• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53494
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ديدن برنامه هايي كه زنان در آن پوشش مناسب ندارند، از نظر شرعي اشكال دارد؟
پاسخ : مرد نمي تواند بدن زن نامحرم(به غير از وجه و كفين) كه به طور مستقيم از تلويزيون پخش مي شود، نگاه كند، ولي در پخش غير مستقيم تلويزيوني، اگر ريبه و خوف گناه نباشد، نگاه كردن اشكال ندارد.(1)اما در مورد زنان غير مسلمان: نگاه كردن به بدن زنان نامحرم غير مسلمان كه به طور معمول آن مواضع را نمي پوشانند، اشكالي ندارد، مشروط به آن كه قصد لذّت و ريبه نباشد.(2)به طور كلّي: فيلم و (برنامه هايي) كه به طور مستقيم پخش مي شود، حكم انسان زنده را دارد. اگر به طور غير مستقيم پخش مي شود، حكم عكس را دارد.(3)البته ديدن آن براي خانم ها در صورتي كه موجب تحريك شهواني نشود، اشكال ندارد.طبيعي است چيزي كه موجب تحريك شهواني شود، در دين اسلام دچار اشكال بوده و حرام است. احكام اسلام به گونه اي تنظيم شده كه هر گونه ارضا يا تحريك شهواني درون خانواده و در رابطه با همسر صورت گيرد. اين مسئله علاوه بر فواند و آثار بسيار فردي و اجتماعي، موجب استحكام بنيان خانواده و جلوگيري از مفاسد بسيار مي شود. پي نوشت ها: 1. سيد مسعود معصومي، احكام روابط زن و مرد، ص 83.2. همان، ص 54، مسئلة 31.3. همان، ص 82، مسئلة 70.
کد سوال : 53495
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در قرآن يا حديث از چادر به عنوان حجاب برتر نام برده شده است؟ آيا مانتو و روسري نمي تواند پوشش كامل باشد؟
پاسخ : قرآن مجيد خطاب به پيامبرش فرمود: "به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه: خويشتن را با "جلباب" بپوشند كه اين كار براى اين كه به عفت شناخته مى‏شوند و از تعرض محفوظ مى‏مانند، براى آنان بهتر است".(1) بعضى از مفسّران جلباب را پوششى فراگير معنا كرده‏اند كه از بالاى سر تا پايين پا را مى‏پوشاند و چيزى در حدود اندازه چادر است.(2) البته ديدگاه ديگر جلباب را پوشش تا زانو(3) و ديدگاه سوم جلباب را مقنعه مى‏داند.(4) بر اساس ديدگاه اوّل مى‏توان گفت: قرآن از چادر يا چيزى مانند آن كه تمام بدن را بپوشاند، به عنوان حجاب برتر نام برده است. علاوه بر اين: درباره پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براى دفاع از فدك، همين پوشش نقل شده است. حضرت فاطمه(ع) مقنعه خويش را بر سر و جلباب بر تن كردند؛(5) يعنى پوششى كه تمام تن را از سر تا قدم فرا مى‏گرفته است. علاوه بر اين عقل نيز بر برتر بودن چادر حكم مى‏كند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ مى‏ماند. شايد با استفاده از اين موارد و احاديث ديگر، فقهاي بزرگوار بر حجاب برتر بودن چادر تصريح نموده‏اند.البته پوشش كامل با مانتو و روسرى نيز مى‏تواند مورد استفاده قرار گيرد، ولى حجاب برتر نيست، زيرا هر چند با مانتو و روسرى پوشش صورت مى‏گيرد، ولى باز حجم بدن مشخص است. با مقايسه با چادر، قطعاً چادر برترى دارد. آنچه مهم است، مراقبت زن از خود و حجاب و عفت خويش به جهت ايجاد جامعه سالم است. آن چه كه بهتر بتواند اين هدف را تأمين كند، برتر است، در عين حال در صورت لزوم زن بايد با حفظ عفت و حجاب، نقش اجتماعى خود را به خوبي انجام دهد. البته شيك پوشي و تميز و مرتب بودن از خصلت زنان است و خصلت بسيار خوبي است كه خدا در وجود زنان قرار داده تا بر جذابيت آنان افزوده شود، ليكن بايد در كوچه و خيابان و در منظر مردان نامحرم طوري رفت و آمد كنند كه همراه با متانت و عفت بوده و باعث گناه و معصيت الهي نشوند يا طمع در دل هاي بيمار ايجاد كند. پى نوشت‏ها: 1. احزاب (33) آيه 59.2. ر.ك: علامه طباطبايى، الميزان؛ شيخ طوسى، تفسير تبيان.3. المصباح المنير، ريشه جلب.4. راغب اصفهانى، مفردات، ريشه جلب.5. طبرسى، الاحتجاج، ج 1، ص 98.
کد سوال : 53496
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اختلاف با همسر و راهنمايي در جهت حل آن.
پاسخ : خواهر گرامي از اين كه همچنان به ما اعتماد داريد و ما را امين خود دانسته و با ما مكاتبه مي نماييد، سپاسگزاريم. پس از پاسخ به نامة اوّلي منتظر بوديم نظرتان را دربارة موارد مطرح شده ابراز داريد، ولي در اين نامه چنين نشد و به طور مفصّل جريانات را مطرح كرده ايد كه البته در روشن تر شدن قضايا مؤثر بوده است. اما مي توانستيد و مطالب را به صورت كلِّي و با خط خوانا و درشت تر بنويسيد و نكات حساس و مهم را تعيين نماييد تا در مورد نكات مشخصي با شما گفتگو نماييم.از مجموع مي توان حدس زد كه همسرتان از نظر روحي شرايط آرماني ندارد و از عقده دروني كه محصول تجارب تلخ دوران كودكي است، رنج مي برد و شايد آن را اظهار نكرده است. چه بسا خود نيز از برخوردهاي خويش راضي نيست، ولي به منظور قانع كردن خود دست به كارهايي مي زند. واكنش هايي را كه مردم بر اثر عقده حقارت از خود نشان مي دهند، مختلف است. بعضي با سكوت و برخي با پر حرفي. بعضي با هتّاكي و يا انتقام جويي واكنش نشان مي دهند با توجه به اين موضوع كه در نامة قبلي نيز نوشتيم، احتمالاً برخورد والدين ايشان منشأ پيدايش اين ناراحتي روحي شده است. شما خواه ناخواه با اين واقعيت مواجه هستيد. آن گونه كه نوشتيد، با شخص كم و بيش بيماري مواجه هشتيد كه تا حدّي از حالت خود آگاهي دارد. اگر چنين باشد، به صبر و حوصله و تيمار بسيار نياز داريد و اين معنايش فيلم بازي كرد و رباط بودن نيست.پس طبق آنچه نوشتيد و اظهار داشتيد، با درك شرايط فعلي بايد روحيه همسرتان را بازشناسي كنيد و مطابق با آن برخورد نماييد، مثلاً از كسي تعريف نكنيد و از ابراز محبت به ايشان خودداري نكنيد.همه به ويژه همسرتان به دليل كمبود محبت شديداً نياز به محبت و دلجويي دارند. فكر نكنيد همسرتان تلافي نمي كند و محبت را با محبت پاسخ نمي دهد. اين كار را اوّلاً براي خدا و ثانياً براي حفظ و استحكام نظام خانواده و حفظ روحيه فرزندان انجام دهيد و پاداش آن را از خدا بخواهيد. مطمئن باشيد با محبت مي توانيد تا حد زيادي عقده دروني او را ترميم ببخشيد و از واكنش او جلوگيري نماييد.اين كه تصميم گرفته ايد گذشته را فراموش كنيد، تصميم عاقلانه اي است. البته فراموشي تنها به لفظ نبايد باشد، بلكه در عمل نشان دهيد، مثلاً از گفتن خاطرات تلخ و يادآوري مسائل دوري كنيد و از سركوفت زدن و تحقير همسرتان به شدت پرهيز نماييد، كه تحقير، عقده حقارت او را تشديد مي كند. بايد به او روحيه دهيد و احترام بگذاريد. همسرتان بايد خود را پيدا كند و اعتماد به نفس داشته باشد. اين امر جز از طريق محبت اطرافيان و شخصيت دادن آنان امكان پذير نيست. امام هادي(ع) مي فرمايد: "كسي كه خود را كوچك بداند، از شر او در امان نباش".(1) يعني كسي كه شخصيت ندارد، احتمال سر زدن بزه كاري يا ناهنجاري و شرارت و بدرفتاري از او هست.البته به شما حق مي دهيم در طي سال هاي متمادي كه با بد رفتاري همسرتان مواجه بوده ايد، ناراحت باشيد، ولي هنر زن مؤمن آن است كه با وجود شرايط سخت، با صبر و بردباري زندگي را بر كام خود و اطرافيانش شيرين سازد.در نامه، منصفانه نقاط قوّت همسرتان را مطرح كرده ايد. بر آن نقاط تكيه كنيد و پيش خود بزرگ بنماييد تا نسبت به زندگي دلگرم شويد.هر چند شكست و ناكامي ها در زندگي تلخ است امام احساس شكست از آن تلخ تر است. غصة از دست دادن فرصت هاي گذشته، حاصلي جز پريشاني و اضطراب ندارد. البته در مورد منزل با همفكري و همدلي هر چه زودتر تصميم بگيريد. گرچه منزل كوچكي باشد، تهيه كنيد تا از اين جهت احساس امنيت بيشتري نماييد.به نظر مي رسد در تصميم گيري ها بيشتر بايد در كنار همسرتان باشيد. با توجه به ضررهايي كه از ناحية سوء تدبير ايشان متحمل شده ايد، لازم است با تدبير و درايت و مشاركت، كارها را سامان دهيد.نكتة آخر: سعي كنيد اعتقادات ايشان را كه با آن بزرگ شده، به چالش نكشانيد. هر كس براي نظريات خود احترام قائل است، هر چند اشتباه باشد.با سن و سالي كه ايشان دارد نمي توانيد او را تغيير دهيد، پس از بحث و جدل خودداري كنيد.اميدواريم موارد مطرح شده پاسخ گوي مشكلات مطرح شده باشد. در پايان كتاب آيين همسرداري از ابراهيم اميني را جهت مطالعه پيشنهاد مي كنيم.نامه هاي بعدي را با توجه به پاسخ نامه هاي ارسال شده و نكاتي كه مطرح شده براي ما بنويسيد. پي نوشت ها: 1. محمد تقي فلسفي، كودك، ج 2، ص 89.
کد سوال : 53497
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در خواندن مديحه و مرثيه به چه نكات اصلي بايد توجه كرد و از چه چيزهايي بايد پرهيز نمود؟
پاسخ : از جمله برنامه‌هايي كه توسط امامان معصوم مورد تشويق قرار گرفته ( تا از اين طريق، خاطر? رشادت‌ها و مظلوميت‌هاي شهداي كربلا و فرهنگ عاشورا زنده بماند) سرودن مدح و مرثيه است. مداحان اهل بيت، كه با ذكر مصيبت و ذكر فضايل خاندان وحي مجالس حسيني را گرم نگه مي دارند و اشك عاشقانه شيعيان آل الله را جاري مي‌سازد، از عوامل بقاي فرهنگ عاشورايند.(1) فلسفه اساسي مداحي و مرثيه خواني ، ترويج خوبي‌ها و تبيين روحيه‌هاي والاي شهيدان كربلا و دميدن روح تعهد و حماسه در شيعه است. در اين راستا مداح و مرثيه خوان بايد با گذراندن آموزش هاي لازم، نسبت به گزينش شعرهاي خوب و پر معنا، مطالعه مقتل‌هاي معتبر و منابع تاريخي، پرهيز از غلو و مبالغه و حرف‌هاي غير قابل قبول و دروغ اهتمام ورزد. در كنار اين ها از صداقت و خلوص در مسير خدمت به امام حسين (ع) بايد نام برد تا مديح در دل‌ها موثر واقع شود.(2) در مجموعنكات زير در خصوص مديحه و مرثيه بايد مورد مراعات قرار گيرد. 1 - محتواي اشعار ، بايد از متانت ، دقت، اعتبار و استناد برخوردار باشد. نيز از حرف‌هاي سست و بي مدرك، يا دروغ و جعليات و مطالب ضعيف و توهين‌آميز نسبت به معصومان، به شدت بايد پرهيز كرد. 2 - از آن جا كه شعر مدح و مرثيه، عامل انتقال فرهنگ است، بايد سطح آن بالا و ارزشمند وعميق باشد تا به جامعه اسلامي و هواداران ائمه، بينش و بصيرت و عمق در فهم و فكر را بدهد. 3 - محتواي مراثي و مدايح، در عين حال كه بايد استوار و محكم باشد، نبايد چنان پيچيده شود كه براي شنوندگان و خوانندگان، گويايي و رسايي خود را از دست بدهد و نتواند با عام? خلق ارتباط برقرار كند.4 - به بهانه دينيو مذهبي بودن نمي‌توان هر شعر ضعيفي را كه فاقد قوّت ادبي است، استفاده كرد، بلكه مدايح و مراثي بايد از قوّت ادبي برخوردار باشد تا در زماني كه مداح آن را مي‌خواند، به راحتي مورد قبول و منشأ اثر براي دل‌هايعاشقان حسين(ع) باشد. 5 - مداح بايد با استفاده شايسته از عواطف پاك مردم و جهت دادن به آن ها در مسير اهداف ائمه (ع) كه پاكي و تهذيب نفس و تحصيل تقوا است، حركت كند. 6 - مداح بايد هنگام مداحي در جهت تعميق محبت‌ها و عشق‌هاي دروني به انسان‌هاي پاك و اسوه حركت كند. در نهايت اين‌كه مداح و مرثيه خوان بايد محتواي اشعاري كه مي‌خواند مناسب با شأن مجالس ائمه اطهار(ع) باشد. در ضمن آن ها هم به صفات اخلاقي باشند تا اين صدا و شعر همراه با خلوص و عشق و به دور از دروغ و رياكاري در دل‌ها ماندگار شود و هر چه بيشتر محبت حسيني را ترويج كند.پي نوشت: 1 - جواد محدثي ، فرهنگ عاشورا، ص 410. 2 - همان، ص 411.
کد سوال : 53498
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فلسفه و اسرار عبادت و نماز و آثار آن چيست؟
پاسخ : عبوديت و پرستش يكي از نيازهاي انسان است. تمامي انسان ها از ابتدا تا كنون به شكلي پرستش داشته اند. روح انسان نياز به عبادت و پرستش دارد. هيچ چيزي جاي آن را پر نمي كند، و خداوند تنها موجودي است كه لائق پرستش است اهل عرفان گفته اند: براي رسيدن به عرفان الهي و شناخت خود و خدا مراحلي بايد طي شود. مرحلة اوّل، شريعت است. براي پيمودن اين مرحله بايد به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و كمك از عبادت وارد مرحلة دوم يعني طريقت شد، آن گاه از طريقت عبور كرده و به حقيقت پيوست كه پيوستن قطره به دريا است.هر كدام از مكتب ها و آيين ها اَشكالي براي عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتي موجودات ديگر نيز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن مي‌فرمايد: "كلّ قد علم صلوته و تسبيحه؛1تمامي موجودات نماز و تسبيح خدا را مي دانند". در جاي ديگر مي‌فرمايد: "إنْ مِن شيء إلاّ يسبّح بحمده و لكن لا تفقهون تسبيحهم؛2 هر موجودي با حمد، خدا را تسبيح مي‌گويد، ليكن شما تسبيح آنان را نمي فهميد". جمله ذرات عالم در نهان با تو مي گويند روزان وشبان ماسميعيم و بصيريم وهشيم با شما نامحرمان ما خا موشيم گر شما سوي جمادي مي رويد محرم جان جمادان كي شويد.از منابع و مآخذ اسلامي به دست مي آيد كه براي رسيدن به حق و شاداب كردن روح عرفاني انسان، هيچ راهي بهتر از نماز يافت نمي شود. براي روح انسان شيفته هيچ غذايي سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زيرا چه كسي بهتر از خداوند (كه براي رسيدن به هر هدفي، تركيب راه خاصي را مشخص فرموده است) مي‌تواند مَرْكب و معجوني براي رشد و ارتقاي انسان ها پديد آورد؟آنچه زيبايي و حُسن و خير است، در نماز سفره اي است گسترده كه خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز براي بندگانش باز مي‌كند و بر سر اين سفره انواع و اقسام غذاهاي لذيذ وجودداد و هر كس مطابق استعداد و تعالي خود از آن بهره مند مي‌شود.هشام بن حكم از امام صادق(ع) پرسيد: چرا نماز واجب شد، در حالي كه هم وقت مي گيرد و هم انسان را به زحمت مي اندازد؟ امام فرمود: "پيامبراني آمدند و مردم را به آيين خود دعوت نمودند. عده اي هم دين آنان را پذيرفتند، امّا با مرگ آن پيامبران، نام و دين و ياد آن‌ها از ميان رفت. خداوند اراده فرمود كه اسلام و نام پيامبر اسلام(ص) زنده بماند و اين از طريق نماز امكان پذير است"،4يعني علاوه بر آن كه نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مكتب و احياي دين هم هستهم چنين نماز رابطه بنده با خداست و طبيعي است كه بنده آن را به جا مي آورد كه خواسته خداوند و معبود اوست و اصولاهدف اصلي از خلقت انسان بندگي است و نماز بهترين شيوه اظهار بندگي استشكل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامي در آن وجود دارد، هم تسبيح و تقديس لفظي است و هم تقديس عملي مي‌باشد. ركوع و سجود و تسبيح و تحميد و دعا و تكبير و سلام و خلاصه همة زيبايي ها در نماز است. با اين همه اگر نماز به طور صحيح و كامل با حفظ شرايط و آداب خوانده شود، جلوي بسياري از مفاسد اجتماعي را مي گيرد: "إنّ الصلاة تنهي عن الفحشاء والمنكر و لذكرالله اكبر5 نماز اگر با مقدمات و تعقيبات همراه باشد،‌ انسان را به اوج معنويت مي‌رساند. اذان با آن محتواي زيبا دل را مي نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجد الحرام و مسجد النّبي(ص) زيباترين جلوة عبادت و همدلي و يكرنگي و صفا و صميميت است. پيامبر(ص) فرمود: "نماز نور چشم من است.6در آيات قرآن و از طريق پيامبر و پيشوايان دينى نيز تنها بخشى از آثار و حكمت‏هاى نماز و عبادت بيان شده است. با توجه به آيات و روايات در اين زمينه، برخى از آثار و حكمت‏ها چنين است: 1 - قرب معنوى يكى از آثار بسيار مهم نماز قرب به خداوند است. اين اثر روح عبادت و نماز را تشكيل مى‏دهد و يكى از آيات قرآن هدف آفرينش انسان عبادت بيان شده است (6) كه حكايت گر بعد معنوى نماز و اهميت آن است، امام على(ع) فرمود: "الصلوة قربان لكل تقى (7)، نماز وسيله تقرب هر پرهيز كارى به خداوند است". در برخى از روايات از نماز به عنوان معراج مؤمن ياد شده كه اشاره به آثار معنوى آن مى‏باشد. 2 - ياد خدا و آرامش روانى در قرآن آمده است: "اقم الصلوة لذكرى(8)، نماز را بر پا دار تا به ياد من باشى". يكى از نويسندگان در تفسير اين آيه مى‏نويسد: "روح واساس و هدف و پايه و مقدمه و نتيجه و بالاخره فلسفه نماز همان ياد خدا است. همان "ذكر اللَّه" است كه در آيه فوق به عنوان برترين نتيجه بيان شده است"(9) ذكر و ياد خداوند نقش تعيين كننده در آرامش روانى دارد. نماز به عنوان ذكر خدا به انسان‏هاى نماز گذار آرامش مى‏دهد، "ألا بذكر اللَّه تطمئن القلوب(10)، آگاه باشيد ياد خدا مايه اطمينان است". 3 - عامل باز دارنده از گناه يكى از آثار مهم نماز جلوگير از گناه است: "إنّ الصلوة تنهى عن الفحشا و المنكر"(11). طبيعت نماز از آن جا كه انسان را به ياد خدا نيرومندترين عامل بازدارنده يعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مى‏اندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منكر است. انسان كه به نماز مى‏ايستد و تكبير مى‏گويد، خدا را از همه چيز بالاتر مى‏شمرد... بدون شك در قلب و روح چنين انسانى، جنبشى به سوى حق و حركت به سوى پاكى و جهشى به سوى تقوا پيدا مى‏شود..."(12) 4 - گناه زدايى يكى از آثار بسيار مهم نماز گناه زدايى است. نماز وسيله شستشو از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است(13). پيامبر(ص) از ياران خود سؤال كرد: اگر بر در خانه يكى از شما نهرى از آب صاف و پاكيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهيد، آيا چيزى از آلودگى و كثافت در بدن او مى‏ماند؟ در پاسخ عرض كردند،نه. حضرت فرمود: نماز درست هماننداين آب جارى است. هر زمان كه انساننماز مى‏خواند، گناهانى كه در ميان دو نماز انجام شده است، از بين مى‏رود."(14)5 - غفلت زدايى‏بزرگ‏ترين مصيبت براى رهروان راه حق آن است كه هدف آفرينش خود را فراموش كند. و غرق در زندگى مادى و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حكم اين كه در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام مى‏شود، مرتباً به انسان اخطار مى‏كند و هشدار مى‏دهد و هدف آفرينش او را خاطر نشان مى‏سازد... و اين نعمت بزرگى است كه انسان وسيله‏اى در اختيار داشته باشد كه در هر شبانه روز چند مرتبه به او بيدار باش گويد.(15) 6 - تكبر زدايى‏يكى از عوامل مهم تكبر زدايى نماز است، زيرا انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دو بار پيشانى بر خاك در برابر خدا مى‏گذارد و خود را ذره كوچكى در برابر عظمت او مى‏بيند، از اين رو پرده‏هاى غرور و خودخواهى را كنار مى‏زند. از اين رو على(ع) بعد از بيان فلسفه عبادت، يكى از آثار نماز 1 - تكبر زدايى بيان نمود: "خداوند ايمان را براى پاكسازى انسان هااز شرك واجب كرده است و نماز را براى پاكسازى از كبر"(16). 7 - عامل پرورش فضائل اخلاقى نماز روح اخلاص و خداباورى را در انسان افزايش مى‏دهد و نتيجه آن پرورش فضايل اخلاقى است، انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و چهار ديوار طبيعت بيرون مى‏برد و به ملكوت آسمان‏ها دعوت مى‏كند و با فرشتگان همصدا مى‏شود و خدا را درهمه حال حاضر و ناظر مى‏داند. 8 - همگرايى علاوه بر آثار مذكور كه معمولاً آثار خودى نماز محسوب مى‏شودند، يكى از آثار مهم اجتماعى و سياسى نماز، همگرايى است، برگزارى نماز جمعه و جماعت، وحدت مسلمانان را به نمايش مى‏گذارد زيرا مسلمانان با صفوف فشرده در كنار هم قرار گرفته و با اوضاع سياسى و اجتماعى جهان آگاهى پيدا مى‏كنند. خطيب جمعه با بيان احكام و طرح مسايل سياسى و اجتماعى به نمازگزاران رشد سياسى مى‏دهد شايد به خاطر آثار مهم نماز جمعه و جماعت است كه در آموزه‏هاى دينى به اين دو فريضه اهميت خاصى داده شده است.(17) پيامبر اسلام(ص) فرمود: "خداوند نماز جمعه را بر شما واجب كرده است هر كس آن را در حيات من يا بعد از وفات من از روى استخفاف يا انكار ترك كند، خداوند او را پريشان مى‏كند و به كار او بركت نمى‏دهد. بدانيد نماز او قبول نمى‏شود، بدانيد زكات او قبول نمى‏شود، بدانيد حج او قبول نمى‏شود،..، تا از اين كار توبه كند..."(18). 9 - نفى طاغوت و ايستاگى در مقابل ستم‏انسانى كه فقط خداوند را عبادت نمايد در مقابل او سر تعظيم و تسليم فرود آورد، هر چه غير خداوند است، براى او حقير و كوچك مى‏شود و كسى نمى‏تواند با ظلم و ستم بر او چيره شود. و در مقابل گردنكشان و ظالمان سر تسليم فرود نمى‏آورد و با طاغوت كنار نمى‏آيد. خداوند اين مسئله را يكى از اهداف بعثت پيامبر(ص) دانسته است: "و در ميان هر امتى، پيامبرى را مبعوث كرديم تا خداوند را عبادت نماييد و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهيز كنيد.(19)پى نوشت‏ها:1-نور (24) آيه 41.2- اسراء (17) آية 44.3- غلامعلي نعيم آبادي، نماز زيباترين الگويپرستش، ص 35، به نقل از علل الشرايع، ج 2، ص 10.4 - عنكبوت (29) آية 45.5- بحارالانوار، ج 73، ص 1416-- ذاريات(51)، آيه 56. 7- نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 136، با اقتباس از: تفسير نمونه، ج 16، ص 292.8 - طه(20)، آيه 14. 9 - تفسير نمونه، ج 16، ص 289. 10 - رعد(13)، آيه 28. 11- عنكبوت (29)، آيه 45. 12 - تفسير نمونه، ج 16، ص 284. 13 - همان، ص 290. 14 - وسايل الشيعه، ج 3، ص 7. 15 - تفسير نمونه، ج 16، ص 290 - 291.16 - نهج البلاغه، كلمات قصار 252. 17 - جمعه (62) آيه‏ى 9، تفسير نمونه، ج 24، ص 125 به بعد. 18 - وسايل الشيعه، ج 5، ص 7. 19 - نحل (16)، آيه 36.
کد سوال : 53499
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عده‌اي با اين كه در عزاداري ائمه بگويند سگ ائمه هستيم مخالفند و اين گونه استدلال مي‌كنند كه ائمه آمدند ما را آدم كنند، نه اين كه ما را سگ كنند! عده‌اي مي‌گويند: براي اينكه كوچكي خود را نشان دهيم، مي‌گوييم سگ درگاه ائمه هستيم و به شعري كه حضرت آيت الله وح
پاسخ : مسلّماً غلوّ كردن در دين و در مورد بزرگان دين، عمل ناپسندي است و پيامبر(ص) و ائمه(ع) ما را از اين كار منع كرده‌اند. پيامبر (ص) و ائمه(ع) ما را از اين كار منع كرده‌اند. پيامبر(ص) فرمود: "مرا بيش از حقّم بالا نبريد، زيرا خدا بيش از اين كه مرا پيامبر قرار دهد، عبد خود قرار داده است".(1) باز فرمود: "دو صنف از امّت من مشمول شفاعتم نمي‌شوند: حاكم فريبكار، كسي كه در دين غلوّ نمايد و توبه نكند".(2) پيامبر (ص) به علي(ع) فرمود: "امّت من در بار? تو سه گروه خواهند شد: گروهي شيعيان و پيروان تو خواهند بود.اينان مؤمنان واقعي‌اند. عده‌اي دشمن تو خواهند بود. برخي درباره تو غلوّ خواهند كرد. اي علي، شيعيان و دوستداران تو در بهشت خواهند بودو دشمنان و غلو كنندگان در آتش".(3) از طرفي كوچك كردن خود نيز پسنديده نيست و مؤمن بايد عزت نفس داشته باشد. پيامبر و ائمه (ع) به اين كار راضي نيستند كه خود ما را مانند حيوانات به حساب بياوريم و خويش را پست حساب كنيم، هر چند مقام آنان بسيار بالا است.هنگامي كه امير المؤمنين(ع) همراه با سربازان خود به سوي شام در حركت بود، دهقانان و بزرگان شهر "انبار" در ساحل فرات طبق آيين ايرانيان صف بسته بودند تا از موكب اميرالمؤمنين(ع) استقبال كنند. چون حضرت نزديك شد، از مركب پياده شدند و با سرعت به سوي امام شتافتند و مراسمي كه نشان? ذلّت در برابر حاكمان بود انجام دادند. امام (ع) فرمود: اين چه كاري بود كه شما كرديد؟ عرض كردند: آدابي است كه اميران خود را با آن بزرگ مي داريم، امام (ع) فرمود به خدا سوگند! با اين عمر زمامداران‌تان بهره‌مند نمي‌شوند و شما با اين كار در دنيا برخود مشقت روا مي داريد و در قيامت بدبخت خواهيد بود. چه زيانبار است مشقّتي كه پشت سر آن مجازات الهي باشد".(4) البته بزرگاني كه از شخصيت‌هاي علمي و عقلي هستند، حسابشان جداست. اينان از فرط عشق و محبّتي كه نسبت به ائمه دارند، با آن همه كمالاتي كه دارند، باز خود را در برابر آن بزرگواران بسيار كوچك مي‌دانند. اگر چه به عنوان رابطه فردي، كسي خود را در مقابل عظمت مقام امام و حجت الهي، كوچك و حقير مي‌شمارد و چنين بياني دارد، اما هنگامي كه به صورت جمعي و نمادين درآيد، پسنديده نيست. انسان بر اساس احوال دروني خود و ارتباطي كه با امام معصوم(ع) برقرار مي كند، "ماهي آن قدر خود را كوچك و حقير مي‌بيند كه اصلاً براي خويش در مقابل عظمت امام(ع) شخصيتي احساس نمي‌كند و چنين كلماتي را كه از ضمير دل بر مي‌خيزد، بر زبان جاري مي‌كند، اما هنگامي كه به اين شيوه‌هاي ناپسند درمي‌آيد و شكل نمادين پيدا مي‌كند و به گون? برنامه‌هاي مداحي رواج مي‌يابد، با توجه به پيامد اجتماعي و سياسي و فرهنگي مطلوب نيست و بايد از آن پرهيز شود.پي نوشت: 1 - ميزان الحكمه، عنوان 3106، حديث 15248. 2 - همان، حديث 15249. 3 - همان، حديث 15266. 4 - نهج البلاغه، حكمت 37،دانشنام? امام علي(ع)، ج 11، ص 317؛ خدمات متقابل اسلام و ايراني، ص 102.
کد سوال : 53500
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : داستاني در مورد حضرت حمزه است كه وقتي هند آمد جگر حضرت حمزه را به دندان بگيرد و بجود، سنگ شد. اين گونه استدلال مي‌كنند كه اگر جگر را مي‌خورد، بدن او را آتش نمي‌سوزاند؟ آيا صحيح است؟
پاسخ : در جنگ احد، هند زن ابوسفيان به خاطر كينه‌اي كه نسبت به حمزه، عموي پيامبر اسلام(ص) داشت، خواست مقداري از جگر او را بخورد، ولي خداوند به خاطر مصالحي از جمله اين كه خون و گوشت حضرت حمزه با كافري آميخته نشود، جگر را در دهان هند سفت كرد و او نتوانست بخورد .(1) البته مي‌توان مصالح ديگر هم در اين مورد وجود داشته باشد. اما جايي يافت نشد كه اگر هند جگر حمزه را مي‌خورد، بدنش در آتش نمي‌سوخت. پي نوشت: 1 - ميرزا محمد تقي سپهر، ناسخ التواريخ ، ج 1، ص 365.
کد سوال : 53501
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شخصي روايتي نقل كرد به اين مضمون: در روز تولد امام رضا(ع) شخصي به محضر امام آمد و گفت: خميري كه داديد پخته نمي‌شود، حضرت فرمود: چگونه انتظار داري كه آتش بر آن خميري كه به دست ما خورده است اثر كند؟ آيا اين مطلب صحيح است؟ آيا صحيح است كه اگر كسي از سفر? مخ
پاسخ : به چنين روايتي دست نيافتيم و اگر در جايي آمده باشد، ممكن است به طور موردي باشد، نه به طور مطلق ، مثلاً در مورد خاصي به خاطر مصلحتي مانند هدايت كسي، يكي از معصومان(ع) اراده كند خميري كه دست او به آن خورده باشد، در آتش پخته نشود، يعني براي نشان دادن ، كرامت امام معصوم و مقام ولايت تكويني، ولي اين مسئله در هر جا و براي هم? موارد اجرا نمي‌شود و صحيح نمي‌باشد، زيرا مي‌دانيم آن حضرات گوشت و مواد غذايي ديگر را مي‌پختند. نيز مي‌دانيم عد? زيادي از سفر? آن‌ها غذا خورده اند، ولي جهنمي هستند، مانند زن حضرت نوح و زن حضرت لوط(1) و زن امام حسن مجتبي (ع). پي نوشت:1 - تحريم (66)، آيه 10.
کد سوال : 53502
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه عشق و معرفت ائمه را در دل‌هاي خود و ديگران تقويت كنيم؟ آيا اين گفته كه جوان چون احساسي است، بايد با او از راه احساس وارد شد و استدلال عقلي آن چنان اثري ندارد، صحيح است؟
پاسخ : معرفت پاية اصلى محبّت است و محبّت ملازم با اطاعت و عامل بزرگ دوري از گناهان و راه اساسى تهذيب نفس است. ممكن است بسيار اتفاق بيفتد كه از كنار دوستان صميمى يا شخصيت هاى مورد احترام علمى و اجتماعى يا دينى و حتى محبوب دل همه منتظران و مستضعفان يعنى حضرت بقيه الله(ع) عبور كنيم و هيچ كارى كه بيانگر احترام باشد،‌ انجام ندهيم، چون متوجه وجود آن فرد نشديم يا ديديم ولى نشناختيم، چون اگر مى شناختيم، ابراز محبّت و ارادت مى كرديم. انسان وقتى عاشق كسى شد و دوستدار او گشت، از وى پيروى مي‌كند. قرآن مي‌فرمايد: "إن كنتم تحبّون الله فاتبعونى يحببكم الله؛(7) اگر دوستدار خدا هستيد، پس از من (پيامبر) پيروي كنيد تا خدا شما را دوست داشته باشد". هرچه پيروى بيشتر و خالصانه تر انجام گيرد، بر محبت و ارادت افزوده مى گردد. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: "ما كسى را شيعه نمى دانيم مگر آن را كه از همة اوامر ما پيروى كند".(8)معرفت يا معارفهوقتى معرفت موجب ايمان و عقيده شد، عشق و محبت مى ‌آفريند. هر چه درجة معرفت افزون تر گردد، ايمان و محبت از صلابت و استوارى بيشترى برخوردار مى گردد. وقتى عشق و محبت، همة هستى فرد را به احاطه در آورد،‌ عاشق را تابع بى چون و چراى معشوق مى سازد، در نتيجه محبت و لطف معشوق را متوجه خود مى نمايد چنان كه خداوند(معشوق واقعى و حقيقى عشاق حقيقت طلب) مي‌گويد: "فاذكرونى أذكركم؛(9) پس به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم".اميرالمؤمنين(ع) پس از معرفى ائمه كه سياستگذاران و تدبير كنندگان امور مردمند و از طرف خدا سرپرستى و رياست خلايق را به عهده دارند، مي‌فرمايد: "لا يدخل الجنة إلاّ من عرفهم و عرفوه؛(10) داخل بهشت نمى شود مگر كسى كه نسبت به امامان معرفت داشته باشد و آنان نيز آن فرد را در زمرة شيعيان و صاحبان معرفت به حق خود بدانند و بشناسند".معرفتى كه به محبت و عشق مبدل مى‌گردد يك طرفه نخواهد بود. پس كسانى كه اظهار دوستى و محبت مي‌كنند و باور دارند كه آن‌ها امامان به حق هستند، ولى از آنان اطاعت و پيروى نمى كنند، امامان را نشناخته و از اين دوستى و اعتقاد سرسرى و يك طرفه نمى‌توانند به كمال مطلوب نايل گردند.معرفت و ارتباط قلبيبراى افزايش محبت به اولياى الهي، بايد نسبت به آنان و مقام و منزلتشان، افكار و عقايد و عملكرد ها و سيره و سنت شان در ميادين مختلف زندگى معرفت پيدا كرد و آن چه كه آنان را خوشحال و رضايت شان را جلب مى‌كند، شناخت و سير و حركت هاى خود را بر محور جلب رضايت آنان تنظيم كرد و از هر چه كه باعث ناخشنودى آنان است، فاصله گرفت.نتيجه معرفت محبت است و نتيجة محبت اطاعت است، اما ميان محبت و اطاعت رابطة‌ متقابل وجود دارد. هرچه محبت بيشتر، اطاعت قوى تر و هر اندازه اطاعت قوى تر و گسترده تر باشد، محبت افزايش مى‌يابد، و اين تحقق نمى يابد مگر با ارتباط قلبى با آنان. در همة‌حالات زندگى (سختى ها و آسايش ها) به آنها بايد متوسل شود و آنان را هادي، واسطه و شفيع خود نزد خدا قرار دهد. پاسخ را با ذكر روايتى از علي(ع) در مورد ملاك دوستى و دشمنى به پايان مى بريم:‌"إنّ وليّ محمد(ص) من اطاع الله ... و انّ عدوّ محمد من عصى الله و ...؛(11) دوست محمد(ص) كسى است كه خدا را اطاعت كند، اگر چه در خويشاوندى نسبت به پيامبر دور باشد، و دشمن حضرت كسى است كه گناه كند و نافرمانى خدا نمايد، اگر چه خويشاوند نزديك او باشد".در مورد راه جذب جوانان بايد گفت: از طريق گفتگو و منطق و استدلال نيز مي‌توان جوان را به ترويج ارزش‌ها فرا خواند. اين راه عميق‌ترو پابر جاتر است، ولي از آن جا كه دشمن با شيوه تبليغاتي و استفاده از قوه خيال و تحريك احساسات و عواطف، ايمان جوانان را نشانه گرفته، ما نيز بايد از احساسات استفاده كنيم و از طريق برگزاري مجالس مذهبي از ارزش‌ها پاسداري نماييم. پي نوشت:1 - بحارالانوار، ج 26، ص 357.2 - اشاره به آية‌29 و 30 سورة قصص.3 - بحارالانوار، ج 39، ص 84.4 - بحارالانوار، ج 99، ص 35، حديث 17.5 - احزاب(33) آية 33.6 - رعد(13) آية 43.7 - آل عمران(3) آية 31.8 - كليني، اصول كافي، ‌ج 3، باب الورع، حديث 13.9 - بقره(2) آية 152.10 - نهج البلاغه، ترجمة فيض الاسلام، خطبة‌152.11 - همان، كلمات قصار، شمارة 92.
کد سوال : 53503
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مباشرت با همسر در حدّ عشق بازي و مغازله در ماه مبارك رمضان كه بي اختيار موجب خروج مني شود، آيا روزه را باطل مي كند؟ آيا كفاره به آن تعلق مي گيرد؟
پاسخ : اگر ريمل، جرمي روي پوست يا موهاي مژه يا ابرو ايجاد كند كه مانع رسيدن آب به اعضاي وضو و غسل باشد، استفاده از آن هنگام وضو و غسل اشكال دارد، ولي اگر جرمي نداشته باشد و فقط رنگ آن باشد، اشكالي ندارد و غسل و وضو صحيح است.(1)پي نوشت ها: 1. آيت الله خامنه اي، اجوبه الاستفتائات، س 141؛ آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج 1، ص 49، س 127.