت خاصى برخوردار ات. در حقيقت شب و روز جمعه بار عام الهى است، كه بندگانش به درگاه خدا بشتابند و به لقاى او بروند. به تعبير عاميانهتر و از باب مقايسه با سلاطين دنيا كه روزهاى عيد عفو و بخشش و رحمت و صله و هدايا پخش مىكنند، شب و روز نزد خداى متعال شبيه چنين حالتى است. لذا اگر كسى در شب و روز جمعه از دنيا برود، در آن ساعات بخشوده است، اما منافاتى ندارد كه در ايام و ساعات بعد از شب و روز جمعه، به مجازات خود برسند. در بعضى از روايات وارد شده: انسانى كه در شب و روز جمعه فوت كند و داراى ايمان باشد، از فشار قبر مصون و محفوظ است.از امام باقر (ع) نقل شده است: "ما من مؤمن مات ليلة الجمعه الا كتب له براءة القرر و ان مات فى يومها أعتق من النار؛ (5) هر مؤمنى كه در شب جمعه بميرد، از عذاب قبر مصون است. و اگر در روز جمعه بميرد، مورد عفو الهى قرار مىگيرد".در روايت على بن مهزيار آمده كه امام صادق(ع) فرمود: "من مات ليلة الجمعه عارفاً بحقنا اعتق من النار و كتب له براءة من عذاب القبر؛ هر كه عارف به حقما باشد(اعتقاد به امامتما داشته باشد) و در شب جمعه بميرد، مورد عفو الهى و از عذاب قبر در امان خواهد بود".(6)بنابراين آن چه كه نوشتهايد در هيچ روايتى چنين نيامده است. فقط آن چه در روايات آمده بعد از جمع بين روايات اين است كه روز و شب جمعه از فضيلت خاصى برخوردار و تفضّلات الهى شامل حال مردگان نيز مىشود.اگر انسان فاسد يا كافر يا جنايت كارى بميرد، حتى اگر در شب و روز جمعه مرده باشد، از عذابهاى او كم نمىشود و مورد عفو و بخشش الهى واقع نمىشود. بلكه ممكن است در آن شب و روز معاف باشد و بعد از پايان ش و روز جمعه، به عقوبتهاى خود دچار شود.پى نوشتها: 1 - بحارالانوار، ج83، ص 282.2 - بحارالانوار، ج83، ص 283.3 - همان.4 - همان، ص 282.5 - همان، ص 279.6 - همان.
کد سوال : 49615
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب چند مدتى است مشغول تدوين اثرى درباره اصلاحات هستم و اصلاحات از زمان رسول اكرم تا كنون و اصلاحات در عصر امام زمان را مد نظر دادم. جهت پربار شدن كتاب و محتواى آن چه ساختارى از پيشنهاد مىكنيد؟ آيا تدوين كتاب بر مبناى دو محور تاريخ و مذهب بهتر است ي
پاسخ : براى تدوين اثرى درخصوص اصلاحات، مطالب زيرا را مد نظر قرار دهيد:1 - از جهت ساختاركتاب بايد از يك مقدمه و چند فصل يا بخش - به حسب عناوين كلى كه انتخاب مىشود - برخوردار باشد. مباحث مطرح شده بايد يك سير منطقى داشته باشد؛ يعنى ارتباط منطقى بين مباحت بايد محفوظ و ملحوظ باشد. براى اين كه كتاب و اثر تحقيقى پشتوانه علمى خوبى داشته باشد، بايد مباحث مطرح شده، مستند باشد و از منابع به خوبى استفاده شود.2 - از جهت محتوا و مطالب كتاب بايد محور اصلى خود را مذهب قرار دهد، اما به طور معمول در كتابها، قبل از ورود به بحث اصلى، نگاه تاريخى يا تاريخچه آن بحث را مطرح مىكنند. از اين رو نگرش تاريخى به عنوان مقدمه براى مطرح نمودن اصل بحث بايد مورد عنايت قرار گيرد. بحث اصلى تك نحورى و محور آن هم مذهب است، اما از مباحث تاريخى هم كمك گرفته مىشود، براى اين كه مطلب اصلى بهتر تبيين شود.نكته ديگرى كه در خصوص محتواى كتاب بايد مورد توجه قرار گيرد، مشخص و محدود بودن دايره بحث است بايد از مطرح كردن مباحث حاشيهاى و زايد اجتناب شود و اصل بحث به خوبى تبين شود. مطالب مورد بحث بايد نوآورى را به همراه داشته باشد؛ به اين معنا كه مخاطب از كتاب، مطلب جديدى را بيابد. از اين رو جديد بودن محتواى كتاب، بر اتقان علمى كتاب اضافه مىكند. به هر حال ساختار و محتواى يك اثر علمى بايد به گونهاى باشد كه از ويژگى هايى برخوردار شود تا مخاطب جاذبه و كشش براى مطالعه آن داشته باشد، چون اگر احساس شود اثرى و كتابى پايينتر و كم محتواتر از آثار قبلى است، مورد توجه و اقبال عمومى قرار نمىگيرد.
کد سوال : 49616
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پيرامون ظهور امام زمان(ع) آيا روايت يا حديثى كه صريحاً به اصلاحات آن امام همام اشاره داشته باشد، موجود است؟ در صورت وجود، در كدام كتاب مىتوان آن را يافت؟
پاسخ : امام زمان(ع) مصلح جهان بشريت است و اصلاح در اين جا به معناى تغيير جزئى نيست، بلكه به معناى تغيير كلى در جهان بشريت و حاكم شدن عدل و داد به جاى ظلم و جور است.آرمان اصلى حضرت مهدى(ع) تحقق عدالت و گسترش اصول دادگرى در عالم است. در روايات مختلفى كه از ائمه اطهار(ع) نقل شده است. اين مضمون را بيان فرمودهاند: "يملأ الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت صلماً و جوراً؛ امام زمان(ع) زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد، همان گونه كه از ستم و بيداد پر شده است".(1)بعضى از منابع جهت شناخت امام زمان(ع) معرفى مىشود:1 - قائم آل محمد(ص) و فلسفه غيبت، آيت الله خليل كمرهاى 2 - دادگستر جهان، آيت الله ابراهيم امينى3 - نويد امن و امان، آيت الله لطف الله صافى گلپايگانى4 - جهانگشاى عادل، سيد جمال الدين دين پرور6 - قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ، استاد شهيد مرتضى مطهرى7 - در فجر ساحل، محمد حكيمى8 - خورشيد مغرب، محمد رضا حكيمى9 - آينده بشريت از نظر مكتب ما، آيت الله سيد محمود طالقانى10 - عصر زندگى، محمد حكيمىپى نوشتها: 1 - بحارالانوار، ج51 و 52 و 53.
کد سوال : 49617
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مهمترين كتاب هايى كه بتوان از آنها درخصوص آرا و انديشههاى بزرگان و عالمان دين، چون سيد جمال الدين اسدآبادى، آيت الله بهبهانى، شيخ فضل الله نورى، خيابانى، نواب صفوى، حضرت امام درخصوص اصلاحات در جامعه اسلامى را يارى جست. لطفاً نام ببريد و نام نويسنده آن
پاسخ : كتابهاى ذيل جهت اطلاع شما معرفى مىشود:1 - تفسير آفتاب، محمد رضا حكيمى؛2 - نهضتهاى اسلامى در صد ساله اخير، استاد شهيد مرتضى مطهرى3 - سيره صالحان، ابوالفضل شكورى4 - بيدارگان اقاليم قبله، محمد رضا حكيمى5 - ميرزاى شيرازى، شيخ آقا بزرگ تهرانى6 - تأملات سياسى در تاريخ تفكر اسلامى، 5 جلد، موسى نجفى7 - يك بررسى تحليلى از زندگى سياسى مدرس، سيد صدرالدين ظاهرى8 - نهضت امام خمينى (ره) سيد حميد روحانى9 - تاريخ سياسى معاصر ايران، جلال الدين مدنى
کد سوال : 49618
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب در سفر به شهر قم همواره علاقهمند بودهام كه به زيارت قبور علماى دين و اخلاق بروم، ليكن از محل دفن ايشان به جز تعدادى كه در حرم حضرت فاطمه معصومه(س) و قبرستان شيخان مدفونند بى اطلاعم. لذا چنان چه ممكن است بنده را در زمينه اسامى و محل دفن و مختصرى
پاسخ : بحمد الله كتابهاى زيادى در شرح حال علماى بزگوار چه آن هايى كه در قم دفن هستند و چه آن هايى كه در كشور عزيزمان ايران اسلامى و در خارج از كشور مدفونند چاپ شده است. به عنوان نمونه كتابى به نام سيماى فرزانگان تأليف رضا مختارى و نيز كتاب مردان در ميدان عمل را به شما معرفى مىكنيم كه شرح جامعى از احوال علماى كرام مىباشد.كتابى كه شرح حال علماى مدفون در قم را بررسى كرده، ستارگان حرم است كه توسط انتشارات زائر، وابسته به آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) به صورت شش جلدى منتشر شده است.
کد سوال : 49619
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : و 3 و 2 - اگر زن شاغل باشد، مىتواند بدون اجازه همسر از حقوق خود استفاده كند يا حتماً بايد با اجازه همسر باشد؟ از شرايط ضمن عقدمان اين بود كه هر موقع بخواهم از مال خودم به خانوادهام كمك كنم.آيا اگر همسرم از اين كار ناراحت شود، اشكال دارد؟ و آيا لازم
پاسخ : اشتغال زن درخارج از منزل نيازمند اذن شوهر است، مگر اين كه درحين عقد ازدواج شرط شده باشد كه زن مىتواند در خارج از منزل به كار اشتغال داشته باشد. در هر صورت زن از مال خودش حق دارد استفاده كند و يابذل و بخشش نمايد و نيازى به اذن شوهر نيست. تفاوتى نمىكند كه مال را از طريق اخذ حقوق كارمندى ياكارگرى تحصيل كرده باشد يا مهريه و ارث و امثال آن باشد.جلب رضايت مادر به هر طريق ممكن از جمله كمك مالى، كارى پسنديده و مورد رضايت خداوند است.هر كارى كه مورد رضايت خدا باشد، خير و سعادت دنيا و آخرت را دنبال دارد. لزومى ندارد آن چه را كه از مال خويش به مادرت يا فرد ديگرى بذل و هبه مىكنى، شوهرتان رامطلع سازى. اگر زمانى متوجه شد كه شما از ملك و مال شخصى خود بذل و بخشش دارى و از شما سؤال نمود، با صداقت واقعيت را بيان كن و بگو: جهت جلب رضايت خدا خواستم از اين طريق رضايت و خشنودى مادرم را به دست آورم.
کد سوال : 49620
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دخترى 24 ساله و شاغل هستم و مدت پنج ماه است نامزد كردهام. مادرم از ازدواج من بسيار ناراحت است، چون انتظار داشت حقوق يك سالم را بابت خرج دانشگاه هم به آنها مىدادم و تا دو سال ديگرازدواج نمىكردم و از درآمد خويش جهيزيه تهيه مىكردم. به نظر شما من زود ازد
پاسخ : خواهر رقيه عبدالهى نژاد با عرض سلام و تحيت ازدواج شما مبارك باشد. لطف الهى همراه با سرور و شادى و نشاط و صميميت، پيوسته پيشه راهتان و حاكم بر زندگى تان گردد.فلسفه ازدواج از ديدگاه قرآن و روايات، علاوه بر بقاى نسل و تربيت انسان شايسته و مشاركت در حيات مادى و معنوى، دو چيز معرفى شده است: يكى ارضا غريزه جنسى از راه مشروع؛ دوم، سكونت و آرامش روحى و فكرى.(1) با ارضاى غريزه جنسى از طريق مشروع است كه زن و مرد مىتوانند در رشد و تعالى روحى و معنوى و حفظ ديانت يكديگر مشاركت داشته باشند و از تخيلات مضطرب و هرگونه خيالپردازىهاى شهوت آلود كهگاهى خواب و آرامش روحى و روانى را مختل مىسازد، جلوگيرى كنند، اما از آن جاى كه "لكل شى ربيع؛ هر چيزى بهارى دارد" بهار حيات و زندگى لذت بخش انسان، با تحولات بلوغ جنسى جوانه مىزند و به تدريج رشد مىكند. بهعلت موقعيت متفاوت جغرافيايى و مزاجهاى مختلف نوع دختران در سنين 16 - 14 و پسران در سنين 20 - 18 سالگى گل مىكند. و به شكوفه مىنشيند و شكوفه به تدريج به ميوه مبدل مىگردد. ميوه چون رسد، بايد آن را چيد وگرنه حرارت خورشيد آن را فاسد مىكند و باد حوادث آن را ساقط مىنمايد. مگر مدت دوام ميوه رسيده بر روى درخت چقدر طول مىكشد؟شما نه تنها زود ازدواج نكردهاى، بلكه دير هم شده بود. پيامبر اكرم(ص) فرمود: "جوانان همانند ميوههاى رسيده بر روى درخت هستند. ميوه وقتى رسيد، اگر چيده نشوند، گرماى خورشيد فاسدش مىكند و باد آن را ساقط مىنمايد و از طراوت مىاندازد. جوانان - به خصوص دختران - وقتى به سن ازدواج وارد شدند، اگرازدواج نكنند، فاسد مىگردند".(1) مراجع تقليد در توضيح المسائل(ع) مىنويسند: مستحب است در شوهر دادن دخترى كه بالغه است، يعنى مكلف شده، عجله كنند.براى اين كه حرمت والدين حفظ شود و عزت و احترام زناشويى پايدار گردد و از دوران جوانى و آغازين رزها و ماههاى ازدواج، لذت و بهره لازم را ببرند، سعى كنيد دوران نامزدى طول نكشد. زود عروسى كنيد و به تشكيل زندگى مستقل اقدام نماييد. هر كسى از روحيات و اخلاقيات نزديكان مخصوصاً والدين خويش، آگاهتر از ديگران است تلاش كنيد با محبت و برخوردهاى اخلاقى مناسب و نيكو و اعطاى هدايا و اگر مىتوانيد با كمك مالى و يا هر راه ديگرى كه مناسب مىدانيد، رضايت والدين مخصوصاً مادرتان راجلب كنيد.پىنوشتها:1 - محمد بن الحسن الحر العاملى، وسائل الشيعه، ج14ك، ص 39.
کد سوال : 49621
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا مسئولان كشور از فرماندار و شهردار يك شهر كوچك تا استانداران، وزرا و نمايندگان مجلس و رؤساى سه قوه مانند اكثر مردم زندگى نمىكنند، بلكه از بهترين امكانات زندگى، ساختمانها و اتومبيلها برخوردارند در حالى كه اكثر مردم از ابتدايىترين امكانات بى بهرهان
پاسخ : برادر گرامى، غصهها و درد دلهاى شماما را به ياد داستانى انداخت كه مىگويند: روزى حضرت اميرالمؤمنين از راهى مىگذشت. صداى گريهاى شنيد. به سوى او رفت و از وى دلجويى كرد. سپس پرسيد اى بنده خدا چرا گريه مىكنى؟آيا گرسنهاى، تشنهاى يا بيمارى تا به شما كمك كنم؟ آن شخص گفت: نه، به من ظلم شده است. من مظلوم واقع شدهام. حضرت فرمود: پس بيا با هم گريه كنيم. با هم فرياد بزنيم كه من هم مثل تو مظلومم. چه كسى همانند من ظلم شده است؟قسمتى از غصهها و ناراحتىهاىما از قلم شما بيان شده است. اگر چه نمىخواهيم بگوييم هيچ صاحب منصبى نيست كه به درد دلهاى مردم محروم و مستضعف توجه كند، چرا هستند، اما اين گونه افراد دلسوز كه بخواهند همانند اكثر مردم زندگى كنند، در ميان صاحب منصبان آن قدر كم اند كه تحت الشعاع و دور از انظار عمومى مردم قرار گرفتهاند. قبول داريم كه هر چه از زمان صدر انقلاب فاصله مىگيريم، فاصله شيوه زندگى برخى از صاحب منصبان با اكثر مردم بيشتر مىشود، اما تذكر سه نكته را لازم مىبينيم:1 - آيا شيوه زندگى همه صاحب منصبان و دولت مردان حكومت حضرت على(ع) مثل خود آن حضرت زاهدانه و هم سطح زندگى آحاد مردم بود؟براى اين كه واقعيات موجود آن عصر را بهتر متوجه شويم، لازم است خطبهها و نامههاى حضرت را در نهج االبلاغه مطالعه كنيم. مخصوصاً نامههاى زير را كه به اشخاص مختلف نوشته شده است وما شماره آنها را از روى نهج البلاغه با ترجمه فيض الاسلام ذكر كردهايم: 1 - نامه 45، خطاب به عثمان بن حنيف، استاندار بصره؛2 - نامه 43؛ به مصقله، والى بلادى از فارس؛3 - نامه 41؛4 - درد دلهاى جان سوز آن حضرت را در نامه 35 كه به عبدالله بن عباس نوشته است بخوانيد.5 - نامههاى شماره 20 و 44 را كه براى زياد بن ابيه، معاون و جانشين عبدالله بن عباس كه استاندار بصره و اهواز و فارس و كرمان بود، با دقت مطالعه كنيد.6 - بالاخره نامه شماره سه را به "شريح بن الحارث" كه منصب قضاوت كوفه را در زمان حضرت و خليفه اول و دوم داشت، مطالعه نماييد كه حضرت با شريح قاضى به خاطر خريد خانه مجلل چگونه خشمگينانه برخورد مىكند.2 - رهبريت انقلاب، چه در زمان حضرت امام خمينى (ره) و چه در عصر حضرت آيت الله خامنهاى حفظ الله تعالى نه تنها پيوسته آحاد مردم مخصوصاً دولت مردان و صاحب منصبان را به ساده زيستى و قناعت و پرهيز از اسراف و همانند توده مردم زندگى كردن توصيه كردهاند، بلكه در زندگى شخصى هيچ گه از بيت المال استفاده نمىكنند و بسيار ساده و زاهدانه زندگى مىكنند. خانه شخصى رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنهاى هم اكنون با يك فرش كه متعلق به جهيزه خانمش است، همراه با چند قطعه موكت مفروش شده است. فردى كه مسئوليت خريد وسايل خانه رهبرى را به عهده دارد، مىگويد: روزى رهبرى چند قطعه "قطيفه و حوله" قديمى را به من داد و فرمود: اينها را ببر بفروش. گفتم: شما دختر عزب داريد. بگذاريد براى جهيزيه دخترتان. فرمود: اين ماه براى مخارج منزل كسرى آوردم. اين حولهها را سالها پيش از انقلاب از مال خودم خريده بودم. ببر بفروش، فعلاً به پول آن نياز داريم.آيا اين گونه زندگى كردن رهبر انقلاب شباهتى به زندگى حضرت على(ع) ندارد؟ اگر چه كسى نمىتواند عيناً مثل آن حضرت زندگى كند و به قول خود حضرت: "لا يقاس بآل محمد صلى الله عليه و آله من هذه الامة أحد و لا يسوى بهم من جرت نعمتهم عليه ابداً، هم اساس الدين، و عماد اليقين. اليهم يفىء الغالى و بهم يلحق التالى و لهم خصايص حق الولايه و فيهم الوصية و الوراثة؛ هيچ كسى را نمىتوان با آل محمد(ص) مقايسه كرد. آنان كه از هر جهت از آل محمد بهرهمندند، با آنها برابر نيستند. آل محمد(ص) اساس دين و اركان يقينند. هر آن كه غلو كرده بايد به سوى آنان بازگردد و هر كه عقب گرد نموده. بايد به آنان ملحق شود ويژگىها و اختصاصات ولايت و زعامت و حكومت از آن آنان است و وصايت وراثت پيامبر(ص) نيز در ميان آنان است".(1)3 - نبى مكرم اسلام (ص) خطاب به همه امت اسلام فرمود: "كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته، همه شما (نسبت به ديبن و جامعه) نگهبانيد و همه شما نسبت به آن چه كه نگهبانيد، مسئوليت داريد".نگهبانى از قوانين و ارزشهاى دين و پاسدارى از حدود و ثغور احكام الهى، وظيفه قشر و صنف خاصى نيست، بلكه همه آحاد امت در پيشگاه حق تعالى بايد پاسخگو باشند، آن روزى كه خداوند فرمان دهد: "وقفوهم انهم مسئولون".(2) هر كسى در هر مقامى است، موظف مىباشد به اندازه سعى و توان خود در عمل و گفتار به توسعه و تحكيم مبانى احكام و قوانين و حكومت اسلامى بپردازد و قرآن را در عرصه عمل، از "مجوريت" خارج سازيم وگرنه اولين كسى كه در قيامت در پيشگاه حق تعالى ازما شكايت خواهد كرد.(3) پيامبر است. آرى بر اساس "حديث ثقلين".(4) تمام بدبختى بشريت به خاطر دور شدن از فرهنگ قرآن و فاصله گرفتن از تعاليم حيات بخش اهل بيت است. آن دو تا قيامت از هم جدا شدنى نيستند.پى نوشتها:1 - فيض الاسلام، نهج البلاغه، خطبه2.2 - صافات(37) آيه 24.3 - -"يا رب ان قومى اتخذوا هذا القرآن مجهوراً" فرقان(25) آيه 30.4 - شيعه و سنى از پيامبر نقل كردهاند كه آن حضرت فرمود: "انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى اهل بيتى،ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابداً، و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض".
کد سوال : 49622
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با تشكيل حكومت اسلامى، گستره مسائل فقهى بسيار وسيع گرديده، به گونهاى كه اولاً: اجتهاد و اعلميت در تمام ابواب فقه امكانپذير نيست؛ ثانياً: تعدّد مرجعيت با توجه با اختلاف آرا در مسائل سياسى و اجتماعى... مشكل ساز است. راه مناسب كدام است؟
پاسخ : مسئله تعدد مرجعيت را از دو منظر مىتوان مورد بررسى قرار داد:1 - اگر مرجعيت واحد باشد، براى انسجام و اتحاد تشيع بهتر است يا متعدد باشد؟بديهى است كه مرجعيت واحد، موجب پيدايش "مركزيت و محوريت" قدرت و تصميمگيرى در مسائل سياسى و اجتمعى مىگردد. به بيان ديگر: مرجعيت در متن خويش، رهبريت و زعامت را همراه دارد و يك مرجع تقليد در عين هدايت و رهبرى دينى و مسائل فردى و عبادى، زعامت خويش را در مسائل سياسى و اجتماعى و غيره نيز به عهده دارد. بنابراين، تعدد مرجعيت موجب تفرّق و تشتّت شيعيان مىگردد و شكوه و عزّت مسلمانان از بين مىرود.2 - از آن جا كه انسان پيوسته در معرض وسوسه شياطين جنى و انسى قرار دارد و اين خطر آن گاه افزون مىگردد كه احساس قدرت انحصارى در فرد ايجاد گردد، اگر مرجعيت واحد گردد، ضريب وسوسه پذيرى و فريب خوردن افزايش مىيابد. بنابراين، تعدد مرجعيت بااين ديد و نگاه، مطلوب مىنمايد. مخصوصاً اگر حوزههاى علميه درصدد برنامه ريزى دقيق و هماهنگى براى تخصصى نمودن فقه برآيد و در مرجعيت مسير پذيرش "تجزّى" را بپيكتيد. به بيان ديگر، با توجه به نياز زمان و گستره وسيع مسائل فقهى، ابواب متقارن و متناظر فقه دسته بندى شود و طلاب علوم دينى پس از گذراندن سطح عمومى در يكى از آن رشتهها، تخصص پيدا كنند و يك نفر، به جاى اين كه فقيه و متخصص در همه ابواب فقهى گردد، فقط در يكى از آن رشتهها تخصص كافى را كسب نمايد و مجموع فقه توسط عدهاى از فقها مثلاً ده نفر مورد بررسى قرار گيرد. اين نهم با تشكيل شوراى فقها امكانپذير است.در نتيجه مردم در هر يك از رشتههاى مختلف، مقلد يك مرجع و فقيه خاصى باشند. ضرورت اين امر در عصر كنونى كه حكومت اسلامى تأسيس شده است و در رأس هرم حكومت، مجتهدى فقيه قرار دارد و به اصطلاح "مبسوطاليد" مىباشد، بيشتر احساس مىشود. با اجراى اين طرح، هم اشكال اول شما منتفى مىگردد، و هم جامعه شيعيان از آفات و مضرات اختلاف و تفرقه مصون مىمانند. مگر اين كه هوس گرايى و هواپرستى و رياستطلبى موجب گردد كه اشخاص پُر مدعا از "مركزيت و محوريت" جامعه يعنى ولايت فقيه فاصله گيرند. آفات تمركز قدرت نيز با نظارت مجلس خبرگان و رجوع به "اهل الذكر" منتفى مىگردد.
کد سوال : 49623
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا تعزيه خوانى و شبيه خوانى در عزاى امام حسين 7صحيح است ؟
پاسخ : حضرت آيت ا.. فاضل لنكرانى در اين خصوص مى فرمايد: اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود مانعى ندارد, ولى بهتر است به جاى آن مجلس روضه خوانى بر پا كنند, بلكه عزادارى براى سيد الشهداء7و اصحاب آن بزرگوار از افضل قربات است .تعزيه خوانى اگر مشتمل بر استعمال آلات لهو و لعب نباشد و غنا و دروغ نخوانند و مرد لباس مختص به زن نپوشد و مستلزم وهن مذهب و هتك امام و ياران و اهلبيت آن حضرت نباشد اشكالى ندارد.(1)حضرت آيت ا... مكارم شيرازى نيز در اين خصوص مى فرمايد: شبيه خوانى اگر با دروغ و آلات لهو توأم نباشد و موجب توهين به مقام شامخ حسين بن على با ساير شهدا نشوداشكالى ندارد و احتياط آن است كه مردان لباس زنان را نپوشند.(2)(پـاورقى 1.آيت ا... فاضل لنكرانى , جامع المسائل , استفتائات , ج 1 ص 620و 621(پـاورقى 2.آيت ا... مكارم شيرازى , مجموعه استفائات جديد, ص 158