• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 49044
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نام سوره هاى قرآن را چه كسى مشخص كرده است ؟
پاسخ : البته در اين باره اختلاف وجود دارد, چرا كه بعضى بر اين عقيده اند كه : نام گذارى سوره هاى قرآن بر حسب مناسباتى است كه در خود سوره ها وجودداشته است ; عده اى ديگر نيز معتقدند كه نام گذارى سوره هاى قرآن توقيفى بوده و طبق دستور پيامبر6داراى نام و عنوان يا نام ها و عناوينى بوده است كه ازطريق وحى معين ومشخص گرديد و پس از وفات پيامبر6و در طى گذشت زمان , هر سوره و حتى بسيارى از آيات به خاطر خصوصيات ومزايا ويااشتمال آن ها بر مسائل و موضوعات خاصى , داراى عناوين واسامى ديگر گرديدند كه از جانب علما به آن سوره ها و آيات دادن شد; مثلاً در فقه و اصول اسلامى بسيارى از آيات داراى اسامى وعنوان هاى خاصى شدند كه به عنوان نمونه از آيات زير نام برد: الف ) آيه نفى سبيل : (نساء آيه 141ب ) آيه سوال : (نحل آيه 43ج ) آيه كتمان :(بقره آيه 159امثال اين آيات زياد وجود دارد. به هر حال در طول تاريخ اسلام , بسيارى از سوره ها و آيات - قرآن آن چنان كه در علوم نقلى اسلامى به چشم خورند - داراى عناوين و ألقاب خاصى شدند.(1)(پـاورقى 11 محمدباقرحجتى , پژوهشى در تاريخ قرآن كريم , ص 99- 95و تفسير نمونه , ج 1 ص 98
کد سوال : 49045
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى اين كه نمازمان واقعى باشد و خوفمان از خدا بيش‏تر شود و تفكر عميقى در قرآن داشته باشيم، چه بايد كرد؟
پاسخ : نماز در صورتى واقعى مى‏شود كه تمام شرايط را دارا باشد. مثلاً اگر وظيفه‏اش وضو است، شرايط رعايت شود(1) و اگروظيفه‏اش تيمم است، طبق دستور انجام گيرد و در عمل تمام دستورهاى لازم را اجرا كند.شرايط لباس و مكان نمازگزار رعايت گردد(2) واجبات نماز را لحاظ كند.(3) نماز در اوقات مقرر به خصوص در اول وقت خوانده شود و بالاخره نمازگزار قصد قربت داشته باشد؛ يعنى نماز را براى انجام فرمان خدا بخواند.اگر اخمورمذكوره رعايت شود، نماز چهره واقعى به خود مى‏گيرد گفتنى است: واقعى بودن غير از مقبول بودن است. براى بيش‏تر شدن خوف از خدا بايد دانست كه او از همه چيز (پنهان و آشكار) اطلاع دارد: "قل ان تخفوا ما فى صدوركم او تبدوه بعلمه الله"(4). بايد فهميد آن چه مردم عمل مى‏كنند، او مى‏داند: "ثم جعلناكم خلائف فى الأرض من بعدهم لننظر كيف تعملون؛ پس شما را جانشينان آن‏ها روى زمين پس از ايشان قرار داديم تا ببينيم چگونه عمل مى‏كنند(5)." بايد در كنمود كه انسان پاداش و كيفر آن چه را عمل كرده، مى‏بيند، تى اگر به اندازه ذره‏اى باشد: "فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره و من يعمل مثقال ذرة شراً يره(6)" و بالاخره بايد توه نمود كه آن چه انجام داده، فردا مجسم شده و جلوى چشم آدمى قرار مى‏گيرد: "يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً و ما عملت من سوء"(7).براى ايجاد تفكر عميق در قرآن، همين بايد بداند كه كم‏تر كتابى را مى‏توان يافت كه به اندازه قرآن مجيد در تحول جوامع بشرى و سوق آن‏ها به سوى تمدن تأثير به سزايى داشته باشد. براى هر انسان مسلمانى شناختن قرآن يك وظيفه دينى است، تا با قانون اساسى دين خود آشما گردد و از اين منبع آسمانى و نورمعنوى بهره‏مند شود و اصول فكرى صحيح و اخلاق پسنديده و اعمال نورانى فردى و اجتماعى و راه و رسم زندگى را از مكتبش فرا گيرد(8). اگر كسى بداند قرآن اين گونه در زندگى او مؤثر است، به يقين در آن تفكر خواهد نمود.پى‏نوشت‏ها: 1 - توضيح المسائل مراجع، ج‏1، ص 172 - 187. 2 - همان، ص 503.3 - همان، ص 552. 4 - آل مران (3) آيه 29.5 - يونس (10) آيه 14.6 - زلزال (99:) آيات 7 - 8. 7 - آل عمران، آيه 3.8 - آشنايى با قرآن، از كتب درسى مراكز تربيت معلم، ص 1، با تلخيص.
کد سوال : 49046
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به دفعات بسيار دچار جنابت مى شوم , چه كنم ؟
پاسخ : نامه شما رسيد و وسواس خاص كه در باره حالات خويش داريد, ما را متعجب كرد. تعجب ما ازاين بود كه اگر شما يك بار ره رساله مرجع تقليدتان مراجعه مى كرديد, راه حل مشكل خود را پيدا مى كرديد و ازاين رنج و ناراحتى نجات مى يافتيد.برادر گرامى ! شما جوان هستيد و احتلام يكى از خاصيت هاى دوره جوانى است . لذا اصلاً نبايد آن را امرى مضر و ناراحت كننده تلقى كرد. بر عكس امرى طبيعى است كه هر انسانى با آن مواجه است و در هفته , چهارالى پنج بار آن بدون زيان و طبيعى است . از طرفى اين خصوصيت همواره به همين شكل باقى نمى ماند و رفته رفته رو به افول مى گذارد و نوعى نظم و ترتيب در آن حاصل مى شود. مخصوصاً پس از ازدواج اين وضع كاملاًمنظم گردد. و واكنش هاى افراطى آن از بين مى رود. بنابراين اصلاً نگران اين موضوع نباشيد و به پروردگارتان ازسرخشم و غضب و نااميدى , بدگمان نگرديد. چون اين غريزه نيز چون غريزه خوردن كه روزى 2يا 3بارتحريك مى شود. عمل مى كند و عملش زيان گور نيست , بلكه اگر عمل ننمايد, بيمارى هاى روانى و روحى بسيارى ايجاد مى كند و چه بسا كار انسان به جنون بكشد در مورد اين كه آبى كه همراه ادرار از انسان خارج مى شود, منى است ؟ بايد بگوييم آن آب يقيناً منى نيست , چون همان طور كه مى دانيد منى به شرط جستن ,سستى بدن و شهوت حكم منى پيدا مى كند. بنابراين حكم آن آب , حكم منى نيست و اصلاً نبايد به آن توجه كنيد.در مورد غسل هم كه شما را اين طور عذاب داده است بايد بگوييم :الف ) گويا شما در غسل كردن دچار وسواس هستيد و غل كردن را با غرق كردن خود اشتباه گرفته ايد! شمامى توانيد پارچه اى را خيس كنيد و با آن غسل كنيد, چون در غسل تر شدن ملاك است , نه رفتن آب به زيرپوست .ب ) از طرفى اگر واقعاً غسل كردن سبب آزار و اذيت انسان يا باعث بيمارى گردد, جايز نيست لازم نيست در همه حال غسل كنيد, بلكه به راحتى مى توانيد نماييد و در اولين فرصت ممكن غسل نماييد.ج ) اگر واقعاً احساس مى كنيد تعداد دفعات احتلام خيلى زياد است , خوب است به متخصص مجارى ادرارى وكليه مراجعه نماييد تا اگر احياناًدر نواحى مذكور دچار ناراحتى و بيمارى هستيد, معلوم گردد و موردمداوا قرار گيرد.به طور كلى عمل به توصيه هاى زير مى تواندبراى شما مفيد باشد.1 همواره پيش از خواب و پس از آن , دست و پا و صورت خود را با آب خنك و صابون بشوييد.2 از تشك هاى ابرى وخيلى نرم و بدون ملحفه و نيز از پتوهاى بدون ملحفه پرهيز كنيد.3 سعى كنيد همواره در اتاقتان هواى تازه جريان داشته باشد.4 از لباس هاى پنبه اى و نخى استفاده كنيد, مخصوصاً براى لباس هاى زير و از پوشيدن لباس هاى نايلونى ومواد نفتى بپرهيزيد.5 در وقت خواب به پهلوى راست بخوابيد يا به پشت دراز بكشيد. از خوابيدن بر روى شكم اجتناب كنيد.6 شب ها از خوردن غذاهاى سنگين (تخم مرغ , سيب زمينى , خرما, عسل , برنج و خورشت هاى معمول ,حبوبات , و...) اجتناب كنيد. بر عكس سعى كنيد از سبزى وسالاد و ماست بيشترى استفاده كنيد.7 در تميزى جوراب ها و كفش خود دقت كنيد و روزى يك بار چوراب هايتان را بشوييد و عوض كنيد.8 از خوابيدن در مكان هاى تاريك و گرم پرهيز كنيد. اگر بتواند آكواريوم كوچكى تهيه كنيد و با روشنايى آن چراغ خواب كوچكى درست كنيد, بسيار مفيد خواهد بود. 9 از عطرها و ادوكلن هاى شيميايى استفاده نكنيد بر عكس از عطرهاى طبيعى سود ببريد. اگر مى توانيدگل يا گياهى در اتاق خود داشته باشيد, مفيد خواهد بود.10 از ماليدن روغن هاى مرسوم بازار به سر وموهاى خود بپرهيزيد. روزى يك بار اگر مى توانيد موهاى خود را بشوييد و در غير اين صورت با برسى كه دندانه هاى نرمى داشته باشد, موهاى خود را شانه كنيد و بادست نمناك پشت لاله گوش و پشت گردن را دست بكشيد.11 اگر ناراحتى در معده يا احياناً در روده خود داريد, باپزشكتان مشورت كنيد. 12 در هر حال پياده روى و هواى آزاد را از ياد نبريد.13 اگر امكان دارد با دخترى كه مورد پسند و سليقه شما باشد, زندگى مشتركى را آغاز كنيد. مطمئن باشيدرد روابط باايشان دچار مشكلى نخواهيد شد. در هر صورت اگر مشكلى پيدا كرديد, با ما مكاتبه نماييد و برمصاحبت صميمانه و مكاتبات دوستانه ما حساب كنيد. آرزومند توفيق و سلامتى شما هستيم .
کد سوال : 49047
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا رهن خانه بدون پراخت اجاره از مصاديق ربا محسوب مى شود؟ در صورت مثبت بودن پاسخ , آيا خواندن نماز رد آن جايز است ؟
پاسخ : از فقيه بزرگوارى پرسيدند:دادن بايد در ضمن عقد باشد, يعنى اول خانه اجاره شود هر چند به بهاى بسيار كم , بعد ضمن عقد اجراه صاحب خانه بگويد: مثلاً پانصد هزار تومان به عنوان قرض بايد به من بدهيد و اين اشكالى ندارد; اما اگر اجراه ضمن قرض باشد, ربا است و باطل , مثلاً مستأجر بگويد: پانصد هزار تومان به شما قرض مى دهم به اين شرطكه خانه تان را با مهى هزار تومان يا كم تر و بيش تر در اختيار من بگذآرى در اين صورت معامله باطل است به ويژه اگر اصلاً اجراه بهايى مشخص نشود, چون صاحب خانه به شرطى نماز خواندن در آن جا را اجازه داده كه شرطش محقق شده باشد, حال كه معامله باطل است و نمى تواند در تصرف كند نماز بايد اشكال داشته باشد;اما اگر مستأجر به صاحب خانه بگويد: در صورت باطل بودن معامله , از نماز خواندن و غسل كردن و سايرتصرفات راضى باشيد, ظاهراً بايد اشكالى نداشته باشد.
کد سوال : 49048
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با اين كه درباره موضوعى اطلاعات كافى دارم، اما هنگام صحبت يا سخن رانى نمى‏توانم آن را تشريح كنم، يا هنگام صحبت كردن دل شوره و اضطراب پيدا مى‏كنم. چه بايد كرد؟
پاسخ : يكى از عوامل اضطراب هنگام صحبت و عدم توانايى تشريح آن چه مى‏داند، اعتماد به نفس نداشتن و احساس حقارت و خود كم بينى است. براى از بين بردن اضطراب هنگام صحبت و قدرت تبيين آن چه كه مى‏دارند، مؤثرترين كار اين است كه به خود اعتماد كنيد و خود را از ديگران كم‏تر نبينيد و مدام زمزمه كنيد كه چه چيزى از ديگران كم‏تر دارم كه آن‏ها مى‏توانند، اما من نه!از قديم گفته‏اند: كار نيكو كردن از پر كردن است. بسيار مفيد است كه گاهى در مقابل آيينه قرار بگيريد و فرض كنيد كه در ميان اجتماع قرار داريد سپس صحبت كنيد و عيب و نقص خود را از اين طريق برطرف كنيد. اگر چند بار هم شكست خورديد و نتوانستيد صحبت كنيد، در خود احساس ضعف نكنيد و به خود تلقين كنيد مى‏توانم... گاهى اعضاى خانواده مثلاً برادران و خواهران را جمع كنيد و بگوييد مى‏خواهم مطالبى به اطلاع تان برسانم. وقتى آماده شدند، صحبت را به طور رسمى آغاز كنيد. گاهى رئوس مطالب مورد نظر را نوشته و چندين بار به گونه‏اى كه داريد سخن رانى مى‏كنيد، آن را بخوانيد و توضيح دهيد.
کد سوال : 49049
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در اين دوره وانفسا كه از هر طرف مغرضين و نااهلان و دشمنان عليه اسلام و علماى اسلام تبليغ مى‏كنند و در اذهان عمومى ايجا شبهه مى‏نمايند، چگونه مى‏توان حق را از باطل تشخيص داد؟ از كجا بدانيم فلانى حق است و فلانى باطل؟
پاسخ : امام اميرالمؤمنين(ع) فرمود: "لا يعرف الحق بالرجال اعرف الحق تعرف اهله؛ حق با افراد شناخته نمى‏شود. حق را بشناس، سپس اهل آن را شناسايى كن"(1)؛ يعنى نبايد فرد با افرادى كه و يا جناحى را محور و معيار حق دانست گفت: چون فلانى معتقد و طرفدار فلان مسلك، فلان گروه و جناح است، معلوم مى‏شود آن مسلك حق است. ابتدا بايد حق را شناخت و ويژگى‏هاى آن را به دست آورد، سپس فرد يا افراد و جناح با آن سنجيده شوند. چنانچه واجد مشخصات و ويژگى‏هاى حق بودند، برحقند وگرنه باطلند.1 - در قرآن براى بندگان خاص و مخلص خدا ويژگى هايى ذكر شده كه عبارت است از: متكبر و مغرو نيستند، بلكه متواضع اند و تواضع كليد ايمان است. 2 - حليم و بردبارند؛ در مقابل جُهّال و كسانى كه به آن‏ها ريش خنده زده و مسخره مى‏كنند، زود از كورهدر نمى‏روند بلكه بردبارى مى‏كنند.3 - عبادت شان آغشته به تظاهر و ريا نيست؛ درتاريمى شب كه همه چشم‏ها در خوابل است و جايى براى ريا و تظاهر وجود ندارد، خواب خوش را بر خود حرام كرده و به ذكر خدا و قيام و سجود در پيش گاه عظمت او روى مى‏آورند.4 - از مجازات و كيفرهاى اخروى خوف و هراس دارند. به همين علت مرتكب گناه و كارهاى زشت نمى‏شوند.5 - از هر گونه افراط و تفريط در كارها به خصوص در انفاق منزه هستند، در انفاق نه اسراف مى‏كنند و نه سخت گير و سمجند.6 - موحد خالص هستند؛ و از نظر اعتقاد تنها حضرت حق را واجب الوجود بالذات مى‏دانند و از نظر عمل تنها تابع مقررات و اوامر و نواهى الهى مى‏باشند.7 - دست شان به خون بى گناهان آغشته نشده است. 8 - دامان و عفت شان آلوده نيست؛ و هرگز به ناموس ديگران تجاوز نمى‏كنند.9 - به حقوق ديگران احترام گذاشته؛ و آن را حفظ مى‏كنند و هرگز حق كشى نكرده و شهادت باطل نمى‏دهند.10 - براى آيات پروردگار داراى چشمانى بينا و گوش‏هاى شنوا هستند.11 - به تربيت فرزند و خانواده خود توجه خاصى داشته و خود را در برابر آنان مسئول مى‏دنند.12 - تنها در كر اين نيستند كه گليم خود را از آب بكشند. بلكه سعى دارند غريق را نجات دهند. به تعبير ديگر: آنها فقط دعا نمى‏كنند كه بر جاى بزرگان تكيه زنند و خود را رهبر و پيشواى مردم بدانند، بلكه اسباب بزرگى و پيشوايى را آن گونه فراهم مى‏كنند كه صفات شايسته يك رهبر راستين را داشته باشند.(1)وقتى فهميد كه بعضى از مشخصات بندگان شايسته خدا اين است، آن گاه مردم را با آن مى‏سنجد. اگر واجد آن صفات بودند، برحقند وگرونه باطلند. و يا مثلاً در عرصه سياسى - اجتماعى وقتى فهميد طبق فرموده پيامبر اكرم(ص) "على مع الحق و الحق مع على؛(2) على(ع) همراه حق و حق همراه على(ع) است؛ يعنى على (ع) محور حق است". آن گاه در مقام عمل و موضع‏گيرى از افرادى تبعيت مى‏كند و آنان را بر حق مى‏داند كه پروانه‏وار گرد شمع وجود امام على و آل اطهار او (ع) مى‏گردند و همه چيز را فداى او مى‏كنند، و از افرادى دورى مى‏كند و آن‏ها را باطل مى‏داند كه با على و آل على(ع) دشمنى دارند. در زمان ما هم اگر بداند و توجه كند حضرت امام زمان(ع) فرموده:"درعصرغيبت فقهاى جامع الشرايط خلفاء وكلاء و حجت من بر مردم هستند و من هم حجت الله هستم"(3)؛ يعنى همان طور كه من حجت خدا و محور حق و باطلم، جانشين من هم چنين خواهد بود.!آن گاه در مقام عمل و موضعى‏گيرى در اين دوره وانفسا راهى و خطى و نهادى و افرادى را حق مى‏داند كه رهبرى و ولى فقيه از آن حمايت مى‏كند. به تعبير ديگر در اين عصرو زمانه محور حق، رهبرى است و محور باطل مخالفان او.پى‏نوشت‏ها: 1 - فرقان (25) آيات 63 - 74.2 - ينابيع المودة، ص 90، طبق نقل كتاب جهان بينى امامت، از كتب مراكز تربيت معلم، ص 41.3 - شيخ مرتضى انصارى، مكاسب؛ شيخ صدوق، كمال الدين، طبق نقل كتاب جهان بينى امامت، از كتب درسى مراكز تربيت معلم، ص 160.
کد سوال : 49050
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعضى از دوستانم مرتكب كارهاى زشت مى‏شوند، مانده‏ام كه با آن‏ها چه كار كنم! اگرقطع رابطه نكنم مى‏ترسم آلوده شوم و اگر قطع رابطه بكنم، مشكل ديگرى پيش مى‏آيد. كمكم كنيد كه چه كار كنم؟
پاسخ : در بين فرزندان بشر در تمام ادوار زندگى، از ايام كودكى و جوانى تا روزگار كهولت همواره نيازمند رفاقت ديگران هستند، شبهه‏اى نيست. همان طور كه آدمى از داشتن رفيق موافق احساس مسرت مى‏كند و از مصاحبتش خشنود مى‏گردد، هم چنين از تنهايى رنج مى‏برد و از نداشتن هم صحبت شايسته، آزرده خاطر مى‏شود. امام على(ع) فرمود: "كسى كه دوست خو را كه براى خدا با او دست شده، از دست بدهد، مثل اين كه شريف‏ترين اعضاى خود را از كف داده است".(1) در اين جهت هم كه هر دوستى به مقياس درجه رفاقت در امورمادى و معنوى رفيق خود نفوذ مى‏كند و هر يك دانسته يا ندانته روى عقايد و اخلاق و رفتار و گفتار ديگرى اثر مى‏گذارد، حرفى نيست. به گونه‏اى كه رسول خدا(ص) فرمود:"المرء على دين خليله و قرينه؛ روش آدمى طبق مذهب و سيره دوست دلبندش خواهد بود".(2) و امام على(ع) فرمود: "از رفاقت با كسانى كه افكارشان خطا و اعمال شان ناپسند است، برحذر باش، چه آدمى به روش رفيقش خو گرفته و به افكار و اعمال وى عادت مى‏كند".(3)رفاقت با افراد ناباب وآلوده آثار سوء خطرناكى دارد. از جمله امام صادق(ع) فرمود: "كسيكه با رفيق بد هم نشينى كند، سالم نمى‏ماند و سرانجام به ناپاكى آلوده مى‏شود".(4)در حد امكان از طريق امر به معروف و نهى از منكر براى صلاح دوستان بكوشيد. و بگوييد حيثيت و شرافت شما و خانواده محترم‏تان در معرض خطر قرار گرفته است يا مى‏گيرد. به او بگوييد: باوركنيد از دست دادن رفيق شفيقى مثل شما سخت مرا رنج مى‏دهد، اما چه كنم كه آبروى من دارد لطمه مى‏خورد. شما را به خدا براى دوستى هم كه شده از اعمال بد بپرهيزيد.پى‏نوشت‏ها: 1 - غررالحكم، ج‏5، ص 742، چاپ دانشگاه.2 - شيخ حرعاملى، وسايل الشيعه، ج‏8، ص 430.3 - نهج البلاغه، نامه شماره 69.4 - محدث نورى، مستدرك، ج‏2، ص 65، چاپ قديم.
کد سوال : 49051
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علاقه زيادى به عرفان داشته و مى‏خواهم در اين دوره حساس دينم را حفظ كنم. براى رسيدن به اين آرزو چه بايد كرد؟
پاسخ : عرفان از نظر لغت به معناى شناخت است، منتها شناختى كه از راه شهود قلبى حاصل شده باشد. چنين شناختى از طريق عمل به تعاليم انبياء و مقررات دينى و طى عبوديت به دست مى‏آيد.(4)بر اين اساس، براى رسيدن به مقام عرفان و شهود قلبى بايد به اوامر و نواهى خداوند متعال و رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) عمل نمود. گفتنى است: طى اين طريق حتماً بايد زير نظر و ارشاد استاد اين فن صورت بگيرد. به تعبير ديگر: طى اين منزل بى همرهى خضر امكان ندارد.پى‏نوشت‏ها: 1 - جهان بينى اسلامى "توحيد"، از كتب درسى مراكز تربيت معلم، ص 11.
کد سوال : 49052
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تمركز حواس ندارم، هرگاه درباره چيزى فكر مى‏كنم، حواسم پرت شده و به جاى ديگر منتقل مى‏شود. وانگهى در انتخاب كارها و انجام آن اراده‏ام ضعيف است. براى پيدايش تمركز حواس و تقويت اراده چه راهكارى داريد؟
پاسخ : يكى از بهترين راه‏هاى ريشه كن كردن حسد و ديگر رذايل اخلاقى، توجه به مفاسد و آثار سويى كه در دنيا و آخرت براى انسان به وجود مى‏آورد مى‏باشد، مثلاً بداند حسد از گناهان كبيره است و براى آن وعده عذاب اخروى داده شده و ريشه كفر است. امام صادق(ع) فرمود: "اصول الكفر ثلاثة: الحرص و الأستكبار و الحسد؛ اساس كفر سه چيز است: حرص، تكبر و حسد".(1)حساد ريشه نفاق است. امام‏صاد(ع) ضمن حديثى فرمود: "مؤمن غبطه مى‏خورد، اما حسد ندارد، ولى منافق حسد مى‏برد و غبطه ندارد".(2)اما باقر(ع) فرموده‏اند: "حسد ايمان را مى‏خورد، چنان كه آتش هيزم را".(3)امام على(ع) مى‏فرمايد: "خداوند شش طايفه را به شش گناه عذاب مى‏كند: عرب را تعصب باطل؛ كشاورز را به تكبر؛ حكام را به ظلم و جور؛ علما را به حسد؛ معامله گران را به خيانت و روستائيان را به جهل و نادانى".(1)حسد اولين گناهى است كه خداوند متعال در روى زمين با آن معصيت شده است. وقتى شيطان به حضرت آدم حسد ورزيد، او را به ترك اولى وادار نمود. قابيل به برادرخود هابيل حسد برد و او را كشت. حسد دنيا و آخرت آدمى را تباه مى‏سازد، زيرا شخص حسود در دنيا هميشه در غم و اندوه و ناراحتى به سر مى‏برد، چون زوال نعمت طرف را مى‏خواهد كه آن هم به سادگى از بين نمى‏رود.امام عليوع) فرمود: "الحسد يذيب الجسد؛ حسد جسم را ذوب و ناتوان مى‏كند".(2)نسبت به آخرت هم شكى نيست كه عبادات حسود با حضور قلب تحقق پيدا نمى‏كند. و از عبادات بزرگى چون احسان و اكرام به مؤمنان بى نصيب مى‏باشد.گفتنى است: حسد تا وقتى كه ظاهر نشود و جنبه عملى به خود نگيرد، حرام نيست و عذاب ندارد(3).براى از بين بردن سشاير صفات رذيله نيز بسيار به جا است كه به آثار سوء و زشتى آن فكر و انديشه شود.پى‏نوشت‏ها: 1 - محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج‏2، ص 289.2 - همان، ص 307.3 - همان، ص 306.4 - صدوق، خصال، ص 325، باب سته.5 - غررالحكم، ج‏1، ص 241، چاپ دانشگاه.6 - گناهان كبيره، شهيد دستغيب، ج‏2، ص 319، چاپ جامعه مدرسين.
کد سوال : 49053
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بفرماييد چگونه مى‏توانم از بيمارستان شهيد انصارى رودسر به بيمارستان ايرانيان در شهر دوبى انتقال پيدا كنم تا از اين طريق مشكل ازدواج و نابسامانى اقتصاديم حل شود؟
پاسخ : برادر محترم! با خواندن نامه‏هاى افرادى مانند شما واقعاً متأثر و ناراحت مى‏شويم، ليكن از آن جايى كه فعاليت اين مركز در راستاى پاسخ گويى به مسائل مذهبى و شرعى و علمى و اجتماعى و اخلاقى مى‏باشد و داراى بودجه و اختياراتى براى كمك‏هاى مالى و يا كاريابى نيست، از اين رو نمى‏توانيم مشكل شما را حل كنيم.عذر ما رابپذيريد.