• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 48974
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا زن‏ها در وضو از قسمت جلوى آرنج و مردها از قسمت پشت آرنج آب مى‏ريزند؟
پاسخ : وضو مستحباتى دارد، مانند شستن دست‏ها قبل از وضو، بسم الله گفتن و خواندن سوره قدر، يكى از مستحبات وضو اين است كه مرد در شستن دست‏ها از طرف جلو شروع كند و زن از قسمت عقب، علت امر اخبار و روايات است. البته اين استحباب بدون جهت نيست. شايد از نظر بهداشت و تقويت مبانى عفت و سهل گرفتن براى زن‏ها مفيد باشد.
کد سوال : 48975
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مكرر براى خودم برنامه ريزى مى‏كنم ولى موفق به انجام آن نمى‏شوم. چه بايد بكنم؟ در ضمن در مورد آن مركز توضيحاتى بفرماييد؟
پاسخ : واحد پاسخ به سؤالات از زير مجموعه‏هاى مركز مطالعات و تحقيقات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم است و از سال 1360 هجرى شمسى فعاليت خود را در زمينه پاسخگويى به سؤالات مردم مسلمان آغاز كرده است و از اين جهت جزء يكى از اولين مراكز حوزه علميه قم مى‏باشد. نامه‏هاى رسيده به اين مركز توسط جمعى از محققان بررسى شده و سپس به گروه‏هاى پاسخگويى فرستاده مى‏شود اما در نهاديت يك محقق به نامه جواب مى‏دهد پس از پاسخگويى تمامى نامه‏ها بررسى شده و كافى بودن جواب مورد تأييد قرار مى‏گيرد. پاسخى كه تأييد شده مراحل ويرايش و حروف چينى و ساير عمليات‏هاى بايگانى و نمايه سازى را طى مى‏كند و پس از آن براى پرسش كننده ارسال مى‏شود. اين شمه‏اى از تاريخچه اين واحد بود، اما درباره پرسش شما بايد بگوييم: علت تشويش و اضطراب شما را كه از صدر تا ذيل نامه موج مى‏زند درنيافتيم. احساس ما اين است كه شمها براى بيان بعضى از مسايل خود به دنبال نوعى اطمينان خاطر و اعتماد هستيد و اين يك امر طبيعى است و براى ما نيز كاملاً قابل درك است. به هر صورت خوشحاليم از اين كه مى‏توانيم پاسخگوى اندكى از مسائل شما باشيم. در نامه خود نوشته‏ايد كه در زمينه درس خواندن دچار مشكل هستيد و در برنامه ريزى‏هاى خود موفق نشده‏ايد، علت عدم موفقيت را در محورهاى زير مى‏توان جست‏وجو كرد: 1 - مشكلات آموزشى: نبود امكانات آموزشى مثل فضاى مناسب وسايل كمك آموزشى و معلم و...2 - مشكلات خانوادگى: عدم سازش پدر و مادر با هم و تعداد زياد فرزندان و فقر اقتصادى خانواده و عدم توجه والدين به درس فرزندان و...3 - مشكلات شخصى: عدم اشباع عاطفى فرد و عدم آگاهى‏هاى لازم از ثمرات درس و علم و بيمارى‏هاى جسمى و روحى و مشكلات جنسى مثل مبتلا بودن فرد به خود ارضايى يا تحريكات جنسى مداوم. احساس گناه و نااميدى از توفيق در زندگى آينده و داشتن دوست پسر يا دوست دختر و... تنبل و كاهل بودن شخص در تمامى كارهاى محوله و...4 - مشكلات طبيعى: وقوع جنگ و زلزله و سيل و عوارض ناشى از آنها و... از ذكر موارد ديگرى كه سبب افت تحصيلى و عدم موفقيت فرد مى‏گردند خوددارى مى‏كنيم و بحث مفصل درباره آنها را به سؤال و نامه ديگرتان واگذار مى‏كنيم زيرا تفصيل اين مسايل وقت و توان بسيارى مى‏طلبد به هر صورت تمامى موارد بالا را مى‏توان در دو محور مشكلات بيرونى و مشكلات دروى خلاصه كرد.به طور كلى هر نوع عدم تعادل روانى شخصى سبب مى‏گردد او نتواند برنامه صحيحى در زندگى خود داشته باشد. يكى از مهمترين اين مشكلات براى دختران جوان مسايل جنسى آنان است كه مشغوليت به آن سبب فرسودگى توان و خستگى افكارشان مى‏شود.مسئله دوم: تنبلى است. تنبلى در يك تعريف كلى به معناى دفع الوقت است؛ يعنى كسى كه مى‏داند بايد كارى را همين الان انجام دهد آن را به آينده موكول كند تا كار مهم‏ترى را مثلاً انجام دهد، يا بعد از خستگى در كردن آن را شروع كند. اين كار باعث مى‏شود هر روز كارهايى انبار شود. لذا به زودى فرد با حجم وسيعى از كارهاى زمين مانده رو به رو مى‏شود كه انجام همه آنها حداقل يك ماه مرخصى و كار 24 ساعته لازم دارد. توجه داشته باشيد به نظر ما مشكل شما ابداً مشكل بى علاقگى و بى انگيزگى نيست بلكه مشكل ياد نگرفتن چيزهايى است كه بايد تا به حال ياد مى‏گرفتيد.ذخيره شدن كارها به هر دليل ايجاد بى‏علاقگى بى‏انگيزگى و گاهى نفرت و انزجار مى‏كند و آن وقت است كه شخص كم كم مراحل سقوط و نزول و افت را طى مى‏كند. خواهر گرامى: اين گوشه‏اى از اركان عدم موفقيت دانش‏آموزان در امر تحصيل است چنانچه علاقه‏مند به دانستن مسايل بيشتر و مفصل‏ترى بوديد مى‏توانيد با ذكر جزئيات بيشتر از مشكل خود و حالاتتان جواب مناسب و درخورى دريافت داريد اما تا آن روز مى‏توانيد به توصيه‏هاى زير رفتار كنيد.1) هر كارى را مرحله‏اى انجام دهيد و خودتان را مجبور به انجام آن كنيد، مثلاً بگوييد من پنج دقيقه مى‏خواهم درس بخوانم! بعد ساعت بگيريد و پنج دقيقه تمام با حواس جمع درس بخوانيد. پس از آن برخيزيد و هر چقدر مى‏خواهيد، بازى كنيد؛ بخوابيد و يا هر كار ديگرى كه دوست داريد، انجام دهيد. پس از آن پنج دقيقه ديگر را امتحان كنيد و همين طور ادامه دهيد تا خسته خسته شويد، ولى نگذاريد كارتان به بى حوصلگى و خستگى فكرى بكشد. دنبال اين هم نباشيد كه حتماً كار را تمام كنيد، بلكه هر چقدر مى‏توانيد انجام دهيد. 2) شب‏ها پيش از خواب و صبح‏ها پس از بيدارى، دست و صورت و پاى خود را با آب و صابون (ترجيحاً آب سرد) بشوييد و با دست خيش پشت گردن و پشت گوش‏ها و داخل لاله گوش را دست بكشيد. حتماً موهاى خود را با برس با داندانه‏هاى كوتاه شانه كنيد و بگذاريد دندانه‏هاى برس پوست سر شما را حس كند. روزى يك يا دو بار، مقدارى شامپوى بچه كه چشم را نسوزاند، روى انگشت سبابه قرار دهيد و مدت يك دقيقه، چشم‏هاى خود را ببنديد و با انگشت سبابه به آرامى روى چشم و پلك خود بماليد (مواظب باشيد شامپو داخل چشم نرود) بعد چشم را با آب سرد بشوييد.3) از پوشيدن لباس‏هاى پلاستيكى تا مى‏توانيد پرهيز كند، مخصوصاً لباس‏هايى كه در تمامى با پوست بدن هستند. از پوشيدن جوراب‏هايى كه داخل كفش عرق كرده و خيس شده، اجتناب كنيد و بهتر است هر روز جورابهاى خود را بشوييد.تا نامه ديگر شما را به خداى بزرگ مى‏سپاريم.
کد سوال : 48976
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به اين كه سهم ارث زن از شوهر متوفا 18 است، اين جانب كه مدير دبيرستان هستم، پس از ازدواج درآمدم، در زندگى مشترك مورد استفاده قرار خواهد گرفت، تا حق من پايمال نشود و در زندگى مشترك آينده حقوقى من محفوظ باشد.
پاسخ : خواهر گرامى! از اين كه با ما مكاتبه كرديد، سپاسگزاريم. تشكيل زندگى مشترك بر پايه تفاهم و همدلى است و در اين مسير مرد يا زن نمى‏تواند خود را از كانون خانواده بداند و در فكر حفظ حقوق خويش باشد. اگر زندگى مشترك با محبت و احترام و يك رنگى همراه نباشد، زندگى نابسامان و آشوبزده‏اى به وجود خواهد آمد و زن و مرد در اين كانون خانواده به دنبال حفظ كيان و منزلت نهاد مقدس خانواده نيستند و فقط به خود و حقوق خود مى‏انديشند. زندگى بدون گذشت و فداكارى و بدون صداقت و يك دلى پايدار نخواهد ماند. در زندگى مشترك همه بايد تلاش كنند تا كانون خانواده گرم‏تر و محبت بين اعضاى خانواده بيشتر شود. اين رمز پايدارى و بقاى نهاد مقدس خانواده است و محاسبات مادى در مرحله بعدى زندگى مشترك قرار دارد. شما نبايد با اتكا بر احتمال و با نگرش منفى به زندگى آينده نگاه كنيد و اين به معناى آگاه نبود از حقوق شرعى و قانونى شما نيست، بلكه شما در ضمن آگاهى از حقوق شرعى و قانونى خود، بايد نگاهى مثبت و اميدوارانه به تشكيل زندگى مشترك و آينده آن داشته باشيد. با توكل بر خداوند متعال و دل سپردن به او خود را براى تشكيل زندگى مشترك آماده كنيد و بدانيد آينده امور و افراد به دست خدا است. آن چه زندگى مشترك آينده شما را بيمه خواهد كرد، صميميت و هم دلى و صداقت بين شما و همسر آينده‏تان است. اگر نگاهى مادى و حسابگرى به زندگى داشته باشيد به موفقيت نخواهيد رسيد. به اميد موفقيت در زندگى آينده تان.
کد سوال : 48977
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعد از مرگ مادر، خواهر بزرگم در اثر بدگويى پدرم را از ما دور كرده و تمام اموال منقول خود را از خانه بيرون برد و اموال غير منقولش را نيز به نام خود و بچه‏هايش كرد. مى‏گويد كه از روحانى محل پرسيدم: آيا پدرم مى‏تواند تمام اموال منقول و غير منقول را به بعضى
پاسخ : از فقيه عالى قدرى سؤال شد: شخصى در مرضى كه منجر به موت وى شده است، منزل مسكونى خود را به نوه هايش مصالحه كرده و زمين زراعتى خود را فروخته است. آيا اين تصرفات جايز است؟ايشان در پاسخ فرمود: بلى، اظهر اين است كه معامله و فروش و مصالحه انسان، در مرضى كه به آن مرض از دنيا مى‏رود، صحيح است، اگر چه مازاد بر ثلث باشد.(1)نيز از آن بزرگوار سؤال شد: آيا هبه در مرض موت صحيح است؟ در پاسخ گفتند: بلى، اقوى صحّت است، هر چند زايد بر ثلث باشد.(2)باز در پاسخ اين سؤال پدرى در زمان حيات خود به يكى از فرزندانش گفته: در زمينى براى خود خانه بسازد، او هم ساخته است، حال بعد از فوت پدر، آيا ورثه ديگر از آن زمين ارث مى‏برند يا خير؟ فرمود: اگر زمين را به او بخشيده باشد، كسى حق مزاحمت او را ندارد و بقيه از آن ارث نمى‏برند.(3)با توجه به پرسش و پاسخ‏هاى فوق جواب سؤال اين است كه پدر شما مى‏تواند تمام اموال منقول و غير منقول خود را به خواهر بزرگ و بچه‏هاى او ببخشد و هبه كند. گفتنى است: به هر وسيله‏اى شده رضايت پدر را جلب كنيد و نگذاريد شما را عاق كند كه عاقبت بسيار تلخى در پى خواهد داشت، اگر چه تمام اموال خود را به خواهر بزرگى هبه كرده باشد.
کد سوال : 48978
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قبل از فوت چند نفر از بستگانم. خدمت شايانى به آن‏ها نموده كه با رضايت كامل از من از دنيا رفتند، اما به خاطر ظلم و ستمى كه در حال حيات نسبت به من روا داشته‏اند بسيار دلگيرم و راضى نمى‏شوم آن‏ها را ببخشم خواهشمندم در اين خصوص مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : آفرين بر شما و امثال شما افراد فهميده و دلسوز و نيكوكارى كه آن گونه به بستگان كمك مى‏كند، كه هنگام مرگ به ديگران مى‏گويند: به فلانى بگوييد: ما بسيار راضى هستيم. آن هم وقتى خدمت و كمك كرديد كه سخت به كمك نيازمند بودند. و از طرفى مى‏دانستيد نسبت به شما حق كشى كرده و جفا نموده‏اند. خواهر گرامى، شما كه در حال حياتشان با اين كه مى‏توانستند از ديگرى كمك بگيرند به ان‏ها خدمت كرده و اصلاً به رُخِشان نكشيد كه در حق شما جفا كرده‏اند، چرا حاضر نمى‏شويد بعد از مرگ كه دستشان از همه جا كوتاه است آن‏ها را ببخشيد و برايشان طلب خير كرده و گذشته‏ها را فراموش كنيد؟ مى‏گويند: الأحسان بالأتمام؛ نيكى وقتى ارزش دارد كه كامل باشد. زحمات و خدمات شما آن گاه ارزش دارد كه به طور كلّى آنان را ببخشيد و از خداى مهربان بخواهيد آن‏ها را مورد لطف خويش قرار دهد.پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود: "مردگان خود را جز به نيكى ياد نكنيد، زيرا اگر از اهل بهشت باشند شما مرتكب گناه شده‏ايد و اگر از اهل آتش باشند پس آنان در آن چه هستند، بس است؛(1) يعنى اگر گناه كار باشند وزر و بال گناه ايشان است و شما ديگر بر آن نيفزاييد.پى نوشت‏ها: 1. فيض كاشانى، محجة البيضاء، ج 8، ص 293، طبق نقل جهان بينى اسلامى "معاد" از كتب درسى تربيت معلّم، ص 111 به شماره كد 1008/2.
کد سوال : 48979
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از "مقام محمود" كه در سوره اسراء آيه 79 براى پيامبر(ص) مطرح شده چيست؟
پاسخ : "و من الليل فتهجّد به نافلةً لك عسى ان يبعثك ربك مقاماً محموداً؛ پاسى از شب از خواب برخيز و قرآن و نماز بخوان و اين يك وظيفه اضافى براى تو است، تا پروردگارت تو را به مقامى درخور ستايش برانگيزد".معروف بين مفسران اين است كه "مقام محمود" مقام شفاعت كبراى پيامبر اكرم(ص) است. اين مقام آن قدر بزرگ است كه ستايش همه اولين و آخرين را متوجه خود مى‏سازد، چون مقام محمود به طور مطلق ذكر شده است. در روايات متعددى از جمله عياشى در تفسير خود از حضرت امام باقر(ع) يا امام صادق(ع) نقل مى‏كند: منظور از مقام محمود مقام شفاعت است.(2)اين احتمال نيز وجود دارد كه مقام محمود نهايت قرب به پروردگار است كه يكى از آثارش شفاعت كبرى مى‏باشد.(3)پى‏نوشت‏ها: 1 - تفسير عياشى، طبق نقل تفسير نمونه، ج‏12، ص 231.2 - برداشت از تفسير نمونه، ج‏12، ص 231 - 232.
کد سوال : 48980
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تفاوت "خلف وعده و خلف وعيد" چيست؟ مى‏گويند: خداوند خلف وعده نمى‏كند، اما خلف وعيد مى‏كند.
پاسخ : وعده دادن يعنى نويد و نژده و قول نعمت دادن و قرار گذاشتن بسود كسى. وعيد، وعده به تهديد و اخطار است. (1)با توجه به معناى وعد و وعيد پاسخ اين است كه خداوند هرگز آن چه به بندگان خود وعده و قول داده كه در مقابل فلان عمل خير، فلان پاداش را خواهم داد، تخلف نمى‏كند. ولى از باب اين كه رحمت الهى بر غضبش سبقت دارد، گاهى از گناه گنهكار صرف نظر كرده و آنان را مشمول عفو و بخشش خويش قرار مى‏دهد.پى‏نوشت‏ها: 1 - دكتر محمد معين، فرهنگ فارسى يعنى، ماده وعد...
کد سوال : 48981
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از اصطلاح خط سوم چيست؟
پاسخ : امروزه دو خط، يا دو جناح، در كشور ما جريان دارد؛ جناح راست و جناح چپ. به جامعه روحانيت مبارز و پيروانش، جناح راست و به مجمع روحانيون، جناح چپ اطلاق مى‏شود. خط سوم، به خطبى مى‏گويند كه نه به طور كلى خط و مشى جناح راست را قبول دارد و نه جناح چپ را، بلكه تلفيقى است از خط راست و چپ.به تعبير ديگر نيمى از خط و مشى جناح راست را قبول دارد و نيمى از خط و مشى جناح چپ را.
کد سوال : 48982
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر به امام على(ع) خيانت نمى‏شد، اكنون قرآن از نظر ترتيب سوره‏ها به چه كيفيتى بوده است؟
پاسخ : علامه طباطبايى مى‏فرمايد: پس از يك سال و خرده‏اى كه از رحلت رسول خدا(ص) گذشته بود جنگ يمامه درگيرى بين مسلمانان و مسلميه كذاب و پيروانش درگرفت در اين جنگ هفتاد نفر از قراء (حافظان كل قرآن) كشته شدند. مقام خلافت (ابوبكر) از ترس اين كه ممكن است جنگ ديگرى براى مسلمانان پيش بيايد و بقيه قراء كشته شوند و در نتيجه قرآن از بين برود به عده‏اى تحت سرپرستى زيد بن ثابت دستور داد سوره‏ها و آيات قرآن در مصحفى نوشته شود.حدود يك سال طول كشيد تا قرآن مطابق حافظه قاريان و نوشته كاتبان وحى به نوعى كه مورد تأييد عموم مسلمانان بود به روى اوراق پوست دباغى شده نوشته شده و بين دو لوح به شكل كتابى مدون قرار گرفت.اين عمل مورد تأييد حضرت على(ع) و ساير ائمه نيز بوده است(1) در دوران خلافت عثمان به خاطر فتوحات وسيع اسلامى و مشرف شدن دسته دسته از غير عرب به دين مقدس اسلام اختلاف مسلمانان در قرائت قرآن به خاطر لهجه‏هاى گوناگون و نبودن نقطه گذارى و اعراب منشأ اختلاف و سر و صداى مسلمين گرديد.براى جلوگيرى از اين اختلاف عثمان فرمان داد كه هيئتى باز به رياست زيد بن ثابت نسخه هايى از روى نسخه اصلى تهيه شده در عصر ابوبكر و با لهجه‏هاى عربى قريش( قبيله نبى گرامى اسلام) تكثير نموده و هر نسخه‏اى به همراه يك نفر متخصص قرائت به يكى از شهرها ارسال نمايند. گفتنى است وضع و ترتيب آيات در سوره توفيقى و طبق دستور پيامبر صورت گرفته است. اما ترتيب سوره‏ها كدام اول كدام آخر قرار بگيرد به اجتهاد صحابه بوده است. (2)اگر به امام على(ع) خيانت نمى‏شد وضع سوره‏ها به اين كيفيت بوده اول سوره اقرأ، ن، المزمل، المدثر و در آخر سوره‏هاى فتح، توبه و مائده قرار گرفت چون حضرت قرآن را طبق نزول جمع آورى كرده بود چنان كه حضرت امام صادق(ع) در مصحف خود كرده است برادر گرامى لطفاً مشخصات خود نام و نام خانوادگى ميزان تحصيلات سن و... را در نامه بعدى ذكر كنيد در غير اين صورت از پاسخ دادن معذوريم.پى‏نوشت‏ها: 1 - اسلام در قرآن، ص 162 - 165 (انتشارات طلوع مشهد)2 - برداشت از كتاب آشنايى با قرآن، از كتب درسى تربيت معلم ص 96 - 97 شماره كد 2003.
کد سوال : 48983
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كنيز پيامبر كيست؟ و قرآن از چه چوبى نام برده است؟
پاسخ : عبدالله پدر بزرگوار پيامبر اكرم(ص) كنيزى داشت اسمش "بركه" كنيه‏اش "ام ايمن" بود. بعد از فوت عبدالله اين كنيز از طريق ارث به حضرت محمد(ص) رسيد. اين كنيز به حضانت و نگهدارى آن بزرگوار همت گماشت. (2)گفتنى است كه: بعد از رسالت ظاهراً پيامبر(ص) كنيزى نداشته است، و اگر هم داشت ما خبر نداريم. در پاسخ سؤال دوم گفته مى‏شود مراد شما شخص نيست. اگر مراد درخت است خداوند در قرآن از چند درخت نام مى‏برد.1 - شجرة زقوم، سوره واقعه آيه 52. و سوره‏هاى ديگر.2 - شجره گندم، اعراف، آيه 19 و سوره‏هاى ديگر "البته بنا بر قولى كه شجره ممنوعه را درخت گندم مى‏دانند.3 - شجره طيبة و خبيه، ابراهيم آيه 24.4 - شجره ملعونه، اسراة آيه 60.5 - شجره خلد، طه، آيه 120.6 - شجرة مباركه زيتون، نور، آيه 35.7 - شجره يقطين "كدو" صافات، آيه 143.اگر مراد چوب عصا است، قرآن در آيات متعدد از عصاى حضرت موسى نام مى‏برد.از جمله: 1 - بقره. آيه 60.2 - اعراف آيه 117.و اگر هم مراد چوب ديگر باشد اطلاعى نداريم.