کد سوال : 49604
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : لطفاً عبارت "وعد الله الصابرين المخرج مما يكرهون و الرزق من حيث لا يحتسبون جعلنا الله و اياكم من الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون" را ترجمه كنيد.
پاسخ : واژه شيطان اسم خاص براى ابليس نيست، بلكه مفهومى عام دارد كه شامل هر موجود متمرد و طغيانگر و خراب كار مىشود، خواه از جن باشد يا از انسانها. پس ممكن است انسانى شيطان باشد، اما اسم خاص شيطانى كه از جنس آتش آفريده شده، ابليس است. ابليس از آتش آفريده شده و از جنس جن است. ابليسى گفت: "خلقتنى من نار و خلقته من طين(1)؛ خدايا! تو مرا از آتش آفريدى و انسان را از گل".در آيه ديگر فرمود: "خلق الانسان من صلصال كالفجار و خلق الجان من مارج من نار؛(2) خدا انسان را از گل خشك آفريد و جنيان را از شعلهاى از آتش خلق كرد".بنابراين ابليس كه به او شيطان گفته مىشود، از جن است و جن از آتش آفريده شده است. آنان اجسام لطيفى دارند كه در برخى از جاها به صورتهاى مختلفى ديده مىشوند، ولى تشخيص آنها براى انسان مشكل است. علامه طباطبايى (ره) مىنويسد: "جن طايفهاى از موجودات انند كه حواسما پنهانند و مانند شعور و اراده دارند. كارهاى عجيب و غريب و حركات سريع از قبيل كارهايى كه در داستان سليمان انجام دادند، به ايشان نسبت داده شده و مانندما زندگى و تكليف و مرگ و حشر و نشر دارند".(3) جن و شيطان موجودات قوى و توانمندى مىباشند. آنان مىتوانند بدنشان را آن چنان كوچك كنند كه از سوراخى رد شوند يا خودشان را آن چنان بزرگ كنند كه مكان وسيعى را اشغال كنند و مانند انسان داراى نفس مجرد هستند.(4)در مورد تسخير و تسلط بر جن بايد گفت: عدهاى توانستهاند جن و حتى شيطان را مسخر كنند و به استخدام خويش درآورند. مرتاضان و ساحرانى بودهاند كه با رياضتهاى مخصوص قادر بر تسلط بر شيطان شدهاند. از قرآن راجع به تسخير جن و شيطان، تنها درباره حضرت سليمان آمده است كه از نعمت هايى كه خدا به آن حضرت عطا كرد، علاوه بر بسيارى از بنى آدم، جن نيز در اختيار ايشان بود: "و حشر لسليمان جنوده من الجن و الانس و الطير فهم يوزعون؛(5) سپاهان سليمان از آن و آدم و پرنده گرد آورده شده و آنان دسته دسته شده بودند"."و من الجن من يعمل بين يديه باذنه(6)؛ برخى از جنها پيش روى او به اجازه پروردگارش كار مىكردند".از آيات و روايات استفاده مىشود كه جنيان مانند انسانها كافر و مسلمان و شيعه و سنى دارند. سورهاى در قرآن به نام جن است و از زبان خود آنان نقل كرده است: "و أنا منا المسلمون و منا القاسطون فمن اسلم فاولئك تحرّوا رشداً و اما القاسطون فكانوا لجهنم خطباً؛ برخى از ما مسلمان و برخى منحرف هستند پس آنان كه مسلمان اند، رستگار شدند و اما ظالمان و منحرفان هيزم جهنم اند". بنابراين آنان مانند انسانها داراى عقايد مختلف بوده و پيامبرانى كه براى هدايت انسانها آمدهاند، پيامبر جنىها هم بودند يا لااقل بعضى از آنان پيامبر جنىها بودند، مانند پيامبر اسلام كه هم پيامبر انسانها بود و هم پيامبر جنىها. در سوره احقاف آيه 29 تا 31 مىفرمايد: "هنگامى كه گروهى از جن را به سوى تو متوجه ساختيم كه قرآن را بشنوند، وقتى حضور يافتند به يكديگر گفتند: خاموش باشيد و بشنويد و هنگامى كه پايان گرفت به سوى قوم خويش بازگشتند و آنها را بيم دارند".پى نوشتها:1 - اعراف (7) آيه 12.2 - الرحمن (55) آيه 14.3 - عليرضا تهرانى، جن و شيطان، ص 21، با تلخيص.4 - همان، ص 22.5 - نمل (27) آيه 17.6 - سبأ (34) آيه 12.
کد سوال : 49605
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا درصدر اسلام و نيز در دوره حكومت على(ع) شخصى را سراغ داريد كه انسانى مؤمن باشد، ولى به دليل نداشتن تخصص در زمينه خاصى از سوى حاكم معصوم مسئوليت اجرايى به او داده نشده باشد؟
پاسخ : درصدر اسلام تخصص در زمينههاى مختلف، مانند زمانما وجود نداشت و در حاكمان و فرمانداران و فرماندهان منصوب از طرف پيامبر يا اميرالمؤمنين، فقط جنبه مديريتى و توانمندى و تقواى آنان مورد توجه قرار داشت، مثلاً پيامبر يا اميرالمؤمنين(ع) كسى را كه به فرماندهى جنگ يا فرماندارى منصوب مىكردند، تمام توجهشان به توانمندى و لياقت و تقواى او بود. زمينههاى تخصصى مانند برق و مخابرات و راه و ترابرى و مهندسى ساختمان و بهداشت و غيره وجود نداشت.آرى در مواردى كه تشخيص داده مىشد كه فرماندار يا استاندار يا فرمانده، جنگ از تقواى لازم برخوردار نيست يا شجاعت لازم در فرماندهى جنگ را ندارد، او را عزل مىكردند و به جاى وى شخص ديگرى را مىگماردند، يا به آنان تذكرات لازم را مىدادند. سخنان امام(ع) به شريح قاضى (1) و به اشعث بن قيس(2) و به زياد بن ابيه(3) و به عثمان بن حنيف(4) نمونه هايى است كه بر اثر سوء مديريت يا خلافكارى، تذكراتى به آنان داده شده و بعضى از آنان عزل شدهاند. پى نوشتها: 1 - نهج البلاغه، صبحى صالح، ص 464.2 - همان، ص 366.3 - همان، ص 377.4 - همان، ص 416.
کد سوال : 49606
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد بازار بورس و سهام توضيح دهيد و حكم شرعى آن را بيان كنيد.
پاسخ : بورس سازمانى است براى خريد و فروش يا مبادله اوراق بهادار يا كالاها. در جهان سرمايه دارى، بورس يكى از وسائل مهم تسهيل تأمين سرمايه براى شركتهاى صنعتى و بازرگانى است. در بورس كالا، اغلب معاملاتى كه روى كالاها مىشود، به صورت قول و وعده و تعهد است، زيرا غالباً كالاى مورد معامله در دسترس خريدار نمىباشد. خريدار و فروشنده به وسيله دلال مخصوص، تعهداتى مىكنند و چند روز بعد هر يك از طرفين معامله، به وسيله همان دلال، موضوع تعهد خود را به ديگرى تسليم مىنمايد.در بعضى كشورها در يك بورس، انواع كالاها مورد معامله واقع مىشود، ولى پارهاى كشورهاى ديگر براى هر كالاى قابل توجه، بورس مخصوصى دارند، مانند بورس پنبه، بورس حبوبات، بورس سهام و غيره(1)قبل از اين كه بازار بورس تشكيل شود، اين گونه معاملات غالباً بين فروشندهها و خريدارها درميدانى يا در پياده رو خيابانها انجام مىشد، كه به بازارچه سهام پياده رو معروف شده بود. الان هم در خارج از ساختمان بورس و در اطراف آن دلالان معاملاتى مىكنند.(2)در بازار بورس اگر معامله براساس معاملات اسلامى مانند خريد و فروش، نقد، نسيه، سلف، صرف، مضاربه، مشاركت، جعاله و اجاره صورت بگيرد. معاملات اشكال شرعى نخواهد داشت، ولى اگر بر اساس آنها نباشد، مجاز نخواهد بود.پى نوشتها: 1 - دائرةالمعارف بزرگ فارسى، ج1، ص 262.2 - همان، ص 371.
کد سوال : 49607
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگرما محور ايمان را اعتقاد به ولايت على(ع) و فرزندان او مىدانيم، چگونه است كه حضرت امام(ره)فتوا دادهاند كه حاجيان در مكه مىتوانند پشت سر امام جماعت سنى نماز بخوانند؟
پاسخ : ايمان حول محور ولايت على(ع) و فرزندانش مىچرخد و اگر كسى عالماً عامداً ولايت نداشته باشد، ايمانش ناقص است بلكه شايد بتوان گفت اسلام وى ناقص است. پيامبر(ص) فرمود: "النظر الى على بن ابى طالب (ع) عبادة و لا يقبل ايمان عبد الا بولايته و البراءة من اعدائه؛(1) نگاه كرده به على(ع) عبادت است و ايمان انسان قبول نمىشود مگر به ولايت او و دورى جستن از دشمنان او".زيد بن ارقم از پيامبر(ص) نقل ميكند: "هر كه مىخواهد زندگانى و مرگش مانند من باشد و داخل بهشت خلد شود، بايد از على بن ابى طالب پيروى كند، زيرا او شما را از مسير هدايت خارج نمىكند و به گمراهى نمىكشاند".(2)پيامبر(ص) فرمود: "اگر انسانى بين ركن و مقام (در كعبه) هزار سال عبادت كند، ولى به اهل بيت محبت و علاقه نداشته باشد، خداوند او را وارد جهنم مىكند".(3) نماز خواندن پشت سر امام جماعت در مكه و مدينه و ساير شهرهايى كه سنى نشين هستند، از باب تقيه و براى اين است كه آنانما را متهم نكنند وما را بى نماز ندانند، چون اگر شيعيان در نماز جماعت آنان شركت نكنند، عليه شيعه تبليغ مىكنند. در روايات آمده است: "لا ايمان لمن لا تقيه له(4)؛ كسى كه (در جاى تقيه) تقيه نكند، ايمان ندارد" در روايات از امامان اهل بيت(ع) وارد شده كه پشت سر آنان نماز بخوانيد، و بر آن تأكيد شده است.امام صادق(ع؟ فرمود: "هر كس با آنان (امام جماعت اهل سنت) نماز بخواند و در صف اول بايستد، همانند كسى است كه شمشير كشيده و در راه خدا جهاد كرده باشد" در روايت ديگر آمده: مانند كسى است كه پشت سر رسول خدا نماز گزارده است".(5) باز از حضرت نقل شده كه فرمود: "از بيماران آنها عيادت كنيد و مردگان شان را تشييع نماييد و در مساجد آنان نماز بخوانيد".(6)پى نوشتها: 1 - بحارالانوار، ج38، ص 197.2 - همان، ج 39، ص 259.3 - همان، ص 257.4 - بحارالانوار، ج24، ص 112.5 - آثار الصادقين، ج11، ص 153.6 - همان.
کد سوال : 49608
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مىدانيم كه حضرت على(ع) يك كشاورز موفقى بود و درآمد آن را معمولاً انفاق مىكرد پس چرا على(ع) به وضع زندگانى عقيل رسيدگى نمىكند؟ آيا على(ع) نمىتوانست از مال شخصى خود به عقيل بدهد؟
پاسخ : در تاريخ بلاذرى و فضائل احمد بن حنبل آمده: كه در آمد ساليانه املاك على(ع) چهل هزار دينار بود و همه آنها را در راه خدا مىداد و بسا مىشد كه خودش از فقر، شمشيرش را مىفروخته و مىفرمود: "اگر شام شب مىداشتم، آن را نمىفروختم".(1)اميرالمؤمنين(ع) در عصر رسالت و بعد از آن به كشاورزى و نخل كارى مشغول شد. امام صادق(ع) فرمود: "اميرالمؤمنين بيل مىزد و نعمتهاى نهفته زمين را استخراج مىكرد".(2)نقل كردهاند: مردى نزد على(ع) يك وسق (حدود 60 من) هسته خرما ديد. پرسيد اينها چيست؟ حضرت فرمود: همه آنها به اذن الهى درخت خرما خواهند شد. امام همه آنها را كاشت و نخلستانى پديد آورد و آن را وقف كرد.(3)حضرت قناتى حفر كرد كه آب آن همچون گردن شتر فواره مىزد. امام (ع) آنجا را نيبع نهاد. آب فراوان اين قنات مايه نشاط و روشنى چشم اهالى شد و فردى از آنان به على(ع) بشارت داد. حضرت در پاسخ فرمود: "كسى حق فروش آب را ندارد و فرزندانم هرگز آن را به ميراث نمىبرند". هم اكنون در راه مدينه به مكه منطقه است به نام "اباعلى" كه حضرت در آن جا چاه زده بود. از بعضى روايات استفاده مىشود حضرت در راه مكه و كوفه چاه هايى حفر كرده است.برطبق نقل مورخان، درآمد سالانه موقوفات حضرت، چهل هزار دينار بود كه تماماً صرف بينوايان مىشد.شگفت آن كه به رغم داشتن اين درآمد سرشار، حضرت امير(ع) براى تأمين هزينه زندگى خود به فروختن شمشيرش ناچار شده بود.(4)بنابراين درست است كه على(ع) كشاورزى مىكرد، ولى درآمد آن يا اصل آن را جمع نمىكرد، بلكه صرف فقر او وقف بيچارگان و بينوايان مىكرد.عقيل حدود بيست سال از على(ع) بزرگتر بود و هنگام جنگ جمل و صفين در لشكر برادرش على(ع) شركت نداشت، چون حدود هشتاد سال از عمرش مىگذشت و در سن 96 سالگى در سال 51 هجرى در بصره درگذشت.ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه نقل مىكند كه در عهد خلافت ظاهرى على(ع) برادرش (عقيل) با اميد فراوان از مدينه به عراق آمد و بر حضرت وارد شد و حضرت او را به گرمى مىپذيرفت و به امام حسن(ع) فرمود:يك دست لباس جهت عمويت تهيه كن. وى لباس را فراهم نمود و شب شد. سفره را آوردند. عقيل ديد جز نان و نمك در آن چيزى ديده نمىشود. گفت: غذا همين است؟ على(ع) گفت: آرى، نعمت خدا است. چه نقص دارد؟ عقيل گفت اين خلافت تو تا اين جا كه را سودى نداده اكنون بدهى مرا كه مبلغ چهل هزار درهم است بده كه به مدينه بازگردم. حضرت فرمود: چهل هزار درهم كه ندارم، ولى صبر كن تا سهمم از بيت المال كه در ماه چهارده هزار درهم است، به دستم برسد، كه مقدارى از آن را به تو مىدهم.عقيل گفت: بيت المال در اختيار تو است. على(ع) گفت: اينها امانت مردم است كه در دست من است.(5)عقيل اصرار مىكرد كه اجازه بده از بيت المال پول كافى به من بدهند. حضرت اشاره به بازار كوفه كرد و فرمود: صندوقهاى پول تجار و بازارىها را بشكن و هر چه دلت مىخواهد بردار! عقيل گفت: صندوقها مال مردم است. حضرت فرمود: بيت المال نيز مال مردم است. چطور اجازه مىدهى كه در بيت المال را باز كنم و از آنها به تو بدهم؟(6)بنابراين درست است كه حضرت امير(ع) كار و تلاش مىكرد، ولى چيزى از آنها را براى خود نگه نمىداشت و همه را در راه خدا انفاق مىكرد و در زمان حكومتش فرصت كار كردن مانند قبل را نداشته و مالى ذخيره نكرده بود كه به برادرش عقيل بدهد. مضافاً عقيل درخواست مال زياد از بيت المال را داشت كه حضرت جواب منفى داد. اين از فضائل و مزاياى اميرالمؤمنين (ع) محسوب مىشود.پى نوشتها: 1 - سيد مصطفى دشتى، معارف و معاريف، ج7، ص 485.2 - جعفر سبحانى، فروغ ولايت، ص 297.3 - همان.4 - جعفر سبحانى، فروغ ولايت، ص 298.5 - سيد مصطفى دشتى، معارف و معاريف، ج7، ص 418.6 - مرتضى مطهرى، داستان راستان، ج1، ص 132، به نقل از بحار، ج42، ص 117.
کد سوال : 49609
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در جنگ احد، حضرت زهرا(س) پرستار پيامبر بود يا پرستار كليه سربازان بود؟
پاسخ : در تاريخ آمده است: به زهرا(س) خبر دادند كه در جنگ آسيب ديده است و سنگى به چهره او رسيده و چهرهاش را خونين ساخته است.با دستهاى از زنان برخاست. آب و خوردنى برداشتند و به محل جنگ آمدند. مجروحان را آب دادن و زخمهاى آنها را بستند. فاطمه(س) جراحت پدر را شست و شو داد. خون بند نمىآمد؛ پاره بوريايى را سوزانيدند و خاكستر آن را بر زخم نهادند تا جريان خون قطع شد. واقدى نوشته است: شمار زنان چهارده نفر بود(1).پى نوشتها: 1 - سيد جعفر شهيدى، زندگانى فاطمه(س)، ص 78، به نقل از مفازى واقدى، ص 249 و اناب الاشراف، ص 324.
کد سوال : 49610
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا امامان معصوم(ع) با برده دارى مخالفت جدى نكردند و برخى از آنان غلامانى را خريد و فروش مىكردند؟
پاسخ : گرچه در قرآن مجيد مسئله بردهگيرى و برده دارى به عنوان يك دستور حتمى در مورد اسيران جنگى نيامده است، ولى نمىتوان انكار كرد كه احكامى در قرآن براى بردگان ذكر شده است، كه اصل وجود بردگى را حتى در زمان پيامبر(ص) و صدر اسلام اثبات مىكند، مانند احكامى كه در مورد ازدواج با بردگان يا احكام محروميت يا مسأله مكاتبه(قراداد براى آزادى بردگان) هست اين جا بعضى بر اسلام خرده مىگيرند كه چرا اين آيين الهى با آن همه محتوا و ارزشهاى والاى انسانى، بردگى را الغا نكرده، و طى يك حكم قطعى و عمومى آزادى همه بردگان را اعلام ننموده است؟در يك جمله كوتاه بايد گفت كه اسلام برنامه دقيق و زمان بندى شده براى آزادى بردگان دارد كه بالاخره همه آنها تدريجاً آزاد مىشوند، بى آن كه اين آزادى عكس العمل نامطلوبى در جامعه به وجود آورد. اسلام هرگز ابداع كننده بردگى نبوده است، بلكه در حالى ظهور كرد كه بردگى سراسر جهان را گرفته بود و با تار و پود جوامع بشرى آميخته بود. حتى بعد از اسلام در تمام جوامع، بردگى ادامه يافت، تا حدود يك صد سال قبل كه نهضت آزادى بردگان شروع شد، چرا كه به خاطر دگرگون شدن نظام زندگى بشر، مسئله بردگان به شكل قديمى قابل قبول نبود.اگر اسلام طبق يك فرمن عمومى دستور مىداد همه بردگان را آزاد كنند، چه بسا بسيارى از آنان تلف مىشدند، زيرا نه كسب و كار مستقلى داشتند و نه خانه و وسيلهاى براى ادامه زندگى.از اين رو بايد تدريجاً آزاد مىشوند و جذب جامعه گردند نه جان خودشان به خطر بيافتد و نه امنيت جامعه را به خطر اندازند. اسلام اين برنامه حساب شده را تعقيب كرد. برنامه اسلام در مورد بردگى، فقط در مورد اسيران جنگى كه از كفار گرفته مىشد، نبود، گرچه احكام خاص بردگان مربوط به اين اسيران جنگى هست. در جنگها گاهى افراد بسيارى از كافران و مشركان اسير مىشدند. كه اگر مىخواهند افراد را زندانى كنند، بودجه و هزينه هنگفتى بر دوش جامعه اسلامى بار مىشد و اگر مىخواستند همه را يكدفعه آزاد كنند، غير عاقلانه بود، چون اينان كسانى بودند كه با مسلمانان جنگيدند و حتى تعدادى از مسلمانان را كشتند. بنابراين راه عقلانه اين بود كه حاكم اسلامى، اسيران را به افراد توانمند مسلمان بفروشد و از اين طريق كيسه بيت المال پر از پول شود. از طرفى اين بردگان و اسيران كم كم در جامعه اسلامى، هدايت مىشدند و بسيارى از آنان مسلمان مىشدند و براى مولاى خودكار اقتصادى انجام مىداند و هيچ بارى بر دوش جامعه اسلامى و حكومت اسلامى اضافه نمىشد. بنابراين درباره اسيران جنگى و كنترل و هدايت آنان به اسلام، اين طرح، خوبى است. البته اين طرح الزامى نيست و حاكم اسلامى مىتواند اسيران را بدون دريافت وجه آزاد كند يا مىتواند با دريافت وجه آزاد كند و نيز مىتواند به صورت اسير و برده نزد مسلمانان بگذارد. در صورت آخر در برنامههاى اسلامى تشويق بر آزاد كردن بندهها فراوان است، مثلاً كفاره افطار عمدى روزه ماه مبارك رمضان و كفاره قتل عمدى، استحباب آزاد كردن عبيد (عتق) است. اينها همه مواردى است كه وسيلهاى براى آزاد كردن بردگان بوده است.از طرفى در اسلام دستورهاى زيادى درباره رفق و مدارا با بردگان وارد شده است تا آن جا كه آنها را در زندگى صحبان خود شريك و سهيم كردهاند. على(ع) به غلام خود قنبر مىفرمود: "من از خداى خود شرم دارم كه لباسى بهتر از تو بپوشم، زيرا رسول خدا(ص) مىفرمود: از آنچه خودتان مىپوشيد، بر آنها بپوشانيد و از آنچه خود مىخوريد، آنها غذا دهيد".(1)"جرجى زيدان" در كتاب "تاريخ تمدن" مىگويد: اسلام بر بردگان فوق العاده مهربان است. پيغمبر اسلام(ص) درباره بردگان سفارش بسيار نموده، از آن جمله مىفرمايد: "كارى كه برده تاب آن را ندارد، به او تحميل نكنيد و هر چه خودتان مىخوريد، به او بدهيد".(2)پى نوشتها: 1 - بحارالانوار، ج74، منقول از تفسير نمونه، ج21، ص 421.2 - تفسير نمونه، ج21، ص 422، به نقل از تاريخ تمدن، ج4، ص 54.
کد سوال : 49611
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در روايت آمده: اولين چيزى كه در قيامت از انسان سؤال مىشود، نماز است. در اين صورت تكليف زردتشتيان كه اهل نماز نيستند چيست؟
پاسخ : سؤال از نماز بعد از سؤالهاى متعدد از خدا پرستى و نبوت و امامت و دين است.كسانى كه از آن مرحله با پاسخهاى صحيح گذر كردند، به مرحله پاسخگويى به فروع دين مىرسند.از بين پرسشهاى فروع دين اولين سؤالى كه از انسان مىشود، سؤال از نماز است.بنابراين كسانى كه داراى اديان ديگر هستند، در مرحله پرسش از مسائل اعتقادى باز مىمانند و نوبت به پرسش فروع دين نمىرسد. پيامبر(ص) خطاب به على(ع) فرمود: "اولين چيزى كه از انسان سؤال مىشود، هادت به توحيد و نبوت و پيامبرى من و ولايت و امامت تو است. هر كس بدانها اقرار كند و به آنها معتقد باشد، به سوى بهشتى كه زوالى در آن نيست، روانه خواهد شد".(1)بنابراين پرسش، ابتدا از اصول دين خواهد بود و در مرحله بعد، از نماز و ديگر اعمال.پى نوشتها:1 - بحارالانوار، ج7، ص 273.
کد سوال : 49612
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فضيلت شب زنده دارى و نماز شب را توضيح دهيد.
پاسخ : خداوند سبحان پيامبرش را دعوت به نافله شب مى كند و مى فرمايد: .(1) اى پيامبر پاره اى از شب را بيدار باش و در آن نافله به جا آور, باشد كه پروردگارت تو را به مقام شايسته و محمود مبعوث كند.روايات متعدد در خصوص فضيلت نماز شب و شب زنده دارى وارد شده كه به ذكر بعضى از آن ها بسنده مى كنيم :1 رسول اكرم 6فرمود: اشرف امت من حاملان قرآن كريم و ياران شب (شب زنده داران ) هستند.(2)2 رسول اكرم 6فرمود: شرافت مؤمن نماز شب او است و عزّتش خوددارى از آسب رساندن به عرض و آبروى مردم مى باشد.(3)3 امام محمد باقر7فرمود: سه چيز مقام و درجه است : 1 سلام را آشكارا گفتن و طعام دادن به ديگران و نماز شب خواندن درحالى كه مردم به خواب باشند.(4)نماز شب و شب زنده دارى موجب سرور و وجد درونى انسان مى شود. انسان اگر نماز شب بخواند سيماى نورانى پيدا مى كند و پيامبر اكرم 6در اين خصوص فرمودند: .(5)كسى كه بيشتر نماز شب بخواند, هنگام روز خوش سيما و نورانى است .نماز شب موجب نورانيت دل و صفاى باطن مى شود و اين طور نيست كه هر كس توفيق به اقامه نماز شب پيداكند, بلكه بايد مقدمات اين امر به خوبى مهيا باشد, يعنى شخص از گناه و عصيانگرى به دور باشد تا توفيق بر اقامه اين عبادت پر فيض را پيدا كند. امام صادق 7فرمود: به راستى انسان گناهكار بر اثر گناه از اقامه نماز شب محروم مى گردد.(6)اولين توفيقى كه از آدم گناهكار سلب مى شود لذت عبادت و مناجات با خداست ; زيرا قلب گناهكار را قساوت گرفته و اين لذت را احساس نمى كند تا شب زنده دارى كند و جان و دل را به خدا بسپارد.(پـاورقى 1.اسراء (17 آيهء 79(پـاورقى 2.بحارالانوار, ج 84 ص 138(پـاورقى 3.همان , ص 141(پـاورقى 4.همان , ص 141(پـاورقى 5.نهج الفصاحه , حديث 2813(پـاورقى 6.بحارالانوار, ج 73 ص 330
کد سوال : 49613
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شفاعت كنندگان به چند دسته تقسيم مى شوند و در چه شرايطى شفاعت امكان پذير است .
پاسخ : لفظ از ماده به معناى جفت , در مقابل به معنى طلاق , گرفته شده است . علت اين كه به وساطت شخت براى نجات گناهكار گفته مى شود, اين است كه مقام و موقعيت شفاعت كننده ونيروى تأثير او يا عوامل نجاتى كه در وجود شفاعت شونده هست ضميمه و هر دو به كمك هم , موجب خلاصى شخص گناهكار مى گردند. به عبارت ديگر, شفاعت همان كمك كردن اولياى خدا است با ذان خدا, به افرادى كه درعين گناهكار بودن پيوند ايمانى خود را خداوند و پيوند معنوى خويش را با اولياء خداوند قطع نكرده اند. برخى از شفيعان درگاه الهى بر اساس قرآن كريم و احاديث معتبر به قرار ذيل استلا 1 رسول گرامى اسلام 62 امير مؤمنان 73 فاطمه زهرا34 يازده فرزند معصوم على و زهرا: 5پيامبران الهى : 6 فرشتگان 7 شهيدان 8 علماى دين 9 متعلّمان و حافظان عامل به قرآن 10 خويشاوندان 11 همسايگان 12 مؤمنان , شيعيان 13 قرآن مجيد 14 روزه .ازآيات قرآن كريم مانند (1) و از روايات معصومين استفاده مى شود, تمام كسانى كه به خدا ايمان داشته و با رسول اكرم 6و اهل بيت او دشمنى نداشته باشند, مشمول شفاعت مى گردند. آنان كه ازشفاعت محروم هستند عبارتند از: 1 كافر 2 ستمگر 3 دشمنان خاندان رسالت 4 كسانى كه فرزندان رسول اكرم را آزار كنند 5 كسانى كه به شفاعت اعتقاد نداشته باشند شفاعت نمى شوند 6 خائن 7 كسى كه ولايت اميرالمؤمنين و فرزندان معصوم آن حضرت نداشته باشد شفاعت نمى شود.(2)كارهايى كه موجب تسريع در شفاعت مى شود عبارت است از: 1 اخلاص در ايمان و توحيد 2 انجام وظايف دينى 3 اهل نماز و سجده بودن 4 آموختن قرآن و حفظ كردن و خواندن آن 5 دوستى اهلبيت : 6 دوستى بااهل ايمان و معاشرت با آنان 7 خدمت كردن به اهل ايمان 8 باگذشت بودن و پذيرش عذر ديگران .(3)(پـاورقى 1.انبياء (21 آيهء 28(پـاورقى 2.آيت ا... جعفر سبجانى , منشور جاويد, ج 8 ص 184ـ 191(پـاورقى 3.همان , ص 197و 198