کد سوال : 49324
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بسيارى از ما مسلمانان به خاطر اين كه در خانواده مسلمان بزرگ شدهايم، مسلمانيم و اگر در يك خانواده يهودى بوديم، حتماً يهودى بوديم. پس يهوديان كه مسلمان نيستند، چه تقصيرى دارند؟
پاسخ : همه انسانها بايد با تحقيق و دقت به دين، گرايش داشته باشند و اين اولين مسئلهاى است كه در توضيحالمسائل مراجع تقليد آمده است كه در مسائل اعتقادى مانند توحيد و نبوت و معاد و عدل و امامت نبايد از كسى تقليد كرد، حتى از علماى دينى نيز نمىتوان تقليد كرد، چه رسد به اين كه از پدران تقلزد كنيم؛ يعنى من و شما نمىتوانيم بگوييم مسلمانيم، چون پدرم مسلمان است. بنابراين فرزندى كه در خانواده يهودى بزرگ مىشود، نمىتواند يهودى باشد به خاطر اين كه پدر و مادرش يهودى هستند، بلكه بايد تحقيق كند و از روى علم و آگاهى، به دين خود يا به دين ديگرى كه تشخيص داد بر حق است، اعتقاد پيدا كند تا بتواند روز قيامت جوابگوى خداى متعال باشد. اگر كسى بدون تحقيق، اعتقاد به چيزى داشت، اگر آن اعتقاد باطل بود، روز قيامت نمىتواند جوابگوى خداى متعال باشد. اگر كسى بدون تحقيق، اعتقاد به چيزى داشت، اگر آن اعتقاد باطل بود، روز قيامت نمىتواند جوابگو باشد و اگر بگويد: نمىدانستم، خداوند به او مىفرمايد: چرا تحقيق نكردى؟ پس تقصير آن كه بدون تحقيق يهودى يا مسيحى، به صرف تبعيت از پدر و مادرش مىباشد، همين است كه تحقيق نكرده و اعتقادات او تقليد است. روز قيامت به آنان گفته مىشود: چرا تحقيق نكرديد تا اعتقاد صحيح پيدا كنيد؟
کد سوال : 49325
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا مردم، مخترعان مانند اديسون و... را زيارت نمىكنند؟
پاسخ : كسى مانع زيارت كردن مردم نيست. مردم مىتوانند قبر اديسون و ديگران را زيارت كنند. زيارتكردن به معناى ديدن و ديدار زنده يا مردهاى رفتن است. خوب است انسان براى پندگيرى و عبرتآموزى به ديدار مردگان بشتابد و فكر كند آنان مانند ما روزى زنده بودهاند و حالا بدن آنها زير خاك آرميده و روح آنان در برزخ و با اعمال خود دست و پنجه نرم مىكنند. وقتى اميرالمؤمنين(ع) از جنگ صفين بر مىگشت، به قبرستانى در پشت شهر كوفه رسيد و رو به قبرها فرمود: "يا اهل الديار الموحشه و المحال مقفرة و القبور المظلمه! يا اهل التربة و يا اهل الغربة يا اهل الوحدة! يا اهل الوحشة! انتم لنا فرط سابق و نحن لكم تبع لاحق. اما الدور فقد سكنت و اما الازواج فقد نكحت و اما الأموال فقد قسمت. هذا خبرما عندنا فما خبرما عندكم؟ ثم التفت الى أصحابه فقال: أما لو أذن لهم الكلام لأخبروكم أن خير الزاد التقوى؛(1) فرمود: اى اهل خانههاى وحشت زا و محلههاى تنها و خالى و قبرهاى تاريك! اى اهل خاك و اى اهل غربت و اى اهل تنهايى و اهل وحشت! مانيز به دنبال شما خواهيم آمد. الان ديگران در خانه هايتان زندگى، و همسرانتان با ديگران ازدواج كردند و اموالتان را تقسيم كردند. اين خبرى است كه ما به شما مردگان مىدهيم. شما چه خبر داريد؟ اگر آنان مىتوانستند جواب دهند، مىگفتند: اى اهل دنيا! بهترين توشه براى بعد از مرگ، تقوا است".از طرفى به زيارت قبور مؤمنان ترغيب و تشويق شدهايم؛(2) حتى رفتن به قبرستان كفار براى پندگيرى و عبرت آموزى اشكالى ندارد.اين كه مشاهده مىكنيد بعضى از قبور، زيارتگاه شده، سر الهى براساس معتقدات مذهبى است، آنها كسانى هستند كه قلب مردم را روشن و دين را تبيين نمودند. آنها امام معصوم هستند يا از اوصياى آنها محسوب مىشوند. زيارت آنها رنگ مذهبى دارد و مردم آنان را واسطه قرار مىدهند تا خداى متعال به يُمن آنان حوايج زايران را عطا فرمايد و به بركت آنها مريضها را شفا بدهد. گاهى از روح آن عزيزان استمداد مىكنند تا از خدا بخواهند مريضها شفا يابند و حوايج برآورده شود، چون آنها را "مستجاب الدعوة" مىدانند. به خاطر اين نيازها است كه مردم بيش از هر جا به آن جا مىروند.پىنوشتها: 1 - محمد رى شهرى، ميزان الحكمة، ج4، ص 312، منقول از بحار، 82، ص 180؛ نهج، ص 169.2 - محمد رى شهرى، ميزان الحكمة، ج4، ص 312، منقول از بحار، ج82، ص 180 ؛نهج، ص 312.
کد سوال : 49326
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا قرآن يا دعاها و نماز را به فارسى نمىخوانيم تا اين كه بفهميم به خدا چه مىگوييم؟
پاسخ : خواندن دعاها به زبان فارسى اشكالى ندارد و حتى در قنوت نماز اگر دعاى فارسى بخوانيم، اشكالى ندارد.قرآن نيز كه داراى ترجمه است، مىتوانيد ترجمه آن را بخوانيد تا با معانى آيات آشنا بشويد، اما خواندن قرآن چون از فصاحت و بلاغت بهرهمند است و اگر آن را به زبان ديگر ترجمه كنيم، از فصاحت و بلاغت بى بهره خواهد بود، بايد آن را به زبان عربى بخوانيم، ولى خواندن ترجمه آن اشكالى ندارد.اما خواندن نماز به زبان عربى به جهت اين است كه مقدارى از نماز، قرآن است و مقدارى دعا و ذكر است. زبان عربى فصيحتر از زبانهاى ديگر و زبان پيامبر و زبان اهل بهشت است. از طرفى فهميدن معناى نماز مشكل نيست، چون چند ذكرمانند سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر است و سوره حمد و يك سوره كوچك ديگر فهميدن معناى اينها براى كسى كه مقدارى تحصيلات داشته باشد، مشكل نيست. به اضافه اين كه اگر هر مسلمانى بخواهد به زبان خودش نماز را بخواند، ناهماهنگى و تغييراتى در آن به وجود مىآيد و حساب و كتابى نخواهد داشت، مثلاً در ترجمه "الله اكبر" يكى خواهد گفت: خدا بزرگ است و ديگرى خواهد گفت: خدا بزرگتر است و در ترجمه "الحمد لله رب العالمين" يكى خواهد گفت: حمد براى خدا است كه صاحب عالمها است، ديگرى خواهد گفت: تمام حمدها براى خدايى است كه مالك عالمها است. سومى خواهد گفت تمام حمدها براى خدايى است كه صاحب اختيار جهانيان است، چون كلمه رب داراى معانى بسيار است. بنابراين اگر ما مسلمانان بخواهيم خدا را با نماز، به زبان خودمان عبادت كنيم، با ناهماهنگىهاى فراوانى رو به رو خواهيم بود. از سوى ديگر بسيارى از ما براى ياد گرفتن زبان انگليسى هزارها تومان خرج مىكنيم و صدها ساعت وقت مىگذاريم، اما براى يادگيرى چند كلمه عربى عاجز و درماندهايم!
کد سوال : 49327
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر علما بخواهند فتوا بدهند كه مثلاً عرق شتر نجاستخوار نجس است، بايد رشته شيمى خوانده باشند؛ آنان كه در حوزه علميه، ميكروسكوپ ندارند.
پاسخ : در مسائل علمى و شرعى و بلكه در هر قضيهاى، يك موضوع داريم و يك حكم، مثلاً وقتى كه مىگوييم: شراب نجس است" موضوع اين قضيه "شراب" است و حكم آن "نجس بودن". يا وقتى كه مىگوييم: "بول نجس است"، "بول" موضوع قضيه است و "نجاست" حكم آن. يا وقتى مىگوييم نكاح با خواهر حرام است، موضوع "نكاح با خواهر" و حكم آن "حرام بودن".در مسائل علمى مثلاً وقتى مىگوييم اسيد سولفوريك بدن را مىسوزاند، موضوع "اسيد سولفوريك" است و حكم آن "سوزاندن بدن".در بسيارى از رشتههاى علمى، موضوع قضاياى آنها در رشته ديگر ثابت مىشود. وقتى پزشك مىگويد ترشى براى اين شخص ضرر دارد، ترشى و خواس آن در علم شيمى خوانده مىشود، ولى در علم پزشكى حكم آن يعنى ضرر داشتن خوانده مىشود. در علوم دينى نيز چنين است لازم نيست در حوزه علميه ميكروسكوپ يا وسائل علم فيزيك و شيمى و پزشكى باشد و يا لازم نيست عالم دينى با داشتن علم شيمى يا با داشتن ميكروسكوپ، عرق شتر نجاست خوار را آزمايش كند، بلكه در علوم دينى احكام موضوعات رامى آموزند و عالم دينى، احكام موضوعات را مىگويدد. تشخيص موضوع يا به دست عرف است يا به تشخيص متخصصان رشتههاى ديگر، مثلاً وقتى يك فقيه مىگويد اعتياد به مواد مخدر يا اعتياد به سيگار حرام است، تشخيص اين كه مواد مخدر يا سيگار براى بدن ضرر دارد، به دست متخصصان علوم پزشكى است. وقتى پزشكان گفتند اينها براى بدن ضرر دارد، فقيه از آيات و روايات، حكم آن را استخراج مىكند يا وقتى كه ففقيه فتوا مىدهد كه روزه گرفتن براى كسى كه روزه براى او ضرر دارد، حرام است، تشخيص ضرر داشتن به دست فقيه نيست و او فقط حكم مسئله را بيان مىكند.
کد سوال : 49328
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از آن جايى كه روح متعلق به خدا است، آيا روح و جان تمام موجودات حتى سگ و موش از آن خداست؟ چگونه؟ مگر خدا پاك نيست و بايد از او پاك صادر شود، نه چيز ناپاك مانند سگ؟
پاسخ : پاكى و نجاست حيوانات يا چيزهاى ديگر احكام اعتبارى است كه شارع مقدس آن احكام را به جهت مصالح و مفاسدى كه براى انسان داشته، ايجاد كرده است، مثلاً نجاست سگ و خوك يا شراب يا خون يا بول و غائط و... حكم قراردادى و اعتبارى است وگرنه در عالم خارج از وضع و تشريع، روى پيشانى سگ و خوك و... نجاست ونوشته نشده، هم چنان كه بر پيشانى گوسفند و گاو طهارت، نوشته نشده است. پس طهارت و نجاست و حرمت و حليت، احكام اعتبارى است، نه وجودات حقيقى خارجى. اگرخداوند متعال مىفرمود گوشت خوك حلال است، ما آن را حلال مىدانستيم. اين را نيز مىدانيم كه اگر خداى تعالى چيزى را حرام يا نجس يا حلال و طاهر دانسته، به خاطر مصلحت يا مفسدهاى است كه در آن بوده است: "يحل لهم الطيبات و يحرم عليهم الخبائث؛ چيزهاى پاكيزه را حلال كرده و خبيثها و پليدها را حرام كرده است". پس طهارت و نجاست اشيا درباره انسان است و ربطى به نسبت بين آنها با خدا ندارد. براى خدا نجس بودن سگ و خوك موضوعيت ندارد يا براى شير و ببر و پلنگ نجاست گوشت سگ يا خوك موضوعيت ندارد. بنابراين اگر خدا حيواناتى را خلق مىكند، ربطى به نجاست و پاكى آن ندارد، پاكى و نجاست در رابطه آنها با انسان است.
کد سوال : 49329
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا براى مؤمن سختى جان كندن و فشار قبر وجود دارد؟
پاسخ : افراد مؤمن كه دل به خدا داده و تسليم امر او هستند و عالم وجدان و آخرت را براى خود آباد كردهاند و از دائره انصاف قدمى بيرون نگذاردهاند و به حقوق غير، تعدى و تجاوز ننمودهاند و براى اعلاى كلمه مقدسه حق و توحيد، به اندازه قدرت كوشيدهاند و از زمره محبان خدا شده و در صف پاكان و مخلصان قرار گرفتهاند، قبض روح آنان به قدرى آسان است كه مانند بوييدن گل است. امام صادق(ع) از جدش حضرت على بن الحسين سيد الساجدين (ع) نقل فرمودند كه خداوند متعال مىفرمايد: من در أمرى تردد و درنگ نمىكنم. مانند درنگى كردنى كه در قبض روح مؤمن دارم، چون آن مؤمن از مرگ كراهت دارد و من نمىخواهم او را ناراحت كنم. هنگامى كه مرگ او فرا مىرسد، دو شاخه گل معطر از بهشت براى او مىفرستم. وقتى آنها را مىبويد، همه امور دنيا را فراموش مىكند و با لذت و خوشى به سوى عالم ديگر مىشتابد.(1)اين دو شاخه گل بوى خدا مىدهد. كسى كه عطرحرم خدا به مشام او برسد، چنان مست و مدهوش مىگردد كه در مقابل جمال حضرت احديت، همه چيز را فداى قدم محبوب مىكند.اگر ز كوى تو بويى به من رساند بادبه مژده جان گرامى به باد خواهم داد(2)البته اين مقام و درجه از آن مؤمنانى است كه مؤمن واقعى باشند وگرنه مؤمنانى كه در درجات پايينتر قرار دارند، شايد دچار فشار قبر و سختى جان دادن بشوند. امام اميرالمؤمنين(ع) فرمود: "اگر بدانيد به چه وضعيتى در قبر دچار مىشويد، جزع و فزع مىكنيد، لكن آنها از چشم شما پوشيده شده است".(3)باز امام صادق(ع) فرمود: "هنگامى كه "سعد به معاذ" از دنيا رفت، هفتاد هزار ملك به تشييع جنازه او حاضر شدند. مادر سعد خطاب به سعد گفت: خوشا بهحار تو! پيامبر(ص) به وى فرمود: اى مادر سعد! چون سعد نسبت به زنش قدرى بد زبان بود، خداوند او را دچار فشار قبر كرد".(4)پىنوشتها:1 - همان، ج2، ص 43.2 - محمد حسين حسينى طهرانى، معادشناسى، ص 45.3 - محمد رى شهرى، ميزان الحكمة، ج3، ص 2481.4 - صادق احسانبخش، آثار الصادقين، ج17، ص 57.
کد سوال : 49330
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا بعد از مرگ انسانها همديگر را مىبينند؟
پاسخ : انسان پس از مرگ به عالم وسيعتر و بازترى وارد مىشود، كه در آن حدود و قيود ماده نيست. روح آزادتر است و به هر كجا خواست، پرواز مىكند. طبق روايات، ارواح خوب و پاكيزه در يك جا (وادى السلام) جمع مىشوند و ارواح زشتكاران در مكان ديگرى مانند برهوت اجتماع مىكنند.در كتاب كافى نقل شده است كه شخصى به حضرت صادق(ع) گفت: برادرم، در بغداد است و نگرانم كه در همان جا بميرد. امام فرمود: باك نداشته باش! هر جا كه خواهد بميرد، چون هيچ مؤمنى در شرق يا در در غرب زمين باقى نمىماند مگر آن كه خداوند روح او را در وادى السلام با ارواح مؤمنان ديگر قرار مىدهد.آن شخص پرسيد: وادى السلام كجا است؟حضرت فرمود: در پشت كوفه(نجف) بدان من اجتماع ارواح را مىبينم كه حلقه حلقه نشسته اند و با يكديگر گفت و گو دارند.(1)"حبه عرنى" از امام اميرالمؤمنين(ع) پرسيد: آيا مردگان با هم تكلم و مؤانست دارند؟ حضرت فرمود: بلى، اگر پرده از جلوى چشمان تو برداشته شود، آنها را مىبينى كه حلقه حلقه نشستهاند. آنان روح هايى هستند و هر مؤمنى در هر كجا كه از دنيا برود، روح او به وادى السلام منتقل مىشود. وادى السلام بقعهاى از بهشت عدن است.(2)ذره ذره كاندرين ارض و سماستجنس خود را همچو كاه و كهرباستنوريان مر نوريان را جاذبندناريان مر ناريان را طالبند(3)در روايت ديگر اميرالمؤمنين(ع) فرمود: "ارواح كافران در وادى برهوت يمن اجتماع مىكنند".(4)پىنوشتها: 1 - سيد محمد حسين حسينى طهرانى، معادشناسى، ج3، ص 232.2 - همان، ص 234. 3 - مثنوى، ج6، ص 601، چ ميرخانى.4 - محمد حسين حسينى طهرانى، معادشناسى، ج3، ص 236.
کد سوال : 49331
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در بحث اراده و خواست خدا، آيا خدا خواسته است كه عدهاى مانند امام حسين(ع) خوب باشند و عدهاى مانند شمر بد و گمراه؟!
پاسخ : زشتى و زيبايى افراد، براساس قوانين ژنتيكى است، كه اگر در ازدواج مراعات بشود و از نظر تغذيه و شرايط ديگر، مىتوانند بچه زيبايى بياورند. خدا نگفته است كه آقاى الف با فلان خانم ازدواج كند تا بچه زشتى تحويل بدهد. ازدواج هايى كه مىخواهد صورت بگيرد، بايد براساس رعايت قواعد علمى ژنتيكى باشد، كه آثار بدى به بار نيآورد. عدم مراعات قوانين ربطى به خدا ندارد، مثلاً اگركشاورزى بذر اصلاح نشده در زمين نامناسب بكارد، مسلّماً نتيجه خوبى به دست نخواهد آورد. اين كشاورز در فصل برداشت حق ندارد به خدا اعتراض بكند كه چرا چنين شده است، زيرا نظم عادلانه اقتضا مىكند از بذر سالم، محصول عالى به وجود آيد. آن چه گفته شد، در زمان پيشرفت علم ژنتيك و رعايت قوانين و مقررات بهداشتى است.حال اگرشخصى از نظر چهره زشت بود، زشتى چهره دليل نمىشود كه تا آخر مجرد بماند. دنيا بر او تنگ و بسته نيست. و مىتواند به مناطقى برود كه زمينه ازدواج او فراهم شود، چون همه مناطق يكجور نيستند، گذشته از اينها انسان مسلمان در اوضاع سخت اگر رضايت الهى را كسب كند و راضى به رضاى الهى باشد و ناسپاسى نكند، أجر و پاداش صبر و استقامت خواهد داشت، كه عدالت الهى اقتضا دارد به نحوى آن را جبران كند. اتفاقاً بعضى از افراد زشت در دنيا به مزايايى رسيدهاند و جبران آن نقيصه شده است. اگر در دنيا جبران نشد، در آخرت پاداش بيشترى خواهند داشت.
کد سوال : 49332
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دانش آموزان افغانى مقيم ايران چگونه مى توانند وارد دانشگاه شوند؟
پاسخ : افغانى هاى مقيم ايران فعلاً درمدارس ايران مشغول تحصيل هستند و مشكلى در اين رابطه ندارند مسئله ورود به دانشگاه هم از طريق خود مدارس و دانشگاه ها ابلاغ مى شود و هم مطلع مى شوند.در رابطه باتحصيل بچه هايى كه بدون اخذ مجوز از وزارت خانه مسئول در ايران به سر مى برند, شمامى توانيد در جهت كمك به سواد دار شدن آنان با نهضت سواد آموزى در تماس باشيد. در مورد علاقه و ارتباط شما باخانم معلم خود - چون قبلاً پاسخ داده شده است - اجمالا بدانيد دوست داشتن معلم و احترام به او هيچ تضادى با احترام به مادر و نگه داشتن حرمت وى ندارد و هر دو كاملا قابل جمع است معلم كانون گرم و فروزانى است كه از نور فضيلت نيرو مى گيرد تا جهل و بى سوادى را از روى زمين ريشه كن كن معلم است كه از دست او كوردلان و نادانان بينا و دانا مى گردند, از اين رو احرام معلم لازم است واصلا لزومى ندارد شما ارتباط را قطع كرده يا خداى نكرده بى احرامى و بى اعتنايى نسبت به معلم خود داشته باشيد. و از طرفى خداوند بالاترين توصيه و تأكيد در اطاعت و احترام پدر و مادر را فرموده است تا جايى كه درقرآن مجيد(1) پس از ذكر توحيد و يكتا پرستى , نيكى به والدين راواجب فرموده است . از نظر اسلام اطاعت پدر و مادر جز در موردى كه به ترك يكى از واجبات يا انجام يكى از محرمات امر كنند, واجب است و كسانى كه پدر و مادر خود را برنجانند در زندگى خوش بخت و رستگار نمى شوند. همان طورى كه گفته شد علاقه و احرام به معلم مزاحمتى با احترام واطاعت والدين ندارد و شما مى توانيد بادرايت و مديريت اخلاقى هر دو را حفظ كنيد.(پـاورقى 1 اسرا(17 آيه 22
کد سوال : 49333
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منبع در آمد افغانى ها ى مقيم كشورهاى خارجى مثل ايران چيست ؟
پاسخ : از آن هايى كه مردم مسلمان افغانستان بسيار سخت كوش و پرتلاش هستند و از كارهاى سخت وبا زحمت هم به هيچ وجه شانه خالى نمى كنند, درهر كشورى كه باشند به خوبى از عهدهء اداره زندگى برمى آيند, به عنوان نمونه الآن در شهر مقدس قم اكثر جوانان محلى بيكارند, اما برادران افغانى مقيم قم تقريباًهمه شان مشغول كار هستن البته ممكن است شخص به علل خاصى مدتى بيكار نماند واين ربطى به تابعيت اوندارد اما راجع به اشعارى كه سروده ايد. فعلاً شما كتاب هاى حافظ و سعدى را زياد بخوانيد, با علم عروض آشنا شويد, نيازمند راهنمايى بيشترى هستيد.