کد سوال : 1131
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : در روز قيام امام زمان وسايلي كه براي جنگ استفاده مي شوند چه چيزي و از چه جنسي اند آيا تكنولوژي روز مورد نظر است يا مانند گفته هاي علما شمشير و ……؟
پاسخ : در اين راستا نكاتى است كه بايد در نظر گرفت:
1) كلمه «سيف» كه در روايات آمده، كنايه از مطلق سلاح مى باشد. چنانكه در بسيارى موارد چنين كاربردى دارد.
2) آنچه مسلم است سلاحهاى موجود دنيا به گونهاى است كه نابود كننده هر كسى است كه در برد مؤثر آن باشد در حالى كه سلاح امام زمان «عج» و يارانش تنها انسان هاى تبهكار و فاسد و بىايمان را از بين مىبرد و خوبان از گزند آن در امانند. اما اين كه اين ويژگى چگونه به دست مىآيد بر ما پوشيده است مىتوان احتمال داد كه آن حضرت به سلاح فوق مدرنى دست مى يابند كه چنين كاربردى دارد و سلاحهاى ديگران در برابر آن ناتوان است و كارايى چندانى ندارد و نيز ممكن است سلاح جديدى توسط آن حضرت به كار گرفته نشود و با سلاح هايى ابتدايى به نبرد برخيزند و اراده الهى بر از كار افتادن ديگر سلاحها تعلق گيرد.
سؤالاتي كه درباره ابزار دفاعي آن حضرت قابل طرح است عبارتند از:
1- آيا ابزار دفاعي آن حضرت سلاح سردي چون شمشير خواهد بود يا نه ؟
2- مفاد روايات اسلامي كدام نظريه را تأييد مي كند؟
3- آيا تكامل صنعتي و ماشيني در آن روزگار از بين خواهد رفت يا نه ؟
مي گوييم براي يافتن پاسخ اين سؤالات هم از منابع حديث و هم از دلايل عقلي مي توان كمك گرفت اما به نظر عقل : هيچ دليلي وجود ندارد كه با جهش جامعه انساني به سوي حق و عدالت ترقي جامعه متوقف گردد. افزون بر آن يكي از پايه هاي استقرار حكومت واحد جهاني به هم پيوستگي دنيا از نظر وسايل ارتباطي است و اين موضوع بدون تكامل صنعتي ممكن نيست . پس بعيد نيست بگوييم همان گونه كه قلم كنايه از علم و فرهنگ است.
شمشير هم كنايه از قدرت و نيروي نظامي مي باشد. از همين جا مي توانيم به اين سخن اعتراف كنيم كه نمي توانيم نوع اين سلاح را نه از نظر مادي يا رواني بودن و نه از جهات ديگر تعيين كنيم . همين اندازه اجمالا مي توانيم بگوييم يك سلاح برتر خواهد بود. هم چنان كه مي دانيم آن سلاح سلاحي نيست كه گناهكار و بي گناه را با هم نابود كند. و اما به نظر احاديث : احاديثي كه نقل شده , به نوبه خود هر كدام تكامل علوم را در ابعادي مختلف براي انسان گوشزد مي كنند. از باب نمونه در كتاب منتخب الاثر عناوين ذيل را مشاهده مي كنيم كه همگي بر پيشرفت و رشد علوم آن روزگار دلالت مي كنند:
1- باب سوم در اين كه زمين , كنوز و معادن خود را اظهار مي كند. در اين باره ده حديث است . از باب نمونه : موسي بن جعفر(ع ) فرمود: براي آن حضرت گنجينه هاي زمين ظاهر مي شود و هر امر دوري، براي ايشان نزديك مي گردد.
2- باب چهارم : در اين كه بركات سماوي و ارضي و غير اين دو ظاهر مي شوند و در آن 12 حديث است . از باب مثال : پيامبر(ص ) فرمود: در زمان آخر امتم مهدي خروج مي كند و حال آن كه باران او را سيراب و زمين نباتاتش را بر وي عرضه مي كند.
3- باب يازدهم در اين كه زمين در دولت وي عمران مي يابد. در اين زمينه 5 حديث وارد شده است . از آن جمله : حضرت فرمود: روي زمين خرابي باقي نمي ماند مگر اين كه مهدي آن را آباد مي كند.
4- باب دوازدهم در اين كه امور در عصر ايشان تسهيل پيدا كرده و عقول مردم هم تكامل پيدا
مي كند و در آن 7 حديث نقل شده است .
از باب نمونه امام صادق (ع ) فرمود: در زمان قائم آل محمد(ص ) مؤمني كه در مشرق است برادر خود را كه در مغرب است مي بيند. همين طور مؤمني كه در مغرب است برادر خود را كه در مشرق است , مشاهده مي كند.
کد سوال : 1132
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با تشکر از جواب نامه راهگشايتان سوالاتي را که نموده بوديد به همراه توضيحاتي ديگر محضر شما به ترتيب اعلام مي دارم: 1ج-عدم تمايل من به جنس مخالف همراه با تمايل به جنس موافق است که اين تمايل متاسفانه رو به افزايش است. 2ج-فکر مي کنم تقريبآ از زمان بلوغ اين حالت در من پديدار شده است . 3ج-هيچ پيش زمينه روحي اين حالت را در من ايجاد نکرده است. و علاقه چنداني از ابتدا به جنس مخالف نداشته ام. 5و4ج-خانواده ما بحمدالله يک خانواده مذهبي است و خود من نيز در چنين جوي بزرگ شده ام و در انجام تکاليف ديني سعي در نهايت دقت را مي نمايم. لا اقل از نظر ظاهر به قشر مثبت جامعه شبيه هستم. اما در رابطه با ديگران شايد از کودکي مشکل داشته ام و نتوانسته ام رابطه اجتماعي قوي داشته باشم. همچنانکه اکنون هم در جمع ها کم حرف هستم و فکر مي کنم اعتماد به نفس کمي هم دارم.در عين حال بعد از ترک گناه مزبور خودم سعي در ايجاد ارتباطات اجتماعي در حد بهتري دآشته آم. خصوصآ در ايام دانشجويي که دوستانم مرا فردي شوخ طبع و مجلس گرم کن مي دانستند. اما در جمعهاي ديگر تقريبآ اين مشکل پا برجاست. در محيطهاي مختلف ميل دروني ام انزواست و احساس افسردگي مي کنم اما باز تا حدي سعي درميان جمع بودن و نشاط داشتن را دارم که گاهي اوقات نيز موفق نيستم. در جمعهايي که جنس موافق کم سن و سال وجود دارد متاسفانه کنترل نگاههاي گناه را از دست مي دهم . اما سعي کرده ام گناه بزرگي در اين رابطه انجام ندهم و حتي به فکر آن هم نيفتم.در عين حال تمايل من براي يک زندگي سالم و دور از نفسانيات و در عين حال موفق از لحاظ اجتماعي بسيار زياد است 6ج-تا کنون اين مساله را با کسي در ميان نگذاشته ام و آن به دليل آبروي شخصي که احساس مي کردم بوده است.و مراجعه به هر پزشک به دليل چسباندن انگ برايم دشواربوده است . راهنمايي هاي شما را لحظه لحظه انتظار مي کشم ؟
پاسخ : برادر گرامي از مکاتبه مجددتان که نشان از جديت يک جوان پاک و دوستار پاکي مي دهد بسيار خرسنديم و اميدواريم بتوانيم با توجه به اطلاعات بدست داده شده خدمتي مفيد و کار ساز انجام دهيم انشاء الله .
بنا بر اطلاعات به دست آمده شما بايد از نظر فيزيولوژي و آناتومي هيچ مشکلي نداشته باشيد چون گويا از تمام کارکردها و صفات جنسي مذکر بهره مند مي باشيد. هم کارکرد احتلام و هم صفات ثانويه (رويش مو و تغيير اندامها و ...) نشان از وجود دستگاهها و غدد سالم جنسي و توالدي در وجود شما دارد. البته شايد ظهور صفات ثانويه با تأخير انجام پذيرد ولي اين حالت طبيعي است و نشانه روحيه و بروز صفات زنانه نيست.البته اگر از نظر اندام و جثه و ترکيب اعضاي بدن به جنس مونث شباهت داشته باشيد برخي از روحيه ي بيان شده نتيجه تاثير نظام زيستي شما است ولي تاثيري بسيار کم و ضعيف که جاي نگراني ندارد و با عمل به راهکارهاي زير مسئله حل مي شود . پس با حذف عامل زيستي بدون ترديد حالت رخداده در شما محصول و نتيجه عوامل شناختي و تربيتي است. نبايد نقش و تاثير عامل شناختي و تربيتي را ناديده گرفت. جهت حذف عامل شناختي و تربيتي موثر در اين حالت بايد به راهکارهاي زير عمل کنيد:
1. ديگر به گفته ها و شنيده ها و ذهنيت ها و افکار مبتني بر عدم تمايل به جنس مخالف توجه نکنيد. اين گونه سخنان را نه بر زبان خود جاري سازيد و به ديگران نيز اجازه ندهيد که به شما اين گونه حرفها را بزنند و از شما انتظار رفتارهائي متناسب با آن ذهنيت و افکار را داشته باشند.
2. گاهي اوقات شيطان براي وادار کردن آدمي به گناه از اين کانال بهره مي گيرد يعني مسير هر گناهي را به شکلي هموار مي سازد در اينجا نيز مسير آلوده شدن به برخي گناهان از کانال پشت کردن به جنس مخالف و ازدواج ميگذرد و اين نوع افکار و ذهنيت مقدمه ي ورود به آن وادي است بايد با اين گونه افکار که جز افکار شيطاني نام ديگري بر آن نمي توان نهاد بايد به مقابله پرداخت يعني ذره اي در شيطاني بودن اين افکار ترديد نداشته باشيد. و بي ترديد آن را شگردي شيطاني بدانيد و در مقابله با آن ترديد نداشته باشيد. لذا به محض ورود اين دست افکار به ذهنتان آنها را از فضاي ذهن دور ساخته و بهتر آنکه هرگاه اين افکار به ذهنتان هجوم آوردند سريع فضاي ذهن را به افکار مقابل آن که حاکي از مردي پخته بودن دارد و علامت تمايل به جنس مخالف است پر کنيد. شکل عملياتي اين پر سازي آن است که قلم و کاغذ جلوي دست خود گذارده و اقدام به نوشتن مطالبي با محتواي تمايل به جنس مخالف کنيد و ذهن خود را به اين سمت بکشانيد. مثلا چند سطر در مورد فوائد ازدواج و ثمره هاي آن بنويسيد و دو يا سه بار بلند از روي آن بخوانيد و بعد مجددا نوشته خود را كامل كنيد تا اين گونه افكار به ذهنتان وارد نشود و هر موقعي كه اين افكار به ذهن شما هجوم آورد از اين راهكار بهره بگيريد.
توجه داشته باشيد در صدي از اين گونه افکار طبيعي است به شرط آنکه اين گونه افکار استمرار پيدا نکند لذا با قطع کردن رشته اين دست افکار و اقدام به ازدواج موضوع خود به خود حل مي شود.
3. درباره صفات ثانويه جنسي خود قضاوت واقع بينانه داشته باشيد. هرگز خود را بي نصيب از آن صفات ندانيد و دارائي خود را کم جلوه ندهيد لذا به قيافه يک مرد خود را آرايش کنيد و ظاهر مردانه براي خود پرداخت نمائيد. با ژست و اخلاق مردانه ظاهر شده و خود را معرفي کنيد و در قالب يک مرد نيز با ديگران چه جنس مخالف و چه موافق رفتار کنيد. نقش هاي کاملا مردانه را بر عهده بگيريد و الفاظ، تکه عبارتها، سبک سخن گفتن مردانه حتي غليظ تر از يک مرد را به نمايش بگذاريد و در برابر از تمام حرکات، سخنان و ... که متناسب با زنان و رفتار زنانه است جدا پرهيز کنيد. و حتي واجد اين گونه صفات بودن را براي خود يک عار و ننگ تلقي کنيد آنگونه که کسي به خود اجازه ندهد به شما از ديدگاهي غير از يک مرد کامل در مردانگي نگاه کند.
4. صحنه هائي از زندگي که در آن شما نقش يک مرد، پدر، همسر را بر عهده داريد تصور کنيد و به آن بال و پر دهيد و نقش خود را پر رنگ و کاملا مردانه بيان کنيد. اين تصوير گري را در قالب ذهن پروري و نوشته ها و رفتار روزانه و تمام حالات واقعي و خيالي و ... استمرار دهيد.
در يک کلام به مرد بودن خود فکر کنيد، و همانگونه عمل کنيد، زندگي مردي و اجتماعي خود را تعقيب کنيد اگر شش ماه با اين طرز تفكر زندگي كنيد براي هميشه از آن افكار رهائي خواهيد يافت.
5. نگاه خود را نسبت به جنس موافق كه برانگيزه حالت تمايل خواهي است كنترل كنيد.
6. از پوشيدن لباس هاي زير تنگ كه باعث برجسته نمودن اندام هاي تناسلي مي شود جدا جدا خودداري كنيد.
7. تمام ارتباطها، مكانها و موقعيت هائي كه انجام انديشه گي را براي شما تداعي مي كند _تا چه رسد به آنكه شما را دعوت به اين عمل كنند_ يقينا اجتناب كنيد. توجه داشته باشيد كه شايد انگيزه شما براي شركت در آنجا الهي و خدائي باشد ولي چون تداعي گر اين حالت خاص است و گناه و آلوده شدن را تداعي مي كند فورا اجتناب كنيد و بدون ترديد بدانيد كه اين دام شيطان است. شيطان بچه هاي مذهبي را از طريق مذهب و علاقه هاي مذهبي در دام خود گرفتار مي كند و براي هر شخصي دام مناسب با وي را بكار مي گيرد.
8. در روزها و موقعيت هاي نخستين عمل كردن به اين راهكار و دل بريدن از اين حالت سخت و چه بسا ناممكن جلوه كند اما بايد توجه داشته باشيد كه به گفته ي علي(ع) با ارزش ترين كارها دشوارترين آنهاست پس اين حالت نشان از ارزشمندي و اهميت تصميم شما دارد و بايد در مسير عمل كردن به اين تصميم بجا و ارزشمند گامهاي بهتر و بلندتر برداريد.
خوب است خاطر نشان سازيم كه دشواري اين عمل تا چند هفته است و بعد در مسير راهوار و هموار خوبيها قرار مي گيريد. انشاء الله
9. هرگاه آن افكار پليد شيطاني به ذهن شما هجوم آورد يقينا خود را از چنگ آنها رها سازيد و راهكار رهائي آن چنين است كه:
_ ديگر آن را دنبال نكنيد.
_ خود را به فكر مطلوب و موضوع جايگزين مشغول سازيد. (مانند راهكار 2 عمل كنيد)
_ هميشه براي فكر و ذهن، دست و پا و چشم و ... خود دل مشغولي مفيد و مناسب داشته باشيد اگر آدمي به يك موضوع نشاط آور سرگرم باشد هرگز مرغ دلش بر بام بيگانگان نمي نشيند.
10. همانگونه كه در گفتگوي شبكه اي گفتيم اگر دوستاني كه با آنها ارتباط داريد شما را به سمت اين گونه رفتارها و افكار دعوت مي كنند و يا موقعيت به گونه اي است كه شما وقتي در كنار آنها قرار مي گيريد اين افكار براي شما تداعي مي گردد اين ارتباط و آن دوستان را رها سازيد و يا ارتباط خود را به طور سالم و مطلوب محدود سازيد و هرگاه آن فضا و ذهنيت آلوده بروز نمود آنها را ترك كنيد. توجه داشته باشيد دوستيها و دوستان تا زماني مطلوب است كه شما را به سمت خوبيها هدايت كند والا اگر دوستيها و دوستان سبب انحراف و آلودگي شوند آنها ديگر دوست نيستند و بايد نام ديگري براي آنها جستجو كرد.
11. اگر امکان در هر چند زودتر ازدواج کنيد و در اين مدت ذهنيت خود را با خاطرات خوش با يک دختر و فردي از جنس مخالف بودن ، خوي دهيد. گمان ما براين است که شما در فضاي مناسب در برخورد با جنس مخالف هيچ کم نداشته باشيد و لذا خود را به تجارب جنسي با هم جنس دعوت نکنيد بلکه اين نوع اعمال و تجارب را چه در فضاي ذهني و چه در رفتارهاي مشروع متوجه جنس مخالف سازيد که فکر ازدواج يکي ازاين راهها است .
دوست عزيزم با عمل به آنچه گفته شد يقينا مطلوب حاصل خواهد شد كافي است يا علي گفته و عمل به آنها را پيشه ي خود سازيد لذا در تاثير آنها ترديد نداشته باشيد بعد از ارائه گزارش از كيفيت و سطح تاثير مرحله دوم راهكار را تقديم خواهيم نمود. خداوند پاك و منزه است و پاكان را دوست دارد پس پيش به سوي پاكي ها.
کد سوال : 1133
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : دانشجوي سال سوم پزشكي هستم و درخانواده اي مذهبي زندگي مي كنم. خود من نيز سعي مي كنم ان شا الله پايه هاي قوي اعتقادي داشته باشم. در موضوع ازدواج هميشه معتقد بوده و هستم كه بايد به خدا توكل كرد. نسبت به يكي از دانشجويان كه ايشان هم مذهبي است و من با ايشان در فعاليتهاي مذهبي خود اشنا شدم علاقه پيدا كردم ولي از انجايي كه نمي توانستم كاري انجام بدهم تصميم به فراموش كردن ايشان گرفتم و اكنون كه موقعيت ازدواج برايم فراهم شده {هنوز به مرحله خواستگاري نرسيده}به هيچ وجه مايل نيستم علاقه اي به ايشان در دل داشته باشم. خود من نيز مي دانم با توجه به شرايط موجود منطقي نيست كه اين مسئله به گوش ايشان برسد{ما با هم بر سر مسائل كاري اختلاف داشتيم و من هنوز مشغول فعاليت در ان گروه هستم و مسئوليتي كه ما موازي با هم داشتيم كنار گذاشته ام }به نظر شما راه فراموش كردن اين مسئله به طور كامل چيست. {لطف كرده و هر چه سريعتر پاسخ دهيد زيرا مراحل خواستگاري به سرعت پيش
مي رود.؟
پاسخ : دانشجوي گرامي از اينكه يكي از مهمترين مسائل زندگي خود، يعني ازدواج را با ما در ميان گذاشتيد، خرسنديم. مسأله علاقه به جنس مخالف بويژه در دوران جواني و در سنيني كه فرد آمادگي براي ازدواج دارد امري طبيعي است و گاهي اوقات بدلائلي اين ميل و علاقه به فردي ممكن است شدت بيشتري پيدا كند كه اين مسأله در مورد شما نيز صدق مي كند يعني ارتباط كاري شما با ايشان و حضور او در دانشگاه شما و برخوردهايي كه احيانا از نظر كاري يا درسي با يكديگر داريد به شدت اين علاقه مي افزايد يعني علاقه عام و كلي به جنس مخالف را روي يك فرد خاص متمركز مي كند و طبعا پيامدهاي آن مضاعف مي شود. بنابراين فراموش كردن اين مسأله بطور كامل با توجه به شرايطي كه شما داريد در مقام عمل كار دشواري است و نيازمند به مقداري تلاش است.
حال كه شرايط ازدواج براي شما بحمدالله فراهم شده مسأله دو صورت پيدا مي كند.
1. شما قصد داريد با ايشان ازدواج كنيد و قصد نداريد با فرد ديگري ازدواج كنيد در اين صورت كاهش اين علاقه يا فراموش كردن به طور كامل هم امري نشدني است و هم دليلي ندارد كه شما علاقه خود را نسبت به فردي كه او را پسنديده ايد و مي خواهيد از او خواستگاري كنيد صددرصد از بين ببريد در اينجا شما براي اينكه مقدمات خواستگاري با روشي معقولانه تر انجام دهيد و تحت تأثير شديد احساسات نباشيد بايد علاقه خود را كنترل كنيد نه اينكه كاملا مسأله را فراموش كنيد.
2. صورت دوم اينست كه جنابعالي قصد داريد با فرد ديگري ازدواج كنيد و ايشان جزء گزينه هاي شما نيست در اينصورت براي كاهش علاقه و بتدريج از بين بردن كامل آن به راهكارهاي زير عمل كنيد.
1. از نگاه كردن به او و هرگونه تماس اعم از كلامي، مكاتبه اي، تلفني اجتناب كنيد.
2. با تنظيم رفت و آمد خود سعي كنيد برخورد كاري كمتري با او داشته باشيد.
3. هر چه زودتر با فرد مورد نظرتان ازدواج كنيد زيرا ازدواج شما باعث مي شود كه آن فرد زودتر فراموش شود و از ذهن شما بيرون رود. البته سؤال شما ابهام داشت و معلوم نيست كه شما مي خواهيد با ايشان ازدواج كنيد يا با فرد ديگري و اين جمله شما كه فرموديد «مراحل خواستگاري به سرعت پيش مي رود» مربوط به ايشان است يا فرد ديگري لطفا واضحتر سؤال خود را مطرح كنيد ما در خدمت شما هستيم.
کد سوال : 1134
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : در قرآن آمده است كه مرد با يكسري از زنان نمي تواند ازدواج كند چون محرم است از اين سخن مي توان نتيجه گرفت كه چون با خواهر زن نيز نمي توان ازدواج كرد پس خواهر زن نيز محرم است؟ چرا؟
پاسخ : بر اساس آيات قرآن حكم ازدواج بيان شده است. و كساني كه محرم هستند و يا به نحوي ازدواج با آنان حرام است را قرآن بر شمرده است. مثلا در ايه 23 نساء مي فرمايد: A}«حرمت عليكم امهاتكم ... و أن تجمعوا بين الأختين الا ما قد سلف ان الله كان غفورا رحيما»{A (نكاح) مادرانتان ... بر شما حرام شده است و نيز جمع دو خواهر با همديگر _مگر آنچه كه در گذشته رخ داده باشد كه خداوند آمرزنده مهربان است.
آنچه كه از قرآن، روايات و فقه فهميده مي شود اين است كه علت تحريم ازدواج فقط رابطه نسبي يا سببي و رضاعي نيست مثلا زني كه در عده است اگر مردي او را عقد نمايد و يا رابطه جنسي با او پيدا كند، آن زن بر اين مرد حرام ابدي مي شود.
همانگونه كه مشاهده مي شود علت تحريم، تنها محرميت و عدم آن نيست بلكه علاوه بر محرميت امور ديگري نيز وجود دارد.
به هر حال اينكه قرآن مي فرمايد جمع بين دو خواهر حرام است دليل بر محرم بودن خواهر زن با شوهر خواهر (داماد) نيست. قرآن در مورد مادر، خواهر، دختر و ... نكاح با آنان را حرام شمرده است اما در مورد دو خواهر فرمود جمع دو خواهر حرام است. لذا ازدواج با دو خواهر مطلقا حرام نيست كما اينكه در فقه هم به اين مطلب پرداخته شده است كه اگر همسر كسي بميرد يا طلاق گرفته باشد، آن مرد مي تواند باخواهر آن زن ازدواج نمايد (و حرام هم نيست) بنابراين جمع بين دو خواهر حرام است و اين حرمت بمعناي محرم بودن خواهر زن با انسان نيست چه آنكه اگر چنين بود بعد از مرگ يا طلاق زن، انسان نمي توانست با خواهر آن زن ازدواج نمايد. و اين نكته هم در خور دقت است كه منظور از حرام بودن در آيه بمعناي محرميت نيست بلكه منظور صراحت در حرمت جمع دارد. بر فرض هم كه كسي با (وجود صراحت هاي آيات و روايات و فقه) در محرميت و عدم محرميت خواهر زن شك داشته باشد، اصل بر نامحرم بودن است و رابطه محرميت برقرار كردن با خواهر زن، حرام خواهد بود. نكته ديگر اينكه قبل از ظهور اسلام ازدواج با دو خواهر بصورت همزمان جايز بوده است كه آيه ضمن تحريم جمع بين دو خواهر، ازدواج هاي انجام شده قبل از نزول حكم مزبور را نيز باطل شمرده اما مجازاتي بر آن ذكر نكرده است (زيرا فعل قبل از نزول حكم بوده است).
کد سوال : 1135
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در مورد ازدواج به طور كامل توضيح دهيد چه شرايطي بايد در نظر گرفته شود؟
پاسخ : معيارها و ملاك هايي كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود دو نوع است .
الف . آنهايي كه ركن و اساس اند و براي يك زندگي سعادتمندانه حتما" لازم اند.
ب . آنهايي كه شرط كمال هستند و براي بهتر و كاملتر شدن زندگي اند و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارد.
ملاك هاي دسته اول عبارتند از:
1. تدين و دين دار بودن فرد. زيرا انساني كه دين ندارد هيچ ندارد انسان بي دين در حقيقت مرده ي متحرك است و كسي كه پاي بند به دين (كه اصلي ترين مسأله زندگي است) نباشد هيچ تضميني وجود ندارد كه پاي بند به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد. انسان ديندار هرگز نمي تواند با همسر بي دين كنار بيايد و با هم زندگي سعادتمندانه اي داشته باشند.
2. اخلاق نيك داشتن كه منظور داشتن صفات و خلق و خوهاي پسنديده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دين دو ملاك و معيار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است .
اگر بخواهيم نمونه هايي از اخلاق خوب و بد را اشاره كنيم مي توان موارد زير را ذكر كرد.
الف . خوش زباني و بدزباني زبان ترجمان و بيانگر احوال درون است و زبان دريچه اي است از محتويات درون فرد, زبان انسان آينده ي دل اوست
ب . بزرگواري و حسادت
ج . خوش خلقي و كج خلقي
د. حق پذيري و لجاجت
3. شرافت و اصالت خانوادگي كه منظور نجابت و پاكي خانواده است زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست بلكه پيوند دو خانواده است و نمي توان گفت من مي خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده و فاميلش ندارم . زيرا اين فرد شاخه اي است از اين خانواده و از ريشه هاي همان درخت خانواده تغذيه كرده است و صفات اخلاقي , روحي عقل و جسمي آن خانواده را از راه وراثت و محيط و عادات به اين فرد منتقل كرده است .
4. عقل ; در واقع همان نور افكني است كه جاده زندگي را روشن مي كند و بايد زن و شوهر براي اداره ي زندگي و تربيت فرزندان از نيروي عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلي كافي پيدا كرده باشند همان طور كه ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و كم عقل نهي فرموده اند.
5. تناسب , همتايي و كفو همديگر بودن كه از حساس ترين نكاتي است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد همتايي و تناسب از نظر و جنبه هاي مختلف مثل
الف . تدين و ميزان پاي بندي به دستورات شرع
ب . همتايي و هماهنگي فرهنگي و فكري
ج . همتايي اخلاقي و پاي بندي به آداب اخلاقي
د. كفو همديگر بودن از نظر تحصيلات علمي
ه. تناسب در زيبايي
و. تناسب سني
ز. تناسب مالي و سطح اقتصادي و...
ملاك ها و معيار و مسائل ديگري كه بيشتر مربوط به سليقه و موقعيت افراد دارد. در دسته ي دوم قرار مي گيرد و مي توان از آن صرف نظر كرد. ولي براي اينكه بتوانيد به يك تصميم صحيح و عاقلانه اي برسيد بهتر است با افراد مورد اعتماد خويش، والدين، يا اقوام نزديك دلسوز و عاقل و داراي تجربه مشورت كرده و با دقت كافي تصميم مناسبي اتخاذ فرماييد.
ما معيارهايى را كه در احاديث براى همسر خوب ذكر شده، بيان مىكنيم. شما هم همين شرايط را
مد نظربگيريد و با توكل به خداوند اقدام نماييد. البته اين شرايط نسبت به افراد نسبى هستند و نبايد انتظار داشته باشيد شخص مورد نظر شما از بالاترين حد آن برخوردار باشد. حضرت على(ع) ضمن آموزش دعايى جهت ازدواج معيارهايى را براى انتخاب همسر بيان فرمودهاند كه عبارتند از:
1- صالحه (شايسته): خانمى كه كارهاى شايسته و مورد پسند خدا را انجام دهد؛
2- ودود: با محبت باشد؛
3- ولود: نازا وعقيم نباشد؛
4- شكور؛ در مقابل نعمتهاى الهى شكرگذار باشد؛
5- قنوع: اهل قناعت باشد تا در زندگى تو را به زحمت نيندازد؛
6- غيور: نسبت به دين خدا و عفت غيرتمند باشد؛
7- در برابر احسانى كه به او مىشود، قدردانى كند؛
8- چنانچه از سوى تو كار ناروايى سرزد، عفو و اغماض كند؛
9- اگر در زندگى يادآور خدا شدى، تو را همراهى كند و اگر خدا را فراموش كردى، يادآور تو شود و به تو تذكر دهد؛
10- آن گاه كه از منزل خارج شدى، خودش را حفظ كند؛
11- و هرگاه به منزل وارد شوى، با ورودت خوشحال و مسرور گردد؛
12- چنانچه به او دستور و فرمان دادى، اطاعت كند و اگر براى او قسم خوردى، باورت كند و تكليف خود را انجام دهد؛
13- و اگر ناراحت شدى و او را مورد غضب قرار دادى، اسباب خشنوديت را فراهم آورد.
همسر خوب و مناسب ويژگي هاي متعددي دارد كه ان شاءالله شما با يكايك آنها آشنا و نسبت به احراز آن كوشا هستيد. اما در خصوص ويژگي «ايمان» كه يك صفت قلبي است به عرض مي رسانيم كه راه شناخت و پي بردن به اين ويژگي دروني , دقت در اعمال و رفتار ناشي از آن است . مثلا" شجاعت يك صفت نفساني و دروني است و كسي نيست كه ادعاي شجاعت نكند ولي راه تشخيص فرد شجاع از ترسو دقت در رفتارهاي وي و مشاهده آنها است . مثلا" كسي كه شب از بيرون رفتن و يا واقع شدن در تاريكي امتناع مي ورزد و با مشاهده يك صحنه پراضطراب رنگ رخساره اش را مي بازد, نمي تواند شجاع باشد. حال براي پي بردن به ايمان افراد نيز بايد از نظر رفتاري وي را مورد دقت قرار دهيد. مثلا" شخص با ايمان به سهولت غيبت نمي كند، تهمت نمي زند، از انجام واجبات غفلت نمي ورزد و نمازهاي واجب را در اول وقت و با حضور قلب و كيفيت برتر به جا مي آورد, در رعايت حساب مالي (خمس و زكات ) دقت دارد و وضعيت شخصي او از نظر پايبندي به امور شرعي دارد و... بنابراين به صرف ادعا نمي توان كسي را با ايمان دانست چون مدعيان ايمان كم نيستند و از طرفي ايمان هم مراتب متعدد دارد, لذا براي اين كه بدانيد فرد مورد نظر, شخص مؤمني هست يا نه ؟ بايد در رفتارهاي ديني و عبادي او و ميزان پاي بندي او به اين اعمال دقت و توجه داشته باشيد و تنها و تنها از اين راه مي توان به ايمان او پي برد. مثلا" دقت كنيد كه آيا در اول وقت به سراغ اقامه نمازها مي رود يا در پايان وقت و همانند انسان هاي عجول نماز مي گذارد و... اميدواريم با رعايت اين معيار در مسير آنچه هدف شماست موفق باشيد.
بنابراين مي توان گفت اقدام براي شناسايي ملاک هاي فوق و اطلاع يافتن از وجود آنها در يک فرد از راه هاي زير امکان پذير است:
1- تحقيق و بررسي از خانواده و چگونگي روابط خانوادگي و فاميلي. چون هر فردي تحت تأثير محيط خانواده به دنيا آمده و رشد کرده است و از آن فضاي فرهنگي و اجتماعي تأثير پذير بوده و هست.
2- تحقيق و شناسايي دوستان و نزديکان و رفقاي صميمي در محل زندگي و سکونت، محل درس و محل کار.
3- گفتگوي مستقيم (ولي تحت نظارت خانواده هاي دو طرف) با يکديگر و اطلاع يافتن از نقطه نظرات همديگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آينده مي تواند در زندگي مشترک تان تأثيرگذار باشد و کسب اطلاع از ميزان اهتمام وي نسبت به ملاک ها و معيارهاي معرفي شده.
در پايان توصيه مي شود جهت اطلاعات بيشتر و دقيق تر و تصميم گيري واقع بينانه تر براي مهمترين تصميم دوران زندگي و نقطه عطف عمر خود بهتر است در اين زمينه هم تفکر بيشتري داشته باشيد و هم با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازيد و هم از نظرات مشورتي افراد با تجربه استفاده نمايند و کتاب هاي معرفي شده را نيز مطالعه فرماييد.
1- جوانان و انتخاب همسر، علي اکبر مظاهري، انتشارات پارسايان
2- انتخاب همسر، آيت الله ابراهيم اميني، سازمان تبليغات اسلامي
3- تشکيل خانواده از سري آموز خانواده، جمعي از مؤلفان، انجمن اولياء مربيان
در انتها تذکر اين نکته را ضروري مي دانيم که در اسلام، براي قبل از ازدواج توصيه فراواني به دقت در انتخاب همسر شده است. اما پس از ازدواج، دستور داده شده است که زن و شوهر با هم سازش داشته باشند. و با کم کردن انتظارات و راهکارهاي مناسب به زندگي خود راضي شوند به طور مثال در مسائل مادي هميشه به خانواده هاي سطح پايين تر نگاه کنند و در مسائل تربيتي و معنوي به خانواده هاي سطح بالاتر نگاه کنند. مگر در موارد خاصي به طلاق تن ندهند. اما امروزه دختران و پسران در امر ازدواج دقت لازم را مبذول نمي کنند. لذا آمار طلاق نيز بالا رفته است. بنابراين سعي کنيد در امر ازدواج شرايط لازم و حتي المقدور شرايط کمال براي ازدواج را تحصيل کنيد تا زندگي پا بر جا و بر اساس تعاليم اسلامي داشته باشيد.
کد سوال : 1136
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : هر شب قبل از خواب سوره واقعه را مي خوانم .تاثير آن در كدام بخش زندگي من خواهد بود ؟
پاسخ : علاوه بر آثاري که تلاوت آيات و سوره هاي قرآن به طور عموم در روح و روان و هدايت و سعادت انسان دارد، هر کدام از سوره هاي قرآن نيز اثري ويژه و مخصوص خود دارد.
سوره واقعه نيز داراي آثار و برکات فراواني است که به برخي از آنها اشاره مي شود:
1. در حديثي از پيامبر بزرگ اسلام چنين مي خوانيم: H}«من قرأ سوره الواقعه کتب ليس من الغافلين»{H ؛ V}(مجمع البيان، ج 9، ص 212 و تفسير برهان، ج 4، ص 273){V «هر کس سوره واقعه را بخواند در مورد او نوشته مي شود که اين فرد از غافلان نيست».
2. در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «هر کس سوره واقعه را در هر شب جمعه بخواند خداوند او را دوست دارد و او را نزد همه مردم محبوب مي کند و هرگز در دنيا ناراحتي نمي بيند و فقر و آفتي از آفت هاي دنيا دامنگيرش نمي شود واز دوستان اميرمؤمنان(ع) خواهد بود». V}(تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 203){V
3. در حديثي از پيامبر اسلام(ص) آمده است: H}«من قرأ سوره الواقعه کل ليله لم تصبه فاقد ابدا»{H ؛V}(مجمع البيان، ج 9، ص 212){V «هر کس سوره واقعه را هر شب بخواند هرگز فقير نخواهد شد».
براي اطلاع بيشتر به تفسير نمونه ج 23، ص 194 مراجعه نماييد.
کد سوال : 1137
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : از درجه صفر تا به درجه اجتهاد رسيدن چگونه ميباشدíپيش نيازها را نام ببريد لطفا ...به اضافه اينكه چند سال طول ميكشد معمولا...؟
پاسخ : دورههاى دروس حوزه را مىتوان به طور كلى چنين تقسيم كرد (مقدمات، سطح متوسط، سطح عالى، خارج).
الف) دوره مقدمات؛ اين مرحله جهت تسلط بر ادبيات عرب و آشنايى با مبانى اجتهاد و علوم اسلامى و... مىباشد. ضرورت اين مرحله به خاطر ياد گرفتن كامل زبان اسلام است چون قرآن واحاديث به زبان عربى مىباشد. در اين دوره كتابهاى زير خواندهمىشود:
1- جامعالمقدمات كه شامل (صرف مير، شرح تصريف، عوامل ملامحسن در نحو، هداية فى النحو و كتاب صمديه شيخ بهايى)
2- كتاب سيوطى در نحو، جلالالدين سيوطى
3- مختصرالمعانى (در معانى و بيان و بديع) تفتازانى
4- آشنايى با علوم اسلامى (قسمت منطق) استاد شهيد مطهرى
5- منطق مظفر (علامه محمدرضا مظفر)
6- مغنىاللبيب در نحو، ابن هشام
7- معالمالدين (در علم اصول)
8- آموزش فلسفه، استاد مصباح يزدى
9- سيره پيشوايان، مهدى پيشوايى
10- تايخ پيامبر اسلام، جعفر سبحانى
11- البداية المعارف الالهيه (در عقايد) سيد محسن خرازى
ب ) مرحله سطح متوسط؛ هدف از اين دوره آشنايى مقدماتى با فقه، اصول، منطق و فلسفه است. كتابهايى كه در دوره سطح متوسط خوانده مىشوند عبارتند از:
1- شرح اللمعة الدمشقيه (در فقه) شهيد ثانى
2- اصول الفقه (در علوم اصول) علامه محمدرضا مظفر
3- رسائل (فرائدالاصول) شيخ مرتضى انصارى
4- ارشاد مفيد (در تاريخ) شيخ مفيد
5- بدايةالحكمه (فلسفه) علامه طباطبايى
6- جوامعالجامع (در تفسير) شيخ طبرسى
7- التمهيد (در علوم قرآن) آيتالله محمد هادى معرفت
8- الملل والنحل (در فرق و مذاهب) استاد جعفر سبحانى
9- كليات علم رجال (علم رجال) استاد جعفر سبحانى
ج ) مرحله سطح عالى؛ در اين مرحله مسائل فقهى و اصولى و فلسفى و كلامى به طور گستردهتر و عميقتر مطرح مىگردد. كتابهايى كه در اين دوره تدريس مىشود:
1- مكاسب (در فقه) شيخ مرتضى انصارى
2- كفايةالاصول در علم اصول) مرحوم آخوند خراسانى
3- نهايةالحكمه (فلسفه) علامه طباطبايى
4- شرح منظومه (منطق و الهيات و فلسفه) ملا هادى سبزوارى
5- جوامعالجامع (تفسير) طبرسى
6- التمهيد (در علوم قرآن) آيتاللهمعرفت
7- كليات علمالرجال، استاد جعفر سبحانى
8- درايةالحديث (حديثشناسى) استاد جعفر سبحانى
9- الالهيات (در عقايد و كلام) استاد جعفر سبحانى
ه ) مرحله خارج؛ مرحله استنباط مسائل فقهى از منابع معتبر دينى است. درس خارج حوزه، درس باز است به صورت تحقيقى و استنباطى است، مبناها در بين مدرسين خارج فرق مىكند، بعضىها متون عروةالوثقى را مبنا قرار مىدهند و براساس آن بحث مىكنند و بعضىها،شرايعالاسلام را و بعضىها تحريرالوسيله حضرت امام را و... منابعى كه بيشتر در اين مقطع تحصيلى به كار مىآيد عبارتند از:
1- وسائلالشيعه، شيخ حر عاملى
2- مستدرك الوسائل، محدث نورى
3- جواهرالكلام، شيخ محمد حسن نجفى
4- عروةالوثقى و شروحى كه بر اين كتاب نوشته شده، سيد محمد كاظم يزدى
5- كشف اللثام، فاضل اصفهانى معروف به فاضل هندى
7- تذكرةالفقها، علامه حلى
8- اجود التقريرات، آيتاللهخويى
9- جامعالمقاصد، محقق ثانى
10- مبسوط، شيخ طوسى
11- خلاف، شيخ طوسى
12- تحريرالوسيله، امام خمينى و...
چنانچه طلبهاى با استعداد باشد و در كمال جديت در حدود 10 - 15 سال اين دوره را طى كند به درجه اجتهاد نائل مىگردد.
در ضمن در كنار اين دروس به صورت آزاد، افراد مىتوانند در فلسفه و عرفان و تفسير شركت كنند. منتها اينها به صورت كلاس و درس رسمى نيست. در اين باره مىتوان كتاب: اسفار اربعه ملاصدرا و فتوحات مكيه (در عرفان)محىالدين ابن عربى را نامبرد.
علاوه بر اينها، مراكز تخصصى نيز در حوزه در رشتههاى مختلف فعاليت مىكنند.
1- مركز تخصصى علم كلام
2- مركز تخصصى تفسير و علوم قرآن
3- مركز تخصصى قضا
4- مركز تخصصى تبليغ
برخى مؤسسات نيز وجود دارند كه در زمينه علوم انسانى و رشتههاى مربوط به آن مانند اقتصاد، روانشناسى، علوم سياسى، تاريخ و... براساس مقررات آموزش عالى، مشغول به پرورش محققين توانا از ميان طلاب مىباشند.
کد سوال : 1138
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : اساسا چرا عبادات شخص مسافر با شخص مقيم متفاوت است؟چه ويژگي در سفر است؟
پاسخ : نماز شكسته از احكام امتناني و تسهيلي خداوند بر مسافران است زيرا به طور معمول شرايط سفر با شرايط وطن متفاوت است و امكانات تغيير مي يابد. از نشانه هاي شريعت كامل علاوه بر «تعبد» ، «تنوع» مي باشد. از آنجا كه مسافران معمولا با فشردگي برنامه ها و عجله روبرو هستند و چه بسا مسائلي پيش بيني نشده براي آنان در طول سفر رخ دهد، لذا خداوند متعال تخفيف در عبادت را به عنوان هديه اي به مسافران به صورت حكمي امتناني تعيين نموده است .
چنان كه در قرآن مجيد درباره روزه مسافر مي خوانيم : «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ؛ پس آن كس كه در ماه رمضان در حضر باشد (مسافر نباشد)، روزه بدارد و آن كس كه بيمار يا در سفر باشد، روزهاى ديگرى را به جاى آن روزه بگيرد. خداوند راحتى شما را مىخواهد نه زحمت، هدف اين است كه اين روزها را تكميل كنيد و خدا را بر اينكه شما را هدايت كرده، به عظمت ياد كنيد. باشد كه از اين نعمت بزرگ سپاسگزار گرديد». V}(بقره (2)، آيات 183 - 185.){V
پيامبر اكرم(ص) مىفرمايند: A}«ان الله تعالى وضع عن المسافر الصوم و شطر الصلاة ؛ خداوند متعال روزه و مقدارى از نماز را از مسافر برداشته است» {A}(كنزالعمال، ج 8، ص 503.)
«وضع»؛ يعنى، بارى را از دوش اين افراد برداشت .
امام صادق(ع) از پدران خود(ع) و آنان از رسول خدا(ص) نقل كردهاند كه: «انّ الله اهدى الىَّ و الى امتى هدية لم يهدها الى احد من الامم كرامة من الله لنا، قالوا: و ماذاك يا رسول الله؟ قال: الافطار فى السفر و التقصير فى الصلاة، فمن لم يفعل ذلك، فقد رد على الله عزوجل هديته ؛ خداوند متعال هديهاى به من و امتم كرامت فرموده كه به امتهاى گذشته نداده است، عرض كردند: آن هديه چيست؟ فرمود: اجازه افطار روزه و نصف شدن نماز [نمازهاى چهار ركعتى] در مسافرت؛ پس هر كسى چنين نكند هديه خداوند را رد كرده است» V}(وسائل الشيعه، ج 5، ص 540.) {V
حضرت على(ع) مىفرمايد: «من قصر الصلاة فى السفر و افطر فقد قبل تخفيف الله عزّوجل و كملت صلاتُهُ ؛ هر كس نماز را در مسافرت شكسته بخواند و روزهاش را افطار كند، تخفيف [و هديه] خداوند را پذيرفته و نمازش به طور كامل ادا است» V}(مستدرك الوسائل الشيعه، ج 1، ص 503.) {V
براى اينكه به اين پرسش بهتر پاسخ دهيم، توجه شما را به چند نكته جلب مىكنيم: يكم. گرچه اين روزها، وسايل نقليه و ابزار مسافرت با گذشته فرق كرده است؛ ولى در عين حال هم اكنون نيز مسافرت داراى مسائل غير قابل پيش بيني و تاخيرهاي زيادى است. شما اگر به تجربه خودتان مراجعه كنيد، ملاحظه خواهيد كرد كه اصولاً در سفر - به ويژه در ميان راه - آن آرامش لازم وجود ندارد؛ به ويژه آنكه در سفر با وسايل سريع، دغدغهها بسيار زياد و فرصت اندك است. بنابراين با توجه به مشكلات زياد و عدم آرامش، دستور قصر نماز مسافر صادر شده است.
گفتني است اگرچه با نگاه ابتدايي به برخي از آيات چه بسا شكسته خواندن نماز به صورت تخييري بيان شده است.اما با دقت در تفسير آيه و تبيين آن ازسوي پيامبر و اهل بيت (ع) شكسته بودن نماز متعين و واجب دانسته شده است .
در روايتى چنين آمده است: «عَنْ زُرارة و محمد بن مسلم أنّهما قالا: قُلنا لابى جعفر(ع) ما تقولُ: فى الصلوة فى السفر كيف هى؟ و كم هى؟ فقال: ان الله عزوجل يقول: «و اذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة» فصارَ التقصير فى السفر واجباً كوجوب التمام فى الحضر. قالا: قُلنا له: قال الله عزّوجل: «و ليس عليكم جناح» و لم يقل: افعلوا فكيف اوجب ذلك؟ فقال: او ليس قال الله عزوجل فى الصفا و المروة: «فمن حج البيت او اعتمر فلا جناح عليه ان يطوَّف بهما» الا ترون انّ الطواف بهما واجب مفروض لانّ الله عزوجل ذكره فى كتابه و صنعه نبيُّه و كذلك التقصير فى السفر شىء صنعه النبى(ص) و ذكر الله فى كتابه؛ زراره و محمد بن مسلم (دو نفر از اصحاب امام صادق(ع« مىگويند: به امام صادق(ع) عرض كرديم: درباره كيفيت و مقدار نماز در سفر چه مىفرماييد؟ فرمود: خداوند عزوجل فرموده است: «و هرگاه سفر كرديد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه نماييد». پس كوتاه كردن نماز در سفر واجب است؛ مانند تمام خواندن نماز در حضر (غير سفر). گفتند: ما به حضرت عرض كرديم: خداوند عزوجل فرموده است: «بر شما گناهى نيست» و نفرموده است: «حتماً انجام بدهيد»؛ پس چگونه واجب شده است؟حضرت فرمود: آيا خداوند در آيه اي ديگر نفرموده است «كه براي سعي ميان صفا و مروه بر شما گناهي نيست»! در حاليكه سعي ميان صفا و مروه از واجبات حج و عمره است؟! هم چنين است شكسته شدن نماز در سفر چنان كه پيامبر اين گونه عمل مي كردند» V}(وسائل الشيعه، ج 5، ص 538.){V
علاوه بر اين روايات فراوان ديگرى داريم كه از تمام خواندن نماز در سفر [با شرايطش] به شدت نهى نمودهاند كه دو نمونه از آنها در زير بيان مىشود:
1. پيامبر(ص) فرمود: «من صلى فى السفر اربعاً فأنا منه برى ؛ هر كس در سفر نمازهايش را چهار ركعتى بخواند، من در نزد خداوند از او بيزارم» V} (همان، ص 538 و 539.){V
2. امام صادق(ع) مىفرمايد: «المتمم فى السفر كالمقصر فى الحضر؛ كسى كه در مسافرت نمازش را تمام بخواند، مانند كسى است كه در غير مسافرت، نمازش را شكسته بخواند» V} (مجمع البيان، ج 2-1، ص 274.){V
در پايان گفتني است گر چه ممكن است سفر براى برخى هيچ زحمتى نداشته باشد ولى اسلام مصلحت نوعى را در جعل اين گونه احكام در نظر گرفته است و نيز وحدت رويه در انجام تكاليف را ايجاد نموده است .
براي آگاهي بيشتر ر.ک: سيد شرف الدين، النص والاجتهاد، شماره 72، ص 286.
کد سوال : 1139
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : براي رفع وسوسه و شک چه بايد کرد؟
پاسخ : ابتدا بايد اين نكته را خاطر نشان سازيم كه وسوسه , شك , ترديد و تزلزل از خطرات و القائات شيطاني است , چنان كه طمائنينه , يقين , ثبات و امثال آن از افاضات رحماني و ملكوتي است . يعني شيطان براي بيرون راندن بندگان خدا از راه مستقيم و صراط حق , از وسائل و حيله هاي متفاوتي استفاده مي كند و از آنجا كه اهل كيد و مكر است , روش گمراه نمودن افراد را به حسب آمادگي هاي ايشان تشخيص داده و از همان راه وارد مي شود. مثلا" يك انسان كه نسبت به احكام و مسائل شرعي بي مبالات است , هرگز به وسواس در وضو يا نماز دچار نمي شود. وسواس از تحريكات شيطان است و شيطان , انسان بي مبالات و كم اهميت به مسائل شرعي را نسبت به آنها حساس و مقيد نمي كند, بلكه براي دورتر كردن او از وظايف شرعي و تكاليف الهي , راهي را برمي گزيند كه مناسب با حالات و تمايلات دروني او باشد. بنابراين , بدانيد شيطان لعين كه شما را گرفتار شك و ترديد در مسائل ديني كرده است توجه به امور ديني را در شما سراغ داشته و درست روي همين نقطه دست گذاشته است و مي خواهد اين موهبت الهي را از شما بگيرد. سالها او را به بانگي بنده اي ==در چنين ظلمت نمد افكنده اي ==هيبت بانگ شياطين خلق را==بند كرده ست و گرفته حلق را==تا چنان نوميد شد جانشان زنور==كه روان كافران ز اهل قبور.== (مثنوي /3/4338 - 4336)
بدانيد شيطان ضعيف است و كيد و مكر او به انسان هاي عاقل و انسان هاي خداجو و حقيقت طلب و آنان كه با ياد خدا زندگي مي كنند و تنها از او فرمان مي برند, كارگر نيست .
راه مبارزه با شيطان هم چند چيز است :
اول آنكه به وسوسه ها و القائات او بي اعتنايي كنيد. وقتي شما را به پندارهاي بد و باطل وا مي دارد, فكر خود را به مسائل ديگر مشغول كنيد. در روايتي معصوم (يا امام محمد باقر(ع ) يا امام صادق (ع « مي فرمايد: »جز اين نيست كه آن خبيث (شيطان ) مي خواهد اطاعت شود, پس وقتي كه سرپيچي شود, به سوي هيچ يك از شما باز نمي گردد« ]فروع كافي , ج 3, ص 358[ الحذر اي گل پرستان از شرش ==تيغ لاحولي زنيد اندر سرش ==كاو همي بيند شما را از كمين ==كه شما او را نمي بينيد هين ==دايما صياد ريزد دانه ها==دانه پيدا باشد و پنهان دغا==هركجا دانه بديدي الحذر==تا نبندد دام بر تو بال و پر== (مثنوي /3/2859-2856)
دومين راه مبارزه با شيطان كه لازمه راه اول بوده و بسيار مهم است آنكه ما در همه امور زندگي , و در هر كاري كه مي خواهيم انجام دهيم , و هنگام مواجهه با هر مشكلي از خداوند و از وسائط فيض و رحمت او كمك مي گيريم , بايد با دعا, تضرع و درخواست عاجزانه توجه خداوند به خويش را جلب كنيم . خداوند متعال نيز اين حقيقت را با لحن خاصي بيان كرده است : »قل ما يعبوئا بكم ربي لولا دعاوئكم ; بگو اگر دعاي شما نباشد, پروردگارم اعتنايي به شما نمي كند«, (فرقان , آيه 77). بعد از خداوند متعال بايد از ائمه (ع ) درخواست نمود تا ما را از وسوسه هاي شيطاني نجات دهند و حالت بيداري و انتباه را در ما مستقر سازند تا بر اثر غفلت , شيطان با وسوسه هاي خود بر ما مستولي نشود. تلاوت و يا شنيدن آيات قرآني و تدبر در آنها, تفكر در آيات خلقت و نظاير اين ها نيز, همه در وجود انسان ايجاد آمادگي مي كند تا نور يقظه و جذب الهي به سراغ او آمده و وي را از غفلت , اوهام و وسوسه هاي شيطان نجات داده و به خود بياورد. به اين حقيقت متوجه باشيد كه قرآن كريم در هر بابي از ابواب خود, براي انسان هدايت ها, تذكرها, هشدارها و انذارها دارد و هر كس صادق تر و دردمندانه به سراغ قرآن رود و در كلام حضرت معبود به »فكر« صادقانه بپردازد, كلام , رموز و اشارات كلام الهي راهگشاي وي خواهد بود. گفت پيغمبر كه نفحتهاي حق ==اندرين ايام مي آرد سبق ==گوش وهش داريد اين اوقات را==در رباييد اين چنين نفحات را==نفحه آمد مر شما را ديد و رفت ==هر كه را مي خواست جان بخشيد و رفت ==نفحه ديگر رسيده آگاه باش ==تا از اين هم وانماني خواجه تاش == (مثنوي /1/1954- 1951)
سومين راه آن است كه در همه احوال از »غفلت « اجتناب ورزيد و در همه احوال در »ياد« حضرت حق باشيد. چرا كه شيطان همواره مي كوشد انسان را به غفلت كشانده و از اين راه آدمي را دچار تزلزل , شك و ترديد سازد. از اين رو بايد تصميم بگيريد كه مراقب حال خود باشيد و هر وقت به هر بهانه اي به »غفلت « كشيده شديد, فورا" متذكر شويد و استعاذه و استغفار كنيد و به حالت ذكر و ياد خدا برگرديد. آيات 200 و 201 سوره اعراف به اين حقيقت اشاره كرده و مي فرمايد: »و اگر وسوسه اي از جانب شيطان بر تو راه يافت , پس به خداي متعال پناه ببر, كه او سميع و عليم است , پرهيزگاران را هر وقت وسوسه شيطاني رسد و طايف شيطاني بر دل آنها روي بياورد, فورا" به خود آيند, و به حقيقت حال آگاه شوند.« اگر حقيقتش را بخواهيد, اين غفلت است كه آدمي را در دام شيطان و وسوسه هاي او قرار مي دهد و يكي از تبعات آن , همان ترديد, اضطراب و شك و تزلزل است . به بيان ديگر, غفلت از حق به اين معني كه انسان باطنا" خداي متعال را فراموش كند, از او و از ذكر او غافل شود و مستغرق در اين و آن , و اين سو و آن سو گردد, اساس همه گرفتاري ها و وسيله راه يافتن شيطان بر دل و وسوسه هاي آن است . چنانكه امام صادق (ع ) نيز به اين حقيقت اشاره فرموده اند كه »فان الغفله مصطاد الشيطان و رأس كل بليه و سبب كل حجاب ; حقيقت آن است كه غفلت صيدگاه شيطان , ريشه هر بلا و بدبختي و سبب همه حجاب ها است «, (مصباح الشريعه , باب بيست و چهارم ). جليس دل و قرين آدمي به هنگام غفلت جز شيطان نيست چنان كه خود غفلت هم از ناحيه شيطان است و اوست كه انسان را به غفلت مي كشد و از يا خدا غافل مي گرداند »استحوذ عليهم الشيطان فانساهم ذكر الله ; شيطان بر آنان سخت احاطه نمود و آنان را از ياد خدا غافل كرد...«, (مجادله , آيه 19). پيام غيبي اين آيه آن است كه آنجا كه فكر و دل تو و باطن تو به كلي از خدا غافل شد, او را فراموش كرد, و مستغرق در اوهام و خيالات و اين و آن گشت , بدان كه شيطان بر تو استيلائ يافته و فكر و دل تو را و يا »تو« را به آنجاها كشانيده است , تا از ياد معبود خويش باز بماني و خسران بيني . اين دو آيه را مكرر بخوانيد و در آن تدبر فرماييد: »و من يعش عن ذكر الرحمن نقيض له شيطانا" فهو له قرين , و انهم ليصدونهم عن السبيل و يحسبون انهم مهتدون ; و هر كس از ذكر خداي رحمان روي برگرداند, شيطاني را بر او مي گماريم كه دوست و مصاحب او مي گردد. و اين شياطين مسلما" آنان را از راه باز مي دارند و خودشان گمان مي كنند كه در راه هدايت پيش مي روند«, (زخرف / 36 و 37). اميدواريم كه با دقت در مطالب پيش گفته و به كارگيري آنها, شك و ترديد شما به آرامش و ثباتي پايدار مبدل گردد و هميشه در زندگي پيروز و بهروز باشيد.
P} اي خدا فرياد زين فرياد خواه{E}داد خواهم نه ز كس زين دادخواه{P
P}دادخود از كس نيابم جز مگر{E}ز آن كه او از من به من نزديك تر{P
ا
کد سوال : 1140
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : چرا در نماز جمعه در ركعت اول قنوت را قبل از ركوع و در ركعت دوم بعد از ركوع مي خوانيم؟
پاسخ : نخست بايد دانست در عبادات دو فاكتور مهم «تعبد» و «تنوع» بسيار درخشنده است و عبادت الهي را براي بندگان لذت بخش و سازنده مي گرداند. لذا تفاوت ركعات نماز در شبانه روز و تفاوت نمازهاي عيدين و نماز جمعه و ... در همين راستا قابل تفسير و پذيرش است. براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:
علت آن تعليماتي است كه ائمه معصومين(ع) به ما داده اند. روايات متعددي در اين مورد وارد شده است. البته تعبدي بودن اين مسأله، منافاتي با پي جوئي از حكمت هاي آن ندارد. توضيح بيشتر در رابطه با مسألهاى كه اشاره كردهايد نيازمند توجه به چند نكته است از جمله:
اولاً: آگاهى از فلسفه همه احكام، دانشى فراتر از تنگناهاى معارف عادى بشرى مىطلبد. ليكن به طور اجمال، روشن است كه همه احكام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى در متعلق آنهاست. بنابراين در صورتى كه فلسفه حكمى را بالخصوص ندانيم، بنا بر قاعده كلى فوق بايد از آن پيروى كنيم؛ زيرا در آن يقين به وجود مصلحتى هست، هر چند بر ما ناشناخته باشد.
بسيارى از احكام، مصالحى معنوى دارند كه در حوزه هيچ يك از علوم بشرى قابل تحقيق نيست و آنها با متد تجربى خود، قادر به دادن حكمى - نفيا يا اثباتا - پيرامون آن نيستند و اگر نظرى هم بدهند، بسيار سطحى است؛ زيرا چه بسا مسأله حكمتى برتر و بالاتر داشته باشد؛ مثلاً در مورد روزه علوم به خواص بهداشتى آن پرداخته است، ولى قرآن مجيد فلسفهاى بالاتر را بيان فرموده و آن «تقوايابى» است. البته در خود روايات نيز به آثار روحي و جسمي روزه اشاره شده است چنانكه از رسول خدا(ص) روايت شده است كه فرمودند روزه بگيريد تا تندرست شويد و نيز ساير آثار.
ثانيا: رشد علم بشر فرايندى تدريجى است و همينطور كه در همه زمينهها قدم به قدم به پيش رفته و عرصهها و مجالات مختلفى را مىگشايد، دانش فلسفه احكام نيز از اين قاعده مستثنى نيست و جهاد علمى پيوسته و دائمى بشر هر روز افقهاى نوينى در اين عرصه مىگشايد.
ثالثا: توجه افراطى به دانستن فلسفه احكام در مواردى موجب از دست دادن فلسفه اساسى و بنيادين آن يعنى پرورش روح تعبد و سرسپارى در پيشگاه خالق يكتا مىشود و نظر آدمى را به جاى توجه به خالق به كاركردهاى جزئى معطوف ساخته و گرفتار نوعى شرك مىسازد. ازاينرو شارع مقدس نيز به بيان فلسفه همه احكام الهى نپرداخته و تنها به نقل پارهاى از آنها اشاره كرده است، ليكن به طور كلى اين مسأله را گوشزد نموده كه وضع همه اين احكام به سود انسان و براى خير و سعادت است.
مقصود ما نفي يا نهي از پرسش در خصوص فلسفه احكام نيست، زيرا چه بسا انسان وقتي با حكمت يا علت حكمي بيشتر آشنا شود انگيزه بيشتري براي رعايت آن پيدا كند، اما بر اين نكته تأكيد مي كنيم همت اصلي و دغدغه مهم ما بايد عبوديت باشد يعني تعبد را آنچنان در خود قوي كنيم كه همان طور كه امام صادق(ع) فرمودند اگر سيبي در دستشان بود و آنها فرمودند نيمي از آن حلال و نيمي ديگر حرام است، انسان بي تاب نشده بهانكار آن نپردازد. بلكه بگويد چون من به صداقت و دانش و خيرخواهي او اعتماد دارم، حتما اين حكم روي مصلحت و خير صادر شده است لذا اگر چه من خودم به خير و صلاح آن پي نبرم ولي بدان اطمينان داشته و بر اساس آن عمل مي كنم.
به هر صورت علاوه بر تعبدي بودن عبادات، يكي از نكاتي كه در دستورات ديني مشاهده مي شود تنوع احكام و دستورات ديني است و همين تنوع علاوه بر اينكه مانع خستگي ناشي از تكرار و همساني مي شود دو مزيت ديگر نيز به همراه دارد:
1. نشاط بيشتر به آن جهت كه از بعد روان شناختي، انسان ها در انجام كارهاي جديد با يك انگيزه و هيجان بيشتري اقدام به عمل مي كنند.
2. به يادماندن و بر جسته شدن و ممتاز شدن اين عبادت از عبادت هاي مشابه.
ببينيد فرم نماز آيات به گونه اي است كه در ذهن نقش مي بندد و لذا حتي اگر نحوه برگزاري آن را فراموش كند اما مي داند اين يك نماز معمولي نيست. نماز جمعه نيز به دلايل مختلف از جمله سه حكمت فوق الذكر متفاوت از نمازهاي معمولي است.
3. اين مسأله مي تواند بعد سياسي نيز به خود بگيرد چون نماز جمعه يكي از نمادهاي حاكميت است و لذا چون از ديدگاه شيعه، حاكمان غيرمنصوب از ناحيه خداي متعال مشروعيت ندارند اين جهت يري در برخي از نمادهاي حكومتي بايد نشان داده شود.
براي وضوح بيشتر مطلب توجه شما را به متن عبارت يكي از فقهاي بزرگ يعني مرحوم آقاي نجفي معروف به صاحب جواهر جلب مي نمائيم، اما قبل از آن به دقت در فهم اين متن كه توأم با روايات مي باشد،توصيه مي كنيم.