کد سوال : 49074
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روابط دوستانه من و يكى از همكلاسىها به كدورت گراييده است. خصلت دوست من اين است كه مدّتى را با يك نفر دوست مى شود، بعد او را رها مى كند و دوست ديگرى انتخاب مى كند. از طرفى چون من و او در يك تيم ورزشى، بيشتر در تماس هستيم، بفرماييد چه رفتارى را با او داشت
پاسخ : با توجه به اين كه جوانى دوره كششها و هيجانها است و انسان در اين مرحله پذيراى هر نقشى است، به خوبى مى توان دريافت كه معاشر و دوست، در چنين مرحله حساسى، چه نقش بزرگى در آموزش و پرورش قواى روحى و عاطفى بازى مى كند. از اين رو پيشگيرى از بسيارى انحرافات و شكستها و ناكامىها، مستلزم آن است كه به اصول ثمربخش و صحيح معاشرت و دوستى آشنا شوند.(1)در انتخاب دوست بايد معيارهاى خاصى را مدّ نظر قرار داد تا بتوان با او همراه شد، تا دوستى حقيقى و پايدار شكل گيرد. انسان بايد سعى كند دوستى را برگزيند كه صادق و پاك نهاد و داراى مزيّتهاى معنوى و اخلاقى باشد، چه اين كه اگر دوستِ بد، مصاحب انسان گردد، او را به ورطه سقوط و فلاكت مى كشاند. اما اگر انسان دوست خوبى پيدا كرد. بايد سعى كند رشته مودّت و دوستى را محكم كند.به هر حال ما بايد ديگران را آن طور كه هستند، بشناسيم و درك كنيم، نه آن طور كه مى خواهيم آنها باشند.بعضى از افراد به علت فقدان بلوغ اجتماعى و نداشتن رشد لازم براى هم زيستى، به قدرى حساس و زودرنج هستند و در عالم دوستى، كم گذشت و سخت گير، كه كوچكترين خلاف انتظارى را نمى بخشند و با ديدن يك اشتباه، دست از تفاهم و دوستى مى شويند و پيوند و علاقه خود را قطع مى كنند.دوستى داراى مراتبى است؛ به اين معا كه بعضى افراد دوست صميمى شمرده مى شوند و برخى ديگر دوستى در حدّ سلام و عليك و احترام متقابل بايد سعى كنيد اوّل مفهوم روشنى از دوست داشته باشيد و افراد را به حسب نوع رابطه عاطفى و اخلاقى كه داريد، مورد توجه قرار دهيد. اگر دوست خوب و متديّنى پيدإ؛ّّتل كرديد، سعى كنيد رشته دوستى را محكمتر نماييد و به دوستىهاى گذرا و مقطعى دل نبنديد، همانند موردى كه در نامه ذكر نموديد. در حدّ متعارف با اين شخص رابطه داشته باشيد تا احترام متقابل محفوظ باشد.پى نوشتها: 1. سيد مجتبى موسوى لارى، رسالت اخلاق در تكامل انسان، ص 366.
کد سوال : 49075
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تقريباً دو سال است كه نماز خواندن برايم مشكل شده است. كنجكاو شدهام هر چيزى كه از انجام آن نهى به عمل آمد، انجام دهم و در هر چيزى شك كنم. در نماز زياد شك مىكنم و بعضى اوقات نماز من يك ساعت طول مى كشد. از طرف ديگر نمى توانم نگاهم را كنترل كنم و به نامحرم
پاسخ : خواهر گرامى! يكى از مسايل مهم كه مورد ابتلاى نسل جوان است، وسواس و شك و ترديد است، كه از عدم قدرت روحى و عدم اعتماد به نفس ناشى مى شود. اين حالت اغلب حاكى از كشمكش درونى و گاهى مربوط به فكر است و آدمى تحت تأثير آن دو نيرو سرگردان است. او در فكر و عمل سرگردان است و در سن هيجده سالگى معمولاً اين حالت به نقطه اوج مى رسد.(1)خوشبختانه در همين ايام با تدبير صحيح و توجه به ذات اقدس خداوند سبحان مى توان اين حالت منفى را از بين برد و معنويت را درون جان شكوفا كرد و از شك و ترديد، به باور و يقين رسيد.تقويت معنويت درونى و راز و نياز با خدا، خمير مايه جان را الهى مى كند و زنگارها و ترديدها را از بين مى برد و انسان دل به خدا مى سپارد و به تدريج ايمان و معنويت در دل رسوخ مى كند و محبّت غير خدا از دل خارج مى شود. در كنار راز و نياز و پيوند معنوى با خالق هستى بخش، بايد سعى كرد قدرت اراده و قدرت روحى در انسان تقويت شود. ايمان به خداوند و اتكال به او براى ايجاد اعتدال در خواهشهاى نفسانى، دريچه اطمينانى است. بر اثر ايمان به خدا، چهره زندگى كمال مى يابد، زيرا وقتى انسان معتقد گرديد كه با تمام شدن اين زندگى، همه چيز پايان نمى پذيرد، در روانش آرامش خاصى پديد مى آيد و در سراسر زندگى، به سوى اعتدال گام بر مى دارد. ايمان نه تنها ناراحتى و تشويش را از قلب مى زدايد، بلكه مى تواند هجوم و اضطراب به دل، جلوگيرى كند.(2) شك و ترديد در مرحله نوجوانى و جوانى زمينه ساز ايمان و باور صحيح است. شما بايد سعى كنيد تقواى الهى را پيشه كنيد. با عبادت و راز و نياز با خداوند متعال، به تدريج اضطرابها و ترديدها را از خود دور كنيد.سعى كنيد جان و دل پاك خويش را آلوده به گناه نسازيد كه عاقبت گناه چيزى جز سقوط و فلاكت نيست. اگر شك و ترديد مهار نشود و در بستر حقيقت و يقين آرام نگيرد، تبديل به هوى و هوس مى شود.اگر خداى ناكرده هوى و هوس بر كس مسلّط شد، ديگر حق را نمى بيند و آن را زير پا مى گذارد و در مسير سقوط قرار مى گيرد. وسوسه و شك روح را مى كوبد؛ نشاط را از بين مى برد؛ استراحت را سلب مى كند و قساوت قلب مى آورد و باعث مى شود انسان از عبادت و معنويات لذّت نبرد.خواهر گرامى، نامه شما نشان دهنده عشق و علاقه شما به دين و آرمانهاى دينى است. اهتمام شما به فريضه نمازِ اعضاى خانواده قابل تقدير است. سعى كنيد هميشه با ياد خدا زندگى كنيد كه ياد خدا به انسان آرامش مى بخشد: "اَلا بذكراللَّه تطمئن القلوب".(3) گوهر ايمان را باور كنيد و تقواى الهى را پيشه كنيد، چون نه تنها بايد حافظ خويش باشيد، بلكه سقوط يا موفقيت شما تأثير مستقيم روى خواهر و برادر كوچكتر شما خواهد داشت.رمز موفقيت و رسيدن به ارامش روحيك دل سپردن به خدا و محكم كردن اتصال معنوى است.پى نوشتها: 1. على قائمى، خانواده و مسائل نوجوان و جوان، ص 117 و 118.2. سيد مجتبى موسوى لارى، سالت اخلاق در تكامل انسان، ص 170 و 171.3. رعد (13) آيه 13.
کد سوال : 49076
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : همان طور كه مىدانيم انسان هنگامى كه تحت تأثير حوادث قرار مىگيرد، بازدهى بهترى دريافت مىكند، كه گاهى به تحوّلى عظيم در وى مىانجامد كه او را به انجام كارهاى نيك تشويق مىكند، مثلاً بعضى از آهنگها كه در انسان تأثير گذارده، او را به كارهاى خوب وادار كرد
پاسخ : تمام حوادث هر كدام به نوعى در انسان تأثير مىگذارد. گاهى انسان از تأثير حوادث خشمگين و اندوهگين مىشود و گاه خوشحال و شادمان و گاهى متعجب مىشود. تلقى اين مسائل كاملاً طبيعى است. حال سؤال اين جا است كه حوادث از هر نوعى كه باشد، چه اندازه مىتواند در زندگى انسان تأثير بگذارد، به حدّى كه او را از مسيرى كه در آن قرار گرفته بود، منحرف ساخته و به مسير جديدى وارد كند؟در جواب مىتوان گفت كه نوع انسانها در هنگام برخورد با حوادث متأثر مىشوند، ولى از راه تعادل و اعتدال بيرون نمىروند. اگر ساختار وجودى انسان بر پايه تعادل استوار نبود، به سرعت در پيكره هستى جذب شده و از بين مىرفت. البته ما كارى به استثنائات نداريم، چون در قانون نظاممند طبيعت، با تمام استوارى و فخامت، باز استثنائاتى وجود دارند كه ظاهراً از چهار چوب نظم خارج شدهاند، كه البته آن هم از تدبير مستولى بر اصل نظام آفرينش خارج نخواهد بود، ولى اصل بحث، درباره تعادل است. مجموع انسانها بر پايه تعادل خلق شدهاند كه اين تعادل به طور فراگير در همه امور مربوط به زندگى، چه از نظر روحى و چه جسمى دخالت دارد، مثلاً گذر زمان نقش عمدهاى در فراموشى حوادث سخت و اتفاقات ناگهانى، نظر از دست دادن عزيزى ايفا مىكند، و شخص به تدريج از حالت نامتعادل به تعادل بر مىگردد. اين گونه حوادث كمتر موجب تحوّل و تأثير در افراد مىشود، گرچه شخص مىتاند از اين حوادث پند و عبرت بگيرد، ولى بعضى از افراد در قلب و دل خود، بُغضى پنهان و گرفته دارند.نگرش اين گونه افراد به مسائل دنيا، نسبت به افراد ديگر كاملاً متمايز است. ايشان افرادى شاعر مسلك و خيال پرداز و توهم گرا هستند و اتفاقاً بيشتر از ديگران از قلبى رقيق و مهربان برخوردارند، ولى در مقابل بعضى از حوادث، عصبى و لجباز و تند مزاج هستند.بنابراين در مقابل برخورد با هنرى چون موسيقى و يا آهنگهاى خاص هيجان زده شده و عقدههاى درونى خود را خالى مىكنند. آهنگى آنها را به وجد و طرب و آهنگى به اندوه و ساز و آوازى به شكوفايى عاطفه مىكشاند. آن چه مهم به نظر مىرسد، ناپايدارى اين موضوع است. چنين مسائلى اگر چه گاهى بسيار تسكين آورند، ولى حقيقت و ماجرا چيز ديگرى است، چون در طبيعت - بدون دخالت ماشين و صنعت - آوازها و صداهاى تسكين آور كه به نشاط بيشتر انسان كمك مىكند، فراوان است، صداى موج دريا و خروش رودخانه و ريزش آبشار و بارش باران و نغمههاى پرندگان، هر كدام به خوبى و در حدّ بالايى دلكش و موزون هستند، ولى موسيقى كه پديدهاى اختراع شده به دست انسان است، نمىتواند چاره ساز خوبى باشد. البته بحث درباره موسيقى و اين كه اكنون در بعضى از جوامع پيشرفته از موسيقى به جاى دارو استفاده مىكنند، به مجالى وسيعتر نيازمند است، ولى آن چه واقعيت است و از آن گريزى نيست، چنين است كه گريختن از نغمه طبيعت، و پناه بردن به ساز و آواز مصنوع بشر، درمان خوبى نيست و فقط تسكين خاطر لحظهاى ايجاد مىكند. اين تسكين، شخصى را به تخدير و اعتياد مىكشاند و بشر به جاى پرداختن به امور معنوى و دريافت حقايق عالم هستى - كه با دريافت آن به تسكين خاطر مىرسد - به امورى روى مىآورد كه لذّتى گذرا دارند. اين راه درمان جوامع انسانى نيست. اگر انسانها كمتر به امور اخلاقى و تعهدات مذهبى بپردازند و از مطالعات مربوط به عقايد و نظير آن بى برهره باشند، به مسكن هايى نظير ساز و آواز موسيقى رو مىآورند كه در دراز مدّت موجب وارفتگى و سرخوردگى مىشود. اين بحث بسيار عميق و گسترده است وجاى پرداختن به آن در اين جواب كوتاه ميسّر نيست.
کد سوال : 49077
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى هيچ نوع آهنگى براى او ايجاد تحريك نكند، گوش دادن او به آهنگها چگونه است؟
پاسخ : ملاك نوع مردم است، نه شخص انسان.(4)پى نوشتها: 1. استفتائات حضرت امام خمينى(س)، ج 2، ص 14، سؤال 31.2. آيت اللَّه صالحى مازندرانى، استفتائات، ج 2، ص 122.3. جامع المسائل، آيت اللَّه فاضل لنكرانى، ج 1، ص 254، سؤال 988.4. همان، ص 255، سؤال 996.
کد سوال : 49078
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كدام موسيقى حرام است و آيا گوش دادن به آن براى رفع خستگى ناشى از كار يا افسردگى و مانند آن اشكال دارد؟
پاسخ : موسيقى كه داراى طرب و ترجيع باشد، حرام است و فرقى بين رفع خستگى و غير آن نمىكند.(3)اما در مقام پاسخ به اين پرسش كه براى من شنيدن آهنگ تأثير چندانى نمىكند، فقها مىفرمايند: ملاك در حرمت، نوع مردم است؛ يعنى اگر بيشتر مردم با شنيدن آهنگى متأثر بشوند، اين آهنگ حرام مىشود. از باب نمونه به يكى از استفتائات توجه شود:
کد سوال : 49079
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به نظر جناب عالى، استماع موسيقى و غنا تا چه حد مجاز و تا چه حد غير مجاز است؟
پاسخ : استماع موسيقى و آوازى كه مطرب و مناسب مجالس لهو و لعب باشد، جايز نيست.(2)
کد سوال : 49080
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مواقعى كه انسان آهنگى را مىشنود، ولى تأثير چندانى باقى نمىگذارد، تكليف چيست؟ اصولاً فرق بين آهنگهاى مجاز و غير مجاز چيست؟
پاسخ : موسيقى مطرب حرام است و صداهاى مشكوك مانع ندارد و تشخيص با عرف است.(1)نظر بعضى ديگر از فقها درباره شنيدن موسيقى چنين است:
کد سوال : 49081
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : انسان به جاى گوش دادن به نوارهاى غير مجاز چه كارى مىتواند بكند؟
پاسخ : هر كارى اگر براى انسان به شكل عادت در آيد، ترك آن مشكل مىشود.موسيقى و گوش دادن به ساز و آواز نيز از همين مقوله است و چون جاذبه اين گونه مسائل بسيار است، اشتياق انسان براى استفاده از آن دو چندان مىشود. چون هنر انسان بودن اطاعت از تعبّد و پا گذاردن بر مسائلى است كه از هواى نفس نشأت مىگيرد، پس بايد با خود مبارزه كند و از اين امتحان سخت سربلند و پيروز بيرون آيد. البته تصميم ناگهانى و به يكباره گرفتن كه مثلاً از هم اكنون با فلان گناه مبارزه مىكنيم، كمى مشكل و يا حتى ناممكن است، ولى تصميم بر ترك تدريجى و در كنار آن كسب اطلاعات در مورد مضرات و مفاسد گوش دادن به نوايهاى غير مجاز و تحكيم مبانى اعتقادى و روى آوردن به مطالعات سودمند از منابع مختلف و پرهيز از بى كارى، از عوامل مهم ترك هر كار ناشايستى است.
کد سوال : 49082
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به عنوان جوان امروزى با اين شرايط و در اين جامعه چه كارهايى به عنوان صله رحم به شمار مىرود و چه كارهاى شايستهاى را مىتوانيم و بايد انجام دهيم؟
پاسخ : صله رحم كه از نشانههاى اخلاق و سنن مرضيه اسلامى و انسانى و از علائم حُن سلوك و خوشرفتارى با مردم است. خويشاوندى نسبى پيوندى است كه از طريق وحدت خون و رحم پيدا مىشود، مانند پدر، مادر، برادر، خواهر، عمو، عمه، دايى، خاله، جدّ و جدّه و فرزندان آنها كه اينها را خويشاوندان نسبى و ارحام مىنامند و هر يك را به تنهايى رَحِم مىگويند.(1)انسان بايد پيوند عاطفى خود را با ارحام استمرار بخشد و هيچ گاه ارتباط و علاقه خود را با آنها قطع نكند. آن چه مسلّم است قطع ارتباط با خويشاوندان نسبى به گونهاى كه پيوند خويشاوندى كاملاث قطع شود، از گناهان كبيره است. بنابراين، صله رحم به معناى مهربانى و رسيدگى نسبت به خويشان و نزديكان است كه از حقوق بيشترى نسبت به ديگران برخوردارند. به همين جهت در فقه به ارحام توجه زيادى شده است. اگر ميان بستگان افراد نيازمند وجود داشته باشد، بايد آنها را بر ديگران مقدّم بدارند. اسلام بر اين امر تأكيد دارد، تا آن جا كه قرآن كمك به بستگان را جزء حقوق مالى ثروتمندان محسوب مىدارد. آن جا كه سخن از كمك به اقوام و خويشان به ميان آمده، آن را به عنوان حق واجب ذكر كرده است: "و آتِ ذالقُربى حقّه و المسكين و ابن السبيل و لا تبذّر تبذيراً؛ و حق نزديكان را بپرداز و مستمند و وامانده در راه را، و هرگز اسراف و تبذير نكن".صله رحم آثار مثبت و سازندهاى دارد كه اهم آنها بدين قرار است: طولانى شدن عمر؛ زياد شدن روزى؛ پاك شدن اعمال؛ آسانى حساب روز قيامت و آبادى شهرها.(2)پى نوشتها: 1. آيت اللَّه محمد رضا مهدوى كنى، نقطههاى آغاز در اخلاق عملى، ص 540.2. همان، ص 545 و 546.
کد سوال : 49083
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از حجاب كامل چيست و فرق دامن و شلوار هر كدام به صورت جداگانه و قابل قبول در حفظ و رعايت كردن حجاب چيست؟
پاسخ : از نظر فقه اسلامى قطعى و مسلّم است كه پوشانيدن غير صورت و كفّين بر زن واجب است. اين قسمت جزء ضروريات و مسلّمات است. نه از نظر قرآن و حديث و نه از نظر فتاوى، در اين باره اختلاف و تشكيكى وجود ندارد.(1) پوشش زنان بايد مقدار واجب را در بر گيرد، ولى پوشيدن چادر بهتر است و از لباس هايى كه توجه نامحرم را جلب كند، بايد اجتناب نمود. در اين خصوص دامن ياشلوار موضوعيت ندارند، بلكه معيار كلى پوشش زن بايد مورد مراعات قرار گيرد تا توجه نامحرم را به خود جلب نكند.(2)پى نوشتها: 1. استاد شهيد مطهرى، مسئله حجاب، ص 181.2. سيد مسعود معصومى، احكام روابط زن و مرد، ص 76 و 77.