کد سوال : 53514
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سيد بودن به چه معنا است و چه زماني به وجود آمده است؟
پاسخ : سيد به معناى آقا و اطاعت شده (مطاع)، رئيس و بزرگ آمده است. سيادت به معناي مشهور و معروف نزد ما كه به فرزندان پيامبر اطلاق مي شود، در آيات قرآن نيامده است. سيادت عنوانى است اعتبارى، نه تكوينى و عنوانى است براى مردان و زنانى كه در طول نسب خويش به حضرت هاشم بن عبد مناف (جدّ دوم رسول خدا) مىرسند. هر كس سلسله نسب او به هاشم بن عبد مناف يا فرزندان او برسد، سيد محسوب مىشود.(1) اصطلاحاً به فرزندان هاشم، بنى هاشم مىگويند. برخى از اينان به عموهاى پيامبر مثل ابوطالب ، عباس و حمزه مىرسند. بنابراين فرزندان عباس عموى پيامبر كه اصطلاحاً به آنان بنى عباس مىگويند، سيد محسوب مىشوند. فرزندان ابوطالب به نامهاى طالب و عقيل و جعفر طيار و على(ع) و نسل آنان (تا كنون هر چه هستند) سيدند. پيامبر اسلام از جهت پسرانش (طيب و طاهر و قاسم و ابراهيم) چون در كودكى از دنيا رفتند، نسلى ندارد و فقط از طريق حضرت فاطمه زهرا(س) نسلش ادامه پيدا كرد كه فرزندان حضرت زهرا به نامهاى حسن و حسين و زينب و ام كلثوم از طريق پدرشان على(ع) سيد بودند. تمامى ائمه معصومين و فرزندانشان از طريق على(ع) به هاشم مىرسند و سيد هستند. بنابراين سيادت تنها انتساب به پيامبر نيست، بلكه از جهت انتساب به طالب و على و عقيل و جعفر (فرزندان ابوطالب) و انتساب به عباس و حمزه (عموهاى پيامبر نيز سيادت حاصل شده و حضرت على(ع) سيد بوده است و فرزندان او نيز سيد هستند. چون نسل پيامبر بيش تر مورد توجه مسلمانان بود و نسل حضرت از دخترش فاطمه(س)و على(ع)مى باشند, بيش تر مورد توجه و احترام هستند . لذا آنان از بين بقيهء سادات معروف تر ومشخص تر هستند. روايات فراوان در فضيلت ذريه و خاندان پيامبر بيان شده كه حكايت از ارزش و جايگاه بلند انتساب به پيامبر دارد. پيامبر اسلام(ص) فرمود: "هر خويشي و سنتي در روز قيامت گسيخته مي شود، جز خويشي با من، خواه نسبي باشد يا سببي".(3) امام رضا(ع) نيز فرمود: "ما خاندان نبوت حقي كه بر مردم داريم، به خاطر پيامبر(ص) است. هر كدام كه حق خود را كه به بركت پيامبر بر مردم واجب شده، از مردم بستاند، ولي متقابلاً حق مردم را ادا نكند، حقش ساقط خواهد بود"،(4) بنابراين روايت، همان گونه كه سادات بر مردم حق دارند، مردم نيز بر آن ها حق دارند. در ضمن همان گونه كه سادات از ارج و منزلت برخوردارند، به همان اندازه لازم است مراقبت بيشتري بر كردار خود داشته باشند. اگر كسي بتواند نسبت معنوي به پيامبر پيدا كند و خود را در راه و اهداف عالي پيامبر اسلام قرار دهد و تقوا و پرهيزگاري پيشه كند، مطمناً چنين شخصيتي مقام و جايگاه برتري خواهد داشت.در فقه براي سادات احكام خاصي آمده است، مثلاً گرفتن زكات از غير سيد بر آنان حرام است.(2) تفصيل اين احكام در كتاب هاي فقهي بيان شده است. يي نوشت ها: 1. عروة الوثقى، ج 2، كتاب الخمسك فصل 2، مسئله 3.2. معارف و معاريف، ج 6، ص 149.3. همان.4. توضيح المسائل مراجع، ج 2، مسئلة 1955.
کد سوال : 53515
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : معيار موسيقي حلال و حرام چيست؟ حكم موسيقي هايي كه از صدا و سيما پخش مي شود چيست؟
پاسخ : با توجه به اين كه نظر فقها در اين مورد مختلف است و شما موظف هستيد به فتواي مرجع تقليد خودتان مراجعه كنيد، توجه شما را به فتواي برخي از مراجع عظام: امام خميني، آيت الله خا منه اي و آيت الله فاضل جلب مي كنيم: موسيقي اگر مناسب با مجالس لهو و لعب باشد، يا داراي طرب و ترجيع و مهيج شهوات باشد، اشكال دارد و حرام است، چون انسان را به وادي شهوت و دوري از خدا مي كشاند و از خدا غافل مي سازد. اگر اين خصوصيات را نداشته باشد، اشكال ندارد.فقهاي عظام فرموده اند: "از موارد مشكوك لازم نيست اجتناب كنند".طبق اين معيارها و ملاك ها، موسيقي خواه از صدا و سيما پخش شود يا از كاست و سي دي و يا در جشن و اعياد اسلامي به كار گرفته شود، در صورتي كه شك داشته باشيم، اشكال ندارد.(2) و اگر معيار موسيقي حرام در آن باشد، حرام مي باشد، اگر چه از صدا و سيما پخش شود. پي نوشت ها:1. امام خميني، استفتائات، ج 2، ص 11 و 12، سؤال 25 تا ...؛ آيت الله خامنه اي، استفتائات، ج 1، ص 247 تا 256، از سؤال 1127 ـ 1164؛ آيت الله فاضل لنكراني، استفتائات، ج 1، ص 254، مسئله 987 و 988.
کد سوال : 53516
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خداوند از لحاظ ظرفيت جنسي بين خلقت زن و مرد تفاوت قائل شده است، يعني اين كه چرا بايد عمر جنسي زن كوناه و عمر جنسي مرد نامحدود باشد؟
پاسخ : بين زن و مرد تفاوت هايى است كه به برخى از آن ها اشاره مى كنيم:1ـرشد دختر و پسر. متخصصان مى گويند: رشد دختران سريع تر از پسران است، به اين معنا كه رشد استخوان بندي، رويش دندان ها و رشد غدد تناسلى در آن ها سريع تر است.2ـ قدرت بدني: پسرها از لحاظ ظرفيت حياتى و نيروى عضلانى در تمام سنين از دختران بالاترند.3ـ غدد جنسي: فعاليت غدد جنسى در دختران قبل از پسران آغاز مي گردد.4-تغييرات بيولوژيكي: در دختران در 9 تا 12 سالگى و در پسران از 11 تا 13 سالگى تغييرات بيولوژيك ديده مى شود.5-بُعد عاطفي: زنان از عواطف بيشترى برخوردارند و زودتر به هيجان مى آيند.6-بُعد عقلي، در تمام نژادها، ميزان ظرفيت و جمجمه و مقدار نخاعي زن كم تر است. به همان نسبت در همه نژادها قدّش از مرد كوتاه تر است. مغز زن به نسبت 100 الى 200 گرم از مرد كم تر است.(1) بنابراين، اين حقيقت را نمي توانيم انكار كنيم كه بين او دو جنس هم از نظر روحي و هم از نظر جسمي تفاوت زيادي است. تفاوت ها بر اساس طبيعت زنان و مردان و ويژگي هاي هر كدام و مسئوليت ها و نقش هايي كه در زندگي دارند، ترسيم شده است.اگر منظور از كوتاه بودن ظرفيت جنس زنان، حامله نشدن آن در تمام طول عمر است، اين مطلب صحيح است، ولي اختصاص به زنان ندارد. مردان نيز ممكن است با اين مشكل مواجه باشند و احياناً به علت ضعف نطفه داراي چنين محدوديت هايي باشند. اگر منظور از ظرفيت جنسي، لذت بردن از امور جنسي باشد، هم زنان و هم مردان از نظر سني محدوديتي ندارند. ممكن است خانمي در سن يائسگي باشد، ولي تا سال ها بعد بتوان التذاذ جنسي را داشته باشد.بنابراين از اين جهت تفاوتي بين زنان و مردان وجود ندارد. تنها تفاوتي كه وجود دارد، اين است كه زنان تا پنجاه ساگي حامله مي شوند و آقايان معمولاً تا سنين بالا مي توانيد بچه دارد بشوند، و اين البته براي زنان با توجه به مشكلات و سختي هايي كه حاملگي در پي دارد، مي تواند مطلوب باشد، يعني با طبيعت جنس مؤنث سازگار است. گر قرار بود بتوانند تمام عمرشان امكان زايمان داشته باشند، وضع به مراتب براي آنان سنگين تر و سخت تر بود و در آن زمان بايد سؤال مي شد كه چرا؟ پي نوشت ها: 1. كتاب نقد، ش 12، ص 67 ـ 54.
کد سوال : 53517
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا كسي كه چند بار گناه بزرگي مانند زنا انجام داده و سپس توبه كرده، بايد مجازاتي را كه براي اين گناه ذكر شده است، دربار? او اجرا كرد؟ آيا اقتدا كردن به چنين فردي براي نماز جماعت درست است؟
پاسخ : اجراي حدود الهي و تعزيرات شرعي مبتني بر اثبات گناه نزدحاكم شرع (قاضي عادل ) است. بنابر اين تا وقتي كه گناه شخصي نزد قاضي به اثبات نرسيده باشد يا گناهكار به گناه خود نزد قاضي اقرار نكرده باشد، حد و تعزيري بر او جاري نمِيشود. براي پاك شدن از گناه بايد توبه و استغفار به درگاه خداوند كند، چه حد بر او جاري شود و چه نشود. يكي از شرايط امام جماعت اين است كه عادل باشد. اگر گناهي كرده، بايد توبه كرده باشد. كساني كه ميخواهند به امام جماعتي اقتدا كنند، بايد عدالت او رااحراز كنند، بنابر اين اگر مطمئن هستيد گناهكار است و نميدانيد توبه كرده است يا نه، نميتوانيد به او اقتدا كنيد، ولي اگر احراز كرديد كه توبه كرده، ميتوانيد به او اقتدا كنيد. چون احراز كردن توبه مشكل است، احتياط آن است كه به او اقتدا نشود.حضرت امام خميني(ره) ميفرمايند: احوط اين است: كسي كه بيماري جذام يا برص دارد يا قبلاً بر اثر گناهي حد بر او جاري شده و توبه كرده است، امام جماعت نشود. احوط اين است كه مردم نيز به او اقتدا نكنند.(1) پي نوشت: 1 - تحرير الوسيله، ج 1، ص 276.
کد سوال : 53518
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اعمال نامشروع پدر پيش از ازدواج در آينده فرزندان تأثير دارد؟
پاسخ : قرآن مجيد ميفرمايد: "آنها كه از موضع آيند? فرزندان خود مي ترسند، بايد از خيانت دربار? يتيمان وآزار آنها بترسند".(1) از اين آيه استفاده مي شود كه اثر زيانبار بعضي از گناهان تنها متوجه گناهكار نيست، بلكه شامل حال ديگران نيز ميگردد. دليلش آن است: "كارهايي كه افراد در اجتماع مرتكب ميشوند، تدريجاً شكل يك سنت به خود ميگيرد و به نسلهاي آينده منتقل ميشوند، بنابر اين آنها كه اساس ظلم و ستم بر ايتام را در اجتماع ميگذارند، بالاخره روزي اين بدعت غلط دامان فرزندان خود آنها را خواهد گرفت. در حقيقت اين موضوع يكي از آثار وضعي و تكويني اعمال آنها است و اگر به خداوند نسبت داده ميشود، به خاطر آن است كه تمام آثار تكويني و خواص علت و معلول به او منسوب است و به هيچ وجه ظلم و ستمي از ناحيه خداوند بر كسي نخواهد شد. خلاصه هنگامي كه پاي ظلم و ستم در اجتماع باز شد، پاي ظالم و فرزندان او را هم خواهد گرفت".(2) دنيا جاي مكافات است: از مكافات عمل غافل مشو، گندم از گندم برويد، جو ز جو البته اين موضوع در صورتي است كه گناهكار توبه نكرده باشد اما اگر توبه واقعي كرد، تمام آثار گناه محو خواهد شد. از طرف ديگر عكس اين قضيه را نيز در داستان حضرت خضر(ع) و حضرت موسي(ع) ميبينيم. وقتي كه اين دو با ديوار كج مواجه شدند، حضرت خضر به موسي گفت: اين ديوار را بايد از نو بسازيم، حضرت موسي ناراحت شد و گفت: آنها به ما غذا ندادند، حالا براي آنها كارگري كنيم؟! حضرت خضر فلسفه كارش با چنين بيان كرد: آن ديوار به دو بچه يتيم تعلق داشت و گنجي زير آن بود. و پدر اين دو بچه مردي شايسته و خدمتگذار به ديگران بود، به همين جهت از جانب خدا دستور داشتم تا ديوار را خراب كرده و از نو بسازم تا قبل از بزرگ شدن بچهها ديوار خراب نشود و گنج زير آن را ديگران تصرف نكنند.(3) از مجموع مطالب استفاده ميشود كه عمل خوب و بد پدر بر آيتيه فرزندان تأثير دارد. البته لازم نيست عمل پدر، فرزند بلاواسطه را تحت تأثير قرار دهد. در پارهاي از روايات ميخوانيم آن مرد صالح در داستان پيش گفته پدر بلاواسطه يتيمان نبود، بلكه از اجداد دورش محسوب ميشد.(4) ممكن است اين سؤال پيش آيد كه ِآيا تأثير عمل پدر بر فرزند با عدل الهي سازگار است؟ در پاسخ بايد گفت: مكافات طبيعي، نتيجه و لازم? عمل است. برخي از اعمال در دنيا نتايج خود را نشان ميدهد و به اصطلاح كِشتهها درو ميگردد. هر چند محاسبه دقيق و مجاز است كامل و آخرت انجام ميگيرد. كارهايي كه مربوط به مخلوق خدا است، خواه نيكي و خدمت به خلق باشد يا بدي و صدمه به مردم، غالباً در دنيا پاداش و كيفري دارد، بي آن كه چيزي از جزاي اخروي كاسته شود.(5)بنابر اين گناه اثر وضعي دارد كه خواه ناخواه تأثير خود را ميگذارد. كيفي قانوني نيست تا كسي بگويد پدر ظلم كرده، چرا فرزند بايد كيفر ببيند؟! به عبارت ديگر : رابطه عمل و عكسالعمل چنين امري را اقتضا ميكند. اين جهان كوه است و فعل ما ندا باز آيد سوي ما از كُِه صدا البته در مقام تكليف بر انسانها، آن چيزها هم لحاظ ميشود، يعني هر انساني بر اساس تواناييها و استعدادهاي ويژه اي كه دارد (كه بعضاً از پدران به ارث رسيده) تكليف ميشود. هم چنين نبايد چنين بينديشيم كه هرگاه صدمه و مصيبتي بر يك فرد يا يك گروه وارد شد، حتماً مكافات اعمال آنها است، زيرا مصائب اين جهان فلسفههاي ديگري هم دارد. آن چه معتقد هستيم، اين است كه در جهان في الجمله مكافات عمل هم وجود دارد".(6) نكته مهم ديگر آن است كه اين حكم شامل هم? كارهاي خوب و بد پدر نميشود. اجمالاً بر بعضي از كارها مانند ظلم و پامال كردن حقوق ديگران چنين حكمي مترتب است.پي نوشت: 1 - نساء (4)، آيه 9. 2 - تفسير نمونه ، ج 3، ص 280. 3 - كهف(18)، آيه 82. 4 - تفسير نمونه، ج 12، ص 519. 5 - استاد مطهري، مجموعه آثار، ج 1، ص 228. 6 - همان، ص 229.
کد سوال : 53519
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا استخدام شدن با پارتي اشكال شرعي دارد؟ درآمد حاصل از آن چطور؟
پاسخ : حقوقي كه مي گيرد اشكال ندارد، (1) مگر اين كه استخدامش برخلاف مقررات استخدامي باشد و فرد مزبور شرايط لازم استخدام آن اداره را نداشته باشد. البته بايد توجه داشت كه پارتي بازي بسيار زشت است و با نظام اسلامي اصلا سازگار نمي باشد و چهرة نظام را خدشه دار مي نمايد. بايد مسئولان كاري كنند كه ريشه پارتي بازي خشكيده شود.پي نوشت : 1 - آيت الله فاضل لنكراني، جامع المسائل ، ج1، سؤال 2195.
کد سوال : 53520
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا محرم بودن مملوكان شامل خدمتكاران كه امروز در منازل كار ميكنند، هم ميشود، چرا؟
پاسخ : مسئل? عبد و كنز ، اسيران جنگي بودند كه در جنگ بين اسلام و كفر اسير ميشدند. دولت اسلامي درصورت صلاحديد براي اين كه هم بر دولت خرجي اضافي تحميل نكند و هم پولي به بيت المال برسد، اسيران را به افراد مسلمان ميفروخت. اسيران(اعم از مرد يا زن)در خان? مولاي خويش به كار و تلاش ميپرداختند و در جامعه اسلامي با مسائل ديني آشنا ميشوند، چنان كه بسياري از آنان مسلمان ميگشتند، نيز كنترل ميشدند. از جمله احكام فقهي كنيز اين بود كه به مولاي خويش حلال بود، ولي زنان خدمتكار مسلماني كه در خان? فردي كار ميكنند، مزد ميگيرند، احكام كنيز را ندارند. اينان زنان آزاد? مسلماني هستند كه به كار و تلاش براي درآوردن مخارج خود و فرزندان مشغولند. اين زنان مانند ديگر زنان مسلمان نامحرم هستند و احكام كنيز بر آنان جاري نميشود.
کد سوال : 53521
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فلسفه و حكمت نامشخص بودن شب قدر چيست؟
پاسخ : عبادات در قالبهاى گوناگون، واسطههاى فيض الهى اند. بشر توسط عبادت مستحق پاداش مىگردد و به خاطر گناه سزاوار عذاب مىشود.خداوند داراى صفات كمال است و براساس صفات كمال، فيض او بر تمام موجودات هستى و از جمله انسان نازل مىشود. يكى از صفات خداوند، رحمت است. چون هر يك از صفات الهى از طريق اسباب و واسطه سرازير مىشود، صفت رحمت او نيز از راههاى خاص بر انسان و موجودات نازل مىشود. شب قدر يكى از مجارى فيض رحمت الهى است. در اين شب خداوند رحمت خود را بر بندگان جارى نموده است، همان گونه كه در بسيارى اوقات ديگر مانند ماه مبارك رمضان، اعياد و روزهاى خاصى كه به عنوان "ايام الله" ذكر مىشوند، رحمت بى شمار نازل مىشود و يا توبه و وجود پيامبران و امامان معصوم، مجاري فيض و رحمت الهي شناخته ميشوند.خدا بنا به حكمت و مصلحت و از همه مهمتر لطف خود هر ساله چنين شبى را در مسير انسانها قرار داد تا به خود آيند و فرصت توبه كردن و جبران گناهان را داشته باشد. انسان مىتواند با يك عبادت خالص و توبه نصوح به درگاه الهى، تمام گناهان خود را محو نمايد، همان گونه كه با يك گناه مىتواند تمام اعمال خير را از بين ببرد. اين اختصاص به شب خاصى ندارد، به همين خاطر در روايات ما در موارد ديگر مشابه اين اثر بيان شده، اما همان گونه كه گفتيم، شب قدر، شب رحمت خاص خداوند است. ويژگىهاى كه شب قدر دارد، شبهاى ديگر ندارد، مانند نزول فرشتگان رحمت و "روح" (كه فرشته بزرگ و با عظمت الهى دانسته شده است). همچنين برترى آن بر هزار ماه. به واسطه اين ويژگيها، اعمال انسان در اين شب از عظمت خاصى برخوردار مىشود.از طرف ديگر چون رحمت الهى بى پايان است، كسى كه متصل به آن شود، از فوايد و بركات آن برخوردار مىشود. يكى از فوايد آن محو تمام گناهان است، چرا كه رحمت نامتناهى و بى پايان مىتواند گناهان انسان را كه مطمئناً به اندازه رحمت خداوند نيست، از بين ببرد، اما چگونه انسان خالصانه بتواند با درياى بىپايان فيض رحمت الهى متصل شود. امور معنوى كه با روح انسان اتصال يابد، چنين خاصيت شگرفى دارد.البته آن گونه نيست كه شب قدر معلوم نباشد، زيرا طبق آيات و روايات و گفتار بزرگان شب بيست و سوم به واقع نزديك تر است. اگر معينش نكردهاند، به منظور تعظيم امر آن بوده است. از امام صادق روايت شده: تقدير در نوزدهم و ابرام (محكم كردن) در بيست و يك و امضا در شب بيست و سوم است.(1)در عين حال مشخص نبودن اين شب به طور كامل مىتواند رحمت و لطف ديگرى از خداوند باشد كه انسان بتواند در سه شب با خداوند ارتباط برقرار كرده و راز و نياز كند و از درياى رحمت الهى هر چه بيشتر بهرهمند باشد يا اگر در يك شب نتوانست رابطه حقيقى را برقرار كند، مأيوس نباشد و در شبهاى بعد جبران نمايد، و يا اين كه در شبهاى اوّل، مقدمات ارتباط واقعى و حقيقى را با خداوند برقرار كرده و در شب آخر متصل به درياى با عظمت و بيكران و فيض الهى شود. در هر حال از هر طرف كه نگاه كنيم، جز رحمت و لطف خداوند نيست. بسيارى معتقدند مخفى بودن شب قدر ميان شبهاى سال يا در ميان شبهاى ماه مبارك رمضانبراى اين است كه مردم به همه اين شبها اهميت دهند، همانگونه كه خداوند رضاى خود را در ميان انواعطاعات پنهان كرده، تا مردم به همه طاعات روى آورند و غضبش را ميان معاصى پنهان كرده، تا از همهبپرهيزند. دوستانش را ميان مردم مخفى كرده، تا همه را احترام كنند. اجابت را ميان دعاها پنهان كرده، تا بههمه دعاها روى آورند. اسم اعظم را ميان اسمهايش مخفى ساخته تا همه را بزرگ دارند و وقت مرگ را مخفيساخته، تا در همه حال آماده باشند.(2) پي نوشت: 1 - ترجمه تفسير الميزان، ج 20، ص 769. 2 -تفسير نمونه، ج 27، ص 190.
کد سوال : 53522
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مسألهاي كه در مورد بست آب در صحراي كربلا مطرح است، آيا جزء رسوم عربهاي آن زمان بود يا از روي شرارت و ناجوانمردي صورت گرفت؟ چون همان طور كه ميدانيد در جنگ بدر نيز مسلمانان چاههاي بدر را تصرف كردند و آب را بر كفار بستند.
پاسخ : بستن آب به روي سپاهيان امام حسين(ع) از مصاديق بارز ناجوانمردي است. آنان از روي رسم عربهاي جاهلي به اين كار رو نياوردند، بلكه از روي شرارت و قساوت اين كار را صورت دادند و لعن و نفرين همگان را بر خود هموار كردند.عربهاي جاهلي با همه ضعفهاي اخلاقي كه داشتند، از خصلت اخلاقي ناجوانمردي به دور بودند، جوانمردي از خصلتهاي شناخته شده آنان به شمار ميآمد. امّا آن چه را كه در مورد جنگ بدر داشتهايد، اگر چه در برخي از گزارشها آمده است، كسي حقيقت ندارد و از جمله روايات ساختگي به شمار ميآيد، زيرا پيامبر(ص) از هر لغزشي و خطايي مصون است، از اسو? حسنه است. همه مي بايست در مكارم اخلاقي به حضرت پيروي كنند.به بيان قرآن آن حضرت صاحب خُلق عظيم است. او نمون? كامل تمامي فضايل اخلاقي است. روشن است كه چنين شخصي آب را به روي دشمن نمي بندد. بستن آب به روي دشمن نقطه مقابل فضايل اخلاقي است و اين كارها از حضرت به دور است. همانند پيامبر(ص) امام علي(ع) است. ايشان در جنگ صفين پس از آن كه با حركت ناجوانمردان? معاويه روبهرو ميگردد و آب را به روي سپاه علي(ع) ميبندند، حضرت فرمان حمله صادر ميكند و شط فرات را ميگيرند، اما ميگويد آب را به روي دشمن نبنديد، حتي از روي مقابله بهمثل. در نادرستي دوستان بستن چاههاي بدر همين بس كه پيش از آغاز دلگري در بدر، در آغاز سپاه مشركان قريش در همين مكان موضع گرفته بودند و بعد تغيير مكان دادند. عاقلانه نيست كه بگوييم: سپاه ابوسفيان از موضعي كه از آب بهرهمند بود، دست كشيدند و به موضع فاقد آب پناه بردند. كه اين به جهت تاكتيك جنگي بود! اين سخن دليل بر نادرستي نقل برخي از نويسندگان است. محمد بن اسحاق، اولين سيره نگار تاريخ اسلام مينويسد: مشركان قريش قبل از درگيري بدر در موضعي كه در آن آب وجود، داشت، مستقر شده بودند امّا سپاه پيامبر در جايي كه قرار داشته، از آب محروم بودند. روايت درست اين است كه در جنگ بدر مسلمانان در موضعي كه بودند، از آب بهرهاي نداشتند اما به لطف خدا باران شديد باريد و مشكل بيآبي مسلمانان را برطرف كرد.(1)پاورقي:1 - سيد جعفر مرتضي عاملي، الصحيح من سيره النبي الاعظم، ج 5 ، ص 31 - 29.
کد سوال : 53523
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با وجودي كه فدكجزو تصرفات مسلمانان بدون جنگ و خونريزي بود، چگونه به حضرت زهرا به ارث رسيد؟
پاسخ : فدك از "فيء"(1) بود كه جزء ملك جهادگران نيست، بلكه در اختيار پيامبر(ص) قرار داشت. آن گاه كه آي? "و آت ذي القربي حقه"(2) نازل شد پيامبر(ص) به امر خدا فدك را به حضرت زهرا(س) داد. در فلسفه اين كار دو چيز را ميتوان بيان داشت. 1 - ممكن است اعطاي فدك جنبه سياسي داشته باشد،يعني به گونه اي زمينه سازي براي امامت حضرت علي(ع) و فرزندان معصومش باشد، با اين تحليل فدك تنها در ارتباط با حضرت فاطمه(س) نبود، بلكه متعلق به فرزندانش نيز بود. برخورد حكومتها در طول چند قرآن اول با مساله فدك اين نظر را تقريب ميكند كه تعاملات در فدك به گونهاي رنگ سياسي داشت، به همين خاطر برخي از حاكمان آن را به فرزندان حضرت فاطمه مي دادند و برخي ديگر از دست آنان ميگرفتند. 2 - حضرت خديجه ثروت فراواني داشت. همه آن ها را در اختيار پيامبر(ص) قرار داد، حضرت از آنها بهره گرفت و در راه اعتلاي كلمه الله و پيشرفت اسلام مصرف كرد. خديجه از دنيا رفت و ثروتي از او باقي نماند كه دخترش فاطمه(س) از آن بهره گيرد، خداوند به پيامبرش دستور داد: به پاس فداكاريهاي حضرت خديجه و به عوض هم? انفاق هاي آن بانوي بزرگ، فدك را به دخترش بدهد. در زمان پيامبر او مالك فدك شد. بعد از رحلت پيامبر(ص) ابوبكر كارگزاران فاطمه درفدك را بيرون كرد و آن را در اختيار گرفت.بنابر اين فدك در زمان پيامبر به دخترش منتقل شد.اين وجه با آيه مذكور در ابتدا نيز سازگارتر است، اگر چه ميتواند هدف اول را نيز تامين كند. حضرت فاطمه به جز فدك، خواستههاي ديگري از حكومت داشت كه از جمله آن ميراث پيامبر است. حال اگر حكومت ادعا كند كه فدك در زمان پيامبر در اختيار حضرت فاطمه قرار نداشت، و آن را نپذيرد، نوبت به اين سخن ميرسد كه ميبايست بعد از پيامبر به عنوان ميراث به حضرت منتقل گردد، چرا كه فدك نه از انقال است (كه ملك عموم مسلمانان باشد) و نه از غنائم جنگي (كه اختصاص به جهادگران داشته باشد). بار توضيح بيشتر در مورد فدك به كتاب فدك در تاريخ اثر شهيد سيد محمد باقر صدر، با ترجمه عابدي مراجعه كنيد.پاورقي:1 - فيء به مالي اطلاق مي شود كه به هيچ لشكركشي و جنگي نصيب مسلمانان گردد. اين مال در زمان پيامبر (ص) در تصرف خاص حضرت بود، بعد از او در اختيار امامان(ع) مي بايست قرار ميگرفت. آنان ميتوانند اين مال را هر گونه كه مصلحت بدانند، مصرف نمايند. ر.ك. دايره المعارف، مصاحب، ج 2 ، ص 1956. 2 - حشر (59 )، آيه 6.