• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 701
موضوع : حقوقي
پرسش : آيا عمليات استشهادى فلسطينيان، از نظر اسلام و حقوق بشر مشروع است؟
پاسخ : در يك تحليل واقع‏بينانه و با درك شرايط تاريخى و وضعيت كنونى فلسطينيان، مى‏توان گفت ملّتى كه سرزمين آبا و اجدادى‏اش به وسيله بيگانگان غصب و از كليه حقوق مادى و معنوى خويش محروم گرديده و نتيجه‏اى جز ضرر و عقب‏نشينى از راه‏هاى طى شده نديده‏اند، نمى‏توانند نظاره‏گر نابودى تدريجى خويش و سرزمينشان باشند. در چنين شرايطى كه رژيم صهيونيستى زبانى به جز خشونت و زور نمى‏فهمد و با تمامى قوا و به پشتيبانى دولت‏هاى استكبارى و با استفاده از سكوت و بى‏تفاوتى مجامع بين‏المللى، به نسل‏كشى ملت فلسطين پرداخته است، راهى جز دفاع و مقابله به مثل باقى نمانده است. از نظر دينى، اكثريت قريب به اتفاق بزرگان اهل سنت و مراجع شيعه، بر مشروع بودن عمليات استشهادى فلسطينيان صحه مى‏گذارند. مفتى مصر، «قرضاوى» به عنوان يك عالم متفكر اهل سنت، علامه فضل‏اللَّه به عنوان مرجع تقليد شيعه و حتى مراجع شيعى ايرانى، چون حضرت آيت‏اللَّه فاضل لنكرانى و ... عمليات و حركت استشهادى را در شرايط كنونى فلسطينيان، تأييد مى‏كنند. V}ر.ك: فصلنامه حضور، ويژه فلسطين، بهار 1381، ش 40، صص 24-31.{V به علاوه از نظر تاريخى چنين حركتى، اختصاص به ملّت مظلوم فلسطين ندارد؛ بلكه در همه انقلاب‏هاى بزرگ دنيا و در مواردى كه خاك يك سرزمين به اشغال در مى‏آيد و ... چنين اقداماتى ديده شده و از جايگاه بالايى برخوردار است. به عنوان نمونه موقعى كه آلمان‏ها، خاك فرانسه را اشغال كردند، چنين اقداماتى در عمليات‏هاى پارتيزانى در فرانسه، صورت مى‏گرفت. وقتى يك نفر براى آزادى سرزمين خود، جانش را فدا مى‏كند، نه تنها ضد ارزش نيست؛ بلكه ارزشمند و ستودنى است. V}همان.{V در برخى جوامع اسلامى در قرن 18 - كه بخش‏هايى از هندوستان امروزى محسوب مى‏شوند براى بيرون راندن استعمارگران اروپايى، به عمليات‏هاى انتحارى متوسل مى‏شدند. «كاميكازه» - كه در فرهنگ سياسى دنيا در زمينه عمليات‏هاى انتحارى شهرت يافته است نام يك خلبان ژاپنى بود كه در خلال جنگ جهانى دوم، هواپيماى نظامى خود را به قلب ناوهاى نظامى آمريكا كوبيد. اين اقدام از آن به بعد، به يك استراتژى مهم ژاپنى‏ها عليه آمريكا تبديل شد و امروزه نيز، كاميكازه براى ژاپنى‏ها مورد تقدير و تحسين است. V}ناصرپور، حسن، عمليات استشهادى در فلسطين، ص 70.{V حضرت امام‏رحمه الله در تقدير و تأييد عمليات استشهادى شهيد حسين فهميده،از او به عنوان «رهبر» نام برد. به هر حال اگر اين حركات از زاويه دينى و انقلابى و نيز شرايط كنونى نگريسته نشود، طبيعى است كه نمى‏توان در داورى منصف و جامع عمل كرد V}همان.{V. [از سوى ديگر مجموعه عمليات‏هاى استشهادى فلسطينيان، آثار و نتايج بسيار مطلوبى در برداشته و به اسرائيل و تمامى پشتيبانان آن فهمانده است كه ملّت فلسطين، زنده و بيدار است و هرگز تسليم نابودى و نقشه‏هاى شوم آنان نمى‏شود ]و همچنين باعث شده تا مهم‏ترين مسئله اسرائيل (تأمين امنيت) را - كه براى آن هزينه‏هاى بسيار زيادى متحمل شده‏اند با چالش‏هاى جدّى مواجه كند و خواب راحت را از ديدگان آنان بربايد. در اسلام هدف از جنگ دفاعى، رفع حمله، سركوب پيمان شكنان و تجاوزگران بيگانه، بيرون راندن آنان از سرزمين‏هاى اشغالى، آزادسازى آن مناطق، دفاع از جان و مال مسلمانان و عقيده و مرام اسلامى است. انجام دادن اين نوع جهاد - كه در زمره واجبات عينى است بر تمامى مسلمانان، اعم از زن و مرد، در كليه قرون و اعصار و مادام‏العمر لازم‏الاجرا است. V}محمدرضا ضيائى بيگدلى، اسلام و حقوق بين‏الملل، تهران، ص 128.{V آيات متعددى از قرآن كريم مسلمانان را به جهاد دفاعى ترغيب مى‏كند: A}«وَ قاتِلُوا فِى سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ»{A؛ V}بقره (2)، آيه 190.{V؛ «و در راه خدا جهاد كنيد با كسانى كه با شما مى‏جنگند» و A}«اُقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ ...»{A؛ V}همان، آيه 191.{V؛ «هر جا مشركان را يافتيد بكشيد و از شهر و ديارشان برانيد، چنان كه آنان شما را از وطن آواره كردند». از ديدگاه حقوق بين‏الملل نيز، طبق ماده 51 منشور، حق دفاع براى ملت مظلوم فلسطين وجود دارد و اين حق طبيعى براى آنان به رسميت شناخته شده است. آنان مى‏توانند براى جلوگيرى از تجاوز و يا گسترش آن، اقدامات لازم را انجام داده و همه گونه آمادگى دفاعى و رزمى را براى خود فراهم آورند و عملاً براى سركوب خصم از آن استفاده كنند. V}اسلام و حقوق بين‏الملل عمومى، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، ص 26.{V اولين شرط دفاع مشروع از ديدگاه حقوق بين‏الملل، مقابله با تجاوز مسلحانه است كه بر اساس تعريف مجمع عمومى ملل متحد از تجاوز، دولت اسرائيل متجاوز محسوب مى‏شود. بر اساس ماده اول قطعنامه، تجاوز عبارت است از: «كاربردنيروى مسلح به وسيله يك دولت، عليه حاكميت، تماميت ارضى و يا استقلال سياسى دولتى ديگر؛ يا كاربرد نيروى مسلح در راه‏هايى مغاير منشور ملل متحد»V}به نقل از: نشريه «مركز مطالعات عالى بين‏الملل» اسفند 1365، مقاله «مفهوم تجاوز در حقوق بين‏الملل».{V. مسلماً دولت نامشروع و غاصب اسرائيل مصداق واقعى متجاوز است و حق دفاع و مقابله به مثل براى فلسطينيان، كاملاً مشروع است. البته چه بسا رژيم صهيونيستى‏نيز از اين مواد قانونى سوء استفاده نموده، مبارزان فلسطينى را به عنوان تروريسم معرفى كند! اما آنچه مهم است، آشنايى افكار عمومى با مبانى اسلامى و اصول حقوق بشر است كه با استناد به آن، بتوان از مقاومت و مبارزه مشروع فلسطينيان دفاع كرد و نزد وجدان عمومى جهانيان، احقاق حق فلسطينيان را به رسميت شناساند. عمليات استشهادى، جوانه‏هاى اميد به پيروزى را در قلب ملّت مظلوم فلسطين، رويانيده و انتفاضه مردمى فلسطين را به حركتى زنده، پويا و پرتوان، تبديل كرده است. در هر صورت عمليات استشهادى ملّت فلسطين در شرايط كنونى، از مصاديق جهاد دفاعى است كه از نظر اسلام و حكم عقل و حقوق بين‏الملل، امرى كاملاً مشروع است.
کد سوال : 702
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : با اينكه اوضاع اقتصادى كشور ما نابسامان است، چرا به فلسطين و افغانستان كمك مى‏كنيم؟
پاسخ : وجود پاره‏اى از مشكلات و معضلات اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و ... در سطح كشور، امرى واقعى و غيرقابل انكار است كه براى برون رفت از اين وضعيت و دستيابى به موقعيتى مطلوب‏تر، تلاش‏هاى مضاعفى لازم است. در كنار اين حقيقت، بايد واقعيتى ديگر را نيز در نظر گرفت و آن توجه به ساير مسئوليت‏هاى دينى و ملى دولت و نظام اسلامى است. به عبارت ديگر حيطه و گستره وظايف و مسئوليت‏هاى دولت‏ها، فقط در درون مرزهاى آن كشور محدود نمى‏شود؛ بلكه آنها جهت دستيابى به اهداف خود، در سطح داخلى و بين‏المللى (از قبيل تأمين امنيت و منافع ملى و تحقق آرمان‏هاى ايدئولوژيك)، ناچارند عملكرد و اقدامات خود را به بيرون از مرزهاى بين‏المللى، گسترش دهند و در عرصه معادلات و رقابت‏هاى بين‏الملل شركت فعّال داشته باشند. امروزه به دليل گسترش ارتباطات و تكنولوژى، جهانى‏شدن اقتصاد و.. - كه مرزهاى ملى كشورها را درنورديده است ديگر نمى‏توان عملكرد و وظايف دولت‏ها را تنها در محدوده مرزهاى آن كشور، تعريف كرد؛ بلكه دولتى از توانايى بيشتر در سامان دادن به مسائل داخلى و تأمين امنيت و رفاه در سطح جامعه و تعقيب آرمان‏هاى ايدئولوژيك خود، بهره‏مندتر است كه به صورت فعّال، در مناسبات، معادلات و رقابت‏هاى بين‏المللى حضور داشته باشد و در چارچوب اصول سياست خارجى خويش، نقش مؤثرى را در تأثيرگذارى بر تحولات منطقه‏اى و بين‏المللى ايفا كند و از موقعيت‏ها و فرصت‏هاى جهانى، به بهترين نحو جهت پيشبرد اهداف سياست خارجى خود، بهره جويد. عوامل متعددى در شكل‏گيرى سياست خارجى كشورها، مؤثر است كه مهم‏ترين آنها عبارت است از V}جهت اطلاع بيشتر ر.ك: عبدالعلى، قوام، اصول سياست خارجى و سياست بين‏الملل، ص 135.{V: 1. ارزش‏ها و اعتقادات، 2. زمينه‏هاى تاريخى و فرهنگى،3. ساختار نظام بين‏الملل، 4. مشكلات و نيازهاى داخلى. دولت‏ها جهت تحقّق اهداف سياست خارجى خود، از ابزارها و تكنيك‏هاى گوناگونى بهره مى‏جويند؛ ابزارهايى نظير ديپلماسى، حربه‏هاى اقتصادى، نظامى و فرهنگى. استفاده صحيح و به موقع از اين تكنيك‏ها، در ميزان موفقيت واحدهاى سياسى بسيار مؤثر است. V}همان، ص 206.{V در سطح بين‏الملل، سياست خارجى كشورى موفق‏تر و از توانايى بيشترى در پيشبرد اهداف بين‏المللى و تأمين منافع ملى خود، برخوردار است كه از توانايى بيشترى در كاربرد تمامى اين ابزارها، برخوردار باشد و در موقع نياز جهت دسترسى به اهداف خود، از آنها بهره گيرد. به عنوان نمونه امروز، با استفاده از ابزار اقتصادى (نظير اعطاى وام، مشاركت در سرمايه‏گذارى يا بازسازى كشور)، مى‏توان زمينه‏هاى مناسبى را جهت تأثيرگذارى در تحولات داخلى آن كشور، فراهم كرد و بازارى براى عرضه كالاهاى توليدى در خارج و ... به وجود آورد. در نتيجه، بخشى از اهداف كوتاه‏مدت، ميان مدت و بلندمدت سياسى خارجى خويش را تحقّق بخشيد. براساس مطالب يادشده، در خصوص كمك ايران به مسلمانان فلسطين گفتنى است: T}يكم.{T بخشى از اين كمك‏ها (مانند مواد غذايى، دارو، پوشاك و..) در شرايط كنونى، حياتى بوده و از مسئوليت‏هاى فرا ملّى دولت اسلامى محسوب مى‏شود. T}دوّم.{T با توجه به نيازهاى ضرورى و حياتى مردم فلسطين و امكانات نسبتاً خوب كشورمان، كمك‏ها محدود بوده و تأثيرى منفى در روند آبادانى و حل مشكلات اقتصادى و معيشتى ما بر جاى نمى‏گذارد. به علاوه نتايج مثبتى را در كوتاه مدت و طولانى مدت، در سطح منطقه‏اى و بين‏الملل، براى كشور ما به ارمغان مى‏آورد. ميزان كمك‏ها وقتى در سطح افراد نگريسته شود، زياد به چشم مى‏آيد (مثلاً صد كاميون). اما همين ميزان در سطح كلان بسيار اندك است؛ يعنى، ارزش مادى آن كمك‏ها براى آحاد ملت، رقم بزرگى است؛ ولى در سطح يك كشور يك رقم جزئى است كه اگر بخواهند همان ميزان كمك را در داخل بين همه مردم آن كشور تقسيم كنند، بسيار ناچيز است. T}سوّم.{T فشارها و مشكلات جامعه هراندازه زياد باشد، در برابر وضعيت پيش آمده براى برادران و خواهران آواره فلسطينى و ... اصلاً قابل مقايسه نيست. T}چهارم.{T مسلمين امت واحده و داراى سرنوشت مشتركى‏اند. استعمارگران همواره درپى جداسازى و تفرقه ميان ملت‏هاى مسلمانند تا از اين رهگذر، سلطه خود را بر جهان اسلام بيشتر استوار سازند. بنابراين اگر ما دست از يارى برادران ستمديده مسلمان خود برداريم، در واقع به جداسازى امت اسلامى - كه هدف دشمنان است كمك كرده‏ايم. T}پنجم.{T همان طور كه كمك‏هاى فردى موجب افزايش نعمت و بركات الهى است، كمك‏هاى اجتماعى نيز چنين است. T}ششم.{T امروزه در تمام جهان، سرمايه‏هايى براى كمك به جوامع محروم اختصاص داده مى‏شود و دراين حركت انسان دوستانه، مسلمانان و جمهورى اسلامى، بايد جلودار باشند. T}هفتم.{T ارائه حمايت‏هاى اقتصادى، سياسى و تبليغاتى در حد توان به ملت‏هاى مسلمان ديگر - به خصوص فلسطين نه تنها با منافع ملى ما تعارض ندارد؛ بلكه در راستاى تأمين منافع ملى ايران به حساب مى‏آيد؛ زيرا منافع ملى يك كشور، فقط در مرزهاى جغرافيايى آن محدود نمى‏شود. لذا دولت‏ها به ميزان هزينه‏هايى كه در كشورهاى ديگر صرف مى‏كنند، از توان و قدرت تصميم‏گيرى و تأثيرگذارى بيشترى نيز در آينده آن كشور و معادلات منطقه‏اى برخوردار مى‏باشند. علاوه بر اين حفظ موجوديت، استقلال و تماميت ارضى و امنيت ملى كشور - كه از عناصر كليدى و حياتى تشكيل‏دهنده منافع ملى است نيازمند صرف چنين هزينه‏ها و كمك به ملت‏هايى است كه در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. واقعيت آن است كه مردم مظلوم و مبارز فلسطين، از ما نيز دفاع مى‏كنند و ما كمترين وظيفه خود (تداركات و پشتيبانى) را انجام مى‏دهيم. رهبر فرزانه انقلاب در ديدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى فرمود: «اگر صهيونيست‏هاى افزون طلب، گرفتار انتفاضه نبودند، بدون ترديد براى سيطره بر مصر و سوريه و لبنان و ديگر كشورهاى خاورميانه وارد عمل مى‏شدند». هسته‏هاى مقاومت و نهضت‏هاى آزادى بخش در سراسر جهان اسلام، به عنوان يكى از مهم‏ترين اهرم‏هاى قدرت براى جمهورى اسلامى است كه ابر قدرت‏ها را ترسانده و موجب بازدارندگى آنها، از عملى كردن نيات امپرياليستى مى‏گردد و كمك به اين مردم مبارز، به معناى استحكام بخشيدن به سنگرهاى دفاعى خود است. آينده‏نگرى و تأمين منافع بلندمدت، خود بهترين دليل بر انجام چنين اقداماتى است؛ زيرا آرمان‏ها و اهداف توسعه‏طلبانه رژيم صهيونيستى، هرگز به فلسطين محدود نيست؛ بلكه آنان آرزوى سيطره بر جهان اسلام - به خصوص ام‏القراى آن جمهورى اسلامى ايران را در سر مى‏پروراند. T}هشتم.{T اين كمك‏ها يكپارچگى ما را بهتر حفظ مى‏كند و قدرت جمعى ما را بر دشمنان افزون مى‏سازد و براى مصونيت خود ما از خطرات دشمن مفيد است. T}نهم.{T ارسال اين قبيل كمك‏ها مختص ايران نيست؛ بلكه كشورهاى بزرگ جهان، (مانند آمريكا) به رغم وجود مشكلات داخلى، باز هم در جهت اهداف و منافع نامشروع خود، كمك‏هاى بسيار زيادى را به اسرائيل - كه در واقع هيچ بهره‏اى براى ملت آمريكا ندارد ارسال مى‏كنند. حال آيا روا است كه كشورهاى اسلامى، از انجام كمترين وظايف دينى و انسانى خود - در قبال مشكلات مردم فلسطين و جهان اسلام دريغ ورزند؟ از طرف ديگر با توجّه به واقعياتى چند - از قبيل وجود مرزبندى‏هاى بين‏المللى، حفظ و تقويت نظام جمهورى اسلامى ايران، ارائه الگويى نمونه بر اساس اصول و ارزش‏هاى اسلامى و ... توجه به نيازهاى داخلى نيز حائز اهميت است. حال اگر زمانى بين نيازهاى داخلى و خارجى، تزاحم به وجود آمد؛ رعايت اصول اهم و مهم، ضرورى مى‏نمايد. براى مثال اگر در كشورهاى ديگر، مسلمانانى نيازمند به ضرورى‏ترين نيازهاى حياتى (از قبيل غذا، دارو، پوشاك و ...) باشند؛ بدون شك نمى‏توان نيازمندى‏هاى غيرحياتى و كم‏اهميت‏تر داخلى را اولويت داد؛ زيرا در اينجا مسئله زندگى و حفظ جان مسلمانان در ميان است. به بيان ديگر، حاكم اسلامى با كمك گرفتن از متخصصان و كارشناسان و با درك شرايط و مقتضيات زمانى و مكانى، بايد مشخص كند كه اولويت با رفع نيازهاى داخلى است يا نيازهاى خارجى و يا اينكه نسبت به هر يك، چه مقدار بايد اهتمام ورزيد و براى آن سرمايه‏گذارى كرد. از ديگر سو مردم ما - كه با واقعيات و الزامات جهانى، روش‏هاى پيشبرد اهداف سياست خارجى و تأمين امنيت و منافع ملى و ... آشنا هستند و وفادارى عميقى به تعهدات دينى دارند درستى اعطاى چنين كمك‏ها و سرمايه‏گذارى‏ها را تصديق مى‏كنند و در اين زمينه همكارى و مساعدت جدى با دولت به عمل مى‏آورند. بنابراين در ضمن تلاش جدى براى رفع مشكلات داخلى، بايد دانست اين قبيل مشكلات و معضلات، نمى‏تواند توجيه كننده بى‏توجهى ايران، از وضعيت نابسامان ساير مسلمانان و اهداف سياست خارجى خود باشد؛ بلكه همراه با انجام وظيفه برون‏مرزى خود، بايد به حل مشكلات درون نيز پرداخت.
کد سوال : 703
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : دلايل قداست و اهميت بيت‏المقدس براى مسلمانان چيست؟
پاسخ : بيت‏المقدس به دلايل متعددى، براى مسلمانان و جهان اسلام از قداست و اهميت ويژه‏اى برخوردار است: T}يكم.{T فلسطين، سرزمينى است كه در آن اولين قبله مسلمين، دومين مسجداسلام، سومين حرم شريف (بعد از مكّه و مدينه) قرار دارد و بنا به فرموده امام على‏عليه السلام يكى از چهار قصر بهشتى در دنيا (مسجدالحرام، مسجد النبى‏صلى الله عليه وآله، مسجد بيت‏المقدس و مسجد كوفه) است. اين شهر به طور يكسان براى پيروان هر سه دين ابراهيمى، مقدس است و قبله امت‏هاى پيشين نيز بوده است. V}دايرة المعارف تشيع، ج 3، ص 558.{V در سيزده سال اول بعثت - كه پيامبرصلى الله عليه وآله در مكّه زندگى مى‏كرد و نيز تا هفده ماه بعد از هجرت به مدينه، آن حضرت و مسلمانان به سوى مسجدالاقصى نماز مى‏گزاردند. T}دوم.{T مسجدالاقصى از جهت ديگرى هم براى مسلمانان حائز اهميت است و آن، قداست و اهميت معراج پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله است كه از مسجدالحرام به قصد مسجدالاقصى و از آنجا به آسمان‏ها صورت پذيرفت. قرآن كريم در اين باره مى‏فرمايد: A}«سُبْحانَ الَّذِى أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِى بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»{Aرحمه الله V}اسراء (17)، آيه 1.{V؛ «پاك و منزه است خدايى كه بنده‏اش را در يك شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى - كه گرداگردش را پربركت ساختيم برد، تا آيات خود را به او نشان دهيم ...». جمله «بارَكْنا حَوْلَهُ»{H بيانگر اين مطلب است كه مسجدالاقصى، علاوه بر اينكه خود سرزمين مقدسى است، اطراف آن نيز سرزمين مبارك و پربركتى از نظر مادى و معنوى است. اين سرزمين مقدس در طول تاريخ، كانون پيامبران بزرگ خدا و خاستگاه نور توحيد و خداپرستى بوده است. V}تفسير نمونه، ج 12، ص 10. {Vاز امام صادق‏عليه السلام نقل شده است: «مسجدالاقصى يكى از مهم‏ترين مساجد اسلام است و عبادت در آن فضيلت بسيار دارد». V}ر.ك: فصلنامه حضور، ش 40، بهار 1381، ص 111.{V T}سوم.{T در شهر بيت المقدس، علاوه بر مسجدالاقصى، 36 مسجد ديگر وجود دارد كه 29 مسجد در داخل شهر و 7 مسجد نيز در خارج از بافت قديمى و در حومه شهر قرار دارد. علاوه بر آن، مقبره‏ها و زيارتگاه‏هاى بسيارى از رهبران بزرگ اسلام و اصحاب پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در اين شهر واقع است. V}همان، ص 112.{V T}چهارم.{T افزون بر مسئله قداست و پايگاه ممتاز بيت‏المقدس و اين سرزمين در منابع اصيل اسلامى، آنچه كه در شرايط كنونى مسئله فلسطين را براى جهان اسلام،از اهميت ويژه‏اى برخوردار نموده، موضوع اشغال آن به وسيله صهيونيسم و استكبار جهانى و رويارويى غرب با جهان اسلام است. به گونه‏اى كه اشغال فلسطين، هرگز اشغال يك سرزمين و يك كشور نيست؛ بلكه ايجاد يك كانون استعمارى ضداسلامى، در جهت نابودى جهان اسلام و جلوگيرى از شكل‏گيرى مجدد تمدن اسلامى است. از اين رو قضيه فلسطين، علاوه بر بعد دينى، با استقلال، امنيت و منافع ملى ساير كشورهاى اسلامى نيز به شدّت در ارتباط است. اين واقعيتى است كه هم از آرمان‏ها، اصول و برنامه‏هاى نژادپرستانه و توسعه طلبانه‏رژيم صهيونيستى (شعار گسترش اسرائيل از نيل تا فرات و ادعاى تصاحب بسيارى از اماكن اسلامى) و هم از نظر تاريخى و عملكرد آن رژيم در قبال مردم فلسطين‏و كشورهاى همجوار آن، به خوبى قابل اثبات است. بنابراين اسرائيل براى‏كشورهاى منطقه و جهان اسلام، تهديدى بسيار جدّى است. مهم‏ترين اين تهديدها عبارت است از: 1. تهديدهاى ناشى از فعاليت‏هاى نظامى؛ 2. تهديدهاى ناشى از حضور سياسى؛ 3. نقش عملكرد اقتصادى اسرائيل در منطقه؛ 4. انرژى و مسائل مترتب بر آن؛ 5. محيط زيست و منابع طبيعى. V}ر.ك، سيدحسين موسوى، تهديدهاى جديد امنيتى اسرائيل در منطقه خاورميانه، مجله مطالعات منطقه‏اى، ش 8.{V اسرائيل تاكنون خود را مقيّد به هيچ يك از معاهدات بين‏المللى - كه درباره منع توليد و استفاده از سلاح‏هاى هسته‏اى و كشتار جمعى، منعقد شده نكرده است. اسرائيل ششمين قدرت هسته‏اى جهان است و برابر بعضى گزارش‏ها، اين كشور حدود 180 تا 200 كلاهك هسته‏اى در اختيار دارد. تسليحات تهاجمى و اتمى اسرائيل، با توجه به شمار جمعيتش، 150 برابر تسليحات دفاعى اعراب است. غرب به شدّت اسرائيل را پايگاه خط مقدم و حامى منافع مختلف خود مى‏داند و برترى و تسلط اسرائيل را بر منطقه و جهان اسلام خواستار است. استاد مطهرى در مورد اهميت قضيه فلسطين مى‏گويد: «اگر پيغمبر اسلام‏صلى الله عليه وآله زنده مى‏بود، امروز چه مى‏كرد؟ درباره چه مسئله‏اى مى‏انديشيد؟ واللَّه و بالله!قسم مى‏خورم كه پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در قبر مقدسش امروز از يهود مى‏لرزد ... اين يهوديانى كه شما امروز اسمشان را مى‏شنويد - موشه دايان، زلى اشكول، گلداماير آخر ببينيد از كجاى دنيا آمده‏اند؟ مدعى هستند كه اين سرزمين، سرزمين ما است ... هدف مگر تنها همين است كه يك دولت كوچك در آنجا تشكيل شود؟ ... او مى‏داند كه يك دولت كوچك بالاخره نمى‏تواند آنجا زندگى كند؛ يك اسرائيل بزرگ كه دامنه‏اش از اين طرف - شايد ايران خودمان هم كشيده شود. به قول عبدالرحمن فرامرزى: اين اسرائيل كه من مى‏شناسم، فردا ادعاى شيراز را هم مى‏كند و مى‏گويد: شاعرهاى خود شما هميشه در اشعارشان، اسم شيراز را گذاشته‏اند: «ملك سليمان». هر چه بگويى آقا! آن تشبيه است، مى‏گويد: سند از اين هم بهتر مى‏خواهيد؟ مگر ادعاى خيبر را كه نزديك مدينه است، ندارند؟ مگر «روزولت» (رئيس جمهور آمريكا) به پادشاه وقت عربستان سعودى پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد؟ مگر اينها ادعاى عراق و سرزمين‏هاى مقدس شما را ندارند؟ واللَّه بالله! ما در برابر اين قضيه مسئوليم. به خدا قسم! مسئوليت داريم ... والله! قضيه‏اى كه دل پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله را امروز خون كرده است، اين قضيه است ... [ امروز ]اگر [ امام ]حسين بن على‏عليه السلام بود، مى‏گفت: اگر مى‏خواهى براى من عزادارى كنى، براى من سينه و زنجير بزنى؛ شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز موشه دايان است. شمر هزار و سيصد سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس ... V}شهيد مطهرى، حماسه حسينى، ج 1، سخنرانى استاد در عاشوراى 1390 (1348 شمسى).{V. علاوه بر اين از ديدگاه مقام معظم رهبرى: «مسئله فلسطين، تنها يك‏مسئله اسلامى نيست؛ بلكه مسئله‏اى انسانى و بشرى است و هر كس مى‏تواند با تكيه بر ارزش‏ها و مبانى انسانى، در مورد فاجعه فلسطين قضاوت كند و واكنش نشان دهد» V}بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه دوم نماز جمعه (16/1/81). جهت مطالعه بيشتر ر.ك: الف. امين مصطفى، ديپلماسى پنهان اسرائيل در كشورهاى عربى، ترجمه محمدجعفر سعديان؛ ب. آلفرد.م.ليليانتال، ارتباط صهيونيستى، ترجمه سيدابوالقاسم حسينى (ژرفا)، نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ اول، پاييز 1379.{V.
کد سوال : 704
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : روز قدس چرا و چگونه و به دست چه كسى پايه‏گذارى شد؟
پاسخ : در اولين ماه رمضان، پس از پيروزى انقلاب، امام خمينى‏رحمه الله كه از ابتداى قيام، عليه رژيم پهلوى و آمريكا از آزادى فلسطين و مردمش دفاع مى‏كرد آخرين جمعه ماه رمضان را به عنوان روز قدس اعلام كرد تا مسلمانان، آزادگان و مستضعفان جهان، در اين روز، نداى آزادى قدس را عليه مستكبران سر دهند و با تظاهرات و راهپيمايى و هر گونه اقدام ممكن، به جهاد برخيزند. اين اقدام مهم و تاريخى حضرت امام‏رحمه الله براى زنده نگه داشتن مسئله فلسطين و جلب توجه مسلمين و دولت‏هاى اسلامى به خطر صهيونيسم بود. همچنين عكس العمل ناشى از بصيرت و غيرت اسلامى، در برابر خيانت‏هاى سازشكارانه برخى دولت‏هاى عربى مانند انور سادات بود. امام در 16 مرداد 1358 در پيام مهمى براى اعلام روز قدس، فرمود: «من در طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون اين روزها به حملات وحشيانه خود، به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى، پياپى خانه و كاشانه ايشان را بمباران مى‏كند. من از عموم مسلمانان جهان و دولت‏هاى اسلامى، مى‏خواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آنان، به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى‏كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را - كه از ايام قدر است و مى‏تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد به عنوان روز قدس انتخاب و طى مراسمى، همبستگى بين‏المللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمايند. از خداوند پيروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم». V}صحيفه نور، ج 8، ص 229.{V و در پيام ديگرى فرمود: «روز قدس يك روز جهانى است، روزى نيست كه فقط اختصاصى به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابله ملت‏هايى است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غيرآمريكا بودند ... روزى است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند، در مقابل مستكبرين و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند ... روز قدس روز اسلام است. روز قدس، روزى است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم و قوانين اسلام در ممالك اسلامى اجرا بشود. روز قدس روزى است كه بايد به همه ابرقدرت‏ها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطره شما - به واسطه عمال خبيث شما واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين به هوش بيايند، بايد بفهمند قدرتى را كه مسلمين دارند، قدرت‏هاى مادى، قدرت‏هاى معنوى مسلمين - كه يك ميليارد جمعيت هستند و پشتوانه خدايى دارند و اسلام پشتوانه آنها است و ايمان پشتوانه آنها است از چه بايد بترسند؟ ... اسلام دين خدا است و بايد در همه اقطار، اسلام پيشروى كند. روز قدس، اعلام يك همچو مطلبى است. اعلام اين مطلب است كه مسلمين به پيش؛ براى پيشرفت در همه اقطار عالم. روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است، روز حكومت اسلامى است. روزى است كه بايد جمهورى اسلامى در سرتاسر كشورها، بيرقش افراشته شود. روزى است كه بايد به ابرقدرت‏ها فهماند كه ديگر آنها نمى‏توانند در ممالك اسلامى، پيشروى كنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم مى‏دانم. روزى است كه بايد ما، تمام قواى خودمان را مجهّز كنيم و مسلمين از آن انزوايى كه آنها را كشانده بودند، خارج شوند و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند ...» V}همان، ج 5، ص 286.{V. T}دستاوردها{T اعلام روز جهانى قدس از سوى حضرت امام‏رحمه الله و گسترش آن به ساير كشورهاى اسلامى، فلسطين را از مسئله داخلى بودن، خارج نموده و آن را به عنوان يكى از مهم‏ترين مسائل جهان اسلام، تبديل كرده است. اين امر باعث آگاهى، بيدارى و اتحاد جهان اسلام، در مقابل اهداف شوم آمريكا و صهيونيسم بين‏الملل شد و افكار عمومى جهان اسلام را به كانون اين توطئه‏ها، سوق داد. اين موضوع و اهتمام حضرت امام‏رحمه الله به موضوع فلسطين، در داخل آن كشور نيز داراى تأثيرات بسيار ارزنده‏اى بود؛ پس از دهه‏هاى 50 تا 70 - كه اسلام از صحنه فلسطين خارج بود مجدداً به مركزيت نهضت اسلامى معاصر منتقل شد و با اين پشتوانه جديد، به مقابله با پديده اسرائيل رفت. V}شقاقى، فتحى ابراهيم، انتفاضه و طرح اسلامى معاصر، (تهران، انتشارات بين‏المللى الهدى، 1371)، ص 4.{V از اين به بعد جهاد، شهادت و فداكارى در راه هدف - كه نمادهاى شعارهاى انقلاب اسلامى ايران بود - به عنوان اصول اساسى جهاد اسلامى فلسطين مطرح شد. شيخ عبدالعزيز عوده مى‏گويد: «انقلاب خمينى‏رحمه الله مهم‏ترين و جديدترين تلاش در بيدارسازى اسلامى، براى اتحاد ملت‏هاى مسلمان بود... ايران تنها كشورى بود كه واقعاً بر روى مسئله فلسطين متمركز شد». V}جميله، كديور، رويارويى انقلاب اسلامى ايران و آمريكا، (انتشارات اطلاعات، 1374)، ص 114.{V جهاد اسلامى فلسطين اعلام كرد: «مسئله فلسطين، يك مسئله اسلامى است، نه يك مسئله ملى كه تنها مربوط به فلسطينيان باشد و يا يك مسئله عربى كه فقط به اعراب ارتباط داشته باشد. اين مسئله، مسئله جهان اسلام است». V}همان.{V احياى اسلام اصيل و اقبال مردم فلسطين به آن، شكل‏گيرى گروه‏هاى مبارز فلسطين با تكيه بر آموزه‏هاى اصيل اسلامى، گسترش روز افزون انتفاضه و در پى آن ايجاد وحشت و ناامنى براى اشغالگران متجاوز، به چالش كشاندن سياست‏هاى رژيم صهيونيستى و ... از ديگر نتايج اين موضوع مهم است.
کد سوال : 705
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : با وجودى كه اكنون مسافرت‏ها سخت نيست، چرا نبايد در سفر روزه گرفت؟
پاسخ : پيش از بيان پاسخ، ذكر اين نكته ضرورى است كه در روند درك فلسفه و حكمت احكام دينى يا به تعبير ديگر دفاع «عقلانى» از دين، دو شيوه و متد وجود دارد و به طور طبيعى هر يك با ويژگى‏ها و محدوديت‏هاى خاصى روبه روست: 1. روش عقلى كل نگر؛ يعنى انسان مومن و خداشناس بر اساس باور ژرف و عميقى كه به خداوند به عنوان كامل مطلق و حكيم على‏الاطلاق دارد يقين پيدا مى‏كند كه هر آنچه از ناحيه او دستور داده شده و هر حكمى كه از ناحيه وى صادر گرديده - اعم از مسائل حقوقى الزامى و احكام اخلاقى - حتماً داراى مصالحى است كه به بندگان بازگشت مى‏نمايد؛ هر چند كه عقول و انديشه‏هاى بشرى از درك حكمت آن ناتوان و قاصر باشد. چنين متدى نقطه قوتى دارد و نقطه ضعفى: قوت آن در اين است كه تمام سوالات انسان را يك جا پاسخ مى‏دهد و ديگر جاى هيچ ترديدى باقى نمى‏گذارد و روح و روان آدمى را بى‏هيچ دغدغه‏اى تسليم فرمان‏هاى الهى مى‏كند. نقطه ضعف آن اين است كه حكمت هيچ چيز را به طور جزئى و روشن و دقيق مشخص نمى‏سازد. 2. متد ديگر روش عقلى جزءنگر راسيوناليستى)Rationalistic( است كه در فرآيند تحقيقات علمى تجربى به كار مى‏رود. بر اساس اين روش حساب هر حكمى جداگانه و تك به تك رسيدگى و با عقول و رهيافت‏هاى علمى بشر سنجيده مى‏شود. اين شيوه نيز محاسنى دارد و معايبى: حسن آن اين است كه به دقت مى‏تواند حكمتهاى بسيارى براى يك حكم جزئى ارائه دهد؛ مثلا در رابطه با فلسفه حرمت شراب مى‏توان از علومى مانند فيزيولوژى، پزشكى، روان‏شناسى و... بهره جست و نكات بسيار ارزشمندى در اين رابطه دريافت داشت. نقص و عيب اين روش آن است كه: اولاً تدريجى است و ثانيا محدوديت‏هاى زيادى دارد؛ يعنى بسيارى از سوالات انسان را بدون پاسخ گذاشته و گاه نيز ره‏آوردهاى فرضيه‏هاى اثبات نشده علمى يا شرايط و جو فكرى و فرهنگ عصرى تأثيرات نامطلوبى را در اين راستا به جاى خواهد گذارد. همين مساله باعث شده كه در جهان غرب جريانى به نام «فيدئيسم»)Fideism( پديد آيد كه معتقد است به جاى دفاع عقلانى از دين همواره بايد درجهت حفظ ايمان توده‏ها كوشيد. اكنون چه بايد كرد؟ به نظر ما دفاع عقلانى از دين به خوبى ميسور است و اتفاقا دين اسلام همواره در اين مسائل سرافراز بيرون آمده است؛ ليكن جز دو ابزار بيان شده و نيز فلسفه‏ها و حكمت‏هايى كه در خود دين تعيين گرديده راه ديگرى وجود ندارد. بنابراين ما در درجه اول بايد بدانيم كه ابزارهاى تحقيقمان چيست و تا چه اندازه توانايى استفاده از آن را داريم. بدون شك عقل جزءنگر محدوديت‏هاى زيادى دارد و افراط در استفاده از آن انديشه را به ناكامى مى‏كشاند ولى نبايد به طور كلى آن را كنار زد. پس تا آن جا كه توانايى علمى ما اجازه مى‏دهد بايد فلسفه احكام را دريابيم و آن جا كه ناتوان شديم ديگر راه چاره‏اى جز اتكا به عقل كل‏نگر و اطمينان كلى به مصالح احكام الهى وجود ندارد و نبايد ضعف دانش و بينش خود رابه حساب دين بگذاريم. نكته ديگرى كه بايد توجه داشت اين است كه برخى از فلسفه‏ها و حكمت‏هاى احكام الهى هرگز از طريق علوم تجربى بشرى قابل درك نيستند، زيرا اين علوم همواره به پديده‏هاى فيزيكى و مظاهر مادى حيات بشر دسترسى دارند و از امور روحانى و ماوراء مادى دستشان كوتاه است. مثلاً دانش پزشكى مى‏تواند از فوايد جسمانى روزه سخن بگويد، اما قرآن مجيد تكيه بر تقوايابى انسان مى‏كند. بنابراين در روند درك فلسفه احكام نبايد نظر را به نتايج طبيعى و تجربى بسنده كرد. بلكه بايد به جنبه‏هاى معنوى، اجتماعى و آخرتى نيز توجه داشت. اين قاعده كلى درباره احكام عبادى مانند نماز و روزه مسافر نيز جارى است و دليل شكسته شدن نماز مسافر نگرفتن روزه در سفر به طور كامل براى ما روشن نيست و تنها از برخى روايات استفاده مى‏شود كه يكى از حكمت‏هاى اين حكم تخفيف و هديه الهى براى مسافر است‏V} حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمايد: «من قصر الصلاة فى السفر و افطر فقد قبل تخفيف اللَّه عزّوجل و كملت صلاتُهُ»؛ «هر كس نماز را در مسافرت شكسته بخواند و روزه‏اش را افطار كند، تخفيف [ و هديه ]خداوند را پذيرفته و نمازش كامل است» (مستدرك الوسائل الشيعه، ج 1، ص 503).{V. زيرا به طور معمول در سفر شرايط تغيير مى‏كند و اگرچه وسايل نقليه و امكانات مسافرت با گذشته فرق كرده است؛ ولى در عين حال هم اكنون نيز مسافرت داراى محدوديت‏هاى ويژه است. شما اگر به تجربه خودتان مراجعه كنيد، ملاحظه خواهيد كرد كه اصولاً در سفر - به ويژه در ميان راه - آن آرامش لازم وجود ندارد؛ به ويژه آنكه در سفر با وسايل سريع، دغدغه‏ها بسيار زياد و فرصت اندك است. بنابراين با توجه به مشكلات زياد و عدم آرامش، دستور قصر نماز مسافر، صادر شده است. در پايان گفتنى است؛ آن گاه كه قانون و حكمى متناسب با شرايط عمومى تعيين شود براى تمامى مشمولان لازم الاجرا است اگرچه در موارد خاص، مشكلى را به وجود نياورد. اما به جهت رعايت نظم و نهادينه شدن هنجار اجتماعى و فرهنگى همگى ملزم به اجرا مى‏باشد مانند توقف پشت چراغ قرمز، كه حتى در ساعات خلوت نيز رعايت آن لازم است. از اين رو خداوند متعال در سوره نساء مى‏فرمايد: «وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً»V} نساء (4)، آيه 101.{V؛ «و چون در زمين سفر كرديد، اگر بيم داشتيد كه آنان كه كفر ورزيده‏اند به شما آزار برسانند، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد، چرا كه كافران پيوسته براى شما دشمنى آشكارند». در نتيجه اگر چه در اين آيه شريفه حكم نماز شكسته به جهت ترس و خطر مطرح شده اما اين قيد غالبى است و منافات با فراگيرى حكم نسبت به ساير موارد سفر نيست چنانكه سنت پيامبرصلى الله عليه وآله و امامان معصوم‏عليهم السلام كه خود مفسر و بيانگر آيات الهى بودند در سفرها نماز را شكسته مى‏خواندند و از پيامبرصلى الله عليه وآله روايت شده كه در مسافرت‏ها نماز را شكسته مى‏خواند و حتى در مراسم حج در سرزمين منى با وجود كوتاهى سفر و عدم وجود خطر نمازها را شكسته مى‏خوانده است.V} تفسير نمونه، ج 4، ص 94 تا 98.{V
کد سوال : 706
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : . چگونه در ماه مبارك رمضان برنامه‏ريزى كنيم تا بهتر و بيشتر استفاده كنيم؟
پاسخ : بدون ترديد موفقيت در هر كارى، مستلزم برنامه ريزى صحيح است و آن هنگامى ميسّر است كه: 1. برنامه ناظر به اهدافى باشد كه انسان در پيش روى دارد. 2. اهداف وقتى از شفافيت برخوردار مى‏شوند كه فرصت پيش آمده يا امكانات فراهم شده به خوبى شناخته شده و ارزش گذارى گردد. 3. وقتى انسان ارزش يك فرصتى را بداند يا اهميت يك نعمتى را درك كند، قدر آن را بهتر مى‏داند و بيشتر از آن بهره بردارى مى‏كند. در مورد اهميت و ارزش ماه رمضان همين بس كه «شب قدر» در آن قرار دارد و ارزش اين شب از هزار ماه بهتر است. اگر بخواهيم به صورت يك فرمول رياضى ارزش شب قدر را به صورت كمى بيان كنيم و با وقت‏هاى ديگر مقايسه كنيم، بايد بگوييم: نسبت هر لحظه از ماه مبارك رمضان با لحظات ديگر، مساوى با يك به (ده به توان سه) است. يكى از اهداف ماه مبارك رمضان، اين است كه از اين فرصت سرنوشت ساز بيشترين بهره را ببريم. اگر بخواهيم به اين هدف خود دست يابيم، بايد براى لحظه لحظه آن حساب باز كنيم؛ حتى براى ساعاتى كه درحال خواب يا استراحت هستيم. به طور كلى براى بهره بردارى از ماه مبارك رمضان، هر كسى بايد متناسب با موقعيت شغلى و وضعيت جسمانى و روانى خودش، برنامه ريزى كند. اكنون با توجه به اينكه دانشجو هستيم، مهم‏ترين تكليف و كارى كه به عهده ما است دانش افزايى، تحصيل و تحقيق مى‏باشد. از نظر سنى نيز يك جوان هستيم و از لحاظ جسمانى و روانى نيز از سلامت نسبى برخورداريم، در اين صورت بايد وقت خود را به چند بخش تقسيم كنيم: T}بخش اول. برنامه ريزى براى دانش افزايى و تحصيل‏{T در اين قسمت بايد ما به عنوان فردى كه وظيفه و كار اصلى او تحصيل است، سعى كنيم با جديت تمام و با تمركز هر چه بيشتر درسمان را خوب مطالعه كنيم و تكاليف علمى خود را به خوبى انجام دهيم. T}بخش دوم. برنامه ريزى براى عبادت‏{T در ماه مبارك رمضان علاوه بر عبادت‏هاى معمول - كه در طول سال هميشه بايد انجام دهيم مانند نمازهاى يوميه - عبادات واجب و مستحب ديگرى نيز اضافه شده است؛ مانند خود روزه گرفتن كه در ساير ماه‏هاى سال بر ما واجب نيست، ولى در اين ماه اين‏چنين است. انجام دادن اعمال مستحبى كه در اين ماه تأكيد فراوانى بر آن شده است؛ مانند تلاوت قرآن، خواندن دعاهاى وارده و گفتن ذكر و خواب و استراحت. T}بخش سوم. خواب و استراحت‏{T لازمه استفاده بهينه از دو بخش گذشته، اين است كه خواب و استراحت انسان به مقدار كافى انجام شود. در غير اين صورت در دو بخش اول نيز موفق نخواهيد بود. در ماه مبارك رمضان به دليل جابه‏جايى اوقات غذا و تغييراتى ديگر تا حدودى چرخه خواب و استراحت نيز تغيير مى‏كند. توصيه ما به شما اين است كه سعى كنيد: اولا ميزان خواب خود را خيلى تغيير ندهيد و ثانيا وقت آن را نيز خيلى به هم نزنيد فقط با كمى تغيير در چرخه خواب برنامه خواب و استراحت خود را كما فى السابق ادامه دهيد، مثلا اگر هنگام سحر حدود يك ساعت (براى سحرى خوردن و خواندن نماز شب و نماز صبح بيدار مى‏مانيد، اين مقدار از خواب را سعى كنيد در روز جبران كنيد؛ مثلا بعد از نماز ظهر و عصر با توجه به اينكه ناهار از برنامه روزانه حذف شده است، همان وقت را به استراحت و خواب اختصاص دهيد تا هم خواب شما جبران شود و هم بعد از ظهر و مقدارى از شب را بتوانيد بيدار بمانيد و از وقت‏تان استفاده بهترى بكنيد. علاوه بر آنچه بيان شد رعايت نكات زير به كيفيت استفاده از ماه مبارك رمضان مى‏افزايد: 1. در شبانه روز چند نوبت قرآن تلاوت كنيد، مثلا پانزده دقيقه بعد از نماز صبح، پانزده دقيقه بعد از نماز ظهر، پانزده دقيقه شب‏ها بعد از صرف افطارى. 2. ادعيه مأثوره را تقسيم كنيد و آنها را نيز در چند نوبت در شبانه روز بخوانيد. روزها به همان مقدار دعايى كه بين نماز يا بعد از نمازهاى يوميه خوانده مى‏شود، اكتفا كنيد، ولى شب‏ها كمى وقت بيشترى را صرف خواندن دعا كنيد. اگر بعضى از دعاها طولانى است لازم نيست هر شب همه آن دعا را بخوانيد. 3. براى استفاده بهينه از زمان در هنگام اياب و ذهاب، ذكر بگوييد (البته ذكرهاى بدون صدا و آرام تا شائبه ريا به وجود نيايد). بايد سعى كنيد از مرحله ذكر زبانى به مرتبه ذكر قلبى و ياد واقعى خداوند برسيد؛ به طورى كه او را حاضر و ناظر بر خود بدانيد. 4. سعى كنيد دائم الوضو باشيد و حتى قبل از خواب نيز وضو بگيريد و به بستر خواب برويد؛ زيرا در ماه مبارك رمضان خواب نيز عبادت است و نفس كشيدن نيز تسبيح به حساب مى‏آيد. 5. از شب زنده دارى و احياء - به ويژه در شب هايى كه فرداى آن تعطيل هستند - غفلت نكنيد. شايد يكى از مهم‏ترين اعمال در ماه مبارك، شب زنده‏دارى، تهجد، استغفار و نماز شب در نيمه شب‏ها است. 6. حتما در يكى از مجالس بيان احكام و معارف دينى و موعظه در مساجد يا حسينيه‏ها شركت كنيد. بسيارى از علما و مجتهدان نيز مقيد هستند به موعظه و ذكر مصيبت‏هاى گويندگان گوش فرا دهند تا دل و جان آدمى به واسطه شنيدن معارف دينى متذكر و نورانى گردد. به طور كلى شركت در مجالس مذهبى، خود را در معرض نفحات و نسيم‏هاى رحمت الهى قرار دادن است كه نقش مهمى در حفظ دين و معنويت انسان دارد. 7. از انجام دادن ورزش‏هاى سنگين در طول ماه رمضان اجتناب كنيد و در اين ماه سعى كنيد ورزش‏هاى سبك و آرام (مانند پياده روى يا نرمش) انجام دهيد. 8. مواد مغذى به ويژه غذاهاى قندى و پروتئين دار را در رژيم غذايى خود بيشتر استفاده كنيد؛ مانند خرما، لبنيات. 9. از پرخورى هنگام افطار و سحرى جدا پرهيز كنيد؛ زيرا علاوه براينكه چرخه خواب شما را به هم خواهد زد، از ساير برنامه‏هاى عبادى و درسى نيز بهره وافى را نخواهيد برد. 10. از هدر دادن انرژى بى‏جا و بى مورد اجتناب كنيد؛ به ويژه در روزها مثلا از حرف زدن‏هاى بى مورد و تماشاى برنامه‏هاى تلويزيونى غيرضرورى اجتناب كنيد. به عبارت ديگر با سكوت بيشتر و فيلتر گذارى روى گوش‏ها و كنترل ساير حواس، از هدر دادن انرژى جلوگيرى كنيد. به تمركز خود بيفزاييد و فرصت‏هاى جديدى براى انجام دادن كارهاى مهم‏تر ايجاد كنيد.
کد سوال : 707
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چه كار كنيم تا اثرات ماه مبارك رمضان را در خود حفظ كنيم؟
پاسخ : بدون ترديد يك ماه روزه دارى و مبارزه عملى با هواهاى نفسانى، تأثير بسيار عميقى در روح و روان و سلامت جسمانى انسان دارد؛ اما اين كه چه كنيم روزه ما اثرش بر نفس و جان باقى بماند، در مرحله نخست بايد سعى كنيم كه روزه ما كامل و واقعى باشد. آن گاه اثر آن تا سال آينده؛ بلكه براى هميشه باقى خواهد ماند. امام جعفر صادق(ع) مى‏فرمايد: «هرگاه روزه دار هستى، پس بايد گوش و چشم تو از حرام حتماً صائم باشد. بايد جوارح و جميع اعضاى تو از زشتى‏ها پاك باشد و بايد كارهاى بيهوده ولغو را از خود دور كنى... لازم است بر تو حلم و وقار و خشوع روزه واقعى (زيرا روزه دار واقعى آن كسى است كه كاملاً مراقب و مواظب تمامى شئون زندگى‏اش باشد كه كوچك‏ترين نواقص شرعى، عرفى و اخلاقى از او مشاهده نگردد)... روزه‏دار بايد در حد امكان سكوت و خاموشى را اختيار كند، مگر ذكر خدا (و كلماتى در حد ضرورت براى رفع نيازمندى هايش). از قهقهه و بلند بلند خنديدن بايد اجتناب كند، زيرا خداوند بر خنده‏هاى قهقهه خشم دارد». از اين سخنان پر معناى امام صادق(ع) استفاده مى‏شود كه روزه وقتى كامل است و ما روزه‏دار واقعى محسوب مى‏شويم كه روزه فقط خوددارى از خوردن و آشاميدن نباشد؛ بلكه همه اعضا و جوارح ما روزه باشد. چنين روزه‏اى كامل و واقعى است و طبعاً اثر آن پايدار خواهد بود. البته علاوه بر آنچه گفته شد، دو عمل مهم ديگر بايد انجام دهيم تا اثر روزه تا ماه مبارك رمضان بعدى باقى بماند: يك. اجتناب از آنچه كه موجب زايل شدن اثر روزه مى‏شود. علت غايى روزه دستيابى «تقوا» است. تقوا؛ يعنى، دورى از گناه، چه اينكه گناه با غايت و هدف روزه منافات دارد و در تعارض است و ما هنگامى مى‏توانيم از اثر روزه - كه همان تقواى الهى است - به طور مستمر بهره‏مند شويم كه رفتارمان همسو و هم جهت و در راستاى تقوا باشد. دو. علاوه بر اجتناب از گناه، بايد ارتباط خود را با آنچه در ماه مبارك رمضان انجام داديم قطع نكنيم، يعنى، براى تقويت آثار روزه هر از چند گاهى يك روز روزه بگيريم. البته اين روزه‏ها واجب نيست، ولى از نظر كيفيت بايد به همان صورتى باشد كه در ماه مبارك رمضان روزه مى‏گرفتيم، يعنى، همه اعضا و جوارح ما روزه باشد. بنابراين استوارى عمل و مداومت بر آن، موجب مى‏شود اثر آن عمل باقى بماند: امام باقر(ع) فرمود: دوست داشتنى‏ترين عمل نزد خداوند، عملى است كه بنده آن را ادامه دهد، اگر چه اندك باشدV}اصول كافى، ج 3، ص 129، ج‏2.{V و يكى از دلايل استمرار عمل، حفظ و بقاى اثر آن عمل است. از نظر علمى و تجربى نيز اين حقيقت به اثبات رسيده است كه براى ماندگارى يادگيرى، شناخت و نيز صفات اخلاقى و معنوى، يك فرآيند دو مرحله‏اى را بايد طى كرد: 1. شكل‏گيرى، 2. تثبيت و بقا. انسان هر كارى را مى‏خواهد ياد بگيرد، در مرحله اول بايد آموزش صحيح ببيند تا آن مهارت را بياموزد، بدون آموزش صحيح يادگيرى تحقق پيدا نمى‏كند. بعد از اينكه مهارتى را آموخت، استمرار و بقاء آن مستلزم آن است كه آن مهارت، تبديل به عادت و ملكه شود. اگر بخواهيم مهارتى تبديل به ملكه شود، بايد تكرار گردد. در غير اين صورت با گذشت زمان اثر آن مهارت، كم مى‏شود ودر صورت عدم تكرار حتى تبديل به خاموشى مى‏شود. از اين‏رو روان شناسان براى پيشگيرى از خاموشى، بحث «تقويت» را مطرح مى‏كنند. نقش تقويت اين است كه نه تنها از خاموشى جلوگيرى مى‏كند. بلكه مطلب آموخته شده تبديل به ملكه مى‏شود و براى هميشه باقى مى‏ماند. اين مطلب در همه مهارت‏ها صدق مى‏كند. هر مطلب با مهارتى كه انسان به دست مى‏آورد براى تثبيت و بقاى آن بايد ارتباط خود را با آن مهارت - ولو به صورت اندك - حفظ كند. اين مطلب در مورد مسائل معنوى و اخلاقى نيز صدق مى‏كند، يعنى، اگر مى‏خواهد اثرات ماه مبارك رمضان نه تنها تا ماه مبارك رمضان بعدى حفظ شود؛ بلكه به عنوان يك سرمايه معنوى براى هميشه باقى بماند، بايد ارتباط خود را با ماه مبارك رمضان حفظ كند و حفظ اين ارتباط ممكن نيست مگر با انجام دادن همان اعمالى كه در ماه رمضان انجام مى‏داد. از اين‏رو توصيه مى‏شود بعد از ماه مبارك رمضان، گه‏گاهى روزه بگيريد و تلاوت قرآن را - هر چند روزى يك صفحه - قطع نكنيد و دعاهاى مربوط به ماه‏هاى بعد از رمضان را - هر چند در حد چند دقيقه - هر روز بخوانيد و شايد يكى از ادله اينكه سيره عملى بزرگان دين مانند پيامبر و ائمه(ع)، همواره اين بوده كه بعضى از روزها را روزه مى‏گرفتند و به ما نيز توصيه كرده‏اند كه حداقل هر ماه سه روز، روزه بگيريد (اول، وسط و آخر ماه)، همچنين توصيه كرده‏اند كه هر مؤمنى حداقل هر روز پنجاه آيه قرآن را تلاوت كند، به جهت استمرار و بقاى آثار ماه مبارك رمضان باشد و تبديل آن حالات معنوى حاصل از ماه رمضان به صفات و ملكات ماندگار و هميشگى به گونه‏اى كه اين آثار جزء وجود و شخصيت ما شود و همواره رفتارهاى ما را تحت تأثير قرار دهد.
کد سوال : 708
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : . رياضت‏هاى غيردينى چه فرقى با روزه كه نوعى رياضت است دارد؟
پاسخ : رياضت در لغت چند معنا دارد: 1. تحمل رنج و تعب براى تهذيب نفس و تربيت خود يا ديگرى، 2. تمرين و ممارست، 3. كوشش و سعى، 4. گوشه نشينى توأم با عبادت و كفّ نفس‏V}فرهنگ معين.{V. و در اصطلاح؛ يعنى، تحمل رنج و مشقت و خود را از نظر جسمانى در محدوديت قرار دادن و در قبال آن به يك توانمندى‏هاى روحى رسيدن. T}انواع رياضت:{T از منظرى كلى، رياضت را به دو نوع مى‏توان تقسيم كرد: 1. رياضت به صورت مطلق؛ قطع نظر از آموزه‏هاى دينى. 2. رياضت در قالب آموزه‏هاى دينى و براساس معيارهاى شرعى. فرق‏هاى اين دو عبارت است از: يكم. رياضت به معناى مطلق؛ يعنى، اينكه انسان از هر راه ممكن، جسم خود را به مشقت بيندازد تا مهارت‏ها و توانمندى هايى را در بعد روحى به دست آورد؛ قطع نظر از اينكه آيا چنين عملى از نظر احكام شرعى و مبانى دينى صحيح است يا نه؛ از اين‏رو مرتاضانى كه بدون در نظر گرفتن شريعت الهى، رياضت مى‏كشند براى رسيدن به هدف خود، هر عملى را انجام مى‏دهند؛ ولو اين كه از نظر شرعى كار حرامى باشد يا حتى با كرامت انسانى سازگار نباشد؛ زيرا او بر اين باور است كه فلان عمل، موجب تقويت روح يا اراده او مى‏شود. حال آنكه در رياضت‏هاى دينى (مانند روزه) هرگز فرد از چارچوب شريعت خارج نمى‏شود و هر قدرت و نيرويى براى او مطلوب نيست. براساس احكام الهى روزه مى‏گيرد، زيرا اعمال و احكامى كه دين وضع نموده و انسان‏ها را موظّف به انجام دادن آن كرده، بدين جهت است كه انسان را در حوزه عبوديت خدا، قرار دهد و او به مقام قرب الهى برسد. پس نتيجه واثر رياضت‏هاى شرعى، با غير شرعى كاملا با هم متفاوت است. دوم. فرق ديگر رياضت دينى با رياضت غير دينى اين است كه دين به انسان اجازه ضرر زدن به خود يا به ديگرى را نمى‏دهد و همواره اعمالى كه انسان انجام مى‏دهد بايد يك فايده عقلايى داشته باشد. به عنوان مثال روزه يك عمل واجبى است كه افراد مكلف - كه داراى شرايط تكليف هستند بايد روزه بگيرند. اما همين روزه اگر در جايى موجب آسيب شديد جسمانى شود يا موجب بيمارى يا تشديد بيمارى گردد، حكم آن لغو مى‏شود و چنين فردى نبايد روزه بگيرد. در حالى كه يك مرتاض ممكن است عملى را انجام دهد؛ صرفا به جهت اين كه دادن انجام آن موجب تقويت اراده مى‏شود و كارى ندارد به اينكه اين عمل ممكن است براى او ضرر داشته باشد. به عبارت ديگر بر اساس قاعده كلى H}«لاضرر و لا ضرار فى الاسلام»{H؛ ضرر رساندن و ضرر ديدن در اسلام و احكام آن قرار داده نشده است و نيز بر اساس قاعده A}(لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها){A؛ خداوند هيچ كس را بيش از توانايى‏اش تكليف بار نمى‏كند. اين قواعد و اصول را يك مرتاض نه تنها مد نظر ندارد؛ بلكه ممكن است برخلاف آن عمل كند؛ صرفا به اين جهت كه مى‏خواهد با رياضت كشيدن، بعدى از ابعاد روحى و روانى خودش را تقويت كند. از همين روى بسيارى از احكام اوليه در مورد بسيارى از افراد ممكن است تغيير كند يا آن تكليف اوليه از دوش آنان برداشته شود؛ مثلا اگر كسى بيمار است و روزه گرفتن براى او ضرر دارد يا درمان او را به تأخير مى‏اندازد و نيز افرادى كه مسافر هستند، نبايد روزه بگيرند. سوّم. فرق ديگر مربوط به انگيزه و هدفى است كه مرتاض دنبال كند. مرتاض با چه انگيزه و هدفى جسم خود را به مشقت مى‏اندازد؟ اگر از مرتاض سؤال شود انگيزه و هدف تو از اين عمل چيست؟ ممكن است بگويد: براى تقويت روح يا به جهت تقويت اراده يا به دليل اينكه بتوانم توانايى به دست آورم. اما اولين شرط روزه اين است كه روزه دار بايد نيت و قصد «قربت» كند: H}«انما الاعمال بالنيات»{H. البته روزه‏دار نيز ممكن است انگيزه‏اش دستيابى به بهشت و نعمت‏هاى بهشتى باشد؛ اما قصد قربة الى الله دارد او مى‏خواهد در قالب عبوديت، رضايت خدا را به دست آورد و به دنبال آن از نعمت‏هاى مادى و معنوى او نيز بهره بگيرد. پس در رياضت‏هاى الهى قصد و انگيزه انسان‏ها الهى است؛ ولى مرتاضان معلوم نيست چنين هدفى را دنبال كنند. چهارم. يكى ديگر از فرق هايى كه بين رياضت‏هاى غير دينى و رياضت‏هاى دينى وجود دارد، به كارگيرى محصولات و نتايج رياضت است. يك انسان مؤمن - كه در قالب عمل به احكام الهى از جمله روزه گرفتن به كمالاتى دست مى‏يابد - هرگز حاضر نيست از اين كمالى كه به دست آورده، سوء استفاده كند و در راه حرام آن را به كار گيرد؛ ولى يك مرتاض ممكن است در اثر رياضت؛ توانمندى هايى به دست آورد و در راه غير صحيح و غير مشروع از آن استفاده كند. حال ممكن است سؤال شود: مگر مى‏شود انسانى از طريق رياضت‏هاى غير دينى، به جايى برسد؟ جواب اين است كه آرى؛ زيرا رياضت و نتايج آن تحت نظام علّى و معلولى است؛ يعنى، اگر علت (به مشقت انداختن جسم) ايجاد شد، معلول (تقويت روح در بعدى از ابعاد) نيز حاصل مى‏شود. حال اين علت و معلول ممكن است در قالب يك نظام ارزشى و الهى شكل بگيرد و ايجاد شود و يا ممكن است خارج از نظام ارزشى الهى تحقق پيدا كند. درست مثل يك چاقوى تيز كه مى‏توانيم در راه صحيح از آن بهره بردارى كنيم و نيز ممكن است از اين چاقو در راه غلط استفاده كنيم و حتى تيز كردن چاقو نيز ممكن است از طريق صحيح تيز شده باشد و از راه غصبى و از وسيله غصب شده ديگران؛ بنابراين تقويت روح چيزى شبيه تيز كردن چاقو است. بنابراين رياضت‏هاى دينى علاوه بر اينكه نفس را قدرتمند مى‏كند و انسان به كمالاتى مى‏رسد؛ به سعادت واقعى و جاودان نيز دست مى‏يابد، چيزى كه با رياضت‏هاى غير دينى حاصل نمى‏شود.
کد سوال : 709
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : . آيا تهذيب نفس احتياج به استاد دارد؟ چگونه مى‏توان استاد سير و سلوك را پيدا كرد؟ اگر كسى را مى‏شناسيد معرفى كنيد؟
پاسخ : نقش استاد در تهذيب نفس و سير و سلوك، بسيار تعيين كننده است و عارفان تأكيد فراوانى؛ آن كرده‏اند. بدون داشتن استاد، قدم نهادن در مسير سلوك، مى‏تواند آفت‏هايى براى انسان داشته باشد كه گاهى جبران‏ناپذير است. مانند وارد آوردن فشار بيش از حد بر خود و خروج از تعادل روحى و روانى بر اثر رياضت‏هاى شديد و غلبه اوهام بر ذهن انسان يا گرفتار شدن در دام كبر و عجب و يا عدم تشخيص القائات شيطانى از الهامات غيبى و آفات و مفاسد ديگر كه هر يك از آنها، براى سقوط معنوى انسان كافى است. البته در سير و سلوك، كار اصلى را خود سالك انجام مى‏دهد؛ اما استاد، نقش يك راهنماى با تجربه‏اى است را دارد كه از اين راه آگاهى دارد و از خطرات و خصوصيات آن مطلع است و وسيله حركت را به خوبى مى‏شناسد و آن را در اختيار سالك قرار مى‏دهد. گاهى انسان سالك، نيازمند ذكر خاصى است تا حالت ومقام معنوى خاصى در او ايجاد شود كه استاد آن را تشخيص مى‏دهد. همچنين مراقبت‏هايى كه سالك بايد انجام دهد - كه داراى مراتب مختلف است - تشخيص آن با استاد است. اگر مراقبه سالك بيش از توان روحى و معنوى او باشد، نمى‏تواند دوام بياورد و از ادامه راه منصرف خواهد شد. فوايد وجود استاد، فراوان است و به همين اندازه اكتفا مى‏شود. البته اين بدين معنا نيست كه انسان بدون استاد، نمى‏تواند به سعادت برسد؛ بلكه عمل به دستوراتى كه به صورت كلى و عمومى در قرآن كريم و روايات آمده است و عمل خالصانه، تقوا داشتن، پاك بودن وظيفه خود را به نحو شايسته انجام دادن، احترام به والدين و... همگى زمينه‏ساز سعادت انسان مى‏باشند و كم نبوده‏اند بندگانى كه از اين راه‏ها به قرب الهى رسيده و شايسته لطف ويژه خداوند گشته‏اند. دسترسى به استاد سير و سلوك از طريق كسانى ميسّر است كه در اين راه گام برداشته‏اند و اساتيد اين راه را مى‏شناسند. اما نكته مهم در اين رابطه، اين است كه كسانى كه به اسم ارشاد و هدايت و داشتن منصب استادى در راه معنويت، جوانان را فريب داده و آنان را از مسير حق منحرف كرده‏اند؛ در طول تاريخ اندك نبوده‏اند. كسانى كه خود بويى از حقيقت و بندگى خداوند نبرده‏اند و قدمى در اين راه برنداشته‏اند و با كتاب و سنت آشنايى ندارند و تنها به قصد منافع دنيوى و كسب شهرت و دكان باز كردن خود را استاد راه معرفى كرده و دل‏هاى پاك و با صفا و خداجوى جوانانى را كه به دنبال نداى فطرت خدايى در جست و جوى حقيقت مى‏باشند، منحرف نموده‏اند. بنابراين نمى‏توان به سادگى و بدون تحقيق كافى و اطمينان به كسى سرسپرد و او را به عنوان استاد انتخاب نمود. پس در سير و سلوك، ملازمت به دستورات شرع مقدس، اساس كار مى‏باشد و نياز به استاد را جبران مى‏كند. از آيه شريفه سوره «عنكبوت» استفاده مى‏شود كه: هر كس در راه رسيدن به رضايت و خشنودى الهى تلاش كند، خداوند او را به راه‏هاى خود هدايت مى‏نمايد: A}(والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا ان الله لمع المحسنين){A؛ «و كسانى كه در راه ما مجاهده كنند، ما به سوى راه‏هاى خود هدايتشان مى‏كنيم و خدا همواره با نيكوكاران است». اينكه مى‏فرمايد بعد از مجاهده و تلاش، مؤمن مشمول هدايت الهى مى‏شود، اشاره به اين است كه خداوند اسباب و وسايل هدايت و به عبارتى سير در طريق صراط مستقيم را برايش فراهم مى‏سازد. وقتى از آيت الله بهجت پرسيده شد؛ استادى به ما معرفى كنيد؛ فرمودند: «به هر آنچه مى‏دانيد صحيح است عمل كنيد، اگر ديديد در سيرتان وقفه‏اى رخ داده است، بدانيد از دانسته‏هاى خود عدول نموده‏ايد».
کد سوال : 710
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : . چه كار كنيم كه دلمان از معاصى خالى شود؟ و حب امور بالاتر در آن جاى گيرد؟
پاسخ : خطا و گناه آدمى، ريشه در دنيا دوستى و گرايش افراطى به لذت‏هاى مادى و طبيعى آن دارد: H}«حب الدنيا رأس كل خطيئة»{H بنابراين اگر كسى بخواهد دلش را از گناه خالى كند، بايد با ريشه و منشأ آن بستيزد و بكوشد كه از شدت محبت دنيا در دلش بكاهد و گرايش به لذت‏هاى طبيعى را در نفس خويش تعديل نمايد. كه اگر چنين كند و به استعانت خداى متعال، در اين كار سترگ موفقيتى به دست آورد؛ مى‏توان دلش را از گناه خالى كند و به جاى آن محبت خداى بزرگ و اولياى او را جايگزين نمايد. اما اينكه چرا انسان به دنيا گرايش دارد، بدين جهت است: روحى كه داراى ويژگى گرايش به فضايل است، ابتدا در قالب جسمى مى‏گنجد كه از جنس دنيا و ماده است. در واقع روح متعالى در جوار جسمى قرار مى‏گيرد كه خود به خود به ماديات و محسوسات گرايش و با آنها سر و كار دارد. به همين جهت تهذيب نفس يا خود سازى، در ابتداى حركت به سمت تكامل روحى و معنوى ضرورى است. چنان كه خداوند مى‏فرمايد: A}(قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها){A؛V}شمس (91)، آيه 9 و 10.{V هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرد رستگار شده و آن كس كه نفس خود را به گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است. تهذيب و خود سازى، شخص را از گرداب نفس بيرون آورده، موانع ترقى و كمال را از مسير او برمى دارد و تا زمانى كه وى سرگرم حجاب‏ها و درگير موانع است، راهى به معدن معرفت و چشمه توحيد و اخلاق پسنديده نخواهد برد. امام راحل در «محرم راز» به زيبايى اين معنا را به قالب نظم كشيده است: P}آن‏كه سر در كوى او نگذاشته آزاده نيست‏{E}آن‏كه جان نفكنده در درگاه او دلداده نيست‏{P P}تا اسير رنگ و بويى بوى دلبر نشنوى‏{E}هر كه اين اغلال در جانش بود آماده نيست‏{P V}محرم راز، ص‏55، مؤسسه نشر آثار امام.{V هدف از تهذيب نفس، كنار زدن حجاب‏ها و پرده هايى است كه ميان انسان و فطرت او مانع گرديده و اجازه تبلور و تجلى به آينه خدانماى فطرت را نمى دهد. اين پرده‏ها و حجاب‏ها برگرفته از گناهان، غفلت‏ها و فرو رفتن در عالم ماده و ماديات و فراموش كردن خداو آخرت و عالم ملكوت است. تمام دستورات و احكامى كه در شرع مقدس وارد شده، همگى هدف واحدى را دنبال مى‏كند و آن كم‏رنگ كردن و يا كنار زدن اين حجاب‏ها و درخشش گوهر فطرت و حقيقت انسان است كه در زير خروارها گرد و خاك غفلت و عصيان مدفون گشته است. ياد و ذكر الهى و نماز و روزه و ساير عبادت هايى كه در شريعت مقدس بر آن تأكيد گرديده، همگى در راستاى تحقق بخشيدن به هدف فوق است. ميزان تأثير اين اعمال بستگى كامل به زمينه‏هاى قبلى و توجه و اخلاص افراد دارد و به همين سبب نماز و روزه و ساير عبادات در افراد تأثيرات كاملاً مختلفى دارد. ممكن است يك نماز دو ركعتى‏فردى را تا عرش و ملكوت بالا ببرد و به او نورانيت و صفاى زيادى ببخشد، در حالى كه گاهى نماز پنجاه يا شصت ساله شخصى ديگر، تأثيرى ملموس در زندگى او ندارد؛ چون رفع موانع نكرده است... پرهيز از امورى كه با اين عبادات منافات دارد و اثر آنها را خنثى مى‏سازد، از امور بسيار مهم است؛ همانند دو نفر مريض كه هر دو به دستور دكتر عمل كرده و داروهاى خود را به موقع مى‏خورند؛ ولى يكى از چيزهاى زيان بار پرهيز مى‏كند و ديگرى بى پروا است و اهل پرهيز نمى باشد، در اين صورت سفارش و نسخه پزشك براى دومى بى اثر يا كم اثر است. امام خمينى(ره) در كتاب آداب الصلاة مطلب بسيار زيبا و كاملى در اين زمينه دارند: بايد دانست كه به حسب فطرت و جبلّت، قلب به هر چه علاقه و محبت پيدا كرد، قبله توجه آن همان محبوب است و اگر اشتغال به امرى مانع از تفكر در حال محبوب و جمال مطلوب شود؛ به مجرد آنكه آن اشتغال كم شود و آن مانع از ميان برخيزد، فورا قلب به سوى محبوب خود پرواز نموده، متعلق به دامن آن شود. اهل معارف و صاحبان جذبه الهيه، اگر داراى قوت قلب باشند و متمكن در جذبه و حب باشند، در هر مرآتى جمال محبوب و در هر موجودى كمال مطلوب را مشاهده نمايند. حضرت على(ع) فرمود: و نديدم چيزى را مگر اينكه خداى را در آن و با آن مشاهده كردم: H}«و ما رأيت شيئا الا [و ]رأيت الله فيه و معه»{H. آنان كه حب مال و رياست و شرف در دل آنها است، در خواب نيز مطلوب خود را مى‏بينند و در بيدارى به فكر محبوب خود به سر مى‏برند. بر انسان عاقل علاقه‏مند به سعادت خود لازم است اين درخت را از دل ريشه كن كند. در روايتى آمده است مولاى عارفان على(ع) جابر بن عبدالله را ديد كه آهى بر كشيد. فرمودند: اى جابر! براى دنيا آه مى‏كشى؟ جابر عرض كرد: آرى. حضرت فرمودند: اى جابر! لذت‏هاى دنيا در هفت چيز است: خوردنى، آشاميدنى، پوشيدنى، آميزشى، سوار شدنى، بوييدنى و شنيدنى. لذيذترين خوردنى عسل است و آن آب دهان حشره‏اى باشد: گواراترين آشاميدنى آب است كه بر خاك روان است؛ بهترين پوشيدنى ابريشم است و آن از آب دهان كرمى باشد؛ برترين همبستر شدنى زنانند كه از زشت‏ترين عضو آنان خواسته مى‏شود؛ بهترين سوار شدنى، اسب است و آن كشنده است؛ ارزشمندترين بوييدنى مشك است و آن خون ناف حيوانى باشد؛ بهترين شنيدنى‏ها غنا و آواز است كه آن هم گناه باشد؛ پس آدم خردمند براى چيزهايى با اين اوصاف هرگز آه نمى‏كشد. جابر بن عبدالله مى‏گويد: به خدا سوگند از آن زمان به بعد هرگز دنيا بر دلم خطور نكرد».V}ميزان الحكمه، ح 6058.{V سپس امام راحل(ره) در بيان راه عملى علاج فرموده است: «و طريق علاج عملى آن است كه معامله به ضد كند: پس اگر به مال و منال علاقه دارد، با بسط يد و صدقات واجبه و مستحبه، ريشه آن را از دل بكند و يكى از بزرگان فرموده است: دنيا بسان اندامى است كه سر آن كبر، چشم آن آز، گوش آن ولع، زبان آن ريا و خودنمايى، دست آن شهوت، پاى آن عجب، قلب آن غفلت و بى‏خبرى، بودش نيستى و ثمره‏اش زوال است. پس هر كس آن را دوست گيرد، كبر و خودبينى به او دهد و به هر كه نيكوش پندارد، حرص و ولع ارزانى كند و كسى را كه طالب او گردد به آز و طمع در اندازد و بر كسى كه او را بستايد، جامه ريا پوشاند و كسى را كه اراده آن كند، گرفتار عجب و خودبينى كند و كسى را كه به او اعتماد كند، غافل سازد و كسى را كه متاع‏هاى او پسند وى افتد، نابود سازد و كسى را كه متاع‏هاى دنيوى جمع كند و بخل بورزد به جايگاه و قرارگاهش، آتش، روانه كند».V}مصباح الشريعه، باب 32، فى صفه الدنيا.{V سرّ دادن صدقات همين كم شدن علاقه به دنيا است؛ از اين رو مستحب است كه انسان چيزى را كه دوست مى‏دارد و مورد علاقه‏اش است، صدقه دهد. بايد انسان بداند كه دنيا طورى است كه هر چه آن را بيشتر تعقيب كند و در صدد تحصيل آن باشد، علاقه‏اش به آن بيشتر شود و تأسفش از فقدان آن روز افزون گردد؛ گويى انسان طالب چيزى است كه به دست او نيست؛ گمان مى‏كند طالب فلان حد از دنيا است تا آن را ندارد تعقيبش مى‏كند و در راه آن تحمل مشاق مى‏كند و خود را به مهالك مى‏اندازد. همين كه آن حد از دنيا را به دست آورد، براى او يك امر عادى مى‏شود و عشق و علاقه‏اش مربوط مى‏شود به چيز ديگرى كه بالاى آن است و خود را براى آن به زحمت و مشقت مى‏اندازد و هيچ گاه عشقش فرو ننشيند، بلكه هر دم روز افزون شود و زحمت و تعبش بيشتر گردد و اين فطرت و جبلت را هرگز وقوفى نيست و اهل معرفت با اين فطرت، اثبات بسيارى از معارف كنند كه بيان آن از حوصله اين اوراق خارج است و اشاره به بعضى از اين مطالب در احاديث شريفه شده است، چنان‏كه در كافى شريف از حضرت باقرالعلوم(ع) روايت نموده كه «مثل حريص به دنيا مثل كرم ابريشم است كه هر چه به دور خود آن را بيشتر مى‏پيچد از خلاص شدن دورتر شود تا آنكه از اندوه بميرد» و از حضرت صادق(ع) مروى است كه «مثل دنيا مثل آب دريا است كه هر چه انسان تشنه از آن بخورد تشنه‏تر گردد تا او را بكشد».V}آداب الصلاة، باب 12.{V