کد سوال : 1701
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : به نام خدا با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما. مشکلي که من دارم اين است که تقريبا از سن 14 يا 15 سالگي استمنا مي کردم البته به دفعات زياد. البته در ابتدا نمي دانستم که اين عمل و مايعي که بيرون مي آيد چيست و چه عوارضي دارد. اين عمل در دراز مدت باعث بيماري من شد طوري كه به کل اندام و قيافه من تغيير کرد و از فرد زيبا و خوش هيکل به يک آدم ضعيف و وسواسي و مريض تبديل شدم .حالا چندين سال مي گذرد و من تقريبا اين عمل را ترک کرده ام ولي آثارش باقي است. مشکل ديگر من اين است که زياد در خواب جنب مي شوم و به همين خاطر مي ترسم به مسافرت بروم براي اين مسئله آيا راهي وجود دارد يا نه. مسئله ديگر اينکه با کوچکترين تماس با آلت جنسي، مني از آن خارج مي شود و بايد چه کنم. اما مسئله مهمي که ذهن مرا مشغول کرده و نگران آن هستم اين است که به خاطر استمنا کردن و جنب شدن در خواب مي ترسم در آينده بچه هايم دچار نقص و يا بيماريهاي ناعلاج شوند. در اينجا لازم است که بگويم دختر خانمي در دانشگاه ما هست که من به او بسيار علاقه دارم و او هم به من ولي به خاطر مسائلي که گفتم مي ترسم به او پيشنهاد ازدواج بدهم چون مي ترسم باعث بدبختي او بشوم اين اولين باريست که تونستم حرف دلم رو به راحتي بيان کنم در نهايت از شما بسيار سپاسگزارم .منتظر جواب شما هستم.
با تشکر اکبر.
پاسخ : در ابتدا لازم است از مكاتبه شما كه آغازگر يك گفتگوي صميمانه است و باب ارائه خدمت به بندگان
خوب و دوستدار پاكي ها را فراهم كرده است، تقدير و تشكر كنيم .
همچنين خرسنديم كه علي رغم اينكه از سن 14 يا 15 سالگي دچار اين عمل شده ايد ولي توانسته ايد با همت بلند و اراده اي محكم و استوار و به كمك و لطف خاص خداوند آن را ترك كنيد بايد به شما تبريك گفته و تحسين كنيم زيرا ترك چنين عملي، موفقيتي بزرگ است و نيازمند اراده اي قوي. بنابراين شكرگزار خداوند باشيد و به پاس چنين توفيقي كه نصيب شما شده است از او بسيار سپاسگذاري كنيد.
دوست عزيز، آثار و عوارض اين عمل چه بسا تا مدتي باقي بماند همانطور كه هر عمل ديگري از اين قانون پيروي مي كند كه گاهي فردي كاري را در يك دقيقه و كمتر از آن انجام مي دهد ولي عوارض مثبت يا منفي آن تا مدتها باقي است. اما به گونه اي است كه نتوان آن آثار و پيامدهاي منفي را كنترل كرد. بنابراين همانطور كه توانسته ايد خود عمل را ترك كنيد مطمئنا مي توانيد عوارض سوء آن را تا آنجا كه ممكن است با رعايت دستورالعمل هايي كه خدمتتان ارائه مي شود كاهش دهيد و يا از بين ببريد.
بنابراين در مورد كثرت احتلام اولا جاى نگرانى نيست؛ زيرا هفتهاى چند بار براى بعضى از افراد طبيعى است. ولي براى كاهش آن رعايت نكات زير مفيد است:
1- سعى كند شام را اول شب بخورد و با شكم خالى و سبك بخوابيد.
2- در شب و هنگام خواب از خوردن مايعات و غذاهاى سرد پرهيز نماييد.
3- با آب سرد خود را بشوييد. در صورتي كه براي سلامتي اتان ضرر نداشته باشد و موجب سرماخوردگي نشود.
4- از خوابيدن بر روى شكم پرهيز كنيد.
5- از رفتن به محلهايى كه موجب تحريك شهوت مىگردد و همچنين از ديدن فيلمهاى محرك به خصوص در شب خوددارى نمايد.
6- با ورزش سعى كنيد اعصاب و اراده خود را تقويت كند.
7- با توجه به خدا، نماز خصوصاً نماز شب ، دعا و تلاوت قرآن، دل و افكار خود را از وسوسههاى شيطان پاك كنيد.
8- به هيچ وجه فكر گناه نكنيد و چنين افكارى را در ذهن خود پرورش ندهيد و از خطور آنها جلوگيرى كنيد،
9 -تا حد امكان در تنهايى به سر نبريد.
10 - غذاهاى تحريك كننده (مانند شيرينىجات، پياز و...) كمتر مصرف كنيد.
11 - دوستانى متدين انتخاب كنيد كه با نگاه و معاشرت با آنها به ياد خدا بيفتيد.
12 - در مجالس مذهبى (مراسم دعاى كميل، ندبه، نماز جمعه و نماز جماعت) حتما شركت كنيد تا بنيه دينى شما قوىتر گردد.
13 - توكل به خدا داشته باشيد و از مشكلات نهراسيد.
14 - ياد خدا را در دل خود زنده نگهداريد.
اما در مورد ترس از آينده و ازدواج و ... به عرضتان مي رسانيم كه اگر شرائط و امكانات ازدواج برايتان فراهم است، هر چه زودتر اقدام نماييد. ازدواج هم راه علاج تكرر احتلام است و هم موجب از بين رفتن تشويش هاي ديگر. و نگران ديگر مسائل نباشيد زيرا اگر مدتي است كه خودارضايي را ترك كرده ايد به تدريج عوارض و پيامدهاي سوء آن نيز با كنترل غريزه جنسي خود، از بين خواهد رفت و آنگونه نيست كه دچار نقص و بيماريهاي ناعلاج شده باشيد بلكه قابل درمان است حال با رعايت برخي نكاتي كه بيان شده و اگر از شدت بيشتري برخوردار است، مي توان با مراجعه به پزشكان متخصص و با مصرف دارو آن بيماري را درمان كرد مثلا معمول چنين افرادي اگر در دراز مدت مبتلا به خودارضايي باشند، دچار انزال زودرس مي شوند كه شايد شما نيز به آن مبتلا باشيد (آنگونه كه از نامه اتان بر مي آيد) ولي مي توان با مصرف دارو و مراجعه به پزشك حل كرد. پس زياد نگران نباشيد و در صورت امكان ازدواج كنيد و از فرد مورد نظرتان اگر صلاحيت همسري و شايستگي كافي دارد، رسما خواستگاري كنيد. در همين جا توصيه مي شود:
1. در انتخاب همسر و شريك زندگي آينده تان بايد دقت كافي بعمل آيد و با مطالعه و مشورت از ملاك هاي همسر شايسته و ازدواج موفق آگاهي پيدا كنيد.
2. پس از مطالعه در اين زمينه، از وجود ملاك هاي ازدواج در فرد مورد نظر تحقيق كافي بعمل آوريد و اكتفاء به برخي ويژگي هاي ظاهري او نكنيد و با تحقيق از زندگي فردي-خانوادگي و اجتماعي وي و خانواده او از داشتن صلاحيت كافي براي زندگي مطمئن شويد.
در پايان ضمن تقدير و تشكر مجدد از مكاتبه شما ، منتظر مكاتبات بعدي تان هستيم و آماده پاسخ گويي به پرسش هاي شما در زمينه هاي مختلف. اميدواريم براي آخرين باري نباشد كه با ما تماس گرفته ايد. از بيان حرف دل خود براي ما احتراز نكنيد. ما علاقه منديم مشكلي از مشكلات شما عزيزان دانشجو را به گونه اي حل كنيم.
کد سوال : 1702
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : بررسي و تحقيق در مورد برخي مسايل و يا گذشته دانشجويان يا مسئولين دانشگاه و تحقيق در مورد كارهايي كه انجام مي دهند توسط عده اي از دانشجويان البته به صورت مخفي درست است يا نه ؟
پاسخ : ارايه پاسخ مناسب به اين سئوال نيازمند توجه به مطالب ذيل است :
الف-تحقيق و جستجو در امور شخصي افراد از ديدگاه اسلام :
از مسائل بسيار مهمي كه دين اسلام به آن شديدا اهتمام دارد ،نگهداري حرمت و آبروي مسلمين و پرهيز از جستجو و تفتيش عقايد آنها است .تجسس و خبر جويي از اندرون زندگي شخصي مردم جايز نيست و به هيچ كس اجازه داده نشده است كه اسرار ولغزشهاي مردم را افشا كند . امنيت و آسايش خاطر همگاني مردم با موارد فوق فراهم مي شود و ادله متعددي شامل آيات و روايات نيز بر عدم جواز چنين مسئله اي دلالت دارد كه عبارتند از :
1. خداوند متعال مي فرمايند A}«يا ايها الذين امنوا اجتنبواكثيرامن الظن ان بعض الظن اثم ،و لا تجسو ا و لا يغتب بعضكم بعضا ،ايحب احدكم ان ياكل ...»{A؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد از بسياري گمانها درباره ديگران بپرهيزيد، به راستي كه برخي از گمانها گناه است درباره يكديگر جاسوسي نكنيد و بعضي از شما غيبت بعضي نكنند ،آيا كسي از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد ؟كه البته از آن بدتان مي آيد .طبق نظر مفسرين منظور از كلمه( و لا تجسوا) تحريم كنجكاوي و دنبال كردن لغزشهاي اهل اسلام است چنانچه در مجمع البيان مرحوم طبرسي فرموده است كه در پي جستجوي عيبهاي مردم نباشيد . امام صادق در اين باره مي فرمايد اگر كسي لغزشها و گناهاني راكه از مومنين با دو چشم خود ديده و يا با دو گوش خود شنيده باشد و براي ديگران بازگو كند او از مصاريق اين آيه شريفه است كه مي فرمايد :آنان كه نقل و پخش كردن كار بد در ميان مومنان را دوست دارند ،در آخرت برايشان عذابي دردناك وجود دارد .V}( اصول كافي ج 2 /357 ،كتاب الايمان و الكو ،باب الغيمه والتهمه ،حديث 2) {V
و پيامبر اسلام نيز مي فرمايند: در باره لغزشهاي مومنين تجسس نكنيد ،چون كه هر كس لغزشهاي برادران مومن خود را پي جويي كند ،خداوند نيز لغزشهاي خود او را پي جويي خواهد كرد و او را بي آبرو و رسوا خواهد كرد هرچند كه در درون خانه اش باشد .V}(اصول كافي ج2 /3355 ،كتاب ايمان و كو ،باب من طلب ثمرات المومنين ج5 ){V
امام علي در نامه معروف خود به مالك به عنوان حاكم مصر چنين مي نويسد : كم ارج ترين افراد نزد تو بايد كساني باشند كه نسبت به كشف و پخش عيوب و اسرار مردم حريص تر و بي باك ترند براي اينكه نوعا مردم داراي عيوبي هستند كه حاكم براي پنهان داشتن آنها از همه سزاوارتر است .پس هرگز در صدد كشف كردن آن لغزشهايي كه پنهان از تو (پنهان از حكومت )صورت گرفته بر نيا . چون تو به عنوان حاكم مسلمين فقط مسئول پاكسازي جامعه از آلودگي هاي آشكار و ظاهري هستي ،درباره لغزشهاي پنهان مردم خداوند خود داوري خواهد كرد . بنابراين تا آنجا كه مي تواني اسرار مردم را پنهان نگه دار تا خداوند نيز اسرار تو را از مردم پنهان نگه دارد.V}(نهج البلاغه نامه 53 ){Vمجموعه آيات و رواياتي كه در اين زمينه وجود دارد به خوبي بيانگر آن است كه از ديدگاه اسلام هرگز نبايد حقوق افراد مسلمان با استراق سمع ،تفتيش و تجسس و افشاگري مورد تعرض قرار گيرد .
ب-تحقيق و تفحص در امور شخصي افراد از ديدگاه قانون اساسي :در اصل 23 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران چنين آمده است :تفتيش عقايد ممنوع است و هسچ كس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد مواخذه قرار داد .و در اصل 25قانون اساسي نيز آمده است :بازرسي و رساندن نامه ها ،ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني ،سانسور ،عدم مخابره آنها ،استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون .
ج-موارد استثنا : همچنانكه گذشت اصل كلي از نظر اسلام و قانون اساسي بر عدم جواز تحقيق و تفحص در امور شخصي و مسائل پنهاني افراد جامعه است و حتي براي ماموران امنيتي نيز تفتيش در امور شخصي جايز نيست با اين حال از بررسي مجموع آيات و روايات و اصول قانون اساسي مربوط به اين موضوع مشخص مي شود كه قلمرو محدوده اين تحريم فقط اسرار شخصي و خانوادگي است كه با مصالح عمومي جامعه هيچ گونه ارتباطي ندارد اما مسائل و اموري كه به مصالح عمومي ،امنيت ،استقلال و منافع ملي و حفظ نظام اسلامي ارتباط دارند به ناچار بايد در چارچوب مقررات ويژه اي مورد بازرسي و مراقبت قرار گيرد و اين از نظر عقل سليم و شرع مقدس امري لازم است . و در تمامي حكومت هاي دنيا نيز چنين مواردي بر آزادي هاي فردي ترجيح داده شده است . دولت اسلامي جهت بقاء و اداره هر چه بهتر جامعه و انجام مسئوليت هاي خويش هم بايد از اوضاع دولتي و ملتهاي بيگانه و توطئه هاي نقشه هاي آنان مطلع باشد و هم بايد تحركات و برنامه هاي جاسوسان و دشمنان داخلي را زير نظر داشته باشد و هم جهت حفظ سلامت خود و جلوگيري از نفوذ عناصر نامطلوب در دستگاههاي مهم و اعمال گزينش صحيح ،از سوابق و عملكرد افراد مسئول اطلاع دقيق داشته باشد .چنانكه امام علي در عهد نانه خود با مالك اشتر بعد از آنكه به او دستور داد كه كارگزاران و مامورين خود را از ميان افراد با حيا و با تجربه ، و از بين خانواده هاي شايسته و پاك و پيشگام در اسلام برگزيند ،راجع به ضرورت اعمال تفتيش در كارها و رفتار آنان چنين مي فرمايد : سپس بر رفتار و كردار آنان مراقبت كن و مراقبين و گزارشگران مخفي از افراد راستگو ،باوفا و متعهد بر آنان بگمار .چون مراقبت و بازرسي سري تو درباره آنان ،آنها را وادار مي كند و انگيزه مي دهد كه در منصب خودشان به عنوان يك امانت نگريسته و كارايي بيشتري به خرج دهند ،و با مردم به خوبي و مهرباني رفتار كنند .البته همچنانكه مشخص است اسن اقدام بايد توسط دستگاههاي حكومتي و از طريق مجاري قانوني اعمال شود و افراد غير مسئول به هيچ وجه مجاز به تحقيق و جستجو در امور شخصي ديگران نبوده و چنين اقدامي شرعا حرام و غير قانوني است .
کد سوال : 1703
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : دانشجو هستم و 18 سال سن دارم . از کودکي و به خصوص در سنين نوجواني علاقه شديدي به تنهايي داشتم و دوست نداشتم کسي پا به خلوت تنهايي من بگذارد . در تابستان 1380 يعني زماني که سال دوم دبيرستان را تمام کرده بودم پسر عمويم به خواستگاري من آمد ولي من در اين رابطه به او چيزي نگفتم و پس از انجام آزمايش سال بعد با هم عقد کرديم.و هيچ کس از اقوام به غير از خانواده دو طرف از عقد مطلع نبودند. در طي يک سال که عقد کرديم من در شهرستان و ايشان در تهران زندگي مي کردند ( به دليل مدرسه من ) پس از آنکه در دانشگاه پذيرفته شدم به تهران آمدم .( به اصرار او همه رشته هايم را در دانشگاه هاي تهران انتخاب کردم.) هم اکنون پس از گذشت يک سال از عقد و اطلاع کليه اقوام هنوز هم همان احساس دوست داشتن تنهايي را دارم و عشق و علاقه لازم براي زندگي مشترک از سوي من ايجاد نشده است در حالي که از طرف او به من اظهار محبت فراوان شده است . لطفا مرا راهنمايي کنيد؟
پاسخ : از اينكه مشكل خود را با ما در ميان گذاشتيد خرسنديم، اميدواريم پاسخ هاي ما مفيد واقع گردد. انسان حالات روحي و رواني گوناگوني را در طول و گستره زندگي تجربه مي كند اين حالات روحي اگر موجب اختلال در عملكرد و زندگي اجتماعي و شغلي و همچنين روابط بين فردي او نشود في نفسه مي تواند حالات خوبي باشد مثلا فردي عليرغم اينكه از اجتماع گريزان نيست و از حضور در اجتماع هيچگونه ترس و اضطرابي ندارد ولي بدليل اينكه به تحقيق و مطالعه و تفكر در مسائل بيشتر علاقه دارد ممكن است بيشتر وقت خود را در تنهايي بگذارند چنين فردي به دليل نوع كار و حرفه اي كه برگزيده است بتدريج عادت به تنهايي كند و كمتر در جمع شركت كند و تنها بودن رفتار غالب او شود چنين فردي از نظر رواني مشكلي ندارد و هيچ جاي نگراني نيست اما اگر اين رفتار غالب با نشانه هاي ديگري همراه بود مانند اينكه حتي در شرايط عادي كه مي تواند وارد اجتماع شود از اجتماع گريزان است، و در روابط بين فردي نيز مشكل دارد بگونه اي كه اصلا هيچ دوستي ندارد يا تعداد دوستان او خيلي اندك هستند و هيچ انگيزه اي نيز به گسترش روابط خود با ديگران ندارد علاوه بر اين افكار منفي دائما نسبت به خودش در ذهنش وجود دارد و از نظر عاطفي بگونه اي است كه خيلي خونسرد است و كسي را دوست ندارد و به كسي محبت نمي ورزد و اصلا دوست داشتن ديگران براي او معنا و مفهومي ندارد و همچنين از نظر وضعيت خواب يا خيلي پرخواب است و يا خيلي كم خواب، اشتهاي او نيز به غذا خيلي متعادل نيست يا خيلي كم اشتها و يا خيلي پراشتها است و بيش از معمول غذا مي خورد. اگر اين علائم نيز همراه آن بود حاكي از نوعي مشكل رواني است كه بايد با مراجعه به روانپزشك يا روان شناس باليني و مشاور به درمان آن پرداخت و خوشبختانه اين حالت به خوبي درمان پاسخ مي دهد و با رعايت دستورات مشاور و دروان درماني مناسب يا استفاده از دارو و در صورتيكه نياز باشد، مي توان تغييرات مناسب را در حالات خود ايجاد كرد. بنظر مي آيد عمل كردن به راهكارهاي زير در حل مشكل شما بسيار مفيد باشد.
1. معاشرت با افراد اجتماعي و با نشاط
2. شركت در كارهاي اجتماعي و پذيرفتن يك مسئوليت اجتماعي
3. شركت در ورزش هاي گروهي
4. ورزش مستمر هر روز حداقل نيم ساعت
5. ارتباط كلامي بيشتر با ديگران، خصوصا با همسرتان
6. مقابله با افكار منفي
7. يادگيري مهارت هاي ارتباطي و بين فردي زيرا گاهي اوقات گرايش به تنهايي بخاطر ناتواني در برقرار كردن ارتباط با ديگران است.
8. در ارتباط كلامي با ديگران سعي كنيد به او نگاه كنيد و اگر ديگران با شما سخن مي گويند با نگاه كردن به او و گفتن كلماتي و حركات سر با او ارتباط عاطفي برقرار كنيد.
9. سعي كنيد به محبت هاي شوهرتان پاسخ دهيد و شما نيز ابراز محبت به او كنيد.
10. به خود تلقين كنيد كه من بايد فردي اجتماعي، با نشاط و فعال باشم و بر اين حالت خمودي و انزوا طلبي غلبه پيدا كنم. بدنبال اين تلقين هر چه زودتر اقدام كنيد.
همين الان از جا بلند شو و به شوهر خود تماس بگير يا با يكي از دوستان خود تماس تلفني برقرار كنيد. در سلام كردن از ديگران پيشي گير، در دست دادن به ديگران دست خود را جلو بياور و دست آنها را بفشار و تا آنها رها نكرده اند دست آنها را رها نكن. هنگام مواجه با ديگران (افراد محرم) لبخند و تبسم بر لبهاي خود داشته باش. براي ديگران بويژه همسر خود هديه اي ولو كوچك تهيه كن و به هر بهانه به او سر بزن. گاهي اوقات اين جملات را با خود تكرار كن «من شوهرم را دوست دارم» «من بايد يك زندگي گرم و با نشاط داشته باشم» «بايد از تنهايي گريزان باشم چون تنهايي مرا بي نشاط و افسرده مي كند»
با تمرين كردن راهكارهاي فوق مطمئن باشيد كه مي توانيد بر انزوا طلبي خود فائق آئيد و يك فرد اجتماعي، گرم و با نشاط باشيد و روابط خوبي با همسر خود داشته باشيد.
کد سوال : 1704
موضوع : شخصيتها
پرسش : در مورد حاج اقا امجد برايم صحبت كنيد؟
پاسخ : حضرت آيت الله محمود امجدي (امجد) در سال 1318 ش. در شهرستان كنگاور از توابع كرمانشاه در خانواده اي روحاني متولد گرديد. پدر ايشان از علماي آن ديار بود كه به عنوان پايگاهي در مسير ايران به كربلا، ميزبان علماي هم عصر خويش بود. ادب و معنويت و عشق به اهل بيت (ع) شاخصهء مهم علماي خانواده امجد مي باشد. پدر بزرگ ايشان از علما و شعراي با اخلاص و ارادتمند خاندان عصمت و طهارت است كه تضمين هاي عاشورايي ايشان از اشعار حافظ مشهور است.
ايشان بعد از اتمام تحصيلات متوسطه وارد حوزه مي شوند و بعد از مدتي در مدرسه حجتيه قم به تحصيل علوم ديني مي پردازند.
اساتيد ايشان عبارتند از: امام خميني(ره)، علامه طباطبايي، حاج آقا حسين فاطمي و ...
خود استاد بارها مي فرمايند: من در همه دروس خصوصي و عمومي علامه طباطبايي شركت داشته ام. ارادت علامه نيز به ايشان مشهود بوده است بطوري كه مي فرموده اند به او امجد كرمانشاهي نگوييد بلكه امجد كربلايي بگوييد.
بزرگترين استاد اخلاق و عرفان ايشان مرحوم آيت الله العظمي بهاءالديني بود كه هميشه استاد امجد از او ياد مي كنند. آيت الله بهاءالديني هم در خصوص ايشان عنايت ويژه اي داشته اند و بارها توكل به خداوند را از بارزترين خصوصيات ايشان مي دانند.
آيت الله امجد به اصرار بعضي از علماء چندين سال است به تهران مهاجرت كرده است و روش تربيتي و رفتاري و اخلاق اجتماعي و زهد بي نظير ايشان باعث شده، جوانان خصوصا دانشجويان، اين عالم گرانقدر را همچون نگيني در آغوش بگيرند. مباحث اخلاقي و نماز جماعت ايشان در مسجد كوي دانشگاه تهران و مراسمي چون عزاداري ايام محرم و احياء شبهاي قدر، همه عاشقان فضيلت را به سوي خويش جذب كرده است.
از خصوصيات بارز ايشان اخلاص عجيب و بي اعتنايي او به دنياست به طوري كه بسيار ديده اند كه مجالس بسيار كوچك و در ظاهر كم اهميت و افراد بي نام و نشان را بر مجالس بسيار بزرگ ترجيح داده اند. آنچه در نظر ايشان اهميت دارد ارادت و اخلاص به اهل بيت عصمت طهارت عليهم السلام است. عشق به جوانان، دلسوزي براي آنان و محبت پدرانه ايشان باعث شده است كه جوانان هم به او عشق ورزند و با ايشان رابطه اي صميمي داشته باشند.
اينجا چه با صفاست
كمى دير شده بود. ركعت دوم نماز مغرب بود كه او رسيد، با عجله مُهرى برداشت و روانه صف آخر شد تا از فضيلت جماعت باز نماند. جماعت كه سلام نماز را دادند، هنوز ركعتى از نماز او باقى بود. وقتى سلام داد، ديگر همه نگاهها به او معطوف شده بود. لبخندى زد و به نشانه احترام دست خود را بر سر گذاشت. حالا همه متوجه حضور او شده بودند، حتى جوان بيست و يكى دو سالهاى كه عبا بر دوش انداخته و در جايگاه امام جماعت ايستاده بود. اطرافيان به حاج آقا اصرار مىكردند كه جلو برود و نماز دوم را اقامه كند؛ اما هيچ عجلهاى نداشت. امام جماعت جوان با اندكى خجالت سريع به صف دوم رفت و جا را براى او خالى كرد. حاج آقا آمد، بدون مقدمه پيشانى جوان را بوسيد و با صداى بلند گفت: «همه ايران مىدانند كه من به شما عزيزان دانشجو عشق مىورزم، من پشت سر تك تك شما نماز مىخوانم».
جمله بر آمده از دل او، جمله آشنايى بود كه بارها گوش نماز گزاران مسجد كوى دانشگاه تهران را نوازش داده بود. تواضع و فروتنى، صفا و صميميت، نشاط و شادابى، بى آلايشى و اخلاص، جوان پسندى و به روز بودن و... همه و همه از حاج آقا امجد، امام جماعت مسجد كوى دانشگاه تهران، شخصيتى ساخته كه محبوب قلوب پيرو جوان، روحانى و دانشجو، كارمند و بازارى و... است. نماز جماعت ايشان در مسجد كوى، محفل انسى است كه بسيارى از شيفتگان و تشنگان رؤيت جلوههاى عملى اخلاق اسلامى را جمع كرده است.
حاج آقا، هر شب چند دقيقه بين نماز صحبت مىكند و سعى دارد با موعظه دانشجويان را با اصول اسلام آشنا سازد. جملههاى ناب و كوتاه او همواره خاطر جوانان دانشجو را نوازش مىدهد:
اهل بيت(ع) قهرمانان همه فضائل هستند.
ما ميراثدار ميراث بزرگ شيعه هستيم كه با رنج و دردهاى فراوان به دست آمده است. نبايد ميراثخوار باشيم.
گناه و معصيت دنده عقب است. آن قدر كه انسان وارد ميدان مين مىشود.
تقوا محبت را تقويت مىكند؛ ولى گناه و معصيت باعث تضعيف آن مىشود.
فايده عشق به اهل بيت(ع) اين است كه خود بينى از بين مىرود. چون اهل بيت - عليهم السلام - فانى در خدا هستند، انسان هم به عشق آنها، خدا بين مىشود.
زهد، نخوردن و نخوابيدن نيست؛ زهد ناچيز دانستن دنيا است.
سه محور را بايد حفظ كنيم؛ مكتب، وحدت و رهبرى.
بچههاى مسجد كوى حضور گروه مصاحبه پرسمان را در شبهاى امتحانى خود به گرمى پذيرا شدند و در جمعى صميمى به بيان خصوصيات اخلاقى و ويژگىهاى رفتارى اين روحانى آگاه پرداختند. با هم گوشههايى از اين مصاحبه را مىخوانيم.
به همه شخصيت مىدهند
يكى از خصوصيات بارز ايشان اين است كه به دور از حب و بغضهاى شخصى فقط براى احترام به طرف مقابل با افراد انس مىگيرند. خيلى از مواقع در مجالس مىبينيم حاج آقا از هنر همه استفاده مىكند؛ به يكى مىگويد شعر بخوان، به ديگرى مىگويد قرآن بخوان، به ديگرى مىگويد سؤال كن و... خلاصه به همه شخصيت مىدهند. ايشان به دنبال مطرح كردن خود نيست، بلكه به دنبال طرح فضيلت و خوبى است. حاج آقا خيلى خوب است و من هرچند به عنوان يك خانم نمىتوانم مانند آقايان از نزديك از ايشان استفاده كنم ولى صحبتها و حركات و رفتار ايشان خيلى در من تأثير داشته و كلاً ديدم را عوض كرده است.
الهه سادات موسوى - فلسفه
نيازى كه دانشجويان به امثال او دارند...
نيازى كه دانشجويان به امثال حاج آقا امجد دارند، از نياز به يك استاد تحصيل كرده در سطح بالا هم بيشتر است؛ چون ما در عملكردمان دچار يك تضاد شدهايم، در اعتقاداتمان مشكل داريم و براى موفقيت در آينده بايد خودسازى كنيم. باحضور ايشان ما بهتر خودسازى مىكنيم. استعدادهاى خوب دانشگاه به امثال حاج آقا نياز دارند. نكته اين است كه روحانيان بايد احساسات و نيازهاى دانشجويان را درك كنند، همان كارى كه حاج آقا مىكند.
منصور ملكى - اقتصاد
شارژ روحى
حاج آقا امجد بيشترين تأثيرش در تأليف قلوب است. بچهها چون در خوابگاه خسته مىشوند، وقتى به مسجد مىآيند، از لحاظ روحى شارژ مىشوند. ايشان به بچهها دلدارى مىدهند؛ با آن شخصيت عرفانى كه دارند، باعث مىشوند خستگى بچهها از اجتماع و خوابگاه برطرف شود. علت موفقيت حاج آقا امجد اخلاص ايشان است. هر كس اخلاص داشته باشد و همت كند تا به خاطر خدا به يك عده دانشجو كمك كند، موفق مىشود.
علت علاقه من به ايشان قلبى است، نمىتوانم بگويم؛ چون من خوبى را دوست دارم.
حسن صالحى وزيرى
جاذبه خاص
علت موفقيت ايشان در اين است كه خود را به دانشجويان نزديك احساس مىكنند. طبق اظهار نظر خودشان، خود را خادم دانشجو مىداند و مىگويد من شما را خيلى دوست دارم، بايد قدر خود را بدانيد. صحبتهاى بعد از نماز و برخوردها و نصيحتهاى ايشان در مجموع باعث ايجاد برآيند خاصى در ذهن من شد و براى من جاذبه خاصى به وجود آورد.
فرزاد ابراهيمى - مكانيك
اهل عمل
علت علاقهمندى من به حاج آقا اين است كه خودشان اهل عمل هستند و به چيزهايى كه مىگويند عمل مىكنند.
اصغر تفضلى - الاهيات
اگر من را از در بيرون كنند، از پنجره مىآيم.
حاج آقا خود را از بچهها مىدانند، حتى اين جمله را چندين بار گفتهاندكه: اگر من را از در بيرون كنيد، از پنجره مىآيم. به همين خاطر، رابطه دانشجويان با ايشان دو طرفه است. بچهها حاج آقا را دوست دارند و ايشان هم به بچهها محبت مىكنند.
امين جلال منش - تربيت بدنى
تنها يك جمله
اگر جملهاى از خود ايشان بگويم، ابعاد وجودىاش بهتر مشخص مىشود. ايشان مىفرمايند:
«چون از او گشتى همه چيز از تو گشت». با همين جمله مىتوان همه چيز را فهميد.
حسين خان دانا - برق
اسلامشناسى
به نظر من، مهمترين خصوصيت حاج آقا اسلامشناسى او است؛ يعنى واقعا روح تشيع را پياده مىكند. در خيلى از مسائل مىگويد: شخص گرا نباشيد، اصول گرا باشيد؛ احترام به افراد به جاى خود، اما هر كس هر حرفى زد به دنبال او نرويد.
فرزانه پاينده - رياضى كاربردى
حتى انتظار ندارد پيش پاى او بلند شويم.
يك مشكلى كه از ديدن خيلىها داشتم اين بود كه احساس مىكردم براى خود شخصيتى قائل هستند؛ اما ايشان كسى نيست كه خود را بگيرد يا خود را بزرگ بداند يا انتظار چيزى داشته باشد. حتى انتظار ندارد جلوى پاى او بلند شويم؛ اما تنها كسى است كه از در مسجد كه وارد مىشود، همه جلوى پاى او بلند مىشوند؛ يعنى چيزى كه نمىخواهد براى او اتفاق مىافتد.
مجيد امامى - مهندسى شيمى
گفت كه در زندگى آزاد باش!
حاج آقا با جوانها خوش است و جوانها هم از او خوششان مىآيد. بارها خودشان به شعرى از استادش علامه طباطبايى، تمسك كردهاند كه:
پير خرد پيشه نورانىام
بُرد ز دل زنگ پريشانىام
گفت كه در زندگى آزاد باش
هان گذران است جهان شاد باش
احمد توكلى - الاهيات
کد سوال : 1705
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من به دختري علاقه مندم تا جائي كه هروز بعد از نماز هاي يوميه 2 ركعت نماز براي فراهم شدن موجبات آشنايي با او مي خوانم ولي خجالت مي كشم با او صحبت كنم به همين دليل بسيار عصبي و افسرده شده ام خواهش مي كنم راهي جلوي پاي من قرار دهيد.
با تشكر.
پاسخ : نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مىدهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مىتوان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.
آنچه در اين مقوله اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارىهاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.
در حال حاضر براى رهايى از اين مشكل، چند راه وجود دارد:
1ـ رسما از دختر مورد نظر براى ازدواج خواستگارى كنيد؛ يعنى، با خانواده خود صحبت كرده و به خواستگارى ايشان اقدام كنيد و از چيزى هراس نداشته باشيد. اگر جواب مثبت شنيديد كه با توكل به خدا چند مدتى ايشان را به صورت نامزد به عقد خود درآوريد و بعد ازرفع مشكلات و كمبودها، به خانه خود بياوريد. البته در اين زمينه عجول نباشيد و تحقيقات لازم را انجام دهيد.
2ـ اگر پاسخ طرف منفى بود و يا اين كه شرايط شما براى چنين اقدامى مناسب نبود، در اين صورت تصميم جدى بگيريد كه او را فراموش كنيد و قاطعانه به تحصيل خود ادامه دهيد. براى اين كه بتوانيد برخورد فائق آييد:
اولاً، مطمئن باشيد كه در صورت اراده حتمى و قطعى، خواهيد توانست او را فراموش كنيد و حتما موارد بهتر و مناسبترى در آينده،براى ازدواج خواهيد يافت.
ثانيا، رابطه و پيوند خود را با خداوند - كه مظهر همه زيبايىها و كمالها است - محكم كنيد.
بدانيد كه همه زيبايىها از اوست و تمامى موجودات، مظهر و شعاعى از جمال و جلال اويند. پس عشقورزى به او، عشق حقيقى است وبقيه عشقها و محبتها همه فانى و گذرا هستند.
ثالثا، سعى كنيد با مطالعه، ورزش و اشتغالات ديگر، مجالى براى فكر كردن به موضوعى كه براى شما فايدهاى ندارد، باقي نگذاريد.
رابعا، بدانيد اين شوقها گذرا است و با اندك بهانهاى از بين مىرود.
هر چند قصد شما در ازدواج با دخترى متدين و متعهد، بسيار مقدس و ارزشمند است ولى براى اقدام در موردى كه نوشتهايد، توجه به چند نكته ضرورى است:
1ـ لازم است قبل از هر اقدامى، در مورد خانواده و شرايط ديگر ايشان تحقيق كنيد چه بسا كه با تحقيق در اين موارد نظر شما دگرگون شود. بنابراين با اطلاع از شهر و محل سكونت خانواده ايشان، با كمك آشنايان و افراد مورد اعتماد خود، تحقيق كنيد و به نتيجه برسيد. زيرابا يكى دو بار مشاهده ظاهرى فرد نمىتوان دقيقا او را شناخت و بايد تحقيق در اين مسأله حساس و سرنوشتساز همهجانبه و از دقت كافى برخوردار باشد.
2ـ آنچه كه تاكنون تجربه شده، دادن پيشنهاد مستقيم به دختر، چندان مطلوب آنان نيست و نوعا با برخوردى تند و منفى پاسخ مىدهند. بنابراين پيشنهاد مستقيم، توصيه نمىشود.
3ـ شما اگر قصد ازدواج داريد و مورد را پسند كردهايد، با پدر و مادرتان صحبت كنيد تا از طريق خانواده، با خانواده دختر تماس بگيريد.
4ـ در صورتى كه پيشنهاد فوق برايتان مقدور نبود. از طريق دوستان متأهل اقدام كنيد و نظر دختر را جويا شويد، اگر مثبت بود در آن صورت اقدام نماييد.
اميد است زندگى خوبى را در آينده داشته باشيد، انشاءالله.
کد سوال : 1706
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : دكتر به من گفته نمي توانم بچه دار شوم . وضعيت مالي -كاري - اجتماعي خوبي دارم و شديدا احساس نياز به يك همدم و همراه دارم ؟ هر چه فكر ميكنم وجدانم اجازه نمي دهد دردي كه دارم با ديگري تقسيم كنم ؟ از طرفي از لحاظ روحي - جسمي - واجتماعي به من فشار وارد مي شود. واقعا نمي دانم كه چه بايد بكنم؟
پاسخ : ضمن تقدير و تشكر از مكاتبه شما با اين مركز، توجهتان را به نكاتي چند جلب مي كنيم:
1. عليرغم احترامي كه براي پزشكان قائل هستيم نمي توان گفته و سخن آنها را به طور قطعي پذيرفت هر چند تمام آزمايش هاي بعمل آمده نشانگر منفي بودن امر فوق است زيرا نهايت چيزي كه پزشكان مي گويند آن است كه از طريق عادي و از نظر علم پزشكي امكان بچه دار شدن وجود ندارد و هرگز نمي گويند از راه هاي ديگر (مثل تاثير معنوي دعا و توسل و لطف خاص خداوند و وساطت اولياء الهي و ائمه معصومين(ع« نيز اين امر نشدني است. و اگر از خود آنها نيز بپرسيد احتمال بچه دار شدن از طريق غيرعادي را نفي نمي كنند. پس هرگز اميد خود را به ياس و نااميدي تبديل نكنيد و اگر از تمام اسباب عادي و طبيعي قطع اميد كرديد و با اضطراب و اصرار زياد از خداوند متعال تقاضاي خود را داشته باشيد چه بسا لطف ويژه اش شامل حال شود و اگر به صلاح شما باشد اين توانايي را به شما كرامت خواهد كرد. ضمنا بدانيد كه شما تنها فردي نيستيد كه دچار چنين مشكلي هستيد افراد زيادي نظير شما بوده و هستند و در موارد زيادي نيز علي رغم پاسخ منفي پزشكان، پس از ازدواج مشمول لطف خاص خداوند بواسطهء توسل به ائمه اطهار(ع) شده اند چه بسا شما نيز يكي از همين موارد باشيد. افراد زيادي بوده اند كه پس از مدتها و ساليان درازي بچه دار شده اند و خداوند مشكل شان را حل كرده است.
2. دختران يا زناني در جامعه هستند كه با اين مشكل سازگاري دارند و آن را تحمل مي كنند يا به دلائل مختلفي آمادگي دارند كه به همين شكل زندگي را آغاز كرده و ادامه دهند. بنابراين براي اينكه وجدانتان راحت باشد هنگام خواستگاري اين موضوع را به وي بگوييد و در صورت رضايت وي و خانواده اش، ازدواج كنيد.
3. راه ديگر اينكه پس از ازدواج به كمك برخي مراكز بهزيستي و غيره، فرزندي را بعنوان فرزند خوانده به محيط زندگي خودتان ملحق كنيد كه هم شور و نشاط كافي به خانواده تان برگردد و هم از ثواب و اجر اخروي آن برخوردار شويد. (البته مشروط به اينكه موضوع را به فردي كه از او خواستگاري مي كنيد هنگام خواستگاري بيان كنيد)
4. در صورتي كه از نطر خودتان و همچنين از نظر خانواده محترمتان مانعي ندارد و پذيرفته شده است مي توانيد با خانمي ازدواج كنيد كه شوهرش فوت كرده و داراي يك فرزند كوچك و خردسالي نيز هست لازم به ذكر است عمل به اين راه چهارم براي برخي خانواده ها و جوانان مشكل است و پذيرفتن آن سخت است.
در پايان تاكيد مي شود خودتان را در تنگناي فكري قرار ندهيد و در امر خواستگاري پيش قدم شده و با صداقت و صراحت مشكل پزشكي خودتان را نيز با فرد و خانواده مورد خواستگاري بيان نماييد خداوند به كمك شما مي آيد يا (از طريق عادي يا از راه لطف خاص خداوند) اصلا مشكل برطرف خواهد شد و يا فرد هم درد خود را خواهيد يافت و يا فردي را كه مشكل شما را تحمل مي كند و سازگار با وضعيت شما هست پيدا خواهد شد.
کد سوال : 1707
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : من وسائل التعرف على مرجع التقليد الأعلم شهادة اثنين من أهل الخبرة بأعلميته . الرجاء بيان أسماء أهل الخبرة من المجتهدين الذين شهدوا بمرجعية و أعلمية سماحة آية الله العظمى الإمام الخامنئي (مد ظله)؟
پاسخ : در اين باره بايد دانست كه جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه مركب از دهها مجتهد مطلق و چندين مرجع تقليدمىباشد حضرت آيه الله خامنهاى، را به مرجعيت پذيرفتند. همچنين در اساسنامه جامعه مدرسين آمده است كه چيزى به عنوان نظر آن جامعه معتبر است كه حداقل شانزده نفر از اعضا آن را امضا كرده باشند. بنابراين اعلاميه جامعه مدرسين به اين معناست كه حداقل شانزده نفر از مجتهدان و خبرگان ايشان را مرجع مىدانند.
هم چنين در هنگام تصدي ولايت امر پس از رحلت امام خميني (ره)، آيت الله العظمي اراكي(ره) و آيت الله العظمي گلپايگاني(ره) اجتهاد ايشان را تاييد كردند و در اين دوران هيچكس به عنوان اعلم مطلق معرفى نشده است و بايد خود اشخاص تحقيق نمايند و هر كدام را كه احتمال اعلميت مىدهند انتخاب نمايند. و در صورت تساوي مجتهدان بنابر تخيير يكي را انتخاب كنند.
باسمه تعالي
سلام عليكم و رحمه الله
اعلم ان ثقافه جامعه المدرسين في مدينه قم المشرفه اعلنت مرجعيه سماحه آيت الله الامام الخامنه اي (مد ظله) و لا يخفي عليكم في زماننا هذا لم يشتهر احد من المجتهدين باعلميه المطلقه بل يحتمل اعلميه بعض و من الاحكام الشرعيه في باب الاجتهاد و التقليد، اذا احتمل التساوي يجزي التخيير و علي هذا المبني اعلن جامعه المدرسين في قم المشرفه باجزاء التقليد من احد المراجع المشهورين و لا يخفي عليكم ايضا انه بعد ارتحال الامام الخميني(ره) ان آيات العظام الاراكي و الگلپايگاني رحمهما الله ايدا اجتهاد امام الخامنه اي (مد ظله العالي)
کد سوال : 1708
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : راه درمان همجنس گرايي چيست؟
پاسخ : برادر گرامي بنا بر اطلاعات به دست آمده شما از نظر فيزيولوژي و آناتومي هيچ مشکلي نبايد داشته باشيد چون از تمام کارکردها و صفات جنسي مذکر بهره مند مي باشيد. هم کارکرد احتلام و هم صفات ثانويه (رويش مو و تغيير اندامها و ...) نشان از وجود دستگاهها و غدد سالم جنسي و توالدي در وجود شما دارد. البته شايد ظهور صفات ثانويه با تأخير انجام پذيرد ولي اين حالت طبيعي است و نشانه روحيه و بروز صفات زنانه نيست.
با حذف عامل زيستي بدون ترديد حالت رخداده در شما محصول و نتيجه عوامل شناختي و تربيتي است. نبايد نقش و تاثير عامل شناختي و تربيتي را ناديده گرفت. جهت حذف عامل شناختي و تربيتي موثر در اين حالت بايد به راهکارهاي زير عمل کنيد:
1. ديگر به گفته ها و شنيده ها و ذهنيت ها و افکار مبتني بر عدم تمايل به جنس مخالف توجه نکنيد. اين گونه سخنان را نه بر زبان خود جاري سازيد و به ديگران نيز اجازه ندهيد که به شما اين گونه حرفها را بزنند و از شما انتظار رفتارهائي متناسب با آن ذهنيت و افکار را داشته باشند.
2. گاهي اوقات شيطان براي وادار کردن آدمي به گناه از اين کانال بهره مي گيرد يعني مسير هر گناهي را به شکلي هموار مي سازد در اينجا نيز مسير آلوده شدن به برخي گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج ميگذرد و اين نوع افکار و ذهنيت مقدمه ي ورود به آن وادي است بايد با اين گونه افکار که جز افکار شيطاني نام ديگري بر آن نمي توان نهاد بايد به مقابله پرداخت يعني ذره اي در شيطاني بودن اين افکار ترديد نداشته باشيد. و بي ترديد آن را شگردي شيطاني بدانيد و در مقابله با آن ترديد نداشته باشيد. لذا به محض ورود اين دست افکار به ذهنتان آنها را از فضاي ذهن دور ساخته و بهتر آنکه هرگاه اين افکار به ذهنتان هجوم آوردند سريع فضاي ذهن را به افکار مقابل آن که حاکي از مردي پخته بودن دارد و علامت تمايل به جنس مخالف است پر کنيد. شکل عملياتي اين پر سازي آن است که قلم و کاغذ جلوي دست خود گذارده و اقدام به نوشتن مطالبي با محتواي تمايل به جنس مخالف کنيد و ذهن خود را به اين سمت بکشانيد. مثلا چند سطر در مورد فوائد ازدواج و ثمره هاي آن بنويسيد و دو يا سه بار بلند از روي آن بخوانيد و بعد مجددا نوشته خود را كامل كنيد تا اين گونه افكار به ذهنتان وارد نشود و هر موقعي كه اين افكار به ذهن شما هجوم آورد از اين راهكار بهره بگيريد.
توجه داشته باشيد در صدي از اين گونه افکار طبيعي است به شرط آنکه اين گونه افکار استمرار پيدا نکند لذا با قطع کردن رشته اين دست افکار و اقدام به ازدواج موضوع خود به خود حل مي شود.
3. درباره صفات ثانويه جنسي خود قضاوت واقع بينانه داشته باشيد. هرگز خود را بي نصيب از آن صفات ندانيد و دارائي خود را کم جلوه ندهيد لذا به قيافه يک مرد خود را آرايش کنيد و ظاهر مردانه براي خود پرداخت نمائيد. با ژست و اخلاق مردانه ظاهر شده و خود را معرفي کنيد و در قالب يک مرد نيز با ديگران چه جنس مخالف و چه موافق رفتار کنيد. نقش هاي کاملا مردانه را بر عهده بگيريد و الفاظ، تکه عبارتها، سبک سخن گفتن مردانه حتي غليظ تر از يک مرد را به نمايش بگذاريد و در برابر از تمام حرکات، سخنان و ... که متناسب با زنان و رفتار زنانه است جدا پرهيز کنيد. و حتي واجد اين گونه صفات بودن را براي خود يک عار و ننگ تلقي کنيد آنگونه که کسي به خود اجازه ندهد به شما از ديدگاهي غير از يک مرد کامل در مردانگي نگاه کند.
4. صحنه هائي از زندگي که در آن شما نقش يک مرد، پدر، همسر را بر عهده داريد تصور کنيد و به آن بال و پر دهيد و نقش خود را پر رنگ و کاملا مردانه بيان کنيد. اين تصوير گري را در قالب ذهن پروري و نوشته ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعي و خيالي و ... استمرار دهيد.
در يک کلام به مرد بودن خود فکر کنيد، و همانگونه عمل کنيد، زندگي مردي و اجتماعي خود را تعقيب کنيد اگر شش ماه با اين طرز تفكر زندگي كنيد براي هميشه از آن افكار رهائي خواهيد يافت.
5. نگاه خود را نسبت به جنس موافق كه برانگيزه حالت تمايل خواهي است كنترل كنيد.
6. از پوشيدن لباس هاي زير تنگ كه باعث برجسته نمودن اندام هاي تناسلي مي شود جدا جدا خودداري كنيد.
7. تمام ارتباطها، مكانها و موقعيت هائي كه انجام انديشه گي را براي شما تداعي مي كند _تا چه رسد به آنكه شما را دعوت به اين عمل كنند_ يقينا اجتناب كنيد. توجه داشته باشيد كه شايد انگيزه شما براي شركت در آنجا الهي و خدائي باشد ولي چون تداعي گر اين حالت خاص است و گناه و آلوده شدن را تداعي مي كند فورا اجتناب كنيد و بدون ترديد بدانيد كه اين دام شيطان است. شيطان بچه هاي مذهبي را از طريق مذهب و علاقه هاي مذهبي در دام خود گرفتار مي كند و براي هر شخصي دام مناسب با وي را بكار مي گيرد.
8. در روزها و موقعيت هاي نخستين عمل كردن به اين راهكار و دل بريدن از اين حالت سخت و چه بسا ناممكن جلوه كند اما بايد توجه داشته باشيد كه به گفته ي علي(ع) با ارزش ترين كارها دشوارترين آنهاست پس اين حالت نشان از ارزشمندي و اهميت تصميم شما دارد و بايد در مسير عمل كردن به اين تصميم بجا و ارزشمند گامهاي بهتر و بلندتر برداريد.
خوب است خاطر نشان سازيم كه دشواري اين عمل تا چند هفته است و بعد در مسير راهوار و هموار خوبيها قرار مي گيريد. انشاء الله
9. هرگاه آن افكار پليد شيطاني به ذهن شما هجوم آورد يقينا خود را از چنگ آنها رها سازيد و راهكار رهائي آن چنين است كه:
_ ديگر آن را دنبال نكنيد.
_ خود را به فكر مطلوب و موضوع جايگزين مشغول سازيد. (مانند راهكار 2 عمل كنيد)
_ هميشه براي فكر و ذهن، دست و پا و چشم و ... خود دل مشغولي مفيد و مناسب داشته باشيد اگر آدمي به يك موضوع نشاط آور سرگرم باشد هرگز مرغ دلش بر بام بيگانگان نمي نشيند.
10. همانگونه كه در گفتگوي شبكه اي گفتيم اگر دوستاني كه با آنها ارتباط داريد شما را به سمت اين گونه رفتارها و افكار دعوت مي كنند و يا موقعيت به گونه اي است كه شما وقتي در كنار آنها قرار مي گيريد اين افكار براي شما تداعي مي گردد اين ارتباط و آن دوستان را رها سازيد و يا ارتباط خود را به طور سالم و مطلوب محدود سازيد و هرگاه آن فضا و ذهنيت آلوده بروز نمود آنها را ترك كنيد. توجه داشته باشيد دوستيها و دوستان تا زماني مطلوب است كه شما را به سمت خوبيها هدايت كند والا اگر دوستيها و دوستان سبب انحراف و آلودگي شوند آنها ديگر دوست نيستند و بايد نام ديگري براي آنها جستجو كرد.
دوست عزيزم با عمل به آنچه گفته شد يقينا مطلوب حاصل خواهد شد كافي است يا علي گفته و عمل به آنها را پيشه ي خود سازيد لذا در تاثير آنها ترديد نداشته باشيد بعد از ارائه گزارش از كيفيت و سطح تاثير مرحله دوم راهكار را تقديم خواهيم نمود. خداوند پاك و منزه است و پاكان را دوست دارد پس پيش به سوي پاكي ها.
کد سوال : 1709
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من به عنوان يك جوان دلم مىخواهد هم از مظاهر مد پيروى كنم و در واقع يك جوان امروزى باشم و هم از سوى ديگر به ارزشهاى خودم پايبند بمانم و جوانى باشم كه هم با جامعه پيش مىرود و هم به مبانى ارزشى پايبند است؛ چطور مىتوانم از تك بعدى بودن بپرهيزم و يك جوان چند بعدى باشم و در عين حال، به تضاد و تناقض هم نرسم؟
پاسخ : دانشجوي گرامي از اينكه به ما اعتماد كرديد و با صداقت و صراحت حرف دل خود را مطرح كرديد خرسنديم و اميدواريم پاسخ ما مفيد واقع گردد.
انسان موجودي است كمال طلب و دوست دارد آنچه كه موجب رسيدن او به كمال مي شود را به دست آورد در اين ميان جوانان نه تنها از اين قاعده مستثنا نيستند بلكه ويژگي هاي جواني نيز اقتضاميكند كه براين كمال طلبي پافشاري بيشتري داشته باشد چه اينكه جوان همواره دنبال ايده ال ها ،كمال مطلوبها ،جاودانگي ،معنويت ،زيبايي و خلاصه ارزشهاست در عين حال روحيه اي تنوع طلب دارد و از حالت ثابت و ايستا گريزان است .اگر اين ويژگي هاي جواني توام با بينش صحيح از ارزشها شود دوره جواني يك دوره بسيار بارور و پربركت خواهد بود و اگر اين بينش صحيح همراه با باورهاي ديني نباشد دوره جواني يكي از بحراني ترين دوره هاي زندگي او خواهد بود و چه بسا تا مرز سقوط و انحطاط و هلاكت كشيده شود .
خوشبختانه اسلام كه كامل ترين و جامع ترين دين الهي است و همه نيازهاي كه مربوط به كمال و شكوفايي انسان است را در بر دارد ديني است مترقي و احكام آن هماهنگ تغييراتي است كه در زندگي بشر به وجود آمده و در آينده به وجود مي آيد به عبارت ديگر اسلام زمان ومكان و تاثير آن در زندگي بشر را مد نظر دارد لذا هيچ گاه يك مسلمان واقعي انساني تك بعدي و عقب افتاده از تحولات و پيشرفت هاي زمان خودش نيست اسلام انسانها را همواره تشويق به آموختن علوم و فنون مي كند و به هنر و آراستگي ارج مي نهد در عين حال بر حفظ ارزشهاي اخلاقي و مسائل معنوي كه در رسيدن به كمال نقش اساسي دارد تاكيد مي كند بنابراين اگر ما به اسلام واقعي معرفت پيدا كنيم هيچ گاه تك بعدي نخواهيم بود اما عدم اگاهي ما به دستورات اسلامي موجب مي شود ما تلقي صحيحي از اسلام نداشته باشيم و گاهي اوقات دچار تعارضاتي نيز بشويم كليد حل اين تعارضات شناخت بيشتر اسلام و التزام عملي به دستورات اسلام مي باشد اسلام همانطور كه انسانها را دعوت به خود سازي و طهارت مي كند به آراستگي ظاهر نيز توجه دارد تا جايي كه نظافت را نشانه ايمان مي داند طبيعي است كه آراستگي ظاهري در هر زماني متناسب با شرايط آن زمان و فرهنگ حاكم بر آن جامعه است لذا اسلام انسانها را در نوع لباس پوشيدن يا رنگ لباس يا نوع آرايش محدود نكرده است كه مثلا فقط مثل عربها لباس بپوشيد بلكه آنچه مورد نظر است اصل پوشش است و چنانچه عفاف انسانها حفظ شود مفسده اي به دنبال ندارد بنابراين نوع آرايش يك جوان آسيايي و شرقي با نوع آرايش يك جوان غربي متفاوت است در عين حال هر دو مي تواند آراستگي مورد نظر اسلام باشند به شرط اينكه با ارزشهاي الهي و ساير احكام و دستورات دين منافات نداشته باشد به نظر مي آيد بين آراستگي ظاهري و مدگرايي خلط شده است .مد گرايي امري است غير از آراستگي و زيبايي ظاهري البته ممكن است گاهي اوقات عملي يا هنري و يا طرز لباس پوشيدني مد شود و منافاتي با ارزشهاي ديني نداشته باشد اما هميشه اينگونه نيست زيرا مبناي كسانيكه در پشت صحنه ترويج مد گرايي هستند چيزي جز دنياطلبي و كسب منافع نيست و براي آنها مهم نيست كه آيا با اين چيزي كه آنها به تبليغ آن مي پردازند با ارزشها و كمالات انساني تعارضي داشته باشد يا نه .بنابراين يك انسان مومن كه مي خواهد پايبند به ارزشهاي الهي باشد نبايد تابع فرهنگ مد گرايي باشد زيرا مروجين چنين فرهنگي بيشتر اوقات پايبند به ارزشها نيستند . علاوه بر اين كه مد گرايي موجب چند بعدي شدن انسان نيز نمي شود بلكه انسان خود را مضحكه دست افرادي سودجو قرار داده است .چند بعدي شدن انسان به اين معنا است كه انسان از جنبه هاي مختلف علمي ،اخلاقي ،اجتماعي و سياسي رشد كند و از زمان خودش عقب نماند مثلا اگر روزي كامپيوتر و نهضت نرم افزاري حاكم بر همه حوزه فعاليت انسانها مي شود .او نيز در حد توان خود و متناسب با رشته تحصيلي و نوع شغلي كه دارد با اين تكنولوژي آشنا و ار آن استفاده كند و همين طور ساير پيشرفت هاي علمي يا هنري كه وجود دارد يا در حال شكل گيري است .چند بعدي شدن انسان به اين نيست كه امشب اگر شما يك ستاره سينما فلان رفتار را انجام داد فرداي آن روز همه افراد مثل او رفتار كنند اين تقليد كور كورانه است نه تنها انسان را چند بعدي نمي كند بلكه به انحطاط نيز كشيده ميشود زيرا بسياري از اين به ظاهر ستاره هاي سينمايي يا ورزشي يا تابع ارزشهاي الهي نيستند و يا حتي بر خلاف آن حركت مي كنند بنابر اين چگونه ميشود انسان هم پايبند به ارزشها باشد و هم دنباله رو اين الگوي كذايي كه در جهت خلاف ارزشها حركت مي كنند .بنابراين چند بعدي شدن مستلزم اين است كه ما الگوهايي را انتخاب كنيم كه از هر جهت شايستگي الگو بودن را داشته باشند و آنها جز ائمه نيستند زيرا آنها اولا با اسلام ناب آشنا هستند و ثانيا به تاثير زمان و مكان و شرايط اجتماعي نيز واقف بودند از اينرو همراه با زمان حركت مي كردند هيچ گاه از زمان خود عقب نبودند به همين جهت نوع لباسي كه امام علي مي پوشيد با نوع لباس امام صادق مي پوشيد فرق داشت يعني هر كدام متناسب با زمان خود و با توجه به شرايط جامعه لباس مي پوشيدند اما هر دو مطابق با احكام الهي رفتار ميكردند بنابراين شما در همه ابعاد زندگي پيشرفت داشته باشيد و در وضعيت ظاهري هم همان طور كه اسلام گفته همواره آراسته باشيد و از مد هم تا آنجا كه با اسلام منافاتي ندارد استفاده كنيد اما پيرو كوركورانه مد گرايي نباشيد. علاوه بر اين راهكارهاي عملي زير را در رسيدن به مقصود دنبال كنيد .
1. با مطالعه بيشتر در زمينه مسائل اعتقادي ،احكام و اخلاقي با معيارهاي مورد نظر اسلام و ارزشهاي آن آگاهي بيشتري كسب كنيد.
2. از تقليد كوركورانه در رفتارهاي اجتماعي و فردي پرهيز كنيد .
3. با افراد باشخصيت كه از نظر علمي و معنوي وضعيت مناسبي دارند معاشرت داشته باشيد .
4. از معاشرت با افرادي كه شئونات اسلامي را رعايت نمي كنند و در رفتارهاي خود تابع معيارهاي صحيحي نيستند اجتناب كنيد .
5. از كسب آگاهيهاي لازم در زمينه مسائل روز ،پيشرفت هاي علمي به ويژه آنچه كه مربوط به رشته تحصيلي شما مي شود غفلت نكنيد .
6. در آراستگي ظاهر و نوع لباس پوشيدن و آرايش ظاهري هم نوع جنسيت خود را رعايت كنيد و هم از افراط وتفريط هاي وسواس گونه و وقت گير اجتناب كنيد .
7. در همه شئونات زندگي حد اعتدال را رعايت كنيد زيرا تعادي در رفتار هم از انحرافات و هم از يك بعدي شدن و هم از حرف بيهوده جلوگيري مي كند .
8. در انجام فرائض ديني مانند نماز اول وقت و اجتناب از گناه و امثال آن جدي باشيد .
9. علاوه بر معاشرت با افراد باشخصيت الگوهاي مناسب در ميان جوانان موفق پيدا كنيد و با آنها رابطه درستي برقرار كنيد .
کد سوال : 1710
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من با دختري اشنا شده ام كه از نظر مالي خوب هستند او خودش ماشين و موبايل و خانه دارد ما از نظر بقيه شرايط ازدواج مثل هم هستيم ترسم از اينه كه در اينده اين ثروت خودش را به رخم بكشد اگر از همين يكي فرق كنيم ايا مهم است هر دو فوق ليسانس هستيم ما هر دو سركار هستيم البته از روز اول حرفي نزده بودبلكه كم كم اين موضوعات را بيان كرده ايا مي خاسته ببيند بخاطر پولش ميرم يا خودش؟
پاسخ : ازدواج يكي از مهمترين حوادث زندگي انسان است و نقش مهمي در سرنوشت، سعادت و خوشبختي و همچنين ناكامي و شقاوت انسان دارد لذا بايد با دقت كافي همهء جوانب مسئله مد نظر قرار گيرد و غفلت از هر بعدي از ابعاد اين مسئله مي تواند پيامدهاي ناگوار و جبران ناپذيري را بدنبال داشته باشد بنابراين توجه به نكات زير ضروري است:
1. شناخت از وضعيت خانوادگي فرد مورد نظر؛ زيرا ازدواج اين طور نيست كه پيوند فقط ميان دو نفر باشد بلكه پيوند ميان دو خانواده است و از آنجا كه خانواده نقش مهم در شكل گيري شخصيت هر فردي دارد و در واقع نقش اول را دارد شناخت خانواده و مقايسهء آن با خانوادهء خود بسيار مهم است اين دو خانواده در واقع بايد از جهات متعددي مانند سطح فرهنگ، اقتصاد، اعتقادات و باورهاي مذهبي و آداب و منش اجتماعي به يكديگر نزديك باشند و الا خانواده جديدي كه از پيوند اين دو خانواده به وجود مي آيد دچار تعارض و عدم تعادل در روابط با اين خانواده ها مي شود و در نهايت يا مجبور مي شود يكي از آنها رها كند يا هر دو را كنار بگذارد و يا دائما درگير كشمكش ها و برخوردهاي ناهنجار و نامتعادل ميان اين دو خانواده باشد و بيشترين خسارت در اين ميان به خانواده جديدي كه با اين پيوند به وجود آمده وارد مي شود.
2. علاوه بر شناخت از وضعيت خانواده ها كفو بودن دختر و پسر كه محور اين پيوند هستند امري بسيار مهم و ضروري است يكي از مهمترين شرايط كفويت كه بزرگان دين نيز بر آن تاكيد فراوان كرده اند كفويت در ايمان است بنابراين توجه به ميزان باورهاي ديني و ايمان به آنها و التزام عملي به اين باورها نقش مهمي در استحكام اين پيوند دارد البته ايمان امري است كه داراي مراتب است ممكن است فردي يك درجه ايمان داشته باشد فر ديگر 5 درجه و فرد ثالثي 10 درجه آنچه مهم است در مرحله اول اصل وجود ايمان و در مرحله دوم ميزان پايبندي به ايمان است لذا دو انساني كه مي خواهند با يكديگر پيوند مقدس ازدواج برقرار كنند و در همه ابعاد و زواياي زندگي با همديگر مشاركت داشته باشند از ايمان و باورهاي مشتركي بايد برخوردار باشند تا در ادامه زندگي با مشكل كمتري برخورد كنند.
3. علاوه بر دو معيار اصلي و مهمي كه ذكر شد امور ديگري در استحكام پيوند ازدواج موثر است كه رعايت آنها بسيار مفيد است:
الف. سلامت جسماني و رواني زوجين
ب. تناسب سني ميان زوجين كه مناسب مرد بين 2 تا 4 سال بزرگتر از زن باشد. البته اگر ساير شرايط وجود داشت مقدار كمتر يا بيشتر تفاوت سني ميان زوجين مشكل جدي به وجود نمي آورد گر اينكه در اين زمينه حساسيتي وجود داشته در اين صورت از همان ابتدا بايد از شراط سني يكديگر سوال كنند و با توافق كامل اقدام به ازدواج نمايند.
ج. زوجين بايد از نظر قيافهء ظاهري مورد پسند يكديگر باشند.
د. سطح تحصيلات هر چه به يكديگر نزديكتر باشد بهتر است.
با توجه به آنچه بيان شد به نظر مي رسد شما در مرحلهء اول به تحقيق در مورد خانواده ايشان بپردازيد و سپس طي گفتگوها و جلسات با فرد مذكور معيارها و ويژگيهايي كه بيان شد مورد توجه قرار دهيد اگر ايشان از هر جهت كفو شما هستند و تنها تفاوت او با شما در مسائل اقتصادي است و ايشان عليرغم اينكه به اين تفاوت واقف است ولي در عين حال با آگاهي كامل و كمال ميل حاضر است با شما ازدواج كند با توكل به خداوند متعال ازدواج كنيد. بنابراين توصيه مي شود از طريق تحقيق از دوستان و همكاران او و همچنين گفتگو با خود ايشان احراز كنيد كه از نظر اخلاقي فردي خودساخته و اهل تواضع و فروتني در مقابل شوهر است و روحيه تكبر و خود برتر بيني در او نيست و عليرغم اينكه از تمكين مالي خوبي برخوردار است روحيهء اطاعت پذيري در او وجود دارد و حاضر است مطيع شوهر باشد. نكته ديگري كه توجه به آن لازم است اينست كه رفتار او در آينده با شما تا حدود زيادي به نحوه برخورد خود شما نيز بستگي دارد. اگر شما به عنوان يك همسر بتواني رابطهء عاطفي مناسبي با او برقرار كنيد به گونه اي كه اعتماد او را در زندگي به خود جلب نمائيد قطعا احتمال رفتار متكبرانه و برخورد نامناسب بدليل تمكن مالي به حداقل مي رسد و شايد كاملا چنين رفتاري در او منتفي باشد و رفتار شما با او موجب شود كه او همه هستي خود را بدون هيچ گونه منتي در اختيار شما قرار دهد بنابراين در مرحله اول شما بايد از هر طريق ممكن احراز كنيد كه ايشان فرد خودسر، متكبر و سلطه جو نيست من باب مثال اين فرد به چه ميزاني از والدين خود روحيه اطاعت پذيري دارد و به آنها احترام مي گذارد اينها فاكتورهاي خوبي است براي اينكه شما در روحيه او واقف شويد و در مرحله دوم بايد توجه داشته باشيد كه رفتارهاي خود شما در واكنش هاي بعد او در زندگي مشتركتان نقش فوق العاده دارد.
در هر صورت اگر توانستيد از روحيه و اخلاق شخصي مطلع شويد بهتر مي توانيد تصميم بگيريد كه آيا مي توانيد با او زندگي كنيد يا در آينده دچار مشكل خواهيد شد.