• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 48914
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فلسفه حرمت ريش تراشى در اسلام چيست ؟ و آيا مقدار و اندازهء آن (بلندى و كوتاهى ) تأثيرى داردو چرا اغلب علما, مجتهدان و روحانيان داراى ريش بلند هستند, لطفاً به طور مشروح و مفصل جواب دهيد؟
پاسخ : درباره اين كه آيا ريش تراشى حرام است يا نه و آيا دليل متقنى بر آن داريم يا نه ؟ بين علما و مراجع بحث و گفت گو است . از بعضى روايات استفاده مى شود كه ريش گذاشتن لازم است و ار مجلاس مردان است و ازاين رو عرب ها به ريش , محاسن مى گويند. ريش گذاشتن از كمالات مرد محسوب مى شود به طورى كه اگر مردى ريش در نيآورد و به اصطلاح كوسه باشد, آن را عيب به حساب مى آورند. از طرفى در تاريخ سراغ نداريم كه پيامبر6يا امامى ريشش را تراشيده باشد و همه داراى محاسن بوده اند. روايات زيادى در مذمت ريش تراشى داريم , علاوه بر اين كه سيره و روش عملى صالحان و انبياء و اولياء برگذاردن ريش بوده است .در مورد مقدار ريش گذاشتن (بلندى و كوتاهى ) نيز رواياتى هست . حداقل ريش به مقدارى است كه صدق ريش بكند; اين مقدار ريش لازم است و حداكثر آن نيز يك قبضه است و بيش از آن مطلوب نيست ضمن اين كه ريش بلند گذاشتن مذمت شده است . از رواياتى كه درباره گذاشتن محاسن آمده چند نمونه مى آوريم . از رسول الله 6نقل شده كه فرمود: واگذاريد و خود را شبيه به يهوديان نكنيد> باز آن حضرت فرمود: وامى گذارند, ولى ما پيامبران سبيل ها را مى تراشيم و ريش ها را وا مى گذاريم و اين مطابق با فطرت الهى است >امام صادق 7فرمود: ريشت را با دستت بگير و اضافه آن كوتاه كن .(1) با آن حضرت فرمود: هر كس ريشش بيشتر از يك قبضه باشد, در آتش خواهدبود.(2)پيامبر6مردى را كه ريش هايش طولانى بود ديد و فرمود: اين چيست ؟ آن مرد ريش هايش را كوتاه كرد,بعد پيامبر فرمود: اين طور خوب است .(3)(پـاورقى 1 بحارالانوار, ج 76 ص 112(پـاورقى 2 همان , ص 113(پـاورقى 3 همان .
کد سوال : 48915
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى درمان چه بايد كرد؟
پاسخ : اين سؤالى است كه بسيارى از افرادى كه در پيرامونشان فردى وسواسى وجود دارد, از خود ياديگران مى پرسند. بسيارى گمان مى كنند كه وسواس يكى از بيماريهايى است كه بر اثر تدين يا تقدّس زياد ايجادمى شود, حال آن كه وسواس يك بيمارى روانى است كه فقط گاهى در مسائل دينى بروز و ظهور پيدا مى كند واختصاصى به دين و اعتقادات ندارد.در هر حال , وسواس به هر نوع و شكلى كه باشد, تا زمانى كه به صورت حادّ در نيامده و شخص كاملاً دچاراختلالات روان پريشى (ژژححژرژخح ح خس رخح ش ژپ) يا اختلالات روانى (ژححژرژخح ذچس رحب) نگشته است , ازراه بسيار ساده اى قابل درمان است . اين افراد بايد دربارهء هر كارى پيش از شروع و پس از آن فكر كنند و آن را با انجام دهند, مثلاً قبل از شروع به ظرف شستن به خودشان آگاهى بدهند كه و بعد از ظرف شستن به خود بگويند: , بهتر است اين افراد در انتهاى هر كارى كه انجام مى دهند از خودشان تشكر كنند تا كاملاً از پايان يافتن كار خود مطمئن شوند.اما آن ها كه باز كار خود را فراموش مى كنند و در انجام آن شك مى كنند, بايد دفترچه اى كوچك با خود داشته باشند يا به ديوار محل كار يا آشپزخانه كاغذى وصل كنند و ضمن نگاشتن برنامهء كار روزانه بر روى آن , ساعت شروع و اتمام كار خود را روى آن بنويسند. بدين ترتيب پس از مدتى كوتاه , ثبات نفس يافته و مطمئن مى شوند كه هر چيزى سرجاى خود و هر كارى مطابق نظم و ترتيب خاصى انجام گرفته است .اين دو روش , بهترين روش هاى مقابله با وسواس است . پس اگر كسى در مسائل شرعى هم شك مى كندمى تواند از اين راه استفاده كند, مثلاً ساعت وضو گرفتن خود را يادداشت كند. اگر چند ساعت بعد شك كرد كه وضودارد يا خير, به آن كاغذ نگاه كند و به رفتار كند. به اين قاعده در مسائل شرعى يعنى همراهى با حكم سابقه مى گويند, مثلاً اگر كسى شك كرد كه الان وضو دارد يا ندارد, به نزديك ترين يقين خود نگاه مى كند. اگر در آن زمان وضو داشته , الان وضو دارد و اگر نداشته يا وضويش باطل شده بود, الان وضو ندارد.يك سلسله مسائل هم هست كه انسان به خاطر حساسيت به آن ها در آن ها شك مى كند, مثل نجاست و پاكى اشيا. بايد به اين افراد ابتدا آگاهى لازم را دربارهء حكم وسواس و گناهى كه انجام مى دهند داد و از آن ها خواست ازگناه خود دست بردارند (البته با ملايمت , نه با تندى و خشونت ) در اين راستا مى توان از مرجع تقليد شخص وسواس در مورد كارهاى او استفتا كرد و پاسخ گرفت . نوعاً اين افراد پس از اين كه يقين به حرام بودن فعل خود مى يابند ازاين كار دست بر مى دارند و آرام آرام بهتر مى شوند. يادتان باشد كه فرد وسواس , تنها در يك محيط آرام و بى دغدغه مى تواند وسواس خود را ترك كند, بنابراين ازهر گونه دعوا, مرافعه , تهديد و ارعاب و جوّ و بحث با او خوددارى كنيد!برادر عزيز! شما فعلا مى توانيد باآرامش و مدارا و با استفاده از روش هاى فوق , همسر خود را از اين عادت زشت نجات دهيد. ما براى شما جزوه اى همراه اين نامه فرستاده ايم و تصوير چند صفحه از كتاب استفتائات امام نيزهمراه نامه است كه مى تواند براى شما مفيد باشد. در هر صورت , اگر باز مشكلى پيدا كرديد, طى نامه اى ديگر از اين واحد پاسخ بخواهيد.
کد سوال : 48916
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب دخترى هيجده ساله هستم. پدر و مادرم بر سر مسائل بى ارزش هميشه با يكديگر دعوا مى كنند و حرف‏هاى زشت به يكديگر مى زنند و با من رفتار خوبى ندارند. از دوران كودكىِ خود به خوبى استفاده نكردم. حالا مى خواهم كمبود دوران كودكى را جبران كنم. بنابراين با بي
پاسخ : خواهر گرامى! احترام و محبّت شما به پدر و مادر يك نوع وظيفه انسانى و اسلامى است. پدر و مادر براى فرزندان زحمات زيادى را متحمّل مى شوند و تمام تلاش آنان تأمين سعادت فرزندان است. فرزند بر اساس دستور دين اسلام، بايد نسبت به پدر و مادر محبّت نمايد، اگر چه آن‏ها اشتباه كرده يا نسبت به او رفتار خوبى نداشته باشند. قرآن مجيد درباره پدر و مادر مى فرمايد: "وبالوالدين احساناً".(1) در هر حال ما بايد نسبت به پدر و مادر احسان و نيكى كنيم. رفتار خوب در منزل مى تواند زمينه مناسبى را مهيّا كندكه پدر و مادر برخورد مناسب‏ترى با شما داشته باشند. احسان و نيكى به پدر و مادر منشأ بركات و توفيقات بسيارى براى شما خواهد بود، از اين رو سعى كنيد در اين خصوص نگاهى مثبت همراه با محبت به خانواده داشته باشيد.اگر پدر و مادر رفتار خوبى در منزل ندارند، اين مطلب بايد موجب شود شما رفتار صحيح و مناسبى داشته باشيد، نه اين كه شما هم برخوردى نامناسب داشته و كانون خانواده را پريشان‏تر نماييد.شما به عنوان دختر بزرگ مى توانيد نقشى مثبت و سازنده‏اى در ارتباط با پدر و مادر و ديگر اعضاى خانواده داشته باشيد. اگر شما رفتار پسنديده و خوبى داشته باشيد، هيچ گاه پدر و مادر به شما ايراد نمى گيرند. خوب رفتار كردن و خوب درس خواندن موجب مى شود هم خود به آرامش برسيد و هم از مذمّت ديگران درامان باشيد. از اين رو د رمرحله اوّل بايد شخصيّت خود را مورد بازنگرى و مداقّه قرار دهيد.اگر شما به خودباورى برسيد، مسائل حاشيه‏اى و مشكلات فراروى خود را با تدبير و در نظر گرفتن جوانب امر حلّ خواهيد كرد. ذكر خوبى‏ها و محاسن خواهرانتان نبايد شما را ناراحت كند، بلكه شما به عنوان خواهر بزرگ‏تر بايد خوشحال باشيد كه خواهران شايسته‏اى داريد. سعى كنيد در خوبى‏ها و فضايل سرآمد باشيد، نه اين كه ذكر خوبى‏هاى آنان شما را ناراحت كند.اگر در گذشته با شما رفتار مناسبى نشده است، نبايد موجب شود آينده خود را با رفتار ناصواب ضايع كنيد. بهره‏مند نشدن از دوران كودكى دليل نمى شود كه شما جوانى خود يعنى مقطع نشاط و شادابى خود را هدر دهيد و با لجاجت بگذرانيد. جانى دوران توشه گرفتن است و در اين دوران انسان مى تواند به قله پيشرفت علمى، اخلاقى و اجتماعى برسد. سعى كنيد با خودشناسى و خودباورى نگاهى مثبت به زندگى داشته باشيد و از مشكلات و سختى‏ها پند بگيريد و به اصلاح امور بپردازيد. با اتكا به خداوند سبحان ويژگى‏هاى مثبت اخلاقى و رفتارى خود را شكوفاتر كنيد، نه اين كه بر مشكلات خانواده اضافه كنيد.تلاش كنيد محيط خانواده را با كمك و همدلى ديگر خواهران واعضاى خانواده به كانونى گرم و با صفا تبديل كنيد. وقتى فرنزدان بزرگ شوند و با يكديگر همدل و متحد باشند، مى توانند با رفتار محبّت‏آميز پدر و مادر را تحت تأثير قرار دهند و حتّى آنان را تعديل كنند و از رفتار نامناسب باز دارند. اما شرط اساسى و مهم تحقق اين امر، خودباورى و داشتن اخلاق و رفتار مناسب از طرف شما است كه مى تواند گرما بخش كانون خانواده گردد و فضاى خانواده را از تشويش به آرامش و محبّت برگرداند.
کد سوال : 48917
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعد از مرگ پدرم خواب‏هاى ناراحت كننده‏اى مى بينم، چه كارهاى ثوابى مى توانم براى آن مرحوم انجام دهم؟
پاسخ : از خداوند مهربان مى خواهيم كه پدرتان را رحمت و قبرش را باغى از باغهاى بهشت قرار داده و بر شما صبر و اجر عنايت نموده و شما را فرزند صالح براى آن مرحوم قرار دهد.خوابى كه شما مى بينيد و در نامه خود توضيح داده‏ايد، نبايد شما را نگران كند زيرا آن طور رؤيا به معنى اعتماد و مهربانى است. نيكى و احسان به پدر و مادر چه در قيد حيات باشند و چه دار دنيا را وداع گفته باشند از بافضيلت‏ترين عبادت‏ها است. امام صادق(ع) فرمود: "چه مانع است شما را كه درباره پدر و مادر هم در زندگى و هم پس از مرگشان احسان كنيد. به جاى آن‏ها نماز بخوانيد و از جانب آن‏ها صدقه دهيد و حج كنيد و روزه بگيريد كه شما نيز به همان اندازه ثواب ببريد و به علاوه خير و بركت فراوان از جانب خداوند عايد شما گردد.(1) يعنى وقتى مثلاً از طرف پدرمان صدقه داديم، خداى مهربان يك ثواب كامل به پدر و يك ثواب كامل به ما عنايت مى فرمايد: شما مى توانيد در مرحله اول اگر پدرتان نماز يا روزه، قضا دارد آن را انجام دهيد و اگر بدهى به افراد دارد پرداخت كنيد و حلاليّت بطلبيد. در مرحله بعد احسان و صدقه و روزه و نماز مستحبى و قرآن و ذكر صلوات و دعا براى آن مرحوم انجام دهيد نماز و روزه مستحبى را دو گونه مى توانيد انجام بدهيد:1- مثلاً يك روز روزه به نيت خودتان بگيريد بعد ثوابش را به پدرتان هديه كنيد.2- به نيابت از پدر روزه بگيريد، مثلاً بگوييد فردا را به جاى پدر و به نيابت از او روزه مى گيرم قربتاً الى اللَّه.يكى از نمازها كه مستحب است هر روز براى پدر يا مادر خوانده شود اين است: دو ركعت نماز در ركعت اوّل بعد از الحمد، به جاى قل هو اللَّه احد، سوره انا انزلنا و در ركعت دوم سوره كوثر خوانده شود.(2)پى نوشت‏ها: 1. مصطفى حسينى دشتى، معارف و معاريف، ماده پدر.
کد سوال : 48918
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دائماً سؤالات اعتقادى فراوانى به ذهنم راه مى يابد, به طورى كه از درس بازمانده ام و اعتقاداتم سست شده است . لطفاً بگوييد چه بايد بكنم ؟
پاسخ : در مورد مسائل اعتقادى سؤالات بسيارى را مطرح كرده ايد كه پاسخگويى به همهء آن ها را نه صلاح دانستيم و نه به كار شما مى آمد. البته اين خيلى خوب است كه انسان در صدد كشف حقايق دينى و يافتن پاسخ سؤالات مذهبى خويش باشد, اما بدين صورت , ايجاد حجم انبوهى از سؤالات و پرسيدن آن از مردم عوام كه داراى اعتقادات خاصى هستند, كار صحيحى نيست . مثلاً نوشتن سؤالاتتان براى ما كه مركز پاسخگويى به اين سؤالات هستيم , كار بسيار معقولى بود, ولى پرسيدن اين سؤالات از مادر, برادر, دوست و... كار اشتباهى است , زيرا علاوه براين كه جواب درستى نخواهيد گرفت , به زودى در مظان اتهاماتى چون كفر, ديوانگى , روان پريشى و... قرار خواهيدگرفت و اسباب ناراحتى و دل مشغولى خود و خانواده تان را فراهم خواهيد ساخت .در تامهء خود 32سؤال مطرح كرده ايد كه اكثراً به يك يا دو موضوع اساسى باز مى گردند كه پاسخ به آن ها پاسخ به تمامى سؤالات خواهد بود. بنابراين از اين پس سؤالات خود را دسته بندى كنيد; سؤالات مربوط به توحيد را دريك مجموعه و سؤالات مربوط به معاد, نبوت , امامت و... را در مجموعه هاى ديگرى گِرْد آوريد تا ذهنتان دچارتشويش خاطر نگردد و احساس نكنيد هيچ كس قادر به يارى و همفكرى با شما نيست .در نتيجه توصيهء اول ما اين است كه سؤالات خود را دسته بندى كنيد. توصيهء مهم و ضرورى دوم اين است كه تمامى سؤالات خود را در دفترچه اى كوچك ياد داشت كنيد و آن ها را نگهدارى كنيد. اين كار چند حُسن دارد: اول اين كه يك سؤال به صورت هاى مختلف در نمى آيد و احساس نمى كنيد صدها سؤال بدون جواب داريد. دوم اين كه در طول زمان به پاسخ بسيارى از سؤالات خود خواهيد رسيد و اصلاً نياز به پرسيدن ندارند.سوم اين كه از آگاهى و رشد فكرى و عقل خودتان همواره اطلاع خواهيد داشت و كارنامهء سير تفكرتان , نزدشما محفوظ خواهد بود.مى توانيد مطمئن باشيد پس از مدتى كوتاه , دوباره روح و جسم شما به وضع متعادلى خواهد رسيد و دوباره به ايمان و علم سابق خود دست خواهيد يافت و در آن بسيار رشد خواهيد كرد. در عين حال اگر احياناً سؤالى در آن موقع براى مشا باقى مانده بود, با كمال ميل و مسرّت پاسخ خواهيم داد و خرسند از نامه نگارى جناب عالى خواهيم شد.خواهر گرامى ! در انتهاى اين نامه شما را به آرامش و تلاش در درسها دعوت مى كنيم . تقريباً مطمئن هستيم كه انسانى با روحيات و معلومات شما شايستگى هاى خويش را مى تواند بروز دهد و در كارها موفق شود. از خط وشيوهء نگارش شما پيداست كه داراى ذوق و قريحه اى خوب هستيد (اگر چه نامه را با عجله و بى دقت نگاشته ايد).سعى كنيد با يك برنامه ريزى مناسب اوقاتتان را طورى تنظيم كنيد كه به همهء كارهايتان برسيد. از كنكور و امتحان واين طور چيزها نترسيد و خود را به خاطر آن ها عذاب ندهيد. از خدا بخواهيد هر طور كه صلاح مى داند در موردشماحكم كند. از خدا توفيق و سلامتى و سعادت دنيا و آخرت را مسئلت نماييد و مطمئن باشد كه او كارساز ودستگير است . براى ما حتماً نامه بنويسيد.
کد سوال : 48919
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد وضع تحصيلى و امتحانات دچار مشكل شده ام , چه بايد بكنم ؟
پاسخ : هر انسانى داراى استعدادها و توانمندى هاى خاصى است كه مى تواند با بهره گيرى درست از آن ها دركارهاى خود موفق شود, اما بهره گيرى از اين توانايى ها شرايطى دارد. لذا در اوضاع مختلف , شاهد بروز و ظهورتوانايى هاى مختلف از افراد هستيم . با اين حال دربارهء انجام هر عملى كه موفقيت در آن براى انسان مهم است , بايدبه دو نكته توجه كرد: الف ) آيا انجام اين عمل در اختيار عامل است يا مجبور به آن شده است ؟ آيا انگيزهء كافى براى انجام اين عمل درشخص وجود دارد؟ آيا استعداد و توانايى شخص در اين كار است يا بهتر است به كار ديگرى مشغول شود؟ب ) آيا شخص , كار خود را به نحو احس انجام داده است ؟اين دو نكتهء بسيار مهمى است كه در هر كارى بايد مورد توجه قرار گيرد. حال به تطبيق وضع شما با اين دو نكته مى پردازيم : آيا انگيزهء كافى در تحصيل رشته رياضى داريد؟ يا اين كه اگر فرضاً رشتهء علوم انسانى را پيش مى گرفتيد, موفق تر بوديد؟ آيا تحصيل علم برايتان اختيارى است يا فقط برا عقب نماندن از قافلهء اجتماع , پز دادن پيش اين و آن و... به تحصيل پرداخته ايد؟ اگر به راستى علم برايتان محترم است و عشق به مطالعه و تحصيل داريد, نبايد از عدم موفقيت ديگران در كنكورنگران شويد و در درس هايتان ضعيف گرديد.مسئلهء دوم : آيا تمام همت خود را در آموختن به كار برده ايد يا به يك يادگيرى سطحى و آوردن چند نمرهء خوب بسنده كرده ايد؟ آيا غير از مطالعات تحصيلى , به كتاب هاى معتبر ديگر كه در دانشگاه تدريش مى شوند يا به نوعى مطلب پيشرفته ترى را مطرح مى كنند, نگاه كرده ايد؟ اگر تمام اين كارها را كرده ايد و موفق نشده ايد, نبايد نگران بشويد, چون در حد توان كوشيده ايد. هميشه به خودتان بگوييد: من تمام تلاش خودم را خواهم كرد. اگر موفق شدم كه شدم , ولى اگر موفق نشدم , نزدخودم شرمنده و شرمسار نيستم .سعى كنيد آرام باشيد و بيهود بلوا به پا نكنيد. يادتان باشد چرا سعى مى كند خود را آزار بدهيد و اطرافيان خودتان راناراحت سازيد؟ به نظر ما خوب در اين مورد فكر كنيد و ببينيد چه مى گوييم : شما يك انسان هستيد. درس دانشگاه و كنكور و... براى انسان ها طراحى شده است . بنابراين محال است كسى نتواند از عهدهء آن ها برآيد. اگر در درس ضعيف هستيد ومطالب را خوب ياد نگرفته ايد. به جاى پناه بردن به اين كارها بايد تلاش كنيد و درس خواندنتان را تقويت كنيد و گام به گام در صدد رفع مشكلات باشيد, نه اين كه پريشانى و آشفتگى خاطر را در پيش گيريد و خودتان را بيازاريد.در انتهاى جواب و قبل از آن كه به پاسخ سؤالات ديگر شما بپردازيم , پيشنهاد مى كنيم نكات زير را به خاطربسپاريد و به آن ها عمل كنيد:1 آگاهى خود را نسبت به كارهايى كه انجام مى دهيد, حفظ كنيد.2 هدفتان را از انجام هر كارى مشخص كنيد. مثلاً بگوييد: مى خواهم اين پنج دقيقه را استراحت كنم . آن وقت تاپنج دقيقه استراحت كنيد. ممكن است در آغاز, افكار مزاحم به سراغ شما بيايند, ولى به زودى فكر شما پاك شده وتمركز پيدا مى كنيد.3 مواظب غذاهايى كه مى خوريد باشيد. احتمال مى دهيم كه مزاج شما درست كار نمى كند. به شدت مراقب باشيد كه سيستم گوارشى شما درست و بى نقص كار كند.4 مواظب لباس هاى خود باشيد. از پوشيدن لباس هاى نايلونى و مواد پلاستيكى پرهيز كنيد. مخصوصاً مواظب جوراب هاى خود باشيد.5 براى معاينهء چشم و گوش به دكتر مراجعه كنيد. از نگاه كردن به تلويزيون و گوش كردن به راديو پرهيز كنيد(دقت كنيد چه مى گوييم ).6 از شستن دست و پا و پلك هاى چشم خود با شامپون بچه غفلت نكنيد.7 نتيجهء آن چه را انجام داديد, حتماً براى ما بنويسيد.
کد سوال : 48920
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : باتوجه به اين كه انبيا معصومند و در اثر اغواى شيطان گناه نمى كنن , چرا حضرت آدم 7ريب شيطان را خورد ومرتكب گناه شد؟
پاسخ : عالمان و انديشمندان اسلامى گفته اند: او امر و نواهى بر دن قسم است : مولوى وارشادى . امرمولوى آن است كه فعلش واجب است و تركش حرام و در صورت ترك , عذاب اخروى دارد; مثل وجوب نماز,روزه , خمس , زكات و.... نهى مولوى آن ست كه تركش واجب است و فعلش حرام و در صورت ترك , گناه كرده و در قيامت مجازات دارد, مثل غيبت , تهمت , زنا, دروغ و... كه واجب است ترك شوند. امر ارشادى آن است كه فعلش بهتر و اولى است و تركش خوب نيست و در صورت ترك گناهى به حساب نيامده و فرداى قيامت مجازات هم ندارد. نهى ارشادى آن است كه تركش اولى است و فعلش پسنديده نيست و در صورت ارتكاب ,معصيت نكرده و مجازات هم ندارد, منتها دچار يك سرى گرفتارى و سختى هاى دنيوى مى شود; مثل امر ونهى دكتر كه هر دو ارشادى هستند; يعنى ترك امر و انجام نهى او هيچ كدام پاداش و كيفر اخروى به دنبال ندارد,بلكه اگر به حرف دگتر عمل كند دردش درمان مى شود يا نارحتى هايش بر طرف مى گرددد و اگر طبق گفته اوعلم نكند مرضش يادردش شدت پيدا كرده و نارحتيش بيش تر مى شود.نهى اى كه درقرآن در مورد حضرت آدم 7آمده , نهى ارشادى بوده ; يعنى اين كه خداوند به حضرت آدم وحوا فرموده : مراد اين است كه بهتر و اولى اين بوده كه اين دو بزرگوار نزديك نشوند, نه اين كه حرام بوده نزديك شدن آن ها به اين درخت . بنابراين حضرت آدم 7به هيچ وجه مرتكب گناه نشدند تامنافاتى بع عصمتش داشته باشد, بلكه تها ترك اولى كردند.
کد سوال : 48921
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا حضرت محمد6قرآن و ائمه اطهار7در عربستان سعودى ظاهر شدند و دركشورهاى ديگر مثل مصر و روم و.....ظاهر نشدند؟
پاسخ : اولاً, اگر از هر منطقه و مكانى ظهور مى كردند يا بر انگيخته و انتخاب مى شدند, اين سوال مطرح مى شد كه چرا از جايى ديگر برگزيه نشدند؟ ثانياً, كارهاى خداوند بر مبناى حكمت و مصحلت انجام مى گيرد و حساب شده است , مقام والاى رسالت امامت ليقات و شايستگى مى طلبد و هر كسى ظرفيت چنين كارى را ندارد. خداوند عر عصر نبى گرامى اسلام 6لايق تر و مناسب تر از رسول خدا6براى تاج كرامت رسالت نديدند و لذا او را برگزيدند. روشن است كه وقتى حضرت از سرزمين عربستان باشد, قرآن هم در همان سرزمين بايد بر او نازل شود و فرزندانش هم بايد از همان جا انتخاب شوند; چنان كه بيش تر انبيا از فلسطين و مصر و نينوا و... برگزيده شدند, زيراشايسته تر از آن ها در آن عصر كسى نبوده است .
کد سوال : 48922
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : درباره حضرت امير مؤمنان 7يك جا مى خوانيم كه در حال نماز تير از پاى مبارك در آوردنداصلاً متوحه نشدند و در جاى ديگر مى خوانيم كه در حال نماز صداى مسائل راشنيد و انگشتر خود را به اودادند, جمع بين اين دو حادثه چگونه ممكن است ؟
پاسخ : خواهر زهرا انجيمى , درود بر شما از اين كه با ما مكاتبه كرده و شبهات خود را در ميان گذاشتيد,سپاس گزاريم . بين بين حادثه فوق هيچ گونه تنافى و تضادى وجود ندارد, زيرا حضرت اميرالمومنين و سايرائمه در اثر معرفيتى كه به خدا داشتند, وقتى در محضر خاص خدا قرار مى گرفتند اصلاً به خود وامور مربوط به خويش توجه نداشتند, بلكه با تمام وجود متوجه خدا بودند و جز او به چيزى نمى انديشيدند.آن جايى كه تير از پاى مبارك او در مى آوردند چون يك طرف خدا و طرف ديگر خودش بوده از اين رو محوجمال حق بوده و اصلاً احساس نكردند كه تير از پاى مباركش در آوردند, ولى آن جايى كه صداى فقير و نيارمندرا مى شنوند و در حال نماز انگشترى را به او مى دهند, براى اين بوده كه غير خدايى در كار نبوده است , زيرادستگيرى و كمك كردن به فقرا در واقع فرض دادن به خود خداوند متعال است . اين است كه قرآن در آيات وسوره هاى متعدد مى فرمايند: اگر كسى به خدا قرض بدهد (كمك به نيازمندان در راه خدا) خداوند چند برابر آن عوض مى دهد, گناهانش را مى بخشد و سيأات او را به حسنات تبديل مى كنند. لطفاً به آيات : 245از سوره بقره , 12از سوره مائده , 11و 18از سوره حديد, 17از سوره تغابن و 20ازالمزمل مراجعه كنيد.
کد سوال : 48923
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اهل كتاب مثل يهود و نصارى كافرند؟
پاسخ : به چند گروه كافر اطلاق مى شود: 1 منكر خدا; 2 مشرك ; 3 منكر نبوت حضرت خاتم الأنبيا(6; 4 منكر يكى از ضروريات دين ; مثل نماز و روزه كه مسلمانان آن را جزء ضرورى دين اسلام مى دانند; البته در صورتى كه انكارش به انكار خدا يارسول خدا6منجر شود; 5 غلات , كسانى كه يكى از ائمه 7راخدا بدانند يا بگويند: خدا در آن ها حلول كرده است ; 6 خوارج , كسانى عليه امام خروج كردند; 7 نواصب , آن هايى كه باائمه اطهار7اظهار دشمنى وعداوات مى كنند; مراجع بزرگوار همه گروههاى كفر رانجى مى دانند و تنها در نجاست اهل كتاب (يهود, نصارى ,مجوس ...)اختلاف دارند.برخى مثل امام (ره ) آية الله اراكى , آيةالله خوئى , آيةالله بهجت , آية الله مكارم شيرازى و... آنان را نجس مى دانند و از رطوبت بدن آنان بايد اجتناب كرد.اما دسته ديگر مثل آية الله فاضل لنكرانى , رهبر انقلاب , شيخ جواد تبريزى , نبابر اظهر... آن ها را پاك مى دانند, بنابراين اجتناب از رطوبت آنها لازم نيست (1).(پـاورقى1- توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 85و 84و صفحه 158