کد سوال : 49464
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گوش دادن به نوارهاى موسيقى چه حكمى دارد؟ اصولاً گوش دادن چه نوع نوارهايى حرام است و چه نوع موسيقى هايى حرام نيست؟
پاسخ : موسيقى هايى كه عرفاً مناسب با مجالس لهو و لعب و عياشى نيست و فقط انبساط خاطر و انبساط روح ايجاد مى كند، اشكالى ندارد. اصطلاحاً به اين گونه موسيقى، موسيقىهاى غير مطرب مى گويند.موسيقى هايى كه مناسب با مجالس لهو و لعب و عياشيدارد يا همراه با مطالب باطل است و باعث تهييج شهوت مى شود، حرام است.(1)پى نوشتها: 1. امام خمينى، استفتائات، ج 2، ص 14؛ آيت اللَّه مكارم، استفتائات جديد، ص 145؛ آيت اللَّه فاضل، جامع المسائل، ج 1، ص 254؛ آيت اللَّه صانعى، مجمع المسائل، ج 1، ص 295.
کد سوال : 49465
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در بعضى از مناطق در مراسم عروسى، زنان و مردان دست به دست هم داده و مى رقصند. نگاه كردن به اين رقصها و رقصيدن چه حكمى دارد؟
پاسخ : رقص مرد براى زنش يا رقص زن براى شوهرش بدون اشكال است، ولى رقصهاى ديگر چه در عروسى باشد و يا در غير عروسى، چه مختلط با زنان باشد و چه نباشد، اگر همراه با تلذذ و شهوت باشد، حرام است. نگاه كردن به اين رقصها اگر موجب تهييج شهوت بشود، حرام است.(1)البته رقص مرد براى مرد يا زن براى زن در صورتى كه همراه با تهييج شهوت نباشد يا با محرمات ديگر همراه نباشد، به فتواى بعضى از مراجع اشكالى ندارد.(2)پى نوشتها: 1. امام خمينى، استفتائات، ج 2، ص 15؛ آيت اللَّه مكارم، استفتائات جديد، ص 149.2. آيت اللَّه فاضل، جامع المسائل، ج 1، ص 486.
کد سوال : 49466
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حكم نگاه كردن به فيلمهاى ويدئوئى كه صحنههاى شهوتانگيز زنان و مردان را عريان نشان داده و حتى با هم نزديكى مى كنند، چگونه است؟
پاسخ : نگاه كردن به فيلمهاى شهوتانگيز حرام است.(1) و باعث مفسدههاى اخلاقى و روانى مى شود و تأثير منفى در اركان خانواده دارد.پى نوشتها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 419؛ استفتائات امام خمينى، ج 2، ص 18.
کد سوال : 49467
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مبلغى را در بانك جهت أخذ وام مسكن پس انداز كردهام تا بتوانم خانهاى بخرم، امّا با بالا رفتن قيمت مسكن نتوانستم. حال كه مى خواهم مبلغ را دريافت نمايم، مبلغى به عنوان بهره مدتى كه در بانك بوده است مى پردازند. آيا اين بهره، حلال است؟
پاسخ : نظام بانكى در كشور عزيز ما بر اساس معاملات بانكى بدون ربا طرح ريزى شده و قانون آن از نظر فقهاى شوراى نگهبان گذشته است. بانكها موظف هستند از طريق معاملات شرعى با سپرده گذاران عمل كنند. لذا بانكها به صورت جعاله يا مضاربه يا مشاركت يا خريد و فروش با مردم قرارداد مى بندند. اگر موقعى كه مى خواهيد پولى را نزد بانك براى أخذ وام مسكن بگذاريد يا مى خواهيد وامى را از بانك دريافت كنيد، در قوانين و قراردادهاى آن دقت مى كرديد، متوجه مى شديد پولى را كه از شما گرفتهاند به عنوان قرض الحسنه نگرفتهاند. لذا گرفتن سودهايى كه بانك به شما مى دهد، اشكالى ندارد و حلال است. ربا بر دو قسم است: رباى قرض و رباى معاملى.رباى قرضى آن است كه پولى را به كسى قرض الحسنه بدهيد به شرط اين كه بيشتر به شما بازگرداند. رباى معاملى در مواردى است كه با وزن يا كَيْل كردن معامله مى شود، كه اگر به هم جنس مبادله و خريدارى شود، نبايد بيشتر و يا كمتر باشد، مثلاً نمىتوان ده كيلو برنج را به دوازده كيلو برنج خريد و فروخت. بايد هموزن باشد، مثلاً ده كيلو به ده كيلو. اگر معاملات و داد و ستدها به اين دو شكل نباشد، ربا پيش نمىآيد و استفادههايى كه در معاملات برده مى شود، حلال است.
کد سوال : 49468
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا آخوندها فوتبال بازى نمىكنند؟
پاسخ : آخوندها و كلاً هيچ شخص عاقلى نبايد بازى بدون ثمر و فايده بكند، بلكه ورزش كردن خوب است. فرق اين دو آن است كه بازى از مصاديق لغو است و قرآن مى فرمايد: مؤمنان از لغو دورى مى كنند (و عن اللّغو معرضون). امّا نرمش و ورزش و راه پيمايى و كوهنوردى به مقدارى كه براى سلامتى بدن لازم باشد، خوب و لازم است. آخوندها نيز به اندازه كافى ورزش مى كنند، مثلاً اگر هفتهاى يك بار با روزى ده دقيقه ورزش براى بردن لازم باشد، انجام مى دهند، ولى اين كه روزى دو ساعت وقتشان را صرف بازى كنند، اين طور نيست.بنابراين بايد فرق بگذاريم بين ورزش و بازى. هدف از ورزش سلامتى بدن است. فرق ديگر اين است كه ورزش به اندازه نياز لازم است، مانند غذا، امّا بازى، به گونهاى سرگرمى و وقت گذراندن است.در هر صورت طلاب جوان به مقدار لزوم ورزش مى كنند؛ ورزش هايى از قبيل فوتبال و واليبال و پينگ پنگ و كشتى.
کد سوال : 49469
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا وطى با حيوانات يا انسانها جزء گناهان كبيره است و مى شود آن را با زنا مقايسه كرد؟
پاسخ : وطى حيوانات مى تواند از مصاديق استمنا باشد. استمنا كار بسيار بدى است. اگر حيوان طوى شده از حيواناتى است كه مردم گوشت آن را مى خورند، بايد حيوان را ذبح كنند و گوشتش را بسوزانند. اگر مانند خر و اسب باشد، بايد به شهر ديگرى ببرند و بفروشند. وطى با انسان از گناهان كبيره است و اگر براى حاكم شرع ثابت شود، حدّ الهى بر شخص جارى مى كند. اگر براى حاكم شرع ثابت نشود و شخص توبه كند، توبهاش پذيرفته مى شود. وطى با حيوانات، زنا محسوب نمىشود و گناهش با توبه و استغفار از بين مى رود.
کد سوال : 49470
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مواقع نااميدى از دنيا و... چه بايد كرد؟
پاسخ : برادر عزيز! در مورد سؤال بايد عرض كنيم: جهان طبيعت به حكم حكيمانه الهى بر اساس محكمى استوار است. بشر كه يكى از افراد مجموعه هستى است، طبيعتاً داراى حبّ ذات و تمايلات غريزى است و يكى از آنان اين است كه آرزو دارد تمام پديدهها و رويدادهاى جهان به نفع او رقم بخورد و همه آرزوهايش جامه عمل بپوشند و در زندگى با ناكامى و شكست مواجه نشود و هرگز دچار رنج و ناملايمات نگردد، ولى اين آروز ناشدنى است، زيرا خداوند حكيم نظام عالم را بر اساس يك سلسله قوانين و مقررات، پايه گذارى كرده و هر قانونى به هدايت بارى تعالى مسير تكوينى خود را مى پيمايد. امام اميرالمؤمنين(ع) فرمود: "خداوند امور عالم را بر حسب مصلحت و طبق مقتضيات به جريان مى اندازد، نه بر وفق خواسته و رضاى بشر".(1)هزار نقش برآرد زمانه و نبوديكى چنان كه در آيينه تصوّر ما استكسى زچون و چرا دم نمىتواند زدكه نقشبند حوادث وراى چون و چرا استعقل و منطق ايجاب مى كند كه آدمى از قوانين خلقت پيروى نمايد و تسليم مقررات باشد و ارزوهاى ناشدنى در سر نپروراند و انتظار نداشته باشد جهان بر وفق مراد او بچرخد.با توجه به اين كه هيچ كس از بلايا و آفات جهان ايمنى ندارد، هر انسانى بايد روح و اراده خود را تقويت كند و نيرومندانه در مقابل مصائب مقاومت كند.ديل كارنگى در كتاب آيين زندگى مى گويد: "با گذشت سالها دريافتم كه يكى از بزرگترين مشكلات اشخاص بالغ، نگرانى و تشويش است. اكثريت افراد از مشكلات خود مى نالند".(2)البته نگرانىها بر دو گونه است: يكى نگرانىهاى معقول و ديگرى نامعقول. نگرانىهاى عاقلانه در زندگى بشر يك امر طبيعى است و منشأ آن احساس خطر است. افراد عاقل در بد آمدها و حوادث مى توانند بى اعتنا باشند، ولى نگرانىهاى موهوم و غير معقول نا اميدىهاى فراوان در بسيارى از افراد به وجود مى آورد كه همواره آنان را به رنج و عذاب مبتلا مى سازد. اما آنان كه داراى قوّت روح و اراده قوى هستند، خود را نمىبازند و مغلوب و مقهور حادثه نمىشوند.درمان نا اميدىها: 1- اعتماد به نفس و وارد شدن در صحنههايى كه از آنها خوف و نگرانى داريم. على(ع) فرمود: "اذا خفت صعوبة امر فاصعب له يذلّ لك؛(3) هر گاه سختى چيزى باعث هراس و بيم تو شد، در مقال آن مقاومت كن و آن را به زانو در آورد تا مشكل بر تو آسان مى شود".2- قناعت و نگاه به پايينتر از خود در امور دنيايى. امام صادق(ع) فرمود: "همواره به پايينتر از خود نگاه كن تا قدر نعمتهاى الهى را بدانى و شكر گزار او باشى".(4)پيامبر(ص) فرمود: "كسى كه درباره دين خود به بالاتر از خويش بنگرد و به وى اقتدا كند و درباره دنياى خويش به پايينتر از خود نظر كند و خداى را سپاس گويد، او را در صف شكر گزاران و بردباران ثبت مى نمايد".(5)3- گشاده رويى و دورى از گرفتگى دل، گشاده رويى و مسرّت خاطر مايه محبوبيّت اجتماعى و باعث رفع كدورتهاى درونى مى شود و انسان را از حالت غم و افسردگى و نا اميدى بيرون مى آورد. رسول اكرم(ص) فرمود: "پيوسته بشّاش و خوشرو باش كه خداوند دوستدار گشاده رويان است و آدمهاى گرفته و عبوس مورد بغض و بى مهرى او هستند".روزى بين يحيى بن زكريا(ع) و حضرت عيسى(ع) ملاقاتى دست داد. عيسى(ع) به روى يحيى(ع) تبسّم كرد. يحيى گفت: از چه تو را غافل مى بينم، گويى از قهر الهى غافلى! عيسى گفت: از چه تو را عبوس مى بينم، گويى از رحمت خدا نااميدى! هر دو گفتند: از اين جا نمىرويم تا وحى نازل گردد كه پروردگار كدام يك از اين دو روش را بيشتر دوست مى دارد. خداوند به آن دو وحى كرد كه هر يك از شما خلق نيكوتر دارد، نزد من محبوبتر است.(6) 4- دعا و مناجات با خدا باعث رفع نگرانىها و زدودن نااميدىها مى شود. 5- قرائت قرآن در زدودن نااميدى بسيار نافع است.6- رفتن به سبزه وارها و كوه و دريا و تفريحات سالم.7- ديدار مؤمنان و علماى با تقوا و زاهد و نگاه به ساده زيستى افراد مستضعف و ناتوان.پى نوشتها: 1. محمد تقى فلسفى، اخلاق، ج 2، ص 234، به نقل از فهرست غرر، ص 137.2. محمد تقلى فلسفى، اخلاق، ج 2، ص 235.3. همان، ص 249، به نقل از غررالحكم، ص 319.4. همان، ص 250، به نقل از مستدرك، ج 2، ص 64.5. همان، ص 250، به نقل از تاريخ يعقوبى، ص 59.6. همان، ص 256، به نقل از حيوة الحيوان، ج 2، ص 165.
کد سوال : 49471
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در زمانى كه صدام گفت صلح كنيم، صلح نكرديم؟
پاسخ : صدام آلت دست استكبار بود و به قصد تصرف خاك ميهن اسلامى وارد معركه شد. فرزندان انقلاب به تبعيت از رهبر كبير انقلاب، به دفاع از كيان اسلامى پرداختند و اگر آنها نبودند، اكنون دشمن آسايش و امنيت ما را ربوده بود. دفاع فرزندان اين مرز و بوم در مقام تقريباً همه دنيا افتخار بسيار بزرگى بود كه فقط در همان زمان نصيب عدهاى از دلاور مردان شد.الآن وقت آن نيست كه بگوييم چرا صلح نكرديم؟ چرا فرزندانمان به شهادت رسيدند و چراهاى ديگر، امام فرمود: چه در جنگ شكست بخوريم و چه پيروز شويم، پيروزى از آن ما است، زيرا ما براى اعتلاى هدف خود مى جنگيم.ايران كشورى جنگ ستيز نبوده و نيست، ولى آيا مى توان پذيرفت كه دشمن آب و خاك ما را تصرّف كند و چون اسراييل به غصب سرزمينهاى اسلامى بپردازد؟صدام و ايادى او هيچ گاه حرف راست نمىزدند. وانگهى اگر صدام گفته بود بياييد صلح كنيم، شايد پذيرش در آن زمان به صلاح نبود. در ضمن استراتژى جنگ به دست حضرت امام نبود، بلكه فرماندهان جنگ تصميم مى گرفتند و به حضرت امام ارجاع ميدادند و ايشان بر اساس رأى و پيش بينى آنها تصميم مى گرفت.اين رويه معمول تمام دنيا مى باشد. در جنگ نان و حلوا پخش نمىكنند. جنگ از استراتژى پيچيده و پنهانى برخوردار است كه حتى شايد پيش بينى كوتاه مدت آن ممكن نيست. جنگ عراق و در اصل استكبار جهانى عليه ايران نيز از اين امر مستثنى نبود. جنگ عراق عليه ايران، جنگ معمولى نبود، بلكه آتش افروزى كفر و استكبار عليه كيان اسلام بود و هر گونه پيشنهاد صلحى شايد نيرنگ بود.جوانانى كه با افتخار به استقبال شهادت رفتند و از جان شيرين خود گذشتند و يا اكنون جزء ايثارگران هستند، هرگز به فكر آن نبودند كه چرا بايد به اين كار دست بزنند، بلكه فقط به انجام وظيفه مى انديشيدند آنها در اين خيال نبودند كه چرا صدام پيشنهاد صلح كرد و ما نپذيرفتيم. اين پيروى از انديشه بدانديشان است كه مى خواهند افتخارات نظام را زير سؤال ببرند.
کد سوال : 49472
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه مى توان داستان اصحاب فيل را باور كرد كه پرندهاى كوچك با سنگريزه انسانهايى را از پا در آورد؟!
پاسخ : معجزات و وقايعى كه در قرآن ذكر شده است، نمىتواند مسئلهاى عادى باشد كه در فهم آن دچار مشكل شويم. فهم اين مسئله در ظاهر مشكل است كه چگونه خداوند انسان را با سنگ ريزهاى كه توسط پرندهاى كوچك حمل مى شود، از پا در مى آورد. يا چگونه شتر صالح پيامبر از ميان كوه بيرون آيد و يا چگونه عصاى موسى اژدها شود و از اين قبيل معجزات كه نامش خود معرّف اصل آن است.وقتى حادثهاى معجزه نام مى گيرد، بايد اسباب و علل و تمام اجزاى آن غير عادى باشد. ايجاد چنين مقولهاى، از خداى عالم و توانا جايز است. او كه تمام هستى در نزدش چون ذرهاى ناچيز است و هر وقت اراده كند، آن خواهد شد كه اراده كرده است: "فرمان او چنين است كه هرگاه چيزى را اراده كند، تنها به آن مى گويد: موجود باش! آن نيز بى درنگ موجود مى شود".(1)وقتى قرآن اين معجزه جاويد پيامبر، به نقل واقعه اصحاب فيل و قصد ابرهه براى تخريب كعبه مى پردازد، چگونه به شك و ترديد افتاده و از اين موضوع تعجب كنيم؟ مفسران در اين باره مى نويسند: داستان نابودى لشگر ابرهه به وسيله سنگ ريزه هايى كه از منقار و پاهاى آن پرندگان كوچك فرو مى افتاد. چيزى نيست كه شبيه حوادث طبيعى باشد. برخاستن آن پرندگان كوچك و آمدن سوى آن لشكر مخصوص و همراه آوردن سنگ ريزهها و نشانهگيرى خاص آنها و متلاشى شدن بدنهاى افراد يك لشگر عظيم با آن سنگهاى كوچك همه امورى خارق عادت هستند، ولى مى دانيم اينها در برابر قدرت خداوند بسيار ناچيز است. خداوندى كه در درون همين سنگ ريزهها قدرت اتمى آفريده كه اگر آزاد شود، انفجار عظيمى توليد مى كند. براى او آسان است كه در آنها خاصيتى بيافريند كه اندام لشگر ابرهه را همانند "عصف مأكول" (كاه در هم كوبيده و خورد شده) قرار دهد.(2)وقتى بدن انساندر مقابل ميكروب يا ويروسى كه با چشم ظاهر ديده نمىشود، مقاومت خود را از دست مى دهد، چگونه مى تواند در مقابل سنگ ريزه هايى كه از غيب آمده و خاصيتى آتشين و خورد كننده دارند، مقاومت كند؟ اينها درس عبرت است و چنين حوادثى دروازههاى عبرت و هدايت را به روى چشم ما باز مى كند. مضافاً اگر سنگ ريزهها مثل مواد منفجره باشد و يا همچون ذرات اتمى، چه مانعى دارد انسان را متلاشى كند؟ ما معتقديم معجزات نيز خارج از دائره عليت نيست، ليكن از علت آن غافليم. اما اصل حادث را تواريخ معتبر آن روز نوشتهاند و تمام حوادث مهم عالم به وسيله تاريخ مشخص ميگردد. گذشت زمان و طول ايام نمىتواند باعث انكار وقايع اتفاق افتاده شود.پى نوشتها: 1. يس (36) آيه 82.2. تفسير نمونه، ج 27، ص 339.
کد سوال : 49473
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مبلغى پس انداز در بانك دارم كه هنوز خمس آن را پرداخت نكردهام. در صورتى كه در قرعه كشى چيزى به مبلغ پس انداز شده تعلق بگيرد، آيا بر آن نيز خمس تعلق خواهد گرفت؟ لطفاً آدرس آيت اللَّه بهجت و آيت اللَّه صانعى را بنويسيد.
پاسخ : بر مبلغ پس انداز شده، چون سال بر آن گذشته، خمس تعلق مى گيرد و بر جائزهاى كه به شما داده مى شود، به فتواى حضرت امام(ره) خمس تعلق نمىگيرد. طبق فتواى اكثر مراجع بر هديه و جوائز در صورتى كه از مخارج سال اضافه بيايد، خمس تعلق مى گيرد.(1)آدرس دفتر آيت اللَّه بهجت: قم - گذرخان، دفتر آيت اللَّه بهجت.آدرس دفتر آيت اللَّه صانعى: قم - خيابان شهيد محمد منتظرى، دفتر آيت اللَّه صانعى.پى نوشتها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، مسئله 1753.