کد سوال : 49014
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : صريحاً بفرماييد سپردهگذارى در بانك، يا خريد اوراق مشاركت و دريافت بهره مستمره، از نظر شرعى چه حكمى دارد؟- ضمناً بگوييد: آيا جايز است براى مساجدى كه هيچ گونه درآمد مالى مثل وقف ندارد، سپردهگذارى كرد و از سود حاصله هزينههاى آن مثل تعمير و نوسازى و ح
پاسخ : از فقيه بزرگوارى پرسيدهاند: حكم سودهاى علىالحساب كه در مشاركتهاى بانكى به سپردهگذار پرداخت مىشود چيست؟ در پاسخ گفتهاند: هرگاه سپردههاى ثابت به نحو مضاربه و يا وكالت در تجارت و توليد باشد، مشروع است و اخذ سود طبق شرط و قرار به نحو كسر مشاع جايز است و پرداخت مبلغ معين به عنوان على الحساب بلامانع است.(1)پاسخ سؤال قسمت قوم، از پاسخ سؤال اول مشخص شد؛ يعنى اگر سپردهها به عنوان مضاربه يا وكالت در تجارت باشد، گرفتن سود و مصرف آن در امور مزبور مانعى ندارد.پىنوشتها: 1 - آيةالله فاضل، جامع المسائل، ج2، ص 319.
کد سوال : 49015
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شخصى ملكى را وقف كرده و متولى آن را فرزندان پسرى نسل اند و نسل قرار داده است كه عايداتش را صرف كار مورد نظر نمايند. حال اگر موقوف عليهم به هر دليلى نتوانند حق خود را از متصرفان ملك بگيرند و كار مورد نظر وقف از بين برود، آيا ضامن هستند؟ آيا موقوفات پهلوى
پاسخ : موقوف عليهم در صورتى ضامن هستند كه در حفظ موقوفه افراط و تفريط كرده باشند. در غير اين صورت ضامن نيستند و متصرفان بدون اجازه نمىتوانند از آن استفاده كنند.
کد سوال : 49016
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از نظر شرعى چه كسى مىتواند ملك وقفى دايمى را باطل كند؟
پاسخ : احدى نمىتواند وقف قطعى را باطل كند، حتى واقف، جز ولى فقيه؛ آن طورى كه از پاسخ امام خمينى به مقام معظم رهبرى در تاريخ 66/10/16 استفاده مىشود.(1)پىنوشتها: 1 - امام خمينى، صحيفه نور، ج2، ص 170.
کد سوال : 49017
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حدود پانصد سال پيش ملكى وقف شده است. اصل سند و اجاره نامه و تأييد ريش سفيد محل و مراجع تقليد و نماينده ولى فقيه در سازمان اوقاف، بر وقف بودن آن گواهى داده است، اما دادگاه رأى به ابطال موقوفه بودن داده است. حال بگوييد تكليف افرادى كه در آن ملك تصرف دارند
پاسخ : اگر پاى دادگاه درميان نبود، طبق اظهارات شما گواهى گواهان مذكور بر موقوفه بودن كفايت مىكرد، اما چون دادگاه يك نهاد قانونى است و قاضيان عادل اند و طبق موازين شرع حكم مىكنند، حتماً دلايلى براى موقوفه نبودن ملك مذكور وجود داشته است. بهتر است براى روشن شدن قضيه به مراجع قانونى بالاتر مراجعه فرماييد.
کد سوال : 49018
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در قرآن به فرشتگانى اشاره شدهاست كه مورد غضب خداوند متعال قرار گرفتهاند. لطفاً بيان كنيد آن فرشتهها كيانند؟
پاسخ : اولاً تا آن جايى كه ما بررسى كرديم، در سوره انعام آيهاى پيدا نكرديم كه بيانگر غضب لهى بر فرشتگان باشد.ثانياً - درخصوص فرشتگان دو نظر وجود دارد:يكى اين كه آنها اصلاً نمىتوانند تمرد از اوامر و نواهى الهى كنند تا موجب غضب الهى بشود، چون مجبورند، نه مختار. البته طبق نظر ديگر مختارند و مىتوانند سرپيچى كنند و در نتيجه مورد غضب خداوند قرار بگيرند، ولى چون معصومند، معصيت نمىكنند: "لا يعصون ما امر الله بهم و هم بامره يعملون".طبق دستهاى از اخبار بعضى از فرشتگان الهى مورد غضب خداوند قرار گرفته و سپس مورد عفو واقع شدند، از جمله فُطرُس، كه فرشتهاى است كه در اثر تمرد و سرپيچى از فرامين الهى، خداوند بر او خشمگين شد و پر و بالش سوخت و در جزيرهاى افتاد و با مكافات زندگى مىكرد. هنگام تولد حضرت اباعبدالله الحسين(ع) همراه جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمده و خود را به گهواره امام حسين(ع) ماليد و دوباره خداوند به او بال و پر داد و به آسمان رفت. او بين فرشتگان افتخار مىكند كه آزاد شده حسينم.(1) ولى برخى احاديث سند محكمى ندارد، گذشته از اين كه با نصوص قرآنى نمىسازد.هم چنين بعضى مورخان و نويسندگان دائرةالمعارف و حتى برخى از مفسران كه تحت تأثير گفته افسانه نويسان و بعضى از عوام قرار گرفتهاند، درباره دو فرشته خوب خداوند (هاروت و ماروت) مطالب زشت و ناپسندى ذكر كردهاند و مىگويند: خداوند آنها را براى اين به زمين فرستاد تا بدانند اگر آنها جاى انسان بودند، مصون از گناه نبودند. آنان پس از فرود در زمين گناهان متعددى مرتكب شدند و مورد غضب قرار گرفتند و مسخ شدند.واقع مطلب اين است كه در سرزمين بابل سحر و جادوگرى به اوج خود رسيده و باعث ناراحتى مردم گرديده بود. خداوند اين دو فرشته را به صورت انسان به زمين فرستاد تا عوامل ايجاد سحر و طريق بطلان آن را به عده خاصى تعليم داده و مردم را از آزار جادوگران نجات دهند. اين دو فرشته خوب خدا چيزهايى را به مردم ياد دادند، ولى برخى از آن سوء استفاده كرده و به جاى نجات مردم، به ايذاى آنان پرداختند.(2)پىنوشتها: 1 - محمد جواد محدثى، فرهنگ عاشورا، ص 346، به نقل از بحار، ج44، و اثبات الهداة، ج5، ص 191.2 - مكارم شيرازى و جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج1، ص 374 - 375.
کد سوال : 49019
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در اعتقادات مذهبى ضعيف شدهام و در تحصيل افت پيدا كردهام آيا راه حى براى گذشتن از اين حالت وجود دارد؟
پاسخ : نامه شما رسيد، اشاره كرده بوديد به خاطر نداشتن اعتماد به نفس، در مسائل اعتقادى و درسى افت كردهايد، اما حقيقت اين است كه ريشه افت روحى و تحصيلى كاملاً در عدم اعتماد به نفس نيست. "انجام هر عملى، نياز به انگيزه يا انگيزههاى قوى دارد". به همين جهت پيش از پرداختن به حسن و يا قبح عمل انسان، بايد ديد چه انگيزه هايى او را به انجام عمل واداشته است. مثلاً در مورد شما بايد پرسيد چرا و به چه علت در مسائل اعتقادى دچار بحران شدهايد؟ چرا در درس و تحصيل افت پيدا كردهايد؟ چه انگيزه هايى سبب مىشود كه به قول خودتان تيپ بزنيد و به خيابان برويد...؟ ما به تك تك اين موارد در صفحات بعد خواهيم پرداخت.اعتقادات مذهبى؛ضعف يا بى اعتنايى به مسائل مذهبى - به خصوص مسائل عملى مثل نما - به نوعى "عدم احساس نياز" باز مىگردد. اين عدم احساس نياز در سنين مختلف دلايلى دارد كه مهمترين آنها را در ذيل مىآوريم:1) كاهلى و سستى: فرد حال و حوصله خواندن نماز را ندارد. ذاتاً آدم معتقدى است، ولى خواب شيرين صبح گاه و كم حوصلگى بعد از ناهار و شام، انسان را از رسيدن به وظايف شرعى باز مىدارد.2) لجبازى و سرسختى: اين اتفاقات مخصوصاً در خانوادههاى مذهبى بيشتر رخ مىدهد. مثلاً پدر و مادر بإ؛ حح اجبار و اصرار و نوعاً با پرخاش و آمرانه، فرزندان را به انجام تكاليف مىسازند. اين نوع برخوردها، در اكثر قريب به اتفاق خانوادهها وازدگى فرزندان از دين و مسائل دينى را به همراه دارد. البته اين واكنش طبيعى است كه انسان در برابر هر نوع محركى از خود واكنش نشان مىدهد و منحصر به اعتقادات نيست.3) همراهى با آهنگ زمانه: ضعف اعتقادات مذهبى، امروزه متأسفانه امرى متداول شده است و بسيارى از جوانان اعتقادات مذهبى را اصلى مسلم و قابل باور نمىدانند. حضور دوستان و آشنايانى كه چنين عقايدى دارند، مىتواند اين بى انگيزگى را شدت بخشد.4) تقليد نه تحقيق: با آنكه اصول دين اسلام امرى تحقيقى است كه هر شخصى مكلف است خود به آن برسد و آن را بپذيرد، ولى اكثر مردم مقلدند! كه به قول مولانا: "خلق را تقليدشان بر باد داد".بنابرآن چه گفتيم، شما بايد ملاحظه نماييد و ببينيد در كدام يك از اين چهار مرحله دچار بحران شدهايد، آن وقت به اصلاح و بازنگرى اعتقادات خويش بپردازيد.افت تحصيلى؛افت تحصيلى در يك تعريف كلى عبارت است از: هماهنگ نبودن توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل در فعاليتهاى درسى و پيشرفت تحصيلى، پر واضح است كه با اين تعريف افت تحصيلى يك نفر نسبت به توانايىهاى آن شخص مورد بررسى قرار مىگيرد، نه نسبت به افراد ديگر، حال بايد ديد شما دقيقاً داراى چه نوعى از افت تحصيلى هستيد؟واقع اين است كه ريشه اصلى افتهاى تحصيلى را مىتوان در عدم تنجه به تفاوتهاى درون فردى و بين فردى جست و جو كرد، اما مىتوان گفت به احتمال قوى افت تحصيلى داراى ريشه روانى و عاطفى است و چه بسا به بى انگيزگى شخص به تحصيل بازگشت مىكند.بنابراين افت تحصيلى مربوط به اعتماد به نفس نيست. به نظر ما شما دچار "هيجانات فكرى" و "التهابات روحى" هستيد. بدين ترتيب اگر اندكى "بى برنامگى" به صورت عادت در شما باشد، نه تنها از تحصيل، بلكه از كارهاى ديگر باز خواهيد ماند. براى اين كه بتوانيد در اين درياى پرآشوب خود را خوب حفظ كنيد، پنج دستور مهم را براى شما مىنويسيم كه در روانشناسى به "دستورهاى طلايى" مشهور هستند. فعلاً به اين پنج دستور ساده عمل كنيد تا در نامه بعدى ادامه سخن را پى بگيريم.1) بيهوده نفس نكشيد. سعى كنيد دم و بازدم خود را درك كنيد. آگاه باشيد كه چگونه هوا وارد بدن شما مىشود و چگونه خارج مىگردد.2) دست و پاى خود با آب سرد و صابون بشوييد. شامپوى كودكان را با انگشت نشانه بر روى پلكهاى خود بماليد و بعد از يك دقيقه كه آرام مالش داديد بشوييد.3) از لباسهاى مواد نفتى يا پلاستيكى خصوصاً در لباسهاى زير پرهيز كنيد.4) هر روز موى سر خود را شست شوى دهيد و با برسى با داندانههاى نرم موهاى خود را شانه كنيد.5) از ميزان غذايى كه مصر مىكنيد، آگاه باشيد. همه غذاها را با هم نخوريد. سعى كنيد يك نوع غذا مصرف كنيد و از ساير چيزها پرهيز كنيد. دقت داشته باشيد نمىگوييم غذا نخوريد؛ مىگوييم آگاهانه و با حساب غذا نخوريد.در حال حاضر، به اين دستورها عمل كنيد و اثر آن را براى ما بنويسيد. اميدواريم در سايه تلاش و پشتكار خودتان به زودى فردى موفق و سربلند گرديد.
کد سوال : 49020
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا منابع و مآخذ معتبر و مطمئن وجود دارد كه بتوان از طريق آن به احاديث كاملاً موثق و مورد قبول دسترسى پيدا كرد؟
پاسخ : از مجموع شش سؤالى كه نوشته بوديد, 3سؤال در يك گروه و 3سؤال در دو گروه ديگر قرار دارند.لذا ما در طى سه پرسش و پاسخ به توضح آن ها خواهيم پرداخت : سؤال اوّل شما باز مى گردد به يك داستان قديمى كه از ديرباز مورد توجه و علاقه دانشمندان بوده و اكنون نيزهست . همان گونه كه مى دانيد علم به شاخه هاى مختلفى تقسيم مى شود كه يكى از آن ها است . علوم غريبه داراى زير مجموعه هاى مختلفى است كه بعضى آن ها عبارتند از: كيميا, سيميا, ديميا, قيهيا و... علم سيميا كه بعد ا علم كيميا معروف ترين علوم غريبه است , شامل دانش هاى جفر احمر, جفر ابيض , رمل ,اسطرلاب , طلسمات , تعوندات , علم عدد, علم حروف , هيئت و نجوم , علم التحضير, علم التصرف و علم الانتقال و...است . در حقيقت سه سؤال اوّل شما به اين علم بازمى گردد. در مورد اين كه آيا امكان دارد روح خود را از بدن تان تخليه كنيد, جواب مثبت است . مرحوم آية اله ميرزا جواد آقا كه در صداقت ايشان ترديدى نيست , مسئلهء خلع روح خود را در كتاب مطرح كرده است . اين كار از حد توان بشر خارج نيست و واقع شده است . دربارهء مرحوم قزوينى نيزبا شواهد قطعى ذكر شده است . پس از توان بيرون است و امروزه آن مى گويند و در ازآن سخن مى گويند. در مورد اين كه آيا مى شود با روح يكى از اقوام تان تماس بگيريد, باز جواب مثبت است . مى توانيد با دانستن علم التحضير, روح مردگان را حاضر كنيد يا يك نفر از طايفهء جنيان را حاضر سازيد و با آن ها ارتباط برقرار كنيد. امااين كه چگونه مى توانيد اين كار را انجام دهيد, بحث مفصلى دارد كه در اين مقال نمى گنجد و به واسطهء عدم ضرورت پاسخگويى به چگونگى آن و حرمت تعليم و تعلم آن , از ذكر كيفيت آن خوددارى مى كنيم . همهء مراجع بر حرمت اين علوم فتوا داده اند. مضافاً بر اين كه باعث گمراهى مى شود. در اين كه انسان اشرف مخلوقات الهى است , شكى نيست . شكى هم نيست كه ا نسان داراى آن چنان استعداد وآگاهى بالفطره اى است كه انجام اين كارها از او بعيد نيست , ولى وقتى كنجكاوى انسان در پيرامون اين موضوعات معقول است كه كنجكاوى در حد دانستن باشد, ولى پس از آن نامعقول است . قرآن كريم در آيهء 12سورهء بقره به وجود سحر و طلسمات تصريح مى كند و مى فرمايد: (و يهود) از آن چه شياطين در عصر سليمان بر مردم مى خواندند, پيروى كردند. سليمان هرگز (دست به سحر نيالود و) كافر نشد, ولى شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند. (و نيز يهود) از آن چه بر دو فرشتهء بابل (هارون و ماروت ) نازل شد,پيروى كردند. (آن دو, راه سحر را براى آشنايى با طرز ابطال آن به مردم مى آموختند و) به هيچ كس چيزى يادنمى دادند, مگر اين كه از پيش به او مى گفتند: ما وسيلهء آزمايشيم , كافر نشويد (و از اين تعليمات سوء استفاده نكنيد)ولى آن ها از آن دو فرشته مطالبى را مى آموختند كه بتوانند به وسيلهء آن ميان مرد و همسرش جدايى بيافكنند,ولى هيچ گاه نمى توانند بدون اجازهء خداوند به انسانى زيان برسانند. آن ها قسمت هايى را فرامى گرفتند كه به آنان زيان مى رسانيد و نفعى نمى داد و مسلّماً مى دانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد, در آخرت بهره اى نخواهدداشت . چه زشت و ناپسند بود آن چه خود را به آن فروختند, اگر مى دانستند.در مورد كتاب هاى مربوط به اين علم بايد بگوييم بسيارى در قدما مثل ارسطو, افلاطون , ابن سينا, ابوريحان بيرونى , فارابى , شيخ بهايى خواجه نصير طوسى و... در اين باره به تأليف كتاب پرداخته اند كه همگى به عربى است .دانشمندان غربى هم به تحرير آثارى دست زده اند كه از حيث كميت و كيفيت قابل مقايسه با آثار گذشتگان نيست .
کد سوال : 49021
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در سوره طور آيه 5قسم به خورد شد منظور چيست ؟
پاسخ : منظور از يا همان طاق بلند, سقف بر افراشته آسمان است . در تفسيرقمى ازامام 7نقل كرده كه فرمود: مراد از سقف مرفوع , آسمان و مقصوداز بحر مسجور, درياها است كه در روز قيامت افروخته مى شوند.(1) در تفسير نمونه آمده است : اما منظور از آن آسمان است , چرا كه در آيه سى و دوم سوره انبياء مى خوانيم : ما آسمان را سقف محفوظى قرار داديم . و درآيه بيست و هفتم و بيست و هشتم سوره نازعات آمده است : تعبير به ممكن است از اين نظر باشد كه ستارگان و كرات آسمانى آن چنان سراسر آسمان راپوشانده اند كه به سقفى مى مانند و نيز ممكن است اشاره به باشد كه قشر فشرده اى از هوا هم چون سقف محكمى اطراف آن را فرا گرفته و آن را در برابر هجوم سنگهاى آسمانى و أشعه ءزيان بار كيهانى به خوبى حفظ مى كند(2).(پـاورقى )1سيدمحمد طباطبائى , ترجمه تفسير الميزان , ج 19 جزء 27 سوره طور, آيه 5 ص 11- 8پاورقي 2ناصر مكارم شيرازى , تفسير نمونه , جزء 27 ج 22 سوره طور, آيه 5 ص 413-412
کد سوال : 49022
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در سوره انعام آيه 130 خداوند مىفرمايد: اى گروه جن و انس! آيا براى هدايت شما رسولانى از جنس شما نفرستاديم كه آيات ما را بر شما بخوانند و شما را از عاقبت امر انذار كنند؟ در اين آيه به پيامبرانى از جنس جن اشاره شده است. آيا اين امر حقيقت دارد؟
پاسخ : در ايه خصوص كه آيا پيامبران جن از جنس خود آنها است يا از جنس انسان، بين مفسران اختلاف است. ظهور آيات در اين است كه پيامبران از جنس جنيان مبعوث شده است: "لك قوم نذير". اما آن چه از آيات سوره جن به خوبى استفاده مىشود، اين است كه قرآن و اسلام براى همه حتى آنها نازل شده و پيامبر اكرم(ص) مبعوث بر جن و انس بوده است. بنابراين مىتوان گفت: پيامبر جنيان رسول اكرم است كه از جنس بشر مىباشد.مانعى ندارد كه رسولان و نمايندگانى از جنيان از طرف پيامبر(ص) مأمور دعوت آنان بوده و به زبان جنيان مسلط بوده است. به علاوه گفتنى است كلمه "منكم" در آيه 130 سوره انعام دليل بر آن نست كه پيامبران هر دسته (جن و انس) از جنس آنها خواهند بود، زيرا هنگامى كه به گروهى گفته شود: "نفراتى از شما..." اين نفرات ممك است از يك طايفه يا از همه طوايف باشد.(1) البته مانعى ندارد كه مقصود از "منكم" جنس باشد و از هر كدام، پيامبرانى مبعوث شده باشند.پىنوشتها: 1 - مكارم شيرازى و جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج5، ص 443.
کد سوال : 49023
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا آيه "الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض..." با ساير آيات تناقض دارد؟ چون در همه آيات زن و مرد كنار هم قرار دارند و هيچ كدام بر ديگرى برترى ندارد.
پاسخ : خواهر گرامى! درود بر شما. از اين كه با ما مكاتبه كرده و شبهات خود را با ما درميان گذاشتيد، سپاس گزاريم.مراد از "ما فضل الله" فزونى و امتيازى است كه مردان بر زنان دارند؛ يعنى زيادتى قوه تعقل و فروع آن، مانند همآوردى و تحمل شديد كارهاى سخت و قدرت جسمانى.مراد از انفاق، نفقه و مهريهاى كه مردان به زنان مىپردازند.(1)منظور از "الرجال قوامون على النساء بما فضل الله..." اين است كه مردها سرپرست و خدمت گزار زنها هستند؛ يعنى در مجموعه كوچك خانواده، رئيس مرد است و زن معاون، همان طور كه عرفاً چنين است كه در هر هيأتى، حتى دو نفره بايد يكى مسئول و رئيس باشد و ديگر معاون و جانشين. اين موقعيت به خاطر خصوصيات و ويژگى هايى است كه در مردها وجود دارد:1 - قدرت تفكر و انديشهاش بر عاطفه و احساساتش غلبه دارد، برعكس زن.2 - بنيه جسمى و توانايى اش بيشتر است كه با ويژگى اول نقشه طرح مىكند و با دومى از حريم خانواده دفاع مىكند.3 - در برابر زن و رزندانش نسبت به پرداخت هزينه زندگى تعهد دارد. اين تعهد به او حق مىدهد كه سرپرستى خانواده را به عهده بگيرد.گفتنى است: ممكن است بعضى از زنها بر مردان برترى داشته باشند، اما قوانين و اوامر الهى ناظر به كل افراد است، نه تك تك آنها. (1)با توجه به مطالب فوق مشخص مىشود هيچ گونه تناقضى بين اين آيه و ساير آيات وجود ندارد، چون درست است كه مردها از بعضى جهات بر زنها برترى دارند، اما زنها در پارهاى از امور، مثل عاطفه و مهر و محبت نسبت به فرزندان و خانه دارى و... بر مردها ترجيح دارند. لذا مدير داخلى خانه هستند.پىنوشتها: 1 - مكارم شيرازى و جمعى از نويسندگان، تفسيرنمونه، ج3، ص 370.