کد سوال : 49364
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مغازهاى كه انسان براى شغل و كسب روزى خريده و در آن مشغول به كار است، به مغازه (ملك و اصل سرمايه) خمس تعلق مىگيرد؟
پاسخ : اگر مغازه را ازپ ول خمس داده شده خريدارى كرده است، ديگر نيازى به پرداخت خمس مغازه وجود ندارد. اگر بخواهد بعداً مغازه را بفروشد، درآن زمان تفاوت قيمت آن را محاسبه و خمس آن را پرداخت مىنمايد.
کد سوال : 49365
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پولى را كه انسان براى كارهاى ضرورى و واجب مانند ازدواج جمع نموده و قناعت زيادى كرده است تا بتواند براى اين كار پس انداز داشته باشد، آيا به چنين پس اندازى خمس تعلق مىگيرد؟ اگر تعلق مىگيرد، چقدر است؟
پاسخ : برادر گرامى! ضمن تشكر از مكاتبه و اعتماد شما به اين واحد، قبل از پاسخ دادن به سؤال شما، يادآور مىشويم خمس را بايد به مجتهد جامع الشرائط و زنده تسليم كنند(1) و اگر مرجع انسان از دنيا رفت، مىتواند با اجازه يكى از مراجع زنده، بر تقليد از مرجع از دنيا رفته باقى بماند. در اين صورت هم بايد خمس را به مرجع زنده داد، كه از وى اجازه تقليد گرفته است.طبق فتواى مرحوم آيت الله اراكى: اگر به واسطه قناعت كردن، چيزى از مخارج سال انسان زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.(2)مقدار تعلق خمس به پول شما بستگى به اندازه پول شما دارد كه به اهل فنّ مرجعه نموده و مقدار بدهكارى شما مشخص مىشود. خداوند به شما سلامتى و به كسب و كار شما بركت عنايت فرمايد. ايمان و اعتقاد قلبى را به شما تبريك مىگوييم. موفق و عاقبت به خير گرديد. البته به فتواى بعضى از مراجع تقليد پول هايى را كه جمع آورى مىكند تا بتواند لوازم ضرورى زندگى مانند خانه و وسائل زندگى را تهيه كند، خمس بر آنها تعلق نمىگيرد.(3)پىنوشتها:1 - توضيحالمسائل مراجع، ج2، ص 62، مسئله 1834.2 - آيت الله العظمى آقاى اراكى، توضيحالمسائل، ص 318، مسئله 1789.3 - توضيحالمسائل مراجع، ج2، ص 26، ذيل مسئله 1775.
کد سوال : 49366
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دخترى 25 ساله هستم و مبتلا به خودارضايى به طورى كه نمىتوانم در بعضى مواقع، خودم را كنترل كنم و كم كم در دام شيطان افتاده و دست به خودارضايى مىزنم. خواهش مىكنم با توجه به ايمان و اعتقاداتم به خداى سبحانه و ائمه اطهار(ع)، كمك كنيد تا از اين حالت نجات پي
پاسخ : ضمن تشكر و سپاس از اين ما را محرم راز خود قرار داديد، اميدواريم كه به يارى خداى سبحانه و راهنمايى هايى كه خدمت شما مىشود، اين مشكل رفع گردد.يكى از گناهان كبيرهاى كه بر آن وعده عذاب داده شده، استمنا است، و آن بيرون كردن منى از خود، از راه غير طبيعى است. مانند ماليدن به دست يا به سائر اعضاى بدن خود يا به اعضاى ديگر.در كتاب حدود جواهر الكلام آمده است: هر كسى با دستش يا با عضو ديگرش استمنا كند، بايد تعزير شود، چون كار حرامى بلكه كبيرهاى را مرتكب شده است. از امام صادق(ع) از حكم استمنا پرسيدند. حضرت مىفرمايد:"گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن مجيد از آن نهى فرموده است. استمنا كننده مثل اين است كه با خودش نكاح كرده است. اگر كسى را كه چنين كارى مىكند بشناسيم. با او هم خوراك نخواهم شد".راوى حديث مىپرسد: از كجاى قرآن مجيد حكم آن فهميده مىشود؟ فرمود: "از آيه شريفه "فمن ابتغى وراء ذلك فاولئك هم العادون؛ هر كس با غير از همسر و كنيزش شهوتش را دفع كند، از تجاوز كاران است". اتفاقاً در سوره معارج آيه 31، همين جمله تكرار مىشود.بعد راوى پرسيد: گناه زنا بزرگتر است يا استمنا؟ امام صادق(ع) فرمود: "استمنا گناه بزرگى است".(1)در روايت ديگرى پيامبر(ص) مىفرمايد: "هر كس با دست شهوتش را بيرون كند، ملعون است".(2)اينها خطرات اخروى است اما مضرات جسمى و روحى استمنا: تمام كسانى كه به اين درد گفتار شدهاند، اعتراف كردهاند كه استمنا خطرات فراوانى براى دختر و پسر دارد. اخلاق را فاسد و اعصاب را متشنج و حافظه را مختل و اشتها را كم و ديد چشمها را ضعيف و بدن را نحيف و لاغر مىكند. اين عمل، مبتلايان را به ضعف قواى شهوانى دچار مىكند و آنان جبون و بى حال بار مىآيند و شهامت و درستى از آنان سلب مىشود. چه بسا اشخاصى هستند كه در اثر مبتلا به استمنا، چنان دچار ضعف قواى روحى و جسمى مىشوند كه معتادان به ترياك و شيره، در مقابل آن شير نرى به شمار مىآيند.عمل غير طبيعى جنسى يعنى استمنا، به حواس پنج گانه ضررهايى را وارد مىكند. در درجه اول، در قدرت ديد چشم و شنوايى گوش اثر مىگذارد. بدين معنا كه "ديد" چشم را ضعيف كرده و حس سامعه را تا اندازه قابل توجهى از كار مىاندازد. مبتلايان به اين عمل، مخصوصاً آن هايى كه از لحاظ جسمانى ضعيف مىباشند، غالباً اگر مگسى جلوى چشم خود ببينند، به شدت ناراحت مىشوند و حتى وقتى چشمهاى خود را مىبندند، نمىتوانند از آسيب مگس در امان باشند. چون اين عمل هر بار چندين دقيقه ادامه پيدا مىكند، چشمشان سياهى رفته و دچار سرگيجه مىشوند و به زمين مىافتند. هم چنين به طور مداوم صداى نانهجارى در گوش خود احساس مىكنند كه بسيار ناراحت كننده است. علاوه بر اينها، تحليل رفتن قواى جسمانى و روحانى، كم شدن خون، پريدگى رنگ، نقصان قواى حافظه، لاغرى، ضعف و سستى زياده از حد، بى اشتهايى، كج خلقى، عصبانيت، دوران سر، كم حوصله گى، بى علاقه گى به تحصيل و مطالعه، فراموشى و حواس پرتى و علاقه به خودكشى و حتى كشيده شدن كارشان به جنون، از اثرات خود ارضايى مىباشد.(3)اينها عوارضى است كه معتادان به اين عمل شوم را تهديد مىكند. البته ما ادعا نمىكنيم هر كس يك هفته مبادرت به استمنا كرد، تمام بيمارىهاى ذكر شده او را احاطه خواهند كرد، زيرا حالات اشخاص فرق مىكند. مثلاً ممكن است يك نفر كه براى مدتى مبادرت به استمنا كرده است، در وهله اول فقط به سستى اعصاب يا اختلال حسى سامعه يا ضعيف شدن حس بينايى يا سرگيجه مبتلا شود، ولى بعداً ساير بيمارىها به سراغ او بيايند. پس استمنا هم از نظر شرعى و هم از نظر عرفى حرام و ناپسند است.(4)در خاتمه ماجراى غم انگيزى را كه دختر دانشجوى سال آخر پزشكى براى ما نوشته است، مىنويسيم تا درس عبرتى براى ديگران باشد. وى نوشته بود: من سال آخر پزشكى هستم. جوان دانشجويى كه به من دل بستگى داشت، با اصرار زياد با من ازدواج كرد. پس از انجام مراسم عقد ناگهان گرفتار نگرانى شديد شدم، زيرا مدتى گرفتار استمنا شده بودم. در نتيجه قسمت بيرونى و اندرونى مهبل، سياه و كبود و متورم شده بود، به طورى كه ترسيدم همسرم وقتى مشاهده كند، مرا طلاق بدهد. از اين رو با اصرار و بهانه اتمام تحصيلات، مجبور شدم عروسى نكرده، طلاق بگيرم و آيندهام را تباه سازم.به شما و ساير خواهران محترم مىگوييم: از اين ماجرا درس عبرت بگيرند تا به چنين سرنوشت فلاكت بارى گرفتار نشوند. به عقيده ما بهتر است شما و اين گونه افراد زودتر ازدواج كرده و سرنوشت تباه و سياه آينده را در نظر بگيرند. ضمناً جزهاى كه حاوى دستورهاى ده گانه براى مبارزه با انحرافات جنسى، برگرفته از كتاب مشكلات جنسى جوانان، تأليف آيت الله ناصر مكارم شيرازى را براى شما ارسال مىكنيم. اين جزوه را بخوانيد و به كسانى كه مبتلا هستند برسانيد. ضمناًهمه بايد بدانند كه اين عمل به منزله زنا و از گناهان كبيره است و تكرار اين عمل موجب مىشود بار گناهى كه انسان به دوش مىكشد، هم دنيايش را خراب و هم آخرتش را تباه كند. خوشا به حال كسانى كه زودتر بيدار شدهاند. روزى آگه شوى از حال دلم اى صيادكه به كنج قفسم نيست به جز مشت پرىمن آن چه شرط بلاغ است با تو مىگويمتو خواه از سخنم پندگير و خواه ملال اگر از نظر جسمى ضعيف و دچار ناراحتى معده هستيد، گرفتن سه روز روزه نذر بر شما واجب نيست، ولى اگر حال عموى شما بهبود يافت و شما از نظر جسمى توانستيد روزه بگيريد، گرفتن اين سه روز با شرايط گفته شده بر شما واجب خواهد بود. در خاتمه توفيقثات روز افزون شما را از خداوند منان خواستاريم ان شاءالله عاقبت به خير گرديد.
کد سوال : 49367
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در نماز قسمتى از پا را كه مسح مىكشيم، ديده شود. آيا نماز باطل است؟ خواهشمندم در صورت وجود رساله عمليه از حضرت آيت الله خامنهاى برايم يك جلد ارسال نماييد.
پاسخ : خواهر گرامى خانم اخگرى؛ از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم، اگر در نماز قسمتى از پا را كه مسح مىكشيم، ديده شود، نماز باطل نيست. در توضيح المسائل مراجع اين گونه آمده است: زن بايد در موقع نماز، تمام بدن حتى سر و موى خود را بپوشاند، وى پوشاندن صورت به مقدارى كه در وضو شسته مىشود و دستها تا مچ و پاها تا مچ لازم نيست. اما براى آنكه يقين كند كه مقدار واجب را پوشانيده است، بايد مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايينتر از مچ را بپوشاند.(1)مىتوانيد با مراجعه به توضيحالمسائل مراجع به فتواى معظم له دسترسى پيدا كنيد ضمناً توضيح المسائل مراجع در دو جلد در كتابفروشىهاى معتبر موجود است. البته اخيراً فتاوى ايشان به فارسى درى ترجمه شده (به نام اجوبة الاستفتائات) مىتوانيد تهيه كنيد.پىنوشتها:1 - توضيحالمسائل، مراجع، ج1، مسئله 789، ص 463.
کد سوال : 49368
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از پاسخ قبلى متشكرم. آن چه مرا به اضطراب و دلهره وا مىدارد، ترس از آينده است. لطفاً راهنمايى بفرماييد.
پاسخ : موفقيت شما را در كسب مدارج علمى تبريك مىگوييم. خداى را شاكريم كه در گوشه و كنار اين مرز و بوم اسلامى، خواهرانى چون شماچنين روحيه شادى دارند. و از توانايى بالايى برخوردارند. موفقيت هايى را كه به دست آوردهايد دست كم نگيريد و با برنامه ريزى صحيح آيندهاى روشن فراروى خود ترسيم كنيد. اين را نيك بدانيد كه رمز موفقيت افرادى كه در جامعه بهحد بالايياز علم رسيده اند، داشتن هدف متعالى و برنامه ريزى صحيح است. انسان مىبايست اوقات شبانه روزى خود را تقسيم كند. خود را ملزم به انجام كارى كند كه متعهد شده است. در اين زمينه مثال معروفى وجود دارد كه مىگويند: كار امروز را به فردا ميفكن. انسان اگرمحيط اطراف و واقعيتهاى مربوط به خود را باور نكند، نمىتواند ارادهاى قوى پيدا كند. ارزش علم بايد بهشكل يك باور درآيد ارزش علم بايد در جان و دل انسان رسوخ كند. اين ميسر نيست مگر به باور كردن اين مسئله كه انسان مسافرى است كه دمى به دنيا آمده و به دمى از بين مىرود. آن چه موجب عزت آدمى مىشود، تقويت بنيههاى انسانى و ايمانى و علمى است تا در جامعه فردى مفيد و شرافتمند باشد. جامعهاى كه هم اكنون با انواع تهاجمهاى فرهنگى و شبيخونهاى شيطانى رو به رو است.ترس شديد از آينده اگرچه تا حدى صحيح به نظر مىرسد ولى اگرانسانى از هم اكنون بنيههاى معنوى و اعتقادى خويش را محكم كند، در آينده به درختى تنومند تبديل خواهد شد كه چون سدى استوار در مقابل تند بادهاى زمانه مقاومت خواهد كرد و مردم از سايه سار وجودش بهرهها خواهند برد. انسان مرهون و مديون تربيت خويش است. او بايد بداند كه راه و رسم زندگى شرافت مندانه كردن چيست، و اين مسيرنمى شود جز به تهذيب نفس و پرورش صحيح و پيمودن راه تقوا. از تمسخر ديگران نهراسيد و بر تعصبات مذهبى و دينى و حتى عرفى و اخلاقى اصرار ورزيد. آن چه پايدار است، عمل نيك انسان مىباشد كه در صحفه هستى تا به ابد درخشنده باقى خواهد ماند. آينده ترسيم رفتار امروز ما است. پس آينده به خودى خود واهمه ندارد.
کد سوال : 49369
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعضى از افراد هستند كه خود را عارف مىدانند و مراسم، ورد يا ذكر را تكرار مىكنند تا حالت غش به آنها دست دهد. اين كار وجه شرعى دارد؟
پاسخ : ظاهراً اين افراد عارف مسلك و درويش نما، جزء فرقه صوفيه مىباشند. فرقه صوفيه، فرقهاى منتسب به اسلام هستند كه مسلكى آميخته از فلسفه و مذهب درند و پيروان آن راه وصول بهحق را منحصر به اين مسلك مىدانند. دروجه تسميه آنها به صوفيه گفته شده، از اين جهت بوده است كه پيشينيان آنها پشمينه پوش بودهاند. ظاهراً پيدايش اين مسلك از اواخر قرن دوم هجرى بوده و سر پيدايش آن را آميزش و اختلاط مسلمانان با مسيحيان مىدانند كه چون برخى مسلمانهاى كم مايه، راهبان و تاركان دنياى مسيحى را ديدند، مجذوب آن روش شدند و زهد و بى رغبتى به دنيا را كه از اخلاق اسلامى بود، بدان ضميمه كرده و رفته رفته به صورت مسلكى درآمد. روايات و احاديث در مردود و بى اعتبار دانستن اين مذهب و برائت ساحت دين مقدس اسلام از آن بسيار است. اسلام دين جمال و زيبايى و بهره بردارى از طيبات و نعمتهاى خوب خدا است. دين، كامرانى از لذائذى كه خداوند در اختيار بندگانش نهاده و دين زندگى بهتر مىباشد. عدم پذيرش اين گونه مسالك خرافى و موهوم، در كتب حديثى مانند كافى كلينى، از حضرات معصومين(ع) نقل شده است. برنطى و اسماعيل بن بزيع از حضرت رضا(ع) روايت مىكنند: "هر كسى كه نزد او سخن از صوفيان به ميان آيد و او به زبان و دل خويش آنها را مردود نداند و بر باطل نشمارد،از ما نيست، هر كهآنها را رد كند و گمراه داند، به منزله كسى است كه در ركاب پيغمبر(ص) جنگيده باشد".در روايات ديگرى، جابر جعفى گويد: به حضرت باقر(ع) عرض كردم: گروهى هستند كه چون آيهاى از قرآن بشنوند يا حديث و داستانى را از قرآن به آنها گوشزد كنند، صيحه زنند و حالتى به آنها دست دهد كهاگر دست و پايشان را ببرند، متوجه نشوند! فرمود: "سبحان الله! اين كار، كار شيطان است. چنين دستورى از شريعت نرسيده است. آن چه كه هست و دراين موارد دستور آمده، آن است كه دل آدمى نرم شود و حالت رقت قلب ره وى دست دهد و اشكى بريزيد و ذكر و دعايى بر زبان جارى گردد".احاديث فراوان ديگرى هست كه همه حاكى از باطل بودن اين فرقه و گروه دارد.(1) توصيه مىكنيم هيچ وقت صريح و تند نبايد با اين گروه برخورد كرد، بلكه برخورد با اين گروه كارنظام و مسئولان قانونى مىباشد. وظيفه من و شما روشنگرى مسلك اين فرقه، به آن هايى است كه احتمال مجذوب شدن آنها را مىدهيم؛ آن هم با برخورد نرم و صادقانه و از روى علم و استدلال. اگر اين مقدار براى شما مقدور نيست، به ديگران و علمايى كه اهل فن هستند، از مكان و موقعيت آنها بگوييد تا آنها روشنگرى نمايند. ضمناً جزوه تصوف همراه پاسخ ارسال مىگردد.پىنوشتها:1 - سيد مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ج6، ص 739 - 742.
کد سوال : 49370
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حد و اندازهاى در احاديث براى موى سر مردان مشخص شده است؟ اين كه بعضى زلف مىگذارند، اشكال دارد؟
پاسخ : اسلام به نظافت و بهداشت بدن، خصوصاً موى سر، اهتمام ورزيده است؛ حتى اسلام در انتخاب نوع شانه دخالت كرده و به ريزه كارىهاى مربوط به آرايش اشاره كرده است. آيه 222 بقره مىفرمايد: "ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين؛ خداوند توبه كنندگان و پاكيزهگان را دوست دارد".علاوه بر قرآن، در روايات زيادى از پيامبر گرامى(ص) و ائمه معصومين(ع) راجع به نظافت و موى سر، سخن به ميان آمده است. به عنوان نمونه، در رواياتى پيامبر(ص) فرمود "ان الله نظيف يحب النظافة؛ خداى سبحان پاكيزه و نظيف است و نظافت و پاكيزگى را دوست دارد". علاوه بر قرآن، در روايات زيادى از پيامبر گرامى(ص) و ائمه معصومين(ع) راجع به نظافت و موى سر، سخن به ميان آمده است. به عنوان نمونه، در رواياتى پيامبر(ص) فرمود: "ان الله نظيف يحب النظافة؛ خداى سبحان پاكيزه و نظيف است و نظافت و پاكيزگى را دوست دارد". در جاى ديگر مىفرمايد: "من اتخذ شعراً فليحسن ولايته او ليجزه؛ كسى كه داراى مو است، بايد مواظبت بر آن داشته باشد و نيكويش بدارد يا آن را كوتاه كند".روايتهاى فراوان ديگر است كه حاكى از سفارش به داشتن نظافت و موى تميز مىكند.(1)بنابراين برداشت ما از آيات و روايات و سيره ائمه معصوم(ع) و علماى بزرگوار اين است كه داشتن مو ايراد و اشكالى ندارد. حتى ممكن است در صدر اسلام بعضى از زلف و گيسوى بلند برخوردار بودهاند و شرعاً مشكلى وجود نداشته باشد، ولى همان طور كه مىدانيم چه بسا خيلى از مسائل در شرع مبين اسلام از جهت شرعى اشكالى نداشته باشد، ولى از نظر اخلاقى و اجتماعى داراى ايراد باشد، چرا كه در كنار مسائل شرعى، مسائل اخلاقى و اجتماعى را نيز داريم، در جامعه امروز داشتن موى بلند و زلف، از نظر اخلاقى و اجتماعى مذموم و ناپسند است. لذا بايد جامعه و اجتماع و اخلاقيات آن را ديد، آن وقت دست به انجام كارى زد. داشتن موى بلند و زلف در جامعه امروز، همانند آن مىماند كه انسان در يك مجلس وزين و آبرومندى شركت كند و در جلوى جمعيت و انظار مردم، پاهاى خود را دراز كند و يا اين كه دراز بكشد. اين كارها ممكن است شرعاً اشكالى نداشته باشد، ولى از جهت اخلاقى مذموم و ناپسند است. حتى اخيراً ادعا شده است داشتن موى بلند سر براى سلامت و بهداشت جسمانى زيان آور است.(2) وانگهى گاهى موى گذاشتن بيانگر فرهنگ مبتذل و اشاعه فرهنگ فساد است بدين جهت با تعبير شديدى، با آن برخورد شده است، مانند موى بيتلى، هيپىگرى، صوفى گرى و درويشى، كه منشأ گمراهى و بدعت است.پىنوشتها:1 - سيد رضا پاك نژاد، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر(ص) ج15، ص 226 - 275.2 - همان.
کد سوال : 49371
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : أدلّه علمى براى رد موسيقى چيست؟
پاسخ : اولاً بايد يادآور شويم موسيقى اى كه اسلام آن را ردّ مىكند، موسيقى مطرب و غنا است؛ يعنى آواز خواندنى كه طرب آور و تهييج كننده و به لحن اهل فسوق و يا ويژه مجالس عياشى و رقص است؛ خواه در قالب كلمات حق همچون اشعار مذهبى و قرآن باشد و يا در قالب باطل، و خواه براى همه افراد طرب آور و مهيج باشد و يا نسبت به برخى از آنان بى تأثير باشد، نيز فرق نمىكند كه چنين خواندن هايى همراه با موسيقى و آهنگ باشد و يا به تنهايى اجرا شود.(1) رد موسيقى مطرب و غنا، به لحاظ أثرات تخديرى موسيقى مىباشد. اولين أثر تخديرى آن ايجاد بيمارىهاى جسمى و روحى است. به گواهى همه روان شناسان و دانشمندان روشنفكر جهان، موسيقى مطرب حامل هميجان است. اصولاً اين يك مطلب تجربى است؛ يعنى هر كس به موسيقى گوش كرده باشد، مىداند كه هيجان آور است. اين هيجان حتى در حيوانات اثر آشكارى دارد. برخى از ساربانان عرب با سر دادن نواى مخصوصى، شتران را چنان به هيجان مىآورند كه حيوان چند برابر طاقت خود بار مىكشد و راه مىرود. از سوى ديگر بنا به تحقيقات دانشمندان، مسلم است كه بيمارىهاى بسيارى مانند حملههاى عصبى، ضعف اعصاب، بيمارىهاى روانى، زخم معده، فشار خون و حتى ريزش موى سر و كرم خوردگى دندان، همه از هيجان اعصاب سرچشمه مىگيرد. به قول يكى از دانشمندان، ارتعاشات و هيجانات روانى فوراً به ارتعاشات جسمى انتقال پيدا مىكند و روى تن اثر مىگذارد.به همينعلتها روانپزشكان معتقدند يكى از موجبات جنون جوانى و ديوانگى، موسيقى تند و افراطى است.دومين اثر تخديرى و زيان آور موسيقى مطرب، زيانهاى اقتصادى است كه كمتر به حساب مىآيد. جدا از اين كه وقت پر ارزشى در مجالس موسيقى از دست مىرود، هزينههاى سنگين و كمر شكنى در اين راه صرف مىشود. مبالغ هنگفتى كه خرج مهمانىها و شب نشينىهاى اشرافى و كنسرتها مىشود. نكته قابل توجه اين كه اين عياشىها و ولخرجىها موجب دزدى، رشوه خوارى، اختلاس و فساد مىشود. درآمدهاى حلال معمولاً كفاف چنين ريخت و پاشها و عيش و نوشها را نمىدهد. پس به ناچار عياشان جز آن كه كمبودها را از راه ساد و خيانت تأمين كنند، چاره ديگرى نمىيابند. مىدانيم چنين افرادى با چنان عياشىها هرگز پاى بند دين و در ياد خدا نيستند تا از خيانت و جنايت دست بردارند. اين خطر بزرگى است كه جامعه را از درون مىپوساند. مهمترين و مرگبارترين زيان موسيقى مطرب، زيانهاى اخلاقى آن است. در مسلخ همين نواهاى به ظاهر دلنشين، دين و اخلاق و شرف و فضيلت و عفت ديگر مزاياى اخلاقى قربانى مىشود. همين نغمهها است كه دل را مىميراند و اجتماع را به فساد و انحراف مىكشاند. موسيقى به ويژه در مجالس مختلط زن و مرد، عامل مؤثرى است كه شهوت جنسى و هوسهاى آلوده و مسموم را تحريك مىكند و به انحراف و فساد مىانجامد. اثر موسيقى و بدآموزىهاى چنين مجالسى در روان پاك و بى آلايش كودك و وان زيان بارتر و خطرناكتر است.(1)مگر آدمى نبودى كه اسير ديو گشتىكه فرشته ره ندارد به مكان آدميتسعدىپىنوشتها:1 - هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق، برخى از مسائل زندگى ساز اسلامى، ص 210 - 216.
کد سوال : 49372
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حكم موسيقى در فتواى امام خمينى (ع) چگونه است؟ آيا سازهايى مانند تار، ويالون و عود در فتواى حضرت امام جايز است؟ موسيقى پاپ و سنتى چه حكمى دارد؟
پاسخ : در استفتائات متعددى كه در زمان حيات حضرت امام از ايشان شده، ايشان جوابهاى متعددى دادهاندكه مضمون آنها يكى است، از جمله فرمودند: شنيدن و نواختن موسيقى مطرب حرام است و صداهاى مشكوك مانع ندارد و خريد و فروش آلات مختص به لهو جايز نيست و از استعمال آلات لهو بايد اجتناب نماييد و يادگيرى هم حكم اصل آن را دارد. و تشخيص در اين موارد با عرف است. جواب ديگرى دارند كه: آلات لهو را بايد از بين ببريد.(1)البته از نظر امام و ساير فقها غنا حرام است، نه مطلق موسيقى.پىنوشتها:1 - استفتائات از محضر امام خمينى، ج2، ص 12 - 18.
کد سوال : 49373
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در حديثى است كه سجده برتربت اباعبدالله الحسين(ع) حجابهاى هفتگانه را خرق مىكند. حجابهاى هفتگانه چيست؟
پاسخ : معاوية بن عمار گويد: امام صادق(ع) دستمال (بقچه) زردى از ديبا داشت كه تربت امام حسين(ع) در آن بود و هنگام نماز آن را بر سجاده خويش مىريخت و بر آن سجده مىكرد و مىفرمود: سجده بر تربت حسين(ع)، هفت پرده (آسمان) را مىشكافد (و نماز را به درجه قبول مىرساند).(1)مراد از حجابهاى هفتگانه، طبق آيات و روايات متعدد، مانعين صعود و قبول اعمال انسان در آسمانهاى هفتگانه است. قرآن مجيد در سورههاى فصّلت و طلاق و نوح و ملك و نبأ از آسمانهاى هفتگانه سخن مىگويد، چنان كه در سوره ملك آيه دوم مىفرمايد: "الذى خلق سبع سموات طباقاً؛ خدايى كه هفت طبقه آسمان آفريد". نيز در سوره نبأ آيه دوازدهم مىفرمايد: "و بنينا فوقكم سبعاً شداداً؛ بر فرازتان هفت آسمان استوار برافراشتهايم".در روايتى از بحارالانوار، معاذ بن جبل از پيامبر گرامى حديث مفصّلى را نقل مىكند كه به اين شرح است:معاذ بن جبل گويد: حديثى را از پيامبر(ص) شنيدم كه اگر اين حديث را حفظ كنى، به تو نفع خواهد داد. فرمود:همانا خداى سبحان قبل از آن كه آسمانهاى هفتگانه را خلق كند، هفت فرشته را خلق كرد. سپس در هر آسمانى، ملكى را قرار داد كه بر در ورودى اين طبقات آسمانها قرار گيرند تا حافظان عمل انسان، عمل او را از صبح تا غروب يادداشت كنند. سپس حافظان و نگهبانان انسان، عمل او را بالا مىبرند. براى اين عمل نورى است همانند نور خورشيد، تا اين كه به آسمان دنيا مىرسد. در اين جا است كه جلوى عمل انسان گرفته مىشود، كه اين خود يك حجاب از حجابها و پردههاى هفتگانه آسمانها است. در اينجا به عمل انسان دستور ماندن مىدهند. پس اگر صاحب اين عمل، داراى گناهى باشد، مثلاً غيبتى كرده باشد، فرشته غيبت مانع ورود اين عمل به طبقات و حجابهاى ديگر آسمان مىشود و مىگويد كه اين را خداى سبحان به من امر فرموده است. ممكن است اين عمل به آسمان دوم برسد كه در آن جا هم ملكى است كه اگر صاحب اين عمل با عملش قصد دنيوى داشته است، باز مانع بالا رفتن اين عمل به طبقه سوم آسمان مىشوند، مگر اين كه اين عمل با صدقه و نمازى همراه باشد. همين طور تا آسمان هفتم، در هر طبقه ملكى است كه اگر خداى ناكرده، انسان عجب يا حسد يا بى رحمى و امثال آن را در دنيا داشته باشد، جلوى اعمال گرفته مىشود.(2)بنابراين اگر كسى بر تربت امام حسين(ع) از روى اخلاص و ايمان سجده كند، حجابها و پردههاى هفتگانه آسمان را كنار مىزند و عمل خود را به آسمان هفتم و مرتبه قبول خداى سبحان مىرساند.پىنوشتها:1 - معارف و معاريف، ج3، ص 523 - 533.2 - علامه محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج67، كتاب ايمان و كفر، حديث 20، ص 246 - 248، چاپ بيروت.