• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49594
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در سال گذشته بين مردم در مورد جام خانه شايع شده بود. لطفاً بنويسيد كه آن قضايا چه بود و چرا به وجود آمد؟
پاسخ : از شايعه‏اى كه در مورد جام خانه بوده، خبرى نداريم.
کد سوال : 49595
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مى‏توان در برابر نامحرمى كه عقل و شعور ندارد، حجاب را رعايت نكنيم؟
پاسخ : چه بسا مرد يا زنى كه عقل ندارد، يعنى ديوانه است، شهوت داشته باشد. بنابراين بايد از نامحرمى كه ديوانه است، خود را پوشاند، مگر در موردى كه قطعى شود ديوانه شهوتى را درك نمى‏كند. البته ديوانه چون عقل ندارد، ولى شخص عاقل بايد به وظيفه‏اش عمل نمايد.
کد سوال : 49596
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كنيم تا در نماز حواسمان جمع باشد حضور قلب داشته باشيم؟
پاسخ : براى اين كه نماز - اين فريضه مهم - را هر چه بهتر و با قلبى پر او نورانيت انجام دهيم، بايد بدان اهميت بيش‏ترى بدهيم و براى انجام آن حساب ويژه‏اى باز كنيم. لذا بايد نكاتى را مراعات كنيم:1 - اهميت دادن به نماز: به هر مقدارى كه به نماز بيش‏تر اهميت بدهيم، بيش‏تر براى ما مهم جلوه مى‏كند. ميرزا واد آقا ملكى تبريزى (ره) مى‏گويد: سبب حضور قلب، همت آدمى است، زيرا قلب، تابع همت است.اگر همت در نماز نباشد، قلبت غافل از نماز است. حضور قلب در نماز، تابع ايمان انسان به حقيقت نماز است.اگر بخواهيم در نماز حضور قلب پيدا كنيم، بايد اهميت عبادت را به قلب تفهيم كنيم.2 - آگاهى و شناخت: يكى از اسباب حضور قلب، معرفت به خدا و عظمت او است از طرفى نسبت به حقيقت خود كه پر از ضعف و كوچكى است، توجه كند و خود را عبد خدا بداند. نماز امامان و خضوع و خشوع آنان از اين جهت بود. ابان بن تغلب به امام صادق(ع) گفت: من نماز امام سجاد(ع) را ديده بودم. هنگامى كه نماز مى‏خواند رنگش عوض مى‏شد، مثل اين كه حالت غش به او دست مى‏داد. امام صادق(ع) فرمود: آرى او معبود را كه در برابرش ايستاده بود، كاملاً مى‏شناخت.مهم اين است كه ما خدا را به خدايى بشناسيم و او را حاضر و ناظر اعمال خود بدانيم و در حال نماز مثل اين كه خدا جلوى ما است و ما رو به سوى او ايستاده‏ايم، نماز بخوانيم و از غير او بريده و بى توجه باشيم. 3 - فهميدن معانى كلمات نماز، در حضور قلب بسيار مؤثر است.4 - نماز خواندن در مكان‏هاى مخصوص مانند مساجد، بر حضور قلب مى‏افزايد.5 - آمادگى قبل از نماز به اين معنا كه قبل از نماز چند دقيقه‏اى به دعا و راز و نياز و توجه به خدا مشغول باشيم.6 - نماز را با تأنى و آرامش بخوانيم و از عجله كردن پرهيز كنيم.7 - فضيلت اول وقت و مخصوصاً نماز خواندن به جماعت در مساجد بسيار مؤثر است.8 - يكى از عوامل مهمى كه باعث حواس پرتى در نماز مى‏شود، هجوم افكار فراوان دنيوى است. اگر بخواهيم حضور قلب داشته باشيم، بايد آن افكار را از ذهن خود خالى كنيم و سپس نماز را شروع كنيم.
کد سوال : 49597
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سنى‏ها چه دلايلى دارند كه حضرت على(ع) را امام اول خود نمى‏دانند؟ آيا آن‏ها از قرآن استفاده مى‏كنند؟ اگر استفاده مى‏كنند، چرا در بعضى از كارها مانند نماز و روزه اشكال دارند؟
پاسخ : به عقيده ما شيعيان امامت على(ع) به دستور خدا بوده و آياتى از قرآن به آن دلالت دارد. آيه "انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون"(1) در مورد اميرالمؤمنين (ع) است كه در حال ركوع به فقير انگشتر را هديه كرد. مضمون آيه اين است كه فقط ولى و رهبر شما خدا و رسول و مؤمنانى هستند كه نماز بر پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند.آيه ديگرى كه دلالت بر امامت اميرالمؤمنين(ع) دارد، آيه اكمال دين است: "اليوم اكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دنيا(2)؛ كه در غدير خم بعد از نصب اميرالمؤمنين به امامت نازل شد. يعنى بانصب امامت دين كامل شد.دانشمندان و مفسران قرآن كريم حدود سى آيه در فضيلت و امامت امامان مخصوصاً على(ع) ذكر كرده‏اند (3). غير از آيات قرآن سفارش‏هاى پيامبر(ص) راجع به على(ع) و نصب او براى امامت فراوان است، كه بسيارى از عالمان اهل سنت آن‏ها را نقل كرده‏اند، ولى اهل سنت آيات قرآن و بسيارى از روايات را توجيه و طور ديگرى معنا مى‏كنند، مثلاً آيات ولايت را به معناى دوستى مى‏گيرند و آيه اكمال دين را در مورد امامت نمى‏دانند. حديث غير (من كنت مولاه فهذا على مولاه) را به معناى دوستى مى‏گيرند و مى‏گويند پيامبر گفته: هر كس مرا دوست دارد، بايد على را دوست بدارد. اهل سنت مى‏گويند ما نيز على(ع) را دوست داريم. ما در جواب آنان مى‏گوييم: اگر پيامبر در غديرخم هزاران نفر را در آفتاب سوزان حجاز ساعت‏ها نگه بدارد و بخواهد به مردم بگويد على را دوست بداريد، با عقل سليم سازش ندارد. پس حتماً براى امر مهم امامت و ولايت بوده است.پى نوشت‏ها:1 - مائده (5) آيه 55.2 - همان، آيه 3.3 - پيام قرآن، ج‏9، ص 177.
کد سوال : 49598
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مى‏شود از چند مرجع تقليد كنيم؟ چرا ما كه قرآن و پيامبر و امام داريم، بايد مرجع تقليد داشته باشيم؟
پاسخ : مرجع تقليد در حقيقت وارث امام و جانشين او است. ما كه معتقد به قرآن و پيامبر و امام هستيم. بايد از جانشين امام در زمان غيبت تبعيت كنيم. امام عسكرى(ع) فرمود: "فأما من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدينه مخالفاً على هواه مطيعاً لامر مولاه فللعوام أن يقلّدوه و ذلك لا يكون الا بعض فقهاء الشيعه لاكلّهم؛(1) هر كدام از فقيهان كه بتوانند خود را از گناه حفظ كنند و نگهبان و دلسوز دين باشند و مخالف با هواهاى نفسانى خود و مطيع دستور الهى باشند، پس بر عوام (مردم) واجب است كه از او تبعيت و تقليد كنند. همه فقيهان چنين نيستند. فقط بعضى از آنان اين شرايط را دارند".اين حديث يكى از مدارك وجوب اجتهاد و تقليد است. روايت ديگرى كه بر اطاعت و تبعيت از فقها دلالت دارد، روايت عمر بن حنظلة از امام صادق(ع) است كه در بخشى آمده است: "ينظران من كان منكم ممن قدر روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكماً فانى قد جعلته عليكم حاكماً فاذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه فانما استخف بحكم الله و علينا رد و الراد علينا، الراد على الله و هو على حد الشرك بالله؛(2)هر كدام از شما كه حديث‏هاى ما را روايت كنند و در حلال و حرام ما دقت مى‏كنند و آن را مى‏شناسد، بايد او را به عنوان حاكم بپذيريد. من او را بر شما حاكم قرار دادم. وقتى كه دستورى داد، اگر كسى او را رد كند، حكم ما را در حد انكار دستور خدا سبك شمرده و در نتيجه در حد شرك به خدا است".اما اينكه آيا مى‏توان از چند مرجع، تقليد كرد؟ اگر يك مرجع در تمامى ابواب فقه، اعلم از بقيه باشد، بايد از او تقليد كرد، ولى اگر مراجع تقليد هر كدام در يك يا چند باب، اعلم باشند، بايد در آن باب‏ها از آن‏ها تقليد كرد. اگر همه مراجع در رتبه علمى و تقوا مساوى باشند باز مى‏توان در هر بابى از مرجع دلخواه تقليد. پى نوشت‏ها: 1 - وسائل الشيعه، ج‏18، ص 94.2 - وسائل الشيعه، ج‏18، ص 99.
کد سوال : 49599
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا قبر حضرت فاطمه(س) مخفى مى‏باشد؟
پاسخ : بعد از ارتحال رسول خدا(ص) وضع سياسى، مسلمانان به گونه‏اى شد كه فاطمه زهرا(س) به هيچ وجى راضى نبود. او هم اندوه فوت پدر را داشت و هم اندوه انحراف مسيرى كه پيامبر براى آينده مسلمانان ترسيم كرده بود. چرخ ولايت و امامت را از گردونه خود خارج كردند؛ فدك را كه حق مسلم او بود، به يغما بردند؛ او را كتك زدند و مجروح كردند. در هر صورت وقايع بعد از فوت پيامبر، فاطمه را زمين گير كرد. چهره او پر از غم و اندوه و گريه بود. و صورتى كبود داشت. نارضايتى و غم زهرا را از متون تاريخ مخصوصاً از خطبه غرّاى او در مسجد مى‏توانيم درك كنيم:ترجمه جملاتى از خطبه حضرت: چون خداى تعالى همسايگى پيمبران براى رسول خويش را برگزيد، دو رويى آشكار شد و كالاى دين بر خريدار. هر گمراهى مدعى و هر گمنامى سالار و هر ياوه گويى در كوى و برزن در پى گرمى بازار. شيطان از كمين گاه خود سر برآورد و شما را به خود دعوت كرد و ديد چه زود سخنش را شنيديد و سبك در پى او دويديد و در دام فريبش خزيديد و به آواز او رقصيدند. هنوز دو روزى از مرگ پيغمبرتان نگذشته و سوز سينه ما خاموش نگشته، آنچه نبايست كرديد و آن چه از آن شما نبوديد، برديد و بدعتى بزرگ پديد آورديد.به گمان خود خواستيد فتنه برنخيزد و خونى نريزد، اما در آتش افتاديد و آن چه كشتيد، به باد داديد.چندان درنگ نكرديد كه اين اسب سركش رام و كار نخستين تمام گردد. نوايى ديگر سازد سخنى جز آن چه در دل داريد، آغاز كرديد. مى‏پنداريد ما ميراثى نداريم! در تحمل اين ستم نيز بردباريم و بر سختى اين جراحت پايداريم. اى مهاجران! اين حكم خدا است كه ميراث مرا بربايند و حرمتم را نپايند؟ پسر ابوقحافه (ابوبكر)! خدا گفته تو از پدرت ارث ببرى و ميراث مرا از من ببرى؟ اين چه بدعتى است در دين مى‏گذاريد! مگر از داور روز رستاخيز نداريد؟ سپس رو به قبر پدر كرد و گفت:رفتى و پس از تو فتنه بر پا شدكين‏هاى نهفته آشكارا شداين باغ، خزان گرفت و بى برگشت‏وين جمع بهم فتاده تنها شداى گروه مؤمنان! اى ياوران دين! اى پشتيبانان اسلام! چرا حق مرا نمى‏گيريد؟ چرا ديده بهم نهاده و ستمى را كه به من مى‏رود مى‏پذيريد؟ مگر نه پدرم فرمود احترام فرزند، حرمت پدر است؟ چه زود رنگ پذيرفتند...آوه پسران قيله! پيش چشم ميراث پدرم ببرند و حرمتم را ننگريد و شما همچون بيهوشان فرياد مرا نمى‏شنويد؟ من آن چه شرط بلاغ است، با شما گفتم، اما مى‏دانم خوار و ذليليد و در چنگال زبونى گرفتاريد.چه كنم كه دلم خون است و بازداشتن زبان شكايت از طاقت بيرون! براى اتمام حجت بر شما مى‏گويم: بگيريد اين لقمه گلوگير (خلافت) را! به شما ارزانى باد و ننگ حق شكنى و حقيقت پوشى بر شما جاودان باد! آن چه مى‏كنيد، خدا مى‏بيند و ستمكار به زودى داند كه در كجا نشيند. من پايان كار را نگرانم و چون پدرم شما را از عذاب خدا مى‏ترسانم! به انتظار بنشينيد تا ميوه درختى كه كشتيد بچينيد(1).از طرفى عده‏اى به در خانه على(ع) آمدند و مى‏خواستند خانه را با هر كس كه درون آن است، آتش زنند.فاطمه زهرا(س) در ديدار زنان مدينه با وى، فرمود: به خدا! دنياى شما را دوست نمى‏دارم و از مردان شما بيزارم! درون و برونشان را آزمودم و از آن چه كردند، ناخشنودم واى بر آنان! چرا نگذاشتند حق در مركز خود قرار يابد و خلافت بر پايه‏هاى نبوت استوار ماند؟ دختر پيامبر چند روزى در بستر افتاد و در اواخر عمر به اسماء بنت عميس وصيت كرد: نگذار كسى نزد جنازه من بيايد.تاريخ نويسان نوشته‏اند: على(ع) فاطمه را شبانه دفن كرد و اجازه نداد ابوبكر بر جنازه او حاضر شود. كلينى (ره) نوشته است: چون فاطمه درگذشت، اميرالمؤمنين او را شبانگاه به خاك سپرد و آثار قبر او را از ميان برد و رو به قبر پيامبر كرد و گفت خدا گواه است كه دخترت پنهانى به خاك مى‏رود. هنوز چند روزى از مرگ تو نگذشته بود و نام تو از زبان‏ها نرفته بود كه حق را بردند و ميراث او را خوردند. درد دل را با تو درميان مى‏گذارم و دل را به ياد تو خوش مى‏دارم كه درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه(2).ابن شهر آشوب نوشته است: ابوبكر و عمر بر على(ع) خرده كرده بود. مرحوم مجلسى از دلائل الامامه روايتى از امام صادق(ع؟ آورده كه بامداد آن روز مى‏خواسته‏اند جنازه دختر پيغمبر را از قبر بيرون آورند و بر آن نماز بخوانند و چون با مخالفت و تهديد سخت على(ع) رو به رو شدند، از اين كار چشم پوشيدند.به هر حال پنهان داشتن قبر دختر پيغمبر، ناخشنودى او را از كسانى نشان مى‏دهد. پيدا است كه او مى‏خواسته است با اين كار ناخسنودى اش را آشكار سازد.(3)پى نوشت‏ها:1 - دكتر جعفر سبحانى، زندگانى فاطمه زهرا(س) ص 127 به بعد.2 - همان، ص 160.3 - همان، ص 165، با تلخيص و اضافات.
کد سوال : 49600
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا بايد در صبح دو ركعت و در ظهر و عصر هشت ركعت و در مغرب و عشاء هفت ركعت نماز بگذاريم؟
پاسخ : علت واقعى احكام را جز خدا كسى نمى‏داند. اصطلاحاً مى‏گويند: اين كه اين حكم (در صبح دو ركعت نماز واجب است) تعبّدى است و چون خداوند تبارك تعالى اين طور دستور داده است، ما به عنوان عبد و بنده او وظيفه عبوديت و بندگى او را داريم. نه تنها تعداد ركعات نماز تعبّدى است، بلكه كيفيت نماز و شكل آن تعبدى است. اگر بنا بود حتى شكل عبادات فلسفه داشته باشد، انسان تابع عقل بود. دين دو بخش تعقلى و تعبدى دارد. آنچه مربوط به احكام اقتصادى، سياسى، اجتماعى و تربيتى است، فلسفه معقولى دارد، اما آن چه تعبد است، فلسفه‏اش در نبود فلسفه عقلانى است. و هدف تقويت حب الله است. البته سر ملكوتى دارد، اما براى ما قابل ادراك نيست.
کد سوال : 49601
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خون در زمين فرو نمى‏رود؟
پاسخ : خون از مقدارى پلاسما و گلبول‏هاى قرمز و سفيد تشكيل شده است. در هر ميلى متر مربع خون 5 الى 6 ميليون گلبول سرخ و 7 الى 8 هزار گلبول سفيد وجود دارد و مقدار خون در انسان تقريبا 113 وزن بدن است. پلاسما مايعى زردرنگ و شفاف و قابل انعقاد است.(1) بنابراين تا وقتى كه خون در بدن يا در جاى مناسبى در حال حركت و چرخش باشد، لخته نمى‏شود، ولى وقتى از حركت ايستاد يا بر روى زمين ريخت. لخته مى‏شود و وقتى لخته شد، قابليت فرو رفتن در زمين را ندارد و فقط درصد كمى از آن در زمين فرو مى‏رود.پى نوشت‏ها:1 - اطلاعات عمومى، ص 131؛ لغت نامه دهخدا، ج‏6.
کد سوال : 49602
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا جوائزى كه مسابقات ارمغان بهزيستى يا هيأت رزمندگان يا غيره قرار مى‏دهند، حلال است؟
پاسخ : جوائزى كه در مسابقات علمى و فرهنگى پرداخت مى‏شود، حلال است.
کد سوال : 49603
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در نماز جمعه بايد دو قنوت خوانده شود؟
پاسخ : قنوت به معناى تواضع و اطاعت و عبادت است(1). ممكن است در نماز جمعه كه از بهترين عبادات است، دو قنوت تشريع شده باشد، به جهت تواضع و عبوديت بيش‏تر. اما دليل عمده آن روايات فراوانى است كه در اين باب آمده است. نمونه‏اى از آن‏ها را ذكر مى‏كنيم؛ امام باقر(ع) فرمود:"در نماز جمعه دو قنوت است. در ركعت اول قبل از ركوع و در ركعت دوم بعد از ركوع". (2)پى نوشت‏ها:1 - المنجد.2 - وسائل الشيعه، ج‏4، ص 903.