کد سوال : 48934
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اين سخن صحيح است كه از معصوم چنين نقل شده است: براى نطفههاى خود جاى مناسب انتخاب كنيد و از سياهان بپرهيزيد كه رنگ زشتى است؟ مقصود از سياهى چيست؟ آيا اسلام در اين مورد به تبعيض نژادى قائل نشده است؟
پاسخ : چنين سخنى فقط يك نسبت ناصحيح به ساحت مقدس معصوم(ع) است.دينى كه سخن از برترى مردم جز به تقوا نمىگويد، پس در امور مربوط به دنيا و روابط اجتماعى نيز هرگز در مقام قياس ظاهر به ظاهر قرار نمىگيرد.اسلام مىگويد: هيچ قوم و قبيله و نژادى بر قبيله و قوم و نژاد ديگرى برترى ندارد.حتى عرب نمىتواندب گويد چون زبان و دين و شخص نبى مكرّم(ص) عرب بوده، پس برتر از ديگران است.چون افرادى كه از نژاد سياه برخوردار بودند بيشتر در معرض آزار و اذيت و توهين قرار داشتند، اسلام در همان زمان اوليه با اين مسئله مقابلهاى جسورانه كرد. قصّه بلال حبشى كه اذان گوى اسلام بود، يك عبرت و تربيت به حساب مىآيد. پس اگر اسلام چنين عقيدهاى دارد معصوم هم كه نيز نظريه پرداز و تفسير گر همين دين است، همانى را مىگويد كه اسلام مىگويد.پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود: "آگاه باشيد شما فرزندان آدم هستيد و آدم از خاك است. به خدا قسم! عبد حبشى (= اهل حبشه و كسانى كه غالباً سياه پوست هستند) كه خدا را اطاعت كند، از آقا و سيّد قريشى كه خدا را معصيت كند، بهتر است. به درستى كه گرامىترين شمانزد خدا باتقواترين شما است".(1)در مورد ديگر خداوند از ميان حبشىها پيامبرى نيز مبعوث كرده است.در اين باره حضرت امير(ع) فرمود: "خداوند متعال پيامبرى حبشى را بر قومش مبعوث كرد، كه ايشان را به سوى خدا فرا مىخواند".(2)اما در مورد ازدواج: تاريخ به ياد دارد از جمله حادثههاى مهم صدر اسلام، ازدواج مردى سياه پوست به نام "جويبر" صحابى پيامبر بزرگوار اسلام با "ذلفا" دختر زيبا در مدينه بود، پيامبر گرامى اسلام براى آن كه حصار امتياز و برترى جويى و فخر فروشى را بشكند، جويبر مهاجر را به عنوان خواستگار نزد مردى از انصار مدينه جهت ازدواج با دخترش كه از زيبا رويان بود، مىفرستد و اين ازدواج سر مىگيرد، در حالى كه جويبر مردى زشت رو و سياه منظر بود، ولى باطنى نورانى و ايمانى بالا در وجود خود داشت.(3) البته جويبر بعداً در جنگ به شهادت رسيد. اين داستان حكايت از يك واقعيت دارد و آن اين كه اسلام براى تمامى افراد به طور يكسان ارزش و امتياز قائل است. هر كس كه نامش آدم است، در خوب و بدىها همدم است. وقتى عبد حبشى با سيد قرشى در اصل انسان بودن فرقى ندارند، پس در امور فرعى زندگانى نيز فرقى بين سفيدترين انسان و سياهترين آن نيست، مگر به تقوا، چون فاصله بين عابد و معبود تنها به تقوا است.امام درباره انتخاب همسر و اين كه انسان با چه كسى ازدواج كند، آن چيزى كه به زن و مرد مربوط است، اين است كه به اصل: اخلاق و تقوا و نسب توجه شود. پس همسر انسان خوب است كه از اخلاق خوب برخوردار بوده، به انجام مسائل دينى مقيّد و داراى ريشه و اصالت خانوادگى باشد. حالا سياه يا سفيدش سليقه است و هر كسى به سليقه و رفتار خويش مختار است. در لسان ائمه طاهرين جهت انتخاب زن اصولى مد نظر قرار گرفته است، مثلاً مىفرمايد: "دايى يا عمو و پدر يا مادر و ساير خويشان تأثير مستقيمى روى نطفه و فرزند دارند.(4)پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود: "اى مردم! شما را از سبزهاى كه روى لجنزار روييده، نهى مىكنم".اصحاب گفتند: مرادتان چيست؟فرمود: "زنى كه اصل و نسب ندارد و در جاى بدى رشد كرده است".(5)امام صادق(ع) فرمود: "اگر مردى به خاطر جمال و مال با زنى ازدواج كند، به همان مشغول و رها مىشود، ولى اگر زن را به خاطر دينش انتخاب كند، خداوند او را به مال و جمال روزى مىدهد".(6)در هر حال در ميان احاديث متعدد روايت شده از معصوم، موردى وجود ندارد كه اگر همسر سياه يا بدقواره باشد، از او بپرهيزيد. اين با اصل شعار برابرى همه در اسلام منافات دارد و معصوم هرگز چنين سخنى را نمىگويد.پى نوشتها: 1. بحارالانوار، ج 7، ص 239.2. همان، ص 439.3. ر.ك: داستان راستان، شهيد مطهرى، ج 2، ص 12، به نقل از كافى، ج 5، ص 34.4. ر.ك: وسائل الشيعه، ج 14، كتاب نكاح، ص 29، حديث 2.5. همان، حديث 3.6. همان، ص 30، حديث 1.
کد سوال : 48935
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : رسول گرامى اسلام(ص) چه كسانى را هنگام مرگ، شهيد معرفى مىكند؟
پاسخ : شهيد در معناى معروفش مصداق رزمندهاى است كه در صحنه جنگ و جدال عليه ظالمان و متجاوزان به ستيز برخاسته و در اين راه به شهادت مىرسد.قرآن درباره اين افراد مىفرمايد: "مپنداريد كه شهيدان راه خدا مردهاند، بلكه زنده به حياتابدى اند و نزد خدايشان متنعّم خواهند بود".(1)شهيد از اجر و قرب بسيار بالايى برخوردار بوده و بسيارى را راه بر آن نيست.مقام شهيد مختص بعضى از بندگان خدا است و خدا ايشان را گلچين مىكند.پيامبر گرامى(ص) فرمود: "برتر از هر نيكى نيكويى هست تا وقتى كه شخص در راه خدا كشته شود".(2)اما در اين بين افرادى نيز وجود دارند كه از اجر و مقام شهيد برخوردار بوده و بعد از مرگ جزء شهيدان مىباشند. خداوند اهل ايمان را از شهدا و صديقين معرفى كرده و در زبان ائمه معصومين(ع) آمده: "مردهاى كه از شيعيان باشد، جزء راست گويان و شهدا است".در ميان روايات صادره از اهل بيت(ع) فراوان ديده شده است كه بسيارى از مردم اجر شهيد را دارند. امام على(ع) فرمود: "ميّت و مردهاى كه از شيعيان ما باشد، صديق و شهيد است".(3)در قرآن، مؤمن به عنوان شهيد معرفى مىشود: "و كسانى كه به خداوند و پيامبرانش ايمان آوردهاند، اينانند كه صدّيقند و شهيدان نزد پروردگارشان هستند و اجر و نورشان را دارند".(4)كسى كه در حال مرّ محبّ آل محمّد باشد، جزء شهدا است.پيامبر گرامى(ص) فرمود: "كسى كه بر حبّ آل محمد(ص) بميرد در حالى كه شهيد است، مرده است".(5)پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود: "اينان جزء شهدا هستند و از مقام ايشان برخوردارند: 1- شخصى كه در راه خدا كشته شود؛2- هر كس كه در راه خدا بميرد؛3- هر كس كه به خاطر بيمارى طاعون فوت شود؛4- هر كس كه در شكم مادر بميرد؛5- هر كس كه در آب غرق شود؛6- هر كس كه براى دفاع از جان خود كارزار كند تا كشته شود؛7- هر كس كه در راه دفاع از مال خود كشته شود؛8- هر كس كه در راه دفاع از خانهاش قتال كننده كشته شود؛9- هر كس كه با طهارت (وضو) بخوابد و همان شب بميرد".(6)در عين حال موارد ديگرى نيز وجود دارد كه حكايت از اجر و ثواب شهيد دارد و چون اين جواب به اطاله و زياده مىكشيد از ذكر همه آنها خوددارى مىشود.نتيجه: اگر چه معصوم(ع) مصاديق متعددى را براى شراكت در ثواب و اجر شهيد ذكر كردهاند، اما بايد دانست كه ثواب هر عملى منوط به نيّت صاحب عمل است و اگر شرايط جمع باشد و چنين اتفاقى بيفتد، ثواب هم در پى آن خواهد آمد.امام صادق(ع) فرمود: "(پاداش) اعمال به نيت آن است و براى هر آدمى هر چه كه نيت كرده است مىم اند و عبد ناچار است كه در هر حركت و سكون نيت خويش را خالص كند".(7)در عين حال شهيد معناى عرفانى بسيار بالايى دارد و امام خمينى(س) تعبير معروفى دارند كه: "عالم محضر خدا است. در محضر خدا معصيت نكنيد". پس معلوم مىشود تمام موجودات نزد خداى متعال شهيد و حاضرند و سهم اصلى از اين حضور و شهادت به موجود با شعورى به نام انسان بر مىگردد، اما پردههاى غفلت و غبار معصيت و ظلمت، مانع درك متقابل اين محضر متعالى مىشود. براى دريافت نور اين محضر عظمىبايد شهيد واقعى شد، زيرا انسان اگر به حضور مادى اش در نزد خدا باشد، بهرهاى نمىبرد، هر چند چون ديگر مخلوقات نمىتواند از استيلاى "كن فيكونش" خارج شود، ولى مهم آن است كه او شهيد واقعى باشد و به همين جهت امام باقر(ع) مىفرمايد: "هر كس مؤمن است، شهيد است".(8) چون ايمان جواز ورود به محضر حق تعالى است و او چون بر همه جا حاضر است پس ناظر به حضور شخص حاضر و با معرفت است. مؤمن پى آن كه در صحنه كارزار باشد و يا در حين مقاتله با كفر كشته شود و يا حتى قبل از آن كه در بستر، به مرگ طبيعى بميرد، شهيد است و درك متقابل بهترين حال براى حضورش است.پى نوشتها: 1. آل عمران (3) آيه 169.2. بحارالانوار، ج 97، ص 15، حديث 32.3. بحارالانوار، ج 1، ص 114.4. حديد (57) آيه 19.5. بحارالانوار، ج 23، ص 333.6. ر.ك: آثار الصادقين، ج 10، ص 77 - 81.7. بحارالانوار، ج 67، ص 210، حديث 32.8. همان، ج 52، ص 145، حديث 64.
کد سوال : 48936
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اين سخن صحت دارد كه اگر مادرى جنين خود را كه روح در آن دميده شده، عمداً سقط كند، در صورتى كه پسر باشد، بايد هزار مثقال طلا و اگر دختر باشد، بايد پانصد مثقال طلا به عنوان ديه به وارث بدهد؟ در صورت صحت اين سخن، آيا اسلام مرد را بالاتر از زن قرار نداده
پاسخ : مسئله ديه زن و مرد در اصل به مسئله ارث زن و مرد در اسلام بر مىگردد. خداوند در قرآن مىفرمايد: "خداوند توصيه مىكند شما را درباره فرزندانتان! بهره هر جنس مرد برابر بهره دو زن است".(1)امام صادق(ع) فرمود: "اگر در جنين روح دميده شد و سقط شود، اگر مذكر باشد، ديهاش هزار دينار و اگر مؤنث باشد، پانصد دينار خواهد بود".(2)و نيز مراجع عاليقدر در رسالههاى خود اين فتوا را ذكر كردهاند.(3)اين توصيه و حكم اسلام به موضوع ارث و ديهاى است كه به عنوان مثال آيهاى از آيات قرآن و نمونهاى از روايت و حديث معصوم(ع) بيان شد و قطعاً بايد دانست احكام اسلامى دائر مدار مصالح بندگان خدا است و هر چه به مصلحت مكلّف و مردم باشد، آن را تشريع خواهد كرد. اتفاقاً قانون ارث و ديه نيز از اين امر مستثنى نيست.اسلام مىگويد: اگر مرد در ظاهر از سهم بيشترى نسبت به زن برخوردار است، اما دراصل كسرى سهم زن با موارد ديگرى جبران مىشود.شهيد مطهرى در اين باره مىفرمايد:ابن ابى العوجا مردى است كه در قرن دوم مىزيسته و به خدا و مذهب اعتقادى نداشته است. اين مرد از آزادى آن عصر استفاده ميكرد و عقايد الحادى خود را همه جا ابراز مىداشت، حتى گاهى در مسجد الحرام يا مسجد النّبى مىآمد و با علماى عصر راجع به توحيد و معاد و اصول اسلام به بحث مىپرداخت. يكى از اعتراضات او به اسلام همين بود كه مىگفت: چرا زن بيچاره كه از مرد ناتوانتر است، بايد يك سهم ببرد و مرد كه تواناتر است، دو سهم ببرد! اين خلاف عدالت و انصاف است.امام صادق(ع) فرمود: "اين براى اين استكه اسلام سربازى را از عهده زن برداشته و به علاوه مهر و نفقه را به نفع او بر مرد لازم شمرده است و در بعضى جنايات اشتباهى كه خويشاوندان جانى بايد ديه بپردازند، زن از پرداخت ديه و شركت با ديگران معاف است. از اين رو سهم زن در ارث از مرد كمتر شده است. امام صادق(ع) صريحاً وضع خاص ارثى زن را معلول مهر و نفقه و معافيت از سربازى و ديه شمرد.(4)علامه طباطبايى در بيان تحليل و تفسير حد واندازه ارث براى مرد و زن و علت زيادتى ارث مرد بر زن مىنويسند:مرد به حسب تدبير عقلانى زندگى و مخارج منزل به عهده او بودن، از زن برتر است. خداوند مىفرمايد: مردان اداره كننده زنانند، به سبب برترى كه خدا برخى از آنان (بشر) را به برخى ديگر داده است.(5)"قوّام" مشتق از قيام و به معنى اداره كردن معاش است و مقصود از فضل، زيادى تعقّل و انديشه او مىباشد؛ زيرا زندگانى مرد، زندگانى تعقّلى و اندشهاى و زندگانى زن، زندگانى احساساتى و عواطفى است اختيار مال را به دست عاقل و مدبّر دادن، به مصلحت نزديكتر است تا به دست يك نفر احساساتى پر عاطفه. اين اختصاص هنگانى كه با ثروت موجود دنيا كه از نسل حاضر به آينده منتقل خواهد شد مقايسه شود، ملاحظه مىگردد كه اداره 23 ثروت موجود دنيا در دست مردها و يك سوم آن در دست زنها است.پس تدبير و اداره از روى تعقل بر تدبير و اداره از روى عواطف و احساسات برترى داده شده وامور جامعه از اين راه اصلاح گشته و زندگانى با خوش بختى توأم گرديده است.اين كسرى در حقوق زن را خداوند در آن جايى به مرد فرموده است كه در كار زنان در دو ثلث ديگر مال، عدالت كامل را - كه موجب شركت كامل زن در مال مرد است - مرعى (= در نظر) داشته باشد، جبران كرده است، زيرا 23 مال حق مرد، صرف زن خواهد شد و حال آن كه هر زنى كه يك سوم يعنى حق خود را به دست خود داشته، اختيار مصرف شخصى آن را دارد.پس حاصل اين قرار دادِ شگفت شرعى اين شد كه مرد و زن در مالكيت و مصرف به عكس يكديگرند. مرد مالك دو سم ثروت جهان و زن مالك يك سوم آن است، ولى عملاً يك سوم آن به مصرف مرد مىرسد و دو سوم آن به مصرف زن.(6)امام رضا(ع) در پاسخ نامهاى كه از علت اين كه سهم ارث زن نصف سهم مرد است پرسيده بود، فرمود: زيرا زن وقتى زناشويى نمود، مالى مىگيرد، ولى مرد مالى مىپردازد. از اين رو است كه سهم مردان در ارث بيشتر است و علت ديگر بر اين كه حق مرد دو برابر حق زن است، آن است كه زن جزء عائله مرد است، اگر محتاج باشد. و بر عهده زن چنين چيزى نيست. از اين جهت حق مرد بيشتر است.(7)در عين حال چنين برترى هايى بيشتر به مسائل دنيوى و معاش و امور مادى بر مىگردد و علت آن ايجاد تعادل و توازن بين دو جنس مرد و زن است كه هر كدام بنا به اقتضاى وجودى و روحى، نگرشى متفاوت و متغير نسبت به عالم وجود دارند. زن بنا به اقتضاى خاصّ خود، نيازمند حمايت و پشتيبانى جنسى متفاوت و محكمتر و خشنتر نسبت به خود دارد و اين چيزى نيست كه از طبيعت هر دو بيرون باشد، ولى با تمام اوصاف به حكم آيه شريفه كه مىفرمايد: "اى مردم! ما شما را نر و ماده آفريديم و شما را تيرهها و طيافهها ساختيم تا آشنا باشيد و بشناسيد. به درستى كه گرامى تين شما نزد خداوند پرهيزكارترين شما است".(8)هر مردى اگر بگويد: من نسبت به زن برترم، اين برترى - كه دلايل آن گفته شد - مربوط به همين دنيا و امور مادى است و امورى كه زودگذر و فانى است و براى كسى باقى نخواهد بود، مهم برترى و شرافت در نزد خدا است كه پايدار و باقى خواهد ماند.برترى (مرد به زن) در مجهز بودن براى بهتر زيستن و بهتر جريان دادن زندگانى دنيا (و معاش) و بهتر اصلاح كردن جامعه است، نه اين كه اين همان فضيلت حقيقى در نظر اسلام (كه عبارت است از نزديكى بيشتر به خداوند) باشد، زيرا اسلام به هيچ يك از برترىهاى بدنى (و مادى) كه فقط در زندگانى مادى دنيا سودمند مىباشد، اعتنايى ندارد... پس، از همه آن چه گذشت، معلوم شد كه مردان به سبب همان روح تعلقشان كه موجب تفاوت در قضيه ارث و امثال آن مىشود، بر زنان برترى دارند، ولى نه برترى به معنى شرافت و كرامت؛ برترى به معناى كرامت و فضيلت كه اسلام بدان اهميت مىدهد، فقط پرهيزكارى است، هر كجا كه باشد".(9)پى نوشتها:1. نساء (4) آيه 11.2. وسائل الشيعه، ج 19، ص 169، باب 21، حديث اول.3. ر.ك: توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 775، بحث ديات.4. مرتضى مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص 286.5. نساء ( ) آيه 34.6. ترجمه تفسير الميزان، ج 4، ص 350.7. همان، ص 360.8. حجرات ( ) آيه 13.9. ترجمه تفسير الميزان، ج 4، ص 354.
کد سوال : 48937
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از شركت محل كارم مقدارى گونى به منزل آورده و در پشت بام استفاده كردهام حكم آن چيست؟
پاسخ : اگر شركت مورد نظر گونى را دور انداخته و از آن اعراض كرده بود، تصرّف شما اشكال ندارد، ولى چنان چه شركت اعراض نكرده بود، بايد با مراجعه به صاحب يا مدير آن شركت، جلب رضايت كنيد. در صورتى كه شركت تغيير محل داده و يا منحل شده و صاحب آن را نمىشناسيد، با يأس و نا اميدى از شناسايى لازم است قيمت گونى را از طرف صاحبش به فقير صدقه بدهيد (قيمت روزى را كه مصرف و تلف كرديد).(1) در هر صورت نمازى كه در خانه خود خواندهايد، صحيح است.
کد سوال : 48938
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مخارجى كه در زمان فوت تا چهلم براى مرده انجام مى شود چه توصيه شرعى دارد؟
پاسخ : بسيارى از چيزهايى كه هم اكنون در جوامع اسلامى جزء سنّت هاى فراموش نشدنى مردم شده است فاقد وجاهت شرعى و دينى است . يكى از همان سنت ها مراسمى است كه هنگام فوت و خصوصاً بعد از فوت تحت عنوان هاى مختلف برگزار مى شود.هنگامى كه مرگ بر سر عزيز يا عزيزانى از خانواده و فاميل سايه مى گستراند و از ميان آدميان براى خودنامزدى انتخاب مى كند اين تازه شروع ماجرا است . افرادى كه به دليل قرابت و خويشاوندى با يك ديگر مأنوس شده و چون زنجيرى به هم پيوسته شده اند; اكنون در حسرت فراق در هاله اى از غم مى سوزند و اشك مى ريزند و داستان دنياچنين تعبير مى شود كه : آدميانش روزى در جشن و سرورند و روزى در غم و اندوه در اين بين علاوه بر تحميل غصه و اندوه بر صاحبان ميّت , عده اى نيز به خيال آن كه به بازماندگان تسلى خاطر مى بخشند ناگهان سبز شده و به پذيرايى از خويش مشغول مى شوند, باز مانده بيچاره نمى داند كه آيد بگريد يا آن مهيمان ناخواسته را پذيرايى كند.حتى توقع بعضى از افراد آن چنان بالا است كه اگر خوب پذيرايى نشوند زبان به طعن و لعن و بد گويى باز مى كند اين يك گوشه داستان است و بماند در زمان امروز و وضع نابه هنجار اقتصادى از مردم كه با سيلى صورت خود را سرخ مى كنند چگونه مى توانند از عهده مخارج سنگين پذيرايى سوم و هفتم و چهلم و سال برآيند. آيا اسلام چنين مى گويد كه هر كس مرد بازمانده اش بايد خيرات دهد و پشت سر مجلس غذا و طعام برگزار كند تا عده اى بيايند وبخواند و اگر خيلى هنر كنند فاتحه اى ناقص و بخوانند و با عجله از مجلس خارج شوند و دمى بعد گويا كه خبرى نبوده بهبى خبرى و غفلت خويش باز گردند. بر عكس , اسلام و قرآن مى فرمايد: قطعاً همه شما را با چيزى از ترس ,گرسنگى , و كاهش درمال ها و جان ها و ميوه ها, آزمايش مى كنيم وبشارت ده به استقامت كنندگان .(1)مى گويد مرگ امتحان وابتلا است . مرگ عبرت و درس است , مرگ باعث مى شود كه انسان در فكر آن باشدكه آرزوهاى دراز و بلند نداشته باشد. بگذريم در هر حال , بسيارى از اين سنت ها, ريشه در جهل و نادانى وباورهاى غلط دارد از جمله تحميل پذيرايى و خيرات بعد از مرگ به وسيله بازماندگان است . بناى اسلام درست در جهت عكس آن چيزى است كه امروز مردم روزگار آن را مى پسندند. از آن جمله اگرشخصى از خانواده اى رحلت كرد و از دنيا رفت مستحب است كه تا سه روز غذايى از بيرون تهيه كرده و براى بازماندگان ارسال كنند و اين سنت احتمالا تا به امروز در بعضى از كشورهاى اسلامى متداول است نقل شده درنقاطى از استان لرستان ايران مردم به اين مهم اهتمام داشته و عمل مى كنند. امام باقر7فرمود: سزاوار است همسايگان صاحب عزا به مدت سه روز براى صاحبان عزا طعام درست كنند.(2)امام صادق 7فرمود: غذا خوردن نزد اهل مصيبت از كارهاى دوران جاهليت است و سنت (پسنديده ) آن است كه براى آنان (عزاداران ) طعام و غذا ارسال شود. آن گونه كه پيامبر اسلام 6درباره بازماندگان جعفربن ابى طالب سفارش به ارسال طعام كردند() و اين به شكل سنتى در آمده است پس سنت اسلام اين است نه آن كه كاملا بر عكس (پـاورقى 1ـ وسايل الشيعه , ج 2 ص 889 حديث 6اين سنت و هنگامى كه شخصى مى ميرد خود را آماده پذيرايى و خوردن غذاى سوم و هفتم و چهلم و سال بكنيم .شخصى كه عزيزش را از دست مى دهد و در عزايش به سوگ نشسته است چگونه حال و حوصله پذيرايى وخيرات دادن را دارد و البته بسيارند كه اهل ريخت و پاشند و به اندازه كافى خدمه و عمله دارند و به اندازه اى پول و ثروت دارند كه گويا اين گونه خرج ها براى آنان تأثير ندارد كه البته اينرا نيز اسلام نمى پذيرد و به نوعى اسراف مى داند زيرامى توان از براى ميت در راه بهترى چون وقف و ديگر صدقات جاريه , خدمات آموزش و پرورش , مدرسه سازى ,ساختن راه ها و بنا هايى كه عموم مردم از آن استفاده كند و شناسايى افراد فقير و مستمند و رسيدگى به وضع آنان نيزاز آن جمله است وانجام اين امور لازم است زير نظر مجتهد ومرجع تقليد صورت پذيرد تا وجه شرعى اش حفظشود. پس اولاً انسان كه از دنيا مى رود عمل اوست كه او را نجات مى دهد يا خداى ناكرده دچار عذاب مى كند ودادن طعام و غذا واز اين قبيل سفره پهن كردن ها علاوه بر زحمت بيهوده كشيدن تاثير چندانى براى مرده ندارد. و اگرانسان مى خواهد بر عزيز از دست رفته اش خدمتى بكند بهتر است براى او كارى انجام دهد كه مرده ثمره اش رادريافت كند و علما و مراجع تقليد در استفتائات و رساله هاى علميه خود هر آن چه كه از امور واجب و مستحب براى ميت بوده است را بيان كرده اند. پس علما نه تنها سكوت نكرده اند بلكه دادن اين نسبت به بزرگان صحيح نيست . و اين كه مردم عامى به سراغ آنان و يا كتاب هايشان نمى روند تا آن چه از اصل اسلام است را بياموزند. اين به خود مردم مربوط است و گناهى متوجه علما و بزرگان نيست .(پـاورقى 1ـ بقره (2 آيه 155(پـاورقى 2ـ وسايل الشيعه , ج 2 ص 889 حديث 5
کد سوال : 48939
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا تلقين كارهاى خوب به خود يا به ديگران صحيح است ؟
پاسخ : عمر, سرمايهء انسان و دنيا, بازار و محل تجارت اين سرمايه است . رسول گرامى اسلام 7مى فرمايد:. على 7فرمود: تجارتى چون كردار نيك و هيچ سودى مانند ثواب نيست >.(1) اين انسان است كه مى تواند با حسن اختيار خود در مقابل سپرى كردن عمر خويش در راه پاكى , تقوا و طاعات الهى , بهشت برين و رضوان الهى را خريدارى كند و يا خداى نكرده با انحراف از صراط مستقيم و طريق عبوديّت و ارتكاب معاصى , زندگى را باخته و ضرر غير قابل جبرانى براى خود وارد آورد. قرآن كريم مى فرمايد: سوگند, كه انسان ها همه در زيانند مگر كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند>. و در آيه ديگر مى فرمايد: كه از عذاب دردناك رهايى تان بخشد; به خداو رسولش ايمان بياوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد, اين براى شما از هر چيز بهتر است اگر بدانيد>.بنابراين ايمان به خدا و انجام اعمال صالح و كارهاى نيك است كه انسان را از منجلاب بدبختى نجات بخشيده وسعادت ابدى را براى وى فراهم مى كند, از اين رو هر اقدامى مانند: تلقين , تشويق , موعظه و... از طرف خود انسان ياشخص ديگرى در جهت تحريك او به سوى اعمال صالحه و كارهاى شايسته انجام گيرد بسيار خوب و از مصاديق تعاون بر برّ و تقوا و پندگيرى از واعظ درون و بيرون است . قرآن كريم پيرامون تعاون بر برّ و تقوا مى فرمايد: (هرگز) در راه گناه و تعدّى همكارى ننماييد>.احاديث فراوانى در مورد پند پذيرى از واعظ درونى كه خود انسان است و از واعظ بيرونى كه وارد شده است .امام على 7فرمود: (2) و درحديث ديگر فرمود: طرف خدا براى او خواهد بود>. و نيز فرمود: بپذيريد و به تعليمات او پاى بند باشيد>.رسول اكرم 6فرمود: كارهاى نيك بگير, هر چند توفيق عمل به آن براى تو حاصل نشود تا در زمرهء غافلان نوشته نشوى >.امام صادق 7فرمود: .تلقين حرف ها و عمل هاى خوب به اندازهء خود عمل نيك و حرف خوب ارزش دارد. امام حسن عسكرى 7ى فرمايد: .(3) از اين حديث شريف , ارزش تلقين و تعليم عقايد حقه به خوبى روشن مى شود. همان طورى كه تلقين حرف وعمل نيك , خوب و با ارزش است , تلقين حرف و كار بد نيز نهى شده است .رسول اكرم 7فرمود: گرگ انسان را نيز مى درد; از تذكر و تلقين پدر استفاده كردند>.نتيجه اين كه تلقين , موعظه و تشويق خود يا ديگران براى انجام كارهاى خوب و اعمال شايسته در محدوده ءشرع , كار بسيار با ارزش و پسنديده و عامل مؤثرى در برطرف كردن اخلاق سوء و صفات زشت نفسانى است , و اگردرست و به جا و به موقع صورت گيرد براى پرورش استعدادها ثمرات ارزنده و چشمگيرى دارد.(پـاورقى 1.صادق احسان بخش , آثار الصادقين , ج 2 ص 148 حديث (1744 ـ 34 ).(پـاورقى 2.محمد محمدى رى شهرى , ميزان الحكمة, مادهء نفس شمارهء 20502(پـاورقى 3.محمد باقر مجلسى , بحارالانوار, ج 2 ص 12 حديث 24
کد سوال : 48940
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا نيل به مقامات عرفانى براى گناه كار توبه كننده ميسّر است ؟
پاسخ : سير الى اللّه و نيل به قرب الهى براى عموم راغبان حركت در صراط مستقيم و طالبان نيل به بركات وفيوضات الهى ممكن و ميسر است . تنها در گاهى كه به سوى هيچ كسى بسته نيست در خانهء خداى مهربان است . امام صادق 7در دعايى كه هر روز در ماه رجب مى خواندند چنين مى فرمايد .(1)در دعاى معروف ماه رجب مى خوانيم : اى آن كه در مقابل كم بسيار عطا مى كنى , اى آن كه هر كه سؤال كند عطاى مى كند ,اى آن كه به هر كه سؤال نكند و تو را هم نشناسد باز از لطف و رحمتت عطا مى كنى , جميع خوبى هاى دنيا و جميع خوبى هاى آخرت را به من عطا فرما>.توبه , بركات و آثار و منافع فراوان دارد; از جمله : 1 گناهان را محو و نابود مى كند. قرآن مى فرمايد: پروردگارتان گناهانتان را بپوشاند>.2 خداوند بركات زمين و آسمان را بر توبه كاران نازل مى كند. قرآن مى فرمايد: .(2)3 توبه نه تنها گناه را مى پوشاند و از بين مى برد, بلكه آن را مبدل به حسنه مى كند. قرآن مى فرمايد: . 4 توبه كار حقيقتى چنان مورد عنايت و محبت پروردگار قرار مى گيرد كه حاملات عرش الهى نيز براى اواستغفار مى كنند و تقاضاى ورود او و خانواده اش را در بهشت برين و جنات عدن مى نمايند. قرآن مى فرمايد: . و مى فرمايد: عرشند و آن ها كه گرداگرد آن (طواف مى كنند), تسبيح و حمد پروردگارشان را مى گويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى كنند (و مى گويند) پروردگارا, رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته است . پس كسانى را كه توبه كرده و راه تورا پيروى مى كنند, بيامرز و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار, آن ها را در باغ هاى جاويدان بهشت , كه به آن ها وعده فرموده اى وارد كن . هم چنين از پدران و همسران و فرزندانشان هر كدام صالح بودند كه تو توانا و حكيمى و آنان را ازبدى ها نگاه دار و هر كس را در آن روز از بدى ها نگاه دارى مشمول رحمتت ساخته اى و اين است همان رستگارى عظيم >.(3)(پـاورقى 1.شيخ عباس قمى , مفاتيح الجنان , ص 275و 284 اعمال ماه رجب .چه فيضى بالاتر از محبوب الهى واقع شدن و چه سعادتى فوق نيل به رستگارى و فوز عظيم در آخرت ؟! و همه ءاين ها نصيب توبه كار واقعى مى شود. بنابراين كسى كه به وسيلهء توبه آيينهء قلب را از زنگار گناه پاك كرد و روح وجان را با آب توبه شستشو كرد و راه تهذيب اخلاق و سير سلوك الى اللّه را برگزيد و از خداوند استعانت جست , به مقامات عرفانى نايل و از الطاف الهى بهره مند خواهد شد. حربن يزيد رياحى گناه بزرگى مرتكب شد و راه بر امام زمانش حضرت اباعبداللّه الحسين 7بست , ولى وقتى تائب شد بر اين توبه به مقامى رسيد كه هر انسانى آرزوى نيل به چنين مقامى را دارد و آن همان شهادت در ركات سالار شهيدان و سرور آزادگان مى باشد و اين نمونهء روشن وبارزى است كه توبه كار مى تواند به عالى ترين مقام ممكن نايل شود.(پـاورقى 1.نوح (71 آيهء 10تا 12(پـاورقى 2.مؤمن (40 آيه 7ـ 9
کد سوال : 48941
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حكم شرعى سود بانكى چيست ؟
پاسخ : سودى كه بانك ها در جمهورى اسلامى تحت عنوان عقود اسلامى ; مانند: مضاربه , مشاركت , مساقات و... مى گيرند يا پرداخت مى كنند, اشكال ندارد(1) و مبناى بانك ها در نظام اسلامى بر رعايت ضوابط اسلامى است .(پـاورقى 1.آيت اللّه فاضل لنكرانى , استفتائات , ج 1 سؤال 1082و 1085 آيت اللّه ناصر مكارم شيرازى , مجموعهء استفتائات جديد, سؤال 1375تا 1379
کد سوال : 48942
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : توبهء واقعى چيست ؟
پاسخ : توبه عبارت است از پشيمانى و بازگشت از گناه . توبه هر گاه حقيقى و واقعى باشد و از اعماق جان برخيزد و جامع شرايط باشد و واقعاً از گناهى كه مرتكب شده احساس خجلت و ندامت كند و خود را در پيشگاه خداشرمنده ببيند و در صدد كسب رضاى حق تعالى باشد, به يقين مقبول درگاه احديت واقع شده و آثار و بركاتش نمايان مى گردد. قرآن كريم مى فرمايد: نشويد كه خدا همهء گناهان را مى آمرزد, زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است >.توبه شعبه اى از فضل عظيم الهى و درى است از رحمت رحيمى خداوند كه بروى بندگان خود باز فرموده است .اما زين العابدين 7در مناجات تائبين فرمود: به سوى عفوت گشوده اى و نامش را توبه نهاده اى , و فرموده اى باز گرديد به سوى خدا و توبه كنيد, توبهء خالص , حال كه اين در رحمت باز است عذر كسانى كه از آن غافل شوند, چيست ؟>غالباً انسان ها گرفتار لغزش هايى مى شوند و اگر در توبه بسته بود رستگارى براى كسى ميسر نمى شد, از اين روخداى حكيم و رحيم توبه را دواى دردهاى معنوى و علاج امراض قلبى و پاك كنندهء انواع آلودگى ها قرار داده است تا انسان پس از گرفتارى به گناه به بركت توبه پاك كنندهء انواع آلودگى ها قرار داده است تا انسان پس از گرفتارى به گناه به بركت توبه پاك شده و اهل نجات گردد. خوش بخت كسى است كه از اين باب رحمت قدردانى كرده و از آن استفاده كند. جالب اين است كه خداوند علاقهء فوق العاده اى به توبهء بندگانش دارد چرا كه توبه آغاز تمام خوش بختى هاى انسان است . در حديثى از امام باقر7مى خوانيم : خود را در بيابان (خطرناكى ) در يك شب تاريك گم كرده و سپس آن را بيابد>.لازمهء توبه و پشيمانى از گناه , تصميم بر ترك معصيت در آينده و جبران مافات است ; يعنى اگر آن گناه حق اللّه بوده ; مانند ترك نماز, روزه و... قضاى آن ها را به جا آورد, و اگر حق الناس بوده رضايت آنان را جلب كند, حتى اگركارى را كه موجب قصاص است مرتكب شده , خود را تسليم كند تا صاحب حق , قصاص يا عفو كند. شخصى درحضور حضرت على 7گفت : استغفراللّه . حضرت فرمود: مادرت عزادارت گردد, آيا مى دانى استغفار چيست ؟(چون استغفارش به زبان تنها بود و دلش از حقيقت آن خالى بود). پس فرمود: استغفار درجهء بلند مقامان و صدرنشينان عالم اعلا است و در معناى استغفار شش چيز لازم است : 1 پشيمانى و حسرت از كردار گذشته ;2 عزم بر ترك آن براى هميشه ;3 ادا كردن حقوق مردم به طورى كه هنگام مردن پاك باشد و (رحمت ) خدا را ملاقات كند. در حالى كه حق كسى بر عهده اش نباشد;4 هر واجبى كه ضايع كرده تدارك نمايد;5 آن چه گوشت بدنش از حرام روئيده با حزن بر آخرت آبش كند تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت نو دربدنش پيدا شود;6 زحمت عبادت را به بدن خود بچشاند, چنان چه خوشى و شيرينى گناه را چشانيده است و هرگاه اين شش چيز در تو پيدا شود آن گاه بگو: استغفراللّه .(1)نتيجه اين كه توبهء واقعى , پشيمانى و حسرت از كردار و گناه گذشته است كه لازمهء آن , عزم بر ترك آن در آينده وجبران مافات اعم از حقوق الهى و حقوق مردمى مى باشد و وقتى توبه واقعاً انجام گرفت , به نظر همهء علماى اسلام درپيشگاه خداوند مقبول است . خداوند نه تنها به وسيلهء توبه , گناه را از بين مى برد, بلكه آن را به حسنه مبدل مى كند.(2)(پـاورقى 1.نهج البلاغهء فيض الاسلام , كلمات قصار, شمارهء 409 ص 1271(پـاورقى 2.آيت اللّه ناصر مكارم شيرازى , اخلاق در قرآن , ج 1 ص 217 آيت اللّه شهيد عبدالحسين دستغيب , گناهان كبيره , ج 2 ص 399
کد سوال : 48943
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حكم شرعى هيپنوتيزم چيست ؟
پاسخ : دربارهء هيپنوتيزم نظر مبارك حضرت امام خمينى (ره ) و حضرت آيت اللّه ناصر مكارم شيرازى وحضرت آيت اللّه فاضل لنكرانى را در اختيار داشتيم كه براى شما نقل مى كنيم . نظر مبارك ساير مراجع معظم تقليد رامى توانيد از دفتر استفتائاتشان سؤال فرماييد.از حضرت اما سؤال شده : 1 آيا هيپنوتيزم از نظر اسلام حرام است ؟ 2 اگر هيپنوتيزم در جهت انجام عمل خير ونيكو انجام شود چه حكمى دارد؟ در جواب هر دو مورد فرموده اند: جايز نيست .(1)از آيت اللّه مكارم سؤال شده : آيا هيپنوتيزم از نظر اسلام حرام است ؟ جواب دادند: براى مقاصد طبى و مانند آن مانعى ندارد, ولى براى كشف امور پنهانى يا خبر از گذشته و آينده و حال جايز نيست .(2)از آيت اللّه فاضل لنكرانى سؤال شده : آيا هيپنوتيزم از نظر اسلام جايز است ؟ جواب دادند: مشكل است .(3)ضمناً در مورد ارتباط با آيت اللّه حسن زاده آملى مى توانيد با معظم له مكاتبه كنيد, در صورت صلاح ديد جواب خواهند داد. و نيز مى توانيد با اين آدرس به منزل ايشان مراجعه كنيد: قم ـ خيابان صفائيه ـ كوچه ممتاز ـ دست راست ـ فرعى اول ـ منزل آيت اللّه حسن زادهء آملى . آيت اللّه بهجت در مسجد فاطميه واقع در گذرخان نماز جماعت مى خوانند, مى توانيد حضوراً خدمت ايشان برسيد و يا با تماس تلفى از دفترش نحوهء ارتباط با وى را سؤال كنيد.آيت اللّه نورى همدانى همه روزه با مراجعه كنندگان ملاقات دارند; آدرس ايشان اين است : قم ـ صفائيه ـ كوچه ءبيگدلى ـ دفتر آيت اللّه نورى همدانى .(پـاورقى 1.امام خمينى , استفتائات , ج 2 ص 21 كسب هاى حرام , سؤال 55(پـاورقى 2.آيت اللّه ناصر مكارم شيرازى , مجموعهء استفتائات جديد, ص 155 سؤال 559(پـاورقى 3.آيت اللّه فاضل لنكرانى , استفتائات , ج 1 ص سؤال 2220