• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49354
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر هنگام وضو گرفتن، آبى كه روى دست مى‏ريزيم، به طرف بالا برگردد، چه حكمى دارد؟ در ضمن آرايش صورت در حدّ طبيعى و به گونه‏اى كه اصلاً نشان ندهد آرايشى انجام گرفته است، حكمش چيست؟
پاسخ : آبى كه به عنوان وضو روى دست ريخته مى‏شود، آب وضو محسوب مى‏شود؛ خواه به طرف بالا برگردد، خواه بر نگردد. در هر صورت وضو باطل نمى‏شود. پاسخ قسمت دوم: از مرجع تقليدى سؤال مرده‏اند: وظيفه زنى كه خود را زينت كرده و آرايش نموده و در برابر نامحرم قرار مى‏گيرد چيست؟در جواب فرمود: لازم است تمام مواضع زينت را از نامحرم بپوشاند.(1)از اين فتوا فهميده مى‏شود اصل آرايش كردن اشكالى ندارد، منتها بايد از نامحرم پوشانده شود. پى نوشت‏ها: 1. آيت اللَّه فاضل، جامعه المسائل، ج 2، ص 449، سؤال 1328.
کد سوال : 49355
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از بچگى تا امروز پدرم در بانك حسابى برايم باز كرده كه تاكنون مبلغ يكصد هزار تومان پس انداز كرده است. آيا به آن خمس تعلق گرفته است؟
پاسخ : مراجع عظام، در اين مسئله (اگر از غير كسب، مالى به دست آورد، مثلاً چيزى به او ببخشند) اختلاف نظر دارند.امام خمينى(ره) مى‏فرمايند: خمس ندارد، گرچه از مخارج سال زياد بيايد. امّا مستحب است در صورت زياد آمدن از مخارج سال خمسش را بپردازند، امّا عده‏اى از مراجع مانند آيات عظام گلپايگانى(ره)، اراكى، خويى، سيستانى، تبريزى، صافى، بهجت، فاضل و مكارم شيرازى مى‏گويند: واجب يا احتياط واجب آن است كه اگر از مخارج سال زياد بيايد، خمسش را بپردازند.(1) بنابراين چون شما مقلّد مرحوم آيت اللَّه اراكى هستيد و پول مذكور از مخارج سال شما زياد آمده است، بايد خمسش را بپردازيد، مگر آن كه در احتياط واجب، به فتواى امام عمل كنيد، كه در اين صورت پرداخت خمس لازم نيست و به فتواى رهبر معظم انقلاب نيز خمس ندارد.(2) پى نوشت‏ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 13 - 14.2. همان، ص 70، سؤال 869.
کد سوال : 49356
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به مطالعه و تحقيق علاقه فراوانى دارم. متمايلم درباره زندگانى امامان(ع) بررسى كنم و مقاله بنويسم. مستدعى است در عملى ساختن اين كار كمكم نماييد.
پاسخ : براى عملى ساختن هدف مذكور، ابتدا منابع شناسايى مى‏شود، مثلاً موضوع بحث اگر تواضع باشد، ابتدا كتاب‏ها و مجله‏ها و نوشته هايى كه تواضع در آن مورد بررّسى قرار گرفته، شناسايى مى‏شود.بعد از منابع مورد نظر يادداشت بردارى مى‏شود؛ يعنى مطالبى كه درباره تواضع نوشته شده است، خلاصه‏گيرى مى‏شود. بعد از تهيه مواد خام آن را دسته بندى مى‏كنند، مثلاً معنا و حقيقت تواضع چيست؟ چه فوايدى دارد؟ زيان‏هاى تكبّر كدام است؟ در مقابل چه كسانى بايد تواضع نكرد؟ تواضع تا چه حدّى مجاز است؟ بعد از نوشتن مقدمه، مباحث به ترتيب اولويت مورد بحث و بررسى قرار مى‏گيرد. پس از آن جمع بندى و نتيجه‏گيرى مى‏شود. آخر فهرست مطالب نوشته مى‏شود و به اين صورت مقاله پايان مى‏يابد.
کد سوال : 49357
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از آغاز تكليف تا دو سال بعد نمى‏دانم چگونه نماز خوانده و روزه گرفته‏ام، امّا در دوران راهنمايى تمام روزه‏ها را گرفتم، ولى نمازم را گاهى ترك كردم. از اوّل دبيرستان به بعد مرتب نمازهايم را خواندم و روزه هايم را گرفتم. حال نمى‏دانم قضاى روزه هايم را چگونه ب
پاسخ : از فقيه بزرگوارى سؤال كرده‏اند. شخصى مدّت يكصد و بيست روز (چهار سال) روزه نگرفته است. آيا برا هر روز شصت روز بايد روزه بگيرد؟در پاسخ فرمود: اگر عمداً و بدون عذر شرعى روزه را نگرفته باشد، آرى بايد براى هر روز شصت روز روزه بگيرد يا شصت نفر را غذا بدهد و يا به شصت فقير، نفرى يك مُدّ طعام بدهد.(1)مفهوم فتواى فوق اين است كه اگر از روى جهل و غير عمد روزه نگرفته باشد، تنها قضاى روزه كافى مى‏باشد. گفتنى است: اگر كسى توان گرفتن شصت روز روزه يا اطعام شصت فقير را نداشته باشد، هر چند مُدّ طعام كه مى‏تواند بدهد، كافى است. اگر اصلاً نمى‏تواند روزه بگيرد يا اطعام كند، استغفار كند، اگر چه مثلاً يك مرتبه بگويد: استغفراللَّه. البته در فرض اخير احتياط واجب آن است كه هر موقع بتواند كفاره را بدهد.(2)پى نوشت‏ها: 1. رهبر انقلاب، توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 1019، سؤال شماره 834.2. توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 964، مسئله 1660.
کد سوال : 49358
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قبلاً مقلّد آيت اللَّه اراكى(ره) بودم. اكنون مى‏خواهم از رهبر انقلاب تقليد كنم. آيا مى‏توانم اين كار را بكنم؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، چگونه مى‏توانم به فتاواى ايشان دسترسى پيدا كنم؟
پاسخ : برخى از مراجع عظام معتقدند: اگر مرجعى كه انسان تقليد مى‏كرده و از دنيا رفته، با سوادتر از مرجع زنده باشد، بقا بر تقليد او واجب است و به فتواى آيت اللَّه اراكى(ره) مى‏توانيد به مرجع زنده مراجعه كنيد با اين حساب به نظر مرحوم آيت اللَّه اراكى، مى‏توانيد از ايشان عدول كنيد و مقلّد رهبر انقلاب بشويد، و رساله فارسى ايشان به زبان دَرى چاپ شده است و استفتائات معظّم له را مى‏توانيد از كتاب فروشى‏ها يا از دفاتر ايشان در تهران و قم تهيه نماييد.
کد سوال : 49359
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اگر با توجه به مقدار سرمايه، مقدار سودى را كه دولت وقت تعيين كند، بعد به دلايلى آن مقدار سود براى كاسب كار ضرر داشته باشد، مى‏توان مقدار سود را بالا برد؟
پاسخ : در اسلام، راجع به خريد و فروش، سود خاصى مقرر نشده است و معمولاً سود براساس موازين عرفى و اخلاقى و اجتماعى و رضايت طرفين معامله (بايع و مشترى) و عدل و انصاف و وجدان تعيين مى‏شود. بنابراين سود عادلانه و متعارف و منصفانه، در زمان‏هاى مختلف متفاوت است.در استفتايى كه درباره گران فروشى از حضرت امام خمينى شده، آمده است: اگر گرانى قيمت به حد احجاف نرسد و مقررات دولت الامى را مراعات نمايد، اشكال ندارد.(1)اما درجواب سؤال دوم كه مقدار سود را دولت وقت تعيين كرده، ولى براى كاسب كار ضرر داشته است، عرض مى‏كنيم: در سؤال‏ها و استفتائات متعددى كه از حضرت امام خمينى درخصوص رعايت مقررات دولت اسلامى شده است، ايشان در جواب‏هاى متعدد و شبيه به هم پاسخ داده‏اند: هر گونه عملى كه بر خلاف مقررات دولت اسلامى يا موجب فساد در جامعه باشد، جايز نيست. در جاى ديگر فرموده‏اند: بههر نحو مقررات دولت اسلامى است، بايد عمل شود و اضافه بر آن حق ندارند بگيرند. نيز در جاى ديگر فرمودند: چنان چه خلاف مقررات دولت اسلامى باشد، جايز نيست.(2)در آخر اضافه مى‏كنيم اگر بخواهد سود آن جنس بالا رود تا جلوى ضرر گرفته شود، بايد با اداره و صنف (اتحاديه) متبوع و مربوطه، صحبت شود. اگرآن‏ها پذيرفتند و قبول كردند، مشكل شرعى برداشته مى‏شود، زيرا در آن صورت جزء مقررات و قوانين دولت اسلامى تلقى مى‏شود.پى‏نوشت‏ها:1 - امام خمينى (ره)، استفتائات ،ج‏2، ص 61 - 62.2 - امام خمينى(ره)، استفتائات،ج‏2، ص 45 الى 58.
کد سوال : 49360
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مى‏دانيم كه مقام امامت از نبوت بالاتر است. با اين وجود چرا در قرآن اسم ائمه(ع) برده نشده است؟
پاسخ : علما و مفسران دلايل گوناگونى بر عدم ذكر نام ائمه نوشته‏اند كه مهم‏ترين دليل آنان جلوگيرى از تحريف است. در صدر اسلام دشمنان قسم خورده‏اى وجود داشتند كه جريان مستقيم هدايت را عوض كردند و تاريخ را آن گونه وارونه ساختند كه نياز به گفتن آن در اين نوشتار نيست.در چنين زمان پر مكر و آشوب و نيز كينه و حسادتى كه نسبت به خاندان پيامبر(ص) روا مى‏شد، چگونه مى‏شد كه نام مبارك ائمه اطهار در قرآن باشد و از تحريف و دست كارى به دور باشد؟ قرآنى كه در آن روز هنوز جمع آورى نشده و هر قسمتى از آن در دست كسى بود؛ وانگهى در بعضى از آيات قرآن خصوصاً آيه پنجاه و پنج سوره مائده كنايه بسيار ظريفى نسبت به اعطاى زكات و كمك به فقير به وسيله اميرمؤمنان على(ع) دارد. كه اين كنابه رساتر از تصريح است. مى‏فرمايد: "ولى و صاحب اختيار شما خدا است و رسول و آنان كه ايمان آورده‏اند ؛ كه نماز مى‏خوانند و در حال ركوع زكات مى‏دهند". در اين جا كنابه بسيار رساتر از تصريح است. مثلاً به عنوان ميهمانى در اتاقى نشسته‏ايد و صاحب خانه اگر بگويد هم اينك آقاى فلانى با چنين اوصافى وارد خواهد شد و يا بگويد لحطاتى بعد شخصى به اينجا خواهند آمد كه چنين است و چنان، كدام يك مى‏تواند داراى مفاهيم مهم‏تر و معتبرتر باشد؟ آيا شما از عبارت دوم پى نخواهيد كه چنين شخصى حتماً بايد خيلى مهم و عزيز باشد؟ در اين آيه خداوند مى‏توانست نام مبارك على(ع) را به صراحت ببرد، ولى مطلب را در لفّافه و كنايه قرار داد، تا علاوه بر شيرينى مطلب، اهميت آن نيز معلوم شود. راجع به دوازده امام(ع) "ان عدة الهشور عند الله اثنى عشر شهراً فى كتاب الله يوم خلق السموات و الارض منا اربعه ذلك الدين القيّم" قابل توجه است. تعداد ماه‏ها در پيشگاه الله دوازده ماه است، آن هم در كتاب خدا. از روزى كه زمين و آسمان را آفريد، چهار ماه حرام اسو اين است دين قيم و استوار.اگر به تأكيد بيش از حد نگاه كنيم و قيدهاى "عندالله" و "كتاب الله" را بنگريم، به اضافه "ذلك الدين القيم" خواهيم فهميد كه مقصود آيه بالاتر از ماه‏هاى سال است. در اسلام سود معقولانه در خريد و فروش چقدر است؟ آيا درصد معينى دارد؟ در كسب و كار و خريد و فروش قانون معينى مبنى بر اين كه مثلا. هر جنسى خريديم، با 20% سود به فروش برسانيم، وجود ندارد؟
کد سوال : 49361
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عقايدى را كه اهل سنت از اصول اسلام دارند (توحيد، عدل، نبوت، امامت و معاد) را بيان نموده و اختلافات عمده و اساسى اى را كه اهل سنت با شيعيان دارند، بيان كنيد.
پاسخ : مقدمتاً عرض مى‏كنيم: مسلمانان همان طورى كه از نظر آنچه مربوط است به فروع دين و مسايل علمى، مذاهب و روش‏هاى مختلفى پيدا كردند و از اين جهت به فرقه‏هاى مختلف تقسيم شدند( جعفرى، زيدى، حنفى، شافعى، مالكى و حنبلى) هر فرقه‏اى، فقهى مخصوص به خود دارد. آنان از نظر مسائل اعتقادى و چيزهايى كه مربوط است به ايمان و اعتقاد مسلمانان نيز فرقه فرقه شدند و هر فرقه‏اى مبانى و اصول اعتقادى مخصوص به خود را دارد. أهم مذاهب كلامى عبارت است از: شيعه، معتزله و اشاعره.(1)اما در مقابل مكتب و عقيده شيعه، مكتب و عقيده اهل سنت است كه معتقدند درباره امامت و خلافت، نصّى از كتاب و سنت وارد نشده و تعيين خليفه پيامبر(ص) و پيشواى مسلمانان پس از رسول اكرم(ص) به انتخاب مسلمانان واگذار شده است. شيعه معتقد است امامت امرى انتصابى است كه از ناحيه خداوند متعال و توسط پيامبر گرامى اسلام(ص) در روز غدير خم رسماً رقم خورده است. س يكى از موارد اختلاف اساسى شيعه با اهل سنت، امامت مى‏باشد.(2)يكى ديگر از موارد اختلاف اساسى بين شيعه و سنى، عدل الهى است. در اين مسئله، نظر شيعه، موافق گروه معتزله، تلقى شده است و مجموعاً در برابر اشاعره، به نام "عدليه" ناميده شده‏اند. نظر به اهمتى كه اين مسئله در علم كلام و عقايد دارد، از مسائل محورى به شمار آمده و حتى از اصول عقايد و از مشخصات مذهب كلامى شيعه و معتزله محسوب شده است. بايد توجه داشت كه اشارعه عدل الهى را نفى نمى‏كند و چنان نيست كه خدا را ظالم بدانند، در حالى كه آيات صريح و غير قابل تأويل، عدل الهى را اثبات و هرگونه ظلمى را از ساحت مقدسش نفى مى‏كند.بحث بر سر اين است كه آيا عقل انسان مى‏تواند صرف نظراز بيانات شرعى (قرآن و سنت پيامبر(ص)) ضوابطى را براى افعال و به خصوص افعال الهى، درنظر بگيرد و براساس آن‏ها حكم به لزوم انجام كارى و ترك كار ديگرى بكند؟ مثلاً بگويد: لازم است خداى متعال، مؤمنان را به بهشت و كافران را به دوزخ ببرد، يا اين گونه قضاوت‏ها تنها براساس وحى، صورت بگيرد و عقل نمى‏تواند صرف نظر از آن‏ها قضاوتى داشته باشد؟نقطه اصلى اختلاف به نام "حسن و قبح عقلى" نامگذارى شده است، كه اشاعره آن را انكار كرده و معتقد شده‏اند در امور تكوينى آن چه را خدا انجام مى‏دهد، نيكو است و در (امور تشريعى)آن چه را خداى سبحان امر مى‏كند، خوب است، نه اين كه چون كارى خوب است، خدا آن را انجام مى‏دهد يا به آن امر مى‏كند. اما عدليّه معتقدند كه افعال، صرف نظر از انتساب تكوينى و تشريعى آن‏ها به خداى متعال، متصف به حسن و قبح مى‏شود و عقل انسان تا حدودى مى‏تواند جهت حسن و قبح افعال را درك كند و ساحت الهى را از انجام افعال قبيح، تنزيه و پاك نمايد. البته نه بدان معنا كه به خدا فرمان بدهد و امر و نهى كند، بلكه بدين معنا كه تناسب كارى را با صفات كماليّه الهى و عدم تناسب كار ديگرى را با آن‏ها كشف مى‏كند. براين‏اساس صدور كارهاى قبيح را از خداى متعال محال مى‏داند.بررسى تفصيلى اين مسئله و پاسخ به شبهاتى كه موجب انكار حسن و قبح عقلى از طرف أشاعره شده و سرانجام، ايشان را روياروى عدليّه قرار داده است، در حوصله اين نوشتار نيست. هم چنين ممكن است سخنان معتزله در اين زمينه نقطه ضعف هايى داشته باشد كه بايد درجاى خودش مورد بررسى قرار گيرد، ولى اصل اعتقاد به حسن و قبح عقلى مورد قبول شيعيان و تأييد كتاب و سنت و پيشوايان معصوم(ع) مى‏باشد.در پايان عرض مى‏كنيم غير از اين دو اصل (امامت و عدل)، در بقيه اصول دين بين شيعه و سنى اختلاف چندانى وجود ندارد.(3)براى اين كه سطح اطلاعات علمى شما در اين خصوص بالا رود، كتاب هايى را در اين زمينه به شما معرفى مى‏نماييم:1 - كتاب عدل الهى، تأليف شهيد مرتضى مطهرى.2 - آموزش عقائد، تاليف استاد محمد تقى مصباح يزدى.3 - كلام و عرفان (آشنايى با علوم اسلامى)، تأليف شهيد مرتضى مطهرى.4 - فرق و مذاهب كلامى، تأليف على ربانى گلپايگانى.5 - از آگاهان بپرسيد، نوشته دكتر محمد تيجانى تونسى، ترجمه سيد محمد جواد مهرى.پى‏نوشت‏ها: 1 - شهيد مرتضى مطهرى، آشنايى با علوم اسلامى، كلام، عرفان، ص 18 - 19.2 - على ربانى گلپايگانى، فرق و مذهب كلامى، ص 165.3 - محمد تقى مصباح يزدى، آموزش عقايد، ج‏1 - 2، ص 190 - 191.
کد سوال : 49362
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگركسى از آغاز بلوغ، جهت پرداخت خمس، حسابرسى به مال و اموال خود نكرده و هم اكنون مقدارى سرمايه دارد و مقدارى بدهكار است و جهت امر ضرورى مانند ازدواج به اين پول و سرمايه نياز دارد، آيا مى‏تواند اول بدهكارى خود را پرداخت كند و امر ضرورى را انجام برساند و
پاسخ : كسى كه از اول تكليف خمس نداده، اگراز منافع كسب، چپزى را كه به آن احتياج ندارد، خريده و يك سال از خريد آن گذشته، بايد خمس آن را بدهد. اگر اثاث خانه و چيزهاى ديگرى را كه به آن‏ها احتياج دارد، مطابق شأن خود خريده ،اگر بداند در بين سالى كه در آن فايده برده، آن‏ها را خريده، لازم نيست خمس آن‏ها را بدهد و اگر نداند كه در بين سال خريده يا بعد از تمام شدن سال بنابراحتياط واجب بايد با حاكم شرع (مرجع تقليد زنده خود) مصالحه كند.(1)در مسئله ديگرى مرحوم آيت الله العظمى آقاى اراكى مى‏فرمايند: كسى كه خمس بدهكار است، اگر با حاكم شرع (مرجع تقليد) مصالحه كند، مى‏تواند در تمام مال تصرّف كند.(2)ضمناً شما شرعاً موظفيد در تقليد، با اجازه يكى از مراجع تقليد زنده، از مرحوم آقاى اراكى تقليد نماييد و مسائل خمس را حتماً با همان مرجع زنده و يا نمايندگان او، حل و فصل و مصالحه فرماييد.پى‏نوشت‏ها:1 - آيت الله آقاى اراكى، توضيح‏المسائل، ص 323، مسئله 1828.2 - آيت الله العظمى آقاى اراكى، توضيح‏المسائل، ص 322، مسئله 1823.
کد سوال : 49363
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا لوازم يدكى را كه در مغازه وجود دارد و مرتباً خريد و فروش مى‏شود و جزء سرمايه كار است، خمس به آن تعلق مى‏گيرد؟
پاسخ : تاجر و كاسب و صنعتگر و مانند اين‏ها از وقتى كه شروع به كاسبى مى‏كنند، يك سال كه بگذرد، بايد خمس آن چه را كه از خرج سالشان زياد مى‏آيد بدهند.(1)از دفتر آيت الله بهجت پرسيده شد فتواى آيت الله اراكى در اين مسئله چيست؟پاسخ دادند: اگر لوازم مزبور را از پول خمس داده شده، خريده باشد، خمس ندارد، تا سر سال برسد و اگر از پول غير مخمس خريده، بايد فوراً خمسش را حساب كند.پى‏نوشت‏ها:1 - مرحوم حضرت آيت الله العظمى اراكى، رساله توضيح‏المسائل، ص 319، مسئله 1798.