کد سوال : 52994
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : داراى ليسانس معارف اسلامى و مشتاق هستم در زمينهء تفسير و معانى قرآن مجيد ادامهء تحصيل بدهم . آيا در قم جايى هست كه به صورت غير حضورى و مكاتبه اى بتوانم ادامهء تحصيل بدهم ؟
پاسخ : سورهء مباركه مجادله كه از سوره هاى مدنى قرآن مجيد است , هم چون ديگر سوره هاى مدنى , متضمن احكام اجتماعى اسلام و بيان كنندهء روابط مسلمانان با يكديگر و با بيگانگان است و آيات نخستين آن در بيان احكام ظهار است كه شأن نزولش را چنين نوشته اند. زنى از انصار به نام كه از طايفهء خزرج بود, در ماجرايى , با خشم شوهرش كه مردتندخويى بود مواجه گرديد كه تصميم بر جدايى از او گرفته , گفت : كه در زمان جاهليت , نوعى طلاقِ غير قابل بازگشت بود و زن آزاد نمى شد تابتواند با مرد ديگرى ازدواج كند. ناچار مى بايست عمرى را در بدبختى به سر برد.اوس پس از گفتن اين جمله از اين كه بايد از همسرش جدا شود, پشيمان شد و به زنش گفت فكر مى كنم براى هميشه بر من حرام شدى . زن گفت برو حكم مسئله را از رسول خدا6بپرس .گفت من خجالت مى كشم . گفت پس اجازه بده من بروم و بپرسم . گفت مانعى ندارد.زن پيش پيامبر اكرم 6آمد و ماجرا را نقل كرد و استمداد جست و راه چاره طلبيد. پيغمبر6فرمود تو براى او حرام شده اى . زن با ناراحتى رو به درگاه خدا كرد و عرض نمود: خداوندا,نياز وشدت حالم را به تو مى گويم . فرمانى بر پيامبرت نازل كن و مشكل مرا بگشاى .در اين حال وحى بر پيامبر6نازل شد و آيات آغازين سورهء مجادله نازل گرديد و راه حل مشكل را در اختيار آنان گذاشت و پيغمبر اكرم 6همسر آن زن را خواست و به او فرمود باپرداخت كفاره زن را به زندگى خود برگردان .()(پـاورقى 1.تفسير نمونه , ج 23 ص 407
کد سوال : 52995
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بنده طلبه اى هستم كه پدرم نابينا و زمين گير شده و خانوادهء ما شش نفرى است و مقدار زيادى مقروض هستيم . اگر مقدرتان است ما را كمك كنيد.
پاسخ : اين واحد فقط پاسخ گوى سؤال هاى علمى و مذهبى مى باشد و بودجه اى جهت برطرف كردن كمبودهاى اقتصادى ندارد. از شما معذرت مى خواهيم , ولى طىّ نامه هايى به كميتهء امداد و امام جمعه محترم شهرتان ,از آنان درخواست و نامه را ضميمه نموده ايم . اگر مايل باشيد, با پست بفرستيد يا حضوراً ببريد.
کد سوال : 52996
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سبب فكر و خيال هاى بى جا مانند مردن اطرافيان , چيست ؟
پاسخ : يكى از امراض و بيمارى هاى روانى , فكر و خيال هاى بيش از اندازه و غير معقول است . هجوم اين گونه افكار به ذهن , به خاطر زمينه هايى است كه در انسان وجود دارد, مثلاً كسى كه مصيبت ديده يا خطراتى برايش پيش آمده يا ترس بر او غالب شده يا با كسى دعوا كرده است , افكار مختلفى در ذهن او خلجان مى كند. اين گونه افراد بايد تحت درمان روانشناس قرار گيرند يا زمينه هاى هجوم افكار را از خود دور كنند, مثلاً كسى كه در نجس وپاكى وسواس دارد و هميشه در فكر نجس بودن خود و اطراف است , بايد از تنهايى و بى كارى پرهيز كند و حتماًمشغول كارى بشود و زمينهء هجوم افكار را از خود دور كند وگرنه هرچه زمان بگذرد, بيمارى وخيم تر و درمانش مشكل تر مى شود.پرهيز از تنهايى و حضور در اجتماعات و مشغول كردن ذهن به افكار ديگر باعث زدوده شدن افكار انحرافى ووساوس شيطانى و بيمارى هاى روانى مى شود.
کد سوال : 52997
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خدا چگونه به وجود آمده است ؟
پاسخ : خدا به وجود نيآمده است ; يعنى كسى يا چيزى خدا را به وجود نيآورده است و اصلاً اين سؤال اشتباه و مانند اين است كه كسى بپرسد: وجود و هستى را چه كسى وجود داده است ; زيرا وجود مساوى با هستى است وهستى جهان وجود مى باشد, يا مثل اين است كه كسى بپرسد: روغن را چه كسى چرب كرده است .وجود, وجود است و نيازى ندار كسى وجود را وجود كند يا روغن , چربى است و معنا ندارد روغن را كسى چرب كند. همان ور كه چربى براى روغن و نور براى خورشيد و وجود براى وجود, ذاتى است , وجود براى خدا ذاتى است و چيزى كه ذاتى است , علّت نمى خواهد; يعنى درست نيست كسى بگويد چرا روغن چرب است ؟ چه كسى روغن را چرب كرده است ؟ چربى عين روغن است , به طورى كه اگر چربى روغن را از آن بگيريم , ديگر چيزى درظرف باقى نمى ماند. وقتى چربيهاى روغن را از آن جدا كنيم , ديگر روغن تمام مى شود و وجود ندارد, چون چربى باروغن يكى است . نه مى شود روغن را چرب كرد و نه مى شود چربى را از روغن گرفت , همان طور كه نمى شودخورشيد را روشن كرد و نمى شود روشنايى را از خورشيد گرفت , به طورى كه خورشيد به صورت جسمى بماند, ولى نور نداشته باشد.خداوند نيز عين وجود است . وجود عين خدا است . او هستى مطلق است و چيزى نيست كه يك زمان نبوده (وجود نداشته است ) و بعد او را وجود داده باشند. تعبير علمى , وجود او ازلى و ابدى است ; يعنى از اوّل بوده و تا آخرخواهد بود. نه كسى مى تواند به خدا وجود (هستى ) ببخشد و نه مى شود هستى را از او جدا كرد. وجود ذاتى خدا است و چيزى كه ذاتى است , علّت بردار و جدا شدنى نيست . به بعضى چيزها مى شود چيز ديگرى داد يا از آن گرفت , مثلاًآب را مى شود گرم كرد و مى شود گرما را از آب گرفت , چون گرما غير از آب است و آب غير از گرما. اما هستى ووجود غير از خدا نيست , تا كسى هستى را به خدا بدهد يا از او بگيرد. خدا به وجود آمدنى نيست و از ازل بوده وبودنش عين ذاتش است .شهيد مرتضى مطهرى (ره ) مى گويد: كسانى كه مى گويند اگر بر طبق قانون علّيّت و معلوليّت , براى جهان , خدا رااثبات كنيم , براى خدا نيز علّت را بايد اثبات كنيم , در بحث خلط مى كنند. مضمون قانون نامبرده اين نيست كه هرموجودى علّت مى خواهد, بلكه اين است كه هر حادثه اى علّتى دارد; يعنى چيزى كه براى پيدايش وى علتى ضرورى است ,(1) ولى خدا حادث نيست كه احتياج به علّت داشته باشد.(پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , مجموعه آثار, ج 6 ص 926 با تلخيص .
کد سوال : 52998
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در پاسخ به دانش آموزان كه مى پرسند: خداوند چگونه است , چه بگوييم ؟
پاسخ : شناخت چگونگى خداوند براى تحصيل كرده ها و بزرگسالان مشكل است , چه رسد براى دانش آموزان , كه از تحصيل و رشد و آگاهى كاملى برخوردار نيستند. دربارهء شناخت و نحوهء تعليم و پاسخگويى به دانش آموزان , بايد از نظاير, مثال ها استفاده كرد تا ذهن آنان مسئله را درك كند. در جواب دانش آموزان مى گوييم :نيرويى را كه در سيم هاى برق وجود دارد, از روشنى لامپ مى فهميم . همين طور از روشنايى عالم پى مى بريم خدايى هست كه آن ها را به وجود آورده است . از اميرالمؤمنين 7نقل است كه از جاى پاى انسان يا حيوان مى فهميم انسانى يا حيوانى عبور كرده است ; پس اين آسمان با عظمت و اين زمين سنگين و با اين عظمت با وجود عالَم منظم و دقيق ,چگونه پى نبريم خداوند عليم و حكيمى جهان را آفريده است ؟!.(1)بنابراين از راه نظم و انضباط كه در تمامى موجودات وجود دارد, به خداوندى كه آن ها را خلق كرده است , پى مى بريم .در قرآن وجود خدا را بى مانند دانسته , يعنى خدا يگانه و بى مثل و مانند است : . هر چه را تصور كنيم , ساخته و پرداختهء ذهن كوچك ما است و ذهن ما نمى تواند حقيقت خداى متعال را درك كند. از اين جهت در روايات آمده است : در ذات خدا فكر نكنيد, بلكه در صفات و آثار خلقت او فكر كنيد,زيرا فكر كردن دربارهء ذات خدا بى فايده است و انسان به حقيقت خدا نمى تواند دست يابد.(2)با ذكر مثال و بيان عظمت هايى كه در مخلوقات است , مى توان پى به وجود خدا برد. بيان عظمت چشم , قلب ,نظم جهان , خورشيد, ستارگان , انواع پرندگان زيبا, پروانه ها و گل هاى قشنگ و توضيح ظرافت ها و دقّت هايى كه درآن ها به كار رفته است , دانش آموزان را با عظمت خدا آشنا مى كند.(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 3 55(پـاورقى 2.همان , ج 54 ص 348
کد سوال : 52999
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خداوند در آسمان است ؟
پاسخ : خداوند متعال كه خالق همهء موجودات عالم و كرات آسمانى است , داراى جسم نيست و مانند اجسام مادّى كه احتياج به جا و مكان داشته باشد, نيست . بنابراين خدا, جا و مكان ندارد. او خالق هستى و مكان و زمان است و خود در مكانى جاى نگرفته است . خدا در آسمان يا زمين نيست , بلكه احاطهء قيّومى بر جهان دارد و جهان زير نظر و با توجه او مى چرخد و اداره مى شود: .
کد سوال : 53000
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شخصى به گناه بزرگى دچار شده و اكنون پشيمان است . سبب رفتن به سوى گناه چيست ؟ چرابعداً پشيمان مى شود؟
پاسخ : گناهان بر دو دسته اند: بعضى از آن ها فقط تضييع حقّ اللّه و شكستن حرمت الهى است و بعضى ,تضييع حق الناس و مردم است . ضايع كردن حرمت الهى و حق مردم گناه و خلاف است . براى توبه كردن از گناهانى كه حق اللّه بوده , پشيمانى و ترك گناه , كافى است . البته بستگى به بزرگى گناه دارد; در بعض گناهان بزرگ ـ گرچه حق اللّه باشد ـ توبه كردن احتياج به گريه و التماس بيش ترى دارد و در بعضى موارد احتياج به پرداخت كفّاره دارد وبايد آن را جبران كرد, مثلاً كسى كه در ماه رمضان عمداً روزه هايش را نگرفته , حق اللّه را ضايع كرده است و علاوه برتوبه بايد آن ها را قضا و جبران كند و كفّاره بدهد, البته در صورتى كه حكم مسئله را مى دانسته است .اگر كسى حق الناس را ضايع كرده , مثلاً آبروى مؤمنى را ريخته يا مال مردم را غصب كرده يا دزديده يا به آب ومِلْك كسى تجاوز كرده باشد, اوّلاً بايد حقّ الناس را ادا كند; يعنى اگر حق مالى است , به صاحبانش برگرداند و اگرآبرويى است , آنان را راضى كند يا برايشان استغفار نمايد, مثلاً اگر غيبت كسى را كرده است , در صورت توان او راراضى كند وگرنه براى او استغفار نمايد.اگر حق مالى مربوط به تمام مسلمانان باشد, مانند اين كه به بيت المال دستبرد زده يا در اداره بر طبق موازين كارنكرده و حقوق گرفته يا در كلاس تدريس نكرده , ولى حقوق گرفته است , بايد آن را به بيت المال برگرداند; يعنى به اداره يا شركت و برگرداند و اگر خمس است , به مرجع تقليد بدهد و اگر زكات است , به موارد مصرف آن برساند. اگرصاحب حق معلوم نيست , بايد با اجازهء حاكم شرع ردّ مظالم كند و توبه و استغفار بنمايد.و چون گناه , خلاف و اشتباه است , انسان پشيمان مى شود.سبب رفتن به سوى گناه و معصيت :1 غفلت از آثار بد گناه . اگر واقعيت دروغ و غيبت و گناه را بدانيم و پى به زشتى آن ببريم , هرگز گناه نخواهيم كرد. از اين جهت است كه معصومان (پيامبران و امامان ) گناه نمى كنند, چون براى آنان زشتى گناه روشن است .2 غفلت از توجه و نظارت خدا.3 هواى نفسانى و افراط در آن باعث غوطه ور شدن در گناه مى شود و حتى بعضى هواهاى نفسانى انسان را به كفر مى كشاند. امام صادق 7فرمود: .(1)در روايت ديگر آمده است : .(2)در روايت ديگر است : .(3)فكر گناه دل را تيره مى كند و پاكى و صفاى آن را از بين مى برد.(پـاورقى 1.اصول كافى , ج 3 ص 396(پـاورقى 2.همان , ص 412(پـاورقى 3.غررالحكم , ص 664
کد سوال : 53001
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه انسان ايمان قوى و تقوا داشته باشد؟
پاسخ : ايمان و تقوا درجاتى دارد و حداقل آن اين است كه انسان اعتقاد به خدا و نبوت پيامبران الهى وامامت امامان : داشته باشد و نيز معتقد به روز جزا و پاداش باشد و به واجبات عمل كند و از گناهان دورى كند واگر احياناً از او گناهى سرزد, فوراً توبه كند. تقوا نسبت به افراد فرق مى كند, مثلاً نوجوان يا جوان با انسان پير در نحوهء تقوا فرق دارند. جوان يك جور بايد باهواهاى نفسانى مبارزه بكند, پيرمرد يا پيرزن , جور ديگر.چند راه براى ازدياد تقوا و ايمان براى عامهء مردم , مفيد به نظر مى رسد: 1 تلاوت قرآن ; هر روز چند صفحه يا حداقل چند آيه از قرآن را با تدبّر و تأنّى قرائت كنيد. 2 مناجات ; راز و نياز و حرف زدن با خدا و گريه و توبه از گناهان باعث ازدياد تقوا مى شود.هر روز يا هر شب , ده دقيقه دعاى مكارم الاخلاق را كه در آخر مفاتيح الجنان هست , مطالعه كنيد يا چند بخش دعاى ابوحمزهء ثمالى يا مناجات شعبانيّة را بخوانيد.3 تقيد به خواندن نماز جماعت در مسجد; سعى كنيد نمازتان را با جماعت بخوانيد, زيرا محيط معنوى وروحانى آن جا, بسيار سازنده است .4 احترام به پدر و مادر و بزرگ ترها; 5 شركت در مجالس وعظ و موعظه و درس هاى اخلاق و روضهء حضرت سيّد الشهدا و ائمهء اطهار:.6 هر عمل صالحى , مكمل ايمان و باعث ازدياد تقوا است . در بسيارى از آيات بعد از ايمان , عمل صالح ذكرشده است .
کد سوال : 53002
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا اسم خدا, خدا است و اسم ديگرى روى او نگذاشته اند؟
پاسخ : خدا به معنى معبود است . تعبير خدا و خدايان در تاريخ ايران به چشم مى خورد و گاه خدا به كارمى رود. البته اسم هاى ديگرى در زبان فارسى هست كه به خدا اطلاق مى شود, مانند: يزدان , ايزد, پروردگار,آفريننده و آفريدگار.ولى در زبان عربى اسم هاى فراوانى براى خدا ذكر شده كه معروف ترين آن ها و است .. در دعاى جوشن كبير هزار اسم و صفت براى خداوندمتعال آورده شده است . در قرآن نام هاى زيادى براى خدا آمده است , مانند اللّه , خالق , بارى , مصوّر, رب ّ, رحمن ,رحيم , عزيز, جبار, متكبر, قدوس , سلام , مهيمن و ملك .در زبان فارسى به اللّه , گفته اند, چون خدا به معنى است , يعنى از خود به وجود آمده , و اين اسم خالق جميع موجودات و حاكم كلّ كائنات است .(1)(پـاورقى 1.لغت نامهء دهخدا, ج 6 ص 8392
کد سوال : 53003
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا همهء ساخت ها و آن چه را در دنيا هست , به خدا نسبت مى دهند؟
پاسخ : آفرينش جهان از آن خدا است و موجود ديگرى قادر به آفرينش جهان نيست : .آيا مى توان تصور كرد غير از خدا ـ مثلاً ملائكه يا جنّيان يا انسان ها ـ چيزى را خلق كنند; يعنى چيزى را از عدم به وجود آورند؟ انسان مى تواند از چيزى , چيز ديگر را به وجود آورد, مثلاً از هستهء درخت خرما با كاشتن درخت خرما به وجود آورد, اما اين را خلق و آفرينش نمى گويند. خلق و آفرينش مخصوص خدا است .اميرالمؤمنين 7مى فرمايد: اگر پروردگارت شريكى داشت , رسولان او نيز به سوى تو مى آمدند و آثار ملك و قدرتش را مى ديدى و افعال و صفاتش را مى شناختى , اما او خداوند يكتا است , همان گونه كه خويش را توصيف كرده است . هيچ كس در ملك و مملكتش قادربه ضديّت با او نيست و هرگز از بين نخواهد رفت و همواره بوده و خواهد بود>.موجودات جهان بلاواسطه مخلوق ارادهء الهى هستند, مانند ملائكه يا به واسطه . واسطه ها و علت ها مانندموجودات مادى عالَم , از جمله پدر و مادر در توليد نقش دارند, اما آن ها نيز مخلوق عوامل ديگرى هستند, كه خداقرار داده است . از سوى ديگر قانونى كه رَحِم نطفه را به جنين تبديل مى كند, چه كسى قرار داده است ؟ و از سوى ديگر حياتى كه در مادهء جنين نيست , كه افاضه كند.