• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 53054
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد بهشت و جهنم و طبقات آن توضيح دهيد.
پاسخ : امام باقر7دربارهء آيهء و فرمود: دومين مرحلهء جهنم است كه پوست را بريان مى كند.سومين مرحله است كه از انسان هيج باقى نمى گذارد و انسان را رها نمى كند.چهارمين مرحله است كه انسان را مانند سرمه و آرد ريز ريز مى كند. بعد از اين عذابِ دوباره و سه باره است و هيمن طور به صورت انسانى در مى آيد و عذاب تكرار مى شود.پنجمين مرحله است . در آن جا گروهى هستند كه فرياد مى كشند: اى مالك ! به فرياد ما برس . ما از تشنگى در عذابيم . مالك نيز از ته جهنم از چرك و خون هاى جوشان براى آنان مى آورد. آنان وقتى آب را مقابل صورت خودمى آورند كه بياشامند, از شدت گرماى آن پوست و گوشت صورتشان مى ريزد. قرآن مى فرمايد: . در اين مرحله براى مدت طولانى در جهنم مى مانند.ششمين مرحلهء جهنم است . در اين مرحله انواع عذاب هاى سخت وجود دارد. مرحلهء هفتم است . در اين مرحله وجود دارد كه چاهى در وسط جهنم است >.(1)البته آيات و روايات فراوانى دربارهء جهنم و خصوصيات آن جا و جهنّميان هست كه از حوصلهء اين مقال بيرون است .دربارهء بهشت نيز آيات و روايات فراوانى هست .اميرالمؤمنين 7در نهج البلاغة مى فرمايد: .(2)پيامبر6فرمود: .(3)على 7فرمود: .(4)و دربارهء حورالعين و زنان بهشتى آمده است : .(5)(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 8 ص 289(پـاورقى 2.همان , ص 162ـ 163(پـاورقى 3.همان , ص 148(پـاورقى 4.همان , ص 122(پـاورقى 5.الرحمن (55, ترجمهء آزاد آيات .
کد سوال : 53055
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد سؤال و جواب پس از مرگ توضيح دهيد.
پاسخ : امام صادق 7فرمود: .(5)مفضل بن عمر از امام صادق 7دربارهء صراط سؤال كرد. حضرت فرمود: .(6)(پـاورقى 1.محمد باقر مجلسى , بحارالانوار, ج 6 ص 215(پـاورقى 2.همان , ص 216(پـاورقى 3.همان , ص 223(پـاورقى 4.همان , ص 225(پـاورقى 5.محمد باقر مجلسى , بحارالانوار, ج 8 ص 64و 65(پـاورقى 6.همان , ص 66
کد سوال : 53056
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد كسانى كه ولايت فقيه را قبول ندارند, توضيح دهيد.
پاسخ : كسانى كه ولايت فقيه را قبول ندارند, بايد بدانند فقيه عادل واجب الاطاعة است , زيرا به دستورامامان معصوم : حاكم بر مردم است . در روايت عمربن حنظله آمده است كه امام صادق 7فرمود: او را بر شما حاكم قرار دادم , حكم حاكم اسلامى واجب الاطاعة است , زيرا هر كس دستور او را ردّ كند و نپذيرد, ماننداين است كه دستور ما را ردّ كرده و هر كس دستور ما را ردّ نمايد, در حدّ شركت به خدا است >.(1)از امام حسن عسكرى 7نقل است : .(2)و از پيامبر بزرگوار اسلام نقل است : كه اطاعت از آنان بر همگان واجب است , اطاعت از علماى پاك و با تقوا نيز واجب است ).و از امام حسين 7يا اميرالمؤمنين 7نقل است : مى باشد>.اگر ولايت حاكم اسلامى (فقيه عادل جامع الشرايط) را نپذيريم , بايد حكومت ظالمان و طاغوتيان و بى دنيان رابپذيريم ؟! آيا اينان كه به ولايت فقيه مى تازند, اين سؤال را از خود نمى پرسند؟!(پـاورقى 1.وسائل الشيعه , ج 18 ص 99(پـاورقى 2.بحارالانوار, ج 2 ص 88
کد سوال : 53057
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نشانه هاى ظهور حضرت مهدى 7چيست ؟
پاسخ : نشانه هاى ظهور حضرت مهدى 7را در روايات بايد جستجو كنيم .از امام باقر7نقل است : .(3)و از على 7نقل است : .(4)(پـاورقى 1.جلال رفيع , فرهنگ و مهاجم ـ فرهنگ مولّد, ص 192به بعد, با تلخيص و تصرف .(پـاورقى 2.محمد دشتى , مذهبى روشنفكرى , با تلخيص و تصرف .(پـاورقى 3.بحارالانوار, ج 52 ص 191(پـاورقى 4.بحارالانوار, ج 52 ص 193
کد سوال : 53058
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تأثير ازدواج در زندگى آيندهء جوانان چه قدر است و علّت گسيختن خانواده ها چيست ؟
پاسخ : پس از پيروزى انقلاب اسلامى كه در حقيقت پيروزى اسلام بر سردمداران كفر جهانى بود و به دنيانشان داد كه دين مخصوصاً اسلام مى تواند به عنوان يك قدرت جهانى عليه زورمداران دنيا عرض اندام نمايد و درمقابل قدرت ها بايستد, قدرتمندان سياسى دنيا مخصوصاً غرب در صدد برآمدند در مقابل اين فرهنگ بايستند يا آن را نابود كنند يا جلوى گسترش آن را بگيرند و يا آن را از كارايى بياندازند. در هر مورد هجوم هايى بردند, كه امروز نيزبا نوعى مشكل تر و برنده تر, تهاجم فرهنگى عليه انقلاب اسلامى در سطح جهان ادامه دارد.امروز به اعتبارى مى توان گفت صاحبان قدرت هاى برتر نظامى و صنعتى , مغول هاى ضد فرهنگ عصر حاضر وصليبيّون قرن اتم اند, اما به جاى شيههء اسب ها و برق شمشيرها و غبار سپاه , شيعهء بى امانى است كه از حلقوم راديو وتلويزيون ها بر مى آيد و بر خيره كننده اى است كه از چشم دوربين ها ساطع مى شود و غبار عالمگيرى است كه از موج ماهواره بر مى خيزد. ماهواره ها و دكل ها همهء نقاط زمين را هدف بمباران فرهنگى قرار داده و از اين طريق تسلطخود را بر رگ و ريشه و مغز انسان ها وارد مى كنند. امروز صاحبان قدرت هاى برتر صنعتى و نظامى در قرن بيستم دجال هاى عصرند. از هر ناى آنان آوازى , همگان را شيفتهء خود كرده , چندان كه گاه بسيارى از فرهنگ سازان رافريفتهء خود مى سازد. كسانى كه در برابر ظواهر پر جذبهء غرب , خودباخته اند و فرنگ را با فرهنگ يكى دانسته اند,قدر و قيمت فرهنگ اسلام و ايران و اصولاً نقش و تأثير آن در گذشته و حال را نمى دانند يا اگر اندكى بدانند,احساس حقارتشان در پيشگاه تمدّن صنعتى و تكنيكى غرب و گاه كينه توزى هايى كه بعضاً نسبت به فرهنگ و سنن خود داشته و دارند, آنان را از پذيرش حقيقت باز مى دارد.تهاجم فرهنگى به اين معنا است كه : دشمن مسلمانان مى خواهد منابع قدرت آنان را تحت سلطهء خويش قراردهد و از ما اذن و اجازه نمى طلبد و براى وصول به مقصود, حمله و هجوم را آغاز كرده است . هر هجوم و تهاجمى داراى شكل خاص و واجد ابزار ويژه اى است , هم چون ابزار نظامى , اقتصادى , سياسى و فرهنگى كه ابزار فرهنگى گاه به عنوان مقدمه , گاه متمّم و مكمّل به كار برده مى شود.تهاجم فرهنگى يعنى دشمن ابزارهاى غير نظامى و غير اقتصادى و غير سياسى را به كار مى گيرد تا افكار و آراى مردم را براى پذيرش هجوم ناگهانى يا نفوذ تدريجى به منظور تصرف و تملّك منابع و منافع مادى و معنوى آنان مهياكند.راه هاى مبازره با تهاجم فرهنگى :مبارزه با غرب زدگى و روشنفكرى غربى : جوانان بايد بدانند در انقلاب مشروطيت و ديگر انقلاب ها بزرگ ترين ضربه اى كه انقلاب ها و مردم خوردند, از روشنفكر مآبانى بود كه دل در گرو غرب و آمريكا داشتند. آنان با نوشتن مقاله ها و تأسيس روزنامه ها و اهانت به علما و روحانيان و پايين آوردن اعتبار احكام اسلامى , بزرگ ترين ضربه رابر انقلاب مشروطيت و ديگر نهضت ها زدند.از نوشته هاى جلال آل احمد چنين بر مى آيد كه : روشنفكر ايرانى وارث بدآموزى هاى صدر مشروطه بدآموزى هاى روشنفكران قرن هيجده و نوزده فرنگ است . مخالفت و ضديّت با مذهب و روحانيت ميراثى است از اين جمله اينان غالباً در دعواى ميان روحانيت و حكومت , طرف حكومت را گرفته اند و آخرين بار در قضيهء 15خرداد42; از قضيهء تحريم تنباكو بگير تا كشتار بى رحمانهء 15خرداد. در تمام صدسالهء اخير روشنفكر ايرانى , مردد ميان حكومت و مردم و نوميد از بى خبرى عوام و خسته از تحجّر برخى روحانيون , در آخرين دقايق , طرف حكومت راگرته است .روشنفكر مآبان هميشه عقدهء نداشتن تأثير در جامعه و در ميان اكثر مردم , آنان را آزار و اذيت و وادار كرده دست به قلم بزنند و با نوشتن و ايجاد شبهه و ترديد, دل ها را خالى كنند و به آرزوى دور و دراز دامن بزند.روشنفكر غرب زده چون ديد در حضور مذهب و علماى دين , كارى از او ساخته و حرفى از او شنيده نيست ,ناچار لامذهبى اش تحريك شد و احكام اسلامى را كه بر پايهء قرآن و سنّت نهاده شده است , مورد شك و ترديد قرارداد.اينان به يك جا وابسته نيستند; يك دسته به فرهنگ فرانسه و دستهء ديگر انگليس , دستهء ديگر امريكا يا به آلمان دل بسته و شيفتهء فرهنگ آنان هستند.بهايى گرى , فراماسونرى , كسروى بازى , زردشتى بازى , فردوسى بازى , احزاب , مطبوعات , مجامع ادبى وهنرى , كلوپ هاى بولينك و سونادار و جمع كنندهء تفنّن و سياست و معامله و امثال اين ها را مى توان پاتوق اين گونه روشنفكران دانست . ضديّت با مذهب و مليّت و بيگانگى با محيط بومى , از خصايص روشنفكران غرب زده است .(1)در تهاجم حساس و سرنوشت ساز فرهنگى , سراغ گروهى از روشنفكران رفتند; آنان كه تا حدودى تمايل مذهبى داشتند و مى توانستند در اين طرح حساب شده , استعمارگران را كمك كنند و آگاهانه يا ناآگاهانه مجرى سياست قدرت ها باشند. استعمارگران ابتدا تعدادى از روشنفكران مزدور را به كار گرفته , حركت را آغاز كردند,سپس بسيارى از روشنفكران مذهبى بدون توجه به نقشه هاى شيطانىِ ابر قدرت ها, تنها با احساس مسئوليت برخواسته از داورى هاى شخصى در برابر كاستى هاى موجود در جامعهء اسلامى , به اين حركت شيطانى حساب شده دامن زدند و طرح هاى استعمارى زيادى را به كار گرفتند, مانند:1 سياست مذهب عليه مذهب ;2 سياست دين سازى ;3 سياست ايجاد جنگ بين علم و دين ;4 سياست تحقق تفكر التقاطى اختلاط اصول اسلام با ديگر مكاتب مادى و غربى ;5 سياست براندازى دين .از بُعد سياست ايجاد تضاد و جنگ بين علم و دين , با روش هاى فرهنگى و علمى بسيار ظريف و حساب شده ,به محافل دانشگاهى و فرهنگى , تئورى ها و فرضيه هاى علمى مكاتب غربى و شرقى را به دروس دانشگاهى راه دادند و توسط برخى اساتيد روشنفكر, به اين طرح و نقشهء شيطانى دامن زدند كه : علم روز مخالف مذهب و مذهب مخالف علم است ! تا بتوانند بر ضد مذهب و روحانيت , دانشجويان را بسيج نمايند.سياست تفكر التقاطى توسط روشنفكران مذهبى , به عنوان اسلام و مذهبى نو, متناسب با مكاتب شرق و غرب كه هر غربى و هم مسلمان باشيم , هم مذهب بماند و هم غرب پسندانه باشد, هم به مذهبى ها بگويند با شماييم و هم به روى غرب و شرق لبخند بزنند. اينان نمى دانستند اگر علماى دين و روحانيت و فقهاى شيعه را كه سنگربان اسلام و انقلاب و كشورند, تضعيف كنند و به انزوا بكشانند, دشمن سود خواهد برد.برخى از روشنفكران با تز و بعضى با تز جدايى دين از سياست و برخى با عقيده ء يا و يا و يا و و و مبازره و ايجاد بدبينى با احكام اسلامى , از قبيل , ومبازره با شخصيت هاى سياسى و علمى روحانى و مشوّه جلوه دادن آنان در سطح گسترده , از فعاليت هاى روشنفكران مذهبى و غير مذهبى است كه خطر بزرگى براى انقلاب و امنيت و استقلال كشور است .اگر روشنفكران به وحى و قرآن و اصول مسلّم اسلام و معيارهاى روشن اجتهاد, آگاهى داشته باشند و دست ازهوى و خود پرستى و غرور بردارند و به دانشمندان و فقها و عالمان متدين ارج بنهند و متوجه توطئه هاى دشمنان باشند و به مرزهاى اسلام و تشيع يورش نبرند و احزاب و گرايش هاى سياسى , وحدت و هم دلى و تقواى الهى راحفظ كنند, خواهند توانست در برابر دشمن , سدّى محكم و براى اسلام و كشورشان مفيد باشند و استقلال كشور را كه ثمرهء خون هزاران شهيد مظلوم و فداكار و زحمات طاقت فرساى علماى دين از سال ها قبل تا كنون بوده , محافظت كنند.(2)البته راه هاى ديگرى نيز براى مبارزهء با تهاجم فرهنگى هست , از جمله :1 رسيدگى مسئولان به خواسته هاى فطرى و طبيعى جوانان و زمينه سازى ازدواج آنان . 2 جلوگيرى از ورود فيلم ها و عكس هاى مستهجن و نوارهاى مهيج , همان طور كه مبارزه با مواد مخدّر يك امرمعقول و پسنديده است .3 ايجاد شغل .4 توجه جوانان به اشتغال , حتى شغل هاى مشكل و سخت و بى توجهى به شغل هاى كاذب و غير مفيد.5 توجه و امعان نظر در كلمات امام راحل (ره ) و عنايت به وصيّت هاى ايشان و تبعيت از منويّات رهبر معظم انقلاب . امام (ره ) فرمود: .6 حفظ تقوا با مطالعهء كتاب هاى اخلاقى قرائت قرآن , مناجات , رفتن به مساجد و اجتماعات , مطالعهء كتاب هاى روايى از قبيل اصول كافى , تحف العقول و ديگر كتب مفيد.7 مطالعهء تاريخ انقلاب ها و علل شكست آن ها و عوامل تسلط بيگانگان .8 پرهيز از خواندن نوشته هاى افراد سياسى و روشنفكر مآبى كه مورد تأييد دشمنان اند.خداوند ما را از شرور نفسمان و انقلاب اسلامى را از گزند حوادث مصون دارد.
کد سوال : 53059
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راه نجات جوانان از فساد و بزه كارى اخلاقى و كشاندن آنان به مسير هدايت الهى چيست ؟
پاسخ : رشد بدن و غرائز انسان , در دوران نوجوانى و جوانى , تكوينى و طبيعى است و خواه ناخواه پديدمى آيد و به دنبال خود, تمايلات و دگرگونى هايى در اخلاق و رفتار و روان پديد مى آورد كه مهم ترين آن هاعلاقه هاى شهوى و تمايل به ديدن صحنه هاى تحريك كننده و خواندن داستان هاى عشقى و جنايى و پليسى وتماس هاى شهوى است . لذا سخت ترين و مشكل آفرين ترين دوران زندگى , دوران جوانى است . در اين دوران زمينه ءفساد و بزه كارى اخلاقى و كشيده شدن به مشكلات روانى و دست يازيدن به مواد مخدر و ديگر نمودهاى انحراف ,براى جوان فراهم است . از طرفى امكان تأمين و واكسينه شدن جوانان در برابر اين تهاجمات وجود ندارد يا خيلى كم است . اين دوران احساس زندگى , به سختى و همراه با مشكلات بسيار سپرى مى شود. آن چه اين روحيات را به انحرافات و بزه كارى تبديل مى كند, عبارت است از: 1 برخوردهاى نامناسب والدين و اطرافيان .2 جوّ ناسالم جامعه و جرم آفرينى اجتماع .3 فقر و تهيدستى جوان و خانوادهء او.4 فقر دولت (جامعه ) و ناكارايى مسئولان .5 ارتباطات قوى و پيشرفتهء جوامع و تأثيرگذارى منفى آنان بر يك ديگر.6 آموزش هاى ناسالم از طريق افراد يا رسانه ها و فيلم ها و مجلات .براى جلوگيرى از بزه كارى ها و جرم مخصوصاً در ايام جوانى , بايد تمام زمينه هاى مذكور برچيده شود ياجوانان واكسينه شوند تا در برابر هجوم ميكروب ها بتوانند خود را نجات دهند.برچيده شدت تمام زمينه هاى فساد غير ممكن است . پس بايد چاره اى براى واكسينه شدن جوانان انديشيد.عوامل پيشگيرى :عوامل پيشگيرى از بزه كارى و انحراف , عبارتند از:1 ازدواج از مهم ترين عوامل پيشگيرى محسوب مى شود: در روايت آمده است : .() تأكيدهاى فراوانى از سوى رسول خدا6و امامان معصوم و اولياى خدا بر ازدواجِ به (پـاورقى 1.حرعاملى , وسائل الشيعه , ج 14 ص 5موقع , به جهت اين است كه ازدواج نقش بسيار مهمى در پيشگيرى انواع بزه كارى ها و انحرافات دارد.2 سالم سازى جامعه , توسط مسئولان , همان طور كه در مورد بهداشت جسم برخوردهاى جدّى مى كنند. 3 تربيت جوانان از دوران پيش از جوانى ,با برخوردهاى مناسب توسط پدر و مادر و مربيان مدارس و جذب آنان به مراكز تقوا و علم , مانند مساجد و كتاب خانه ها و مراكز فرهنگى .بديهى است غنا و توانمندى افراد جامعه و بهينه شدن وضع اقتصادى , تأثير مثبتى دارد.
کد سوال : 53060
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از نظر روحى و روانى , انسان در كجا آسيب پذير است و در كجا به حالت متعادل مى رسد؟
پاسخ : در وجود انسان ها غريزه هايى وجود دارد كه تمام حركت ها و فعاليت هاى دورنى و برونى از آن برخاسته و از آن متأثر مى شود. مهمترين غرائز عبارت است از حسن كنجكاوى و حق جويى و عرفان و خداخواهى و كمال طلبى و زيبايى خواهى و فداكارى و عدالت خواهى و حُبّ نفس و بقا و شخصيت و مال و ثروت و جاه و مقام و شهرت و...اين غرائز داراى دو بُعد مثبت و منفى است كه در ايجاد انگيزه ها و تنوّع آن به خوبى و بدى نقش اساسى دارد.شناخت اين غرائز و گسترهء اثر گذارى و اثر پذيرى بد از خوب و شناخت هدف هاى عالى از پست و بستگى به خودشناسى دارد.علم اخلاق ارزشها و وسائل به دست آوردن آن را معرّفى مى كند و موانع و عوامل بازدارنده را معرفى مى نمايد.همان گونه كه در جسم انسان , يك عضو بى مصرف آفريده نشده است , روح و جان او نيز هر انگيزه و غريزه وميلى نقش حياتى دارد, اما اگر غرايز به طور صحيح , هدايت و رهبرى نشود, خطرناك و زيان بخش خواهد بود.(1)حالت متعادل روح و روان , در تعديل غرائز است . وقتى صفت عدالت در صفات اخلاقى ايجاد شد, انسان حالت متعادل و مطلوبى دارد و اگر به اين مرتبه نرسد, نا متعادل خواهد بود. بيش ترين نقطهء آسيب پذيرى انسان , از جانب روحيات نامنظم و غير معتدل است .(پـاورقى 1.اخلاق , عملى , ص 21 با تلخيص .
کد سوال : 53061
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تأثير تزكيهء نفس و اخلاق در جامعهء كنونى چيست ؟
پاسخ : جامعه از افراد تشكيل شده و تزكيهء نفس و اخلاق , مربوط به افراد جامعه است , زيرا جامعه مفهومى انتزاعى از تشكل اجتماع افراد است . بدون افراد, جامعه واقعيتى ندارد. بنابراين تا افراد جامعه صحيح و سالم نشوندو اخلاق نيكو را به جاى اخلاق فاسد اختيار نكنند, جامعه اصلاح نمى شود و همواره در آن مشكلات عديده اى وجود خواهد داشت , زيرا بروز مشكلاتى از قبيل تجاوز افراد به حريم يكديگر, بزه كارى ها و مفاسد اخلاقى ,نفاق ها و دشمنى ها, دعواها و كشمكش ها ناشى از هواهاى نفسانى افرادى است كه در جامعه زندگى مى كنند.بنابراين تمام كوشش افراد هر جامعه بايد بر تزكيه و تهذيب نفس باشد, تا هر فرد آسيبى به فرد يا افراد ديگر جامعه نزند.خداوند متعال فرمود: .(1)در جاى ديگر مى فرمايد: .(2)صلهء رحم و رسيدگى به خويشان و ضعفا و انفاق به آنان و عيادت و دلجويى و مزاح هاى مفيد و معقول (ادخال سرور) و انصاف و برادرى دينى و احترام به مردم و آراسته بودن در مجامعه عمومى و وفاى به عهد, از آثار اجتماعى تقوا و تزكيهء نفس است .(پـاورقى 1.نحل (16 آيهء 112(پـاورقى 2.اعراف (7 آيهء 96
کد سوال : 53062
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دربارهء شروع خودسازى و خودشناسى چه روشى را پيشنهاد مى كنيد؟
پاسخ : همهء مفاسدى كه از انسان سر مى زند, از طغيان غرائز جسمى يا طغيان خودخواهى و خودپرستى وديگر صفات بد است . اگر مى خواهى در طريق خود سازى قرارگيرى , بايد با طغيان ها مبارزه كنى .اگر غريزهء شهوت تو را به گناه مى كشاند, با آن به وسيلهء كم خوردن و روزه گرفتن و پرهيز از ديدن مناظرشهوت انگيز مبارزه كن و نفس را به كنترل عقل در آور و اگر حب جاه و مقام و علاقه دارى هميشه مطرح شوى و ازتو تعريف و تمجيد شود, به خود آى و فكر كن چه بوده اى و چه هستى و چه خواهى شد. امام اميرالمؤمنين 7فرمود:.(1)ببين اگر دوست دارى با افراد لاابالى دوست باشى و از افراد متدين دورى كنى , از رفتن به مسجد و نماز جماعت دورى كنى , در رفتارت تجديد نظر و فكرى به حال خود كن . ببين چه شده است از اين مكان هاى خوب بدست مى آيد و از افراد خوب ناخوشايندى ؟ آيا خوبان , ضرر يا مفسده اى دارند كه از آن ها دورى مى كنى يا روحت ازروشنايى به كسالت و تاريكى رو آورده است ؟! نكند تبليغات بد تو را از راه به در برده يا گوش به حرف رفيق ناباب داده اى ؟!در حديث آمده است : .(2) اگر مى خواهى خدايت را بشناسى , اول خودت رابشناس . يك معناى حديث اين است كه اگر هر كس خود و صفات و عظمت فردى را كه دارد بشناسد, پس به عظمت خدا مى برد. معناى ديگر اين است كه هر كس نَفْس و هواهاى نفسانى خود را شناخت و خود را از آن ها تهذيب كرد واز رذائل اخلاقى , خود را شست , در سايهء تقوا و پاكى دل , از راه دل , خدا را مى شناسد, چون مانع شناخت و رسيدن به خدا, آلودگى هاى نفسانى است و وقتى آن ها از سر راه برداشته شد, راه شناخت خدا باز مى شود. پس :1 در ابتداى راه خودشناسى و خودسازى بايد با مراجعه به علم اخلاق كه متصدى شناساندن اخلاق خوب و بداست , كم كم نفس را از آفات دور كنى و به جاى آن گل بنشانى . اول سرزمين وجودت را از خار و خاشاك پاك كرده و بعد گل صفات اخلاقى پسنديده را در آن بنشان . اين كار مهم را علم اخلاق و در كنار آن اخلاق عملى بر عهده دارد.2 دورى از دوستان ناباب و پيدا كردن دوستان خوب , به خصوص استادى كه مهذّب باشد و گاهى در خدمت اوحضور يابى و با وى سخن بگويى و از او هدايت و راهنمايى بطلبى .3 تصميم بر ترك گناهان بگير. غالب مردم مى دانند چه چيز گناه است . اگر در كارى شك داشتى گناه است احتياط مى كنى و آن را انجام نمى دهى و بعد سؤال مى كنى .4 واجباتى را كه بر عهدهء شما است , به خوبى و به موقع انجام بده , مخصوصاً نماز را به موقع و با حالتى خوش درمسجد و با جماعت بخوان . نمازِ خوب سدّ محكمى در برابر گناهان است . 5 با پدر و مادر و بزرگسالان و همه , به نيكى و احسان رفتار بنما و از اذيّت و آزار ديگران مخصوصاً پدر و مادرخوددارى كن .6 گاهى و حتى هر روز چند دقيقه با خدا حرف بزن و با او مناجات و درد دل كن و سر بر خاك بنه و بگو: الهى العفو.(پـاورقى 1.صادق احسانبخش , آثار الصادقين , ج 16 ص 241 به نقل از غررالحكم .(پـاورقى 2.مهدوى كنى , اخلاق عملى , ص 54
کد سوال : 53063
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دربارهء مقاله اى كه فرستاده ام , اظهار نظر كنيد و نقائص و راه بهتر شدن آن را برايم بنويسيد.
پاسخ : مقالهء شما را كه بيش تر در مورد تهاجم فرهنگىِ دشمنان اسلام و انقلاب بود, مطالعه كرديم . موضوع خوبى انتخاب كرده و خوب هم بحث كرده ايد و از سوز دل حرف زده ايد. معلوم مى شود درد دين داريد, همچون هزاران جوان كه غيرت دينى دارند و بغض گلوى آنان را مى فشارد و از سوز دل فرياد مى كشند: اى واى بر ما كه به خطا مى رويم و ما را به سوى قربانگاه مى برند! اى واى بر ما كه هويت ما را مى گيرند و ما را به ناكجاآباد مى برند! نقش جوانان در آيندهء كشور بسى عظيم است و بايد به داد نسلى برسند كه قبل از انقلاب را درك نكرده و با ظلم و ديكتاتورى شاهان و ستمكاران آشنايى ندارند و غريزهء جنسى و شهوت و خوش گذرانى آنان را به كعبهء غرب ميل مى دهد و مى پندارند مشكلاتشان در آن جا حلّ مى شود. زهى خيال خام و اشتباه جاهلانه ! آنان نمى دانند با عشق وعلاقه به اسلام و عمل به دستورهاى آن , انسان , به كمال مى رسد.در نگارش مقاله به چند نكته بايد بيش تر توجه كنيد:1 از نظر ادبى بايد استعاره و تشبيه و اضافه ها صحيح و معنا دار باشد.2 بايد مطالعهء بيش ترى داشته باشيد تا بتوانيد مقاله هاى بهترى بنويسيد. سعى كنيد كتاب هاى شهيد مطهرى وديگر آثار ماندگار ادبى را مطالعه كنيد.3 اصول اعتقادى خود را با مطالعهء كتاب هاى اعتقادى مستدل تر كنيد تا در نوشته هايتان تأثير مثبت بگذارد.4 جمله ها از نظر محتوا صحيح باشد.5 سعى كنيد ابتدا كم و بعد زيادتر بنويسيد. ابتدا ده خط خوب و پرمحتوا بنويسيد و كم كم زيادتر.6 نويسندگى را رها نكنيد. سعى كنيد بيش تر يادداشت برداريد و بعد از آن ها در نگارش مقاله ها استفاده كنيد.7 در كلاس نويسندگى شركت كنيد يا از كتاب هايى كه دربارهء روش نويسندگى است , مانند آيين نگارش , دكتراحمد سميعى گيلانى استفاده كنيد.