• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49134
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تاريخچه ولايت فقيه را بيان كنيد.
پاسخ : نظريه ولايت فقيه سابقه ديرينه‏اى در منابع شيعه دارد و افرادى مانند سيد محمد بحرالعلوم، ملا احمد نراقى، فاضل دربندى و بسيارى ديگر از فقها آن را به طور مستقل بحث كرده‏اند. با اين حال انزواى مذهب تشيع و حاكميّت حاكمان جور باعث شد تا اين نظريه از افكار عمومى مسلمانان فاصله بگيرد.(1)امام خمينى رحمة اللَّه عليه اين نظريه را در فرهنگ دينى احيا كرد و آن را به صورت درس رسمى در حوزه علميه نجف اشرف مطرح ساخت و همان ايده را در كتاب البيع دنبال نمود و با تشكيل حكومت اسلامى در ايران آن را به واقعيّت مبدّل ساخت. مباحث ولايت فقيه ايشان را در كتاب ولايت فقيه حضرتش مى توان مطالعه نمود. پى نوشت‏ها: 1. مجله معارف اسلامى شماره 44، ص 121، محمود صلواتى، مبانى فقهى حكومت اسلامى، ج 1، ص 9 تا 62.
کد سوال : 49135
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ولايت فقيه باعث تضييع حقوق مردم و حكومت فردى استبدادى نمى شود؟
پاسخ : حكومت از ديدگاه اسلام و ملت و مردمى كه به آن معتقدند برخاسته از موضع طبقاتى و سلطه‏گرى فردى يا گروهى نيست بلكه تبلور آرمان سياسى ملتى هم كيش و هم فكر است كه به خود سازمان مى دهد تا در روند تحوّل فكرى و عقيدتى راه خود را به سوى هدف نهايى يعنى حركت به سوى اللَّه ادامه داده و بر اثر قدرت متمركز موانع اين حركت را كه از طرف دشمنان اسلام ايجاد مى شود برطرف نمايد. خداوند مى فرمايد: "واعدوا لهم مااستطعتم من قوه؛(1) هر نيرويى در قدرت داريد براى مقابله با آن‏ها (=دشمنان) آماده سازيد تا دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد".از طرفى ما متعتقديم حكومت از آنِ خدا و پيامبر و امام معصوم(ع) و در زمان غيبت از آنِ كسى است كه از ناحيه شرع به عنوان نايب امام عصر عجل اللَّه فرجه الشريف معرّفى شده و او فقيه جامع الشرايط است. در اين نايب شرايطى معتبر شده كه يكى از آن‏ها تقوا و عدالت است معلوم است كسى كه از ملكه عدالت و تقوى برخوردار است مستبد نخواهد بود و وقتى فاقد شرط عدالت شد به حكم شرع و قانون از مقام خود منعزل است. با مراجعه به اصل 5 و 107 و 109 و 111 قانون اساسى اين مسئله روشن خواهد شد.بنابراين وقتى پذيرش حكومت و چگونگى ولايت و سرپرستى آن ناشى از ايمان و اعتقاد مردم باشد و از شرايط رهبرى تقوا و عدالت باشد و با زوال اين شرط خود به خود بركنار شود حكومت چنين فردى مستبدانه نخواهد بود بلكه به وسيله رهبرى وى احكام اسلام اجرا و حقوق مردم احقاق خواهد شد.پى نوشت‏ها: 1. انفال (8) آيه 60.
کد سوال : 49136
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ولايت فقيه با عقل سازگار است؟
پاسخ : ولايت فقيه از موضوعاتى است كه تصوّر آن موجب تصديق مى شود به اين معنى كه هر كس به عقايد و احكام اسلامى آشنا باشد، در مى يابد كه پياده شدن بسيارى از احكام نورانى اسلام مانند قوانين جزايى و كيفرى آن، در سايه تشكيل حكومت اسلامى است. به عبارت ديگر براى اصلاح و تأمين سعادت فرد و جامعه اسلامى، تنها وجود قانون خوب كافى نيست، بلكه علاوه بر لزوم قوانين عادلانه و موافق با فطرت بشر وجود مجرى قانون نيز ضرورى است، زيرا نبودن حكومت و قوه مجربه در هر جامعه‏اى، ملازم با هرج و مرج مى باشد. از آن جايى كه در جوامع اسلامى احكام و قوانين اسلام بايد حاكم باشد و از طرفى دسترسى به امام معصوم(ع) نداريم به حكم عقل در رأس حكومت اسلامى يك اسلام شناس بايد باشد و آن والايت و سرپرستى فقيه جامع الشرايط است، كه از آن به ولايت فقيه تعبير مى شود.(1) نتيجه اين كه وقتى كسى اسلام را پذيرفت و قبول كرد كه در جامعه اسلامى ضرورتاً بايد حكومت تشكيل شود و تصديق نمود كه نحوه اداره اين حكومت باى طبق قوانين و فرامين اسلام باشد. عقل او حكم مى كند در رأس چنين حكومتى بايد فردى آشنا به مبانى اسلام و متخصص در آن قرار گيرد و او همان فقيه جامع الشرايط مى باشد.پى نوشت‏ها: 1. امام خمينى، ولايت فقيه، ص 1 تا 55، آيت اللَّه حسينعلى منتظرى، ولايت فقيه، ج 1، ص 11.
کد سوال : 49137
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جوانى 27 ساله و داراى تحصيلات دانشگاهى هستم كه متأسفانه مدّت دو سال است بيكار هستم. چندى قبل به خواستگار دخترى 19 ساله دانشجو كاردانى رفتم كه به دلايلى كه برايم روشن نشد، به من جواب رد داد. بار دوّم به خواستگارى رفتم، جواب رد داد و بار سوم پدر دختر گفت ك
پاسخ : برادر گرامى! يكى از مهم‏ترين وقايع زندگى انسان، ازدواج و تشكيل خانواده است. خداوند انسان را به گونه‏اى آفريد كه بدون همسر كارش ناقص است. انسان هر چه از نظر علم و ايمان و فاضيل اخلاقى بالا برود، تا همسر اختيار نكند، به كمال مطلوب نمى رسد. هيچ چيز جاى ازدواج و تشكيل خانواده را نمى گيرد. زن و مرد به يكديگر نيازمندند؛ هم از نظر روحى و هم از نظر جسمى، و هر كدام به تنهايى ناقصند. هنگامى كه كنار هم قرار گرفتند، همديگر را كامل مى كنند. اين قانون نظام آفرينش است، كه بر كل هستى حاكم است(1) در انتخاب همسر، انسان بايد با در نظر گرفتن همه جوانب و اين كه خواست و تمايل زن و مرد بر اين امر مقدّس است، براى ازدواج اقدام نمايد. شما به دخترى علاقه‏مند شده‏ايد. سعى كنيد از طريق واسطه و افراد خانواده دختر، نظر وى را در مورد خود جويا شويد. اگر او هم به شما علاقه‏مند بود و نظر موافق داشت، آن وقت تلاش كنيد كه نظر موافق خانواده دختر را جلب نماييد. در مرحله اول به دست آوردن نظر موافق دختر مهم است و در مرحله بعد تلاش و كوشش در جهت كسب نظر موافق خانواده دختر بايد صورت گيرد.برخى از مسايل كه شما در نامه ذكر كرديد، از قبيل اين كه "دخترى كه با ناز و افاده جواب مثبت دهد" با توجه به اين كه شما در نامه خود گفته‏ايد: هيچ راهى براى تماس و صحبت با دختر ندارم تا بفهم نسبت به من دارد، نتيجه‏گيرى صحيحى نيست، بلكه نظر موافق دختر يا مخالفت او روشن نشده است. اگر دختر، مورد پسند شما است و او را براى تشكيل زندگى آينده خود مناسب مى دانيد، بايد راه را براى مسير زندگى آينده خود هموار كنيد. به هر حال خواستگارى و جلب نظر موافق خانواده دختر با فراز و نشيب‏هايى همراه است و لزوماً هميشه به راحتى جواب مثبت نمى دهند. از اين رو اگر خواست و تمايل شما به دختر مورد نظر در حدى است كه نمى توانيد او را از دست بدهيد، سعى كنيد با تلاش و كمك گرفتن از واسطه‏هاى خيّر و استعانت از خداوند سبحان به هدف خود برسيد.2- از نظر اسلام و قرآن و سيره ائمه اختلاف سنى زن و مرد هنگام ازدواج چقدر بايد باشد و چه توصيه‏اى در اين خصوص شده است؟در انتخاب همسر توجه به همتايى و تناسب در سن بايد مدّ نظر قرار گيرد. به اين معنا كه مرد چون مديريت خانواده را بر عهده دارد، بايد تا اندازه‏اى كامل‏تر باشد تا بتواند خانواده را مورد حمايت و هدايت قرار دهد. از طرف ديگر زن اگر كمتر سن داشته باشد، بهتر است، چون به جهت حفظ نشاط زن در خانواده و حتى رغبت ظاهرى مرد به زن، اين امر داراى اهميت است.آن چه ذكر شد، معيار شرعى نيست، بلكه معيار اصلى براى ازدواج "هم كفوء" بودن زن و مرد است؛ يعنى زن و مردم بايد همشأن يكديگر باشند. بعضى از زنان ويژگى‏هاى ممتازى دارند كه اهميت آن از زيادى سن آنان از مردان بيشتر است. مهم در زندگى شناخت صحيح زن و مرد نسبت به يكديگر و داشتن تفاهم براى تشكيل يك زندگى جديد و داشتن گذشت و فداكارى در جهت ثبات كانون خانواده است. به غير از پذيرش ظاهرى زن و مرد نسبت به يكديگر بايد زن و مرد همتايى دينى و ايمانى داشته باشند و ايمان زير بناى هم كفوء بودن زن و مرد است. در كنار آن همتايى فكرى، فرهنگى و اخلاقى هم مورد عنايت و توجه است تا يك زندگى با ثبات و با دوام تشكيل شود. به هر حال اگر زن و مرد با شناخت صحيح نسبت به يكديگر و درك وضع يكديگر، با ميل و رغبت و با تدبير صحيح زندگى جديدى را تشكيل دهند، زندگى گرمتر خواهد شد و ثبات و دوام را به همراه دارد. امّا اگفر تفاوت سنّى زن و مرد زياد باشد و درك صحيحى از زندگى جديد نداشته باشند، قطعاً مشكل آفرين خواهد بود. از اين رو متعارف و معمول اين است كه سن مرد به هنگام ازدواج بشتر از زن باشد، ولى اين مطلب مستند قرآنى و روايى ندارد. در مورد دختر مورد نظر شما اين مقدار تفاوت سنّى مشكل آفرين نخواهد شد. همان طورى كه ذكر كرديم ابتدا نظر موافق دختر را نسبت به خود به دست آوريد، بعد سعى كنيد نظر موافق خانواده شان را جلب نماييد و به دنبال مسايل حاشيه‏اى نباشيد.پى نوشت‏ها: 1. على اكبر مظاهرى، جوانان و انتخاب همسر، ص 13.
کد سوال : 49138
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا بى حجابى روز به روز بيشتر مى شود؟
پاسخ : 1- اولين عامل بى حجابى، بى تقوايى و عدم رسوخ ايمان در روح و جان خانم‏هاى بى حجاب است، زيرا اگر ايمان به خدا و روز جزا و اعتقاد به قرآن و احكام آن كه يكى از آن‏ها حجاب است، كامل باشد، انسان باور مى كند كه دستورهاى خداوند حكيم صد در صد به نفع فرد و جامعه مى باشد و تخلّف و سرپيچى از آن فرامين در دنيا موجب بدبختى و در آخرت باعث عذاب و خذلان خواهد شد. با چنين باورى قهراً انسان از ارتكاب معاصى كه يكى از آن‏ها بى حجابى است، خوددارى مى كند. پس در درجه اوّل بايد خانواده‏ها سعى كنند افراد با تقوا تحويل جامعه نمايند و عوامل تبليغاتى هم به جِدّ مردم را تقوا و پاكى دعوت كنند.2- دومين عامل بى حجابى، ترك امر به معروف و نهى از منكر است. امر به معروف و نهى از منكر دو وظيفه بزرگ اجتماعى است؛ يعنى مؤمنان جامعه اسلامى موظفند كه مردم را به نيكى‏ها دعوت كرده و از بدى‏ها باز دارند كه انجام اين دو فريضه مهم الهى، عامل فلاح و رستگارى جامعه اسلامى است و با به فراموشى سپردن اين وظيفه مقدّس، افراد نالايق و بى تقوا با تظاهر به اعمال خلاف و ناشايسته، جامعه را آلوده كرده و تباه مى نمايند. اميرمؤمنان(ع) در اهميت امر به معروف و نهى از منكر مى فرمايد: "تمام كارهاى نيك وحتى جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهى از منكر، چون آب دهان است در برابر درياى پهناور".(1) اين همه تأكيد در مورد امر به معروف و نهى از منكر به خاطر اين است كه آن دو ضامن اجراى بقيه وظايف فردى و اجتماعى است و با تعطيل آن‏ها تمام احكام و اصول اخلاقى ارزش خود را از دست خواهد داد.3- سومين چيزى كه ممكن است برخى را به بى بندوبارى از جمله بى حجابى بكشاند، خيال يا مشاهده بى عدالتى و سوء استفاده‏هاى مالى و مقامى از سوى عده‏اى از مسئولان نظام اسلامى مى باشد كه بعضى مى خواهند با ارتكاب اعمال خلاف در مقابل اين گونه كارها عكس العمل نشان دهند.پى نوشت‏ها: 1. نهج البلاغه (فيض الاسلام)، كلمات قصار، شماره 366، ص 1253.
کد سوال : 49139
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چند سؤال درباره چگونگى جذب جوانان به مسجد مصاحبه نموده و برايم بفرستيد.
پاسخ : اين مركز مستقيماً به سؤالات شرعى، علمى، فرهنگى و اجتماعى پاسخ مى گويد و نيازى به مصاحبه با ديگران ندارد و نيرويى هم براى مصاحبه در اختيار ندارد. لذا در صورت تمايل و مفيد بودن در مورد كار شما (مصاحبه براى روزنامه قدس) پرسش‏هاى مورد نظر را ارسال كنيد تا جواب داده شود.
کد سوال : 49140
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پس از مرگ پرونده انسان بسته مى شود يا خيرات و صدقات بازماندگان به وى مى رسد؟
پاسخ : دنيا دار تكليف است و برزخ و آخرت محل پاداش و كيفر و مرگ حد فاصل بين اين دو عالم است. با فرا رسيدن مرگ، مرحله سعى و عمل پايان مى يابد، انسان از كار و كوشش باز مى ماند و قدرت فعاليت‏هاى خوب و بد از وى سلب مى شود. از اين رو پس از مرگ هيچ كس قادر نيست عملاً وضع موجود خويش را دگرگون سازد، و در پرونده اعمال خود تغيير و تحوّل بوجود آورد. على(ع) مى فرمايد: "كسانى كه از دنيا رفته‏اند نه قادرند هيچ يك از قبايحى را كه مرتكب شده‏اند از خود برگردانند و نه مى توانند بر اعمال خوب خويش فزونى بخشند".(1)بنابراين خود فرد پس از مرگ تكليف ندارد و قادر بر انجام اعمال نمى‏باشد تا نتيجه‏اش عايد وى گردد. ليكن ممكناست انسان قبل از مرگ كارهايى كه باقى و قابل تكرار است انجام دهد و پس از مرگش بر اثر ادامه اين عمل نتيجه‏اش اعم از پاداش و كيفر در همان عالم برزخ به وى برسد. مانند ساخت مسجد، حسينيه، مؤسسات خيريه، چشمه و قنات، راه‏هاى عمومى و سنت‏هاى حسنه. امام صادق(ع) فرمود: "پس از آن كه آدمى از دنيا مى رود اجرى عاديش نمى‏گردد مگر از سه را: اول صدقه‏اى كه آن را در ايام حيات خود به جريان انداخته و پس از مرگش تا قيامت جريان داشته باشد، مانند موقوفاتى كه ارث برده نمى‏شود، يا سنت خوبى كه پايه گذارى نموده و بعد از او مورد عمل ديگران است، يا فرزند صالحى كه وى را به شايستگى تربيت نموده و براى او استغفار مى نمايد".(2)رسول اكرم(ص) فرمود: "هفت عامل است كه اگر شخص يكى از آن‏ها را به جاى گذارده باشد پس از مرگ ثوابش در پرونده عمل وى ثبت مى گردد. كسى كه درخت مثمرى غرس نمايد، چاهى حفر كند، قناتى را جارى سازد، مسجدى را بنيان نهد، قرآنى را بنويسد، عملى از خود به جاى گذارد و فرزند صالحى تربيت كند كه براى او استغفار نمايد".(3)امام حسين(ع) از رسول خدا(ص) حديث كرده كه فرمودند: "هركس سيره و روش خوبى را در جامعه بنيان نهد اجر آن سيره و اجر كسانى كه تا قيامت به آن سيره عمل مى كنند براى او خواهد بود بدون آن كه از اجر عاملين به آن چيزى كاسته شود".(4)همان گونه كه آثار سنت حسنه باقى است و پاداشش به بانى عايد مى گردد، تأسيس سيره بد نيز از جهت كيفرى آثارش ممتد و دامنه دار است و طبق روايات كسى كه سنت بدى را در جامعه بنيان نهد و سپس ديگران از او پيروى كنند هربار كه آن سيره و روش مورد عمل واقع شود در پرونده مؤسس آن خواه زنده و خواه مرده باشد گناه تازه‏اى ثبت مى شود و مستحق كيفر جديد مى گردد. امام باقر(ع) فرمود: "هر بنده‏اى از بندگان خدا روش گمراه كننده‏اى را بين مردم بنيان نهد براى او گناهى همانند كسانى است كه مرتكب آن عمل شده‏اند بدون آن كه از گناه عاملين آن كاسته شود".(5)پس به موجب اين روايات و روايات ديگرى كه از اولياء اسلام رسيده است كسى كه سنت حسنه يا سنّت سيّئه‏اى را در جامعه پايه گذارى كند سپس ديگران از وى پيروى نمايند هر بار كه آن سيره و سنت مورد عمل قرار مى گيرد مؤسس و پايه گذار ان سنت خواه زنده و خواه مرده باشد در پيشگاه الهى از پاداش تازه‏اى برخوردار مى گردد يا به كيفر جديدى معذّب مى شود. علاوه بر اين كه صدقات جاريه و سنّت‏هاى به يادگار مانده از انسان در زندگى پس از مرگ وى مؤثر است، ثواب كارهاى خير اشخاص ديگر به نيّت متوفى نيز به وى مى رسد. سعد بن عباده مى گويد: يكى از افراد بنى ساعده در سفر بودكه مادرش از دنيا رفت، به رسول اكرم(ص) عرض كرد در غياب من مادرم از دنيا رفت. اگر من براى او چيزى صدقه بدهم نفعش عايد وى مى گردد؟ فرمود: بلى گفت: من شما را به شهادت ميگيرم كه محوطه درخت خرمايم را كه به ثمر نشسته براى او صدقه قرار دادم".(6)بنابراين گرچه انسان پس از مرگ شخصاً قادر به انجام اعمال نيست تا پاداش و كيفرش به او برسد ليكن ثواب يا عقاب سنت‏هاى به جا مانده از او با تجديد اين سنت‏ها به او عايد مى شود و نيز از انجام اعمال نيك توسط اشخاص ديگر از قبيل فرزندان، اقربا، دوستان و ديگران به نيابت از ميت يا اهداء ثواب پس از انجام عمل بهره‏مند مى گردد. مانند دادن صدقه، احسان و اطعام فقرا و مساكين، خواندن قرآن، رفتن به زيارت ائمه اطهار(ع)، قضاى فرايض و واجبات فوت شده از ميت و كارهاى خير ديگر به نيّت متوفى همه‏اش به او مى رسد و او از نعمت‏هاى تازه استفاده مى نمايد.پى نوشت‏ها: 1. نهج البلاغه (فيض الاسلام) خطبه 230، ص 749.2. محمد تقى فلسفى، معاد، ج 1، ص 290 (خصال صدوق، ص 151).3. همان، ص 291 (مجموعه ورام، ج 2، ص 110)4. همان، ص 288 (تحف العقول، ص 243).5. همان، ص 286 (سفينة البحار، ماده سنن).6. همان، المجالس الفاخرة، ص 41.
کد سوال : 49141
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از ارتباطى كه با يك دوست پسر داشتم پشيمانم آيا توبه‏ام قبول است؟
پاسخ : گناه و تخلّف از فرامين خداوند و شكستن حدود و مرزهاى الهى موجب فساد وتباهى انسان شده و او را از مسير انسانيت خراج نموده و در پرتگاه سقوط در منجلاب بدبختى قرار مى دهد. رسول گرامى اسلام فرمود: "از گناهان بپرهيزيد، زيرا گناهان خيرات را نابود و باطل مى كند".(1)امام باقر(ع) مى فرمايد: "هيچ نكبتى دامن گير شخص نمى‏شود مگر به واسطه گناهى كه مرتكب شده است".(2)پيامبر اسلام(ص) فرمودند: "كسى كه چشمش را با نگاه به نامحرم پر كند خداوند در قيامت چشم چنين كسى را پر از آتش مى كند مگر اين كه توبه كند و به سوى خداى باز گردد".(3)ارتكاب معصيت در حقيقت يك بيمارى است كه دامن گير انسان مى شود و داروى اين بيمارى توبه واقعى و بازگشت حقيقى به سوى پروردگار مهربان است. رسول خدا(ص) در اين زمينه مى فرمايد: "لك داء دواء و دواء الذنوب الاستغفار؛ هر مرضى دارويى دارد، و داروى شفابخش گناهان استغفار و طلب مغفرت از پيشگاه ذات پاك الهى است".(4)توبه كه به معنى پشيمانى واقعى از گناه و بازگشت از آن است موجب بخشش گناه شده و صفحه قلب را از آلودگى پاك، و تيرگى را مبدّل به روشنايى مى سازد. مكتب تربيتى اسلامى تمام آلودگان به گناه را دعوت مى كند كه براى اصلاح خويش و جبران گذشته از در توبه كه درب رحمت الهى است وارد شوند و سعادت خود را باز يابند.امام زين العابدين(ع) در مناجات زيباى خود مى فرمايد: "معبود من تو كسى هستى كه به روى بندگانت درى به سوى عفو گشوده‏اى و نامش را توبه نهاده‏اى، و فرموده‏اى: باز گرديد به سوى خدا و توبه كنيد، توبه خالص، حال كه اين در رحمت باز است عذر كسانى كه از آن غافل شوند و توبه نكنند چيست؟".(5) جالب اين كه خداى مهربان علاقه فوق العاده‏اى به توبه بندگان دارد، چرا كه توبه آغاز تمام خوش بختى‏هاى انسان است. امام باقر(ع) مى فرمايد: "خداوند از توبه بنده‏اش بسيار شاد مى شود، بيش از كسى كه مركب و توشه خود را در بيابان خطرناكى در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را بيابد".(6)در حديث قدسى مى فرمايد: "اگر پشت كنندگان به من بدانند چقدر مشتاق آن‏ها هستم و در انتظار توبه آن‏ها دقيقه شمارى ميكنم از شدّت شوق جان به جان آفرين تسليم و بند بند اعضاى خود را خواهند بريد".(7)توبه هرگاه حقيقى و واقعى باشدك و از اعمال جان برخيزد وانسان واقعاً از معصيتى كه مرتكب شده پشيمان شود، مقبول درگاه خدا مى شود و آثار و بركاتش نمايان مى گردد. توبه كار واقعى خود را از مجالس گناه دور مى دارد و از عواملى كه گناه را وسوسه و تداعى مى كند بر حذر مى باشد، و خود را در پيشگاه خدا شرمنده مى بيند و همواره در صدد كسب رضاى او مى باشد. گناهكار وقتى توبه كرد و به سوى ذات اقدس اله برگشت و فهميد كه خداوند مهربان است و توبه را قبول مى كند و آثار گناه را پاك مى كند (البته گناه اگر مربوط به حقوق مردم باشد بايد ادا شود) اضطراب و نگرانى ناشى از گناه برطرف شده و به جايش آرامش و سكون روحى برقرار مى گردد. شما اگر توبه كرده‏اى مطمئن باش كه انشاءاللَّه خداوند قبول كرده است و اضطراب و نگرانى را از خود دور كنيد زيرا با وجود توبه واقعى مضطرب بودن ممكن است خطرناك باشد. در مورد ازدواج با فرد مورد نظر هم، چنانچه ازدواج با او را از هر جهت مصلحت مى دانيد مى توانيد مطلب را به او برسانيد كه كار را يكسره كند و در صورتى كه به هر دليلى ازدواج با وى ميسر نشود ارتباط شما با او به هيچ وجه به صلاح شما نيست و بايد فراموشش كنيد زيرا جوان صلاحيت دار براى ازدواج، منحصر در او نمى‏باشد.پى نوشت‏ها: 1. محمد رى شهرى، ميزان الحكمة، ماده ذنب، شماره 6633، ج 2، ص 995.2. محمد تقى فلسفى، كودك، ج 1، ص 15.3. محمد رى شهرى، ميزان الحكمة، ماده نظر، شماره 20280، ج 4، ص 3291.4. همان، ماده ذنب، شماره 6655، ج 2، ص 997.5. آيت اللَّه مكارم شيرازى، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 218.6. همان.7. كتاب لقاء اللَّه مرحوم ملكى تبريزى.
کد سوال : 49142
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر شخصى بيمار باشد و نتواند روزه بگيرد, ولى ساعت شش بعداز ظهر سالم شود تكليف اوچيست ؟
پاسخ : روزه گرفتن در روزهاى عيد فط و عيد قربان حرام است (1) ولى روزه گرفتن در روز عيد نوروز و عيدهاى ديگر اشكالى ندارد, بلكه مستحب است .(2)(پـاورقى 1ـ توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 1739(پـاورقى 2ـ همان , مسئله 1748
کد سوال : 49143
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سنگسار يعنى چه ؟
پاسخ : اگر مردى كه همسر دارد و در اختيار او است با زنى زنا كند, آن مرد را سنگسار مى كنند و يا اگر زنى كه شوهر دارد و شوهر در اختيار او است با مردى زنا كند آن زن را سنگسار مى كنند, اصطلاحاً به اين گونه زنا, زناى محصنه مى گويند و به سنگسار كردن , رجم مى گويند. رجم و سنگسار كردن يكى از حدود و مجازات هاى الهى است كه بايد توسط حاكم اسلامى اجرا شود, به اين شكل كه اگر زناى محصنه نزد قاضى ثابت شود دستور مى دهد كه آن مرد يا آن زن را سنگسار كنند.(1)(پـاورقى 1ـ تحريرالوسيله , ج 2 ص 457