کد سوال : 48994
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اسم اعظم خداوند متعال كدام است؟ و پيامبران كه اكنون زندهاند كيانند؟
پاسخ : به طورمشخص نمىتوان گفت اسم اعظم خدا كدام است؟ اما با توجه به رواياتى كه از پيامبر(ص) و ائمه اهل بيت(ع) به ما رسيده است اجمالاً مىتوان به آن اشاره نمود.در روايات بسيار آمده است كه خداوند داراى 99 اسم است. هر كس او را به اين نام بخواند دعايش مستجاب مىشود. و هر كس آنها را بشمارد اهل بهشت است، مانند روايتى كه صدوق رحمةالله عليه در كتاب توحيد از امام صادق(ع) از پدرانش (ع) از امام على(ع) نقل كرده كه حضرت از رسول خدا روايت كرده "ان لله تبارك و تعالى تسعة و تسعين اسماً. من احصاها دخل الجنة.(1) براى خداوند تبارك و تعالى در برخى از دعا يك هزار اسم ذكر شده است با اين حال اگر روايات 99 اسم براى خداوند ذكر كرده مىفهميم 99 اسم اعظم اسماء و صفات الهى است. در اين جا به بعضى از اسامى اشاره مىكنيم: الله، واحد، احد، صمد، اول، آخر، سميع، بصير، قدير، قادر، على، اعلى، عليم، حليم، رحمان، رحيم، رازق، غور، غنى، قوى، قيوم و...(2)گفتنى است: منظور خواندن خدا به اين نامها، يا شمارش آن اسماء اين نيست كه هر كسى اين نامها را به زبان جارى كند يا آنها را بشمارد. سعادتمند و مستجاب الدعوة و اهل بهشت است، بلكه هدف اين است كه به اين نامها ايمان آورده و پرتوى از مفاهيم آن را در وجود خود منعكس نمايد، مثلاً مفهوم قادر، قوى، قيوم، رحمان، رحيم، عالم، غفور، و غنى و... را در وجود خويش منعكس كند.(3)در قرآن مجيد مىخوانيم. قال الذى عنده علم من الكتاب. آن كه بعضى از علم كتاب پيشش بود گفت(4) و در آيه ديگر مىخوانيم: قل كفى بالله شهيداً بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب؛ بگو گواهى خداند كفايت مىكند بين من و كسى كه علم كل كتاب پيش اوست و بين شما.(5) (توجه، علم من الكتاب جزئى است و علم الكتاب كلى)ابو سعيد خدرى مىگويد: از پيغمبر اكرم(ص) درباره معناى اين دو نوع پرسيدم فرمود: مراد از، الذى عنده علم من الكتاب برادرم آصف بن برخيا وزير حضرت سليمان است و منظور (و من عنده علم الكتاب برادرم على بن ابيطالب است؟از اين دو تعبير مىفهميم بين كسانى كه داراى اسم اعظم الهى هستند تفاوت است يك دسته جزئى و دسته ديگر كلى. از اين رو در روايات آمده است: اسم اعظم الهى هفتاد و سه حرف دارد، در نزد آصف بن برخيا با اين كه امر خارق العاده بزرگى انجام تنها يك حرفش بوده است و درنزد ماه امامان 72 حرف مىباشد.(6)پاسخ قسمت دومبه طور قطع مىتوانيم بگوييم كه حضرت عيسى بن مريم، و حضرت خضر پيمبر زنده هستند از زنده بودن برخى ديگر سند محكمى در دست نيست...پىنوشتها: 1 - جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج7، ص 25 به نقل از الميزان؛ مجمع البيان و نورالثقلين، ذيل آيه 180 سوره اعراف.2 - براى اطلاع بيشتر ر. ك: تفسير نمونه، ج7، ص 27.3 - معى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج15، ص 473.4 - نمل (27) آيه 40.5 - رعد (13) آيه 43.6 - جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج15، ص 473.
کد سوال : 48995
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيهاى كه پيامبر(ص) قبل از نزول قرآن بر يهود و نصارى خوانده كدام است؟
پاسخ : ما از آيه مورد پرسش اطلاعى نداريم. تنها مىدانيم كه حضرت اميرمؤمنان على بن ابى طالب(ع) فرمود: وقتى حضرت رسول (ص) از شكم مادر بيرون آمد، بت هايى كه مشركين در كعبه قرار داده بودند به رو درافتادند و وقتى شام شد ندايى از آسمان رسيد كه "جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا"(1) حق آمده و باطل از بين رفت، چون باطل يك امر از بين رفتنى است(2)، اين حديث صراحت دارد كه بيش از چهل بار قبل از نزول قرآن منادى آيه مذكور را تلاوت نموده است. و نيز حضرت موسى بن جعفر (ع) فرمود: وقتى حضرت متولد شدند، دست چپ را به زمين گذاشت و دست راست را به طرف آسمان بلند كرد و لبهاى خود به توحيد حركت داد.(3)"مثلاً فرمود: لا اله الا الله و در جاى ديگر مىخوانيم كه: "پيامبر اكرم(ص) ختنه شده و ناف بريده به دنيا آمد و گفت:الله اكبر والحمد لله كثيراًسبحان الله بكرةً و اصيلا.خداوند بزرگتر از آن است كه توصيف شود، حمد و ستايش بيش از هر چيز مخصوص خداوند است و صبح و شام خداوند منزه از همه عيوب است. مستدعى است در صورت اطلاع از چنين آيهاى حتماً ما را در جريان امر قرار بدهيد.پىنوشتها: 1 - اسراء (17) آيه آيه 81.2 - محدث قمى، منتهى الامال، ج1، ص 12 و 14، فصل ولادت و ايام شيرخوارگى حضرت رسول (ص).3 - جعفر سبحانى، فروغ ابديت، ج1، ص 149، فصل پنجم، ميلاد پيامبر(ص).
کد سوال : 48996
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعد از قرآن معتبرترين كتابها كدام اند؟ ضمناً آيا نهج البلاغه تفسير قرآن هم هست؟
پاسخ : خطبه بى نقطه امام على(ع) در نهج البلاغه فيض الاسلام و صبحى صالح نيامده است، بلكه جناب مستطاب سيد موسوى مستنبط يكى از علما و انديشمندان اسلامى در كتاب "القطرة من بحار مناقب النبى و العتبرة"؛ قطرهاى از درياى فضايل پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار (ع)" ج2، ص 179 و هم چنين محقق بزرگوار، حسون الدلفى در كتاب فضايل آل الرسول ذكر كردهاند. آغاز خطبه چنين است كه الحمد لله الملك المحمود، و المالك الودود، مصور كل مولود مال كل مطرود... سرزمينى بى نقطه كه در قرآن ذكر شده "وادى طوى" است و آن همان سرزمينى است كه حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السلام، به مقام رسالت نايل گرديد.قرآن مىفرمايد كه ان انا ربك فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوى؛ همانا به تحقيق من پروردگار تو هستم، نعلين از پا بيرون آوريد چون در سرزمين و وادى مقدس قرار داريد.(1)متأسفانه از خانم صاحب كرامات ايرانى كه اسمش بى نقطه است اطلاعى نداريم. پىنوشتها: 1 - طه (20) آيه 12.2 - شيخ عباس قمى(ره)، منتهى الامال، ج 1، ص 14، فصل بيان احوال حضرت رسول خدا(ص) در ايام شيرخوارگى.
کد سوال : 48997
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : موجودى كه خداوند به او وحى فرستاد در حالى كه زنده نبود كيست؟
پاسخ : به نظر مىرسد موجودى كه زنده نبوده و خداوند به او وحى كرده است؛ زمين باشد، چون در مورد زمين مىفرمايد: يوميئذ تحدث اخبارها بأن ربك أوحى لها...(1)وقتى كه زمين خبرهاى خود را گزارش مىدهد، چون خداوند به آن وحى كرده كه چنين كند.پىنوشتها: 1 - زلزال (99)، آيه 5.
کد سوال : 48998
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پدرم تاكنون خمس اموال خود را ندادهاند. با درخواستهاى مكرر قبول كردند از اين پس خمس اموال خود را بپردازند، ولى مىگويند: ازگذشته چيزى نمىدهم، آيا مىتوانم طلاى شخص خود را فروخته و مقدار خمسى كه به گردنم هست بدهم؟ در صورت اقدام آيا آثار مال حرام خوارى ا
پاسخ : آفرين بر شما و امثال شما دختران جوان متدين و مؤمن. اميدواريم با عنايت پروردگار بر چنين عقيدهاى استوار بمانيد. مرجع عالى قدرى در پاسخ اين سؤال كسانى كه خمس بدهكارند وپرداخت نمىكنند وظيفه زن و فرزندانآنها چيست؟ فرمود: اگر بدانند عين مال مورد ابتلاى ايشان متعلق خمس است خوردن و تصرف آن قبل از اداى خمس جايز نيست ولى مىتوانيد با اذن حاكم شرع خمس آن چه را مصرف كردهاند بر ذمه بگيرند و هر وقت توانستند پرداخت كنند و تعلق خمس به عين مالى كه مورد ابتلاى آنها است مشكوك باشد، تصرف در آن جايز است و در هر صورت با وجود شرايط امر به معروف لازم است ايشان را امر به معروف كنند.(1)با توجه به مطالب فوق پاسخ سؤال شما اين است كه اگر مىدانيد اشياء و لوازمى كه استفاده مىكنيد، مثل غذا و لباس متعلق خمس است، نمىتوانيد در آنها تصرف كنيد مگر اين كه با فروش طلاى شخصى خمس آن مقدار خوراك و پوشاك و لوازم ديگرى كه مصرف ميكنيد بپردازيد.با اين كار انشاءالله عذاب اخروى نخواهيد داشت و چون تصرف در آن جايز است آثار مال حرام خورى نيز در جسم و جان شما نقش نخواهد بست، اما اثر وضعى دارد كه از آن گريزى نيست.گفتنى است كه اگر يقين پيدا نكنيد كه عين اشيا و لوازم مورد استفاده متعلق خمس است تصرف در آن جايز است و عذاب اخروى ندارد اما اثر وضعى دارد.پىنوشتها: 1 - آيةالله فاضل، جامع المسائل، ج1، ص 205، سؤال791.
کد سوال : 48999
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پدرم در سال 1376سخت مريض شد. بعد از جراحى , كاملاً خانه نشين شد و به طور كامل مشاعرش را از دست داد تا اين كه در 27رمضان امسال وفات نمود. حدود 35سال ايشان نماز و روزهء خود را به علت مريضى انجام نداد. آيا نماز و روزهء چند سال آخر عمرش كه مريض بود, بايد به
پاسخ : برادر آزاده ! از اين كه با ما مكاتبه نموديد سپاسگزاريم . يكى از شرايط تعلّق تكليف به افراد, دارابودن عقل است و اگر احراز شود شخصى به طور كامل مشاعرش را از دست داده , تكليفى متوجه او نيست . درصورت احراز اختلال مشاعر پدرتان به طور كامل , نماز و روزه اى بر عهدهء ايشان نبوده تا قضاى آن به جا آورده شود.روزه اى بر عهدهء پدر مرحومتان نبوده , چون به علت مريضىِ سختى كه عارض ايشان شد و تا وفات ايشان استمرار يافت , مختل المشاعر و ناتوان بودند و تكليفى براى روزه گرفتن نداشتند.اما در خصوص نماز, اگر در زمان مريضى , اختلال مشاعر در همه حال به حدى نبوده كه عنوان جنون بر آن صدق كند و در تمام اوقات نماز در حال اغما و بيهوشى نبود, واجب است قضاى نماز فوت شده به جا آورده شود.()(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 792 مسئله 1398چون مى فرماييد از ابتداى مريضى پدرتان به طور كامل اختلال مشاعر داشتند, نمازى هم بر عهدهء ايشان نبوده تاقضاى آن را به جا آوريد. اما در هر حال به جا آوردن نماز و روزه از طرف پدر مرحومتان , موجب شادى روح ايشان و عُلُوّ درجهء ايشان خواهد بود. خداوند به شما آزادهء سرفراز توفيق دهد كه در همه حال به تكليف خود عمل كنيد.
کد سوال : 49000
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شركتى تأسيس شده به نام (هنرسازان توس) كارش گرفتن آگهى تبليغاتى از مغازهها و غيره است. بابت هر آگهى مبلغ 25 هزار تومان به عنوان هزينه مىگيرد و تصميم دارد مجموع آگهىها را در كتابى به نام (كتاب توس اول) چاپ نمايد، به عنوان بانگ اطلاعات. اخيراً جهت ترغيب
پاسخ : با توجه به پرسش و پاسخ فوق به نظر مىرسد كار شركت صحيح باشد و گرفتن حق الزحمة هيچ منع شرعى نداشته باشد، زيرا شركت به طور صراحت اعلان كرده است: براى پيش برد و ارتقاى آگاهى مردم از مغازه و امثال آن هركسى بتواند سه نفر را تشويق به آگهى دادن كند، ابتدا پانزده هزار تومان حق الزحمه مىپردازيم و چنانچه سقفش به 243 نفر برسد، مجدداً مبلغ يك ميليون و دويست هزار تومان به او خواهيم پرداخت. در واقع يك نوع جعاله است و احكام آن مترتب مىشود و يا يك نوع قرارداد عقلايى مانند عقد بيمه مىباشد.برايناساس چون نوعى معامله است به مبالغ مأخوذه خمس تعلق مىگيرد اگر سال بخورد و بايد آن را به مرجع خويش بپردازد.پولى كه سركار عالى مىگيرد اگر با كيفيت فوق باشد گرفتنش اشكال ندارد و در صورتى كه سال بخورد بايد خمس آن را به مرجع تقليد خويش بپردازيد.ما از جزئيات پارس كارت و محور كارت و پنتاگونا اطلاعى نداريم و نمىتوانيم نظرى بدهيم.چنانچه شبيه شركت شما باشد كه اولاً غرض عقلايى ارتقاى اطلاعاتى مردم دارد.ثانياً با افراد قرار داد بسته مىشود (جعاله) باشد ظاهراً بايد اشكالى نداشته باشد در غير اين صورت محل تأمل بلكه محل اشكال است.گفتنى است كه: شركتهاى مذكور (حتى شركت شما)اگر غير قانونى باشد و مجوز قانونى از اداره مربوطه مثل وزارت ارشاد نداشته باشد به حكم ثانوى حرام خواهد بود. چون مقررات و ضوابط حكومت اسلامى مشروع و لاز الأتباع است. (1)پىنوشتها: 1 - مائده (5) آيه 1.2 - آية الله فاضل جامع المسائل، ج2، ص 338، سؤال1038.3 - آية الله فاضل، جامع المسايل، ج1، ص 236 سؤال 918.
کد سوال : 49001
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اقتدا كردن به غير روحانى در صورت نبودن روحانى صحيح است؟ لطفاً شرايط امام جماعت را بنويسيد؟
پاسخ : شرايط امام جماعت: بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامى، عادل، حلال زاده و قرائت نماز به طور صحيح. اگر مأموم مرد است، امام بايد مرد باشد، و بنابر احتياط واجب امام جماعت زن هم بايد مرد باشد.(1)اقتدا به غير روحانى اگر واجد شرايط باشد و روحانى در دسترس نباشد، اشكالى ندارد.(2)پىنوشتها: 1 - توضيحالمسائل مراجع، ج1، ص 819.2 - برداشت از جامعالمسائل آيت الله فاضل، ج2، ص 127.
کد سوال : 49002
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به چه دليل اگرمادربزرگ، نوه دخترى خود را شير بدهد، دخترش به شوهرش حرام شده و عقد باطل مىشود؟
پاسخ : اگر زنى بچه دختر خود را شير دهد، آن دختر به شوهرش حرام مىشود، (2) زيرا در اين صورت نوه، خواهر رضاعى دختر مىشود و ازدواج با خواهر رضاعى دختر باطل است. به اين مثال توجه كنيد: فاطمه دخترى دارد به نام زينب. زينب شوهرى به نام عبدالله دارد و از او فرزندى به نام زهرا آورده است. در نتيجه فاطمه، مادر بزرگ زهرا مىشود. وقتى فاطمه به زهرا شير بدهد، زهرا خواهر رضاعى زينب (مادر خود) مىشود. در اين صورت ازدواج عبدالله با خواهر رضاعى دختر خود يعنى زينب حرام است و موجب بطلان عقد مىگردد.پىنوشتها: 1 - توضيحالمسائل مراجع، ج2، ص 435، مسئله 2472.
کد سوال : 49003
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : احكام نگاه به نامحرم چيست ؟
پاسخ : نگاه كردن مرد به بدن و موى زن نامحرم چه با قصد لذت باشد چه بدون آن , حرام است . نگاه كردن به صورت و دست هاى زن نامحرم اگر به قصد لذت باشد حرام است , ولى اگر بدون قصد لذت باشدمانعى ندارد. و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم حرام است (1).(پـاورقى 1ـ توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 415, مسئله 2433