• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53184
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مسح پا روى جوراب در صورتى كه ترى دست به پا برسد صحيح است ؟
پاسخ : مسح از روى جوراب و كفش باطل است , اگر چه ترى دست روى پا برسد. ولى اگر بواسطهء سرماى شديد, يا ترس از دزد و درنده و مانند اين ها ـ مقل تقيّه ـ نتواند كفش يا جوراب را بيرون آورد, مسح بر آن ها اشكال ندارد. بعضى از مراجع فرموده اند: علاوه بر مسح روى كفش يا جوراب , تيمّم بكند.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسايل مراجع , ج 1 ص 170 مسئله 259
کد سوال : 53185
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من داستان هاى زيادى در مورد سرگذشت پيامبران مى دانم , ولى نمى دانم چه گونه بنويسم .راهنمايى ام كنيد؟
پاسخ : نويسندگى تفوت و فن هاى زيادى دارد كه ذكر آن ها براى ما مقدور نيست . بايد پيش استاد اين فن مدت ها درس آموخت . ما فقط به برخى از آن اشاره مى كنيم :1 باتدا بايد در مورد يك موضوع مطالعهء دقيق نمود و منابع زيادى را بررسى كرد; 2 بعد از مطالعه فيش بردارى شود, به اين كيفيت كه موضوع مورد نظر در فلان كتاب , از انتشاران فلان , تأليف فلان , در چه جلد و صفحه و سطرى نوشته شده است ;3 سپس همان مطالب موجود در كتاب ها را جمع آورى ياتلخيص كند و با عبارات دلخواه بنويسد. اگر بخواهيدداستان هاى مورد نظر را بنويسيد, ابتدا بايد منابع آن را پيدا كرده و سپس مطالبى را جمع آورى نماييد.راه سوم اين است كه داستان هاى هر يك از انبيا را در دفتر خاصى بنويسيد و هر كتابى كه اضافاتى دارد, بامدرك وارد كنيد, مثلاً آن چه دربارهء حضرت نوح مى دانيد, نخست از كتاب معتبر يادداشت نماييد. اگر كتاب ديگرى اضافاتى داشت , در كنار بنويسيد.ممكن است براى هر پيامبر نوشته هاى زيادى جمع شود, كه هر كدام يك كتاب جيبى شود. سپس كل آن ها راـ در صورت نياز ويراستارى كرده و سر و صورت خوبى بدهيد. اگر براى ما بفرستيد, اگر ديديم مفيد اس , اقدام خواهيم كرد.
کد سوال : 53186
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : زن هابيل بالاءخره همسرى قابيل را پذيرفت ؟
پاسخ : مگر قرار بود زن هابيل همسرى قاتل شوهرش را بپذيرد؟ مگر قابيل برادرش را به خاطر تصاحب همسرش به قتل رسانده بود تا بعد از قتل , زنش را در تنگنا قرار داه باشد تا با او ازدواج كند؟طبق آن چه مى دانيم و روايات صادره از پيغمبر اكرم 6و اهل بيت عصمت و طهارت : به آن اشاره فرموده اند: مهم ترين عامل قتل , حسادت قابيل نسبت به هابيل بود و اين حسادت هم جهاتى داشت كه به چند جهت به اختصار اشاره مى شود:1 به عللى , حضرت آدم 7از طرف خداوند متعال مأمور شد كه هابيل را جانشين خود كند و ميراث نبوت وگنجينهء دانش الهى را به او بسپارد. قابيل از اين كار و تصميم پدر ناراحت شد و لب به اعتراض گشود. چون حضرت آدم نتوانست به قابيل بباوراند كه من چنين تصميمى نگرفتم , بلكه از طرف خداى متعال مأمور هستم , براى حل مشكل بيشنهاد كرد هر كدام در راه خداوند قربانى كند و قربانى هر كس پذيرفتهشد, او جانشين خواهد بود. قرابانى هابيل پذيرفته شد. ابليس كه نظاره گر بود, پيش قابيل آمد و گفت : اگر اوضاع اين گونه پيش برود, در آينده نسل هابيل برتر و فرزندانت فخر خواهند فروخت , چرا كه او جانشين پدر شده و ميراث نبوت را در اختيار گرفته است .بهتر است هر چه زودتر او را بكشى و خود را از اين نگرانى راحت سازى .(1) قابيل تحت تأثير قرار گرفت و برادرش راكشت . همان طورى كه ملاحظه مى فرماييددر اين قول اصلاً موضوع زن در ميان نيست .2 ابوحمزهء ثمالى از حضرت سجاد7نقل مى كند كه به مردى از قريش فرمود: .(2) اين روايت مى گويد: قابيل به خاطر حسادت اقدام به قتل برادر كرد.(پـاورقى 1.سيد نعمت اله جزايرى , قصص الاءنبيا, ص 115(پـاورقى 2.همان , ص 114
کد سوال : 53187
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قبر حضرت آدم و حوّا كجاست ؟
پاسخ : قبر حضرت آدم 7بنابر قولى در نجف اشرف قرار دارد. امام صادق 7مى فرمايد: (نجف اشرف ) دفن نمود>.(1)بنابر قول ديگر بين ركن و مقام حضرت ابراهيم 7در كنار كعبه مدفون است .امام باقر7مى فرمايد: .(2)بنابر قول سوّم قبرش در غارى بين كوه ابوقبيس در شهر مكه قرار دارد.(3)طبق گفتهء صاحب سعد السّعود, حضرت حوّا يك سال بعد از ارتحال حضرت آدم , در پى بيمارى پانزده روزدعوت حق را لبيك گفت و در جوار حضرت آدم , غار بين كوه ابوقبيس دفن گرديد.(4)امّا بنابر قول مشهور حضرت حوّا3در شهر جدّه , يكى از شهرهاى عربستان سعودى مدفون است . مى گويند به همين دليل آن شهر را جدّه ناميده اند, چون جدّهء همهء آدميان است .(پـاورقى 1.كامل الزّيارات , ص 28 به نقل از قصص الاءنبيا, ص 122(پـاورقى 2.ثقه الاءسلام محمد بن يعقوب كلينى , اصول كافى , ج 6 نقل از قصص الاءنبيا, ص 121(پـاورقى 3.سعدالسّعود, ص 37 قصص الاءنبيا, ص 122(پـاورقى 4.سيد نعمت اللّه جزايرى , قصص الاءنبيا.
کد سوال : 53188
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در حال نماز ندانيم جايى از بدن يا لباسمان نجس شده , نماز صحيح است ؟
پاسخ : اگر نداند بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد, نماز صحيح است , ولى احتياط مستحب آن است كه اگر وقت دارد, دوباره نماز را بخواند.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 470 مسئله 802
کد سوال : 53189
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در روزه هاى مستحبى , از روى فراموشى چيزى بخورد, روزه اش صحيح است ؟
پاسخ : روزه دار اگر از روى فراموشى و سهواً چيزى بخورد, روزه اش باطل نمى شود,(1) خواه روزهء مستحبى باشد يا واجب . (پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 927 مسئلهء 1575
کد سوال : 53190
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر روزه هاى مستحبّى , بى سحرى باشد, اشكال دارد؟
پاسخ : روزه از عبادات و لازم است با نيّت به جا آورده شود. نيّت را لازم نيست به زبان بگويد يا از قلب بگذراند. همين اندازه كه در نظر دارد براى انجام فرمان خدا از اذان صبح تا مغرب از كارهايى كه روزه را باطل مى كندخوددارى نمايد, كفايت مى كند.(1) سحرى خوردن نقشى ندارد, چه روزهء مستحبى باشد يا واجب .گفتنى است بيدار شدن در سحر و قصد روزه كردن و چيزى خوردن , حتى مقدارى نمك يا خرما و يا يك ليوان آب ثواب دارد, هر چند روزه واجب نباشد.(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 915
کد سوال : 53191
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كنيم در خواندن درس موفق باشيم ؟
پاسخ : براى موفقيت در درس توجّه به امور زير كارگشا خواهد بود: 1 باور كردن اين موضوع كه انسان مركّب از جسم و روح است و شخصيت او به روحش بستگى دارد و حقيقت روح , معرفت و شناخت است . بر اين اساس اگر بخواهد شخصيت پيدا كند, بهترين راهش فراگيرى علم و دانش است .2 دانستن جايگاه و قدر و قيمت عالم و انديشمند.قرآن مى فرمايد: .(1)3 ارزش و اهميت دادن به عمر كه بزرگ ترين سرمايهء آدمى است . شاعرهء نامى ايران , پروين اعتصامى مى گويد: ]گهر وقت بدين خيرگى از دست مده آخر اين در گران مايه بهايى دارد]4 دلسوزى براى پدر و مادر, كه در عين اين كه كار دارند و براى ادارهء زندگى از نظر عالى در مضيقه هستند, ولى فرزند خود را به مدرسه مى فرستند, به اميد اين كه با درس خواندن خود گليم خويش را از آب بيرون بكشد و آگاه وتوانا شود.5 گوش دادن به سخنان معلّم در كلاس و يادداشت گفتار او.6 مطالعهء دقيق هر درسى و خلاصه بردارى آن .7 بازگو نمودن خلاصهء آن چه از هر درسى يادگرفته , پيش خود يا براى هم كلاسى . 8 رفع اشكالات درسى .9 عبرت از حسرت و ندامت ترك كنندگان تحصيل .(پـاورقى 1.زمر (39 آيهء 9
کد سوال : 53192
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه كنيم در موقع امتحان , ترس و اضطراب نداشته باشيم ؟
پاسخ : عالم بزرگوار, كبير, شيخ ابوالقاسم جعفر بن قولويه قمى (ره ) از امام صادق 7روايت كرده است كه هشام بن عبدالملك , پدرم (امام باقر) را از مدينه به شام بردند و دربارهء حضرت على 7سؤال كردند: شبى كه على كشته شد, مردم شهرهاى ديگر غير از كوفه چگونه مطلع شدند؟ پدرم در جواب فرمود: شبى كه حضرت على را كشتند,سنگى از زمين برداشته نشد جز آن كه در زيرش تا سپيدهء صبح تازه خون بود.(1) از اين جا فهميدند حادثهء بزرگى رخ داده است .شيخ بزرگ , صدوق از جبله مكّيه روايت كرده است : از ميثم تمّار شنيدم : به خدا قسم ! اين گروه تبهكار روز دهم محرّم فرزند پيغمبر, امام حسين 7را مى كشند.اين خبر را از مولايم اميرالمؤمنين 7شنيدم كه فرمود: همه چيز, وحشيان بيابان , ماهيان درياو پرندگان هوا براو بگريند. آسمان و زمين و خورشيد و ماه و ستارگان و مؤمنانِ انس و جن و فرشتگان آسمان ها و زمين نيز بر اوبگريند.تا آن جا كه فرمود: اى جبله ! چون بينى آفتاب سرخى گرفت و گويا خون تازه است , بدان كه سيدالشهدا كشته شده است .جبله مى گويد: روزى بيرون شدم و ديدم آفتاب ديوارها مانند ملافه سرخ است .(2)اين دو خبر و امثال آن صراحت دارند همه چيز حتى آسمان ها و زمين در شهادت حضرت على وامام حسين 8گريستند و مى گويند.بنابراين اگر آن چه شما فرموديد, صحيح باشد, مى توان گفت : تفسير و تأويل معنوى آن اين است كه گو اين كه ممكن است علل طبيعى داشته باشد. آسمان در چنين شبى عزادار است . البته نارنجى بودن شب نوزدهم ماه مبارك رمضان حتمى و مسجّل نشده است .(پـاورقى 1.محدّث قمى , در كربلا چه گذشت (ترجمه نفس المهموم ), ص 610(پـاورقى 2.همان , ص 609
کد سوال : 53193
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه همراه نماز روزمره اش قضاى آن را هم به جا مى آورد, آياپس از مرگ كسى بايد نمازقضاى او را به جا آورد؟
پاسخ : بعد از مرگ در صورتى بايد براى ميّت نماز قضا به جا آورد كه نماز قضا داشته باشد. بر اين اساس شخصى كه همراه نماز روزمره اش نماز قضا به جا مى آورد, اگر هنگام مرگ نماز قضايى نداشته باشد, بعد از مرگ لازم نيست برايش نماز قضا ب جا آورده شود, مگر اين كه خودش وصيت كند از ثلث اموالش چند سال نماز وروزه , احتياطاً برايش به جا بياورند.