کد سوال : 52914
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا معراج پيامبر در انتهاى همين هستى بود؟ اگر معراج در اين هستى نبود, چگونه حضرت درفضايى غير مادى سير كرد؟
پاسخ : در مورد كيفيت معراج يعنى جسمانى و روحانى بودن آن اختلاف است . بعضى معراج پيامبر راروحانى دانسته و گفته اند: روح حضرت فقط در عوالم سير كرده و سپس به بدن وى بازگشت و گروهى تمام اين جريان را در رؤيا مى دانند. مرحوم طبرسى اتفاق علماى شيعه را بر جسمانى بودن معراج ذكر مى كند.(1)بنابرانى كه پيامبر با جسم مادى به معراج رفته باشد, در فضاى غير مادى سير نكرده , بلكه در عالم ماده و به سوى آسمان ها عروج داشته است . اگر قائل به معراج روحانى شديم , ناچاريم آيات و روايات را توجيه كنيم ومقصود از معراج روحانى را تدبر در آفريده هاى الهى و مشاهدهء جلال و جمال وى و رهايى از قيود مادى و علائق دنيوى بدانيم . در اين صورت انتها و ابتدايى براى معراج تصور نمى شود. سورهء نجم , از شهود دل و رؤيت ديده سخن مى گويد: . از اين آيه (2)استفاده مى شود سير ملكوتى بابدن عنصر انجام گرفته است .(پـاورقى 1.مجمع البيان , ج 3 ص 395(پـاورقى 2.نجم (53 آيهء 8
کد سوال : 52915
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا اهل سنت بعد از حمد آمين مى گويند, ولى شيعه نمى گويند؟
پاسخ : اين پاسخ به مفهومى كه شيعه و سنى از بدعت دارند, بر مى گردد.شيعه بر اين باور است كه بدعت مطلقاً يا حرام است , براى اين كه هر چيزى بر دين افزون كنند, بدعت و حرام است , خواه در عبادت باشد يا ساير مسايل دينى . از نظر شيعه بدعت خوب در مذهب نداريم و هر بدعتى , حرام وموجب گمراهى است , ولى اهل سنت بدعت را بر دو قسم مى دانند: يكى بدعت هاى نيكو و ديگرى بدعت هاى زشت ;و نتيجه مى گيرند بدعتى كه عُمَر در نمازها گذاشت , بدعت خوبى است , مثل نماز تراوايح , دست بسته نماز خواندن ,آمين بعد از سورهء حمد. مستند آنان حديث نبوى است كه فرمود: (1)اين احاديث مربوط به سنت هاى اجتماعى است , نه دينى , مثلاً كسى كاباره بسازد و مردم را دعوت كند و به تدريج ورود مردم سنت شود! اين عمل گناه است , گرچه سنت شود, ولى اگر بيمارستان درست كند و براى يتيمان لباس تهيه نمايد, ابتكار و سنت خوبى است .اختراعات از بدعت هاى خوب بشرى است , اما در دين , بدعت خوب و بد معنى ندارد.هر بدعتى در دين , ضلالت و گمراهى است .آمين در زمان پيغمبر نبود و بعد از سورهء حمدمستحب است گفته شود. هم اكنون بعض ى فرقه هاى اهل سنت آمين نمى گويند و همگى آن را از بدعت هاى خليفهء دوم مى دانند, منتها گمان مى كنندبدعت خوب و بد داريم , كه درست نيست .(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 74 ص 204
کد سوال : 52916
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در بسيارى از موارد ديده مى شود مردى زنش را اذيت مى كند و زن در دادگاه مجبور مى شود مهريه ءخود را ببخشد تا از شرّ مرد خلاص شود. مردها به زنشان مى گويند: تو صاحب دارى و من صاحب تو هستم و اختيارتو به دست من است . آيا از نظر شرع مقدس اسلام اين گونه برخورد با
پاسخ : شكى نيست كه مرد و زن , از بهره هاى انسانى برخوردارند و در نظام اجتماعى هر كدام مكمل ديگرى است . يكى بدون ديگرى در اجتماع ناقص است و هر يك به ديگرى نياز دارد و بقاى نسل به وجود هر دو بستگى دارد. تعبير زيباى قرآن در مورد مرد و زن چنين است : و همديگر را كامل مى كنند و نياز يكديگر را برطرف مى كنند. اگر در جامعه اسلامى مردها به تربيت اسلامى و اخلاقى مزين شده باشند, هرگز مردى به خود اجازه نمى دهد به زنش ظلم كند و فراتر از آنچه وظيفهء الهى وقانونى او است , عمل نمايد. اين گونه برخوردها ناشى از عدم رعايت اخلاق اسلامى است . از نظر اسلام مرد حق ندارد زنش را به كارى مجبور كند و وظيفهء مرد است كه خوراك و پوشاك و مسكن و بقيهء لوازم زندگى را كه در شأن زنش است , تهيه كند. مرد و زن از ابتدا, قبل از ازدواج مى توانند آزادانه تصميم بر ازدواج يا بر عدم آن بگيرند و اگرتصميم گرفتند ازدواج كنند, مى توانند در ضمن عقد تمام شرط هايى را كه به توافق مى رسند, قيد كنند, مثلاً قيد كننداگر مرد به زنش ظلم يا اهانت كند يا حق و حقوق او را مراعات نكن , زن با استيفاى تمام حقوق خود, وكالت درطلاق داشته باشد. خوشبختانه در دفاتر ازدواج كه در محاضر رسمى كشور وجود دارد, در سند ازدواج قيود وشرايطى را قيد كرده اند كه حق زن پايمال نشود.بنابراين از نظر اسلام مرد حق زورگويى به زن را ندارد و مرد صاحب زن نيست و حتى نمى تواند زنش را مجبوربه كار و بچه دارى بكند. اگر زن بتواند ظلم مرد را در دادگاه اثبات كند, قاضى حق زن را از مرد مى گيرد و او رامجازات مى كند.
کد سوال : 52917
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وقتى حرف مى زنم , بُغض گلويم را مى گيرد و نمى توانم حرفى بزنم و اگر كسى حرفى به من بزند, زودناراحت مى شوم . از اين رو خواستگاران زيادى را رد كرده ام و تنهايى را دوست دارم . لطفاً مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : حساسيت ها و هيجانات ناشى از زودرنجى , از ويژگى هاى دوران نوجوانى و جوانى است .كم تر جوانى را مى بينيم كه در گير اين مسائل نباشند. اين امر اغلب ناشى از دگرگونى ها و تحولات مربوط به ترشح غدد, ميزان هورمون ها ونوع تربيت است كه وضع زندگىِ عاطفى شخصى را تغيير مى دهد. اين دوره را از ديدديگر, دوران منفى بافى نام نهاده اند, از آن رو كه نوجوان و جوان اغلب مسائل را با بدبينى و بد گمانى مى نگرند و به هر صورتى كه هست , مى خواهند نشان دهند خود تنها خوبنده و از ديگران خبر و نشانه اى از صداقت نيست .()(پـاورقى 1.دكتر قائمى , خانواده و مسائل نوجوان و جوان , ج 2 ص 142حالات و رفتار شما گوياى زودرنجى و حساسيت ويژهء دوران جوانى است . البته بايد در صدد درمان و اصلاح حساسيت و زودرنجى باشيد, چون زندگى با فراز و نشيب توأم است . در آينده بايد با افكار و سليقه هاى مختلف روبه رو شويد و زودرنجى و حساسيت , شما را در برابر مشكلات , ناتوان مى سازد. براى اصلاح رفتار به امورى اشاره مى شود.1 تلقين ; بايد خود را پند و اندرز بدهيد و تلقين كنيد نبايد تا اين حد شخصى فكر كنيد و خود مدار و خود پسندباشيد. از اين راه مى توانيد حساسيت خود را تعديل كنيد.2 تقويت روحيه ; ظرفيت روحى شما اندك است . از اين رو زود رنجيده مى شويد. بايد خود را باور كنيد و روى پاى خود بايستيد و اعتماد به نفس داشته باشيد. در سخن گفتن يا گوش كردن با اقتدار و با اطمينان باشيد. هيچ چيزنبايد موجب وحشت و نگرانى شما باشد. البته اين كار نياز به تمرين دارد و به تدريج حاصل مى شود.قبل از سخن گفتن به خود بگوييد چرا بترسم ؟ چرا نتوانم حرفم را بزنم ؟ مطمئن باشيد با تنهايى و گريز از مردم ,مشكل شما حل نمى شود, بلكه به عوارض ديگر مانند كم رويى و گوشه گيرى و افسردگى مبتلا مى شويد. مشكل خود را بايد در بين مردم حل كنيد. از اين رو جلسات دوستانه تشكيل بدهيد و در آن موضوعى را به بحث بگذاريد.شركت در جلسات و اظهار نظر در بين افراد, ضريب اطمينان و قدرت و جسارت شما را بالا خواهد برد. امام على 7ى فرمايد: .()(پـاورقى 1.نهج البلاغه , قصار 166]مرد بايد كه در كشاكش دهرسنگ زيرين آسيا باشد]3 اصلاح فكر; افرادى كه زودرنج اند, گمان مى كنند ديگران آن ها را به چشم حقارت مى نگرند و سايرين را درصدر اذيت و آزار خود مى انگارند و تصور مى كنند همه بدخواه آن هايند, در حالى كه اين تصور باطلى است .اگر كسى كه از شما انتقاد مى كند, در صدد اصلاح شما است و بايد از آن استقبال كنيد و از او تشكر نماييد.با اين نگرش ديگر از حرف ديگران نمى رنجيد. به نظر مى رسد مشكل روحى شما همان باشد كه ذكر كرديم و چشم زخم هر چند واقعيت دارد, ولى با توجه به مسائلى كه نوشته ايد, مى توان گفت همه چيز به بى اعتمادى و ضعف روحى شما بر مى گردد. با تسلط بر خود ومبارزه با خودپسندى و كم كردن توقعات و حضور در اجتماع و صبر و بردبارى , به تدريج مشكل شما بر طرف خواهد شد. به خواستگار مناسب جواب رد ندهيد و هر چه زودتر تشكيل خانواده بدهيد كه ازدواج در تعادل روحى نقش مؤثرى دارد.
کد سوال : 52918
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پيامبر در معراج به چه مكانى رفت ؟
پاسخ : قرآن در اين باره مى فرمايد: .(1) اين بخش از آيات مربوط به معراج است كه حضرت رسول , فرشته را نزد سدرة المنتهى ديد كه نزد جنة المأوى است و هنگامى كه سدره را پوشانيد ـ آن چه پوشانيد ـ ديده منحرف نگرديد و طغيان نكرد. او بعضى از آيات بزرگ خداوند را ديد. پس سير و معراج حضرت دركرهء خاكى نيست , بلكه در جهان خارج از كرهء زمين و كنار سدرة المنتهى است . شيخ طوسى مى گويد: علماى شيعه معتقدند خداوند در همان شبى كه پيامبرش را از مكه به بيت المقدس برد, او را به سوى آسمان عروج داد و آيات عظمت خود را در آسمان ها به او ارائه فرمود و اين در بيدارى بود.(2) رفتن پيامبر به آسمان ها از روايات استفاده مى شود. امام صادق 7مى فرمايد: .(3)(پـاورقى 1.همان , آيهء 16ـ 18(پـاورقى 2.تفسير نمونه , ج 12 ص 12(پـاورقى 3.تفسير برهان , ج 2 ص 400
کد سوال : 52919
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در نماز اول تشهد مى خوانند و بعد سلام مى دهند آيا در اين زمينه گفته اى با روايت يا سفارشى از بزرگان دين شده است ؟
پاسخ : دربارهء كيفيت خواندن نماز روايات فراوانى وجود دارد كه همه بيانگر روش و سنّت پيامبر6ست . يعنى نحوهء نماز خواندن پيامبر6را براى ما تشريح كرده اند. پيامبر6فرمود: (1)امامان معصوم كه از اهل بيت آن حضرت هستند نحوهء نماز پيامبر را اين طور براى ما ترسيم كرده اند. نحوه ءخواندن تشهد و سلام گفتن نيز در روايات به همين ترتيبى كه گفته مى شود وارد شده از جمله روايت 2از باب 3ازابواب تشهد كتاب وسائل كيفيت تشهد و بعد از آن سلام را بيان كرده و در ابواب تسليم (2) (سلام دادن آخر نماز) نيز رواياتى آمده و علما و فقيهان از صدر اسلام تا كنون باب تشهد را قبل از باب سلام در كتابهايشان مطرح فرموده اند وعمل و روش مسلمانان اعم از سنى و شيعه بر همين روش است . بنابراين سه دليل بر اين روش ذكر كرديم :1 روايات 2 اجماع فقهاء و دانشمندان شيعه و سنى 3 روش عملى مسلمانان .(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 82 , ص 279(پـاورقى 2.وسائل الشيعه , ج 4 ص 989
کد سوال : 52920
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حكمت اين كه بعد از سلامِ نماز, مردم به طرف چپ و راست , سر بر مى گردانند, چيست ؟
پاسخ : در واقع به دو ملك رقيب و عتيد كه اعمال انسان را مى نويسند و يكى در طرف راست و ديگرى درچپ قرار دارد: السلام عليكم و رحمة اللّه مى گويند. در علل الشرايع آمده است : سلام اوّل , خطاب به پيامبر است ودومى در سلام پيامبر و سومى خطابه ملائكه است كه حسنات را مى نويسند. سنى و شيعه بر اين امر اتفاق دارند. علت ديگر تقويت روح تعبد در انسان است و حكمت سلام , خروج از نماز و امكان كلام و سخن گفتن و تأمين سلامت نماز و قبولى آن است .سلام از اسماى حُسناى الهى است و لذا تحيت بهشتى سلام است .
کد سوال : 52921
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا نماز ظهر و عصر را با هم مى خوانيم , در حالى كه كشورهاى عربىِ اهل سنت , نماز ظهر و عصر راجدا مى خوانند؟
پاسخ : در عصر پيامبر موقعى كه مسلمان ها كار شتاب زده اى داشتند, گاه نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا راپشت سر هم مى خواندند, ولى موقعى كه كارى نباشد, مستحب است جداگانه بخوانند. به حكم اين كه دين سالام ,سمحه و سهله است و مردم گرفتار كار و زندگى بودند, فرمود: جمع بخوانيد.بنابراين اوّلاً جدا خواندن نماز ظهر و عصر مستحب است ; در ثانى جدا خواندن براى كسانى كه كار زيادى ندارند, ثواب دارد, ليكن امروز كه انسان گرفتار كارهاى بسيار است , جدا خواندن رحمت دارد. در خيلى ازكشورهاى اسلامى , اگر كسى كار و كسب خود را ترك نكند و در نماز جماعت ظهر و عصر جداگانه شركت نكند,جريمه مى شود, در صورتى كه اكراه در اسلام نيست , و نماز جماعت مستحب است .هم اكنون بسيارى از كسبه و بازارى ها از جدا خواندن ناراحت هستند, منتها چاره اى ندارند. طبق فرمودهء امام جعفر صادق 7و با عنايت به اينكه نماز ظهر و عصر را حتى پيامبر گاه جمعه مى خواند و از سوى ديگر اشتغال زياد,اقتضا مى كند در خواندن نماز حرجى ايجاد نشود چون در دين حرجى نيست .
کد سوال : 52922
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى چند نذر كرده و روى هم جمع شده باشد, ولى الان تعدادش را دقيقاً نداند, وظيفه اش چيست ؟
پاسخ : اگر متعلّق نذر يكى باشد, مثلاً چند بار نذر كرده : يك روز رووه بگيرد, الاءن نمى داند چهار بار نذركرده تا چهار روز روزه بدهكار باشد يا پنج بار تا پنج روز روزه بدهكار باشد, فقهاى بزرگوار فرموده اند: اگر به اقل (چهار روز) اكتفا كند, كفايت مى كند و برى الذّمه خواهد شد; يعنى نسبت به اكثر برائت جارى شود.اگر متعلق نذر مختلف باشد, مثلاً الان نمى داند علاوه بر يك روز روزه , دو هزار تومان پول و پانصد صلوات واطعام ده نفر فقير هم بوده , ظاهراً بايد به همهء موارد عمل كنند, يعنى يك روز روزه بگيرد, دو هزار تومان صدقه به فقير بدهد, پانصد صلوات بفرستد و ده فقير را اطعام نمايد.(1)(پـاورقى 1.جهت اطلاع رجوع شود به جامع المسائل , آية اللّه فاضل لنكرانى , ج 1 ص 370
کد سوال : 52923
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من تا كنون از كسى تقليد نكرده ام . آيا اعمالى كه تا الان انجام داده ام , صحيح است ؟
پاسخ : اگر كسى تا كنون تقليد نكرده باشد, در صورتى اعمال گذشته اش صحيح است كه بفهمد به وظيفه ءواقعى خود عمل كرده است , يا عمل او با فتواى مجتهدى كه وظيفه اش تقليد از او بوده و يا با فتواى مجتهدى كه فعلاًبايد از او تقليد كند, مطابقت داشته باشد.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 29 مسئلهء 14