• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49194
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دادگاه ويژه روحانيت چگونه است و آيا در قانون آمده است؟
پاسخ : دادگاه ويژه روحانيت در آغاز انقلاب به دستور حضرت امام خمينى (ره) تأسيس شد، تا در عين رسيدگى، حيثيت روحانيت محفوظ بماند.در اولين تجمع حاكمان شرع در بيت امام راحل استدعا شد لغو شود. امام لغو فرمود و پس از دو سال به پيشنهاد آيةالله مشكينى و اصرار آقاى رى شهرى مجدداً تشكيل شد. البته هر دادگاهى بايد قاضى عادل و مجتهد باشد. امام راحل از اختيارات شخصى استفاده كرد و اين دادگاه در قانون اساسى نيامده است، ولى همان طور كه دادگاه ويژه نيروهاى مسلح، دادگاه خانواده و دادگاه قضات داريم، اشكالى ندارد كه دادگاه‏هاى مختلف در قلب دادگسترى داشته باشيم. تا وقتى كه در ماهيت و عملكرد، همه بر ميزان شرعى قضاوت كنند، آنچه از نظر شرعى و قانون اسلامى در دادگاه و محكمه قضايى معتبر است، اين است كه قاضى عادل و مجتهد باشد و براساس قوانين اسلامى قضاوت صورت گيرد، حال مى‏خواهد اين دادگاه، ويژه باشد يا نامى ديگر داشته باشد. قانون اساسى مخالفتى با اين گونه دادگاه‏ها ندارد و تصريحى بر اين ندارد كه دادگاه نبايد ويژه باشد. پس مخالفتى با قانون اساسى ندارد.
کد سوال : 49195
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وقت نمازهاى يوميه از كى تا كى است؟
پاسخ : وقت نماز صبح از طلوع فجر صادق است تا طلوع آفتاب. فجر صادق وقتى است كه افق در طرف مشرق قدرى روشن مى‏شود، به طورى كه روشنى آن بر سطح افق، پهن و گسترده مى‏شود.وقت نماز ظهر از اذان ظهر (زوال شرعى) است تا مقدار چهار ركعت مانده به غروب آفتاب.وقت نماز عصر از چهار ركعت بعد از اذان ظهر تا غروب آفتاب است. اندازه چهار ركعت اول وقت مختص نماز ظهر است و به اندازه چهار ركعت آخر وقت مختص نماز عصر است. ما بقى وقت مشترك بين نماز ظهر و نماز عصر است.وقت نماز مغرب از موقعى است كه عرفاً روز تمام شده و شب شروع باشد (آن وقت كه سرخى باقى مانده از روز تقريباً از بالاى سر عبور كند) تا نيمه شب (تقريباً به ساعت كنونى كشور ما ساعت 30 دقيقه بامداد.وقت نماز عشا بعد از مقدار سه ركعت نماز خواندن است، تا نيمه شب.البته اگر كسى تا نيمه شب نماز مغرب و عشايش را نخوانده باشد، بايد بعد از نيمه شب نماز مغرب و عشايش را به نيت ما فى الذمه بخواند و نمى‏تواند ترك كند، چون احتمال دارد وقت نماز عشا تا اذان صبح باشد.(1)پى‏نوشت‏ها:1 - توضيح‏المسائل مراجع، ج‏1، ص 422.
کد سوال : 49196
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نوگرايى دينى چيست و اشكورى و كديور كيستند و چه مى‏گويند و چه مى‏خواهند؟
پاسخ : نوگرايى يا نوانديشى يا روشنفكرى در دين از مدت‏ها قبل در عصر رنسانس عليه كليساها و كشيش‏ها شروع شد. آنان كه از خرافات حاكم بر كليسا خسته شده بودند، عليه مذهب و كليسا دوران نوى را شروع كردند. حربه مبارزه آنان، علم گرايى و اومانيسم يعنى اصالت انسان و انديشه انسان بود. آنان در نوشته‏ها و مقالات و سخنرانى‏هايشان عليه كليسا هميشه از انديشه و تفكر و آزادى سخن مى‏گفتند و به انسان و عقايد او اصالت مى‏دادند و هر چه از دين را كه مطابق با علم و دانش بشرى بود، قبول مى‏كردند و هر چه را با آن مطابقت نداشت، نمى‏پذيرفتند. راهى كه روشنفكران پيش گرفتند، بالاخره به التفاط دينى يا بى دينى منجر شد و در نتيجه وحى وغيب و دستورهاى الهى را كه توسط انبيا آمده بود، توجيه يا انكار كردند. البته كليسا و معارف مسيحيت دراى اشكالات عمده‏اى بود كه قابل توجيه نيست و علت و زدگى آنان از دين و كليسا همان خرافاتى بود كه به عنوان دين حضرت عيسى(ع) به خورد مردم مى‏دادند.بعضى از روشنفكران مذهبى در كشور ما نيز همان روش را پيش گرفته‏ايد و اين تازگى ندارد، بلكه سال‏ها است كه در كشور ما شروع شده است. بعضى ديگر از اين روشنفكران مى‏خواهند دين را به قول خودشان آن گونه ببينند كه منافاتى با آزادى و استقلال و حقوق اكثريت نداشته باشد. اين نظريه قابل تأمل است. آن‏ها روشى را پيش گرفته‏اند كه ممكن است منتهى به غرب زدگى و ولنگارى و فساد اخلاقى شود و اين خطر بزرگى براى نسل حاضر و آينده است. البته خطر متحجرين كمتر از اين گروه نيست، زيرا چهره خشن به دين مى‏دهند كه گويى قابل اجرا نمى‏باشد. چنان كه گروه روشنفكران غربزده نيز روح تقوا را مى‏برند. به نظر مى‏رسد كه هر دو توطئه‏اى عليه انقلاب اسلامى باشد، چون آمريكا و غرب از روحيه ايمان و تقوا و ايثار و فداكارى مردم ايران ضربه‏هاى پى در پى خورده است، حال مى‏خواهد اين ايمان را كه مايه حيات جامعه ما هست، از جامعه بگيرند. از سوى ديگرنظريات متحجرين هم كه اسلام را غير قابل عمل معرفى مى‏كنند، به نوع ديگر به دين ضربه مى‏زنند و ايادى استكبار از مجموعه اين نظريات سوءاستفاده مى‏كنند. لذا مردم مخصوصاً جوانان بايد حربه‏هاى دشمن را بشناسند و با آن‏ها مقابله كنند.روشنفكران اصالت و تقدّس را به انسان و خواسته او و انتخاب و علم و انديشه و آزادى انسان مى‏دهند، ولى مذهبيون اصالت را به وحى و دستور الهى مى‏دهند. انسان در سايه عمل به دستورات خدا هم داراى ارزش مى‏شود و هم به فكر و انديشه او ارزش داده مى‏شود و هم از آزادى در محدوده دين بهره‏مند مى‏شود. اسلام گرايان مى‏گويند اگر آزادى انسان اصالت داشته و مقدس باشد و آزادى به معناى هر گونه فساد و تبهكارى و ولنگارى باشد، اين نوع آزادى به طورمطلق با اسلام منافات دارد. در اسلام آزادى و حريت بر مبناى رعايت قوانين الهى مقدس است. عقل هم به همين آزادى حكم مى‏كند. آزادى كه دلخواه انسان باشد، در بسيارى از موارد مزاحم آزادى ديگران مى‏شود و يا بر لاف احكام شرعى مى‏شود. اگر بگوييم خانم‏ها در پوشش و عدم پوشش آزادند و هر خانمى به هر نحوى كه دلش مى‏خواهد، در خيابان ظاهر شود و يا هرگونه نوشيدنى آزاداست و هر كس هر چه دلش مى‏خواهد از شراب و انواع مسكرات مى‏تواندمصرف كند، اين گونه آزادى‏ها باعث هرج و مرج و سلب آزادى‏هاى ديگران و مفسد جامعه است. اسلام اين گونه آزاديها را نمى‏پذيرد. پس آزادى به طور مطلق مقدس نيست يا خواسته و انتخاب مردم به طور مطلق نيست.
کد سوال : 49197
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عوامل ايجاد امنيت و موانع ايجاد آن را توضيح دهيد.
پاسخ : واژه امنيت به مواردى قابل تقسيم است:1 - امنيت فردى و اجتماعى؛2 - امنيت سياسى، اقتصادى و نظامى.هر كدام از اين موارد مصاديق و جزئياتى دارد كه بايد براى هر كدام باب جداگانه‏اى باز كرد، ولى آن چه را كه از امنيت مورد اشتراك جميع اقسام ا ست، مورد بحث قرار مى‏دهيم.مفهوم امنيت به اين معنا است كه انسان در زندگى فردى و اجتماعى خود از هيچ ناحيه‏اى ترس نداشته باشد و در امنيت كامل بتواند زندگى سعادتمندانه‏اى داشته باشد.اسلام براى ايجاد امنيت در جامعه و در فرد، تقوا و خوف از خدا را پيشنهاد كرده، كه مانع ظلم به ديگران مى‏شود و انسان با تقوا حاضر نيست به حقوق ديگران تجاوز كند و حتى حقوق حيوانات و نباتات را محترم مى‏شمارد. درباره حضرت امام(ره) نقل كرده‏اند كه ايشان در و پنجره اتاق را باز مى‏كرد و پشه‏ها و مگس‏ها را بيرون مى‏كرد و آن‏ها را نمى‏كشت. شما مى‏توانيد با مؤانست و مجالست با افراد با تقوا، مفهوم واقعى امنيت را لمس كنيد. انسان مؤمن با تقوا به خاطر ترس از عقوبت‏ها و مجازات‏هاى اخروى هيچ گونه لغزش و انحرافى انجام نمى‏دهد. او سعى مى‏كند از زبانش به كسى اهانت يا بى احترامى نشود. درتعريف مسلمان واقعى گفته شده است: "المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه؛ مسلمان واقعى كسى است كه ديگران از دست و زبان او راحت و در امان باشند".عامل دوم براى اجياد امنيت غنا و توانمندى افراد جامعه است. اگر جامعه‏اى فقير باشند، دست به دزدى و غارتگرى مى‏زنند و امنيت را از ديگران سلب مى‏كنند.عامل سوم براى ايجاد امنيت و پايبندى هر فردى به قوانين مدوّن است. اگر هر فرد از قانون تخطى نكند، امنيت ايجاد مى‏شود. عامل چهارم: فرهنگ و علم و دانش مردم نيز درايجاد امنيت بسيار مؤثر است. عامل پنجم: استفاده از نيروهاى امنيتى براى جلوگيرى از عوامل خارجى و داخلى فساد.
کد سوال : 49198
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بنده با پسر عمويم صيغه شدم، ولى بعد از يك هفته به هم خورد. در برابر خواستگار جديد تكليفم چيست؟ آيا بايد به او بگويم؟
پاسخ : اگر باكره و دست نخورده هستيد، لزومى ندارد به خواستگار جديد چيزى بگوييد، ولى اگر باكره نيستيد، بايد به پزشك مراجعه كنيد تا چاره جويى شود.به خواستگار جديد بفرماييد چند روز نامزد پسر عمويم شدم، سپس از او خوشم نيامد، به هم زدم.
کد سوال : 49199
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعد از هفت روز حيض به خاطر بيمارى كه به آن مبتلا بودم و يك بار عمل جراحى انجام دادم، لكه‏هاى خون مى‏بينم و گاهى قبل از حيض لكه‏هاى خون مى‏بينم. تكليفم در اين گونه موارد چيست؟
پاسخ : اگر يقين داريد كه خون قروح و جروح است يا مربوط به بيمارى است، آن لكه‏هاى خون حيض محسوب نمى‏شود و بايد خود را بشوييد و نمازتان را بخوانيد و محرّمات حائض بر شما نيست، ولى اگر يقين نداريد، بايد آن لكه‏هاى خون را بعد از هفت روز حيض حساب كنيد.اگر لكه بينى تا بعد از ده روز ادامه پيدا كرد، همان هفت روز حيض محسوب مى‏شود و مازاد از هفت روز استحاضه. بنابراين شما اگر يقين نداريد، بايد آزمايش كنيد و ببينيد آيا در داخل دهانه رحم به طور مداوم خون هست؟ اگر به طورمداوم خون باشد، حيض محسوب مى‏شود وگرنه استحاضه است.
کد سوال : 49200
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در يك مدرسه شبانه روزى مربى بودم. يكى از سرپرست‏هاى مدرسه نسبت به نماز بى اهميت بود و با يك پسر دوست بود. وقتى مسئولان اداره از من جويا شدند، من واقعيت را گفتم و آنان او را از سرپرستى مدرسه بركنار كردند. حالا احساس گناه مى‏كنم. آيا لازم است از او حلاليّت
پاسخ : شما به وظيفه خود عمل كرده‏ايد و خلاف و خطايى انجام نداده‏ايد كه احساس گناه داشته باشيد. شما نه تنها گناهى نكرده‏ايد، بلكه ثواب هم داريد، چون واقعيت را گفته‏ايد و جامعه مدرسه را از افراد ناپاك مصونيت بخشيده‏ايد. بنابراين هيچ نگران نباشيد و لزومى ندارد از او حلاليت بطلبيد. چون در چارچوب مسئوليت گام برداشته‏ايد. با توجه به مربيگرى اگراول به خود سرپرست تذكر مى‏داديد كه اين عمل در مجموعه بدآموزى دارد و قبل از اين كه مسئولان بفهمند، بهتر است از اين عمل دست برداريد، شايد بهتر شود.
کد سوال : 49201
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نصيحتم نكنيد، آيه برايم نخوانيد، فقط بگوييد خدا چرا اين قدر بين بندگانش فرق گذاشته است؟!
پاسخ : فرق و تفاوت بين افراد يكنوع، طبيعى است و افراد هر نوعى از مخلوقات يك جور خلق نشده‏اند، مثلاً همه ستارگان يك جور نيستند و حيوانات نيز متفاوت هستند.مرحوم شهيد مطهرى مى‏گويد: راز تفاوت‏ها يك كلمه است: "تفاوت موجودات ذاتى آن‏ها مى‏باشد و لازمه نظام علت و معلول است".(1)خداوند متعال همه اشيا را با اراده خود خلق كرد و هر كدام قدر و اندازه مشخص دارد: "انا كل شى خلقناه بقدر و ما أمرنا الا واحدة كلمح بالبصر؛(2) ما همه چيز را با اندازه و قدر مشخص آفريده‏ايم و كار ما جز يكى نيست، همچون چشم بر هم زدن".به موجب اين عقيده براى آفرينش، نظام خاص و قانون و ترتيب معينى است و اراده خدا به وجود اشياء عين اراده نظام است. از همين جا است كه قانون علت و معلول و يا نظام اسباب و مسببات به وجود مى‏آيد. معناى نظام اسباب و مسببات اين است كه هر معلولى علت خاص و هر علتى معلول مخصوص دارد.از طرفى سنت خدا اين است كه هيچ مردمى از بدبختى به خوشبختى نمى‏رسند مگر اين كه عوامل بدبختى را از خود دور سازند و بالعكس، يك ملت خوشبخت را خدا بدبخت نمى‏كند مگر آن كه خودشان موجبات بدبختى را براى خود فراهم آورند. اين قانون خدا است: "ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفهسم؛(3) خدا قانون خود را عوض نمى‏كند. ما بايد خودمان را عوض كنيم. ما غرق در جهالتيم. در فساد اخلاق غوطه وريم. هيچ گونه وحدت و اتفاق نداريم. تقوا و خداترسى نداريم. در عين حال توقع داريم خدا طبق آن چه ميل ما است، عمل نمايد!خداوند متعال اسباب خوشبختى و بدبختى را در اختيار همگان قرار داده و راه را از چاه مشخص نموده است. بقيه كارها برعهده خود ما است: "انا هديناه السبيل اما شاكراً و اما كفوراً؛ ما راه را مشخص كرده‏ايم. انسان‏ها يا شكرگزارند و در مسير هدايت قدم مى‏نهند و يا ناشكور و در مسير ضلالت راه مى‏روند".انواع غذاها، ميوه‏ها، آب‏ها و خوراكى‏ها را آفريده است و عقل هم به انسان داده و راه تشخيص و علم و تجربه را به انسان آموخته است. بقيه امور كه منتهى به سعادت يا بدبختى مى‏شود، به دست خود ما است. ما مى‏توانيم از غذاهاى خوب و مقوّى استفاده كنيم، همان طور كه مى‏توانيم از هرويين و مواد افيونى استفاده كنيم. مى‏توانيم دوا بخوريم يا سم بنوشيم. مى‏توانيم دنبال كار و كاسبى و تلاش برويم و مى‏توانيم تنبل و قرقر و بى هنر در يك گوشه خود را كل و مزاحم و سربار جامعه قرار دهيم. مى‏توانيم به راه عبوديت و بندگى خدا برويم و مى‏توانيم به راه اطاعت از شيطان و هواهاى نفسانى قدم بنهيم. اين‏ها همه به اختيارخود ما است. اگر به مسير گمراهى و بدبختى قدم نهاديم، بعد كه دچار بدبختى شديم، ديگر نبايد داد و فريادمان بلند شود كه‏اى خدا! چرا اين طور كردى! اين چه خدايى است! اگر خربزه خورديم، بايد پاى لرزش بنشينيم. كسى كهبا دست خود سم مى‏نوشد، آن وقت كه دلش زير و رو مى‏شود و درد تمام وجودش را فرا مى‏گيرد، ديگر حق ندارد داد و فريادش بلند شود: اى خدا! چرا اين طور و آن طور است!بنابراين ما نبايد هرنقص و كمبودى را از خدا ببينيم.پى‏نوشت‏ها:1 - عدل الهى، ص 128.2 - قمر (54) آيه 49.3 - رعد (13) آيه 11.
کد سوال : 49202
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خانم‏ها در نماز به چه كيفيتى بايد بايستند و به چه كيفيتى بايد وضو بگيرند؟
پاسخ : خانم‏ها در كيفيت ايستادن و نماز خواندن و وضو گرفتن مانند آقايان هستند، لكن خانم‏ها هر چه جمع و جورتر بايستند، بهتر است، مثلاً هنگام ايستادن پاهايشان را به هم بچسبانند و دست‏هايشان را به بدنشان بچسبانند. در ركوع كمتر خم شوند و در سجده دست‏هاى خود را تا آرنج روى زمين بخوابانند و هنگام تشهد زانوهاى خود را به هم بچسبانند.(1)در وضو گرفتن مستحب است خانم‏ها اول آب به باطن آرنج بريزند و بعد به پشت آرنج، برخلاف آقايان كه مستحب است اول به پشت آرنج آب بريزند و بعد به باطن آرنج.(2)پى‏نوشت‏ها:1 - وسائل الشيعه، ج‏4، ص 941، ص 953.2 - عروة الوثقى، ج‏1، مستحبات الوضوء.
کد سوال : 49203
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گفتن "اعوذ بالله من الشيطان الرجيم" قبل از قرائت سوره حمد و گفتن "آمين" بعد از خواندن حمد و سوره چه حكمى دارد؟
پاسخ : مستحب است در ركعت اول هر نمازى، پيش از خواند حمد (اعوذ بالله من الشيطان الرجيم) (1) بگويد، گفتن استعاذه به قصد ورود در ركعت دوم مشروع نيست. مراجع معظم تقليد، در بحث مبطلات نماز مى‏فرمايند: يكى از مبطلات نماز آن است كه بعد از خواند حمد، آمين بگويد، ولى اگر اشتباهاً يا از روى تقيّه براى حفظ جان خويش بگويد، نمازش باطل نمى‏شود.(2) .پاورقى: 1 - رساله توضيح المسائل، مطابق با فتاواى مراجع تقليد، خ 1017. 2 - همان، مسئله 1130.