• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49304
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به اين كه عيد امسال با ماه محرم الحرام مصادف است، تكليف مسلمانان چيست و از نظر برگزارى مراسم كدام يك از اين دو مهم‏تر است؟
پاسخ : به دليل آن كه سال قمرى ده روز از سال شمسى كمتر است، مناسبت‏هاى خاصى كه در ماه و يا سال قمرى اتفاق افتاده است، نيز در طوف فصول تغيير مى كند. گاهى ماه مبارك رمضان در زمستان قرار مى گيرد و گاهى به چرخش زمان در تابستان اتفاق مى افتد و يا مراسم عزادارى حسين(ع) كه در ماه محرم اتفاق افتاده، در طول سال در چرخش و تغيير است. هم اكنون نيز ماه محرم با ايام تحويل سال مقارنت پيدا كرده و از طرفى مردم به خاطر سنت و آدابى كه از زمان‏هاى دور به جا مانده و ممكن است ريشه آن به دوران قبل از ظهور اسلام برگردد، به ديد و بازديد پرداخته و سال نو را كه طبيعت نيز در آن شكوفا شده گرامى مى دارند و لباس نو مى پوشند و بسيارى از مراسم‏هاى عقد و عروسى را در اين موقع سال برگزار مى كنند و سعى مى نمايند كدورت‏هاى پيش آمده بين خودشان را با بازديدهاى دوستانه بزدايند. از طرفى نيز محرم و مسئله عاشورا چيز ساده و فراموش شدنى نيست و مردم طبق تعبد واعتقاد بالايى كه دارند، فطرتاً به قامه عزا مى پرازند. در عين حال مى شود هم به مراسم تحويل سال پرداخت و هم موضوع محرم را از ياد نبرد و بالخصوص اگر دو روز تاسوعا و عاشورا و يا اربعين حسينى با روزهاى اوليه سال همزمان شود، اولويت با عزادارى خواهد بود و مردم اين مهم را رعايت كرده و مراسم جشن و شادمانى را به سال‏هاى بعد موكول مى كنند تا از بركت برپايى عزا محروم نشوند، زيرا مردم مسلمان، عزادارى در ماه محرم را فداى عيد و مراسم خاص آن نمى‏كنند، چرا كه امام صادق(ع) فرمود: "شيعيان ما از خمير مايه طبيعت ما خلق شده‏اند. در شادى‏هاى ما شادند و در غم‏هاى ما مغموم اند".محرم ماه حزن اهل بيت پيامبر است. چگونه شيعه مى تواند مسرور و شادمان باشد؟ البتهص له رحم مانعى ندارد و عقد و عروسى بايد تعطيل شود و مجالس جشن و سرورى در كار نباشد، اما كمك به يتيمان و لباس نو پوشيدن و ديد و بازديد دوستانه مانعى ندارد. به جاى تبريك سال نو بهتر است بگوييم: "عظم اللَّه اجورنا بمصاب الحسين(ع)، تا با اهل بيت پيامبر همنوا باشيم.
کد سوال : 49305
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جوانان براى مبارزه با تهاجم فرهنگى چه بايد بكنند؟
پاسخ : در دنياى ارتباطات و انفجار اطلاعات خواه ناخواه فرهنگ‏ها به يكديگر منتقل شده و امر الگوپذيرى تسريع مى شود. راديو، تلويزيون، ماهواره، اينترنت و حتى مطبوعات هر كدام در اين مقوله به نوعى سهم دارند.جوان به اقتضاى طبع خود، همان گونه كه در اين مقطع از دوران زندگى از نظر جسمى درخشنده و زيبا مى شود و اين را بايد از آثار خلقت دانست، در پى زيباطلبى خواهد بود. تشريع اديان براى جلوگيرى از انحراف‏هايى است كه در پى هوى‏ و هوس به وجود مى آيد و جوان چون بيشتر از ديگران در معرض خطا و لغزش است و بايد بيشتر از ديگران از خود مواظبت كند. اگر كسى داراى مبانى اعتقادى قوى باشد و نيز از اصالت خانوادگى برخوردار بوده و به واجبات تن دهد و از محرمات بپرهيزد، در مقابل طوفان حوادث و تهاجم بيگانگان در امان خواهد بود. دنيا از همان ابتدا قابيل و هابيل داشت. قابيل در پى تطميع نفس و هابيل در پس كسب رضاى خدا بود. پس دنياطلبى و علاقه‏مندى به آن، مصدر تمام لغزش‏ها و بدى‏ها است و آفت اوليه در وجود انسان از لغزش‏هاى خود او شكل مى گيرد و نفس براى پذيرش انواع انحراف‏ها آماده مى شود. اگر جوانى بخواند در مقابل تهاجم فرهنگى مقاومت كند و از شبيخون دشمن نهراسد، لازم است خود را به سلاح تقوا مجهز كند و كمى فكر نمايد كه نهايت كارش به كجا مى انجامد. مرگ را حق بداند و از مردگان عبرت بگيرد.خوشى‏هاى دنيا را لذاتى زودگذر بداند و به آن دل نبندد. مبانى اعتقادى خويش را تقويت كند و در مجامع معنوى چون مساجد و نماز جماعت حاضر شده و حضور در مراكزى كه به تقويت شعائر مذهبى مى پردازند، را براى خود لازم بداند و هر تئورى اگر به عمل آميخته نشود و فقط حرف باشد، نمى‏تواند سازنده شود. انسان هم به نصيحت احتياج دارد و هم به عمل. اگر با جوانح و قلب خود پندى را گوش مى دهد، بايد با جوارح و اعضاى خود آن را عملى سازد. اما گفتن اين مسائل آسان و عمل سخت است، ولى همراه با اميد به اين آيه قرآن گوش مى دهيم كه: "و أنْ ليس للانسان إلاّ ما سعى‏؛ و اين كه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست".(1)پى نوشت‏ها: 1. نجم (53) آيه 39.
کد سوال : 49306
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در نظر خداوند، پيامبر(ص)، امامان معصوم(ع) و امام خمينى(ره) بين زن و مرد فرقى وجود دارد؟
پاسخ : هيچ تفاوتى بين زن و مرد، در عالم خلقت وجود ندارد.1- خداوند در قرآن مى فرمايد: "اى مردم! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‏ها و قبيله‏ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد. (اين‏ها ملاك امتياز نيست). گرامى ترينِ شما نزد خداوند، با تقواترين شما است. خداوند دانا و آگاه است".(1)2- امام صادق(ع) فرمود: "كسى بر كسى در روز قيامت جز به عمل مقدم نمى‏شود و دليل بر اين مطلب فرموده پيامبر گرامى اسلام(ص) است كه فرمود: "... آگاه باشيد! شما فرزندان آدم هستيد و آدم از خاك به وجود آمد. به خدا قسم! بنده (سياه) حبشى كه خدا را اطاعت كند، از مولى و آقاى قريش كه معصيت خدا بكند، بهتر است. به درستى كه گرامى‏ترين شما نزد خدا با تقواترين شما است".(2)3- امام على بن الحسين(ع) فرمود: "هيچ حسب و شرافتى براى قريش و عربى جز به تواضع نيست. و كرم و آقايى جز به تقوا نيست و عمل جز به نيّت نمى‏تواند باشد و عبادتى جز به تفقه و فهميدن نيست. آگاه باشيد به درستى كه بدترين و مبغوض‏ترين مردم در نزد خداوند متعال كسى است كه به سنت (ظاهر) امام اقتدا كند، ولى در عمل با او همراه نشود".4- امام خمينى در بياناتشان ملاك فضيلت انسان‏ها به طور عام (اعم از زن و مرد را) به تقوا دانستند و در بيانى فرمودند: "آن روزى كه بر ملت تقوا پيدا بشود، ملت برومند است. كريم است پيش خدا. اكرم است، اكرم است "إنّ اكرمكم عنداللَّه اتقيكم" استثنا ندارد. پيغمبر اكرم براى اين كه اتقاى ناس (مردم) بود، اكرم ناس بود. اميرالمؤمنين براى اين كه بعد از رسول اللَّه اتقى النّاس بود، اكرم ناس بود. نسب و سبب اين حرف‏ها تو كار نيست. تقوا در كار است. تقوا داشته باشيد تا بر همه مشكلات غلبه بكنيد. با خدا باشيد... .(1)از جمع بندى ميان آيه، حديث و بيانات امام خمينى چنين به دست مى آيد كه انسان‏ها چه زن و چه مرد در نزد خدا به طور يكسان مخاطب و مكلّفند و نيز از امور اجتماعى سهم مساوى دارند.كلمه انسان كه هر مرد و هم زن را در بر مى گيرد، بارها در قرآن آمده است. خاطب قرآن، حديث و روايت به انسان است، نه به مرد يا زن تنها.البته زن و مرد هر كدام به اقتضاى خلقت خود، ويژگى‏هايى دارند كه موجب وجه تمايز قهرى بين اين دو موجود مى شود و اين وجه تماير براى هر يك حقوق مخصوصى ايجاد مى كند كه قابل اجرا در ديگرى نيست. تفاوت از نشانه‏هاى آشكار دنياى مادر و عالم خاكى است، ولى تفاوت موجب امتياز و برترى يكى بر ديگرى نيست. آن چه در كلمات قرآن، احاديث و گفتار بزرگان به چشم مى خورد، حكايت از اين دارد كه ملاك براى برترى و امتياز، تقوا است و تقوا جز به پرهيز از گناه ميسر نيست. هم مرد مى تواند، به بالاترين مرحله عرفان و تقوا برسد و هم زن. پس تفاوت‏هاى ظاهرى به خاطر تنظيم در امور معيشتى و حضور مادى است. حضور مادى است. حضور مادى و جسمانى انسان در عالم خاكى چنين مى طلبد كه مرد و زن هر كدام به وظايف خويش اشنا بوده و به آن عمل كنند. اما در حضور معنوى كه تأثير پايدار و هميشگى از آن است، نقاش چه زن باشد چه مرد، مى تواند نقشى ماندگار در صفحه عرفان و توحيد بكشد و آن چه اصل براى انسان است، مربوط به روح او است، نه جسمى كه از بين رفتنى است. پى نوشت‏ها: 1. حجرات (49) آيه 13.2. بحارالانوار، ج 7، ص 239، حديث چهارم.3. صحيفه نور، ج 3، ص 379.
کد سوال : 49307
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا انجيل تحريف شده است ؟
پاسخ : انجيل نام كتابى است كه بر حضرت مسيح 7نازل شده است , ولى انجيلى كه كلام خدا وكتاب حضرت عيسى 7بود, از ميان رفته است . به اعقاد خود مسيحيان انجيل هاى كنونى كه به نام هاى متى ,مرقس ,لوقا و يوحنا است$ بعد از حضرت عيسى تدوين شده است و حضرت عيسى 7كتابآسمانى از خودبه يادگار نگذاشته است .امام رضا7در يك مناظره با جاثليق به او فرمود: چنان چه شما اجيل اصلى را پس از گم كردن يافته ايد, پس چرا درباره اجيل هاى فعلى اختلاف نظر داريد؟ چرا در هر زمانى چجلسه و اجتماعى تكشيل داده و در آن تعيير ئ تبديل مى دهيد؟ پس گوش كن تا من تاريخچه انجيل را تعريف كنم :وقتى حضرت عيسى 7از ميان رفت و انجيل مفقود شد, نصارا به نزد علما آمدند و گفتند: عيسى به قتل رسيد, و اجيلش گم شده , چاره اى انديشيده و تكليف ما راروشن سازيد.لوقا و مرقس جواب دادند: انجيل درسينه هاى ما است و ما هر چندى يك بار يك از آن را به شما مى دهيم , لذا نارحات نشويد. هر وقت نوشتيم براى شما تلاوت مى كنيم . لوقا و مرقس و يوحنا و متى نشستند و اين انجيل هاى فعلى را تدين كردند,در حالى كه اين چهار نفر شاگردان پيشينيان بودند و شاگران بلافصل خود حضرت عيسى بنودند.(1)]اًبنابراين طبق تصريح مورخان مسيحى و طبق گواهى صريح خود اناجيل و ساير كتاب ها و رساله هاى عهدجديد, هيچ يك از اناجيل موجود, كتاب آسمانى نيستند, بلكه بعد از حضرت مسيح نگاشته شده اند پس اصلاًاين كتاب ها كتاب حضرت عيسى نيستند تا بگوييم قسمتى تحريف شده است , بلكه اساساً ساخته و پرداخته ذهن بشرى است وهيچ گونه اعتبارى ندارند. علاوه بر اين كه مملو از خرافات و سخنان غير عقلى و غير منطقى نيز مى باشند; مانند نسبت شراب خوارى دادن به انبياى معصوم , كشتى گرفتن حضرت يعقوب با خدا و..(2)(پـاورقى 1 سيدهادى خسرو شاهى , انجيل و مسيح , ص 8(پـاورقى 2 تفسير نمونه , ج 2 ص 311ـ و ج 23ص 391 حقيقت مسيحيت , ص 38و ص 62 مصطفى حسين دشتى , معارف و معاريف , ماده انجيل .]س
کد سوال : 49308
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا شطرنج و تخته نرد و امثال اين ها حرام است ؟
پاسخ : بازى با آلات قمار حتى براى سرگرمى وبدون برد و باخت و شرط بندى , حرام است . و اگرشطرنج و تخته نرد و امثال اين ها آلت قمار بودن خود را به كلى از دست داده باشند و فقط به عنوان ورزش فكرى يا سرگرمى بازى شوند و برد و باخت هم در كار نباشد, اشكال ندارد(1). ضمناً فوتبال بازى اشكال ندارد, زيرا در دين مقدس اسلام نهى و ممنوعيتى نسبت به اين گونه بازى واردنشده بلكه وارد شده كه چيزهاييك هحرمتش از طرف شارع ثابت نشده حلال است ; بلى , اگر شرط بندى و بردو باختى در مسابقه و بازى بكنند, حرام است (2).(پـاورقى 1 استفتائات امام خمينى , ج 2 بخش كسب هاى حرام , سوال 18و 21 استفتائات ج 1 سوال 951و 952; استفتائات سوال 543و 544(پـاورقى 2 استفتائات امام خمينى , ج 2 صوال 17 استفتائات آيه الله فاضل لنكرانى , سوال 954
کد سوال : 49309
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دليل عدم تحريف قرآن چيست ؟
پاسخ : بدونه ترديد هيچ گونه تحريفى در قرآن مجيد روى نداده و قرآنى كه امروز در دست ما است درست هام قرآنى است كه بر پيامبر اكرم 6نازل شده و حتى كلمه و حرفى از آن كم و زياد نگرديده است .دلايل فراوانى بر عدم تحريف قرآن هست كه به برخى از آن ها اشاره مى شود: 1 آفتاب آمد دليل آفتاب , قرآن كريم خود به صراحت بر محفوظ و مصون ماندنش از تحريف گواهى داده و مى فرمايد:(1) و نير مى فرمايد از پيش رو و نه از پشت سر به سراغ آن نمى آيد, چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته ستايش نازل شده است >. چنان نيست كه قرآن بدون پشتوانه باشد و كسى بتواند در آن دست ببرد, بلكه قرآن چراغى است كه ايزد آن را بر افروخته و خاموشى ندارد و آفتابى است كه غروب و افول ندارد و نگهبان و خافظش ذات پاك خداى توانا است . 2 همه اطمه اطها 7مردم را به تلاوت و بررسى و عمل به همين قرآن موجود دعوت مى كردند واين نشان ميدهد كه اين كتاب آسمانى اصلاً دست نخورده است و اگر غير از اين بود امامان 7كه پيشوايان اسلام ومفسرآن قرآن هستند, به مردم گوش زد مى كردند. على 7پنج سال قدرت و خلافت را به دست گرفت و اكگركوچك ترين تغيررى در قرآن ايجاد شده بوده مسلماً تدكر مى دادا و اصلاح مى كرد و نه تنها چنين تذكرى ازحضرت صادر نشد, بلكه به صراح فرمود:(2).(پـاورقى 1 حجر(15 آيه 9(پـاورقى 2 نهج البلاغه فيض الاسلام , خطبه 33 ص 403; تفسر نمونه , ج 11 ص 27ـ 18
کد سوال : 49310
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ملائكه خدا را مى بينند؟
پاسخ : هيچ مخلوقى اعم از فرشته و غير آن ممكن نيست با چشم ظاهر خدا را مشاهده كند, زيراخداوند موجود غير متناهى است و به هيچ وجه قابل رويت نيست و نيز چشم تنها اجسام و بعضى از كيفيات اجسام را مى بيند و چيزى كه جسم نيست و كيفيت جسم هم نمى باشد, هرگز با چشم ديده نخواهد شد, به عبات ديگر اگر چيزى با چشم ديده شود, حتما بايد داراى امكان و جهت و ماده باشد درحالى كهخداوند بالاتراز همه اين ها است او وجودى است نامحدود و به همين دليل بالاتر از جهان ماده است , زيرا در جهان ماده , هم چيز محدود است . پس خداوند كه نه جسم است و نه محدود, ديده نمى شود, نه در دنياو نه در آخرت .(1)قرآن به صراحت گواهى داده كه به هيچ وجه خدا را نمى توان ديد: ديد>. و نيز مى فرمايد: چشم ها را درك مى كند>. معاوية بن وهب به امام صادق 7عرض كرد: رسول خدا6پروردگار خود را به چه صورتى ديد؟ آيه مومنين در بهشت خدا را مى بينند؟ حضرت تبسمى نموده و فرمود: اى معاويه ! چه قدر رشت است كه مردى هفتاد يا هشتاد سال از عمرش بگذرد و در اين مدت در ملك خدا زندگى نموده و از نعمت هاى او بهره مند باشدو خدا را آن طور كه بايد نشناسد; اى معاويه ! محمدبن عبدلله 6خدا را نديده و خدا بزرگ تر از آن است كه به مشاهده چشم ها در آيد... اى معاويه , چيزى كه قابل رؤيت باشد بدون شك مخلوق است . پس چشم ها او رانمى بينن , ولى دل ها او را به حقيقت ايمان مى بينند. بنابراين مراد از رؤيت رسول خدا يا رؤيت مومنين دربهشت يا در دينا, رؤيت و ديدن با چشم قلب است نه با چشم سر و از اين رو نه روح حضرت محمد و نه ملائكه مقربين هيچ كدام نمى توانند خدا را مشاهده كنند.(پـاورقى 1 محم حسين طباطبايى , الميزآن (ترجمه ) ج 8 ص 340 تفسير نمونه , ج 5 ص 381و ج 6 ص 357
کد سوال : 49311
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گوساله سامرى چگونه توانست حرف بزند؟
پاسخ : گوساله سامرى كه به دست سامرى از زينت آلات و زيورها ساخته شده بود فقط صداى گوساله داشت , ولى اصلاً حرف نمى زد. قرآن كريم مى فرمايد: خود گوساله اى ساختند, جسد بى جانى كه صداى گوساله داشت , آيا آن ها نمى ديدند كه با آنان سخن نمى گويد و به راه راست هدايتشان نمى كند>. اما اين كه گوساله بى جان چگونه صدا داشت , از قرآن كريم چيزى استفاده نمى شود, ولى مفسرين چند احتمال ذكر كرده اند: 1 سامرى با اطلاعاتى كه داشت , لوله هاى مصخصى در درون سينه گوساله طلايى كار گذاشته بود كه هواى فشرده از آن خارج مى شدو از دهان گوساله صدايى شبيه صداى گاو بيرون مى آمد.(1)2 گوساله را آن چنان در مسير باد گذارده بود كه بر اثر وزش باد به دهان او كه به شكل مخصوصى ساخته شده بود صدايى به گوش مى رسيد.(2)3 سامرى بعد از ساختن گوساله , مقدارى خاك كه از زير پاى جبرئيل (يا از زير سم است جبرئيل ) برداشته بود در جوف آن گوساله ريخت و از گوساله زرين صداى طبيعى بيرون مى آمد.(3)(پـاورقى 1 تفسير نمونه , ج 6 ص 371(پـاورقى 2 تفسير نمونه , ج 6 ص 372محمدحسين طباطبائى , الميزآن (ترجمه ) ج 14 ص 299(پـاورقى 3 ابوعلى فضل بن حسن طبرسى , مجمع البيان , ج 3 ص 480 مصطفى حسين دشتى , معارف و معاريف , ماده سامرى .
کد سوال : 49312
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا قوم يهود را به بدى ياد مى كنند؟
پاسخ : تاريخ يهود يكى از عجيب ترين و پرحادثه ترين تواريخ جهان به شمار مى رود. يهود خود را ملت برگزيه خداوند و بقيه را حيوانات انسان نما مى دانند و از ارتكاب هيچ جرم عمل ناشايست و خطرناكى مضايقه نمى كنند. اين ملت نسبتاً كوچك آن قدر نيرنگ و توطئه از خود نشان داده كه از حد و حصر خارج است و از اين رو در طول تاريخ قوم يهود منفور ملت ها بوده و هستند .گوستا و لويون فرانسوى مى گويد:(1)قوم يهود واقعاً حرثومه فساد و مظهر لجاجت است اين قوم مكارو خدعه گر در همان روزهاى پيدايش خودآن قدر با حضرت موسى 7 كج روى و بدرفتارى كردندن كه چنيين مرتبه برايشان عذاب اليه نازل شد(2).رسول گرامى اسلام 6در آغاز هجرت به و محض ورود به شهر مدينه طى عهد نامه اى با يهوديان مدينه پيمان حسن هم جوارى و عدم تعرض و عدم مزاحمت بست , اما آنان به خوبى تبهكارى و مفسده جويى پيسوسته در پنهانى برخلاف مضمون عهدنامه به اذيت و آزار پيغمبر ومسلمانان مى پراختند تا اين كه در جنگ احزاب آشكارا به همكارى كفار قريش شتافته و عليه پيغمبر اسلام به نبرد پراختند, ولى خداوند آنان را به خاك ذلت نشاند وپيامبر دستود داد تاتمام يهود را از جزيره العرب بيرون كنند(3).هم اكنون سرزمين اسلامى فلسطين در زير ضربات وحشتناك و ويران گر اين قوم قسى القلب قرار گرفته و هرزور تعدادى از آنان شربت شهادت مى نوشتند و هزاران فلسطينى نيز از وطن اصلى خود آواره شده اند. اين قوم بى ادب وهتاك حتى با خداوند هم بى باكانه برخورد مى كنند. قرآن مجيد مى فرمايد: وقالت اليهود يدالله مغلولة;(4)يهود گفتند: دست خدا(با زنجير) بسته است . دست هايشان بسته باد و به خاطر اين نحن از رحمت الهى دور شوند و لعنت خدا بر آن ها باد; بلكه دست هميشه باز است و هر گونه بخواهد انفاق مى كند. و هرمقدار از آيات قرآن كه بر تو (اى محمد) فرود آيد بر سركشى و كفر آن ها بيفزايد و ما به كيفر آن تا قيامت آتش كنيم و عداوت را در ميان آن ها افروختيم . هر گاه براى جنگ با مسلمانان آتش بر افروزند خداوند آن را فرونشاندو آنان در روى زمين به فساد بكشوند و خداوند مفسدان را دوست ندارد.اين قوم بيزار از حق در دشمن بااسلام هم پاى مشركانند. قرآن مى فرمايد:لتجذن اشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا;(5) سرسخت ترين مردم در دشمنى با مسلمانان , سهود و مشركان مى باشند. يهود ملتى پست و بى شرافت است كه جامعه بشرى و عالم انسانيت از دست آنان زخم هاى بسيار بر تن دارد و از اين رو از آنان متنفر است و مكمرر آن ها را از كشورهاى جهان بيرون كرده اند. در سال 1290مردم انگلستان از دست بهود به ستوه آمدند و هم را از انكلستان بيرون راندند و تا چها رصدسال ورودشان به انگلستان ممنوع شد.ازفرانسه چند بار رانه شدند, در آلمان هم چندين بار طرد شدندن و از اسپانيا, شوروى , لهستان$ ايتاليا$ رومانى $سويس , بلغارستان و مجارستان رانده شدند.(6) از صفات زشت اين قوم تحريف گرى است , چنان چه تورات را تحريف نموده اند و قرآن هم آنان را قوم تحريف كننده ياد كرده است .(7)(پـاورقى 1 سيدمحمد شيرازى , دنيا و يهود, ص 11(پـاورقى 2 همان , ص 173(پـاورقى 3 همان و مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , ماده يهود.(پـاورقى 4 مائده (5 آيه 64(پـاورقى 5 همان , آيه 82(پـاورقى 6 مصطفى حسين دشتى $ معارف و معاريف$ ماده يهود.(پـاورقى 7 نساء(4 آيه 46
کد سوال : 49313
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ازدواج فرزندان آدم 7چگونه بوده است ؟
پاسخ : در كيفيت ازدواج فرزندان حضرت آدم ابوالبشر7دو قول معروف است : يكى اين كه تكثير نسل فرزندان آدم تنها از طريق آدم و همسرش صورت گرفته است و موجود سومى در آن دخالت نداشته است ;لازمه اين سخن آن است كه فرزندان آدم و از آن دو, مردان و زنان فراوانى در روى زمين منتشر ساخت >در آيه يك از سوره مباركه نساء صادق نخواهد بود. و اين اازدواج (برادر با خواهر) در ن زمان و براى يك بارمباح شده زيرا حكم تحريم ازدواج خواهر و برادر نازل نشده بود, بديهى است ممنوعيت يك كار, بسته به اين است كه از طرف خداوند تحريم شده باشد; چه مانعى دارد كه ضرورت ها و مصالحى ايجاب كند كه درباره اى از زمان ها مطلبى جايز باشد و بعداً تحريم گردد(1). دوم اين كه طبق قول اول فرزندان حضرت آدم همه پسر بودند و برخى از آن ها را خداوند حوريانى از بهشت به تزويجشان در آورد و برخى رازنانى از جن به كابينشان بست (2). درتفسير نمونه احتمال سومى داده شده است كه فرزندان آدم با بازماندگان انسان هاى پيش ازدواج كرده باشند, زيرا طبق رواياتى , آدم 7اولين اسنان روى زمين نبوده است , بلكه قبل از آدم انسان هاى ديگرى درزمين مى زيسته اند كه به هنگام پيدايش حضرت آدم در حال انقراض بوده اند; ولى اين احتمال با ظاهب رآيه يك از سوره نساء چندان سازگار نيست (3). بهترين و صحيح ترين قول همان نظريه اى است كه حضرت حوا دو بار دوقول زاييد; يك بار قابيل و خواهرش را و بار ديگر هابيل و خواهرش را ; خواهر قابيل را به هابيل دادند وخواهر هابيل را به قابيل و سپس ازواج ها به روال دختر عمو پسر عمو و پسرعمه و دختر خاله تداوم پيدا كرد.نظريه علامه نيز همين است .(پـاورقى 1 محمد حسين طباطبائى , تفسير الميزآن ج 4 (ترجمه ) ص 245 تفسير نمونه , ج 3 ص 246(پـاورقى 2 مصطفى حسين دشتى , معارف و معاريف , ماده آدم .(پـاورقى 3 تفسير نمونه , ج 3 ص 247