• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53854
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا دين به بعضي از سؤالات راجع به خدا جواب قانع كننده نمي دهد؟
پاسخ : دين مقدس اسلام و قرآن كريم به بهترين روش، مباحث خداشناسي را مطرح كرده و به غالب سؤالات پاسخ داده اند. با توجه به اصول و كلياتي كه قرآن و احاديث دربارة خداشناسي بيان كرده اند، پاسخ قانع كنندة همة پرسش ها راجع به خداشناسي به دست مي آيد. از ويژگي هاي اعتقادات ديني اسلام آن است كه قابل فهم و دفاع منطقي و عقلاني است، بر خلاف آموزه هاي اديان ديگر مانند مسيحيت. دانشمندان مسيحي خود اذعان دارند كه بسياري از آموزه هاي مسيحي مانند تثليث و عشاي رباني و ... قابل دفاع عقلاني و توجيه منطقي نيست، بلكه بايد تنها به آن ها ايمان آورد. اما آموزه هاي دين اسلام اين گونه نيست. براي قانع شدن و رسيدن به پاسخ منطقيِ تمام سؤالات، انسان بايد مطالعات بسياري در زمينه هاي مختلف به خصوص علوم عقلي داشته باشد، نيز بايد به منابع اصيل اسلامي مانند قرآن و تفسيرهايي مانند تفسير الميزان علامه طباطبائي و آثار دانشمنداني مانند استاد مطهري رجوع كند. هم چنين در صورتي كه در فهم مطالب با مشكل دچار شد، از آگاهان فن و عالمان بپرسد. صرفاً با بيان اين كه پاسخي براي اين سؤال وجود ندارد يا پاسخ قانع كننده اي نيست، از جستجو و تحقيق و كشف حقيقت باز نماند. اگر بعضاً اموري مانند دست نيافتن به حقيقت ذات الهي در قدرت فهم بشري نباشد، اين مسئله با دليل عقلي قابل فهم است كه چرا انسان نمي تواند حقيقت ذات خداوند را درك كند.
کد سوال : 53855
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا پيامبران و ائمه زود به شهادت رسيدند و براي آگاهي بيشتر مردم باقي نماندند؟
پاسخ : شكي نيست كه رهبري پيشوايان الهي به منظور هدايت مردم به سر منزل كمال مطلوب است. اين امر در صورتي ميسّر است كه آن ها آمادگي بهره برداري از هدايت الهي را داشته باشند. اگر چنين زمينة مساعدي بين مردم وجود نداشته باشد، حضور پيشوايان الهي بين مردم ثمري نخواهد داشت. چنان كه امام علي(ع) 25 سال خانه نشين شد و به رغم آن همه توصيه هاي رسول گرامي اسلام در مورد خلافت بلافصل علي(ع) مردم بي كفايت، زمينة رهبري حضرت را فراهم نكردند، تا رهبري و هدايت جامعه به دست نا اهلان افتاد. اصولاً تا زماني كه حضور داشت رهبري و حكومت را به دست داشت، مردم نتوانستند آن گونه كه بايد، قدر و منزلت او را بشناسند و از وجودش بهره مند شوند و كسب آگاهي كنند. بقية ائمه اطهار(ع) هم با اين كه بين جامعه حضور داشتند، ولي مردم استفاده شايسته را از وجود پر بركت شان نكردند، افزون بر اين موجبات آزار و اذيت و تبعيد و زندان شان را فراهم كردند. از ميان پيامبران تعدادي عمرهاي طولاني كردند، مثلاً حضرت نوح(ع) 950 سال يا بيشتر از آن عمر كرد و تنها حدود هشتاد نفر به او ايمان آوردند. الآن حضرت ولي عصر(ع) زنده هستند و در جامعة بشري حضور دارند، ليكن مردم شايستگي تحمل و كسب فيض از محضرش را ندارند، تا حضرت ظهور كند. خلاصه اين كه مردم بودند كه از ائمة اطهار(ع) بهرة كافي نبردند و آنان را يكي پس از ديگري به شهادت رساندند. بعد از رحلت شان بود كه مردم تا حدي به قدرت و منزلت آن ها گاهي يافتند و به دنبال اسرار و علومي كه از آن ها باقي مانده بود، شتافتند. البته نبايد محدوديت هايي را كه از طرف خلفا و حاكمان وقت در حق امامان اِعمال شد و در عدم بهره مندي مردم از فيض وجودشان مؤثر بود، از نظر دور داشت. بنابراين وجود امام بين جامعه مسئله اي است و استفاده از وجودش مسئلة ديگر. مطلب اساسي استفاده از وجود و راهنمايي هاي امام و پيامبر است. اكنون قرآن (كه كتاب هدايت است و هر كس به آن عمل كند رستگار خواهد شد) بين ما وجود دارد. نيز روايات و سخنان گهر بار امامان ميان ما باقي مانده است، اگر به همين مقداري كه در آن ها باقي مانده، بتوانيم عمل كرده و بهره مند شويم، به خوشبختي و فهم و معرفت عظيمي نائل خواهيم شد. اگر به انصاف قضاوت كنيم، خواهيم ديد كه عمل كننده به قرآن و روايات معصومين(ع) چه قدر كم است. اين همه بي عدالتي ها، گراني ها، دروغ ها، كلاهبرداري ها، حيف و ميل بيت المال، رشوه خواري ها، كم كاري ها، اختلاف هاي خانوادگي، تجاوز به حقوق ديگران، افزايش جرم و جنايت، شلوغ شدن دادگستري ها و كلانتري ها همه و همه از عمل نكردن به احكام نوراني اسلام و قرآن و روايات معصومين(ع) ناشي مي شود، در حالي كه قرآن و احاديث اهل بيت(ع) بين ما وجود دارد.
کد سوال : 53856
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عالم و جهان تا چه محدوده اي است؟
پاسخ : دربارة ابعاد جهان مادي و محسوس (اعم از آسمان و زمين يعني جهان اجسام كه ديدني و حسّي است) دانشمندان دو گونه نظر داده اند: 1ـ برخي مدعي هستند كه ابعاد جهان محدود و متناهي است، يعني جهان محسوس به جايي مي رسد كه در آن جا ديگر تمام مي شود. 2ـ برخي ديگر مدعي هستند كه ابعاد جهان مادي نامحدود است و از هيچ طرف پايان نمي پذيرد. جهان ماده اوّل و آخر و وسط ندارد. فرضاً اگر بخواهيم با سرعت نور به خط مستقيم رو به يك جهت حركت كنيم، به جايي نمي رسيم كه آخرش باشد. اگر ميلياردها سال نوري حركت كنيم، از نظر فضاي بي منتهاي عالم مثل آن است كه سر جاي خود ايستاده ايم.(1) بنابراين نظر جهان محدود نيست تا بگوييم محدوده اش چقدر است و بنابر محدوديت جهان نيز كسي نتوانسته است، اندازه و حدودي براي جهان مشخص كند. به عقيده فيلسوفان و بر اساس منابع ديني، غير از عالم مادي، عالم ديگري وجود دارد كه عالم مجردات (عالم موجودات غير مادي) ناميده مي شود. چنين عالمي محدود به هيچ حد زماني و مكاني نيست و اصولاً در حيطة زمان و مكان داخل نمي شود؛ زيرا مكان از جسم انتزاع مي شود و زمان از حضرت اجسام و چون آن عالم، عالم اجسام مادي نيست، فرض زمان و مكان ندارد.پي نوشت ها: 1. مرتضي مطهري، مجموعة آثار، ج 2، ص 93؛ دائره المعارف مصاحب، ماده جهان.
کد سوال : 53857
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فلسفة تقصير (كوتاه كردن سر و ناخن) چيست؟
پاسخ : تقصير يكي ازواجبات حج و عمره است و با تقصير كردن عمده محرمات احرام بر انسان حلال مي شود. شايد رمزش اين باشد كه انسان در مقام عبوديت پروردگار عالم از محسنات و زيبايي هاي ظاهري خود نيز بايد بگذرد و به اصطلاح به خواهش هاي نفساني نه بگويد و در برابر فرامين الهي سر فرود آورد و تسليم گردد.نيز ممكن است فلسفه اش اين باشد كه حاجي توجه پيدا كند به اين كه چنانچه مو يا ناخنش را از بدنش جدا مي كند و به دور مي ريزد ، خداي مهربان نير به خاطر نيت خالص و اعمال خالصانه او گناهانش را بخشيده و روحش را از آلودگي ها پاك نموده است، يا به انسان تعليم مي دهد همان گونه كه بدن را از مو و ناخن جدا مي كني، روح را نيز از آلودگي ها پيراسته كن. امام زين العابدين (ع) به "شبلي" كه حج انجام داده بود فرمود:"موقعي كه سرت را به عنوان "حلق" تراشيدي، اين گونه نيست نيت كردي كه از ناپاكي ها و گناهان پاك شدي، مثل اين كه از مادرت متولد شده اي".(2)همانند رمي جمرات كه به سوي شيطان سنگ پرتاب مي كنند كه آموزش نفي و دور كردن شيطان از وجود خود است.پي نوشت ها :1 - آيت الله جوادي آملي، صهباي حج ، ص 347، به نقل از مستدرك الوسائل ، ج10 ، ص 166.
کد سوال : 53858
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در موقع طواف واجب خانة خدا وقتي كه احتياج به تجديد وضو داشته باشيم، چه بايد كرد؟
پاسخ : اگر در حال طواف واجب نياز به تجديد وضو شد، چنانچه بعد از تمام شدن شوط (دور) چهارم باشد، پس از تجديد وضو از همان جايي كه طواف را قطع كرده، بقيه طواف را انجام مي دهد تا هفت شوط تمام شود. و طوافش صحيح است. اگر پيش از شوط چهارم وضو باطل شود. بايد وضو بگيرد و بنابر احتياط اول از جايي كه قطع كرده است، شروع كند و بقيه شوط ها را تمام نمايد و بعد طواف را (هفت شوط) اعاده مي كند.(1)در مكاتبات بعدي، مرجع تقليدتان را مشخص كنيد تا براساس فتواي وي پاسخ داده شود.پي نوشت ها :1 - امام خميني ، تحريرالوسيله ، ج1، ص 430 ، مسئله 1.
کد سوال : 53859
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در حال احرام زن و شوهر به هم حرام مي شوند؟
پاسخ : حج مجموعة منظمي از يك سلسله عبادت هاي خاص است كه هر يك به تنهايي در خور توجه است. همان طور كه با تكبيرةالأحرام نماز، بسياري از كارها كه با روح عبادت ناسازگار است، بر نماز گزار تحريم مي شود (مبطلات نماز) و با سلام آخر نماز ممنوعيت ها برطرف مي گردد، هم چنان كه با نيت روزه گرفتن و ورود به صبحگاه بسياري از اموري كه با روح اين عبادت و آزمون الهي مناسب نيست (مبطلات روزه) بر او حرام مي شود و با رسيدن شامگاه حلال مي گردد، در حج و عمره نيز با احترام و لبيك گفتن، بسياري از امور كه جنبة تعبدي در پرهيز از آن ها قوي بوده و آزمون الهي در آن ها بسيار نيرومند است، از جمله تماس هاي شهواني با همسر حرام شده است، و اين حرمت علاوه بر تماس محرمانه با زن در مورد امور ديگر نيز مي باشد.لبيك گفتن و محرم شدن به معناي پاسخ دادن به نداي وحي و اجابت دعوت الهي است، از اين رو حج گزاران راستين و زائران حقيقي كعبه هنگام لبيك گفتن، آن چنان بيمناك مي شوند كه رنگ آنان زرد شده و صداي شان مي گرفت ، و گاه بيهوش مي شدند، و مي گفتند: مي ترسيم به لبيك ما پاسخ "نه" داده شود حاجي با بيك با خدا پيمان مي بندد كه پس از آن جز به طاعت خدا زبان نگشايد. احرام بستن حاجي بدين معنا است كه : خدايا، ارتباطم را از غير تو گسستم، تا به لطف تو بپيوندم. يكي از مصاديق گسستن از غير خدا پشت پا زدن به ارتباط هاي جنسي و شهواني با همسر است، از اين رو اين گونه ارتباط ها در احرام حج و عمره حرام گرديده است.
کد سوال : 53860
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا هنگام طواف واجب خانة خدا دست زدن به خانة خدا و حجر اسماعيل حرام مي باشد؟
پاسخ : يكي از واجبات طواف اين است كه دور خانه خدا انجام گيرد و كعبه در داخل طواف واقع شود و چون برخي از فقها ، شاذروان را نيز جزء كعبه مي دانند و ممكن است با دست گذاشتن روي ديوار حجر اسماعيل و با دست گذاشتن به ديوار كعبه در جايي كه شاذروان است، طواف از داخل كعبه انجام گيرد، بعضي از مراجع معظم تقليد مانند آيت الله بهجت و آيت الله فاضل لنكراني و صافي گلپايگاني فرموده اند كه : بنابر احتياط در حال طواف دست گذاشتن روي ديوار حجر اسماعيل و دست گذاشتن روي ديوار كعبه در جايي كه شاذروان است جايز نيست، ولي اكثر مراجع تقليد دست گذاشتن روي ديوار حجر اسماعيل و به ديوار كعبه را در جايي كه شاذروان است جايز مي دانند.(1)پي نوشت ها :1 - امام خميني، مناسك حج (با حواشي مراجع) ص 237، مسئله 599 و 600.
کد سوال : 53861
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : صبر يعني چه؟ توضيح كامل دهيد.
پاسخ : صبر به معناي حفظ نفس از اضطراب و جزع و سكون و آرامش يافتن آن است.(1) البته در اذهان عمومي صبر، به معناي سكوت كردن و تسليم شدن و دست كشيدن از تلاش است اما با بررسي منابع اسلامي روشن مي شود كه صبر بر خلاف اين برداشت غلط، به معناي ايستادگي در برابر حوادث و درگيري مداوم با مشكلات مي باشد. از پيامبر اكرم (ص) روايت شده كه از جبرئيل پرسيدند: معني صبر چيست؟ جبرئيل گفت: صبر آن است كه در سختي صبر پيشه كني، چنان كه در خوشي هستي، و در تهيدستي آن چنان كه در بي نيازي ، و در بلاها چنان كه در سلامتي هستي، صبر كني و از حال خود و بلايي كه به تو رسيده است، نزد هيچ مخلوقي شكايت نكني.(2) پيامبر اكرم (ص) صبر را سه قسم كرده است:صبر بر معصيت و صبر بر طاعت خدا و صبر بر مصيبت(3) منظور از صبر بر طاعت ايستادگي در برابر مشكلات اطاعت فرمان الهي است، مثل صبر در برابر انجام فرائض مانند نماز و روزه و غيره. منظور از صبر بر معصيت ، ايستادگي در برابر هوا و هوس و ترك معصيت و نافرماني خدا است. منظور از صبر بر مصيبت، مقاومت در برابر ناملايمات زندگي و بلاياي طبيعي و بيماري ها و مشكلات زندگي است. البته صبر بر معصيت مهم تر و سخت تر از همه مي باشد.اين ضعف اخلاقي در اسلام از اهميت خاصي برخوردار است، به طوري كه در قرآن مجيد بيش از هفتاد بار وارد شده و نزديك به نهصد حديث از پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) درباره آن آمده است. (4)چنانچه در هر يك از پاسخ ها ، نظري داشته يا پاسخ را گويا نيافتيد، در نامه هاي بعدي ياد آور شويد تا پاسخ تكميلي ارسال شود.پي نوشت ها :1 - التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج6، ص 206.2 - معاني الاخبار، ص 261.3 - بحارالانوار ، ج 68، ص 77.4 - مكارم شيرازي، اخلاق در قرآن ، ج2، ص 446 - 447.
کد سوال : 53862
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر چه عصر انبياي الهي به پايان رسيده ، ولي آيا كسي مي تواند به مقام و مرتبتي كه پيامبران دست يافته اند، دست يابند؟
پاسخ : پيامبران الهي ، همانند ديگران ، انسان هاي عادي بودند كه در سايه تهذيب نفس و طهارت و پاكي به مقامي رسيده اند كه بتوانند به مقام بلند و رفيع دريافت وحي الهي دست يابند ، اما رسيدن به اين مقام اختصاص به پيامبران نداشته، بلكه هر انساني در اين ميدان مسابقه مي تواند به رتبه اي كه پيامبران دست يافته اند، دست يابند.كاملا روشن است كه راه ارتباط و اتصال معنوي با پروردگار و رسيدن به درجات بالاي انساني ، مخصوص پيامبران نيست. در ايات قرآن از افرادي سخن به ميان آمده كه از زندگي معنوي نيرومندي برخوردار بوده، با فرشتگان هم سخن بوده و امور خارق العاده از آنان سر مي زند، بي آن كه پيامبر باشند. بهترين مثال حضرت مريم، دختر عمران است كه قرآن داستان هاي شگفت انگيزي از او نقل كرده است(1).قرآن كريم در آياتي چند راه الهام و رسيدن به مدارج عالي انساني و مقامات معنوي را بر همه كساني كه باطن خويش را پاك كنند باز گذاشته است، از جمله مي فرمايد:"آنان كه در راه ما كوشش كنند، راه هاي خود را به آنان مي نماياينم".(2)در رواياتي از پيشوايان دين (ع) اين مسئله را به خوبي مي يابيم. پيامبر (ص) فرمود: "خداوند بندگاني دارد كه پيامبر نيستند، اما پيامبر بر آنان رشك مي برد".(3)در روايت معروف از پيامبر (ص) به نحو صريح آمده است: "دانشمندان امت من همانند پيامبران بني اسرائيل هستند".حضرت امير (ع) مي فرمايد: "همواره چنين بوده و هست كه خداوند در هر برهه اي از زمان و در زمان هايي كه پيامبري نبوده ، بندگاني داشته و دارد كه در سر ضميرشان با آنان راز مي گويد و از راه عقل شان با آن ها سخن مي گويد".(5)صدرالمتألهين شيرازي مي گويد: "وحي يعني نزول فرشته بر گوش و بر دل به منظور مأموريت پيامبر، هر چند بريده شده است و ديگر فرشته اي بر كسي نازل نمي شود، ولي باب الهام و اشراق هرگز بسته نشده و نخواهد شد و ممكن نيست اين راه مسدود شود".(6)در عين حال بايد توجه داشت كه بعضي از مقام و مراتب به جهت مقام رسالت و نبوت و ابلاغ پيام الهي (بي كم و كاست) اختصاص به پيامبران دارد؛ مصونيت و عصمت خاص كه عصمت از سهو و اشتباه و خطا در ابلاغ پيام الهي است، اختصاص به پيامبران دارد، اگر چه مراتب ديگر عصمت مانند عصمت از گناه مي تواند براي ديگران دست يافتني باشد.پي نوشت ها :1 - استاد مطهري ،مجموعه آثار ، ج 3، ص (170 - 169).2 - عنكبوت (29)آيه 69.3 - مجموعه آثار ، ج3، ص 171.4 - مستدرك حاجي نوري، ج17، ص 320.5 - نهج البلاغه صبحي صالح، خطبه 222، ص 342.6 - مجموعه آثار، همان ص 172.
کد سوال : 53863
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مسيحيت راهي آسان براي رسيدن به كمال و قرب الهي است؟
پاسخ : در ابتدا پرسش بسيار عجيب مي نمايد كه چگونه مي تواند ديني كه نسبت به آئين پس از خود ناقص است، در رساندن انسان به كمال و قرب الهي كه هدف اساسي اديان است، موفق تر و آسان تر باشد؟ اما هنگامي كه انسان با تبليغات مسيحيان و به آموزه ها و احكام مسيحيت برخورد مي نمايد، هدف از اين گفته را متوجه مي شود كه چرا چنين بيان مي شود؟در دين مسيحيت فعلي ما با احكام و تكاليف چنداني برخورد نمي كنيم، همه چيز در آن به آساني حل مي شود و با تسامح و تساهل از كنار هر چيزي مي گذرد اما آيا مسيحيت واقعي چنين بوده است؟ آيا آن چه را كه حضرت عيسي به پيروان خود گفته بود، اين است كه شما بدون سعي و تلاش مي توانيد به كمال و قرب الهي برسيد؟ ايا برخلاف حكم الهي در قرآن سخن گفته است كه مي فرمايد: "ليس للانسان الا ما سعي؛ (1) براي هيچ انساني نيست مگر به همان اندازه كه كوشش و تلاش نموده است"؟ واقعيت اين است كه اين مسئله برخلاف تعاليم حضرت مسيح و برخلاف عقل سليم است. چيزي كه به نام مسيحيت امروز وجود دارد، جز فاصله گرفتن از پيام پيامبر آسماني نيست.حضرت مسيح فرمود كه من نيامده ام تا تورات را باطل سازم، بلكه مي خواهم آن را به كمال برسانم. اين نكته حتي در انجيل وجود دارد. بدين ترتيب تمام آنچه از احكام و تكاليف در دين يهود وجود داشته، در مسيحيت وجود دارد، به اضافه تكاليفي كه حضرت مسيح فرموده است. هنگامي كه به تكاليف ديني يهود نگاه مي كنيم، متوجه مي شويم كه وظايف سنگين در آن فراوان است، كه به عنوان نمونه مي توان به موارد ذيل اشاره كرد: سنگسار در ازاي عبادت شرك آلود، كشتن تمامي افراد بيگانه، كشته شدن در ازاي بي احترامي به پدر و مادر، كشته شدن در ازاي كار كردن در روز شنبه و... در دين مسيحيت همه اين احكام معتبر است، به اضافه چيزهايي مانند رهبانيت و ترك ازدواج كه منطقي نبوده و اصولا به طور عام قابل پياده شدن نيست.اما امروزه در دنياي مسيحيت اين احكام و تكاليف به كلي ناديده گرفته مي شود و يا فقط عده اي خاص كه تارك دنيا و راهب شده اند، به اين تكاليف توجه نموده و عمل مي كنند و در واقع مسيحيان واقعي چنين افرادي هستند.بنابراين آنچه در تبليغات وانمود مي شود كه مسيحيت راه و شريعت آسان براي رسيدن به خدا است، كاملا نادرست است.در عين حال اين باور از نظر آيات و عقل سليم كاملا مردود است. در آيات تنها در نتيجه سعي و تلاش مي توان به كمال و قرب الهي رسيد. نابرده رنج گنج ميسر نمي شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرداز پيشوايان معصوم (ع) آمده كه : "بهشت با سختي ها پيچيده شده و دوزخ با شهوات" هر عمل نيك اگر چه ذره اي باشد، انسان پاداش و كيفر آن را مي بيند. هيچ گاه كار نيك و بد با هم يكسان نيستند.دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر كاي نور چشم من به جز از كشته ندروي انسان بايد براي رسيدن به مقام قرب الهي ، راه هاي بسيار را طي نموده و با سختي ها و مشكلات بسياري آزموده مي شود. پس از موفقيت در آزمون ها و عبور از سختي ها و در افتادن با ديوان و ددان و پشت كردن به هواهاي نفساني و پشت سر گذاشتن وادي هاي بسيار است كه به مقام قرب الهي مي رسد.نازپرورده تنعم نبرد ره به جاي عاشقي شيوه رندان بلاكش باشدتا شدم حلقه به گوش ميخانة عشق هر دم ايد غمي از نو به مبارك بادمالا يا ايها الساقي ادركاسا و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكل هاانسان موجودي است كه تنها در سايه آزموده هاي الهي (كه احكام و تكاليف از آن جمله اند) كه در دنيا واقع شده و با موفقيت و سربلندي از آزمون ها مي تواند به بالاترين مراتب كمال دست يابد، همانند فلزي كه در كوره هاي مختلف، حرارت و آب ديده مي شود تا سرانجام فلز خالص به دست آيد. هر چه بيشتر حرارت ببيند و از صافي هاي بيشتري رد شود، خالص تر مي شود.البته اين بدان معنا نيست كه اگر انسان به بالاترين مرتبه دست نيافته ، بدبخت و شكست خورده باشد، بلكه انسان ها متفاوت اند، و هر يك از آن ها مي تواند به مراتبي از كمال و قرب الهي نائل شود. هر چه تلاش و مجاهدت و موفقيت در آزموه هاي الهي بيشتر باشد، قرب به حق تعالي بيشتر است.اين سخنان در صورتي است كه حقيقت مسيحيت را دست نخورده و تحريف نشده بدانيم ، اما گر دقيق تر به مسئله نگاه كنيم، مسيحيت فعلي نه تنها آسان تر و بهترين راه براي رسيدن به سعادت و كمال نيست، بلكه حتي در حد دين مسيحيت واقعي (كه نسبت به دين اسلام ناقص تر است) موفق نمي باشد و نمي تواند به سعادت و قرب الهي برساند.وجود جعل و تحريف در اين آيين انجيل كه به وسيله حواريون پس از عروج حضرت عيسي نوشته شد ، كاملا مشهود است. در طول تاريخ بر اثر عدم اهتمام مردم به حفظ و نگهداري صحيح اين كتاب ، قسمت هايي از آن گم شده است. متأسفانه اين آيين آسماني از جمله ادياني است كه از دستبرد زمان و تحريف سودجويان و فتنه منحرفان در امان نمانده و در موارد بسياري دچار اشتباه و نقصان شده است. در نتيجه امروز ديگر حتي نمي توان بر اين آيين به عنوان طريقي براي كمال و قرب الهي پاي فشرد و آن را پذيرفت ، تا چه رسد به آسان ترين و بهترين راه.پي نوشت ها :1 - نجم (53) آيه 39.