• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53594
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حكم شنيدن موسيقي چيست و آيا هر نوع موسيقي حرام است؟ تأثير آن بر روح و روان و اجتماع چيست؟
پاسخ : به نظر مي رسد حكم كلّي در مورد موسيقي، چه حليت و چه حرمت، چندان آسان و درست نباشد، زيرا تعريف مفاهيم بنيادين موسيقي، كار موسيقي دانان است و تطبيق تعاريف و مفاهيم فقهي بر آن ها كار فقهاست. مسئلة موسيقي پيش از آن كه صرفاً فقهي باشد، مسئله اي هنري است كه چه بسا به زيبايي شناسي، رياضيات، فيزيك، فلسفه و ... راه مي برد و از هر يك از ديدگاه ها به تفكيك يا توأمان مي توان به آن نگريست. به طور مثال موسيقي براي يك متخصص علم آكوستيك كه دربارة ارتعاشات اصوات موسيقيايي تحقيق مي كند، يا براي يك رياضي دان كه به حساب دقيق تناوب ها و قواعد مربوط به آن مشغول است، با يك شنونده معمولي يا يك نوازنده و يا يك خواننده تفاوت دارد. درست است كه همه اين ها به تناسب حال و مقام شان به موسيقي گوش مي دهند، ولي هر عاقلي مي داند كه ميان آن ها تفاوت وجود دارد. آيا مي توان گفت كه همة اين موسيقي ها حرام است؟ مسلّماً خير! پس چه عواملي مي تواند موسيقي را زشت و زيبا نمايد؟ براي دانستن اجمالي اين معنا دانستن چند نكته ضروري است.1ـ هر چيزي كه انسان را از هدف خلقتش دور سازد و او را حتي لحظه اي منحرف نمايد، نازيبا و ناپسند است. يكي از مصاديق بازماندن از راه، "ولنگاري"، "بيعاري و بيكاري"، "غفلت از خويش" و در يك كلام در پي لهو و لعب بودن است. متأسفانه امروز گوش دادن به موسيقي براي اكثر مردم جنبة سرگرمي، وقت گذراني، عيش و عشرت، خودفراموشي، غفلت از لحظات حيات، فرو رفتن در عالم خيالات و اوهام و عامل رفع اندوه هاي ناگهاني و عميق و شادماني هاي غير مترقبه يافته است.جوان در هنگام رانندگي، دل به موسيقي مي سپرد و بي توجه به قوانين و مقررات، رانندگي مي كند. پشت چراغ هاي قرمز اكثر گوش ها در گرو شنيدن اصوات موسيقي راديو يا ظبط صوت است. دانش آموز در حال مطالعه به موسيقي گوش مي دهد و ديگري پيش از خواب، ضبط صوت را روشن مي كند تا به خواب رود. خلاصه كلام از رستوران ها و پارك ها و موزه ها گرفته تا پشت چراغ هاي قرمز و خيابان ها و كوچه ها، تا ايام شادي و غم و ... موسيقي جريان دارد و اين جاي بسي تعجب است، زيرا ابزار ديگري نمي شناسيم كه اين قدر عمومي بوده و در همه جاي زندگي انسان جريان داشته باشد.يك قاعدة عمومي اين است كه هر چه زياد باشد، بهايش كم است و هر چه كه اندك باشد، بهايش زياد است. يكي از علت هاي اين كه موسيقي ارزش واقعي خود را از دست داده، عموميت استفاده و به پيرو آن ظهور و بروز انواع و اقسام موسيقي هاي عجيب و غريب است كه نه ارزش هنري دارند و نه ارزش شنوايي. بدين ترتيب، مدت ها است مردم جهان از شنيدن صداي موسيقي و اقعي محروم مانده اند و فرهنگ شنوايي خود را از دست داده اند.2ـ هر اندامي از اندام هاي بدن داراي ظرفيت هاي ويژه اي است و هر گونه اخلال در آن، سبب اختلال ساير اعضاي بدن مي گردد. گوش انسان، يكي از حساس ترين اعضاي بدن است كه زودتر از ساير حس هاي ديگر به كار مي افتد و ديرتر از تمامي حواس ديگر از بين مي رود. جنين انسان در رحم مادر قادر به شنيدن اصوات بيرون است و به آن ها پاسخ مي گويد. به جرأت مي توان گفت كه اگر قدرت شنوايي، نبود نيمي از مفهوم زيبايي شناسانه را انسان از دست مي داد. تحقيقات دانشمندان نشان داده است كه گوش سپردن به انواع موسيقي هاي موجود، سبب: الف) كاهش قدرت شنوايي؛ب) پريشاني اعصاب و روان؛پ) ايجاد حمله ها و شوك هاي عصبي؛ت) بروز سكته هاي قلبي و مغزي؛ث) بر هم خوردن سيستم امنيت داخلي و آرامش دروني؛ج) ناراحتي هاي بينايي و بويايي و گوارشي و جنسي؛چ) بي خوابي و روان پريشي و كسالت و ... مي گردد.تحقيقات نشان مي دهد كه درك موسيقايي مانند درك زباني در قطعه اي در سمت راست پيشاني انسان وجود دارد. همان طور كه انسان از كلمات پشت سر هم سخرناني كه بدون مكث و تأني و سكوت مي گويد، دچار ناراحتي خيال مي گردد و بهره اي از كلام نمي برد، از موسيقي هاي تند كه در قالب قطعات ضربي، ترانه ها و تصنيف هاي طولاني ارائه مي شود، بهره اي نبرده و دچار اختلالات فراوان مي شود. مشخصه بارز اين نوع موسيقي عدم وجود سكوت هاي كوتاه و بلند است كه سبب مي شود انسان با جمعي از صداهاي مختلف روبرو شود. متأسفانه اكثر موسيقي هايي كه امروزه شيوع يافته وعامه پسند شده اند، از اين نوع هستند، رسانه هاي عمومي نيز بدون توجه به اين نكات، اقدام به ظبط و پخش اين موسيقي ها مي كنند.امروز مبحث مهمي در ميان دانشمندان علم موسيقي رواج يافت كه به "بهداشت موسيقي" يا "بهداشت گوش" معروف است. هدف اين مبحث ايجاد راه هايي براي جلوگيري از آسيب هاي احتمالي موسيقي بر روان آدمي و آشنا ساختن مردم با اين خطرات است.اين بحثي اجمالي دربارة اصل موسيقي و رابطة آن با روان آدمي بود، بنابراين بايد در گوش سپردن به موسيقي هاي مختلف، جانب احتياط را در پيش گرفت.3‌ـ از نظر شرعي اختلاط موسيقي با حرام هاي ديگر سبب حرمت آن مي شود، حال چه موسيقي مقدمه حرام باشد. چه از عوامل جنبي باشد و چه مشاركت كوچكي در آن حرام داشته باشد.در ديدگاه اسلام موسيقي كه مناسب با مجالس لهو و لعب و عيش و عشرت باشد يا سبب تهييج شهوات و احساسات گردد، حرام است و بايد از گوش دادن به آن خودداري كرد.
کد سوال : 53595
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وظيفة ما در مجالس عروسي كه همراه با رقص، ساز و ترانه است چيست؟ آيا شركت در مجالس عروسي خويشان با اين كيفيت حرام است؟ مراسم عروسي چگونه برگزار شود تا موجب خشنودي خدا قرار بگيرد؟
پاسخ : به فتواي برخي از مراجع، رقص زن براي زنان يا مرد براي مردان در صورتي كه همراه با حرام ديگري نباشد، اشكالي ندارد.(1) به فتواي اكثر مراجع فقط رقص زن براي شوهرش يا شوهر براي همسرش اشكال ندارد.در مورد ساز و موسيقي اگر مطرب و شهوت انگيز نباشد، ‌اشكالي ندارد. خوانندگي و ترانه اگر به حدّ غنا (آوازي كه مناسب مجالس لهو و لعب و طرب است) نرسد، باز اشكال ندارد.شركت در مجالس عروسي مطلوب و پسنديده است، مخصوصاً اگر مجلس عروسي خويشاوندان باشد، ولي اگر در آنجا گناهي صورت مي گيرد، بايد جلوگيري كرد و نهي از منكر نمود.اگر نهي تأثير ندارد و كسي گوش نمي دهد، بايد از مجلس گناه بيرون رود و به كاري مشغول شود، يا مجلس عروسي را ترك كند و نهي از منكر نيز لازم نيست. اگر شركت در عروسي لازم باشد، به طوري كه اگر شركت نكند، بعداً براي او ناراحتي ايجاد مي شود، مثلاً اگر خواهري در مجلس عروسي برادر خود شركت نكند، باعث حرف و حديث و ناراحتي مي شود، در اين گونه موارد، حضور خود را در مجلس عروسي نشان مي دهد، ولي با نهي از منكر و يا با سرگرم شدن به كارهاي ديگر و با گوش ندادن به ساز و آواز، خود را از گناه حفظ مي‌كند.البته ترانه و آواز غنايي كه همراه با حرام ديگري نباشد، مثلاً با موسيقي مطرب و حرام همراه نباشد، در مجلس عروسي استثنا است و خواندن آن در مجلس زنانه اشكال ندارد.(2)مجلس عروسي و جشن گرفتن به خاطر ازدواج بسيار خوب است و شادي كردن در آن نيز خوب است. اما شادي كردن منحصر به موسيقي و رقص و ترانه نيست. راه هاي مشروع بسياري وجود دارد امّا متأسفانه به حكم "انسان به آن چه منع شود، حريص است" غالباً به دنبال امور ممنوع مي رود. مي توان شادي در مجالس را با صداي خوش و زيبا كه غنا نباشد يا با مزاح و شوخي هايي كه حرام نباشد يا با ذكر صلوات و همخواني و تواشيح و خوردن نقل و شيريني ايجاد كرد.پي نوشت ها: 1. آيت الله تبريزي، استفتائات جديد، س 1037 به بعد؛ آيت الله خامنه اي، اجوبه الاستفتائات، ج 2، س 90.2. همان، ج 2، س 50.
کد سوال : 53596
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظرتان درباره موسيقى پاپ چيست ؟ چرا گوش دادن به صداى زن ها حرام است ؟ اگر به خاطر تحريك غريزة جنسى است، چنين تحريكى گاه با شنيدن صداى مردها نيز ايجاد مى شود! از طرفى بعضى اصلاً تحريك نمى شوند، حتى با شنيدن صداى زن ها.
پاسخ : تا آن جا كه اطلاع داريم، امروز سه نوع موسيقى در بازار شايع است: 1ـ موسيقى سنّتى كه بر گرفته از ملت ها و اقوام و طوايف است؛ 2ـموسيقى كلاسيك كه از كشورهاى غربى وارد شده است؛3ـ موسيقى پاپ كه ميانة موسيقى هاى سنتى و كلاسيكى مى باشد. گويا بيش تر موسيقى هاى صدا و سيماى جمهورى اسلامى پاپ است؛ بر اين اساس ظاهراً گوش دادنش اشكالى ندارد.در پاسخ سؤال گفته مى شود: همان طور كه در پاسخ سؤال هاي قبل توضيح داديم، از مجموع گفتار فقهاى اسلام فهميده مى شود هر نوع صدا و آواز و آهنگى كه متناسب مجالس فسق و فجور و گناه و فساد باشد و موجب تحريك قواى شهوانى بشود، حرام است؛ ديگر فرق نمى كند چنين صدايى، صداى زن باشد يا مرد، چون شنيدن صداى زن ها قواى شهوانى را بيش تر تحريك مى كند. خداوند متعال به زنان متدين سفارش مى كند: "هنگام صحبت، با صداى نازك و لطيف سخن نگويند؛ زيرا ممكن است كسانى كه روح و دلشان بيماراست، به طمع بيفتند".(1)از اين رو حساسيت بر شنيدن صداى زنان بيش تر است وگرنه بين صداى زن و مرد در صورتى كه محرك قوة شهوى باشد، فرقى نيست. به عقيدة ما قوانين اسلامى علاوه بر اين كه مبتنى بر مصالح و مفاسد واقعى است، ناظر به مجموع افراد است و كارى به شخص خاص ندارد. به تعبير ديگر احكام اسلامى يك قوانين كلّي براى همه است و كارى به جزء ندارد. دربارة حرمت غنا هم چنين است؛ يعنى شنيدن صداى تحريك آميز حرام است، حتى براى فردى كه تحريك نشود. از ديدگاه فقها و مراجع، ملاك در مطرب بودن موسيقي، تشخيص عرف است، نه شخص، يعني اگر موسيقي به گونه اي باشد كه عرفاً موجب تحريك شهوت و فساد برانگيز باشد، شنيدن و نواختن آن براي همه حرام است، حتي بر كسي كه در او تحريكي ايجاد نمي كند.(2)پي نوشت ها: 1. احزاب (33) آية 32.2. آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج 1، ص 255، س 996؛ آيت الله تبريزي، استفتائات جديد، ص 220، س 1050؛ آيت الله خامنه اي، ترجمة اجوبه الاستفتائات، ص 248، س 1127؛ آيت الله مكارم، استفتائات جديد، ج 1، س 519.
کد سوال : 53597
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : موسيقى و غنا چيست ؟ آيا با پيشرفت علم و رشد افكار بشر, تعريف موسيقى و غنا تغييرنكرده است ؟
پاسخ : فقهاى اسلام در حرمت اصل غنا و موسيقى تقريباً با هم اختلافى ندارند، ولى در تفسير آن و تشخيص موضوع غنا و اين كه تعريفش چيست و به چه چيزى غنا گفته مى شود، با هم اختلاف دارند.آيا هر صوت خوش و زيبايى غنا است؟ مسلّماً نه، چون در روايات اسلامى آمده است كه قرآن و اذان و مانند آن را با صداى خوش و زيبا بخوانيد.آيا غنا هر صدايى است كه در آن ترجيع (گرداندن صدا در حنجره ) باشد؟ اين هم ثابت و مسلم نيست. آن چه از مجموع گفتار فقيهان استفاده مى شود، اين است كه ـ غنا عبارت است از آهنگ هاى طرب انگيز و فاسد كننده به عبارت روشن تر: غنا آهنگ هايى است كه متناسبِ مجالس فسق و فجور و گناه و فساد مى باشد. به عبارت ديگر: غنا به صوتى گفته مى شود كه قواى شهوانى را تحريك مى نمايد و در آن حال انسان احساس مى كند اگر در كنار اين صدا، شراب يا فساد جنسى باشد، كاملاً مناسب خواهد بود.گفتنى است، گاه يك آهنگ هم خودش غنا و لهو است و هم محتواى آن، مانند اين كه اشعار عاشقانه و فسادانگيز با آهنگ هاى طرب انگيز خوانده شود. گاهى تنها آهنگ غنا و لهو است، اما محتوايش خوب است، به اين گونه كه اشعار پرمحتواى مذهبى يا آيات الهى و يا مناجات اولياءالله و... با آهنگ هايى باشد كه متناسب مجالس فسق و فجور است . از نظر شرعى غنا در هر دو صورت حرام و غير مجاز است.فلسفة تحريم غنا و موسيقى1ـ تشويق به فساد اخلاق؛ به تجربه ثابت شده است كه بسيارى به خاطر متأثر شدن از آهنگ هاى غنا, تقوارا رها كرده و به شهوات روى مى آورند. آهنگ هاى تحريك آميز آن قدر بد آموزى دارد و مايه بدبختى است كه يكى از سران بنى اميه به آن ها گفت : از غنا بپرهيزيد كه حيا را كم مى كند و شهوت را مى افزايد و شخصيت را مى شكند و جانشين شراب مى شود و همان كارى را مى كند كه مستى انجام مى دهد.(1) غفلت از ياد خدا؛ در قرآن كريم، "لَهْوُالحديث" (غنا و موسيقي) يكى از عوامل ضلالت و انحراف از سبيل اللّه معرفى شده است "و من الناس مَنْ يَشْرى لَهْوَالحديث ليضل عن سبيل اللّه".(2)در بياني از حضرت اميرالمؤمنين(ع) مى خوانيم : "كلّ ما اَلْهى عن ذكراللّه فهو من المَيسر؛ هر چيزى كه انسان را از ياد خدا غافل كند, در حكم قمار است".(3)اين كه در بعضى روايات اسلامى "لهو الحديث" به غنا تفسير شده است، اشاره به همين حقيقت دارد كه غنا، انسان را مست شهوات كرده و از ياد خدا غافل مى سازد.3ـ آثار زيانبار بر اعصاب؛ غنا در حقيقت يكى از عوامل مهم تخدير اعصاب است. مواد مخدر گاهى ازطريق دهان و نوشيدن وارد بدن مى شود، مانند شراب و گاهى از طريق بوييدن مثل هرويين و گاهى از طريق تزريق، مثل مرفين و يا از راه حس شنوايى، مثل غنا؛ به همين دليل گاه آهنگ هاى مخصوصى چنان افراد را در نشئه فرو مى برد كه حالت شبيه مستى به آن ها دست مى دهد؛ البته گاهى هم به اين حد نمى رسد. توجه دقيق به بيوگرافى مشاهير موسيقى دانان نشان مى دهد كه در دوران عمر به تدريج دچار ناراحتى هاى روحى گرديده اند، تا آن جا كه رفته رفته اعصاب خود را از دست داده اند و عده اى مبتلا به بيمارى روانى و برخى مبتلا به جنون و گروهى فلج و عده اى هم هنگام نواختن موسيقى، درجة فشار خونشان بالا رفته و سكته كرده اند.(4)4ـ ابزار استعمار؛ استعمارگران جهان هميشه از بيدارى مردم مخصوصاً نسل جوان وحشت داشته اند؛ به همين دليل بخشى از برنامه هاى گستردة آنان فرو بردن جامعه در غفلت و بى خبرى و ناآگاهى است.امروز موارد مخدّر تنها جنبة تجارتى ندارد، بلكه يكى از ابزار مهم سياسى است. مراكز فحشا و كلوپ هاى قمار، هم چنين سرگرمى هاى ناسالم ديگر، از جمله غنا و موسيقى، يكى از ابزار مهم تخدير افكار جامعه است؛ به همين دليل قسمت عمدة برنامه هاى راديوهاى جهان را موسيقى تشكيل مى دهد.(5)گفتنى است كه: تا دنيا باقى است، بشر ذات و حقيقت خود را از دست نمى دهد و هميشه خواسته ها و تمايلات دانى و عالى دارد. نيز نياز به جنس مخالف و متأثر شدن از آهنگ هاى تحريك آميز و... در نهادش قراردارد. از طرفى قوانين اسلامى و حلال و حرام محمد(ص) خاتم رسولان تا قيامت پا برجا است؛ بر اين اساس غنا تا ابد حرام است و پيشرفت علم و رشد فكرى مردم در تغيير و عدم تغيير تعريف و حرمت آن نقشى ندارد.پي نوشت ها:1. تفسير روح المعانى، ج 21، ص60، به نقل از تفسير نمونه، ج 17، ص 25.2. سورة لقمان (31) آيه 6.3. وسائل الشيعه، ج 12، ص 235، حديث 15.4.عبداللّه خُروش، تأثير موسيقى بر روان و اعصاب، ص 26.5. تفسير نمونه، ج 17، ص 25ـ 27.
کد سوال : 53598
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا گوش دادن به موسيقي مطرب و شاد، حرام است، ولي امروزه روان شناسان مدّعي هستند كه گوش دادن به موسيقي ريتميك و شاد نه تنها روي انسان ها بلكه روي حيوانات اثر مي گذارد و باعث شادي و نشاط مي شود. آيا جوان امروزي نبايد به موسيقي هاي شاد و پاپ گوش دهد؟
پاسخ : موسيقي موضوعي نيست كه بتوان به سادگي در مورد آن قضاوت نمود، تأثير موسيقي بر روح و روان انسان بسيار گسترده و حتي گاه ناشناخته است و انواع مختلف موسيقي ها، در روح و روان انسان، آثار بسيار متفاوتي ايجاد مي كنند. به همين خاطر نظر دانشمندان در مورد آن ها، مختلف است.بعضي از دانشمندان گفته اند موسيقى به ويژه آهنگ‏هاى تند و حساس، تحريكاتى در اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك به وجود مى‏آورد كه در نتيجه تعادل اعصاب به هم مى‏خورد و انسان دچار ضعف اعصاب مى‏گردد. ضعف اعصاب، امراض ديگرى (از قبيل اختلال حواس، پريشانى، جنون، مشكل شنوايى و نابينايى و سل) به وجود مى‏آورد. به علاوه موسيقى به سبب ايجاد هيجانات روحى و مغزى گاهى به حمله و خفقان قلبى منجر مى‏شود و باعث سكته و مرگ ناگهانى مى‏گردد. دكتر "ولف آدلر" پرفسور دانشگاه كلمبيا مى‏گويد: "بهترين و دلكش‏ترين نواهاى موسيقى، شوم‏ترين آثار را روى سلسله اعصاب انسان باقى مى‏گذارد. اصولاً شنيدن موسيقى و كنسرت در اعصاب يك نوع اثر تخديرى ايجاد مى‏كنند. گاهى آن چنان شديد است كه شنونده را مانند افراد بهت زده مى‏سازد. لذت فوق‏العاده‏اى كه افراد از آن مى‏برند، از همين اثر تخديرى است. روشن است كه اين گونه تخديرها زيان‏هاى فراوانى دارد. آمار جنايت هايى كه نمودار اين حقيقت است، بسيار است. يك مجله سوئيسى نوشت: جمعيتى حدودى 150 هزار نفر در ميدانى گرد هم آمده بودند و پس از اجراى يك كنسرت آن چنان به هيجان آمدند كه ويترين‏ها را شكسته و مغازه‏ها را ويران كردند و عده‏اى زخمى و مجروح شدند. در ايالت "لتيل راك" جوانى پيانو ياد مى‏گرفت. نغمات موسيقى چنان در روح آن جوان هيجان ايجاد كرد كه بدون دليل از جاى برخاست و با نوزده ضربه چاقو معلم خود را از پاى درآود".(1)غير از اين ضررهاى اقتصادى نيز به واسطه موسيقى بر انسان و بر جامعه تحميل مى‏شود. هزينه‏هاى سنگينى كه امروزه خرج مجالس موسيقى و شهوترانى مى‏شود، ضربه‏هاى جبران ناپذيرى به اقتصاد جامعه مى‏زند و در عوض آن هيچ نفع چشمگيرى به جامعه نمى‏رساند.ضررهاى اخلاقى مهم‏ترين ضررهاى موسيقى‏هاى تند است. اگر گناهان و آلودگى‏هايى را كه در مجالس موسيقى انجام مى‏شود، به حساب آوريم، مى‏فهميم كه موسيقى چه سهم بزرگى در به وجود آوردن ناپسندى‏ها و پليدى‏ها دارد. موسيقى با نغمه‏هاى به ظاهر دلرباى خود، لطمه‏هاى وحشيانه‏اى به اخلاق و دين و فضيلت مى‏زند. موسيقى مخصوصاً در مجالس مختلط، به ويژه اگر خواننده زن باشد، جز شهوت‏راني و وقت كشى چيزى نصيب انسان نمى‏كند، در نتيجه مفاهيم مقدسى چون مروت، حيا، عفت، امانت‏دارى، برادرى، كوشش و فعاليت به فراموشى سپرده مى‏شود. گوش دادن زياد به موسيقى، انسان را از خدا غافل و دور مى‏سازد و باعث جدايى او از معنويت و حتى جبهه‏گيرى در برابر مذهب و متدينان مى‏شود. امام صادق(ع) فرمود: "الغنا يورث النفاق؛(1) غنا باعث نفاق مى‏شود". پيامبر(ص) فرمود: "غنا و موسيقى در قلب، نفاق مى‏كارد، همان طور كه در زمينى به واسطه آب سبزى روييده مى‏شود".(2) باز فرمود: "خداوند مرا مبعوث كرد تا رحمت براى عالميان باشم و معازف و مزامير (الات موسيقى و قمار) و امور جاهليت را نابود سازم".(3)اگر موسيقى مطرب و شهوت‏زا و هجيان‏انگيز باشد و انسان را به وادى شهوت‏رانى بكشاند، حرام است. البته اگر مطرب نباشد و فقط صداى مطلوبى باشد و در انسان ايجاد هيجان و حرارت شهوى نكند حرام نيست. اگر برخى از دانشمندان گفته‏اند كه موسيقى غذاى روح است يا باعث شادى مى‏شود، مرادشان همين نوع موسيقى است كه مفسده‏اى نداشته باشد.(4)اسلام مخالف شادى و شادمانى نيست و تفريحات سالم جزء برنامه‏هاى يك مسلمان است، به همين خاطر گوش دادن به موسيقى آرام و مطلوب در حد محدود در بعضى اوقات، خوب و پسنديده و شايد لازم باشد. اما بايد دانست شادى و شادمانى تنها در گوش دادن به موسيقى منحصر نمى‏شود. ثانياً درست است كه موسيقى شادى آفرين است؛ اما گاهى ضررهاى آن بيشتر از شادى لحظه‏اى آن است، عادت به اين گونه موسيقى‏ها در انسان ايجاد غفلت و سستى نموده و او را از خدا دور مى‏سازد. نيز از نماز و عبادت و مسجد و راز و نياز با خدا باز مى‏دارد و بهترين ساعات عمر انسان را كه ايام جوانى است از بين مى‏برد.جوانان بايد با علوم و فنون مختلف آشنا باشند و با كار و تلاش و سازندگى، خود و جامعه را رو به تكامل ببرند. شادى‏هاى زودگذر و لحظه‏اى چه دردى از فرد و جامعه برطرف مى‏نمايد و چه مشكلى را حل مى‏كند؟ در پايان بد نيست رواياتى در مورد موسيقى ذكر شود. قبل از ذكر روايات بايد بدانيم حكم غنا و موسيقى درملاك يكى است . اگر رواياتى دربارهء غنا مطرح شد، دربارة موسيقى هم مى توان آن را جارى كرد. اين از باب قياس نيست، بلكه از باب تنقيح مناط (به دست آوردن علت و فلسفة حكم) است . افزون بر اين كه در بعضى روايات، به وسايل موسيقى از قبيل مزمار و طبل كه در آن زمان بوده، اشاره شده است. به چند حديث اكتفا مى شود.حسن بن هارون مى گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: "مجلس غنا مجلسى است كه مورد نظر و توجه خداى متعال نيست و خدا به اهل آن مجلس نظر نمى كند. اين همان است كه در قرآن فرمود: بعضى از مردم گفتارهاى لهو مى خرند تا مردم را از راه خدا دور كنند و به بيراهه بكشانند".(5)از اين حديث استفاده مى شود غنا و موسيقى، انسان را از خدا دور مى كند و زمينه را براى گمراهى و فساد فراهم مى كند.امام رضا(ع) از پدرانش از على(ع) نقل مى كند كه پيامبر(ص) فرمود: "من براى شما، مسلمانان از چند چيز مى ترسم: از سبك شمردن دين... و اين كه قرآن را به گونه غنا بخوانيد".(6)محمد بن ابى عباد شخصى بود كه به شنيدن موسيقى و شرابخواري معروف بود.از امام رضا(ع) شنيد كه دربارة استماع موسيقى فرمود: "اين ها در لهو باطل قرار دارد و خداى عزوجل مى فرمايد: مؤمنان كسانى اند كه هر گاه به لغو و عمل بيهوده اى برخورد كردند، كريمانه از آن مى گذرند"(7) يعنى به آن توجهى نمى كنند.امام صادق(ع) فرمود: "بدترين صوت غنا است".(8)از امام صادق(ع) دربارة آيه "فاجتنبوا الرجس من الاوثان و اجتنبوا قول الزور" پرسيدند، فرمود: "... قول زور، غنا است".(9)پيامبر(ص) دربارة نشانه هاي آخر الزمان فرمود: "... قرآن را براى غير خدا ياد خواهند گرفت و آن را به نحو مزمار و غنا خواهد خواند و... چنگ و دفّ و طبل را خوب خواهند دانست (كار با ارزشى محسوب خواهد شد".(10)باز پيامبر(ص) فرمود: "در امّتِ من خسف (زلزله و فرورفتگى ) و قذف (نسبت هاى ناروا) فراوان خواهد شد". گفتند: چه زمانى اين رخ خواهد داد؟ فرمود: "هنگامى كه چنگ و نى و بربط و اسباب موسيقى و شراب خواري فراوان شود".(11)امام صادق(ع) فرمود: "هر گاه به مدت چهل روز در منزلى بربط زده شود و مردان نامحرم در آن خانه داخل شوند، غيرت مردان و زنان آن خانه از بين مى رود".(12)پيامبر(ص) فرمود: "من شما را از مزمار و كوبات و كبرات (وسايل موسيقى در آن زمان ) نهى مى كنم".(13) پى‏نوشت‏ها: 1. ميزان الحكمة، حديث 15086. 2. همان، حديث 15091. 3. همان، حديث 15076.4. بيست پاسخ، ص 183، با تلخيص.5. شيخ حرّعاملى، وسايل الشيعه، ج 12، ص 228، آيه ششم سورة لقمان.6. همان.7. همان، ص 229، آيه72، فرقان.8. همان.9. همان، ص 230.10. همان.11. همان، ص 231.12. همان، ص 232ـ 233.13. همان، ص 333.
کد سوال : 53599
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پخش انواع موسيقي هاي مطرب از صدا و سيما كه مستقيماً زير نظر رهبري است، آيا گوش دادن به آن ها حرام است يا حلال؟ چرا پخش مي شود؟
پاسخ : پخش موسيقي مطرب و مناسب مجالس لهو و لعب، گرچه از صدا و سيما باشد، حرام است و شنيدن آن جايز نيست، البته شورايي در صدا و سيما نظارت بر پخش برنامه ها دارد كه شايد به نظر آنان موسيقي هايي كه پخش مي شود، مطرب نيست. تذكر به آنان خوب است. به فتواي برخي از مراجع گوش دادن به موارد مشكوك اشكال ندارد.(1)پي نوشت ها: 1. امام خميني، استفتائات، ج 2، ص 14، سؤال 29.
کد سوال : 53600
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آلات موسيقي كدامند؟ استفاده و نگهداري آنها چه حكمي دارد؟ ياد دادن و فراگيري آنها چگونه است؟
پاسخ : در روايات نام دف، تار، تنبور و مزمار (ني) به عنوان سازهاي حرام آمده است كه با توجه به رشد موسيقي و ساخته شدن انواع و اقسام سازها مي توان تار و تنبور را به انواع و اقسام سازهاي كششي زخمه اي از تار و سه تار و گيتار گرفته تا ويلنسل و ... تعميم داد و سازهاي آرشه اي مثل كمانچه، ويلن و غيره را نيز در آن داخل كرد و حتي سنتور و قانون و مشابهات آن ها (پيانو، ارگ و ...) را نيز به آن ها ملحق دانست.مزاميز نيز شامل انواع ني و شيپور و كلاً سازهاي بادي مي شود و دف شامل همة سازهاي كوبه اي.بنا بر گسترش عنوان روايات، همة سازها بدون استثنا حرام مي باشند. اما مسئله اين جا است كه غالب اين ها از آلات مشتركه هستند؛ يعني ابزاري كه هم استفاده حرام دارند و هم استفاده حلال، بنابراين اگر از هر يك از اين سازها يا سازهاي ديگري كه نام نياورده ايم، استفادة حرام بشود، مثلاً در مجالس لهو و لعب نواخته شود، يا قطعه اي حرام با آن ها نواخته شود و ... حرام است. در غير اين صورت مباح است و اشكالي ندارد، درست مثل كارد آشپزخانه، اگر با آن آدمي را بكشي، استفاده از آن حرام است اما اگر به كار آشپزي بپردازي، استفاده از آن مباح مي باشد. در روايات اسلامي نامي از ابزار هاي متداول آن روز برده شده است از جمله: "انّما حرّم الله الصناعة التي هي حرام كلّها التي يجيء منها الفساد محضاً، نظير البرابط و المزامير و الشطرنج و كل ملهوّبه و الصلبان و الاصنام".در اين روايت به بربط (شبيه تار) و مزمار (از آلت هاي موسيقي آن زمان) نام برده مي فرمايد: نگهداري و استفاده از آن ها و ساختن آن ها حرام است.(1) چون استفادة حرام (فساد محض) از آن ها مي شود. در روايات ديگر فرمود: "ثمن الكلب و المغنية سحت؛(2) خريد و فروش سگ و دستمزد زن آوازه خوان حرام است".شخصي كنيزهاي آوازه خوان خود را فروخت و سيصد هزار درهم پول آن ها را نزد امام كاظم(ع) آورد. حضرت فرمود: "من احتياجي به اين پول ندارم، اين پول حرام است و تعليم آواز غنا كفر است و شنيدن آواز غنا موجب نفاق است و پول آن ها هم حرام است".(3)در عين حال برخي سازها هستند كه فقط استفادة حرام دارند و استفادة مشروع از آن نمي شود؛ چنين سازهايي به طور كلّي حرام است و حتي خريد و فروش و ساختن آن ها هم اشكال دارد.در زمينة ياد دادن موسيقي و يادگيري و خريد و فروش آلات موسيقي، از مجموعة كلمات مراجع عظام استفاده مي شود: مراجعي كه موسيقي غر مطرب را مجاز مي شمارند، يادگيري و ياد دادن و خريد آلات موسيقي براي استفادة غير مطرب را بدون اشكال مي دانند اما گر به قصد استفادة حرام تهيه يا آموخته شود، حرام مي دانند.(4)پي نوشت ها: 1. وسائل الشيعه، ج 12، ص 57، ح 1 و 225.2. همان، ص 87، ح 4.3. همان، ص 87، ح 5.4. آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992؛ آيت الله تبريزي، استفتائات جديد، س 1078 و 1079؛ امام خميني، استفتائات، ج 2، س 29؛ آيت الله خامنه اي، سؤال از دفتر ايشان؛ آيت الله مكارم شيرازي، استفتائات جديد، ج 1، س 525.
کد سوال : 53601
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا خوانندگي و گوش دادن به آواز خواننده (چه مرد و چه زن) حرام و گناه است؟ اگر همراه موزيك باشد چطور؟ توبه آنان چگونه است؟
پاسخ : غنا (ترانه) و موسيقي، آثار مخرّبي بر فكر و فرهنگ جامعه دارد و بر اساس روايات باعث نفاق و دوچهرگي مي شود و انسان را به لهو و باطل سوق مي دهد. از اين جهت در روايات از گناهان كبيره شمرده شده، مخصوصاً در صورتي كه كسي بر گوش كردن يانواختن و خواندن آن ها تكرار داشته باشد؛ يعني اصرار بر اين گناه داشته باشد. در اين صورت حتماً از گناهان كبيره محسوب خواهد شد. امام باقر(ع) فرمود: "غنا از چيزهايي است كه خداوند وعدة عذاب به آن داده است".(1) پيامبر اكرم(ص) فرمود: "بر امت من روزگاري پيش خواهد آمد كه آلات موسيقي و زنان خواننده و شرابخواري آشكار خواهد شد. آنان شب ها سرگرم بازي و خوشگذراني مي شوند و زنان خواننده را با خود جمع مي كنند و كار آنان شرابخواري و ربا خواري و پوشيدن حرير مي باشد. در آن وقت عذاب هايي بر آنان نازل خواهد شد".(2) و توبه از چنين گناهي، پشيماني از آن و قصد ترك آن براي هميشه مي باشد.غنا به آوازهايي گفته مي شود كه طوري صدا در گلو چرخانده شود كه مناسب مجالس لهو و لعب باشد كه گاهي همراه با نواختن موسيقي است و گاهي همراه با آن نيست، نيز گاهي مضمون آن اشعار و محتواي آن زشت و شهوت انگيز است و گاهي مضمون آن ها خوب است. در هر صورت حرام است، ولي در مجالس عروسي اگر خوانندة زن بين زنان بخواند، گرچه غنا باشد، اشكالي ندارد، البته اگر مضمون زشت و ناپسند داشته باشد، جايز نيست.خوانندگي زن به صورت غنايي(ترانه) اگر در مجلسي باشد كه مردان نامحرم صداي او را بشنوند و باعث تهييج شهوت آنان شود، گناهش دو چندان است، و شنيدن آن هم حرام است. پي نوشت ها: 1. شهيد دستغيب، گناهان كبيره، ج 1، ص 266.2. همان، ص 270.
کد سوال : 53602
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راه شناختن مرجع تقليد چيست؟ پس از شناخت چگونه به تكليف عمل كنيم؟
پاسخ : معارف دين را مي شود در دو بخش تقسيم كرد؛ يك بخش كه از آن به اصول دين تعبير مي شود، معارفي است كه تقليد در آن راه ندارد، مثل توحيد، نبوت و معاد.بخش ديگر معارف كه از آن به فروغ دين ياد مي شود، آن دسته از احكام و قوانين فردي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي و ... است كه چارچوب و حكم آن را دين تعيين مي كند. مسلمان، بايد فرصت و علم و توانايي علمي را داشته باشد تا تمامي فروع و دستورهاي ديني را استنباط كند. اما براي اكثر قريب به اتفاق مسلمانان اين فرصت و توانايي وجود ندارد، چون اگر چنين باشد، نظام فردي و اجتماعي معطل مي ماند و مردم از همه امور باز مي مانند. چنان كه نمي شود همه مردم پزشك يا مهندس يا معلم يا كارگر و يا نانوا باشند.بنابراين بايد از فقيه و مجتهدي كه ده ها سال از عمرش را در اين جهت صرف كرده و به عنوان متخصص مسائل ديني شناخته شده، تقليد و پيروي نمايد. از آن جا كه در حوزه هاي علميه افراد متعدّدي به اين مقام رسيده اند و مي دانيم همگي از نظر علمي در يك سطح نيستند، بايد از داناترين آنان پيروي كنيم. براي شناختن مجتهد اعلم سه راه وجود دارد:اوّل: خود انسان اهل علم باشد و بتواند مجتهد اعلم را بشناسد.دوّم: دو نفر عالِم عادل كه مي توانند مجتهد اعلم را بشناسند و تصديق نمايند؛ البته به شرطي كه دو نفر عالِم عادلِ ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند.سوّم: عده اي از اهل علم كه مي توانند مجتهد اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان حاصل مي شود، مجتهد يا اعلم بودن كسي را تصديق كند.(1)ممكن است تشخيص اعلم مشكل باشد و چند نفر مجتهد به عنوان مراجع همسطح معرفي شوند.بعد از رحلت امام خميني و آيت الله اراكي و ...، جامعة مدرّسين حوزة علميه قم و جامعه روحانيت تهران، چند نفر از مراجع تقليد را معرفي نموده اند كه عبارت اند از آيات عظام: خامنه اي، فاضل لنكراني، بهجت، مكارم شيرازي، تبريزي و ... چون نظر متخصصان در مورد اعلميت مراجع فعلي مختلف است و تقريباً در يك سطح قرار دارند، مردم مخيّرند از ميان اين چند نفر، يكي را به عنوان مرجع انتخاب نمايند. پس از انتخاب مرجع تقليد مي توانيد رساله ايشان را تهيه كرده و به دستورهاي آن عمل نماييد.پي نوشت ها: 1. توضيح المسائل مراجع، جلد اوّل، مسئله 3.
کد سوال : 53603
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مي توان پس از تقليد از مرجعي به مرجع ديگر عدول كرد؟ اگر بعداً بفهمد كه مرجعش اعلم نيست، چه بايد بكند؟
پاسخ : اگر پس از تحقيق ثابت شد كه برخي از مراجع اعلم هستند، بايد از اعلم تقليد كرد. نمي توان از مجتهد اعلم به مرجع ديگر كه اعلم نيست عدول كرد. اگر ثابت شد كه مساوي هستند، عدول از يك مرجع به مرجع ديگر خلاف احتياط است.(1) برخي فرموده اند كه اشكالي ندارد.(2)بنابراين ابتدا انسان بايد تحقيق و تفحص بكند كدام مرجع اعلم است، پس از تشخيص اعلم بايد از او تقليد كند، حال اگر بعداً ثابت شد مرجعي كه انتخاب كرده بود، اعلم نبوده و ديگري اعلم بوده است، بايد از مرجع خود به مرجعي اعلم عدول كند. مسائلي كه تا كنون از آن مرجع تقليد مي كرده، صحيح بوده و نياز به اعاده ندارد.پي نوشت ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 20؛ رسالة آيت الله بهجت، مسئلة 5.2. آيت الله فاضل، توضيح المسائل مسئلة 11.