• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53744
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا با وجود حرام بودن براي مردان انواع طلاجات براي مردان در كارگاه هاي طلاسازي ساخته مي شود؟ فلسفة حرام بودن طلا براي مردان چيست؟
پاسخ : طلاسازان چون مي بينند ساختة دست آنان مشتري دارد مي سازند. اگر مردم طلاجاتي را كه براي مردان حرام است نخرند، طلاسازان ديگر نمي سازند، يا شايد آنها طلا را بدون در نظر گرفتن براي جنس خاص مي سازند اما مردان از آن استفاده مي كنند.دليل بر حرمت استفاده مردان از طلا رواياتى است از پيامبر(ص)، به چند نمونه آن‏ها اشاره مى‏كنيم:1 - قال الصادق(ع) قال رسول الله (ص) لأميرالمؤمنين(ع): لا تختم بالذهب فانه زينتك فى الاخرة؛ پيامبر(ص) به على(ع) فرمود: از انگشتر طلا پرهيز كن، زيرا آن زينت تو در آخرت خواهد بود.(1)2 - امام باقر(ع) فرمود: پيامبر(ص) به على(ع) فرمود: من براى تو دوست دارم آن چه را كه براى خودم دوست دارم و نمى‏پسندم براى تو آن چه را كه براى خود نمى‏پسندم. اى على! انگشتر طلا به دست نكن. آن زينت تو در آخرت خواهد بود.(2)3 - از امام باقر(ع) درباره پوشيدن انگشتر طلا سؤال كردند. حضرت فرمود: "نبايد مردان آن را به دست كنند".(3)5 - در حديث ديگر پيامبر از هفت چيز نهى كرد. يكى انگشتر طلا بود.(4)از روايات استفاده مى‏شود پوشيدن انگشتر طلا بر مرد جايز نيست و از مناهى نبى(ص) است.گذشته از آن چه ذكر شد، استفاده طلا براى مرد آثار بد روحى و اجتماعى دارد. اگر مردان انگشتر طلا به دست كنند، روحيه تكبر به وجود مى‏آيد و حتى رواج تجمل گرايى در جامعه مى‏شود.رسيدن به مرحله عبوديت پروردگار كه مقصود اسلام است، با اين گونه روحيات سازش ندارد.پى‏نوشت‏ها: 1 - وسائل الشيعه، ج‏3، ص 299.2 - وسائل الشيعه، ج‏3، ص 299، ص 300.3 - همان.4 - همان.5 - همان، ص 301.
کد سوال : 53745
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در صورت يافتن مبلغ هنگفتي پول نقد كه نشانه خاصّي در آن نباشد و صاحب آن مشخص نگردد، تكليف چيست؟
پاسخ : مالي كه انسان پيدا مي كند، اگر نشانة خاصي نداشته باشد كه به واسطة آن صاحبش معلوم شود، احتياط واجب آن است كه از طرف صاحبش آن را صدقه بدهد. اگر مالي كه پيدا شده، قيمتش از 6/12 نخود نقره كه قيمت تقريبي آن الان 300 تومان است بيشتر باشد، بايد تا مدت يك سال در همان محل اعلام نمايد. اگر از يافتن صاحب آن نااميد شد، بايد آن يا قيمتش را به نيّت صاحبش صدقه بدهد.پي نوشت ها : 1 - توضيح المسائل مراجع، مسئلة 2564 و 2567 و 2568.
کد سوال : 53746
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در صورتي كه مرد، سهواّ نمازهاي صبح و مغرب و عشا را با صداي آهسته بخواند ، آيا نمازش اشكال دارد؟
پاسخ : اگر در جايي كه بايد نماز را بلند بخواند، عمداً آهسته بخواند يا در جايي كه بايد آهسته بخواند، عمداً بلند بخواند، نمازش باطل است.اگر از روي فراموشي (سهواً) يا ندانستن مسأله باشد، صحيح است.اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده، لازم نيست مقداري را كه خوانده دوباره بخواند، بلكه بقيه را با صداي بلند بخواند، كفايت مي كند.پي نوشت ها : 1 - توضيح المسائل مراجع، ج1، ص 571، مسأله 995.
کد سوال : 53747
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روش هاي دست يابي به مباني قرآن به صورت كلي چيست؟
پاسخ : پرسش شما قدري ابهام دارد. اگر مقصود مباني و روش هاي تفسير قرآن به صورت كلي باشد، در پاسخ گفته مي شود: دانش تفسير كه يكي از اصيل ترين دانش اسلامي است، همانند دانش هاي ديگر نيازمند به چند چيز است:1 - موضوع: موضوع علم تفسير كه قرآن كريم است.2 - هدف: هدف علم تفسير فهم مقصود آيه ها است.3 - مباني؛ و روش تفسير كه چگونگي كشف معاني و مقاصد قرآن است.مباني به ديدگاه ها و پيشفرض هاي بنيادي در تفسير اطلاق مي شود كه پذيرش يا ردّ آن ها در نفي و اثبات تفسير مؤثّر است. اين مباني به دو دسته : مباني صدوري و مباني دلالي قابل تقسيم است.روش صحيح تفسيري از ويژگي خاصي برخوردار است و شناخت روش ها و گرايش هاي تفسيري براي هر مفسّر قرآن لازم است.مقصوداز "روش" استفاده از ابزار يا منبع خاصّ در تفسير قرآن است كه معاني و مقصود آيه را روشن ساخته و نتايج مشخّص را به دست مي دهد.روش هاي تفسير قرآن را به دو روش : 1 - صحيح و معتبر،2 - باطل و غير معتبر تقسيم كرده اند.به بيان ديگر: مربوط به پذيرش نوع و شيوة استناد به منابع است روش تفسير توجه: هر كدام از اين روش ها و چگونگي اعتبار آنها در جاي خود بايد بحث شود.مفسّران براساس تخصصي كه در علم خاصّ داشته يا براساس علاقه و ذوقي كه به يك علم يا مبحث خاصّ داشته اند، در نگارش تفسير به طرف همان بحث يا علم روي آورده و مطالب آن را در تفسير خود بيشتر مطرح كرده اند، از اين رو گرايش ها و سبك هاي تفسيري متفاوتي به وجود آمده است، از جمله گرايش ها و سبك هايي (2) كه در اين نمودار مشخص شده است: پي نوشت ها : 1 - محمد كاظم شاكر، مباني و روش هاي تفسير، ص 55 - 54.2 - دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، روش ها و گرايش اي تفسير قرآن، ص 21 - 37.
کد سوال : 53748
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : غيبت در چه مواردي حرام نيست و گناه محسوب نمي شود؟
پاسخ : يكى از آفات زيانبار زبان كه از گناهان بزرگ به شمار مى رود غيبت است. موارد جواز غيبت از فقها عبارت است از:1- دادخواهي: اگر انسان براى دادخواهى نزد كسى كه مى تواند حق او را بگيرد از ديگرى كه بر او ظلم نموده،‌ تظلّم و دادخواهى كند به گونه اى كه مستلزم ذكر نام او باشد اشكال ندارد.(1)2- غيبت كردن از كسى كه فسق اش آشكار باشد نه پنهاني، مثل اين كه ظرف شراب را آشكارا در خيابان و بازار به دست گرفته، بياشامد،‌ همچنين كسى كه پردة حيا را انداخته، در حضور مردم از گناه كردن حيا نمى كند، مثلاً كسى كه ريش تراش است بگوييم ريش تراش است. قدر مسلّم جواز غيبت، گناهى است كه آشكارا به جا مى آورد.(2)3- جرح شاهد يا راوي: هنگامى كه انسان ببيند شخص فاسقى در دادگاه بر امرى شهادت مى دهد يا روايتى نقل مى كند، براى حفظ حقوق مسلمانان و احكام شرع بايد هر چه دربارة او مى داند، بيان كند.(3)4- نُصْح مستشبر: هرگاه مسلمانى با كسى در خصوص معامله اى يا شناخت شخص ديگرى مشورت نمود، و طرف مشورت، عيبى از شخص مى داند كه اگر نگويد معامله صورت مى گيرد و مسلمان به ضرر مى افتد يا اين كه امرى تحقق مى شود كه مشورت كننده لطمة جبران ناپذيرى مى بيند، ذكر عيب مانعى ندارد.(4)5- غيبت كردن به قصد نهى از منكر، با شرايط آن مانعى ندارد؛ به اين معنا كه هر گاه منكرى را از مسلمانى ببيند و بداند اگر غيبتش را بكند، آن را ترك مى كند جايز است، ولى اگر احتمال بدهد آن را ترك كرده، ذكر آن جايز نيست.اگر مفسدة هتك آبروى مسلمان، بيشتر از مفسدة منكرى كه مشغول آن است باشد، غيبت كردنش جايز نيست، هر چند يقين داشته باشد كه به واسطة غيبت كردن، آن گناه را ترك خواهد كرد.6- ذكر كردن كسى به عيب و نقصى كه به آن مشهور و نشانه اش شده است مانند احول (چشم چپ) و اعرج (شل)، ليكن در صورتى كه قصد عيب جويى نداشته و فقط به منظور معرفى و شناساندن شخص باشد و طرف از ذكر اين القاب ناراحت نباشد. در غير اين صورت بايد از اين القاب استفاده نكند چون موجب رنجش و آزار برادر دينى مى شود.(5)7- ردّ ادعاي كسى كه به دروغ به خود نسبتى مى دهد: رد كردن كسى كه به دروغ ادعاى نسبتى كند، زيرا مصلحت حفظ انساب و خانواده ها، مقدّم بر مفسدة هتك ادعا كننده است.(6)8- به طور كلى هر موردى كه مصلحت غيبت كردن،‌ از مفسدة هتك احترام مؤمن بيشتر باشد، مانند شهادت دادن در مواردى كه لازم است.(7)پي نوشت ها : [1] سيد عبدالله شبّر، اخلاق، ‌ترجمة‌محمد رضا جباران، ص 239. [2] آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب، گناهان كبيره، ج 2، ص 280. [3] سيد عبدالله شبّر، اخلاق، ترجمة محمد رضا جباران، ص 240. [4] آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب، گناهان كبيره، ج 2، ص 281. [5] همان، ص 282. [6] همان. [7] همان.
کد سوال : 53749
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در چه مواردي مي توان غسل ارتماسي انجام داد؟ نحوة انجام اين غسل به چه صورت است؟
پاسخ : انسان در هر زمان كه نياز به غسل پيدا كند، مي تواند غسل ارتماسي يا ترتيبي انجام دهد و فرقي ميان آن دو نيست و مورد خاص ندارد. در غسل ارتماسي بايدپيش از غسل تمام بدن پاك باشد، نيز بايد غسل ارتماسي در حوض يا استخر يا دريا و يا آبشاري كه آب آن يك مرتبه تمام بدن را فرا مي گيرد، انجام شود.شيوة انجام آن بدين ترتيب است: (1)1 - اگر انسان به نيت غسل ارتماسي به تدريج يا دفعي در آب فرو رود تا تمام بدن زير آب رود، غسل او صحيح است و احتياط آن است كه يك دفعه زير آب رود.(2)پي نوشت ها : 1 - توضيح المسائل مراجع، ج1، ص 233، مسئلة 367 و ذيل آن.2 - همان، ج1، ص 232.
کد سوال : 53750
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اهداف اساسي برپايي نماز چيست؟
پاسخ : پى بردن به تمام آثار و فلسفه نماز و عبادت شايد در توان بشر عادى نباشد، در آيات قرآن و از طريق پيامبر و پيشوايان دينى نيز تنها بخشى از آثار و حكمت‏هاى نماز و عبادت بيان شده است. با توجه به آيات و روايات در اين زمينه، برخى از آثار و حكمت‏ها چنين است: 1 - قرب معنوى يكى از آثار بسيار مهم نماز قرب به خداوند است. اين اثر روح عبادت و نماز را تشكيل مى‏دهد و يكى از آيات قرآن هدف آفرينش انسان عبادت بيان شده است (1) كه حكايت گر بعد معنوى نماز و اهميت آن است، امام على(ع) فرمود: "الصلوة قربان لكل تقى (2)، نماز وسيله تقرب هر پرهيز كارى به خداوند است". در برخى از روايات از نماز به عنوان معراج مؤمن ياد شده كه اشاره به آثار معنوى آن مى‏باشد. 2 - ياد خدا و آرامش روانى در قرآن آمده است: "اقم الصلوة لذكرى(3)، نماز را بر پا دار تا به ياد من باشى". يكى از نويسندگان در تفسير اين آيه مى‏نويسد: "روح واساس و هدف و پايه و مقدمه و نتيجه و بالاخره فلسفه نماز همان ياد خدا است. همان "ذكر اللَّه" است كه در آيه فوق به عنوان برترين نتيجه بيان شده است"(4) ذكر و ياد خداوند نقش تعيين كننده در آرامش روانى دارد. نماز به عنوان ذكر خدا به انسان‏هاى نماز گذار آرامش مى‏دهد، "ألا بذكر اللَّه تطمئن القلوب(5)، آگاه باشيد ياد خدا مايه اطمينان است". 3 - عامل باز دارنده از گناه يكى از آثار مهم نماز جلوگير از گناه است: "إنّ الصلوة تنهى عن الفحشا و المنكر"(6). طبيعت نماز از آن جا كه انسان را به ياد خدا نيرومندترين عامل بازدارنده يعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مى‏اندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منكر است. انسان كه به نماز مى‏ايستد و تكبير مى‏گويد، خدا را از همه چيز بالاتر مى‏شمرد... بدون شك در قلب و روح چنين انسانى، جنبشى به سوى حق و حركت به سوى پاكى و جهشى به سوى تقوا پيدا مى‏شود..."(7) 4 - گناه زدايى يكى از آثار بسيار مهم نماز گناه زدايى است. نماز وسيله شستشو از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است(8). پيامبر(ص) از ياران خود سؤال كرد: اگر بر در خانه يكى از شما نهرى از آب صاف و پاكيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهيد، آيا چيزى از آلودگى و كثافت در بدن او مى‏ماند؟ در پاسخ عرض كردند،نه. حضرت فرمود: نماز درست هماننداين آب جارى است. هر زمان كه انسان نماز مى‏خواند، گناهانى كه در ميان دو نماز انجام شده است، از بين مى‏رود."(9)5 - غفلت زدايى‏بزرگ‏ترين مصيبت براى رهروان راه حق آن است كه هدف آفرينش خود را فراموش كند. و غرق در زندگى مادى و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حكم اين كه در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام مى‏شود، مرتباً به انسان اخطار مى‏كند و هشدار مى‏دهد و هدف آفرينش او را خاطر نشان مى‏سازد... و اين نعمت بزرگى است كه انسان وسيله‏اى در اختيار داشته باشد كه در هر شبانه روز چند مرتبه به او بيدار باش گويد.(10) 6 - تكبر زدايى‏يكى از عوامل مهم تكبر زدايى نماز است، زيرا انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دو بار پيشانى بر خاك در برابر خدا مى‏گذارد و خود را ذره كوچكى در برابر عظمت او مى‏بيند، از اين رو پرده‏هاى غرور و خودخواهى را كنار مى‏زند. از اين رو على(ع) بعد از بيان فلسفه عبادت، يكى از آثار نماز 1 - تكبر زدايى بيان نمود: "خداوند ايمان را براى پاكسازى انسان هااز شرك واجب كرده است و نماز را براى پاكسازى از كبر"(11). 7 - عامل پرورش فضائل اخلاقى نماز روح اخلاص و خداباورى را در انسان افزايش مى‏دهد و نتيجه آن پرورش فضايل اخلاقى است، انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و چهار ديوار طبيعت بيرون مى‏برد و به ملكوت آسمان‏ها دعوت مى‏كند و با فرشتگان همصدا مى‏شود و خدا را درهمه حال حاضر و ناظر مى‏داند. 8 - همگرايى علاوه بر آثار مذكور كه معمولاً آثار خودى نماز محسوب مى‏شودند، يكى از آثار مهم اجتماعى و سياسى نماز، همگرايى است، برگزارى نماز جمعه و جماعت، وحدت مسلمانان را به نمايش مى‏گذارد زيرا مسلمانان با صفوف فشرده در كنار هم قرار گرفته و با اوضاع سياسى و اجتماعى جهان آگاهى پيدا مى‏كنند. خطيب جمعه با بيان احكام و طرح مسايل سياسى و اجتماعى به نمازگزاران رشد سياسى مى‏دهد شايد به خاطر آثار مهم نماز جمعه و جماعت است كه در آموزه‏هاى دينى به اين دو فريضه اهميت خاصى داده شده است.(12) پيامبر اسلام(ص) فرمود: "خداوند نماز جمعه را بر شما واجب كرده است هر كس آن را در حيات من يا بعد از وفات من از روى استخفاف يا انكار ترك كند، خداوند او را پريشان مى‏كند و به كار او بركت نمى‏دهد. بدانيد نماز او قبول نمى‏شود، بدانيد زكات او قبول نمى‏شود، بدانيد حج او قبول نمى‏شود،..، تا از اين كار توبه كند..."(13). 9 - نفى طاغوت و ايستاگى در مقابل ستم‏انسانى كه فقط خداوند را عبادت نمايد در مقابل او سر تعظيم و تسليم فرود آورد، هر چه غير خداوند است، براى او حقير و كوچك مى‏شود و كسى نمى‏تواند با ظلم و ستم بر او چيره شود. و در مقابل گردنكشان و ظالمان سر تسليم فرود نمى‏آورد و با طاغوت كنار نمى‏آيد. خداوند اين مسئله را يكى از اهداف بعثت پيامبر(ص) دانسته است: "و در ميان هر امتى، پيامبرى را مبعوث كرديم تا خداوند را عبادت نماييد و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهيز كنيد.(14)پى نوشت‏ها:1 - ذاريات(51)، آيه 56. 2 - نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 136، با اقتباس از: تفسير نمونه، ج 16، ص 292.3 - طه(20)، آيه 14. 4 - تفسير نمونه، ج 16، ص 289. 5 - رعد(13)، آيه 28. 6 - عنكبوت (29)، آيه 45. 7 - تفسير نمونه، ج 16، ص 284. 8 - همان، ص 290. 9 - وسايل الشيعه، ج 3، ص 7. 10 - تفسير نمونه، ج 16، ص 290 - 291.11 - نهج البلاغه، كلمات قصار 252. 12 - جمعه (62) آيه‏ى 9، تفسير نمونه، ج 24، ص 125 به بعد. 13 - وسايل الشيعه، ج 5، ص 7. 14 - نحل (16)، آيه 36.
کد سوال : 53751
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به فتواي آيت الله مكارم ديركردي كه كاسب ها و فروشنده ها به ازاي گرفتن پول پيش و قسط بندي بابت معامله كردن از خريدار دريافت مي كنند حلال است ؟ لطفاً توضيح دهيد.
پاسخ : ديركردي كه كاسب ها و فروشنده ها بابت مطالبات خود از خريدار مي گيرند، شرعي نيست و جايز نمي باشد".(1) اما اگر جنسيرا قسطي بدهند، درصد اضافي طبق قاعده شرعي "للأجل قسط من الثّمن" اشكال ندارد. از امام جماعت يا امام جمعه شهرستان بپرسيد.پي نوشت ها : 1 - آيت الله مكارم شيرازي ، استفتائات جديد، ج1، ص 192 ، س 658.
کد سوال : 53752
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ازدواج با دختري كه پدرش درآمد حلال مخلوط به حرام داشته و نسبت به اين مسأله بي توجه بوده، جايز است (در صورتي كه دختر علم كامل به اين مسأله داشته و هيچ اعتراضي نداشته است)؟
پاسخ : ازدواج با دختراني كه در اموال پدرانشان مال حرام مخلوط به حلال وجود دارد و يا خمس نمي دهند و يا نسبت به برخي از مسائل شرع سهل انگارند، اشكال شرعي ندارد، گرچه فرزندان بدانند و آگاه باشند.البته در صورت علم و آگاهي فرزندان چنانچه كه شرايط امر به معروف فراهم باشد، بايد تذكر دهند و امر به معروف كنند. اگر خود مالي دارند، از مال خويش تغذيه كنند.در برخي موارد فرزندان والدين به وظيفه خود آگاه نيستند.كه آيا بايد فرندان تذكر دهند يا امر به معروف كنند. گاهي ممكن است فرزندان تذكر داده باشند، ولي پدران نپذيرند كه در اين صورت تكليف از فرزندان ساقط است. (1)مسئله اشكال نداشتن ازدواج با چنين دختراني، از نظر شرعي و فقهي است، اما از جهت آثار اخلاقي و تربيتي، كم و بيش در فرزندان و نسل هاي بعد تأثير گذار خواهد بود، بنابراين فردي كه در خانواده بهتر و مذهبي است، براي ازدواج ترجيح دارد.پي نوشت ها : 1 - سؤال از دختر آيت الله خامنه اي .
کد سوال : 53753
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا كارمزد پولي كه مبلغ آن از قبل توسط دهنده وجه مشخص شده، جنبه ربا دارد ؟
پاسخ : كارمزد معمولاً در بانك ها به جهت ارايه خدمات بانكي گرفته مي شود. در موردي كه شخصي از ديگري پول قرض مي گيرد، كارمزد معنا و مفهومي ندارد. در اين مورد اگر شخصي به ديگري پول قرض دهد و شرط گرفتن كارمزد بكند، ربا و حرام مي باشد.(1)پي نوشت ها : 1- آيت الله مكارم شيرازي، توضيح المسائل مراجع، ج2، ص 341، مسأله 2287.