• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 48874
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تحصيل درآمد از راه قمار حرام است. منظور از قمار چيست؟ چه مواردى را قمار مى‏گويند؟
پاسخ : منظور از قمار هر نوع بازى است كه در آن شرط برد و باخت مالى باشد، به اين نحو كه شرط كنند كه به برنده مالى را بدهند، خواه آن بازى مانند فوتبال و بسكتبال و از اين قبيل بازى‏هاى مرسوم باشد يا با شطرنج و آلات ديگر باشد. در همه اين موارد به عنوان "اكل مال به باطل" گرفتن آن پول يا آن جنس يا آمن مال حرام است و حلال نيست. اما اگر در هر بازى (غير از بازى با آلات مخصوص قمار) شرط نشود كه به برنده پولى پراخت شود، اشكالى ندارد.(1)اصطلاحاً به آن پول يا مالى كه گرو مى‏گذارند "رهان" يا "گرو" مى‏گويند. گرفتن رهان وگرو حرام و اكل مال به باطل است."المنجد" به هر بازى كه در آن شرط شود برنده از بازنده چيزى را بستاند، قمار مى‏گويند چه با ورق باشد و چه با غير ورق.(2)امام خمينى(ره) مى‏فرمايد: "فرقى بين انواع قمار (نرد و شطرنج و غيره) نيست حتى بازى با گردو و تخم مرغ اگر همراه با شرطِ گرو باشد كه برنده گروى را بگيرد، همه اين‏ها قمار محسوب مى‏شود.(3)پى نوشت‏ها: 1. محمد حسن نجفى، جواهر الكلام، ج 22، ص 109، چاپ بيروت داراحياالتراث العربى.2. المنجد، ماده قمر.3. امام خمينى، المكاسب المحرمة، ج 2، ص 2.
کد سوال : 48875
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گفته شده: هر نوع بازى با برد و باخت حرام است، مگر در تيراندازى كه برد و باخت اشكالى ندارد، منظور چيست؟ هر بازى يك طرف برنده و يك طرف بازنده مى‏شود.بازى با پاسور و دَبِرنا اگر شرط نداشت، يعنى تفريحى بود، چه حكمى دارد؟
پاسخ : منظور از برد و باخت، برد و باختى است كه بار مالى داشته باشد، مثلاً اگر شرط كنند هر كس در اين فوتبال برنده شد، اين مقدار پول ببرد، اما در مسابقات تيراندازى و اسب سوارى و شنا برد و باختى كه بار مالى داشته باشد اشكالى ندارد.درباره بازى با پاسور و دبرنا اگر از آلات قمار محسوب نشوند و بدون بر و باخت مالى باشد (براى تفريح باشد) اشكالى ندارد.(1)پى نوشت‏ها: 1. آيت اللَّه فاضل لنكرانى، جامع المسائل، ج 1، ص 247.
کد سوال : 48876
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در جايى كه آب براى غسل فراهم نبود، تيمم كرديم و نماز خوانديم. آيا باهمان تيمم بدل از غسل براى نمازهاى ظهر و... مى‏توان نماز خواند يا بايد تيمم ديگرى انجام داد؟
پاسخ : تا وقتى كه عذر (نبودن آب براى غسل) باقى باشد، تيمم بدل از غسل كافى است و اگر تيمم باطل شده باشد، بايد براى نمازهاى بعدى مانند نماز ظهر و عصر و... وضو بگيرد و اگر آب براى وضو نداشته باشد، بايد تيمم بدل از وضو بگيرد و نماز بخواند. همين طور تا وقتى كه عذر باقى باشد، همان تيمم بدل از غسل اولى كافى است تيمم بدل از غسل، حكم غسل را دارد. اگر تيمم بدل از غسل جنابت باشد، بعد از تيمم نبايد وضو بگيرد ولى اگر تيمم بدل از غسل‏هاى ديگر باشد، بايد بعد از تيمم، وضو نيز بگيرد. اگر آب براى وضو ندارد يا آب برايش ضرر دارد، بايد به جاى وضو تيمم بدل از وضو بگيرد.(1)پى نوشت‏ها: 1. توضيح المسائل مراجع، مسائل 722 و 723 و 724.
کد سوال : 48877
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا قرآن در جايى "أنا ربّى" گفته و در جايى "نحن نزلنا الذّكر" گفته مگر در نزول آيات، يار و همكارى داشته است؟
پاسخ : درست است كه خدا يگانه و در افعال و كارهايش يگانه است و هيچ شريكى ندارد اما آوردن ضمير جمع منافاتى با يگانگى خدا ندراد. اين كه فرمود: ما قرآن را نازل كرديم وحافظ آن هستيم معنايش اين نيست كه خدا در نازل كردن قرآن شريكى و يار و كمكى داشته است كه همگى در انزال قرآن شريك بوده‏اند.بلكه اين گونه سخن گفتن دلالت بر عظمت خدا يا عظمت انزال، كه بسيار مهم است، دارد. وقتى كه مى‏فرمايد: ما قرآن را نازل كرديم و ما حافظ آن هستيم هم دلالت بر عظمت پروردگار دارد و هم دلالت بر عظمت قرآن پس آوردن ضمير جمعدلالت بر تشريف و تعظيم دارد، نه بر شريك داشتن خدا.
کد سوال : 48878
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در بحث شهادت دادن، دو زن عادل به جاى يك مرد عادل لازم است، اما در نماز جماعت زنان مى‏توانند به يك زن عادل اقتدا كنند؟
پاسخ : قياس كردن مسئله شهادت زنان در دادگاه با مسئله امامت جماعت، قياس بى جايى است و به هم ربطى ندارد. در شهادت دادن به جاى يك مرد عادل بايد دو زن عادل شهادت بدهند، اما در امامت زن براى زنان يك زن عادل كفايت ميك ند و لازم نيست دو زن عادل پيش نماز شوند.
کد سوال : 48879
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فرقه‏هاى حنبلى و مالكى و حنفى و... دقيقاً چه نوع مسلك و مرامى دارند و با شيعيان چه مشتركات و اختلافاتى دارند؟
پاسخ : فرقه‏هاى حنبلى و مالكى وحنفى و شافعى، فرقه‏هاى فقهى اهل سنت هستند. در حقيقت سر دسته اين چهار فرقه كه از فقهاى بزرگ اسلامى بوده‏اند، مرجع تقليد اهل سنّت هستند. سنّيان از يكى از اين چهار فقيه تقليد مى‏كنند، مانند شيعيان كه از چند مرجع تقليد، تقليد مى‏كنند.اينچهار فرقه را اگر از نظر فقهى و احكام بخواهيم مقايسه كنيم، بايد با فقه جعفرى كه بنيان گذار آن امام جعفر صادق(ع) بوده است، مقايسه كنيم. شيعيان تابع فقه جعفرى هستند.پيروان اين چهار فرقه از نظر اصول دين با شيعيان اختلاف ماهوى دارند و منشأ اختلاف آنان با شيعيان در امامت است. شيعيان مى‏گويند: بعد از رسول خدا امامت به حضرت على(ع) و بعد از او به امام حسن و امام حسين(ع) تا حضرت مهدى(ع) منتقل شد و اينان دوازده نفرند كه از جانب خدا و پيامبر براى امامت بر جامعه اسلامى تعيين شده‏اند، اما سنّيان ميگويند: پيامبر(ص) شخصى را به عنوان امام تعيين نكرد و اين مسئله را به مردم واگذار كرد و مردم در سقيفه بنى ساعده جمع شدند و به ابوبكر رأى دادند و او امام و پيشوا و خليفه مسلمانان شده است.اما مشتركات اهل سنت با شيعه فراوان است. مسئله توحيد و نبوت و معاد قبل قبول همه مسلمانان اعم از سنّى و شيعه است قرآن و قبله (كعبه) و تعداد ركعات نمازهاى يوميه و بسيارى از موارد مورد اتفاق همه گروه‏هاى مسملان است.
کد سوال : 48880
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد نسبتى كه مسيحيان و كليميان به حضرت عيسى(ع) مى‏دهند، توضيح بفرماييد.
پاسخ : مسيحيان، حضرت عيسى(ع) را (ابن) يعنى پسر خدا مى‏دانند و قائل به اقانيم ثلاثه هستند و او را جزئى از خدا مى‏دانند و مى‏گويند روح خدا در او دميده شده، پس شعبه‏اى از خدا است. لذا در قرآن خطاب به مسيحيان مى‏فرمايد: "يا اهل الكتاب لا تغلوا فى دينكم و لا تقولوا على اللَّه الاّ الحقّ انّما المسيح عيسى بن مريم رسول اللَّه و كلمته القاها الى مريم و روح منه فآمنوا باللَّه و رسله و لا تقولوا ثلاثه انتهوا خيراً لكم انّما اللَّه اله واحد سبحانه أن يكون له ولد؛(1) اى اهل كتاب(علماى نصارا)! در دين خود غلوّ نكنيد و اندازه نگه داريد و درباره خدا جز به راستى سخن نگوييد. مسيح، عيسى پسر مريم، رسول خدا و كلمه الهى است كه خدا او را به مريم عطا كرده است. پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد و نگوييد (أب و ابن و روح القدس) و دست از اين حرف برداريد. اين براى شما بهتر است. خدا يكى و يگانه است. او پاك و منزه است از اين كه فرزندى داشته باشد".نكته جالب توجه اين است كه در قرآن اغلب جاهايى كه از عيسى(ع) سخن به ميان آورده، به صورت عيسى بن مريم (عيسى پسر مريم) آمده تا با آن چه كه مسيحيان مى‏گويند كه عيسى پسر خدا است، مقابله كند و آن را مردود بدانند.پى نوشت‏ها: 1. نساء (4) آيه 171.
کد سوال : 48881
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فرق بين شيعه و سنّى چيست؟ آيا سنى‏ها دوازده امام را قبول دارند؟ مسلمان شيعه و سنى چه مشتركات و اختلافاتى دارند؟
پاسخ : فرق بين شيعه و سنى در مسئله امامت بعد از رسول خدا(ص) است. شيعه معتقد است كه امامت به نصب خدا و پيامبر(ص) بوده تعداد امامان دوازده است، ولى سنى‏ها عقيده دارند امامت به انتخاب مردم است و مردم مسلمان هر كس را انتخاب كردند او خليفه رسول خدا است. شيعيان ميگويند مقام امامت همانند مقام نبوت است. همان طور كه نبوت به دست مردم نيست و مردم هيچ نقشى در پيامبرى فردى ندارند، وصايت و امامت، مقامى تالى تلو پيامبرى است. امام بايد هم سنخ پيامبر باشد و تعداد آنان به عقيده شيعه دوازده نفر است كه پيامبر آنان را معين كرده است ولى سنى‏ها مى‏گويند: هر كس كه رئيس شد، بايد از او اطاعت كرد. آنان مثلاً يزيد و معاويه و شاه و صدام و متوكل را "اولوالأمر" مى‏دانند و مى‏گويند: هر كس رئيس مسلمانان شد، بايد از او اطاعت كرد. اما شيعه مى‏گويد اين گونه افراد حق حكومت بر مردم مسلمان را ندارند و اينان ظاغوت اند و نبايد از آنان تبعيت كرد. شرط امامت و زعامت بر مسلمانان در زمان معصومان(ع) عصمت از گناه و خطا است و در زمان غيبت امام زمان(ع)، شرط امامت و زعامت بر مسلمانان، فقاهت و عدالت است، ولىّ و امام بر مسلمانان بايد عادل و پاك و با تقوا باشد و از خدا بترسد و به كسى ظلم نكند و اموال مسلمانان را درست محافظت بكند و كشور اسلامى را از دستبرد متجاوزان حفظ كند و بر مردم واجب است از اين چنين امام و پيشوايى تبعيت كنند و او را يارى كنند تا بتواند به اهداف عالى برسد.
کد سوال : 48882
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وقتى كه نبى بعد از آزمايش هايى به مقام امامت مى‏رسد، پس مقام امامت بالاتر از نبوت است. چرا امام، وحى كه خيلى مهم است دريافت نمى‏كند؟
پاسخ : مقام امامت، مقام اجراى احكامالهى است كه توسّط نبى يا رسول آورده شده است. امام مجرى احكام و دستورهاى خدا است. اگر مقام امامت بالاتر از مقام نبوت است به جهت مشكل بودن كار است.بعضى از پيامبران غير از مقام نبوت، مقام امامت رهبرى جامعه را نيز داشته‏اند، مثلاً پيامبر اسلام هم نبى بود و هم امام، چون احكام قرآن كه بر او نازل مى‏شد، اجرا و بر مسلمانان رهبرى مى‏كرد. يا حضرت ابراهيم(ع) چنين بود. بنابراين وحى فقط بر پيامبران نازل مى‏شد و امامت مقام اجراى وحى الهى است. وانگهى مقام اجرايى به يك معنا كمتر از وحى نيست. بعضى از پيامبران مثل حضرت ابراهيم و حضرت محمد هر دو مقام را داشتند.پى نوشت‏ها: 1. وسائل الشيعه، ج 7، ص 383.
کد سوال : 48883
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علت حرام بودن روزه در روز عيد فطر و قربان چيست؟ فلسفه اين حكم چيست؟ توضيح دهيد.
پاسخ : علت و فلسفه احكام را خدا مى‏داند البته فلسفه و علت بعضى از احكام الهى بيان شده، ولى بسيارى از احكام، علت و فلسفه آن‏ها بيان نشده، مثلاً چرا نماز صبح دو ركعت است يا نماز مغرب سه ركعت يا نماز ظهر چهار ركعت؛ چرا بايد دست دزد را قطع كرد؛ چرا بايد به شراب‏خوار شلاق زد؛ چرا بايد محارب را اعدام كرد؟ جواب اين چراها به طور سربسته اين است كه اين قوانين را خدا براى انسان‏ها وضع كرده است تا با اجراى آن‏ها جامعه اسلامى از انواع انحرافات دور بماند و به سوى صلاح و هدايت پيش برود و انسان‏ها در سايه احكام اسلامى به مرحله عبوديت و بندگى خدا برسند.امام صادق(ع) فرمود: "نهى رسول اللَّه(ص) عن صوم ستّة ايّامالعيدين و ايّام التشريق و اليوف الّذى تشكّ فيه من شهر رمضان؛(1) پيامبر(ص) روزه شش روز را حرام كرده: عيد فطر و عيد قربان و سه روز در منا (ايام تشريق يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ذى الحجة) و روزى كه شك داريم از ماه رمضان است".بنابراين علت حرام بودن اين چند روز تعبّد است دليل و فلسفه آن بيان نشده است. آنچه به ذهن انسان خطور مى‏كند كه شايد علت حرمت روزه گرفت در روز عيد فطر و قربان اين باشد كه اين دو روز روز عيد و جشن است و مناسبتى با روزه گرفتن ندارد.