• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 48764
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حضرت مريم بنت عمران با موسى بن عمران نسبت دارند؟
پاسخ : مريم بنت عمران با حضرت موسى بن عمران كه يكى از پيامبران العزم است , نسبت فاميلى ندارند, زيرا فاصله زمانى اين دو شخصيت حدود 1800سال است .(1) فاصله زمانى نشان مى دهد اين دوشخصيت هر كدام در زمان هاى خاص خود بوده و هر كدام طايفه و اقوام خاصى داشته اند.(پـاورقى 1 ـ همان , ص 306
کد سوال : 48765
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا بعثت پيامبر6با معراج در يك زمان رخ داد؟
پاسخ : در خصوص زمان بعثت پيامبر6و معراج حضرت بايد گفت : تاريخ و سيره نويسان اختلاف نظر دارند. يكى از نويسندگان معاصر مى نويسد: با اين كه جا داشت اين حادثه عجيب (معراج ) از هر نظر مفبوطباشد, مع ذلك از جهاتى مورد اختلاف واقع شده است . يكى از آنها تاريخ وقوع آن است , ابن اسحاق و ابن هشام مى گويند: اين حادثه در سال دوازدهم بعثت رخ داده است و برخى آن را در اوائل بعثت و گروهى دراواسط دانسته اند...>(1)از ديدگاه هاى تاريخ نويسان استفاده مى شود بعثت پيامبر6قبل از به معراج رفتن آن حضرت بوده است . بعثت پيامبر در سال 57عام الفيل بوده است كه نشان از تفاوت زمان وقوع بعثت و معراج آن حضرت دارد.بنابراين هيچ كدام از سيره نويسان نگفته اند كه معراج پيامبر با بعثت توام بوده است , بلكه معراج اعجازى است كه مى خواهد بعثت رسول اكرم را اثبات كند.(پـاورقى 1 ـ جعفر سبحانى , فروغ ابديت , ج 1 ص 310
کد سوال : 48766
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دختر 16ساله دبيرستانى هستم كه نامزدم نماز نمى خواند و به دنبال كار هم نمى رود. بيكارى او,خانواده ام مخصوصاً مرا بسيار نگران كرده است تا جايى كه به فكر طلاق افتاده ام . راهنماييم كنيد.
پاسخ : ازدواج و پيوند مقدس زناشويى رشته است آسمانى و يكى از نعمت هاى بزرگ الهى مى باشد. خداوندانسان را به گونه اى آفريد كه بدون همسر ناقص است و تا همسر اختيار نكند, به كمال مطلوب نمى رسد. در اين راستاهيچ چيز ديگر جاى ازدواج و تشكيل خانواده را نمى گيرد.دين مقدس اسلام براى ازدواج و انتخاب همسر اهميت ويژه اى قائل است و بر آن تأكيد فراوان دارد. پيامبرگرامى اسلام 6مى فرمايد: .()(پـاورقى 1.شيخ حرعاملى , وسائل الشيعه , ج 14 ص 23.در حديث ديگر فرمود: .()(پـاورقى 2.همان , ص 60هر پسر و دخترى كه به سن رشد و بلوغ مى رسند, بزرگ ترين آرزويشان اين است كه ازدواج كنند و با تشكيل زندگى مشترك زناشويى به اين خواسته دست يابند. اين نعمت بزرگ نصيب شما هم شده است و با برطرف شدن مشكلِ بيكارى نامزدت , نگرانى شما بر طرف خواهد شد.چنان كه ازدواج محبوب خداوند است , طلاق نيز مبغوض خداوند مى باشد. درست است كه طلاق در اسلام جايزاست , اما جز در موارد ناچارى كارى ناروا و ناشايسته است . امام صادق 7مى فرمايد: .()(پـاورقى 3.مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , معاده طلاق .بنابراين به هيچ وجه صلاح نيست در فكر طلاق باشيد. چنان كه خودت نوشته اى در ته دل راضى به طلاق نيستى , بلكه لازم است در عين ابراز علاقه و محبت و برخورد درست نسبت به نامزد خود, در مورد بى نمازى ومشكل بيكارى اقدام نمايى .عبادت عالى ترين كرنش در برابر خداوند است . در اهميت عبادت و نقش آن در سعادت انسان همين بس كه آفرينش هستى و بعثت پيامبران براى عبادت است . خداوند مى فرمايد: و انس را نيافريديم , جز براى اين كه عبادتم كنند>.هدف آفرينش هستى و جن و انس , عبادت خداوند است و كارنامهء همهء پيامبران و رسالت آنان دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است . قرآن مجيد مى فرمايد: رسولى بر انگيختيم كه خداى يكتا را بپرستند>. پس هدف از خلقت جهان و بعثت پيامبران عبادت خدا است . روشن است پروردگار عالم هيچ گونه نيازى به عبادت ما ندارد. و نتيجه و سود عبادت به ما بر مى گردد و هم چنان كه درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودى براى معلم ندارد. در بين همهء عبادت ها نماز از اهميت و ويژگى خاصى برخوردار است . نماز تنها عبادتى است كه حتى در حال غرق شدن در دريا و جنگ ساقوا نيست , نمازبرترين فرياد آزادگى انسان از سلطهء قدرتمندان و اعلام بندگى در آستان خداوند است . نماز مهم ترين اعمال دينى است كه اگر قبول درگاه خداوند عالم شود, عبادت هاى ديگر قبول مى شود و اگر پذيرفته نشود, اعمال ديگر قبلونمى شود. امام حسين عليه السلام حتى ظهر عاشورا در ميدان مبارزه و در برابر تيرهاى دشمن نماز را رها نكرد.افرادى به نمايندگى از طرف مردم شهر طائف به خدمت رسول خدا6در شهر مدينه رسيدند و اعلام كردند باشرايطى حاضرند اسلام را بپذيرند. يكى از شرايط اين بود كه پيامبر آن ها را از خواندن نماز معاف بدارد. حضرت ضمن رد اين شرط فرمود: . مسلمان (پـاورقى 3.جعفر سبحانى , فروغ ابديت , ج 2 ص 799درستى نيست . يكى از ياران امام صادق 7به نام ابوبصير مى گويد: .()(پـاورقى 4.شيخ عباس قمى , منتهى الآمال , ج 2 ص 156خاتم الاءنبيا حضرت محمد6در آخرين روزهاى زندگى پر بركت خود, به نماز زياد سفارش مى كرد. روزى كعب احبار از خليفهء دوم پرسيد: پيامبر در موقع احتضار چه گفت ؟ خليفه به اميرمؤمنان على 7كه در آن مجلس حاضر بود, اشاره كرد و گفت : از او بپرسيد. حضرت فرمود: در حالى كه سر پيامبر روى شانهء من بود, مى فرمود:الصلاة الصلاة; نماز نماز. در اين موقع كعب احبار افزود كه پيامبران گذشته نيز بر همين روش بودند.()(پـاورقى 1.جعفر سبحانى , فروغ ابديت , ج 2 ص 869نماز وسيله نزديك شدن انسان به خدا است و ترك آن قطع رابطه كردن با آفريدگار هستى است و در دنيا وآخرت عواقب تلخى دارد. در قيامت اهل بهشت از دوزخيان مى پرسند: چه چيز شما را روانهء جهنم كرد؟ پاسخ مى دهند: . رسول گرامى اسلام 6فرمود: شمرد, خداوند بركت و خير از عمر و مال او بر مى دارد و پاداش كارهاى او از بين مى رود و دعاهايش مستجاب نمى شود و هنگام مرگ بااحساس گرسنگى و تشنگى و ذلت مخصوصى از دنيا مى رود و در برزخ شكنجه و فشارمى چشد و در قيامت حساب سختى از او كشيده مى شود>.()(پـاورقى 3.محسن قرائتى , پرتوى از اسرار نماز, ص 85جالب اين است كه نماز علاوه بر اين كه مهم ترين عبادت الهى و سرلوحهء كتاب خوشبختى انسان است , وسيله ءپيروزى بر مشكلات نيز مى باشد. قرآن مى فرمايد: .(پـاورقى 4.بقره ( ) آيهء 45توجه به نماز و راز و نياز با پروردگار نيروى تازه اى در انسان ايجاد مى كند و او را براى رويارويى بامشكلات نيرو مى بخشد. امام صادق 7فرمود: .پس نماز توجه بنده به خداى خويش و تجديد عهد بندگى و اظهار تسليم در برابر پروردگار عالم و وسيله ءدستيابى به حوائج و رهايى و نجات از گرفتارى ها و شدائد مى باشد و از واجبات مهم الهى است . لذا به هيچ وجه و درهيچ وضعى ترك نماز جايز شمرده نشده است .خواهر گرامى , مى توانيد با بازگو كردن اين حرف ها براى نامزدتان او را به خواندن نماز دعوت و راغب كنيد. بهتراست كتاب اثر آقاى قرائتى و كتاب نوشتهء آقاى غلامعلى نعيم آبادى را بخريد و به ايشان هديه كنيد.كار و كوشش براى ادارهء زندگى و به دست آوردن روزى حلال و آبرومندانه از نظر اسلام بسيار مقدس شناخته ه شده است . در روايات اسلامى به تلاش و كوشش براى كسب روزى حلال فوق العاده اهميت داده شده است . امام صادق 7مى فرمايد: .() و(پـاورقى 1.تفسير نمونه , ج 11 ص 318در حديث ديگر مى فرمايد: مى كند, مانند مجاهدان راه خدا است >. كار و زحمت براى به حركت درآوردن چرخ زندگى به قدرى اهميت دارد كه پيشوايان دين دستور داده اند:مسلمانان صبح هر چه زودتر از خانه خارج شوند و به دنبال تلاش براى زندگى بروند.()ا امامان معصوم : كار(پـاورقى 3.همان .مى كردند و از دست رنج خويش استفاده مى كردند. على بن ابى حمزه گويد: روزى امام موسى بن جعفر7را ديدم كه در مزرعه اش كار مى كرد و از سختى كار خيش عرق شده بود. عرض كردم : مگر كارگران كجايند كه شما خود كارمى كنيد؟ فرمود: آن كس كه از من و از پدرم بهتر بود, به دست خويش در مزرعه اش كار مى كرد. گفتم آن كه بود؟فرمود: پيامبر6و على 7و نيز همهء پدرانم كار مى كردند و اين روش پيامبران و اوصياى آنان و بندگان شايسته ءخدا است .()(پـاورقى 4.مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , مادهء كار, با تلخيص .هر انسان بهتر مى داند كه اگر بخواهد شخصيتش حفظ شود و پيش هر كس و ناكس تحقير نشده و سر فرو نياورد,بايد كار كند و بيكار نماند. حتى اگر لازم شد, كارگرى و عملگى نمايد. على 7اين ابر مرد تاريخ گاهى اوقات درباغ هاى مدينه براى يهوديان كار مى كرد و مزد مى گرفتن و با آن زندگى مى كرد و در مقابل كسانى كه مى گفتند اين كارها ننگ است , مى فرمود: براى من سنگ كشى از قله هاى كوه گواراتر و آسان تر است از اين كه منّت ديگران را به دوش بكشم . به من مى گويند: در كار و كسب ننگ هست , و من مى گويم : ننگ اين است كه انسان نداشته باشد و ازديگران بخواهد.()(پـاورقى 5.مرتضى مطهرى , تعليم و تربيت در اسلام , ص 424همان طور كه اسلام براى كار ارزش فراوان قائل شده است , به همين اندازه بيكارى را مردود و مطرود معرفى كرده است . پيامبر عظيم الشأن اسلام فرمود: اقتصادى خود را بر دوش مردم بيندازد, ملعون است و لعنت خدا شامل او است >.وقتى در حضور مبارك رسول اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء كسى سخن مى گفتند, حضرت مى پرسيد كارش چيست ؟اگر مى گفتند كار ندارد, مى فرمود: ديگر به چشم من ارزشى ندارد.() (پـاورقى 1.همان , ص 411انسان بايد دنبال كار برود, زيرا علاوه بر اين كه به وسيلهء كار و تلاش , زندگى انسان اداره مى شود و انسان گردنش را در برابر ديگران كج نمى كند, اصولاً كار يك وظيفهء اجتماعى است و اجتماع حقى بر گردن انسان دارد ويك فرد هر چه مصرف كند, محصول كار ديگران است .لباسى كه مى پوشيم , غذايى كه مى خوريم , كفشى كه به پا مى كنيم , خانه اى كه در آن زندگى مى كنيم و هر چه را كه نظر كنيم , مى بينيم نتيجهء كار ديگران است . پس كسى كه آزاد مرد است و طالب سعادت خود مى باشد و عشق و علاقه به خانوادهء خويش دارد, كارى را كه نيتجه اش مزد حلال باشد, افتخار خود مى داند, گرچه اين كار عملگى و كارگرى باشد, و بيكارى را زيبندهء وجود خود نمى داند, بلكه ننگ و عار مى داند. ]با پسرى گفت پدر كاى عزيزصبح شد از بستر راحت بخيزمهر رخ خويش عيان ساخته پرچم سعى و عمل افراخته قافله سالار حيات آمده وزافق راحت شب سرزدهكوكبهء زندگى آماده شدحكم براى حركت داده شدصبح پديدار شد از كاينات در حركت روى به راه قياتباز شده دكّه سوداگران گشته كشاورز به صحرا روانپيله ور از خانه به بازار شدخاركن اندر طلب خار شدكبك بى دانه خوامش گرفت بازى تغزيه پرّش گرفتجانور از لانه به كهسار شدبهر چرا گله پديدار شدتار تَنَد بهر مگس عنكبوت مورچه اندر تك و دو بهر قوتغنچه سر از شاخه برون كرده است شاخته سوى نور شتابنده استزندگى ات نيست به جز جنبشى راحتى ات نيست مگر كوششىهر كه بجنبيد زجا, زنده است و آن كه نجنبد, به يقين مرده استخيز كه با قافله همره شوى ورنه درين مرحله گمره شوىآن كه ازين قافله وامانده شدعاجز و بيچاره در درمنده شدوقت رحيل است , چه خسبى چنين قافلهء جنبش گيتى ببين .()(پـاورقى 1.احمد احمدى بيرجندى , شعر در زندگى , ص 98]خواهر محترمه , اين مطالب را با صبر و حوصله و در وقت مناسب بانامزد خود در ميان بگذاريد كه ان شاءالله مسئله ءبى نمازى و بى كارى وى حل شود. هر چه مى توانى , به نحو احس احساسات او را نسبت به كار و تلاش و اداره ءزندگى برانگيز و اصلاً در فكر طلاق نباش . ان شاءالله مشكل برطرف خواهد شد.
کد سوال : 48767
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پدرم به اعتياد رو آورده است . برادرم افزون بر آن به مشروبات الكلى و به مقدسات بد مى گويند و بااين وجود متعصبند و ظاهر سازى مى كنند, اين ها مرا رنج مى دهد, لطفاً راهنمائيم كنيد.
پاسخ : امر به معروف و نهى از منكر با شرايط خاص خود بر همه واجب است , اما اين كه چگونه مى توان اعضاى خانواده را از منكرات , اعتياد و مشروبات الكلى بازداشت , در اين باره يك نسخهء شفا بخش كلّى وجودندارد, بلكه هر فردى يك سرى خصوصيات , ضعف ها و قوت ها دارد, اعضاى خانواده يكديگر را بهتر از ديگران مى شناسند و به ضعف ها و قوت هاى يكديگر آگاهند, بايد با توجه به ضعف ها و قوت هاى افراد در پى علاج برآمد,مثلاً فرض كنيد پدر فردى عاطفى است بايد از دريچهء عاطفه وارد شد, برادر فردى اجتماعى است و بُعد اجتماعى وآبرو دارى براى او بسيار اهميت دارد, بايد از همين زاويه وارد شد و... . حال برخى از افراد با وجودى كه خودشان ضعف دارند, ليكن نمى خواهند اعضاى خانوادهء شان ضعف داشته باشند, خود اين خلاف متعارف نيست , شما از اين بابت اظهار نارضايتى نموده ايد. من از شما خواهرمحترم مى پرسم اگر فردى در پى بدى ها حركت كند و خانوادهء خويش را هم به بدى ها سوق دهد و يا بى تفاوت باشد, و فرد ديگرى خودش در بدى ها غوطه ور باشد, ولى نسبت به خانواده اش حساس باشد كه مبادا در بدى ها گرفتار شود, به نظر شمافرد اول ترجيح دارد يا دومى ؟ طبيعى است كه فردى كه نسبت به خانواده بى تفاوت نيست و در پى آن است كه خانواده اش از بدى ها مصون باشد, خود اين ارزشمند است , گرچه خودش پايبند به آن نباشد. اين فرد نسبت به فردى ديگرى كه بيان شد, يك قدم به راه حق نزديكتر است . بنابراين , ناراحتى ندارد كه پدر و يا برادر در دين دارى و حفظشئونات دينى خانواده با حساسيت و غيرت واكنش نشان مى دهند. شما خواهر گرامى همّت خويش را به زدودن منكرات از اعضاى خانواده معطوف داريد, نه اين كه از جهت تظاهر به دين دارى و غيرت دين دارى آنان .
کد سوال : 48768
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پدر و مادرم در بين فرزندان تبعيض قائل مى شوند, مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : همهء پدران و مادران فرزندان خويش را دوست دارند و آنان را پارهء تن خود مى دانند و روز و شب براى سعادت و خوشبختى فرزندان تلاش مى كنند, از منظر پدران و مادران خوشبختى و پيشرفت فرزندان شيرين ترين ارمغان زندگى است . پدر و مادر از آغاز ولادت فرزند, در پى نگهدارى , پرورش و تعليم و تربيت اومدام قدم بر مى دارند و رنج ها را به جان و دل مى خرند و خود را وقف او مى كنند, تا اين كه فرزندى صالح و شايسته به جامعهء بشرى عرضه كنند. حال براى نيل به اين هدف بايد به مسائل و ظرافت هاى تربيتى آگاهى داشته باشند كه درغير اين صورت چه بسا نتيجه معكوس مى شود. بنابراين , اولين قدم براى موفقيت در تعليم و تربيت فرزندان اين است كه پدر و مادر به مسائل تربيتى آگاهى لازم را داشته باشند, مثلاً بدانند كه تبعيض , محبّت بى جا, تشويق وتوبيخ بى مورد چه پيامدهايى دارد و بايد از آن پرهيز نمود. اين نكته اى است كه بايد آنان توجه داشته باشند. ليكن در برابر آن نكته , نكتهء ديگرى است كه بياد فرزندان به آن توجّه داشته باشند و آن اين است كه چه بسا اتفاق مى افتد.پدر و مادر با اعتقاد به اين كه حركت هاى تربيتى آنان از قبيل تنبيه , تشويق , محبت و... نسبت به فرزندانشان عادلانه است , نه تبعيض آميز, رفتارى را بروز مى دهند, ولى فرزندان آن را با عينك خاصّى كه دارند, رفتارى تبعيض آميزمى پندارند, عقيدهء پدر و مادر رفتارى است عادلانه ولى احساس فرزند, از آن تبعيض آميز است . در اين صورت بايدفرزندان در قضاوت خويش تجديد نظر كننند, با عينك خوشبين در رفتار پدر و مادر بيانديشند. بنابراين احساس تبعيض هم ممكن است از ضعف تربيتى پدر و مادر باشد و هم ممكن است از برداشت نادرت فرزند باشد. حال اگرفرزند در قضاوت خويش تجديد نظر نمود و دقّت بيشترى به خرج داد و به اين نتيجه رسيد كه ضعف از قضاوت خويش است , نه از پدر و مادر, در اين صورت از نگرانى بيرون مى آيد و مشكل زدوده مى شود. و از رنج تبعيض و كم مهرى پدر و مادر رهايى مى يابد. حال اگر در تجديد نظر باز هم به نتيجهء اول رسيد. در اين صورت در پى پاسخ به اين پرسش باشد كه آيا پدر و مادر توجّه به اين تبعيض دارند, يا نه ؟ اگر توجه ندارند, پس ناراحتى وجهى ندارد, مى توان به جاى احساس ناراحتى به پدر و مادر كمك كرد و او را متوجّه كردارش نمود. حال اگر توجه دارند, از خود سؤال كند كه مگر پدر و مادر سعادت فرزندانشان را نمى خواهند؟ پاسخ اين سؤال مثبت است . قطعاً پدر و مادر خوبى بچه هايشان را مى خواهند, ضعف در اين است كه آنان آگاهى لازم رادر امر تربيتى ندارند, در اين صورت فرزند بايد به پدر و مادر كمك كند, به جاى ابراز ناراحتى خود را با موقعيّت هماهنگ كند و از ضعف هاى پدر و مادر در گذرد و يا با لطايف خاصى به آنان بفهماند كه راه درست در امر تربيت فرزندان چنين است و گاهى هم برخى از كم لطفى هاى پدر و مادر جنبهء واكنشى و تنبيه فرزندان دارد تا فرزندان رفتارشان را تغيير دهند, اين هم خوب است مورد بررسى قرار گيرد.ما از شما خواهر گرامى مى خواهيم , اين مراحل را به آرامى طى كنيد و در صورت تمايل در نامهء بعدى نتايجش را براى ما بنويسيد.
کد سوال : 48769
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا به نظر شما مسائل روز, مانند دخالت روحانيون در سياست , پذيرش مسئوليت و عملكرد آنها,ابطال آراء و رد صلاحيت ها به جرم گرايش به فلان حزب , توقيف روزنامه ها... مى تواند در باورهاى دينى جوانان اثرمنفى بگذارد؟
پاسخ : در خصوص دخالت روحانيت به سياست و عملكرد آنها بايد گفت : برخى عقيده دارند كه وظيفه روحانيت , تنها هدايت مردم و بيان احكام است و دخالت در سياست , منافى شأن روحانيت است ;از اين روروحانيت نبايد در سياست دخالت كنند و اصولاً دين با سياست رابطه ندارد اين تز كه طرفداران زيادى ندارد, ازسوى اكثريت صاحبان انديشه اسلامى رد شده است . اكثريت دانشمندان اسلامى عقيده دارند كه وظيفه روحانيت دخالت در سياست است ;زيرا فقها دين شناسان بوده و همان طور كه هبرى دينى مردم را برعهده دارند, رهبرى سياسى مردم را نيز بايد برعهده گيرند. امام راحل كه درعصر حاضر پرچمدار, اين تز است , باور دارد, كه رهبرى سياسى حق فقيهان بوده و ديگران در طول تاريخ اين حق را غضب كرده اند او در خصوص حاكميت غاصبانه رهبران ستمگر سروده است : ]تا به كى اين ناكسان باشند برما حكمرانان تاكى اين دزدان كنند اين بى كسان را پاسبانى]امام عقيده دارد كه تز جدايى دين از سياست , شعار استعمارگران بوده است كه از سوى عمال داخلى آن دركشورهاى اسلامى تبليغ و فرهنگ سازى شده است . ديدگان امام راحل 1با سيره و گفتار معصومان 7همخوانى دارد, زيرا پيامبر اسلام 7در مدينه بعد از فراهم شدن شرايط حكومت , حكومتى دينى تشكيل داده و بر مسندقدرت قرار گرفت . پيامبر 7به رغم آنكه رهبر دينى مردم بودند, رهبر سياسى جامعه را نيز برعهده داشت . امام على 7با تشكيل حكومت عدالت مند, و ضابطه پذير علوى , اثبات كرد, كه بين دين و سياست رابطه وجود دارد, واگر دين از سياست جدا بود, چرا آن حضرت حكومت تشكيل داد؟! امامان ديگر نيز در حدود تشكيل حكومت بودند;از اين رو رهبران قانون شكن و دين ستيز, از آنان وحشت داشته و آنها را زندانى و به شهادت مى رساندند اگرائمه 7حكومت را حق خود نمى دانستند و فقط در مساجد و يا كنج خانه ها, به بيان احكام مى پرداختند, هيچ گاه حاكمان ستمگر و غاصب از آنان وحشت نداشتند. امروزه در جمهورى اسلامى ايران كه نظريه پرداز و معمار آن امام راحل است , او نظام مبتنى بر ولايت فقيه راارائه داد و خو عملاً دخالت در سياست را وظيفه دانسته و سكان دار كشتى انقلاب اسلامى بود. بى ترديد عملكرد رهبران دينى نقش بنيادى در گرايش جوانان به دين و دين گريزى آنان دارد از رو, در اسلام سفارش شده است كه عالمان دينى قبل از آنكه ديگران را به معارف دين فرا مى خوانند, خود پايبند به قوانين الهى باشند. يكى از علل دين گريزى جوانان را مى توان مربوط به عملركد برخى از روحانيان دانست . پس دين گريزى جوانان اختصاص به عملكرد روحانيت ندارد, زيرا مشكلات اقتصادى , رقابت هاى سياسى غير منطقى مديران حكومتى و گروههاى كه به اسم اسلام , عوامل مهم دين گريزى جوانان هستند. خانواده ها اساسى ترين نقش را دردين گريزى جوانان دارند. در برخى از خانواده ها, معنويت , تقوا و خدا باورى فراموش شده و نوارهاى مبتذل ويدئوى , به جاى نوارهاى قرآن ... قرار گرفته و همچنين ماهواره ها كه دهها فيلم هاى مستحجن پخش مى كند و برخى از خانواده ها به آن علاقه دارند, عوامل مهم دين گريزى جوانان هستند. البته نقش جامعه را نيز نمى توان در دين گريزى جوانان ناديده گرفت . در فرهنگ اسلام آزادى بيان و عقيده از اهميت ويژه اى برخوردار است . آزادى بيان و قلم كه رسالت اصلى آنهاهدايت مردم , افزايش قدرت تحليل سياسى آنان و فرهنگ سازى معنويت و 1000هميت داده شده است . امام راحل 1عقيده دارد كه قلم ها شهيد پرور هستند: (1)مهم آن است كه قلم و مطبوعات از رسالت اصلى خود فاصله نگرفته , شايعه سازى نكرده و مقدسات دين را زيرسؤال نبرند, زيرا وظيفه قلم شبه زدايى , ترويج دين مدارى و فرهنگ سازى سالم است . متأسفانه برخى از قلم ها ومطبوعات تبديل به مسلسل ها شده , و مقدسات دين , ارزشهاى ملى و نظامى دينى را زير سؤال مى برند كه نقش اين گونه رسانه ها از مسلسل ها خطرناك تر است . امام راحل فرمود ُ (2)آزادى بيان و قلم تا آنجا قداست دارد كه مصالح جامعه را تهديد نكرده و با بهره گيرى از قانون شكل گيردمنستكيو مى نويسد: (3)اين واحد درحدود حمايت از جناح چپ و است نيست , بلكه اصلى آن جواب دادن به پرسش ها است كه وظيفه دارد واقعيت ها را بيان كند توقيف برخى از روزنامه ها و مجله ها, بدون در نظر گرفتن مقدرات و با انگيزه هاى سياسى قابل قبول نيست , زيرا تعطيل رسانه ها و مطبوعات سبب مى شود كه در جامعه پوياى و بالندگى و روحيه انتقادگرى را از دست دهد, ولى تعطيل برخى از روزنامه ها و مجله هاى ديگر, منطقى و قابل قبول است . متأسفانه برخى ازمطبوعات به شبهه سازى و توطئه عليه نظام مى پردازند و مقدسات دين را زير سؤال مى برند. طبيعى است كه مصالح نظام اقتضا مى كند كه از اين گونه روزنامه ها جلوگيرى شود. در خصوص ابطال برخى از انتخابات از سوى نهادها, نيز بايد گفت : در هر جامعه اى براى انتخابات سالم , فيلتر وفاكتورهاى خاصى پيش بينى مى كنند, تا انتخابات سالم به وجود آيد. در آمريكا نيز براى انتخاب رئيش جمهور ونمايندگان مجلس سنا... شرايط و ترازهايى را پيش بينى كرده است , تا بهترين فرد و يا بهترين افراد گزينش شوند.بعد از انتخابات نيز, در صورت اختلاف و تقلب , بايد نهادى و مرجعى صلاحيت دار, باشند كه وضعيت انتخابات رابررسى كنند. انتخابات رياست جمهورى امريكا در سال 2000نشان داد كه بايد قوه قضائيه بحران انتخابات را حل كند. در جمهورى اسلامى ايراين نيز لازم است كه نهادها و مراجعى باشند تا صلاحيت رئيس جمهورى و نمايندگان مجلس ... را بررسى كنند. حل بحران انتخابات در ابتدا بايد به مراجع قانونى ارجاع داده شود كه در ساختار جامعه ايران شوراى نگهبان عهده دار آن است . طبيعى است يك نهادى كه رسالت آن بررسى تخلفات و يا ابطال انتخابات است , بايد وظيفه خويش را انجام بدهند. متأسفانه در ايران جناح گرايى سبب شده است كه حق , باطل و باطل , حق نمايش داده شود و اين يكى از آفات نظام دينى ما است . در فضاى سياسى و بحران ساز, ضرورى است كه قدرت تحليل و رشد سياسى همه مردم , بويژه جوانان افزايش داده شود, تا آنها در مسايل سياسى دچار اشتباه نشوند و همه روحانيت را زير سؤال نروند. در حكومتى كه مديران ورهبران او را روحانى و غير روحانى تشيل مى دهند وقتى مديران و مسؤلان غير روحانى , از مسؤلان روحانى بيشتر,هستند چرا تنها روحانيت زير سؤال بروند و دين گريزى جوانان منسوب به روحانيت شود؟ البته از رواحانيت انتظارمى رود كه در عملكرد خود دقت بيشتر داشته باشند, زيرا آن ها به رغم آنكه رهبران سياسى هستند رهبران دينى ومعنوى نيز هستند. (پـاورقى 1 ـ رسول سعادتمند, مطبوعات و رسانه ها از ديدگاه امام خمينى 4ص 21 (پـاورقى 2 ـ مطبوعات و رسانه ها از ديدگان امام خمينى , ص 18 (پـاورقى 3 ـ مكتب اسلام , شمارهء 26 ص 27
کد سوال : 48770
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا با وجود نهادهاى دينى ( حوزه هاى , ارشاد, امور تربيتى ...) با هم جوانان روربرو از دين گريزان مى شوند. آيا شيوه تبليغى اين نهادها ايراد دارد. مثلاً شيوه هاى ايراد دارد. مثلاً شيوه هاى تبليغى خشك و سستى است و مبتنى بر اصول روان شناسى و علمى نيست ...؟ \r
پاسخ : براى ارائه تبليغات موفق و قانون مند, نياز به راهكارهاى علمى و تحقيقى است . از اين رو در جهان امروز, در خصوص تبليغ و پيام رسانى , رشته هاى تخصصى به وجود آمده و صدها دانشجو به تحصيل مشغول هستند. از سوى ديگر تبليغات امروز, با بهره گيرى از پيشرفته ترين ابزار و شيوه هاى مانند استفاده ماهواره , رايانه وسايت هاى اينترنت ... به وجود مى آيد. متأسفانه يكى از آسيب هاى مهم تبليغات جامعه اسلامى ايران , عدم همسو با شرايط زمان و تحولات است . بعداز گذشت دو دهه از انقلاب اسلامى , هنوز تبليغات ايران سنتى بوده و از رهيانت راهكارهاى علمى برخوردارنيست . امروز جهان به دهكده اى تبديل شده است كه ارتباطات سريع شكل مى گيرد و نسل جوان از اين ارتباطات تأثير مى پذيرند. تبليغات امروز كه بيشتر از سوى غرب به وجود مى آيد, جوانان را قربانى شبيه خون فرهنگى كرده است . بى ترديد تهاجم فرهنگى تغذيه فرهنگى مى طلبد. نهادها و مراكز فرهنگى ايران در راسنتى تبليغات موفق نبوده اند. تبليغات همسو با شرايط زمان سياست هاى كلان فرهنگى و استراتژى منطقى و معقول را مى طلبد. البته هرجامعه اى علاوه بر آنكه از ابزارهاى تبليغات روز, بايد بهره گيرد, ابزارهاى سنتى خودش را نيز بايد حفظ كند. درجامعه اسلامى ايران علاوه براينكه از شيوه ها و ابزار تبليغات همسو با فرهنگ خود, استفاده كنند, از ابزارها وشيوه هاى تبليغى مدرن نيز بايد بهره گيرد. بر اين اساس مى توان گفت يكى از علل دين گريزى جوانان نبود تبليغات قانون مند است , از اين رو بايد در ايران فرايند تبليغات ضابطه پذير و همسو با شرايط زمان شود. دين گريزى جوانان اختصاصى به عدم تبليغات نظام يافته ندارد. بلكه عوامل مهم ديگر نقش زيربناى در دين گريزى جوانان دارد.خانواده ها, دوستان عبد صالح و محيط... عوامل تاثير گذار هستند. براى گرايش جوانان ضرورى است كه خانواده هابا برنامه ريزى در محيط خانواده , جوانان را از آسيب هاى فردى و اجتماعى حفظ كنند. مدرسه ها به عنوان خانه دوم دانش آموزان نيز رسالت دارد كه با طرح و برنامه هاى ضابطه مند, از دين گزى جوانان جلوگيرى كنند. نهادها وحوزه هاى علميه كه نيز وظيفه دارند كه با بهره گيرى از ابزارها و شيوه هاى مناسيب , مانند تدوين مجله ها, مقاله ها...تبليغات موفق را ارائه دهند. از سوى ديگر عزم ملى و سياست هاى كلان فرهنگى مى تواند, بزرگترين نقش را درگرايش جوانان به دين داشته باشد. كه عملكرد مدعيان دين دارى , از برنامه هاى دين جدا است . اسلام غنى ترين دينى است كه عيب ندارد. و عيب ها در عملكرد مسلمانان ظهور مى كند اسلام به ذات خود ندارد هيچ عيبى هر عيبى كه هست از مسلمانى ما است > 7- دعوت از امام جماعت شايسته برگزارى نماز جماعت نياز به امام جماعت شايسته , اهل مطالعه و خوش برخوردارد اگر امام جماعت مشكلات جوانان را درك كرده و رفتار منطقى و معقول با آنان داشته باشد و مطالب همسو با نياز جوانان را مطرح كند, جوانان بيشتر به نماز جماعت جذب مى شوند . از سوى ديگر بايد نماز جماعت ها طولانى شود كه سبب خستگى جوانان گردد. 8- شبهه زدايى امروزه كه همه مردم , بويژه جوانان مورد تهاجم شبيخون فرهنگى دشمن قرار گرفته اند و دشمن با بهره گيرى ازپيشرفته ترين ابزار تبليغات مانند ماهواره و اينترنت , دين و اعتقادات جوان را نشانه گرفته است و جوان با دههاپرسش و شبهه روبرو شده است ;ضرورت دارد كه مسؤلان فرهنگى و حوزه هاى علميه به شبهه زدايى بپردازند.گرچه شبهه زدايى سياست هاى كلان فرهنگى و تبليغات ضابطه پذير را مى طلبد. نويسندگان و رسانه ها صدا و سيماو مطبوعات , بايد با تدوين مقاله ها, روزنامه ها و تهيه سريال ها و فيلم ها ى مفيد, شبهه را شناسايى و سپس به رفع آن بپردازند. 9- دعوتت از شخصيت ها يكى از راهكارهاى مهم جذب جوانان به معنويت , بويژه به نماز جماعت , دعوت از شخصيت هاى وارسته و بامعنويت تقواگرا است . حضور جوانان در جلسات اين گونه افارد و بهره گيرى از كلام و اخلاق حسنه آنان ,اساسى ترين نقش را در گرايش جوانان به معنويت دارد. چه بسا جوانانى كه در معرض سقوط اخلاقى قرار گرفته بودند, كه با ملاقات و ديدار با بزرگان دين , قلهء رفيع معنويت را فتح كردند. 10- معرفى اهل بيت 7و معارف آنان يكى از راهكارهاى مهم جذب جوانان به معنويت معرفى اهل بيت 7و معارف آنان است . جوانان ايران عاشقانه و دلباخته اهل بيت 7هستند كه اگر زندگانى و معارف آنان درست تبيين شود, جوانان به معنويت گرايش پيدا مى كنند. اگر جوانان به زيارتگاهها و اماكن مقدسه برده شده , آن گاه معارف اهل بيت بيان گردد, بيشتر تأثير گذارخواهد بود.
کد سوال : 48771
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دچار غم و اندوه شده ام , بسيارى از اوقات تنها هستم و اين تنهايى برايم غير قابل تحمل مى شود لطفاً بگوييد كه چه بايد بكنم ؟
پاسخ : نامه شما رسيد. اگر چه در لابه لاى كلمات آن غم هاى شما نهفته بود, اما هنوز از سطرسطر آن مى شد صلابت و استوارى انسانى را بدب كه در پشت اين آينه كدر كاغذين نشسته بود و آن را براى ما مى نوشت و اين براى يك زن ايرانى زجر كشيده كه زندگى به كام او و فلك بر وفق مراد او نبوده , علامت بسيارخوبى است و از اين جهت روحيه شما جاى تعريف و تحسين دارد.با اين حال مطابق بسيارى از نامه هايى كه به اين مركز مى آيد پر از ابهامات و نقطه هاى كورى بود كه آگاهى از آنها مى توانست در پاسخ بهتر و كامل تر مددكارمان باشد.شما نوشته ايد كه بيش از يك سال زندگى مشترك نداشته ايد ولى اصلاً اشاره نكرده ايد كه علت اين جدايى چه بوده است ؟ آيا رفتار شوهرتان بد بود؟ علاقه اى ميان شما وجود نداشته ؟ به اجبار به اين ازوداج تن داده ايد؟ پاى زن ديگرى در ميان بود؟ يا چيزهاى ديگرى بود كه ما از آن بى اطلاعيم ؟ حتى معنى اين جمله را ندانستيم . از اين ها گذشته , شما نه ميزان تحصيلات , نه شغل , نه ميزان در آمد, نه علت ماندن در خانه پدرى و نه هيچ چيز ديگر مايل بوديد, مى توانيد جزئيات بيشترى براى ما بنويسيد و پاسخ مطلوب ترى دريافت داريد. براى اولين ارتباط و اولين پاسخ مطالب بسيارى در همان نامه آورده ايد كه پرداختن به آنها مقدمه اى طولانى تر از اين را شايسته نيست .انديشه خود را اصلاح كنيماين نكته اى است بسار مهم كه هر انسانى به حكم انسان بودنش , يعنى موجودى كه داراى عقل و شعول است بايد در پى آن باشد. اين كه ما بدانيم داراى چه انديشه هايى هستيم و اين انديشه ها تا چه حد در ساختن شخصيت ما دخالت دارند و اين كه بدانيم چه مقدار از اين تفكر ها صحيح و ناصحيح است , چه مقدارشان اكتسابى است و چه مقدارشان بر اثر فشارهاى محيطى بر ما غلب شده اند و... اين ها مطابى است كه هيچ انسانى نبايد از كنار آن راحت بگذرد حكايت انسان چونان كارخانه عظيمى است كه شبكه كنترل الكترونيك آن صحيح كار نمى كند و در برنامه هاى كامپيوتر آن ويروس راه يافته است . آيا از چنين كار خانه عظيمى انتظارتوليد مى توان داشت ؟ چه بسا ميكروب بسيرا كوچكى كه بدن يك انسان را با آن همه اسباب دفاعى و ...تضعيف و نحيف و در مانده مى كند , پس چطور ممكن است يك انديشه ناصواب باعث بيمارى هاى روحى وجسمى فراوان نگردد؟از شما مى پرسيم : آيا تا به حال درباره شخصيت خويش انديشيده ايد؟ آيا تا به حال از خودتان تعريف صحيحى ارائه داده ايد؟ آيا تا به حال پرسيده ايد كه زن چه جايگاهى در آفرينش دارد و خدا او را براى چه آفريده است ؟ يا تنها به انديشه هاى مردمان رد مورد خود اكتفا كرده و خود را همان طور شناخته ايد كه مردم ارزيابى كرده اند؟خواهر گرامى ! زشت ترين , پست ترين و نازيباترين داورها و ارزيابى ها, داورى انسان ها درباره يكديكراست . تنها كسى كه مى تواند داورى صحيحى از انسان , ارزش و اهداف او داشته باشد, خالق انسان است و اوكسى غير از خدا نيست . آيا هرگز به خدا و اهداف او از خلقت خود انديشيده ايد و سعى كرده ايد همان باشيدكه خدا به همان دليل شما را خلق كرده است ؟ به قول باباطاهر:دلا غافل ز سبحانى چه حاصل ؟ اسير نفس شيطانى چه حاصل ؟بود قدر تو افزون از ملائك تو قدر خود نمى دانى چه حاصل ؟بنابراين در تمامى اين لحظات تنهايى مى توانيد به اين بيانديشيد كه چه هستيد؟ و چه مى خواهيد انجام دهيد؟ يادتان باشد كه تا درك نكنيد چه ارزشى داريد و براى خود آن ارزشى را قائل نشويد و خودتان را ازخويش پيدا نكنيد, ديگران هرگز اين ارزش را به شما نخواهند داد:!در نامه هاى بعدى راجح به اين انديشه ها بيشتر سخن خواهيم گفت .انتخاب مهم : در غم و اندوه بمانيم يا از آن عبور كنيم ؟واقعيت اين است كه تا وقتى زنده هستيم , مى توانيم براى خودمان كارى بكنيم . بسيارى از ما گمان مى كنيم وقتى بميريم , از درد و رنج خلاص مى شويم و روزهاى ابرى حيات به آفتابى درخشان و پر محبت مزين خواهدگشت . از اين جهت در مقابل اكثر غم ها و دردها به فكر سر به نيست كردن خود مى افتيم يا آرزو مى كنيم زودترملك الموت را زيارت كنيم و لذا پيش از موعد نداى سر مى دهيم ! اين ها تماماً بيانگر اين حقيقت اند كه ما اولا انديشه صحيحى درباره خود نداريم و ثانيا از نعمت حيات وهستى به عنوان بزرگ ترين هديه خداوند به خويش , غافل و ناسپاس هستيم . به عقيده ما, مشكلات دنياى بعدى براى همان دنيا كافى است و خوشى هاى احتمالى و عدم وجود درد و رنج در آن , سلب مسئوليت ازپذيرش مشكلات ايت دنيايى نمى كند . هنر اين نيست كه بميريم و از رنج آسوده شويم . هنر اين نيست كه بمانيم و در كشاكش دردها بپوسيم و به هدر برويم و زودتر از مردن واقعى به واقع مرده باشيم . هنر اين نيست كه به شكوا بنشينيم و با سوءظن و گمان هاى بيهوده نسبت به هستى , گوهر عمر را بر باد دهيم , بلكه هنر اين است كه تا وقتى مقرر است بمانيم , بمانيم و چون يك انسان آزاده زيست كنيم .حال انتخاب با خود شما است . مى توانيد ساعاتى از روز را به بگذرانيد واين واقعيت مهم را مد نظر بياوريد كه . آن وقت است كه روند رو به اضمحلال زمان , شما با بيدار مى سازد تا تلاش كنيد و قدر فرصت را پيش ازاتمام آن بدانى و نگذاريد غم ها و غصه ها روزگارتان را سياه كند. به تعبير خيام :مگذار كه غصه در حصارت گيردوانده مجال روزگارت گيردمگذار كنار آب صاف و لب كشت زان پيش كه خاك در كنارت گيردبعد از اين كه عنصر آگاهى را در خويش تقويت كرديد, نكات زير را به خاطر بسپارين و با تأمل و تفكر راه خويش را باز يابيد.1 يادتان باشد حوادث زندگى اجتناب ناپذيرند و ما در زندگى با انوات و اقسام اين حوادث مواجه هستيم و دو راه بيشرت نداريم : نااميد و مايوس در برابر آنها سر خم كنيم و تسليم شويم يا با جرأت و جسارت آنها رابپذيريم .2 بايد بپذيريم كه زندگى در اكثر موارد دردناك است و روزگار بر وفق مراد ما نيست , ولى در انتاها و در پس تمامى اين رنج ها, روشنايى اميدى وجود دارد.3 بايد ياد بگيريم كه زندگى يك مبارزه است , نه تسليم .بنابراين بايد همه توانمان را در راه پيروزى وكاميابى به كار بريم .اينها يك سرى مسايل كلى بود كه ما بايد براى بهتر زيستن به آنها بيانديشيم و آنها را عملاً به كار گيريم تابتوانيم موفق باشيم . متأسفانه غير از محيط و فشارهاى خاص آن , اين انسان است كه خود را آزار مى دهد و برزخم هاى خود نمك مى پاشد و با اين كه مى داند چه بايد بكند , خود را گرفتار اوهام مى سازد و به يأس وبدبينى روى مى آورد.چگونه خود را آزار مى دهيم ؟روان شناسان دلايل فراوانى براى اين معنا بر شمرده اند كه ما به طور خلاصه به آن اشاره مى كنيم :1 : يعنى دچار احساساتمان مى شويم و خيال مى كنيم با پافشارى برعقيده خود,داراى ارزش و اعتبار بيشرى مى شويم . گمان مى كنيم زندگى سراسر درد و ماتم است و اكگر كسى غير از اين بگويد, مى گوييم معنى زندگى را خوب درك نكرده است . 2 : ناخودآگاه به ياد گذشته مى افتيم . روزهاى خوب ديروز ما را متأثر مى كند و روزهاى تلخ آن ما را به خشم مى آورد و درگير هيجانمان مى سازد.بسيارى از ما هنوز از ياد آورى صحنه هاى ناراحت كننده روزهايى قبل دچار تأثر مى شويم و كنترلمان را ازدست مى دهيم .3 : اين هم درد بزرگ است . تجربيات تلخ پيشين ما را از آينه د بيمناك مى سازد و جرأت و روحيه را از ما باز مى ستاند. در نتيجه سبب مى شود كه ما آينده را نيز استمرار غم ها و رنج هاى گذشته ببينيم و از آن مأيوس شويم . 4 : همواره ميان و فاصله فراوانى وجود دارد.ايده آليست بودن اگر چه چيز خوبى است , ولى اگر به افراط كشيده شود, ديوانه كننده و غير قابل تحمل است .5 : اين نوعى حساسيت است كه از احساس ضعف نشأت مى گيرد, انسان همواره در پى اين معنا است كه منظور فلان كس از ن حرف يا آن عمل چه بود و به چه دليل فلان كار انجام داد؟6 : اين نكته دقيقاً معلول علت بالايى است . ما گمان مى كنيم ديگران در پى آزار ما هستند و سعى مى كنند مار را به هر وسيله ممكن , حتى نگاه كردن و لبخند زدن و ... تحظئه و محكوم نمايند و عذاب دهند.7: همواره فاشر اندوه ها ما را به جايى مى رساند كه خود را مى دانيم كه . بسيارى از ما عادت كرده ايم كه مشكلاتمان را عظيم تر از آنچه هستند, بينگاريم و در تنهايى خويش بر آنها افسوس بخوريم و گريه كنيم و ازپوست گلفتى خود در تحمل آنها به تعجب آييم .8 : احساس گناه , پشيمانى , ترس , بيهودگى و بى فايدگى , محبوب نبودن , منفور بودن و... اينها چيزهايى است كه افكار صحيح ما را تحت تأثير قرار مى دهند و ديدگاه هاى مثبت را در ذهن ما نابودمى سازند.9 : به انزوا پناه مى بريم , چراغ ها را خاموش مى كنيم ; دوست داريم هوا ابرى و دلگيرباشد; به موسيقى هاى غمگين گوش مى كنيم ; خود را به رختخواب مى سپاريم , سردردهاى مزمن مى گيريم ; ازشنيدن صداى خنده و شادى از آن سوى درها غمگين مى گرديم و از اين كه ديگران احساس كنند در خواب هستيم و خسته ايم يا بيمار, خشنود مى گرديم :10: مى نشينيم و مى گذاريم اوقات عمر بگذرد و گمان مى كنيم سرنوشت ما همين است كه هست و كارى نمى شود كرد!11: فكر مى كنيم با ناديده گرفتن نيازها و انكار آنها راحت تر زندگى مى كنيم . سعى مى كنيم نياز را در خوادمان نابود سازيم و عينك بر چشمان خود بزنيم .خواهر گرامى ! يازده مورد گذشته مه مترين عوامل ناكامى در زندگى و فرو رفتن در غم و غصه است . ما براى شروع يك زندگى موفق نيازمند اين معنا هستيم كه به اين موارد فكر كنيم و تصميم جدى بر ترك غمو اندوه وساختن زندگانى جديدى بگيريم .در ابتداى نامه برايتان نوشتيم كه هنوز از كلمات شما صلابت و استوارى هويداست و در انتهاى اين نامه به شما مى گوييم كه خوب وقتى را براى نجات خويش انتخاب كرده ايد. همين كه مى خواهيد صبور باشيد وتحمل كنيد و شاد زيستن را بياموزيد و خوب زندگى كنيد, نشانه اين است كه نمى خواهيد زندگى را مفت بر باددهيد.اين نامه , در حقيقت آغاز يك مجموعه مباحثات دو طرفه است كه اگر خدا بخواهد ميان شما و واحد پاسخ به سئوالات بر قرار خواهد شد. ما با توجه به انگيزه هاى شما رد يافتن راه بهترى براى زندگى و با اهتمام شما دراصلاح افكار و ارائه معناى بهترى از زندگى به شما نكات بسيار مهمى را در زندگى مادى و معنوى يادآورخواهيم شد. بنابراين از هم اكنون بر مصاحبت صميمانه اين واحد مى توانيد حساب كنيد.در مورد آن خانم هم كه وصفش را در آخر نامه آورده ايد, بايد بگوييم تا يقين به گناه ايشان پيدا نگرده ايد,اصلاً نبايد به ايشان سوء ظن ببريد, خصوصاً نبايد درباره آن با كسى سخنى بگوييد, ولى اگر يقين پيدا كرديد,مى توانيد در صورتى كه تأثير گذار باشد, او را از منكرى كه انجام مى دهد, نهى كنيد و امر به معروف نماييد: درغير اين صورت تكليفى بر گردن شما نيست . در آخر سفارش مى كنيم كه درصدد كشف حقيقت و حصول يقين نباشيد و خداى نكرده در اين كار تجسس نكنيد.سر آخر اميدواريم خداوند شما و ساير برادران و خوهران ايمانى ما را در پناه خويش حفظ فرمايد و به همه ما صبر در برابر مشكلات و احر در ازاى صبورى هامان عطا نمايد. تا نامه اى ديگر و كلامى ديگر به خدايتان مى سپاريم .
کد سوال : 48772
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جن چيست ؟
پاسخ : از نظر قرآن كريم جن موجودى است كه از آتش آفريده شده و داراى شعور و اراده و از ديد بشر پنهان و مانند انسان مكلّف به تكاليف است و در آخر مبعوث گشته و به پيامد اعمال خويش خواهد رسيد و در ميان آنان مطيع وعاصى و مؤمن و مشرك وجود دارد.(1) هدف آفرينش جنّ همانند انسان , عبادت پروردگار جهان مى باشد.قرآن مى فرمايد: .(2)مرحوم مجلسى فرمود: در ميان اماميه بلكه مسلمانان خلافى نيست كه جنيان اجسامى لطيفند كه گاه به چشم آدميان آيند و داراى حركاتى سريع مى باشند و بر كارهاى سخت توانمندند و برخى از آن ها كافر و برخى مطيع و برخى عاصيند.(3) از تفسير مجمع البيان نقل شده كه جن موجودى است داراى جسمى نامريى كه اشكالى بر خلاف آدميان و فرشتگان دارند, زيرا انسان از خاك , و فرشته از نور, و جنّ از آتش است .(4) سورهء 72قرآن كريم , موسوم به سورهء جن ّاست .(پـاورقى 1.الرحمن (55; جن (72 آيهء 11و 15(پـاورقى 2.ذاريات (51 آيه 56(پـاورقى 3.محمد باقر مجلسى , بحارالاءنوار, ج 60 ص 283 ذيل حديث 177(پـاورقى 4.محمد حسين حسينى دشتى , معارف و معاريف , مادهء جن .
کد سوال : 48773
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در نماز بعد از قرائت و بعد از ركوع و سجود تكبير گفته مى شود؟
پاسخ : نماز با تكبيرةالاحرام (اللّه اكبر) آغاز مى گردد. گام نخست در نماز اقرار به عظمت و بزرگى خدا است كه اعتراف به ضعف و ناتوانى انسان نيز در آن نهفته است , و آن گفتن است . معناى اين ذكرِ مقدس اين است كه خدا بزرگ تر از آن است كه بتوان او را توصيف نمود. تكرار اين ذكر شريف در نماز به خاطر محتوا و عظمت آن است .گفتن در اول هر نماز واجب و ركن است و بايد به عربى صحيح گفته شود, و در بقيهء موارد مانند هنگام رفتن به ركوع و سجده , گفتن مستحب است .(1)(پـاورقى 1.امام خمينى , توضيح المسائل , مسئله 948و 1017و 1043و 1091