• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49084
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فال در نظر اسلام و فقها چگونه است؟ در مورد فال حافظ چطور؟
پاسخ : فال در لغت به معناى: 1- هر چه به آن تفأل زنند؛ نيك يا بد؛2- تفأل به خير، شگون؛ 3- پيش بينى و پيش گويى و غيب گويى؛4- طالع بخت، علم يا فنّى است كه به وسيله آن برخى از حوادث آينده دانسته مى‏شود و اين كار به وسيله تعبير كلام مسموع يا گشودن قرآن يا كتب بزرگان مثل ديوان حافظ و مثنوى و نظاير آن است كه به تفأل شهرت دارد، انجام مى‏پذيرد.(1)در عربى تعبير به نيكى را فال و به بدى را "طيرة" مى‏گويند. در حديث آمده است كه فال حقيقت دارد و مؤثر است و نقل شده است كه پيغمبر(ص) فال نيك را دوست مى‏داشت و "طيره" (فال بد) را دشمن مى‏شمرد.(2)در حديثى از رسول خدا(ص) آمده است كه حضرت فرمود: "هنگامى كه به طيره (بد آوردن و بدشگونى) برخورد كردى، آن را رها كن".(3) يعنى در اين مواقع انسان بايد توكل و اعتمادش را به خدا زياد كند و با حربه توكّل از چنين ظن وگناهانى عبور كند. معمولاً افرادى كه از توكّلى بالا و اعتقادى قوى برخوردارند، در مقابل طيره و فال بد، مقاومت نشان مى‏دهند و بر عكس افراد سست عنصر و ساده انديش، دچار خيالات و توهّمات شده، خود را مى‏بازند. شايد علت اين كه مى‏گويند پيامبر گرامى اسلام(ص) فال خوب را دوست مى‏داشت، حكايت از اميد و توكّل بالاى حضرت بود كه تمام مجارى خير را از طرف خدا مى‏دانست و با نيك پندارى و خوش گمانى و ان‏شاءاللَّه كه حادثه‏اى پيش نمى‏آيد و يا خدا با ما است و از اين قبيل كلمات، به طرف هدف خود حركت مى‏كردند.در هر حال فال زدن و تفأل كردن و فالك نگرى از قديم تا به امروز آميزه زندگانى مردم بوده است.البته آن تفألى خوب است كه از اكنون به انجام نيك آن اميدوار باشيم و الاّ كف بينى و فال قهوه گرفتن و پيش گويى هايى از وقايع آينده كه معمولاً در زندگى افراد وجود دارد و بهره گرفتن از خوش باورى و سادگى مردم و باوراندن اين مطلب كه مثلاث شما ارزويى دارى يا غمى پنهان در سينه دارى و حتماً دشمنى عليه تو وجود دارد و يا كسى بد تو را مى‏خواهد و شكست تلخى را تجربه كرده‏اى، كه اگر در زندگى فرد فرد جامعه مطالعه شود، معمولاً اشخاص با چنين حوادثى روبرو بوده و يا خواهند شد و اين گونه پيش بينى‏ها معجزه نيست. در هر حال تفأل به خير و خوبى نتيجه نيكويى دارد، زيرا حكايت از اعتماد و توكّل و سپردن امور به دست خدا دارد.اما فال حافظ مستند و اعتبار شرعى ندارد، فقط برخى افراد صاحب دل ممكن است علاقه مد به تفأل زدن به ديوان حافظ باشند كه به معناى معتبر بودن آن نيست، اساساً فال‏گيرى شرعاً مورد قبول نيست.پى نوشت‏ها: 1. محمّد معين، فرهنگ فارسى، ج 2، ص 2476.2. سيد مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ج 7، ص 700.3. بحارالأنوار، ج 74، ص 152، حديث 122، چ بيروت.
کد سوال : 49085
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مدت زمانى طول مى‏كشد شخصى بتواند مرجع تقليد مناسب را انتخاب كند. در اين مدّت تكليف انسان چيست؟
پاسخ : در مدت زمانى كه طول مى‏كشد تا شخص بعد از رسيدن به تلكيف، مرجع تقليد اعلم را بشناسد، بايد به احتياط عمل نمايد. حضرت آيت اللَّه فاضل در اين خصوص مى‏فرمايد: واحب است مكلّف در زمانى كه در جستجوى اعلم است، به احتياط عمل نمايد.(1)پى نوشت‏ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 30، مسئله 16.
کد سوال : 49086
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مى‏توانيم شما را به عنوان مرجع تقليد خود انتخاب كنيم؟
پاسخ : اين واحد به عنوان مرجعى براى پاسخ گويى به سؤالات فقهى و احكام و فلسفى و اعتقادى و تاريخ و اجتماعى است و مسائل احكام به استناد رساله‏هاى عمليه مراجع يا از استفتائات آن‏ها بيان مى‏كند.مراجع تقليد، بزرگانى هستند كه مردم به اختيار خود ايشان را انتخاب مى‏كنند كه نام تعدادى از آن‏ها به پيوست ارسال مى‏شود.شما مى‏توانيد در ارتباط با انتخاب مرجع، با بزرگان و علماى منطقه مشورت كنيد.در عين حال براى حل مشكل خود مى‏توانيد با اين واحد مكاتبه كنيد، و اين ارتباطى با تقليد ندارد، زيرا انسان به بسيارى از مسائل نياز دارد كه مرجع تقليد مسئول پاسخ گويى آن نخواهد بود.
کد سوال : 49087
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در برخى از مواقع كه انسان با خلوص نيّت دعا مى‏كند، دعايش پذيرفته نمى‏شود. زمان و شرايط اجابت دعا چيست؟
پاسخ : خواهر گرامى! نامه دوم شما رسيد و با توجه به اين كه سؤالات دو نامه شبيه هم بودند، ما به پاسخ يك نامه اكتفا كرديم.دعا واسطه معنوى بين عابد و معبود است. آن چه مورد پسند معبود است، تقاضاى عابد است. عابد محتاج تقاضا و معبود، دوستدار تقاضا است. از آن جهت معبود، دوست دار تقاضاى عابد است، چون عابد محتاج است و معبود، احتياج را بر مى‏آورد.احتياج عابد در تقاضاى از معبود موجب مى‏شود كه عابد دعا كند، ولى معبود يا در دعاى عابد مصلحتى نمى‏بيند و يا آن كه به لطفى ديگر پاسخ مى‏دهد، ولى عابد آن را درك نمى‏كند.انسان عابر دنيا است، ولى از اين عبور عبرت نمى‏گيرد، در تقاضاى خويش آن چه را مى‏خواهد كه بيشتر به توقفش از اين عبور بينجامد. او از خدا بدون آن كه بفهمد، دنيا و هر چه را در آن است، مى‏خواهد، و حال آن كه نمى‏داند دنيا مايه غرور، و دلبستگى به آن موجب درد سر و فرجام بد است. پس مرحله اوگل در تأثير دعا به اين است كه ما از دعا كردن چه چيزى را مى‏طلبيم. گرچه دعا در امور مادى و امورى كه به نحوى با زندگى انسان‏ها سر و كار دارد، از ائمه صادر شده است، مثل دعاى روهاى رمضان كه اگر در مفهوم آن دقت شود، حكايت از رفع فقر و اداى دين و پوشاك و امثال آن دارد، ولى اصل دعاى عرفانى كه عارفان بدان تمسّك مى‏جويند، اين‏ها نيست. دعايى كه عارفان و عاشقان حق در طلبش هستند، اين دعا است كه راضى به رضا و قضاى حق، و در طلب و تسليم، خاضع و خاشع باشند، زيرا تسليم در مقابل خواست پروردگار، بالاترين كمال براى عابد و بهترين آن است، زيرا خداوند بهتر از هر كس ديگر چون آشنا به مخلوق خويش است، بهتر مى‏داند كه چه مصلحتى براى بنده‏اش در نظر بگيرد. اين قطعى است كه جز مصلحت و خير در مشيّت او نيست. به گفته قرآن: "به يقين انسان حريص و كم طاقت آفريده شده است. هنگامى كه بدى به او رسد، بى تابى مى‏كند و هنگامى كه خوبى به او رسد، مانع ديگران مى‏شود (و بخل مى‏ورزد)، مگر نمازگزاران".(1)ما حريص و كم طاقتين و در مقابل ناملايمات، بى طاقت و لجباز مى‏شويم. در حين دعا غم‏ها و غصه‏هاى دنيا را به ياد آورده و به همان جهت شيون و زارى مى‏كنيم.حال معلوم شد دعا براى چيست و بعد از رضايت مندى در مقابل خواست و اراده خدا مى‏توانيم از او بخواهيم هر چه به صلاح ما است، انجام داده و ما راضى به آن شويم. اگر رضايت خداوند بر رضايت ما مقدّم شود، بى شك سبكبال شده و از اضطراب و غم‏ها بيرون مى‏رويم. اگر با اخلاص دعا كنيم و در اين دنيا به ثمره‏اش نرسيم، بى شك خداوند بزرگ، به عوضى بهتر در آن دنيا ما را پاداش خواهد داد. شايد چيزى را كه مى‏خواهيم، هر چند در كسوت ضرورت و احتياج بوده و در مقام ظاهر بسيار به آن نيازمنديم، ولى از لحظات ديگر عمرمان بى خبريم. پس بگذريم و با صبر و حوصله به عاقبتش بينديشيم.شايد در دمى ديگر حكايت ديگرى ما را به خود مشغول كند و خداوند خير و مصلحتى مقدّر كرده باشد.در عين حال انسان چون حزئى از مجموعه هستى و موجودى جسمانى و روحانى است، حق دارد هر دو را بطلبد، چون با هر دو زندگى مى‏كند، خصوصاً در بُعد جسمانى و تقاضاهاى مادى باورش عميق‏تر است، چون درك و باور روحى كه مقوله‏اى كاملاً متفاوت با جسمانيت او دارد، در خدمت و رفاه او گمارده مى‏شود. پس نفس و روح تعلق مادى بيشترى دارند و اگر نفس رها شود، به جز از حواس پنج گانه كه احساس آن مربوط به همين عالم خاكى و مادى است، احساس ديگرى پيدا نخواهد كرد؛ حواسى كه بايد به توسط آن از ملك بيرون رفته به تماشاى ملكوت بنشيند.انسان بايد در دعايش استغفار كند و از حقوق خدا و مردم برى شود. حق خدا را مى‏توان با استغفارى عميق به جا آورد، ولى حق مردم بيشتر به اداى حقوق آن‏ها برآورده مى‏شود و بعد از اين مرحله بايد رضاى خدا را بر رضاى خود مقدّم كند. اگر از دنيا چيزى مى‏خواهد، اين شرط را با خود بكند كه مايه غرور و جهلش نشود و از چاله‏اى به چاه نيفتد. اما با نظرى كوتاه به كلمات معصوم(ع) اسباب استجابت و يا موانع دعا به طور خلاصه بيان مى‏شود. علما و مفسّران مى‏نويسند:بسيارى از خود مى‏پرسند با اين همه تأكيد كه در مورد دعا شده است، چرا ما دعا مى‏كنيم، ولى گاهى به اجابت نمى‏رسد؟ بايد گفت: اتفاقاً اين سؤال كه در حقيقت سؤال مهمّى است. از پيشوايان بزرگ اسلام نيز شده است و جواب‏هاى فشرده و كوتاهى داده‏اند كه هر كدام از حقيقت خاصى حكايت مى‏كند. با استفاده از اين احاديث مى‏توان گفت: براى اجابت دعا شرايطى وجود دارد كه اگر دست به دست هم بدهند، اجابت مسلّم خواهد بود:1- حالات دعا كننده: آمادگى روح و فكر و بى آلايشى قلب، اثر عميقى در اين موضوع دارد. هم چنين اوقات خاصى كه وضع روحى را براى توجه مخصوص به پروردگار آماده‏تر مى‏كند، مانند نيمه‏هاى شب و سحرگاهان، چنان كه در حديثى از امام صادق(ع) مى‏خوانيم: "خداوند به موسى بن عمران (حضرت موسى) فرمود: در تاريكى شب، با قلبى خاشع وجسمى متواضع و چشمى اشك بار مرا بخوان كه مرا نزديك خواهى يافت و دعاى تو را به اجابت مى‏رسانم".2- دورى از گناه، چه اين كه بسيارى از گناهان پرده ضخيمى در برابر اجابت دعا مى‏افكند، چنان كه در دعاى كميل مى‏خوانيم: "خداوندا! گناهانى كه دعاى مرا حبس مى‏كند، بر من ببخش!".3- پاكى غذا از حرام؛ مى‏دانيم دعا و همه اعمال انسان، خواه ناخواه يك نوع نيرويى است كه از مواد غذايى سرچشمه مى‏گيرد. اگر مواد غذايى از حرام باشد، دعا را به رنگ خود در مى‏آورد و چنين دعايى شايسته قرب پروردگار و اجابت او نخواهد بود، چنان كه پيامبر در جواب كسى كه گفت: دوست دارم دعايم مستجاب شود، فرمود: غذاى خود را پاك كن و از غذاى حرام بپرهيز!4- نيازى واقعى؛ بسيار مى‏شود كه انسان چيزى را با اصرار از خداوند مى‏خواهد و با تمام ذرات وجودش آن را مى‏طلبد، در حالى كه به سود او نيست و نياز واقعى او را تشكيل نمى‏دهد. خداوند با لطف و محبتى كه به بندگان دارد، به نيازهاى واقعى آن‏ها مى‏رسد، نه به نيازهاى كاذب بسيار ديده شده است كه انسان چيزى را با اصرار مى‏طلبد و به آن نمى‏رسد، سپس خودش مى‏فهمد كه اگر انجام مى‏گرفت، چه دردسر بزرگى براى او مى‏شد. (2)پس در اين كه چرا بعضى از دعاها به استجابت نمى‏رسد، علت‏هاى فراوانى نهفته است:1- گاهى استجابت دعا به مصلحت نيست و در عوض پاداش آن در آخرت داده مى‏شود؛2- گاهى عواملى چون گناه و يا حقوق النّاس به گردن انسان است؛3- گاهى شرايط استجابت فراهم نيست؛ 4- زمان استجابت نرسيده است، و به دلايل ديگر به هر حال هيچ دعاى نيست مگر آن كه از ثمره‏اى برخوردار باشد و اين ثمره گاهى در همين دنيا به انسان مى‏رسد و گاهى به جهت مصالحى كه خداوند بهتر مى‏داند، ذخيره‏اى براى آن دنيا مى‏شود. پس در ثمره دعا حتماً استجابت لحاظ نشده است، زيرا دعا وسيله تقرّب و رسيدن به درگاه خدا است. انسان در دنيا، عاقبت نيكو و راه راست و پاداش آخرت را مى‏طلبد و اگر از دنيا چيزى بطلبد، عيب نيست، ولى به وقت مصلحت انجام مى‏شود. پى نوشت‏ها: 1. معراج ( ) آيه 19 - 22.2. تفسير نمونه، ج 1، ص 470.
کد سوال : 49088
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا احضار روح ممكن است ؟ آيا مى شود روح يك شخصيت والا را ظاهر كرد؟ آيا انسان روح رامى تواند ببيند؟
پاسخ : از نظر دينى , ارتباط با ارواح كسانى كه از دنيا رفته اند نه تنها امر محالى نيست , بلكه در خارج واقع شده و اتفاق افتاده است كه گفته اند: .به موجب پاره اى از روايات گاهى بعضى از ائمه اطهار: و حتى عده اى از غير معصومين در بيدارى با ارواح گذشتگان ارتباط برقرار كرده و آنان را حاضر مى كردند و با آن ها صحبت مى كردند.براى تاييد گفتار دو نمونه ذكر مى شود:1 حبّه عرنىّ يكى از ياران حضرت اميرالمومنين 7مى گويد: همراه حضرت به خارج كوفه رفتم و حضرت درقبرستان وادى السلام توقف كردند و همانند كسى كه در مقابل مردم براى سخنرانى مى ايستد, ايستاد. آن قدرصحبتش طولانى شد كه من با اين كه چندبار نشسته و ايستادم , خسته شدم , عبايم رابراى حضرت پهن كردم , عرض كردم : مولاى من صحبتتان طول كشيد براى رفع خستگى خواهشمندم بنشينيد. حضرت به من فرمود: اى حبة اين توقف من چيزى جز گفت گو با مومنين نيست .عرض كردم : مولاى من , آنان با هم الفت دادند؟ فرمود: آرى اگر پرده برداشته شود خواهيد ديد كه حلقه حلقه گرد هم جمع شده و با هم صحبت مى كنند.(1)2 اصبغ بن نباته نقل مى كند كه سلمان فارسى حاكم مدائن مريض شدند و من زياد به عيادتش مى رفتم , روزى فرمود: اى اصبغ , رسول خدا به من فرمودند: موقعى كه مرگت نزديك مى شود, مرده اى با تو سخن مى گويد; مى خواهم بدانم مرگم نزديك شده يا نه ؟ برو يك تابوت و چهار حمال بياور و مرا در آن بگذاريد و به قبرستان ببريد. چنين كردم , در قبرستان او را رو به قبله به زمين گذاشتيم , با صداى بلند گفت : سلام بر شما اى ساكنان وادى ابتلا..., جوابى نشنيد, بار دوم سلام كرد و گفت : منم سلمان از صحابى پيامبر6رسول خدابه من فرمود: وقتى مرگت نزديك مى شود, مرده اى با تو صحبت مى كند, شما را به خدا... يك نفر با من صحبت كند. يك باره شنيد يكى مى گويد: وعليك السلام يا سلمان , وقتى صحبتش با مرده تمام شد گفت : مرا از تابوت بيرون بياوريد, آورديم , متوجه خدا شد,خيلى صحبت كرد و آخرش گفت : خدايا جانم را بگير... شهادتين را گفت و جان به جانان سپرد. از اين دو حديث روشن مى شود كه از نظر دينى , ارتباط با اموات در حال بيدارى ممكن است , اما اين بدان معنانيست كه هر كس بخواهد و هر ورحى را كه مايل باشد احضار كند و با او سخن بگويد(2).علامه طهرانى از آقاى الهيان برادر طباطباوى شاگردى داشت كه روح ارسطو را حاضر مى كرد از او پرسش مى كرد.(پـاورقى 1نقل از: معاد فلسفى (ره ), ج 1 ص 314(پـاورقى 2 محمد تقى فلسفى , معدا,ج 1 ص 317- 315
کد سوال : 49089
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عمار فرزند ياسر در كدام جنگ شهيد شدند؟ ضمناً بگوييد در كدام جنگ هفتاد نفر از حافظان قرآن به شهادت رسيدند؟
پاسخ : عمار ياسر در جنگ صفين , در ركاب حضرت اميرمومنان على بن ابيطالب به دست كه گروهى ظالم و ستم كار و از طرفداران معاويه بود, در سن 90يا 91سالگى به شهادت رسيد.(1) در زمان خلافت ابوبكر سنه دوازدهم هجرى بين مسلمانان و پيروان مسيلمه كذاب در منطقه يمامه جنگى در گرفت , گرچه مسيلمه به درك واصل شد, اما مسلمانان تلفات سنگينى دادند كه از جمله آن ها هفتادنفر حافظ قرآن بودند(2).(پـاورقى 1 محدث قمى , منتهى الأمال , ج 1 كتاب فورشى علميه , ص 92 فصل ذكر اعاظم اصحاب پيامبر6(پـاورقى 2زنجانى , تاريخ القرآن , فصل اول و دوم , طبق نقل كتاب آشنايى با قرآن , از كتابه اى درسى مراكز تربيت معلم , ص 92 شماره كد 2003
کد سوال : 49090
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مضاربه و حكم آن چيست؟
پاسخ : مضاربه آن است كه فردى سرمايه گذارى كند و شخص ديگرى با آن سرمايه كار و كسب كند و درآمد آن را مطابق قراردادى ميان خود تقسيم كنند مثلاً حسن صد هزار تومان ميدهد به على كه با اين صد هزار تومان كاسبى كند و منفعت و سود به دست آمده از اين كاسبى را نصف كنند. مثلاً اگر ده هزار تومان سود باشد پنج هزار تومان مال حسن و پنج هزار تومان مال على شود. مضاربه حلال است.(1)پى نوشت‏ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 2666، مسئله 1711.
کد سوال : 49091
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر به خاطر دورى راه , رفتن به مزار پدر و مادر مشكل باشد, آيا ثواب خواندن فاتحه از راه دور به روانشان مى رسد؟ و اگر با وجود نزديكى محل دفن پدر و مادر فرزند براى خواندن فاتحه به قبرشان نرود, آيا آنان چشم انتظار او هستند؟
پاسخ : بعضى از صحابه از حضرت رسول نقل كرده اند كه آن بزرگوار فرمود: براى مردگان خود هديه بفرستيد, گفتم : يا رسول الله هديه مرده گان چيست ؟ فرمود: صدقه و دعا. و اضافه فرمود: ارواح مومنين هر جمعه به آسمان دنيا مقابل خانه هاى خود مى آيند و فرياد مى كنند... اى اهل من , پدر و مادر, فرزندان و خويشان من , مهربانى كنيد بر ما آن چه بود در دست ها, عذاب و حساب آن كه خداوند شما را از جا بهشت بپوشاند.(1)اين روايت صريح است به اين كه حتما لازم نيست به زيارت قبر مردگان برويد, بلكه در هر كجا براى آنان صدقه بدهيد و دعا و فاتحه بخوانيد به آن ها مى رسد. در روايتى ديگر صريحاً مى فرمايد: هر صدقه اى كه براى مرده داده مى شود, فرشته اى آن را مى گيرد و در طبقى از نور... مى گذارد و بر لب قبر مى ايستد و با صداى بلند مى گويد: اى اهل قبور, درود بر شما, بگيريد اين هديه را كه بستگانتان براى شما فرستاده اند(2). البته بر سر قبر بهتر است , چون اثرات ديگرى غير از فاتحه و... نيز دارد. اگر به احاديث ذكر شده دقت شود, متوجه خواهيم شد كه مرده ها چشم به راه وچشم انتظار هديه , دعا و... فرزندان و اهل خود هستند. سعد بن عبادة مى گويد: يكى از افراد بنى ساعده در سفر بود كه مادرش از دنيا رفت , به رسول خدا6عرض كرد: يا رسول الله در غياب من , مادرم از دنيا رفته , اگر برايش چيزى صدقه بدهم , نفعش عايد وى مى گردد؟ حضرت فرمود: بلى . گفت من شما را به شهادت مى گيرم كه محوطه درخت خرمايم را كه به ثمر نشسته براى او صدقه قراردادم .(3)(پـاورقى 1 محدث قمى , مفاتيحالجنان , بخش زيارت قبور مومينى .(پـاورقى 2 محدث قمى , مفاتيح الجنان , بخش زيارت قبور مومنين .(پـاورقى 3مجموعه ورام , ج 2 ص 110 طبق نقل معاد فلسفى , ج 1 ص 291
کد سوال : 49092
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مرده به ويژه پدر و مادر مى فهمد چه كسى بر مزارش رفته است ؟ و درد دل او را مى شنود؟
پاسخ : محمدبن سلم مى گويد: خدمت حضرت امام صادق 7عرض كردم مردگان را زيارت بكنيم ; يعين به زيارت آن ها برويم ؟ فرمود: آرى , گفتم : آيا آن ها مى دانند كه ما به زيارت آن ها رفته ايم ؟ حضرت فرمود: بلى , به خدامى دانند و شاد مى شوند و با شما انس مى گيرند(1).حديث فوق به صراحت مى گويد: مردگان مى فهمند چه كسى به مزارشان رفته است و از رفتن او خوشحال مى شوند و حرف هاى او را مى شنوند.(2)پاسخ اين سوال كه آيا ارواح همه چيز را مى دانند؟ يا تمام آن چه را مى دانند مى توانند بگويند؟ منفى است , زيراپس از جدايى از اين جهان گر چه فعاليت وسيع ترى دارد, ولى هر چه باشد معلوماتش محدود است و چنان نيست كه از همه چيز آگاه باشد. وبه فرض حال كه به همه چيز آگاه باشد, معلوم نيست كه بتواند همه را باز گو كند.(3) و جمله گواه بر اين مطلب است كه آن ها مجاز به بازگو كردن همه آن چه مى دانند نيستند.(پـاورقى 1محدث قمى , مفاتيح الجنان , مؤسسه انتشارات نبوى , ص 992(پـاورقى 2 نهج البلاغه , كلمات قصار, حكمت 130(پـاورقى 3 ناصرمكارم شيرازى , معاد و جهان پس از مرگ , ص 274و 273
کد سوال : 49093
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مادر بزرگم مى گفت : در سنين پانزده سالگى روزى بين خواب و بيدارى بودم كه ناگهان خانم متدينى با مقنعه و چادر مشكى وارد اطاق شد, به مجرد ورود, اتاق تاريك روشن شد, كنارم نشست و فرمود: دخترم چراخوابيده اى ؟ از ترس به طرف ديگر برگشتم . آن خانم هم به آن سمت آمد
پاسخ : براى حقيقت خواب تفسيرهاى زيادى شده كه مى توان آن را به دوبخش تقسيم كرد:الف ) تفسير مادى ; ب ) تفسير روحى .مادى ها مى گويند: رويا چند علت دارد:1 ممكن است آن چه را در گذشته انجام داه , در عالم خواب در مقابل فكر او تجسم پيدا كند;2 امكان دارد يك سلسله اميال و آرزوهاى برآورده نشده باعث ديدن خواب شود, همان طور كه تشنه درخواب , آب مى بيند; 3 ممكن است ترس و وحشت از چيزى سبب شود كه انسان آن را در خواب ببيند; تجربه شده كسى كه از دزدمى ترسد, خواب دزد مى بيند.روحيون مى گويند: خواب انواعى دارد:1 خوابهاى مربوط با اميال و آرزوها گذشته زندگى , اشياى مورد علاقه را ممكن است در خواب به طورمختلف ببيند; 2 خواب هاى پريشان و نامفهوم كه ممكن است از نيروى توهم و خيال يا ضعف جسم و اعصاب گرفته باشد.اين دونوع خواب , تغبيرى ندارند.3 خواب هايى كه از حوادث ووقايع آينده خبر مى دهد كه خود دو نوع است : الف ) خواب هاى صريح و روشن كه نيازى به عبير ندارد; يعنى عين واقعه خارجى را مى بيند و مشاهده مى كند;ب ) خواب هايى كه در عين حكايت از حوادث آينده بر اثر عوامل خاص روحى و ذهنى تغيير شكل يافته , كه نياز به تعبير دارد; مثل خواب حضرت يوسف ...()با توجه به خاطر ديانتى كه داشته يا علاقه زيادى به اهل البيت :(پـاورقى 11 برداشت از كتاب معاد و عالم پس از مرگ , نوشته ناصر مكارم شيرازى , ص 289و 292مخصوصاً حضرت زهرا3داشته , و آن علاقه در خواب برايش مجسم شده است و يعنى صورت خيالى آن حضرت را به صورت يك زن محجبه و با چادر مشكى ديده است . احتمال هم دارد در اثر ناراحتى و التهاب روحى و جسمى ,چنين خوابى ديده باشد. و امكان هم دارد واقعى بوده باشد; يعنى به صورت صريح و روشن هم چو واقعه خارجى راديدند كه مثلا همان زور يا چند مدت ديگر خانم متدينى با همان مشخصه وارد خانه شده و به او خطاب كرده چراخوابيده اى ؟ و نيز ممكن است به صورت كنايى بوده ; باين معنا كه مى خواسته بگويد ايام بيدارى و هوشيارى شمااست , مبادا فريب بخورى و امثال دين تعابير. اين كه مادر بزرگ بين خواب و بيدارى بوده خيلى مشخص نيست ,خيال كرده كه در چنين حالتى بوده است .