• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53174
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا نزديكى در ايّام عادت اشكال دارد, اگر چه دخول انجام نگيرد؟
پاسخ : يكى از چيزهايى كه بر حايض حرام است , جماع و آميزش است كه براى مرد و زن حرام است , اگرچه به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد, بلكه احتياط واجب آن است كه كم تر ازختنه گاه را هم داخل نكند.(1)گفتنى است : در ايّام عادت آميزش و دخول حرام است , امّا ساير لذّات مثل بوسيدن زن و... اشكالى ندارد.(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 276 مسئله 276شمارهء سوّم .
کد سوال : 53175
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : لطفاً كيفيت شستن دست راست و چپ را به طور دقيق بيان كنيد.
پاسخ : بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت ها بشوييد وبراى اين كه يقين كنيد آرنج را كاملاً شسته ايد, بايد مقدارى بالاتر از آرنج را نيز بشوييد.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 194 مسئله هاى 245و 246گفتنى است : قبل از شستن اعضاى وضو بايد قبلاً تمام آن از جمله دست ها وارسى شود تا مانعى مثل چسب ,رنگ , جوهر خودكار و مواد چربى مثل روغن و گازوئيل و نفت در آن نباشد.
کد سوال : 53176
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى در ماه مبارك رمضان به واسطهء آميزش با همسرش روزهء خود را افطار كند, تكليفش چيست ؟
پاسخ : اگر روزه دار به سبب فراموشى يا اجبار و اكراه در حال روزه جماع كند, روزه اش باطل نمى شود; البته اگر در وسط جماع يادش بيايد روزه دار است يا اكراه و اجبار برطرف گردد, فوراً بايد از آن حالت خارج شود; درغير اين صورت روزه اش باطل خواهد شد, هر چند كفّاره ندارد.(1)از عبارت فوق استفاده مى شود اگر كسى در حال روزه به عمد و اختيار جماع كند, روزه اش باطل است و كفّاره دارد. نيز توجه شود اگر روزه دار به واسطهء ندانستن مسئله , كارى انجام دهد كه روزه را باطل مى كند ـ مثل جماع ـنمى توانسته مسئله را ياد بگيرد يا اصلاً متوجه مسئله نبوده است , روزه اش باطل نمى شود و كفاره ندارد, ولى اگرمى توانسته مسئله را ياد بگيرد امّا ياد نگرفته است , بنابر احتياط واجب روزه اش باطل مى شود و كفاره به گردنش مى آيد.(2)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 931 مسئله 1587(پـاورقى 2.همان , ص 963 مسئله 1659
کد سوال : 53177
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گوسفندى براى كميته امدام امام نذر كردم , امّا پدر و مادرم موافق وفا به آن نيستند, بفرماييدوظيفه ام چيست ؟
پاسخ : حضرات آيات عظام گلپايگانى , خويى , اراكى , صافى , حاج شيج جواد تبريزى , سيستانى و فاضل لنكرانى مى فرمايند: اگر بعد از نذر پدر يا مادر فرزند را از عملى كه نذر كرده , منع نمايند, وفا به نذر لازم نيست ونذرش باطل و منحل مى شود.(1) بنابراين چيزى بر گردن شما نيست و عندالله مقصّر نيستيد.(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 544 مسئله 2646
کد سوال : 53178
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در قنون نماز وَتر كه بايد به چهل مؤمن دعا كرد, چه اشخاص و افرادى را بايد نام برد؟
پاسخ : در كتب ادعيه , به خصوص در مفاتيح الجنان آمده است : .(1)اين عبارت اطلاق دارد و هر نوع مؤمنى (روحانى و غير روحانى , سيد و غير سيّد, فاميل و غير فاميل , زنده ومردهو...) را شامل مى شود, منتهى روشن است هر چه ايمان و اعتقاد طرف قوى تر باشد, دعا اثر بهترى براى اوخواهد داشت . البته از دعا به پدر و مادر, خواهران و برادران , عموها و عمه ها و دايى ها و خاله هاى خود غافل نشود.كيفيت دعا به اين شكل است كه مثلاً مى گويد: اللّهم اغفر پدرم , اللّهم اغفر مرحوم امام خمينى , اللهم اغفر رهبرانقلاب و....(پـاورقى 1.محدّث قمى , مفاتيح الجنان , انتشارات نبوى , ص 1110
کد سوال : 53179
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر پدرى روزه هايش را نگيرد و كفّاره هم ندهد, فرزند مى تواند به جاى او روزه بگيرد؟
پاسخ : در حال حيات پدر, فرزند نمى تواند به جاى او روزه بگيرد. هر كسى تا زنده است , شخصاً بايد اعمال خود را انجام دهد. اگر مراد بعد از فوت پدر باشد, در اين صورت نه اين كه مى تواند بلكه واجب است به نيابت ازپدرش قضاى آن را به جا آورد, در صورتى كه پسر بزرگ تر باشد و بر ساير فرزندان چيزى واجب نيست , امّا اگربخواهند با ميل و رغبت خوب تبرعا انجام بدهند, مانعى ندارد, بلكه ثواب زيادى دارد.(1)البته اگر پدر بدون عذر ترك كرده و لاابالى باشد, بر فرزند واجب نيست قضاى نماز و روزه را به جا آورد.(پـاورقى 1.توضيح المسايل مراجع , ج 1 ص 789
کد سوال : 53180
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى به علت بيمارى نتواند روزه هايش را بگيرد, علاوه بر كفاره , قضاى آن را نيز بايدبگيرد؟
پاسخ : آيات عظام و مراجع گرامى مى فرمايند: اگر كسى به علت بيمارى ـ نه عذرهاى ديگر مثل مسافرت ـنتواند ماه مبارك رمضان روزه بگيرد, چنانچه بعد از ماه مبارك مريضى اش تا ماه مبارك رمضان ديگر ادامه داشته باشد, قضاى روزه هايى را كه خورده است , بر او واجب نيست و فقط بايد براى هر روز يك مد (تقريباً 750ـ900رم ) طعام , مانند گندم و جو به فقير بدهد, ولى اگر بعد از ماه مبارك خوب شود و بيمارى اش بر طرف گردد, بايدقضاى روزه ها را بگيرد و ديگر كفّاره لازم نيست . چنان چه بعد از خوب شدن قضاى روزه ها را نگيرد و تا ماه رمضان سال بعد تأخير بياندازد, علاوه بر كفّاره قضاى آن را بايد به جا بياورد.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 983ـ 984 مسئله هاى 1703و 1704
کد سوال : 53181
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در حال نماز چيزى به پا فرو رود, چنانچه بدون به هم زدن حالت نماز آن را از پا خارج كنيم ,نماز صحيح است ؟
پاسخ : در مسئله اى مى خوانيم : اگر نمازگزار در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبكار طلب خود را از اومطالبه كند. چنانچه بتواند در بين نماز طلب او را بدهد, بايد در حال نماز بپردازد.(1)در مسئلهء ديگرى مى خوانيم : اگر در بين نماز بفهمد مسجد نجس است , اگر وقت وسعت دارد و تطهير مسجد نمازرا به هم نمى زند, بايد در بين نماز تطهير كند.(2)با توجه به مسايل فوق پاسخ شما مثبت و نمازتان صحيح است .گفتنى است : اگر آن چه به پا فرورفته , چيز مهمّى نباشد و براى نمازگزار مشقت نداشته باشد, بهتر است بعد ازنماز آن را از پا بيرون بياورد, چون هر كارى كه خضوع و خشوع را از بين ببرد, انجام آن براى نمازگزار كراهت دارد.(3)(پـاورقى 1.توضيح المسايل مراجع , ج 1 ص 655 مسئله 1161(پـاورقى 2.همان , مسئله 1162(پـاورقى 3.همان , ص 653 مسئله 1157
کد سوال : 53182
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در حال نماز, چيزى مانند آدامس در دهانب اشد, ولى حركتى نكند, نماز صحيح است ؟
پاسخ : دهمين مبطلات نماز, خوردن و آشاميدن است . اگر در نماز طورى بخوريد يا بياشامد كه نگويند نمازمى خواند, نمازش باطل است .(1)احتياط واجب آن است كه در نماز هيچ نخورد و نياشامد, چه موالات نماز به هم بخورد يا نخورد و چه بگويندنماز مى خواند يا نگويند.(2)با توجه به مطالب مذكور اگر به آدامس و مانند آن كه در دهان است , خوردن صدق بكند, نماز باطل است وگرنه خير.ظاهراً آن طور كه در سؤال فرض شده , نماز صحيح است .گفتنى است انسانى كه در برابر خداوند قرار مى گيرد و با او سخن مى گويد, شايسته است چيزى در دهانش نباشد, اگر چه حركتى نداشته باشد.(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 651(پـاورقى 2.همان , ص 652 مسئلهء 1154
کد سوال : 53183
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى ايجاد دوستى بيشتر با ديگران , و جلوگيرى از قطع آن چه بايد كرد؟
پاسخ : فرزندان آدم در تمام ادوار زندگى نيازمند دوستى با ديگران هستند. همان طور كه از داشتن رفيق صميمى و يكدل احساس مسرّت و خشنودى مى كنند, از نداشتن چنان دوستى , آزرده خاطر و متأثر مى شوند.دوست شايسته يكى از بزرگ ترين سرمايه هاى زندگى و از عوامل خوش بختى است .امام على 7مى فرمايد: .(1)براى ايجاد دوستى بيشتر و جلوگيرى از قطع آن عوامل زيادى مؤثرند كه تنها به ذكر چند عامل بسنده مى شود:1 گشاده رويى و خوش اخلاق بودن ;2 ظاهر و باطن نسبت به دوست يكى باشد و منافق و دو رو نباشد;امام صادق 7براى رفيق خوب و كامل حدودى معيّن فرمود: .(2)3 قبل از طرح دوستى او را امتحان كند. اگر از عهدهء امتحان برآمد, با او دوست شود كه چنين دوستى دوام پيدامى كند و زود قطع نمى شود. امام على 7مى فرمايد: .(3)4 اگر روزى تصادفاً و به طور غير عمد بينشان كدورتى ايجاد شود, از تهمت و افترا زدن به هم ديگر اجتناب كرده و در مذمّت هم افراط نكنند, بلكه حرفى نزنند و پل برگشت را خراب ننمايند. كه پشيمانى خواهد داشت .امام صادق 7فرمود: .(4)5 نسبت به رفيق , خود را برتر نداند و توقع بيجا نداشته باشد دوستش جان و همه چيز خود را فداى او نمايد.امام على 7مى فرمايد: .(5)6 رفيق را به خاطر هر نوع لغزشى سرزنش نكرده و از او كناره نگيرد.على 7فرمود: .(6)ـ از اوّل سعى و تلاش كند با افراد دانا و عاقل طرح دوستى بريزد, تا عمرى راحت باشد, چون رفيق احمق ونادان جز درد سر چيز ديگرى نيست و دوستى اش دوام ندارد.امام على 7مى فرمايد: (7)اگر كسى به نكات فوق توجه و به آن عمل كند, هم در ايجاد دوستى بيشتر با ديگران موفق خواهد بود و هم پيونددوستى شان زود گسسته نخواهد شد.(پـاورقى 1له .نورى , مستدرك الوسايل , ج 2 ص 62(پـاورقى 2.شيخ صدوق , امالى صدوق , ص 397 طبق نقل جوان , ج 2 ص 343(پـاورقى 3.غررالحكم , ج 5 ص 360 چاپ دانشگاه تهران .(پـاورقى 4.تاريخ يعقوبى , ص 97 طبق نقل جوان , ج 2 ص 324(پـاورقى 5.غررالحكم , ج 5 ص 412(پـاورقى 6.همان , ص 241(پـاورقى 7.جوان , ج 2 ص 334