کد سوال : 53414
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيت الله سيستاني به چه دليل در عراق ساكن ميباشد؟ در مورد زندگي نامه او برايم بنويسيد.
پاسخ : معظم له در پنج سالگي به تعليم قرآن كريم پرداخت، سپس وارد مدرسه دارالتعليم ديني به منظور آموختن، خواندن و نوشتن و غيره شد كه در اين مدت خوشنويسي را از استاد فن ميرزا علي آقا آموخت.در سال 1360 هـ به امر پدر بزرگوارش به آموختن مقدمات علوم حوزوي پرداخت كه مجموعهاي از دروس ادبي همچون شرح الفيه ابن مالك ، مغني ابن هشام و مطول تفتازاني و مقالات حريري و شرح النظام را نزد مرحوم اديب نيشابوري و بعضي ديگر از اساتيد فن آموخت. شرح لمعه و قوانين را نزد مرحوم سيد احمد يزدي خواند و قسمتي از دروس سطوح مثل مكاسب و رسائل و كفايه را نزد عالم جليل شيخ هاشم قزويني خواند.تعدادي از كتبفلسفي همچون شرح منظومه سبزواري و شرح الاشراق و اسفار را نزد مرحوم آيسي خواندو شوارق الالهام را نزد مرحوم شيخ مجتبي قزويني آموخت و از محضر علامه محقق ميرزا مهدي اصفهاني متوفي 1365 هـ بهره هاي فراوان برد. همچنين از محضر ميرزا مهدي آشتياني و ميرزا هاشم قزويني بهرهها برده است. پس از فراگيري علوم ابتدائي مقدمات و سطح، نزد برخي از اساتيد و مدرسان به فراگيري علوم عقليه و معارف الهيه پرداخت. سپس در سال 1368 هـ به شهر مقدس قم مهاجرت نمود و از محضر مرجع بزرگ آيتالله بروجردي (قدس سره) در فقه و اصول بهرههاي فراوان برد و از دانش و معرفت فقهي او به ويژه در علم رجال و حديث استفادههاي بسياري نمود. وي همچنين در دروس فقيه و عالم فاضل سيد حجت كوهكمري (قدس سره) و تعدادي از علماي معروف آن دوره شركت نمود.در سال 1371 هـ معظم له از قم به نجف اشرف مهاجرت نمود، كه در روز اربعين حسيني (ع) وارد كربلا گرديد سپس به نجف سفر نمود، و در مدرسه بخارائي وارد شده و مستقر گرديدند. آن گاه در محضر اساتيد بزرگي همچون آيت الله خوئي و شيخ حسين حلي(قدس سرهما) در فقه و اصول به مدت طولاني حاضر گرديد، همچنين در اين مدت در دروس بزرگاني همچون آيت الله حكيم و آيت الله شاهرودي (قدس سرهما) حاضر گرديد.در سال 1380 هـ معظم له تصميم به رجوع به موطن خود مشهد گرفت و چون تصور مينمود كه در آن جا مستقر خواهد شد. از اين رو اساتيدش آيت الله خوئي و شيخ حسين حلي (قدس سرهما) شهادت رسيدن به درجه اجتهاد را براي او مكتوب نمودند. هم چنان كه محدث بزرگ آقا بزرگ طهراني شهادت ديگري در تبحر ايشان به علم رجال و حديث مكتوب نمود. معظم له در سال 1381 هـبار ديگر به نجف بازگشت و با ورودشان شروع به تدريس درس خارج فقه و اصول نمودند. نبوغ علمي حضرت آيت الله العظمي سيستاني (دام ظله) همواره در بحوث اساتيد خود استعداد و هوش فوق العادهاي نشان ميدادند و برجستهتر از همه همشاگردانش بود. وي در اشكال گيري و حضور ذهن و كثرت تحقيق و تتبع در مسائل فقهي و رجال و تداوم فعاليت علمي و آشنايي با بسياري از نظريهها در ميدانهاي علمي گوناگون در حوزه، مهارت استثنائي نشان دادند.به اين امر ميتوان از گواهي اجتهادي كه دو تن از اساتيد وي يعني آيت الله العظمي سيد ابوالقاسم خوئي (قدس سره) و علامه حسين حلي (قدس سره) نگاشتهاند پي برد. معروف است كه آيت الله خوئي (قدس سره) به هيچ يك از شاگردان خود، به جز حضرت آيت الله العظمي سيستاني (دام ظله) و آيت الله شيخ علي فلسفي (كه از علماي معروف مشهد ميباشد) گواهي خطي ندادند. نيز شيخ محدثان عصر خود علامه آقابزرگ تهراني (قدس سره) براي حضرت آيت الله العظمي سيستاني (دام ظله) در سال 1380 هجري قمري گواهينامهاي نوشته است و در آن از مهارت حضرت آيت الله العظمي سيستاني (دام ظله) و درايت وي در علم رجال وحديث تمجيد شده است. يعني هنگامي كه هنوز آيت الله العظمي سيستاني (دام ظله) به 31 سالگي نرسيده بودند حايز اين مرتبه والا گرديده اند. تاليف و دستاوردهاي فكرينزديك به 34 سال پيش ، حضرت آيت الله العظمي سيستاني(دام ظله) شروع به تدريس بحث خارج فقه واصول و رجال كردند، نيز بحثهايي پيرامون مكاسب، طهارت، نماز، قضا، خمس و برخي از قواعد فقهي مانند ربا، تقيهو الزام به انجام رساندند . وي تدريس اصول را در سه دوره تمام كرد، كه بعضي بحثهاي اين دوره مثل بحث هاي اصول علمي و تعادل و تراجيح و همچنين بعضي از مباحث فقهي و برخي از ابواب نماز و قاعده تقيه و الزام آماده چاپ است. عده اي از فضلا معروف نيز كه بعضي از ايشان مدرس بحث خارج ميباشند مانند علامه شيخ مهدي مرواريد، علامه سيد مرتضي مهري، علامه سيد حبيب حسينيان ، سيد مرتضي اصفهاني ، علامه سيد احمد مددي ، علامه شيخ باقر ايرواني و تعدادي از اساتيد حوزه هاي علميه بحث ايشان را به مراجعه و بررسي گذاشتند. حضرت آيت الله العظمي سيستاني(دام ظله ) همزمان با تدريس و بحث مشغول تاليف و نگاشتن كتابهاي مهم و چند رساله شدند.همچنين حضرت آيت الله العظمي سيستاني (دام ظله) كليه تقريرات بحثهاي اساتيد خود را به رشته تاليف درآوردند.همان گونه كه ملاحظه كرديد آيت الله العظمي سيستاني قبل از حوادث و رخدادهاي جاري عراق، در آن كشور حضور داشته است. وي تشخيص داده است كه حضور وي در عراقنقش بنيادي در هدايت و رشد سياسي مردم دارد ، از اين رو در آن كشور ساكن شده است ؛ زيرا نقش وي در مبارزه با اشغالگران و تعيين سرنوشت مردم عراق و رفع مشكلات آن كشور بسيار تأثير گذار و تعيين كننده است، از اين رو حضور او در اين كشور به صلاح مسلمانان آن كشور است. طبيعي است رهبران ديني كه پاسداران دين بوده و رهبري مردم را بر عهده دارند، احساس تكليف نموده و هر جا كه وجودشان مفيد است، در همان جا حضور دارند. حضور آيتالله سيستاني در عراق معقول و منطقي است زيرا مردم آن كشور بيشتر از مردم ديگر به وجود آن فقيه فرزانه نياز دارند.
کد سوال : 53415
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسي كه گوسفند ذبح ميكند و از شكم آن برّه مرده بيرون ميآيد، شرعاً حلال است؟
پاسخ : اگر حيواني را سر ببرند و كر? مرده اي از شكمش بيرون آورند، چنانچه خلقت آن كامل باشدو مو يا پشم در بدنش روييده باشد ، پاك و حلال است.(1) پي نوشت: 1 - توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 517، مسئل? 2608.
کد سوال : 53416
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : افرادي كه نماز هاي واجب روزانه خود را به دلايلي نخوانده اند و نميدانند چه اندازه ميباشد، چگونه بايد جبران نمايند؟
پاسخ : كسي كه نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده، بايد قضا را به جا آورد(1) و در خواندن كوتاهي نكند.(2) چنانچه شمار نمازهاي قضا شده را نميداند مثلاً نميداند چهار تا بوده يا پنج تا، اگر مقدار كمتر را بخواند، كافي است. نيز اگر شمار آن ها را فراموش كرده، اگر مقدار كمتر را بخواند، كفايت ميكند.(3) پي نوشت: 1 - 3 - توضيح المسائل مراجع، مسئله 1370 و 1372 و 1383.
کد سوال : 53417
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مداحان اهل بيت(ع) در بعضي روضهها ميخوانند كه برنامه كربلا را امام حسين(ع) در عالم ذر يا الست امضا نموده، آيا اين مطلب درست است و توهين به ساحت مقدس امام(ع) نيست؟
پاسخ : طبق روايات و هم چنين بر اساس معتقدات ما (كه معتقد به امام حضرت سيد الشهداء هستيم) تمام كارهاي ايشان از ابتدا حساب شده بوده و ايشان بي حساب و منطق و بدون دليل كاري نكردهاند. يعني نميتوانيم بگوييم فلان قضيه اتفاقاً و تصادفاً رخداده، بلكه همه اينها روي حساب بوده است. اين مطلب گذشته از اين كه از نظر قرائن تاريخي روشن است، از نظر منطق و روايات و بر اساس اعتقاد ما مبني بر امامت حضرت سيدالشهداء نيز تاييد ميشود.آن چه مداحان اهل بيت در بعضي از روضهها ميگويند، روايتي است كه امام حسين(ع) فرمود: در عالم رويا جدم به من فرمود: "انّ الله شاء ان يراك قتيلا؛(1) خداوند خواسته است تو را كشته ببيند" وقتي به امام اعتراض كردند كه چرا زن و فرزندان را به همراه خود ميبري؟ در پاسخ فرمود: "انّ الله شاء ان يراهن سبايا ؛(2) خداوند خواسته است كه ايشان را اسير ببيند" بديهي است كلمه مشيت خدا يا اراده خدا در دو مورد به كار ميرود كه يكي را اصطلاحا اراده تكويني و ديگري را اراده تشريعي ميگويند. اراده تكويني يعني قضا و قدر الهي كه اگر چندي قضا و قدر حتمي الهي به آن تعلق گرفت، معنايش اين است كه در مقابل قضا و قدر الهي كار ديگري نميشود كرد و آن حادثه اتفاق خواهد افتاد. معناي اراده تشريعي اين است كه خدا اين طور راضي است؛ خدا چنين ميخواهد كه تو شهيد باشي؛ جدم به من گفته است كه رضاي خدا در شهادت توست؛ جدم به من گفته است كه خدا خواسته است اينها اسير باشند؛ يعني اسارت اينها رضاي حق است؛ مصلحت است و رضاي حق هميشه در مصلحت است و مصلحت يعني جهت كمال فرد و بشر.(3)چنين مطلبي نه تنها درست است و توهين به ساحت مقدس امام حسين(ع) نيست، بلكه كمال و عظمتي براي امام محسوب ميشود، زيرا شهادت را كه مورد رضايت خدا بوده، با اختيار خودانتخاب كرده است تا با شهادت خود، اهل اسلام حفظ شود، يعني آنچه را كه رضاي خداوند بوده، با انتخاب و اختيار خود برگزيد، اما بسياري هستند كه در چنين جايي خواست? نفس را بر خواسته الهي ترجيح ميدهند.اگر چه از مداحان نقل كرديد (كه امام در عالم ذر و عالم اَلَست ، برنامه كربلا را امضا كرده است) صحيح باشد نياز به تحقيق بيشتر دارد كه آيا چنين روايتي وجود دارد؟بر فرض ثبوت چنين رواياتي بايد از نظر سند مورد ارزيابي قرار گيرد تا صحت و ضعف آن مشخص شود. بر فرض صحت چنين رواياتي هيچ اشكالي ندارد كه امام حسين(ع) در عالم ذر برنامه كربلا را امضا كرده باشد كه با اختيار خود حادثه كربلا را در دنيا انتخاب كند و آگاهانه براي حفظ اسلام، شهادت را برگزيند و هيچ گونه توهين به ساحت مقدس امام وارد نميشود.توهين در صورتي است كه امام مجبور به رفتن به كربلا و شهيد شدن باشد، در صورتي كه از ازل خداوند اراده كرده كه امام حسين(ع)و اصحابش بااختيار خود براي حفظ اسلام، شهادت را انتخاب كند و در اين راه ، جبر و اكراهي نبوده است.پي نوشت: 1 - بحار الانوار، ج 44، ص 364؛ مقتل الحسين، مقوم، ص 195. 2 - همان 3 - مرتضي مطهري، حماسه حسيني، ج 1، ص 317.
کد سوال : 53418
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حضرت سجاد(ع) در خطبههاي خود در شام فرموده است: "فرزند كسي هستم كه با دو نيزه يا شمشير جهاد كرد"،اين مطلب را توضيح دهيد.
پاسخ : امام سجاد(ع) در هنگام خطبه خواندن در شام به بيان فضايل و ويژگيهاي پيامبر(ص) و خاندان حضرت پرداخت. در هنگام بيان ويژگيهاي امام علي(ع)، از حضرت به عنوان يعسوب الدين و قائد غرالمحجلين ياد نمود و يكي از ويژگيهاي امام علي(ع) را جنگ وي با دو شمشير بيان كرد.(1) مقصود از آن كه امام علي(ع) با دو شمشير جنگيد، آن است: طبق گزارش برخي از مورخان در جنگ احد كه حضرت ميجنگيد، شمشيرش شكست، پيامبر خدا "ذوالفقار" خود را به او داد تا با آن بجنگد و از جان پيامبر(ص)دفاع كند، علي(ع) با ذوالفقار به قلب دشمن حمله كرد. هر كسي نزديك ميشد، با شمشير علي(ع) به هلاكت ميرسيد. دشمن از دور و نزديك آن قدر با تير و نيزه بر بدن علي(ع) زدند كه بنابر بعضي از روايات، زره حضرت از هم گسيخت و جان علي(ع) به خطر افتاد.رسول خدا در اين هنگام دست به دعا برداشت و براي حفظ جان علي(ع) سر به آسمان بلند كرد و چنين دعا نمود: "بار خدايا! همانا محمد بنده و رسول توست، بار خدايا! براي هر پيامبري، وزيري از اهلش قراردادي، تا به وسيل? او بازوي او را قدرت ببخشي، و او را در كار رسالتش نزديك گرداني، خدايا! براي من وزيري از اهل علم - يعني برادرم علي بن ابي طالب - را قرار ده كه او برادر و وزير خوبي است" (2) پيامبر اين دعا را خواند و همچنان به درگاه خدا تضرع ميكرد. در اين هنگام ندايي از آسمان رسيد. پيامبر(ص) سر برداشت، ديد جبرئيل در حالي كه چهار هزار فرشته كنار او ايستادهاند ندا ميدهند: لافتي الا علي لا سيف الاّ ذوالفقار؛(3) جواني نيست جز علي و شمشيري نيست جز ذوالفقار امام سجاد (ع) با بيان اين ويژگي همين با دو شمشير جنگيدن در صدد آن بود كه افكار عمومي مردم شام را متوجه خدمات ارزنده امام علي(ع) به اسلام نموده و نقش حضرت در گسترش و حفظ اسلام ودفاع از پيامبر را بيان كند و اثبات نمايد فضايل و افتخارات از آن علي و آل علي(ع) است اين در حالي است كه ابوسفيان كسي بود كه نه تنها براي دفاع از اسلام نجنگيد، بلكه تا مدت بسيار عليه اسلام مبارزه نمود و خود پرچمدار كفر در جنگ احد بود.پي نوشت: 1 - بحار الانوار ، ج 45، ص 138- 139.2 - بحار الانوار ، ج 20، ص 105؛ كامل ابن اثير، ج 1، ص55.3 - همان.
کد سوال : 53419
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حضرت زينب بعد از حادثه كربلا چه قدر عمر كرد و چه كارهايي انجام داد؟
پاسخ : در خصوص تاريخ درگذشت حضرت زينب (س) اختلاف نظر است . برخي تاريخ وفات وي را سال 63 هجري قمري دانستهاند(1) و بعضي ديگر 65 هجري قمري (2) . ولي مشهور آن است كه وي در سال 62 هجري قمري درگذشته است بر اين اساس حضرت بعد از حادثه عاشورا تنها يك سال و اندي زنده بود.(3) حضرت زينب (س) بعد از حادثه عاشورا به پاسداري از قيام امام حسين(ع) پرداخته و سرپرستي اهل بيت را بر عهده گرفت. بيترديد اگر خطبه هاي آتشين و آموزند? حضرت نبود، يزيد و يزيديان ، نهضت عاشورا را تحريف و خون شهدا را پايمال ميكردند. حضرت زينب (س) در كوفه خطبه خواند تا مردم را از خواب غفلت بيدار كند و افكار عمومي را متحول نمايد .خطبه حضرت در كوفه به گونه اي مؤثر بود كه زمينههاي قيام توابين را فراهم كرد و نگرش مردم كوفه را نسبت به قيام امام و اهداف حضرت تغيير داد. افزون بر آن، آنان را از رفتارشان نسبت به اهل بيت پشيمان كرد.حضرت زينب (س) در شام با خطبه خواندن و اتخاذ سياستهاي منطقي، افكار عمومي حاكم بر شام را نيز تغيير داد. هر كلمه خطب? او همانند رعد و برق بر كاخ يزيد فرود ميآمد. بعد از خطبه خواندن امام سجاد(ع) و حضرت زينب ، چنان مردم تحت تأثير قرار گرفتند، كه يزيد مجبور شد اهل بيت امام حسين(ع) را به مدينه بفرستد و از كار خود اعلام نارضايتي كند. اهل بيت(ع) در شام به معرفي امام حسين و اهداف قيام او پرداخته و از مظلوميت ايشان سخن گفته و جنايات يزيد و يزيديان را معرفي كردند. زينب (س) بعد از برگشت به مدينه نيز به پاسداري از قيام امام حسين(ع) پرداخته و ظلم و ستم يزيد را بيان نمود. فعاليت هاي حضرت در قالب روضه خواني، عزاداري و ... ظهور نمود. وجود بانوي بانوان، زينبدر مدينه كافي بود كه آتش حزن بر شهيدان را شعلهور كند و مردم را بر ضد ستمكاران بشوراند. كار به جايي رسيد كه نزديك شد شورش بر ضد بنياميه صورت گيرد. فرماندار مدينه به يزيد گزارش داد: " بودن زينب ميان اهل مدينه، احساسات را بر مي انگيزاند. او زني است فصيح، خردمند و دانا. او و كساني كه با وي هستند، تصميم گرفتهاند براي خون خواهي قيام كنند." يزيد دستور داد باقي مانده اهل بيت را به شهرها و نقاط مختلف تبعيد كرده و پراكنده سازند. فرماندار از حضرت زينب (س) خواست از مدينه بيرون رود و هر جاي كه ميخواهد اقامت كند.(4) فعاليت هاي حضرت زينب (س) بعد از حادث? عاشورا در حفظ و پاسداري از قيام امام ارزنده و چشمگير بود، تا آنجا كه شاعران گفته اند: سرّ ني در نينوا مي ماند اگر زينب نبود كربلا در كربلا ميماند اگر زينب نبود چهره سرخ حقيقت بعد از طوفان رنگ پشت ابري از ريا ميماند اگر زينب نبود چشم? فرياد مظلوميت لب تشنگان در كوير تفته جا ميماند اگر زينب نبود در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب پشت كوه فتنهها ميماند اگر زينب نبود.(5)پي نوشت: 1 - دايره المعارف تشيع ، ج 8 ، ص 603. 2 - جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، ص 216 - 217. 3 - جعفر شهيدي ، زندگاني فاطمه، ص 261 - 262. 4 - عائشه بنت الشاطي، بانوي كربلا حضرت زينب (ع)، ترجمه رضا صور، ص 157.5 - جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، ص 217.
کد سوال : 53420
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حضرت زينب كه شوهر داشت ، چگونه به كربلا رفت؟ با چه اجازهاي بچههايش را به همراه برد و چرا شوهرش او را همراهي نكرد؟
پاسخ : حضرت زينب با اجازه شوهرش عبدالله بن جعفر به كربلا رفت . عبدالله بن جعفر نه تنها به حضرت زينب اجاز? حضور در كربلا را داد، بلكه به دو فرزند خويش اجازه داد همراه حضرت زينب (س) در كربلا حضور يابند. مرحوم شيخ مفيد مينويسد: وقتي خبر شهادت حسين(ع) و عون و محمد (فرزندان عبدالله بن جعفر)، در مدينه به گوش عبدالله رسيد، گفت: "انا لله و انّا اليه راجعون" يكي از غلامان وي در مقام تأسف برآمدو گفت: اين مصيبت از ناحيه حسين به ما رسيد! عبدالله بن جعفر از سخن او سخت ناراحت شد و برآشفت و با كفش خود بر سر او زد و گفت: آيا دربار? حسين(ع) چنين ميگويي؟! به خدا سوگند! خودم نيز آرزوداشتم هرگز از او جدا نشوم. اگر در كربلا حضور داشتم، در ركاب او ميجنگيدم تا شهيد شوم؛ زيرا او شايسته است جان فدايش شود. آري فرزندان من همراه برادرم و پسر عمويم كشته شدهاند و مواسات نموده اند و به پاداش صابران هم دست خواهند يافت.آن گاه عبدالله متوجه اهل مجلس شد و گفت: شهادت حسين به ما عزّت بخشيد . اگر چه نتوانستم در ركاب حسين فداكاري كنم. اما فرزندانم با جانبازي خود حسين (ع) را خوب ياري كردند.(1) نگرش و رويكرد عبدالله نشان از آن دارد كه وي آرزوي شركت در قيام امام را داشت، ولي برخي از عوامل مانع از حضور وي در كربلا شده است. عبدالله بن جعفر، پس از شهادت عموي خود امام علي(ع) شديداً مطيع امام حسن و امام حسين(ع) بود و هيچ گاه در آشكار و پنهان مخالف دستور آنان عمل نميكرد، بلكه وقتي "معاويه" دختر عبدالله "ام كلثوم" را براي يزيد خواستگاري كرد، اختيار ازدواج آن دختر را به امام حسن و امام حسين(ع) واگذار نمود. شايد علت نرفتن او به كربلا اين بود كه امام، قيام را بر وي واجب نكرد، بلكه همان طور كه دربار? ديگران معمول داشت، اختيار قيام را به خود عبدالله گذاشت. ثانياً شايد عبدالله تشخيص داد ماندن او درمدينه ازجهات مختلفي كه براي ما روشن نيست، به صلاح و مصلحت نزديكتر است ، ولي در عين حال ، اگر حسين (ع) قيام و خارج شدن را واجب ميكرد، زودتر از ديگران ، دستور حسين(ع) را به مرحل? عمل در ميآورد.(2) برخي ديگر احتمال دادند كه عبدالله بدان جهت به كربلا نرفت كه زينب (ع) فارغ البال تر بتواند رسالت خويش را در پيام رساني خون شهيدان عملي سازد.(3) پي نوشت: 1 - ارشاد مفيد، ص 248، بحار الانوار ، ج 45، ص 123. 2 - بانوي شجاع زينب كبري، ص 72 ، به نقل از : احمد صادقي اردستاني ، زينب قهرمان، ص 94 - 95. 3 - احمد صادقي اردستاني، پيشين.
کد سوال : 53421
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اينجانب با داشتن كارشناسي چگونه ميتوانم در حوزههاي علميه تحصيل كنم؟
پاسخ : اگر سنّ و سال شما زياد نيست، ميتوانيد در امتحان ورودي حوزهها ( تارخ آن رادر روزنامهها اعلام ميكنند) شركت كنيد. اگر قبول شديد بعد از مصاحبهاي ، شما را براي تحصيل در حوز? علميه ميپذيرند. البته بايد داراي شرايط مندرج در اطلاعي? پذيرش باشيد. ميتوانيد به طور آزاد با هماهنگي يكي از مدارس علمي? شهرتان يا با يك روحاني، درسهاي حوزوي را بخوانيد، در ضمن به شغل و كار خود نيز مشغول باشيد. جهت اطلاع بيشتر با تلفن 7740971 - 7740966 شوراي مديريت حوزه علميه قم تماس بگيريد.
کد سوال : 53422
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به انواع پوشش زن و مرد، كدام يك از آن ها عفت و عزت افراد را بيشتر تضمين مي كند؟
پاسخ : بر اساس آموزه هاي ديني و تأمين هدف و فلسفة حجاب، فقهاي عظام و مراجع تقليد، چادر را حجاب برتر دانسته و بر برتري آن تأكيد كرده اند. مقام معظم رهبري مي فرمايد: "بهترين حجاب، پوشش چادر است وچادر سياه هم بي اشكال است و كراهت ندارد". آيت الله فاضل لنكراني مي گويد: "چادر مشكي بهترين نوع حجاب است".آيات عظام: مكارم شيرازي، تبريزي، سيستاني، بهجت، صافي و غيره نيز نظير اين فتوا را فرموده اند.(1)قرآن مجيد خطاب به پيامبرش فرمود: "به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو كه: خويشتن را با "جلباب" بپوشند كه اين كار براي اين كه به عفت شناخته مي شوند و از تعرض محفوظ مي مانند، براي آنان بهتر است".(2)بعضي از مفسّران جلباب را پوششي فراگير معنا كرده اند كه از بالاي سر تا پايين پا را مي پوشاند و چيزي در اندازه چادر است.(3) البته ديدگاه ديگر جلباب را پوشش تا زانو(4) و ديدگاه سوم جلباب را مقنعه مي داند.(5)بر اساس ديدگاه اوّل مي توان گفت: قرآن از چادر يا چيزي مانند آن كه تمام بدن را بپوشاند، به عنوان حجاب برتر نام برده است.علاوه بر اين، دربارة پوشش حضرت فاطمه(ع) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد براي دفاع از فدك، همين پوشش نقل شده است. حضرت فاطمه(ع) مقنعه خويش را بر سر و جلباب بر تن كردند؛(6) يعني پوششي كه تمام تن را از سر تا قدم فرا مي گرفته است.علاوه بر اين عقل نيز بر برتر بودن چادر حكم مي كند، چون اندام بدن با چادر بهتر محفوظ مي ماند.شايد با استفاده از اين موارد و احاديث ديگر فقهاي بزرگوار بر حجاب برتر بودن چادر تصريح كرده اند.البته پوشش كامل با مانتو و روسري نيز مي تواند مورد استفاده قرار گيرد، ولي حجاب برتر نيست، زيرا هر چند با مانتو و روسري پوشش صورت مي گيرد، ولي باز حجم بدن مشخص است و با مقايسه با چادر، قطعاً چادر برتري دارد.آنچه مهم است، مراقبت زن از خود و حجاب و عفت خويش به جهت ايجاد جامعة سالم است. آن چه كه بهتر بتواند اين هدف را تأمين كند، برتر است، در عين حال در صورت لزوم بايدب ا حفظ عفت و حجاب، زن نقش اجتماعي خود را ايفا كند. براي مطالعة بيشتر جهت تهيه پايان نامه كتاب هايي را معرفي مي كنيم: 1ـ مسئلة حجاب، از استاد مطهري، 2ـ زن، از مهدي مهريزي،3ـ حجاب شناسي، از حسين مهدي زاده،4ـ معرفي چهل كتاب پيرامون حجاب، مجلة نور علم، شمارة 20.5ـ كتاب شناسي حجاب، از سيد محسن سعيد زاده، مجلة پيام زن، شمارة 8 و 9،6ـ زن در آيينة جلال و جمال، از آيت الله جوادي آملي. پي نوشت ها: 1. حسين مهدي زاده، حجاب شناسي، ص 165 ـ 160.2. احزاب (33) آيه 59.3. ر.ك: علامه طباطبايي، الميزان؛ شيخ طوسي، تفسير تبيان.4. المصباح المنير، ريشة جلب.5. راغب اصفهاني، مفردات، ريشة جلب.6. طبرسي، الاحتجاج، ج 1، ص 98.
کد سوال : 53423
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر براي خواندن نماز صبح و غسل كردن وقت كم باشد، مي توان تيمم كرد؟
پاسخ : هرگاه وقت به قدري تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد يا غسل كند، تمام نماز يا مقداري از آن بعد از وقت خوانده مي شود، بايد تيمم كند.(1) اگر عمداً نماز را به قدري تأخير بياندازد كه وقت وضو يا غسل نداشته باشد، معصيت كرده، ولي نماز او با تيمم صحيح است.(2) هم چنين كسي كه شك دارد اگر وضو بگيرد يا غسل كند وقت براي نماز او مي ماند يا نه، بايد تيمم كند.(3)براي اطلاع بيشتر به رسالة مرجع تقليدتان مراجعه نماييد.در مكاتبات بعدي مرجع تقليدتان را مشخص كنيد، تا پاسخ ها بر اساس نظر وي داده شود. پي نوشت ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 398، مسئلة 678.2. همان، 679.3. همان، 680.