• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53564
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خواب هايي كه مي بينيم تا چه اندازه اهميت دارند؟
پاسخ : روايات اسلامى تمام خواب‏ها را به يك چشم نگاه نمى‏كند، بلكه خواب‏ها را سه قسم مى‏داند: قسمتى از خواب‏ها عبارت از افكار عادى يا اسرار نهانى انسان است كه در خواب گاهى به صورت همان انديشه‏ها ظاهر مى‏شود، اما گاهى تغيير شكل داده ،با صورت ديگرى خودنمايى مى‏كند. اين قسم خواب‏ها در روانكاوى و به نظر روانشناسان ارزش علمى بسيار دارد و به وسيله آن ها مى‏توان به ضمير مخفى اشخاص پى برد، نيز ريشه ناخوشى بيماران روانى را تشخيص داد.قسمت ديگر از خواب‏ها عبارت از افكار آشفته‏اى است كه گاهى در بيدارى و به خصوص در مواقع ناخوشى گريبانگير اشخاص مى‏شود و داراى ارزش روانى و علمى نيست، كه در روايات به "اضغاث احلام" خواب‏هاى آشفته و يا شيطانى تعبير شده است. قسم سوم خواب هايى است كه جنبه الهامى دارد و گاهى به وسيله آن ها حقايقى كه از هر جهت مجهول است، واضح و آشكار مى‏گردد.رسول اكرم(ص) مى‏فرمود: "خواب‏ها بر سه دسته‏اند: بعضى بشارت الهى، دسته‏اى ترساندن از حوادث و رخدادهاى بد، دسته سوم خواب‏هاى پريشان ناشى از افكار پريشان است".(1)در تعبير خواب دو نكته لازم است: 1 - عواطف مذهبى و فرهنگ عمومى اقوام و ملل جهان با يكديگر متفاوت است. از اين رو معبر خواب زمانى قادر است رؤيا را به درستى تعبير كند كه از عواطف مذهبى و فرهنگ ملى خوابديده آگاه باشد.2 - اغلب اوقات درك وجدانى يا ادب و اخلاق عمومى اجازه نمى‏دهد كه محتويات ضمير و باطن به صورت واقعى در خواب ظهور كند، از اين رو به صورت‏هاى مختلف و رمزگونه ظاهر مى‏شود. تعبير كننده خواب بايد به قدرى با هوش باشد كه از صورت ظاهرى خواب، واقع آن را درك كند و خوب بتواند خواب را تعبير كند. از اين رو خواب را هر كسى نمى‏تواند تعبير كند. رسول اكرم (ص) فرمود: "لا تقصّها الا على واد أو ذى رأى؛ خوابت را يا براى دوست صميمى خود نقل كن يا براى كسى كه علم تعبير خواب مى‏داند".(2) هم چنين از روايات استفاده مى‏شود هر وقت كسى بخواهد تعبير خواب كند، بهتر است براى آن تعبير خوبى كند كه مى‏تواند تأثير خوبى در روح و روان خوابديده برجاى گذارد و او را از نگرانى و اضطراب خارج سازد.در هر حال معيار مشخص و معينى در تعبير خواب وجود ندارد كه بتوان براساس آن قضاوت نمود يا حتى به طور كامل قابل يادگيرى باشد.پى‏نوشت‏ها: 1. گفتار فلسفى، كودك از نظر وراثت، ج1، ص375، به نقل از بحارالانوار، ج58، ص 180.2. همان، ص 385، به نقل از بحارالانوار، ج 58، ص 175.
کد سوال : 53565
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : درباره سير و سلوك و طي الارض توضيح دهيد و نمونه هايي از افراد حاضر كه از آن برخوردارند يا اطلاعي دارند، نام ببريد.
پاسخ : براى طى الارض چندين معنا ذكر شده است:1- نزديك شدن مكان‏ها به يكديگر.2- تجدد امثال يعنى ارسال صورتى به مكانى كه اراده مى كند.3- اعدام و ايجاد، يعنى در يك مكان وجود عينى خود را نابود و همان زمان در مكان ديگر ايجاد مى كند. اين قدرت را خدا به پيامبران و ائمه و بعضى از اولياى الهى عنايت كرده است. ديگران هم با اجازه يا به دستور و يا همراه با اولياى الهى مى توانند طى الارض كنند، البته چنين افرادى مسئله را پنهان نگه مى دارند و به كسى نمى گويند مگر با اذن الهى و براى هدايت شخصى يا امر ديگر.اگر انسان روحش را از آلودگى‏ها و تعلق‏ها پاك ساخته و خود را به اصل خويش برساند، يعنى روح خدائى انسان ممكن است به اين مقام نائل آيد.ممكن است پاك كردن نفس از آلودگى، شرط لازم براى رسيدن به اين مقام باشد، ولى شرط كافى براى آن نباشد. عارفان معمولاً به سالكان در اين راه سفارش مى كنند كه در درجه اوّل از محرّمات اجتناب كنند و واجبات را انجام دهند. در درجه بعد آنان را به انجام دادن مستحبات و دوري از مكروهات توصيه مى كنند.اين كار نياز به مداومت جدى و رياضت شرعى دارد و بايد زير نظر اساتيد واقعى عرفان قرار گيرد، زيرا در اين باب مدعيان طى الارض زياد هستند.قرآن مجيد طى الارض را براى يكى از نزديكان با ايمان و دوستان حضرت خاص سليمان به نام آصف بن برخيا ذكر كرده كه توانست تخت سليمان را به يك چشم بر هم زدن حاضر كند.قرآن مجيد درباره او مى فرمايد: "كسى كه دانشى از كتاب داشت، اين كار را انجام داد".(1)بسيارى از مفسران گفته‏اند: اين مرد با ايمان، از اسم اعظم الهى با خبر بود. البته منظور از آگاهى بر اسم اعظم، تخلّق (آراستگى) به آن اسم و وصف است، يعنى انسان از نظر آگاهى و اخلاق و تقوا و ايمان آن چنان تكامل يابد كه مظهرى از اسم الهي گردد.اين تكامل معنوى و روحانى (كه پرتوى از آن اسم اعظم الهى است) قدرت بر اين كار را فراهم مى كند.(2)براى توضيح بيشتر اين بحث مراجعه كنيد به كتاب مهرتابان از علامه محمد حسين طباطبايى، ص 177 - 186. اما اين كه آسمان چه كساني هستند كه داراي مقامي هستند، بايد گفت:آن كه را اسرارحق آموختندمهر كردند دهانش دوختندمعمولاً چنين كساني در زمان خود شناخته شده نيستند. اگر مطالبي از چنين افرادي در كتاب ها مي خوانيم و مي شنويم، غالباً پس از رفتن آنها، از احوال شان آگاه مي شويم.در كتاب معاد شناسي علامه تهراني و كتاب نشان از بي نشان ها كه در شرح احوال نخودكي اصفهاني است، بعضي از نمونه ها بيان شده است.پي نوشت ها : 1. نمل (27) آيه 40.2. تفسير نمونه، ج 15، ص 470، با تلخيص.
کد سوال : 53566
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براي خواندن نماز چند دقيقه بعد از اذان بايد شروع كنيم ؟ آيا بايد مرجع تقليدمان نمازش را شروع كرده باشد و بعد بخوانيم؟
پاسخ : موقعي كه يقين به دخول وقت پيدا كرديد، مي توانيد نماز را شروع كنيد.(1) اگر گويندة اذان وقت شناس باشد، مانند اذان راديو بهافق منطقه اي كه هستيد، بعد از اذان مي توانيد نماز را شروع كنيد. لزومي ندارد كه مرجع تقليدتان نمازش را شروع كرده باشد. نماز شما ربطي به نماز مرجع تقليد ندارد.
کد سوال : 53567
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مؤسسه اي وجود دارد كه كاست هاي سخنراني آقاي الهي قمشه اي را تهيه و توزيع كند؟ آيا اين مطلب واقعيت دارد كه ايشان براي هر سخنراني مبلغ هنگفتي پول دريافت مي كند؟
پاسخ : 1) به نظر مي رسد مؤسسة سروش، وابسته به سازمان صدا و سيما كاست هاي سخنراني آقاي الهي قمشه اي را داشته باشد. بيشتر سخنراني هاي ايشان از تلويزيون و راديو پخش مي شود. معمولاً صدا و سيما سخنراني ها و برنامه هايي را كه از آن مركز پخش مي شود به صورت كاست، CD و نوار ويدئويي در اختيار متقاضيان قرار مي دهد.2) اين واحد در جريان گرفتن مقدار پول توسط آقاي قمشه اي نيست. اصولاً وظيفه و رسالت اين واحد پاسخگويي به اين گونه مسايل نيست. بهتر است فكرتان را به اين مسايل مشغول نكرده و به مسايل مهم تري بپردازيد.
کد سوال : 53568
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دكتر سروش در چه زمينه هاي نظريه داده است؟ آيا امكان دسترسي سريع به آثار وي به همراه نقد آن ها وجود دارد؟
پاسخ : آثاي سروش در موضوعات مختلف سخن گفته و اظهار نظر كرده است. در اين خصوص مي توانيد به اثار علمي او و آثاري كه به نقد مباني و ديدگاه هاي وي پرداخته اند، مراجعه كنيد.يكي از آسيب هاي انديشه و افكار آقاي سروش، نظريه پردازي دربارة موضوعات مختلف است، زيرا به يك انسان نمي تواند در تمامي موضوعات و علوم صاحب نظر باشد. اين مسئله موجب مي شود كه اشكالات متعدد متوجه انديشه يك شخص شود. مرزبندي علوم و ايجاد رشته ها با گرايش هاي خاصي بدين منظور صورت مي گيرد كه موضوعات، تخصصي شده و هر كدام از صاحبان انديشه در موضوع خاصي مطالعه و اظهار نظر كنند.در مجموع دكتر سروش در محورهاي زير بيشتر اظهار نظر كرده، مباني وي در اين موضوعات بيشتر مورد تضارت انديشه و نقد قرار گرفته است:فلسفه اخلاق، فلسفه و قلمرو دين، فلسفه علوم اجتماعي، معرفت ديني و تئوري قبض و بسط شريعت، پلوراليسم ديني، فقه و فلسفة سياسي اسلام، فلسفه غرب، موضوع وحي و هرمنونتيك، دين اقلي و اكثري.در خصوص نقد و بررسي ديدگاه هاي آقاي سروش مي توانيد به منابع زير رجوع كنيد:1ـ شريعت در آيينه معرفت، آيت الله جوادي آملي،2ـ معرفت ديني، صادق لاريجاني،3ـ قبض و بسط در قبض و بسطي ديگر، صادق لاريجاني،4ـ تحول معرفت، احمد واعظي،5ـ كتاب نقد، شماره هاي مختلف (به خصوص ده شمارة اوّل)،6ـ شريعت صامت، حسين غفاري.آثار آقاي سروش را مي توانيد از مؤسسه و انتشارات صراط تهيه نماييد.در مورد شخصيت افراد، سخنان بسيار گفته مي شود كه برخي واقعيت ندارد. انسان بايد سعي كند از اين موارد (كه اثبات و نفي آن ها چه بسا از حيطة توانايي وي بيرون است و غالباً غرض ورزي ها در آن ها دخالت ميكند، حتي در صورت دانستن سودي نخواهد داشت) پرهيز نموده و به جاي نقد كشيدن شخص، به نقد و بررسي آرا و نظريات او روي آورد.
کد سوال : 53569
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دكتر سروش چه كسي است؟ لطفاً زندگي نامة سياسي و شخصي وي را از ابتدا تا به امروز شرح دهيد.
پاسخ : دكتر سروش (كه نام واقعي شان حاج حسن دباغ است) در سال 1324 در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصيل در مدرسه علوي تهران در 1342 وارد دانشكده داروسازي دانشگاه تهران شد و در سال 1347 در داروسازي فارغ التحصيل شد، سپس در لندن شيمي آناليتيك و بعد فلسفه علم آموخت.از سال 1358 تا 1362 عضو ستاد انقلاب فرهنگي بود. از آن پس در "انجمن حكمت و فلسفه" مشغول به تحقيق شد. نيز سالياني است كه عضو فرهنگستان علوم است.او در اين سال به تحقيق، تدريس، تأليف و سخنراني در سطح گسترده ادامه داد. وي در دهة شصت از نويسندگان پركار مسلمان در ايران بود. نقش فعال و مؤثري در سازماندهي برنامه هاي آموزشي دانشگاه ها پس از انقلاب فرهنگي داشت.برخي از مقالات ايشان به عنوان متن درسي تدريس مي شد. اما شهرت بيشتر سروش پس از انتشار مقالات ايشان تحت عنوان قبض و بسط تئوريك شريعت يا تكامل معرفت ديني در مجله كيهان فرهنگي در سال 1367 بود كه بعدها به صورت كتاب در آمده بارها چاپ شد. نظريات ايشان در اين كتاب جنجالي بسياري برانگيخت. اما او تفكر خود را پي گرفت و از سال 1370 به بعد بيشتر در مجلة كيان آثار و افكارش را منتشر ساخت و هم چنان به توليد فكر و نظر پرداخت و آراي تازه تري در باب كلالم جديد، فلسفه و عرفان، دين و سياست عرضه كرد و موافقان و مخالفان تازه تري پيدا كرد.اين جدال ها كه بر سروش و افكار خاص او پديد آمدع به شهرت وي افزود و از مرزهاي داخلي گذشت.در چند سال اخير از ايشان براي سخنراني در محافل علمي و دانشگاهي در كشورهاي اسلامي و اروپا و امريكا دعوت مي شود و برخي از آثارش نيز به زبان هاي انگليسي و عربي ترجمه شده است. ايشان اكنون در جهان به عنوان يكي از روشنفكران مسلمان شناخته مي شود. سروش آثار فراواني دارد كه به جز قبض و بسط تئوريك شريعت، مهم ترين آن ها عبارتند از: مدارا و مديريت، قصة ارباب معرفت، فربه تر از ايدئولوژي، روشنفكري ـ رازداني ـ علم چيست؟ فلسفه چيست؟ نهاد نا آرام جهان، اوصاف پارسايان، حكمت و معيشت و تفريح صنع.(1) پي نوشت ها: 1. حسن يوسف اشكوري، نوگرايي ديني، ص 94.
کد سوال : 53570
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا شهادت در راه خدا كليد بي قيد و شرط بهشت است؟
پاسخ : شهادت به معني حاضر بودن و گواهي دادن است و در فرهنگ ديني ما مسلمانان، به كشته شدن در راه خدا اطلاق شده است.اهل لغت گفته اند: كشته شدگان در راه خدا را از آن روي شهيد گويند كه فرشتگان رحمت در صحنه شهادت حضور مي يابند، يا بدان سبب كه خدا و رسول (ص) بهشتي بودن او گواهي مي دهند يا اين كه در قيامت همراه انبيا بر امت هاي ديگر گواهي مي دهند يا اين كه شهيد زنده و حاضر است.(1) واژه شهيد به معناي جان باخته در راه خدا يكي از مقدّس ترين واژگان در قاموس ديني مسلمانان است.فيض شهادت چنان ارزشمند است كه اولياي ديني همواره از خداوند آرزوي آن را داشته اند. روايات بسياري دربارة شهادت و جايگاه شهيد آمده، از آن جمله: شهادت برترين مرگ است. قطره خون شهيد، نزد خدا از بهترين قطرات است. شهادت موجب آمرزش گناهان مي شود. شهيد از سؤال قبر مصون است و فشار قبر ندارد. شهيد حق شفاعت دارد. شهدا اولين كساني هستند كه وارد بهشت مي شوند و همه به مقام شهيدان غبطه مي خورند.(2)ارزش و والاي شهيد در قرآن بيان شده: "مپنداريد آنان كه در راه خدا كشته شده اند، مردگانند، بلكه زنده اند و نزد خدايشان روزي مي خورند".(3)چون شهيد با ايثار والاترين گوهر خود در راه خدا گام برداشته، خدا حداقل پاداش او را بهشت برين قرار داده، شهادت به مثابه كليدي است كه با آن مي توان به بهشت رضوان رسيد. خداوند وعده داده است پاداش مجاهدت و ايثار شهيدان بهشت باشد.(4)بر اساس آيات و احاديث معصومين(ع)، شهيدان گناهانشان آمرزيده مي شود و پاداش بذل جان در راه خدا را با جاي گرفتن در بهشت برين دريافت مي دارند. اين پاداش الهي براي جان نثاران راه خدا مي باشد.(5)در واقع شهيد با نثار جان، با ارزش ترين عنصر وجودي خود را در راه خداوند داده، در اين حال تنها بهشت مي توان پاسخ و پاداشي براي آن باشد، پس بي قيد و شرط داخل بهشت مي شود. پي نوشت ها: 1. جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، ص 280.2. جواد محدثي، همان، ص 281.3. بقره (2) آية 154.4. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج 5، ص 187 و 188.5. جواد محدثي، همان، ص 281 و 282.
کد سوال : 53571
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا كتاب هاي ساير اديان در حكم كتاب آسماني ما براي آنان است؟
پاسخ : پيروان ساير اديان نيز به كتاب هاي مقدّس خود احترام گذاشته و آن را مقدّس ترين كتاب مي دانند. آنان باور دارند كه محتواي كتاب مقدّسشان از سوي خدا نازل شده است. اين كتاب ها به دليل آن كه حامل دستورهاي ديني و آموزه هاي اخلاقي هستند، پيروان اديان به حفظ و يادگيري تعاليم كتاب ها مي پردازند.احترام به كتاب هاي آسماني به گونه اي است كه به آن ها قسم ياد كرده و دستورهاي كتاب هاي آسماني خويش را فصل الختام همة مسايل خويش مي دانند.پيروان اديان الهي در احترام و اهتمام به كتاب هاي ديني خود يكسان نبوده و برخي از پيروان اديان نسبت به كتاب هاي الهي خود احترام بيشتري قايل مي باشند، ولي همه پيروان اديان الهي در اصل احترام به آيين و دين خود مشترك هستند.البته نمي توان گفت كه اهميت كتاب هاي آسماني نزد پيروان اديان ديگر به اندازة كتاب آسماني ما براي مسلمانان است. مسلمانان قرآن را كلمات وحي و سخن خدا مي دانند، در حالي كه ميان مسيجيان اين نگرش وجود ندارد. آن ها كتاب مقدّس شان (انجيل) را سخن حضرت عيسي(ع) با خدا مي دانند. در واقع وحي حقيقي و اصلي خود، عيسي(ع) است و كتاب مقدّس، ترجمان آن وحي يا بازگو نمودن آن است. تقدسي كه قرآن ميان مسلمانان دارد، بر تراز تقدس انجيل و تورات براي ساير اديان است، به همين خاطر، اهتمام مسلمانان براي حفظ وحي بسيار بيشتر است.در حالي كه قرآن در زمان پيامبر جمع آوري شده و آيات و سوره هاي آن زير نظر پيامبر اسلام(ص) ترتيب يافته است. اين امر در كتاب مقدس ساير اديان صورت نگرفته، كتاب هاي مقدس آن ها سال ها بعد از مرگ پيامبران جمع آوري و نوشته شده كه بهترين شاهد بر مدعا آن است كه مرگ حضرت موسي و عيسي(ع) در كتاب هاي مقدّس آنان ذكر شده و اين نشانگر نگارش كتاب مقدس بعد از مرگ آنان است. به جهت اهميت قرآن نزد مسلمانان و تلاش آنان براي حفظ آن، قرآن دچار تحريف نگشته، اما مي بينيم اين امر در اديان ديگر رخ داده و دين مورد از تفاوت هاي اساسي قرآن، ساير كتاب هاي آسماني است.نكتة پاياني: آن چه امروز ميان مسيحيان به عنوان كتاب مقدس شناخته مي شود، مجموعه اي از چندين كتاب و نامه و نوشته است كه تنها يك بخش آن انجيل است.
کد سوال : 53572
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا امر به معروف و نهي از منكر بر هر فرد مسلمان واجب است؟
پاسخ : امر به معروف و نهي از منكر دو واجب بزرگ عقلي است كه شرع بدان ها بسيار تأكيد كرده است. اين حقيقت از آيات و روايات فراوان به دست مي آيد، چون اگر مسئلة امر به معروف و نهي از منكر در جامعه نباشد، عوامل مختلفي كه دشمن بقاي جامعة سالم است، همچون موريانه از درون ريشه هاي اجتماع را خواهند خورد و آن را از هم متلاشي خواهند كرد، بنابراين حفظ وحدت اجتماعي بدون نظارت عمومي ممكن نيست. آية "ولتكن منكم أمة يدعون الي الخير يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر"(1) دستور داده كه همواره ميان مسلمانان بايد گروهي باشند كه اين دو وظيفة بزرگ اجتماعي را انجام دهند: مردم را به نيكي ها دعوت كنند و از بدي ها باز دارند. آيا امر به معروف وظيفة همگاني است يا وظيفة گروه خاصي است؟ به تعبير ديگر: آيا انجام اين دو وظيفه براي همة مردم است، يعني واجب عيني است و يا بر برخي واجب است، يعني واجب كفايي است؟بايد گفت: ابتدا بر همگان واجب است كه امر به معروف و نهي از منكر كنند، ولي وقتي تعدادي اقدام به اين دو كار كردند، از گردن ديگران ساقط مي شود. به تعبير ديگر: واجب كفايي است.از دقّت در مجموع آيات استفاده مي شود كه امر به معروف و نهي از منكر دو مرحله دارد: يكي "مرحلة فردي" كه هر كس موظّف است به تنهايي ناظر اعمال ديگران باشد؛ ديگري "مرحلة دسته جمعي" كه گروه و امّتي موظفند براي پايان دادن به نابساماني هاي اجتماع دست به دست هم بدهند، بدين معنا كه غير از اين كه در مرحلة فردي همگان وظيفه دارند، در برخي از امور مهمّ گروه خاصي كه آموزش ديده اند نيز بايد به وظايف سنگين خود عمل كنند.در قرون گذشته در ممالك اسلامي تشكيلاتي مخصوص مبارزه با فساد و دعوت به انجام مسئوليت هاي اجتماعي به نام "ادارة حسبه" و مأموران آن به نام "محتسب" و يا "آمران به معروف" وجود داشتند كه مأمور بودند با همكاري يكديگر با هر گونه فساد و زشتي و ظلم و تباهي مبارزه كنند.(2)آيا امر به معروف و نهي از منكر واجب عقلي است؟با توجه به پيوندهاي اجتماعي و اين كه هركار بدي در اجتماع در نقطة خاصّي محدود نمي شود، بلكه هر چه باشد، همانند آتشي ممكن است به نقاط ديگر سرايت كند، عقلي بودن اين دو وظيفه تأييد مي شود. به عبارت ديگر: در اجتماع چيزي به عنوان "ضرر فردي" وجود ندارد و هر زيان فردي امكان اين را دارد كه به صورت يك زيان اجتماعي در آيد. به همين دليل، منطق و عقل به افراد اجازه مي دهد در پاك نگه داشتن محيط زيست خود از هر گونه تلاش و كوششي خودداري نكنند. در برخي از احاديث به اين موضوع اشاره شده است: پيامبر اكرم(ص) فرمود: "يك فرد گنهكار ميان مردم همانند كسي است كه با جمعي سوار كشتي شود و به هنگامي كه در وسط دريا قرار گيرد، تبري برداشته و به خراب يا سوراخ كردن محلي كه در آن نشسته است، بپردازد. هرگاه به او اعتراض كنند، در پاسخ بگويد: در سهم خود تصرّف مي كنم و جاي خود را خراب مي كنم: اگر ديگران او را از اين عمل خطرناك باز ندارند، طولي نمي كشد كه آب دريا به داخل كشتي نفوذ كرده و همگي در دريا غرق مي شوند".(3)علاوه بر آيات در منابع معتبر روايي در اهمّيت امر به معروف و نهي از منكر و عواقب شوم ترك آن دو رواياتي وارد شده است: امام باقر(ع) فرمود: "امر به معروف و نهي از منكر دو فريضة بزرگ الهي است كه بقية فرائض با آن ها برپا مي شوند. به وسيلة اين دو راه ها امن مي گردد و كسب و كار مردم حلال مي شود. نيز حقوق افراد تأمين مي گردد. در ساية آن زمين ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته مي شود و در پرتو آن همة كارها رو به راه مي گردد".(4)مردي خدمت پيامبر(ص) آمد، در حالي كه حضرت بر فراز منبر نشسته بود و پرسيد: بهترين مردم چه كسي است؟ پيامبر(ص) فرمود: "آن كس كه از همه بيشتر امر به معروف و نهي از منكر كند و آن كس كه از همه پرهيزكارتر باشد و در راه خشنودي خدا از همه بيشتر گام بردارد".(5)پي نوشت ها: 1. آل عمران (3) آية 104.2. تفسير نمونه، ج 3، ص 36.3. همان، ص 38.4. همان، ص 38، به نقل از وسائل، ج 11، ص 395.5. همان، ص 39.
کد سوال : 53573
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جهنم چگونه جايگاهي است؟
پاسخ : از آيات مربوط به دوزخ و جهنم استفاده مى‏شود كه دوزخ يك كانون هولناك مجازات است. آتشى سوزان آن را پر كرده و داراى درهاو طبقات گوناگون است، ولى نه آتش هم چون آتش دنيا، بلكه آتشى با مشخصات زير: 1 - هيزم و آتش گيره آن سنگها و انسان‏ها است. 2 - آتشى است كه از دل‏ها سر مى‏زند و نخستين جرقه‏هايش در قلوب ظاهر مى‏گردد. 3 - آتشى است شكننده و كوبنده.4 - آتشى است داراى درك كه گنهكاران را به سوى خود فرا مى‏خواند. 5 - هنگامى كه اين آتش مستحقان خود را از دور مى‏بيند، صداى وحشتناك و خشم آلودش كه با نفس زدن‏هاى شديد همراه است، شنيده مى‏شود.6 - آتشى است متحرك، و جوياى دوزخيان چنان كه مى‏فرمايد: "در آن روز جهنم را حاضر مى‏كنند و آن روز انسان متذكر مى‏شود، ولى تذكر براى او سودى ندارد".(1) 7 - اين آتش سوزان اكنون كافران را احاطه كرده، هر چند حجاب‏ها مانع از مشاهده آن است: "و إنّ جهنم لمحيطه بالكافرين".(2) شايد مجموع اين جهات سبب شده كه بعضى براى دوزخ تفسير روحانى كنند و آتش آن را آتش سوزان معنوى بدانند، ولى بى شك اين تفسير با ظاهر آيات سازگار نيست و با رواياتى كه در شرح آن‏ها آمده، نيز هماهنگى نداد. بنابر اين بايد گفت: جهنم كانون آتش سوزانى است كه با آتش‏هاى اين جهان بسيار متفاوت است، همان گونه كه نعمت‏هاى بهشتى با مواهب دنيا بسيار تفاوت دارد.(3) جهنم داراى مراتب و نقطه هاى مختلفى است كه از اين مرتبه ها به "دركات" تعبير مى شود. دركات جهنم روى همديگر است. از اين رو جهنم داراى طبقات مى باشد. پايين ترين طبقه و پست ترين نقطة جهنم جايگان منافقان است. قرآن كريم مى فرمايد: "منافقان در پايين تريم طبقة دوزخ قرار دارند".(4) مرحوم علامه طباطبايى مى فرمايد: از اين آيه روشن مى شود اهل آتش در آن مراتبى دارند كه از حيث پستى و پايين بودن با يكديگر اختلاف دارد و بر حسب همين اختلاف، مراتب عذابشان هم در سختى و دردناكى مختلف است. اين مراتب را خداوند "دركات" مى نامد.(5) قرآن مى فرمايد: "جهنم ميعادگاه همة آن ها است. هفت در دارد، و براى هر درى گروه معيّنى از آن ها تقسيم شده اند".(6) اميرمؤمنان(ع) فرمود: "جهنم داراى هفت در است كه به صورت طبقه طبقه است. بعضى بالاى بعض ديگر است". آن گاه يكى از دست هايش را بر ديگرى گذارد و فرمود: "اين چنين، خداوند بهشت ها را در كنار هم قرار داد، ولى طبقات جهنم روى هم اند. بعضى فوق بعض ديگر است كه پايين ترين آن ها جهنم است. بالاى آن "لظي" است. بالاى آن "حطمه" بالاى آن "سقر" بالاى آن "جحيم" بالاى آن "سعير" و بالاى آن "هاويه"(7) است.(8) امام صادق(ع) فرمود: " در جهنم صحرايى است براى متكبران كه آن را سقر گويند كه از سختى و بسيارى گرمايش به خداوند شكايت كرد و اجازه خواست تا نفس بكشد، خدا اجازه داد، نفسى كشيد و جهنم را سوزاند".(9) بنابراين جهنم داراى طبقات است. هر يك از سعادت و شقاوت درجات و مراتبى دارد،‌ نه اهل سعادت يك درجه و مرتبه اند و نه اهل شقاوت،‌ اين مراتب و تفاوت ها دربارة اهل بهشت به عنوان درجات و دربارة ‌اهل جهنم به عنوان دركات تعبير مى شود.(10)پى نوشت‏ها:1. فجر (89)، آيه 23. 2. توبه (9)، آيه 49. 3. پيام قرآن، ج 6، ص 407. 4. نساء (4) آية 145.5. علامه طباطبايي، تفسير الميزان(ترجمه) ج 5، ص 187.6. حجر(15) آيه 43 و 44.7. همه اين اسامى در قرآن كريم ذكر شده است: جهنم : آل عمران(3) آية 162، لظي: معارج (15) آية 17، حطمه: همزه(104) آية 4، سقر: مدثر ( 74) آية 26، جهيم: بقره (2) آية‌ 119، سعير:‌ نساء (4) آية 10،‌ هاويه: رعد (101) آية 9.8. مجمع البيان، ج 5 - 6، ص 338.9. محمد محمدى رى شهري،‌ميزان الحكمه، ج 1، ص 473،‌ حديث 2920.10. مرتضى مطهري، ‌عدل الهي،‌ ص 414.