• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53884
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا وقتي زني توسط مردي كشته مي شود، اولياي دم زن، بايد نصف ديه مرد را پرداخت كنند تا بتوانند حكم قصاص بگيرند؟
پاسخ : اين مسئله به اختلاف ديه زن و مرد بر مي گردد. تفاوت آن دو به معناي تفاوت ارزش آن ها نيست، زيرا ارزش انسان ها با پول سنجيده نمي شود، بلكه به خاطر مقدار مسئوليتي است كه هر يك درون خانواده دارند.مرد به عنوان كسي كه بايد هزينه خانواده (زن و فرزندان) را بپردازد و مسئوليت اقتصادي خانواده بر عهدة او است و بخش اقتصادي جامعه نيز بيشتر بر عهده آنان است.فقدان او ضربه اقتصادي و مالي بيشتري بر افراد خانواده و جامعه تحميل مي كند. براي جبران اين فقدان، مسئله دو برابر بودن ديه او مطرح شده است. در موردي كه زني را بكشد، چون با قصاص مرد، ضربه اقتصادي به خانواده تحميل مي شود، به اولياي زن تكليف شده براي جبران ضرر (در صورتي كه بخواهند قصاص كنند) نصف دية مرد را بپردازند. كاملاً روشن است مالي كه پرداخت خواهند كرد، مرد قاتل از آن بهره مند نمي شود، چون مورد قصاص قرار مي گيرد، بلكه افراد خانواده هستند كه مال به آن ها مي رسد؛ بنابراين هدف شارع از وضع اين حكم، در نظر گرفتن وضعيت خانوادة مرد است، نه خود مرد كه مورد قصاص قرار مي گيرد.
کد سوال : 53885
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا مدت روزه گرفتن متفاوت بوده، در قديم 6 ماه و حالا يك ماه است؟ چه كسي اين مسئله را بيان كرده است؟
پاسخ : از تورات و انجيل فعلي بر مي آيد كه روزه ميان يهود و نصارا بوده و اقوام و ملل ديگر هنگام رو به رو شدن با غم و اندوه روزه مي گرفته اند، چنان كه در "قاموس كتاب مقدس" آمده است: روزه به طور كلي در تمام اوقات ميان هر طائفه و هر ملت و مذهب ، در موقع ورود اندوه و زحمت غير منتظره ، معمول بوده است.(1)نيز از تورات بر مي آيد كه موسي (ع) چهل روز روزه داشته و حضرت مسيح (ع) نيز چهل روز روزه داشته است.(2)اما در اسلام به تصريح قرآن روزة ماه مبارك رمضان كه ماه نزول قرآن است، واجب شده و مدت روزه را يك ماه قمري يعني 39 يا 30 روز اعلام كرده است اين كه در اديان ديگر مدت روزه شش ماه بوده، به مدرك مستند و معتبري دست نيافتيم . اما علت اين كه چرا بايد در دين اسلام 30 روز روزه گرفت و در اديان سابق بيشتر مكلف به روزه بوده اند، از احكام تعبدي است و ما از علت و فلسفة احكام آگاهي نداريم. اصولا در احكام تعبدي و عبادي پيرو دليل شرعي هستيم، گرچه علت و فلسفة حكم را ندانيم.در عين حال برخي از احكام در اديان سابق بوده كه در اسلام برداشته شده و يا در آن تخفيف داده شده است. شايد به همين خاطر پيامبر فرموده كه "بر دين سهل و آسان مبعوث شده ام ".پي نوشت ها :1 - تفسير نمونه، ج1، ص 633، به نقل از قاموس كتاب مقدس ، ص 427.2 - همان.
کد سوال : 53886
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علت روزه گرفتن چيست و پيامبران چه دلايلي براي آن گفته اند:
پاسخ : پيامبران الهي براي هدايت انسان فرستاده شده اند. آنان براي تربيت انسان از طرف خداوند حكيم و مهربان قوانين ، احكام و دستورهايي آورده اند و هر يك از آن احكام از جهتي و يا از جهات مختلف در راهنمايي انسان به سوي سعادت نقش دارند. دين مقدس اسلام كه آخرين دين است، كامل ترين و نهايي ترين احكام مترقي را براي بشر عرضه داشته است. در اين شرع نوراني، روزه يكي از عبادت هاي مهم شمرده شده و واجب گرديده است. علت وجوبش در آيات و روايات، انسان سازي بيان گرديده است، يعني روزه در تربيت انسان نقش اساسي دارد. روزه ابعاد گوناگوني دارد و آثار فراواني از نظر مادي و معنوي در وجود انسان مي گذارد كه از همه مهم تر بعد اخلاقي و فلسفه تربيتي آن است. از فوايد مهم روزه اين است كه روح انسان را تلطيف و ارادة او را قوي و غرايز وي را تعديل مي كند و او را در مسير تقوا قرار مي دهد، نيز روح اخلاص را به ارمغان مي آورد. روزه غرايز سركش را كنترل مي كند و بر قلب انسان نور و صفا مي پاشد. خلاصه روزه انسان را از عالم حيوانيت و توجه به ماديت و لذت هاي شهواني، ترقي داده و به جهان فرشتگان و لذت هاي برتر صعود مي دهد، و در سراي آخرت از آتش جهنم نجات مي دهد. افزون بر اين ها روزه در سلامت جسم دخالت كامل دارد. نيز باعث مي شود انسان طعم تشنگي و گرسنگي را بچشد و به محرومان كمك نمايد.قرآن مي فرمايد: "اي مؤمنان! روزه بر شما نوشته شد، همان گونه كه بر كساني كه قبل از شما بودند نوشته شده ، تا پرهيزكار و با تقوا شويد".(1) حضرت امام رضا (ع) فرمود: "روزه به خاطر اين واجب شد تا ثروتمندان رنج گرسنگي و تشنگي را تحمل كنند و بدين وسيله بر حال فقرا آشنا شوند و حقوق آن را ادا كرده و به آنان كمك نمايند".(2) حضرت علي (ع) فرمود: "خداوند روزه را واجب كرد تا مردم اخلاص پيدا كنند".(3) رسول خدا (ص ) فرمود : "روزه بگيريد كه سپر آتش است".(4)نيز فرمود : "روزه بگيريد تا صحت و سلامت را به دست آوريد".(5) فاطمه زهرا (س) فرمود : "خدوند روزه را براي تثبيت اخلاص واجب كرده است".(6) پس روزه بدين جهت واجب شده كه انسان را در صراط مستقيم قرار دهد و ملكه تقوا، اخلاص ، انفاق ، رسيدگي به محرومان ، نجات از آتش جهنم و صحت و عافيت جسماني را به ارمغان آورد. خلاصه روح و جسم آدمي مفيد واقع شود و انسان را به هدفي كه براي آن آفريده شده ( رسيدن به كمال و سعادت و قرب الهي) راهنمايي كند.پي نوشت ها :1 - بقره (2) ايه 183.2 - محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ماده صوم، شماره 10913.3 - همان، شماره 10920.4 - همان، شماره 10922.5 - همان، شماره 10927.6 - همان، شماره 10914.
کد سوال : 53887
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا امام زمان(عج) در ميان ما نماينده اي دارد؟
پاسخ : امام زمان(ع) در زمان غيبت كبري نماينده خاصي ندارد. در اين دوره، علماي واجد شرايط، از سوي امام زمان(عج) نيابت عامه دارند. نيات عامه بدين معنا است كه امام شرايط و ظوابطي كلي را بيان كرده است تا در طول غيبت هر فردي كه آن ضابطه با او تطبيق كند مردم به او مراجعه نمايند و به نيابت امام، در امر دين و دنيا، مرجع شيعيان مي باشد. شرايط و ضوابطي بيان شده بر فقيهان واجد شرايط تطبيق نموده و آنان در زمان غيبت موظف هستند كه به پرسش هاي مردم پاسخ داده و به مشكلات آنان رسيدگي نمايند. در برخي از روايات نيز بدين مطلب تصريح شده است.عمربن حنظله مي گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: اگر بين دو نفر از شيعيان بر سر قرض يا ارث اختلافي پيش آيد و به حكومت و قضات مراجعه كنند آيا اين كار جايز است؟ امام فرمود: هر كس در مورد حق و باطل به آنان مراجعه كند، در حقيقت به طاغوت مراجعه كرده است و هر چه را به حكم آنان بگيرد به طور حرام گرفته است، هر چند حق ثابت او باشد، زيرا آن را به حكم طاغوت گرفته است كه خداوند امر كرده است به او كفر ورزند و انكار كنند.پرسيدم پس چه بايد بكنم؟ فرمود: بايد نگاه كنند ببينند چه كسي از شما حديث ما را روايت نموده و در حلال و حرام ما نظر افكنده و صاحب نظر شده و احكام و قوانين ما را شناخته است؛ او را به عنوان حاكم و صاحب رأي بپذيرند، زيرا من او را حاكم بر شما قرار داده ام. اگر او بر اساس حكم ما حكم كند و كسي از او نپذيرد، حكم خدا را سبك شمرده و ما را رد كرده است و كسي ما را ردّ كند، خدا را ردّ كرده است و اين ، به منزلة شرك ورزيدن به خداي متعال است.(1)اين فرمان امام فرمان كلي و عمومي است كه مفاد آن شامل همة فقهاي واجد شرايط مي شود، يعني در زمان غيبت كبري نمايندة امام فقيه و يا فقيهان واجد شرايط بوده و مردم نيز موظف هستند كه به آنان رجوع نموده و از مراجعه به قضات و حكومت هاي طاغوت پرهيز كنند.پي نوشت ها: 1. اصول كافي، ج 1، ص 67، وسايل الشيعه، ج 11، ص 99.
کد سوال : 53888
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ترانه ها و برنامه هاي پخش شده از صدا و سيما چه حكمي دارد؟
پاسخ : اكثر موسيقي هايي كه از صدا و سيما پخش مي شود، به جهت اين كه تحت نظر گروه كنترل كننده قرار دارد، حرام نيست، ولي اگر موسيقي مطرب كه مناسب با مجالس لهو و لعب باشد پخش شود، گوش دادن حرام است.
کد سوال : 53889
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا گوش كردن به موسيقي و يا صحبت كردن با نامحرم براي روزه دار اشكال دارد؟
پاسخ : گوش كردن به موسيقي مطرب و يا صحبت با نامحرم از روي شهوت گرچه حرام است، ولي روزه را باطل نمي كند، بلكه ثواب روزه را كم مي كند يا اين كه روزه نمي تواند مورد قبول الهي باشد، اگر چه صحيح است. (بين عمل مقبول نزد خداوند و عمل صحيح فرق است).
کد سوال : 53890
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظر شما راجع به اخباري ها كه تقليد از مجتهد را قبول ندارند چيست؟
پاسخ : از مدت ها قبل بين علما و فقهاي شيعه اين بحث مطرح بوده كه آيا غير از معصومان و كساني كه با وحي در ارتباط بوده اند، ديگران مي توانند از مطالب عميق قرآني استفاده كنند؟ برخي معتقد بودند ما انسان هاي معمولي كه با لسان وحي آشنا نيستيم، نمي توانيم با عقل ناقص خود از آيات استفاده كنيم، بلكه بايد به رواياتي كه براي تفسير آيات وارد شده بسنده كنيم و از خود چيزي بر آن نيفزاييم. مؤسس اين مكتب، ميرزا محمد امين استرآبادي است.(1) شخصيت هايي از قبيل شيخ يوسف بحراني و سيد نعمت الله موسوي شوشتري جزائري از علماي بزرگاخباري هستند. ملا محسن فيض كاشاني و علامه محمد باقر مجلسي را مي توان صاحب شيوه اخباري معتدل شمرد.(2) البته بين عالماني كه معروف به اخباري گري هستند، تفاوت ها و درجاتي از شدت و ضعف در اين مسلك وجود دارد. از مشخصه هاي مهم و بارز اين مكتب آن است كه در استنباط احكام شرعي فقط به ايات و روايات وارده بسنده مي كنند و مطالب گستردة اصولي و اصول عقلي را كه اصوليون آن ها را گسترش داده اند، قبول ندارند. هر جا كه روايت و دليلي نداشتند، به احتياط رو مي آورند و مسائلي از قبيل اصل برائت و مسائل عقلي از قبيل "كلّما حكم به العقل حكم به الشرع" و بالعكس (ملازمة عقليه) را قبول ندارند. برخي از اخباريون حتي در فتوا دادن به متن روايت بسنده مي كنند و عبارتي به عنوان فتوا نمي نويسند و فتواي خود را از الفاظ روايت اقتباس مي كنند. برخي از آنان از تفسير آيات پرهيز مي كنند. فقط اگر آيه اي توسط روايتي تفسير شده باشد مي پذيرند. در برابر اخباريون، اصوليون هستند. اينان در برداشت مسائل كلامي، فقهي و تفسيري آزادتر فكر مي كنند و مي گويند: قرآن ما را به فتكر و تدبر امر كرده: "آيا آن ها در قرآن تدبر نمي كنند يا بر دل هاي شان قفل نهاده شده است؟!"(3) در جاي ديگر مي فرمايد: "اين كتابي است پر بركت كه نازل كرديم تا در آيات آن تدبر كنند و خردمندان متذكر شوند".(4) علي(ع) خطاب به مردم مي فرمايد: "اكنون كتاب پروردگار ميان شما است. حلال و حرامش آشكار، فريضه ها و مستحبات، ناسخ و منسوخ، مباح و ممنوع، خاص و عام، پندها و مثل ها، مطلق ها و محدودها، محكمات و متشابهاتش همه معلوم است".(5)اصوليون گذشته از آيات و روايات در استنباط احكام شرعي، از عقل نيز استفاده مي كنند و منابع استنباط احكام شرعي را چهار (كتاب، سنت، اجماع و عقل) مي دانند. هر كجا كه دليل شرعي از قبيل آيات و روايات نبود، به اصل برائت و برخي ديگر از اصول عقلي تمسّك مي كنند، بر خلاف اخباريون كه در مسائل مستحدثه و جديد به اصل احتياط عمل مي كردند نيز از كليّاتي كه از آيات و روايات به دست مي آيد فتوا مي دهند و معتقدند فقيه مي تواند در تمامي زمينه هاي عملي، حكم شرعي را استنباط كند.بر خلاف اخباريون كه تمام روايات را داراي محبت مي دانند، اگر چه بر خلاف حكم عقل باشد. اصوليون به روايات ضعيف و غير موثق (در صورتي كه در مقابل احكام عقلي باشد) تمسك نمي كنند و به روايات ضعيف در صورتي كه پشتوانة عقلي يا شهرت فتوايي و عملي داشته باشد، توجه مي كنند.با توجه به اين كه اخباريون، اجتهاد را به معنايي كه اصولي، قبول دارند، نمي پذيرند و روايات را براي استنباط احكام شرعي كافي مي دانند، معتقدند هر كس مي تواند با رجوع به روايات، احكام شرعي را از آن دريابد. در عين حال آن ها تقليد را به طور كلي ممنوع نمي دانند. در هر حال مردم براي فهم روايات و احكام بايد به عالمان مراجعه نمايند.اگر به خوبي دقت كنيم، حتي با رجوع به روايات ضعيف و غير موثق نمي توان تمام احكام شرعي را به دست آورد و بعضي روايات با بعضي ديگر سازگاري نداشته و تزاحم دارند، كه تقيه و بسياري از مسايل مانند جاعلان حديث دخالت داشته است.اكثر قريب به اتفاق علما نظريات اخباريون را قبول ندارند و روش آنان را نمي پسندند.پي نوشت ها: 1. معارف و معاريف، ج 1، ص 618، مادة اخباريه و ج 4، ص 135 و ج 10، ص 623.2. دائره المعارف بزرگ اسلامي، ج 7، ص 160.3. محمد (47) آية 24. 4. ص (38) آية 29.5. نهج البلاغه، خطبة 1.
کد سوال : 53891
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در جهان آخرت ساداتي كه اصل و نسب آن ها به پيامبر بر مي گردد با حضرت فاطمه و حضرت خديجه محرم مي شوند؟
پاسخ : قضاوت دربارة اين كه همة ساداتي كه اصل و نسب آن ها به پيامبر(ص) و فاطمه زهرا(س) بر مي گردد، به حضرت فاطمه زهرا(س) محرم هستند يا نه، مبتني بر آن است كه احكام محرميت و عدم آن در قيامت معلوم بوده و طبق احكامي باشد كه در اين عالم وجود دارد؛ حال آن كه معلوم نيست در قيامت، احكامي اعمال گردد كه در دنيا وجود داشته است. بدين سان نمي توان قضاوت كرد كه همة سادات در قيامت با آن حضرت محرم باشند. اگر در قيامت، احكامي كه در دنيا اجرا مي شود، حاكم باشند، همة ساداتي كه اصل و نسب آن ها به فاطمه زهرا(س) بر مي گردد و از نسل و ذريه هاي وي محسوب مي شوند، بر حضرت محرم خواهند بود. در برخي روايات آمده است: "در قيامت هنگامي كه حضرت زهرا(س) حضور مي يابد، منادي صدا مي زند كه اي مردم، چشمان خويش را بپوشانيد كه حضرت زهرا(س) به سوي قصر خود مي رود".(1)در اين روايت دو احتمال وجود دارد: احتمال اوّل آن است كه دستور چشم پوشيدن به خاطر احترام به ساحت مقدس حضرت باشد.احتمال دوم آن است كه دستور چشم پوشي به خاطر نامحرم بودن مردان به آن حضرت است.اگر احتمال دوم مقصود باشد، معلوم مي گردد در آن عالم نيز احكام محرميت وجود دارد. اگر احتمال اوّل مقصود باشد، روايت مربوط به محروميت و عدم محروميت نيست.بر اين اساس قضاوت دربارة محرميت و عدم محروميت در عالم قيامت مشكل است و نمي توان دربارة محرم بودن همة سادات به فاطمه زهرا(س) قضاوت قطعي نمود.پي نوشت ها: 1. بحارالانوار، ج 7، ص 335 ـ 336.
کد سوال : 53892
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسي كه با وجود داشتن استعداد، به تحصيل خود در مقاطع دانشگاهي ادامه نداد، آيا گناه كرده و خداوند از او ناراضي است؟
پاسخ : نعمت هاي الهي كه در اختيار بشر است، چه نعمت هاي مادي چون غذا و ميوه، نيز نعمت هاي غير مادي چون عمر و جواني و استعداد و هوش و حافظه اگر به خوبي مورد استفاده قرار نگيرند، منجر به كفران نعمت خواهد شد و كفران نعمت از گناهان بزرگ است.استفاده نكردن از استعداد درخشان در تحصيل هر چند ممكن است به طور مستقيم گناه محسوب نشود، ولي از دو جهت قابل بررسي است: يك بخش آن به دنياي شخص مربوط مي شود كه عدم استفاده از موقعيت هاي مثبت، وي را سُست عنصر و عقب مانده مي كند. بخش ديگر مربوط به آخرت مي شود كه از او سؤال خواهد شد: چرا از نعمتي كه در اختيارش بوده بهره نگرفته است.به علت تراكم نامه ها سعي كنيد در مكاتبات بعدي حداكثر 10 سؤال در يك برگ كاغذ A4 سؤالات خود را بنويسيد و به نشاني ما ارسال داريد تا پاسخ برايتان ارسال گردد.
کد سوال : 53893
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از عاق فرزندان چيست؟ فرزندان چه حقوقي دارند؟
پاسخ : از نظر اسلام، همان طوري كه فرزندان به دليل عدم رعايت حقوق والدين، عاق آن ها مي شوند، والدين نيز در اثر بي توجهي به حقوق فرزندان عاق آنان مي گردند، چون هميشه حق طرفيني است. رسول اكرم(ص) در روايتي به عاق فرزند شدن تصريح كرده است.(1) حضرت در جاي ديگر مي فرمايد: "خداوند رحمت كند پدري را كه به فرزندش در راه خير كمك كند، به اين كه به او احسان كند و رفيق وي باشد و او را بياموزاند و مؤدب نمايد".(2)امام علي(ع) حق فرزند بر پدر را سه چيز مي داند: "نام نيك گذاردن و ادب آموزي و آموزش قرآن".(3) پيامبر اكرم(ص) در روايتي حق فرزند بر پدر را نام نيك نهادن و علم آموزي و فراهم كردن زمينة ازدواج دانسته اند.(4) در روايت ديگر شغل و كار مناسب نيز از حقوق فرزندان ياد شده است.(5)البته تربيت عنوان كلي است كه شيوه هاي خاصي را مي طلبد و حق سنگيني است كه متوجه والدين است. در اين راستا مهر ورزي، وفاي به عهد، رعايت عدالت بين فرزندان، احترام به فرزند، تشويق و تنبيه، كنترل دوستان، آموزش دين و احكام و قرآن داراي اهميت است. تربيت قبل از تولّد فرزند شروع مي شود و بدون هيچ وقفه اي بايد از سوي والدين دنبال گردد.در اين باره كتاب هايي چاپ شده كه بعضي از آن ها را معرفي مي كنيم:1ـ آيين تربيت، ابراهيم اميني.2ـ حقوق فرزندان در مكتب اهل بيت(ع)، محمد جواد طبسي.3ـ راهنماي پدران و مادران، محمد علي سادات.4ـ اوليا و مربيان مسئول رضا فرهاديان.پي نوشت ها: 1. بحارالانوار‍، ج 101، ص 93.2. مستدرك الوسايل، ج 15، ص 169.3. نهج البلاغه، قصار 391، فيض الاسلام.4. ميزان الحكمه، ج 4، ص 3679.5. بحارالانوار، ج 71، ص 85.