کد سوال : 52874
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اثر كف مايعات دستشويى يا ظرف شويى , به رغم چند بار شستن باقى مى ماند. در اين صورت دست نجس پاك مى شود؟
پاسخ : وقتى كه عين مايع ظرفشويى يا دستشويى (اگر آن يا دست نجس باشد) برطرف شد و آب به پوست دست رسيد و دست ها شسته شد, دست پاك مى شود و ماندن كف مانعى ندارد.
کد سوال : 52875
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اكنون كه امام خمينى (ره ) رحلت كرده , باز براى مقلدان ايشان رعايت شب هاى مهتابى واجب است ؟
پاسخ : اگر جنابعالى در زمان حيات امام از ايشان تقليد مى كرديد و الآن اجازهء يك مجتهد زنده , بر تقليدباقى مانده ايد, بايد در شب هاى مهتابى به فتواى امام عمل كنيد; البته مى توانيد در اين مسئله يا در كلّ مسائل به مرجع حى ّاعلم برگرديد و به فتاواى زنده عمل نماييد و چون اعلم تشخيص داده نشد, آيت الله فاضل لنكرانى اصلح مى باشد.
کد سوال : 52876
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از اين بيت چيست ؟]آخرالامر گِل كوزه گران خواهى شدحاليا فكر سبو كن كه پر از باده كنى]پاسخ: يعنى بالاخره مى ميرى و تبديل به خاك مى شوى و بعداً كوزه سازان از خاك تو كوزه خواهند ساخت ;بنابراين در فكر اين باش كه سبو و كوله پشتى خود را براى آخرت
پاسخ : براى انديشه گران الهى و روان شناسان و روان كاوان شبهه اى نيست كه انسان مركّب از جسم و روح است .اكثر آن ها ترديدى ندارد روح تكامل پيدا مى كند و روزى از پوستهء ماديت بيرون مى آيد و در سلك مجردات قرار مى گيرد و تا ابد, زنده است و مرگى ندارد. آنان معتقدند كه بعد از تجرّد, روح در بدن قرار ندارد, بلكهخارجازبدن است , ولى بر آن احاطه دارد و با آن در ارتباط است . تمام شخصيت آدمى به روح است . روح مى فهمد و درك مى كند و لذّت و رنج مى برد و اعضا و جوارح ابزار او هستند. تا وقتى روح مى تواند بفهمد و بشنود و ببيند و... كه مغز وگوش ها و چشم ها و پاها و... سالم باشند. در هنگام بيهوشى و خواب چون ابزار روح تقريباً از كار مى افتد و كارآيى لازم را ندارد, روح نمى تواند چيزى از اتاق جرّاحى و يا خواب را به خاطر آورد, مانند راننده و خلبان كه تا آن جامى توانند رانندگى و خلبانى كنند كه ابزار كارشان سالم باشد و به محض اين كه مثلاً دنده خراب يا بنزين تمام شود,نمى توانند رانندگى و خلبانى كنند. واضح است راننده و خلبان , قدرت و توانايى دارند و مى فهمند و به فنون رانندگى آشنايى دارند, منتها ابزار كار را از دست داده اند. پس از مرگ روح بيدار و آگاه و حساس است و همه چيز را مى بيند و حس مى كند و بيدارتر از هر زمان است .البته روح پس از مرگ در عالم برزخ , ابزار ديگرى در اختيار دارد كه مجهّزتر از اعضا و جوارح دنيايى است , كه به آن مى گويند; تقريباً همان بدنى كه در عالم رؤيا با آن راه مى رود و مسافرت مى كند و جاهاى ناديده را مى بيند, با اين كه بدن دنيويش در خواب است . بنابراين بعد از مرگ , انسان بيدار است .
کد سوال : 52877
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از اين شعر چيست : ]ستارهاى بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميدهء ما را انيس و مونس شدنگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت به غم زه مسئله آموز صد مدرّس شد؟
پاسخ : منظر توصيف جمال و شخصيت پيامبر عظيم الشأن اسلام است كه او را تشبيه به ستاره اى مى كند كه دنيا را با نورخود روشن كرد و براى انسان ها يار و غمخوار بود.شخصيتى كه به مدرسه نرفت و نوشتن نمى دانست , اما با اشاره و خواست پروردگار, آموزگار بشر شد.كلمهء كنايه از (زيادت و فراوانى ) كسانى است كه از ايشان درس ايمان و انسانيت آموختند.
کد سوال : 52878
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا اكثر مناسبت ها مانند ولادت پيامبر6و شب هاى قدر, به شب زيارتى على 7مبدل مى شود؟
پاسخ : سفارش و تأكيد بر زيارت اميرالمؤمنين 7و همين طور تأكيد بر زيارت امام حسين 7رمناسبت هاى مختلف , حاكى از توجه و عنايت معصومان : به امامت و رهبرى دينى و سياسى بعد از رسول خدا6است . مهم ترين مسئله اى كه بعد از رسول خدا6بدان توجه نكردند, كه باعث انحرافات روانى درجامعهء اسلامى شد ـ گذشته از انحراف امامت از مسير اصلى اش كه پيامبر بدان سفارش كرده بود ـ انحرافاتى از قبيل تغيير بعضى ازاحكام و مخالفت و دشمنى با اهل بيت پيامبر: بود تا بدان جا كه امام حسين 7را در كربلا با آن وضع فجيح و زشت به شهادت رساندند و دختران پيامبر را به اسارت بردند. اين انحرافات تا بدان جا كشيد كه وقتى احكام اسلامى را نمى فهميدند, دست به قياس و حكم تراشى مى زدند و حكم الهى را با تفسير به رأى و قياس واستحسان به دست مى آوردند و بدعت ها و انحرفات را به عنوان دين به خورد مردم دادند. از اين رو تأكيد فراوان برتوجه مردم به ولايت اميرالمؤمنين و اهل بيت : مخصوصاً امام حسين 7است تا همواره مسلمانان اين راه رادنبال كنند و مسير آنان را بروند و هدايت بشوند.امام باقر7فرمود: ولايت از بقيه افضل است , چون كليد و راه گشاى بقيه است . والى , دليل و راهنماى نماز و روزه است >.(1)جابربن عبداللّه انصارى مى گويد: نازل شد,گفتم : يا رسول اللّه ! مراد از اولى الامر چيست و آنان چه كسانى اند؟ پيامبر فرمود: آنان جانشينان من هستند و امامان مسلمانان اند. اوّل آنان على بن ابى طالب سپس حسن سپس حسين , بعد على بن الحسين , سپس ... حسن بن على و بعد ازاو هم نام و هم كنيهء من و حجّت خدا بر مردم در روى زمين خواهد بود. خداوند او را از ديدگان غايب مى گرداند>.(2)ذكر و ياد امامان در مناسبت هاى گوناگون , به خاطر فراموش نكردن راه و دستورهاى آنان است .(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 65 ص 332(پـاورقى 2.محمدى رى شهرى , ميزان الحكمة, ج 4 ص 3684
کد سوال : 52879
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا هيچ يك از تكه هاى گوشت , يا استخوان گوسفند قربانى را نبايد حيوانات حرام گوشت مانند سگ بخورند؟
پاسخ : آن چه در روايات و فتاوا آمده , ذكر شرايط گوسفند قربانى است . در مناسك حجِ امام (ره ) مى خوانيم در هدى و گوسفند قربانى چند چيز معتر است :1 سن قربانى , كه اگر شتر باشد, بايد داخل شش سال شده باشد. اگر گاو است , به احتياط واجب بايد كم تر از دوسال نباشد و داخل سه سال شده باشد. اگر ميش باشد, به احتياط واجب كم تر از يك سال نباشد و داخل سال دوم شده باشد.2 سالم باشد و مريض نباشد.3 خيلى پير نباشد.4 ناقص نباشد.5 لاغر نباشد.6 خصىّ نباشد; يعنى تخم هايش را نكشيده باشند.7 اخته نباشد; يعنى تخم هايش را نكوبيده باشند.8 در اصل خلقت بى دُم نباشد.9 در اصل خلقت بى بيضه نباشد.(1)اما اين كه حيوانات حرام گوشت نبايد گوشت يا استخوان گوسفند قربانى را بخورند, از آن اطلاعى نداريم .ممكن است مكروه باشد, اما چيزى در اين زمينه پيدا نكرديم .بنابراين اصل نخوردن حيوانات حرام گوشت و استخوان گوسفند معلوم نيست تا به پاسخ سؤال بپردازيم . اگرجايى پيدا كرديد, لطفاً براى ما ارسال كنيد تا به فلسفهء آن بپردازيم .(پـاورقى 1.امام خمينى ره , خلاصهء مناسك حج , مركز تحقيقات و انتشارات حج , ص 68
کد سوال : 52880
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حضرت على 7در آخرين لحظات شهادت چه كلمه را تكرار مى فرمود؟
پاسخ : امام على 7در آخرين ساعات عمر شريفش همهء فرزندان و اهل بيت خود را جمع كرد و به همه فرمود: در نبود من خدا سرپرست شماست و شما را به خدا مى سپارم , همه به گريه افتادند. امام حسن 7عرض كرد:اى پدر! طورى سخن مى گويى كه گويا از خود نااميد شده اى ! حضرت خوابى را كه چند شب قبلِ از ضربت ديده بود,براى آن ها نقل كرد.بعد وصايايى به امام حسن و امام حسين 8كردند و سپس بيهوش شدند. بعد كه به هوش آمدند, فرمود: الاءن رسول خدا6و عمويم حمزه و برادرم جعفر نزد من آمدند و گفتند: زود بشتاب كه ما مشتاق و منتظر توايم .آن گاه ديده هاى مبارك خود را گردانيد و به اهل بيت خويش نظر كرد و فرمود: همه را به خدا مى سپارم . خداوندهمه را به راه راست بدارد و از شر دشمنان حفظ نمايد.آن گاه فرمود: اى فرشتگان خدا بر شما درود و سلام باد!در اين وقت بر جبين مباركش عرق نشست و چشم هاى خود را روى هم گذاشت و دست و پاى خود را به جانب قبله كشيد و سخن خويش را اين گونه خاتمه داد:اشهد ان لا اله الاّاللّه وحده لاشريك له و اشهد ان محمّداً عبده و رسوله .اين كلمات را گفتند و جان به جانان تسليم نمود.(1)(پـاورقى 1.محدّث قمى , منتهى الاءمال , ج 1 ص 130ـ 132
کد سوال : 52881
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اولين كسى كه براى سيّدالشهدا سوگوارى كرد, چه كسى بود؟
پاسخ : اگر مردا سوگورارى باشد خواه كنار قبر اباعبداله در كربلا, خواه خارج از كربلا, معلوم است اوّلين سوگوار, زنان و فرزندان و خواهران و اهل بيت سيدالشهدا بودند, چه در كوفه و چه بين راه و چه در شام . عدّه زيادى از مردم كوفه و شهرهاى مسير حركت آل الله به طرف شام حتّى گروه زيادى از مردم شام و زنان آل ابوسفيان نيزعزادارى كردند.ولى اگر مراد اوّلين زاير و سوگوار سيدالشهدا در كربلا و كنار قبر عزيز فاطمه 3باشد, معروف است اوّلين زايرجابربن عبدالله انصارى , صحابى بزرگوار پيغمبر اكرم و همراه و همنواه بود.
کد سوال : 52882
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آرايش براى مرد چه لزومى دارد؟
پاسخ : متوجه مراد شما نشديم . اگر منظور اين است كه چه لزومى دارد مردها موهاى سر و صورت خود رامرتب كرده و موهاى اضافى را برطرف كنند و لباس تميز و پاك بپوشند و مسواك كرده و بدن خود را شستشو كنند,خوب مشخص است ; يكى از دستورهاى اسلام رعايت نظافت است , كه پوشيدن لباس تميز و پاك و آرايش سر وصورت با برطرف نمودن موهاى اضافى و شانه كردن است . قرآن مى فرمايد: روزى هاى پاكيزه را حرام كرده است ؟>.امام صادق 7از پدرش (امام باقر7 نقل كرده است كه روزى مردى به در خانهء پيغمبر6آمد و اذن دخول خواست . پيغمبر در برابر ظرف آبى كه در اتاق بود ايستاد و محاسن خود را مرتب كرد و از اتاق بيرون رفت و بعد ازپايان ملاقات به حجره برگشت . عايشه گفت : يا رسول الله ! تو بزرگى و بهترين فرزندان آدم و فرستادگان خدايى ! بااين بزرگى در برابر ظرف مى ايستى و موى سر و صورت خود را مرتب مى كنى ؟! رسول خدا6فرمود: اى عايشه !خداوند دوست دارد وقتى بندهء مؤمن به سوى برادر مؤمنش مى رود, آراسته باشد.(1)نبى گرامى اسلامى نه تنها خود اين گونه بود, بلكه به ديگران سفارش مى كرد هنگام برخورد با افراد, خود رابيارايند.شخصى مى گويد: روزى بر پيغمبر اكرم وارد شدم , در حالى كه موها ژوليده و لباس هايم مرتب نبود. پيامبرفرمود وضع مالى ات خوب نيست ؟ عرض كردم چرا, بحمداله شتر و گوسفند و اسب دارم . حضرت فرمود: وقتى خداوند اين نعمت ها را به تو داده , ميل دارد اثر آن را در تو ببيند.(2)گفتنى است : پرداختن به سر و صورت و وضع لباس و كفش , بايد در حد معمول باشد و به اسراف نرسد و از راه حرام تهيه نشود. چنان كه در حديثى از امام صادق 7مى خوانيم : لباس نيكو بپوش و خود را بياراى , زيرا خداوند زيبااست و زيبايى را دوست دارد, ولى مواظب باش از راه حلال تهيه شده باشد.(3)اگر مردا شما آرايش مثل زن ها است , چنين آرايشى لزومى ندارد و بالاتر اين كه شايد عملى حرام باشد.(پـاورقى 1.مكارم الاءخلاق , چاپ بيروت , ص 96 طبق نقل , آية اله مهدوى كنى , اخلاق عملى , ص 587 بحار, ج 16 ص 249(پـاورقى 2.المستدرك الصحيحين , ج 4 ص 181 طبق نقل اخلاق عملى , ص 587(پـاورقى 3.بحار, ج 76 ص 603 چاپ بيروت .
کد سوال : 52883
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا كه اول دشمن امام حسين 7بود, به لشكر امام پيوست ؟ آيا لشكر امام حسين 7باوجود حر 72نفر مى شد؟
پاسخ : شايد تعبير دشمن امام حسين و اهل بيت بزرگوار او, دربارهء صحيح نباشد.نمى شود گفت : به طور قطع وى قلباً با اباعبداله و خاندانش : عداوت و دشمنى داشت . بر عكس مى تان او را ازجمله كسانى دانست كه قلباً علاقه مند به خاندان پيغمبر بود و براى اباعبداله فوق العاده احترام قائل بود, منتهى چون از طرف عبيدالله بن زياد, فرمانده سواره نظام بود و مأموريت داشت به هر وجهى شده حضرت را وارد كوفه كند, دربين راه به عنوان اداى وظيفه و مجرى فرمان , جلو حضرت و كاروانش را گرفت و مانع شد حضرت به سمت مكه ومدينه برگردد. هر چند از نادانى وى است كه به عنوان مجرى فرمان عبيدالله زيادِ قسىّ القلب جلو حضرت را گرفت .كسى نقل نكرده است در اين مدّتى كه حر با حضرت امام حسين 7بود, كوچك ترين توهينى به ساحت قدسى آن بزرگوار و اهل بيت گرامى اش روا داشته باشد. بر عكس فوق العاده به حضرت احترام مى كرد. مؤيدش اين كه اوّلاً بعداز ملاقات حر با اباعبداله 7وقتى موقع نماز ظهر رسيد, امام دستور داد اذان بگويند تا اقامهء نماز شود و به حر فرمود:مى خواهى با همراهان خود نماز بخوانى ؟ گفت : خير, همه به شما اقتدا مى كنيم . ثانياً امام از بعضى حركات حرناراحت شد و فرمود: مادرت به عزايت بنشيند!حر وقتى نام مادرش را شنيد گفت : اگر عرب ديگرى چنين مى گفت و مانند تو گرفتار بود, از جوابش نمى گذشتم , ولى چه كنم كه نمى توانم از مادرت جز نيكى ياد كنم .(1) بنابراين نمى توان گفت حر از اول دشمن اباعبداله 7بود. اين كه مى بينيم در ابتدا جزء امراى لشكر عبيدالله و تا روز عاشورا همراه عمر بن سعد بود, شايد علتش اين باشد كه يقين نداشت مى خواهند با حسين 7بجنگند و او و يارانش را شهيد كنند و اهل بيتش را به اسارت ببرند.مؤيدش اين كه روز عاشورا پيش عمر بن سعد آمدو گفت : يا امير! راستى مى خواهيد با اين مرد بجنگيد؟! وقتى شنيد: آرى با او مى جنگيم , آن هم چه جنگى ! از همان جا تصميم جدّى گرفت به لشكر پست و نابكار پشت كرده و به اباعبداله 7نزديك شده و جان خود را در راه او فدا كند.در پاسخ قسمت دوم سؤال معروض مى داريم كه مقتل نويسان در تعداد اصحاب امام 7به اختلاف سخن گفته اند. مشهور اين است كه تعداد هفتاد و دو نفر بودند: سى و دو نفر سواره و چهل نفر پياده . بنابراين قول مى تواندتوجيه كرد كه مراد از هفتاد و دو تن آن هايى هستند كه از اول با امام بودند يا پيش از عاشورا خود را به حضرت رساندند, اما بعضى مى نويسند تنها تعداد پيادگان هشتاد و دو نفر بودند.سيّد بن طاووس از امام باقر7نقل مى كند كه تعداد ياران امام 7چهل و پنج سواره و يكصد نفر پياده بودند.(2)(پـاورقى 1.در كربلا چه گذشت , ترجمهء نفس المهموم , محدث قمى , ص 234(پـاورقى 2.على نظرى منفرد, قصهء كربلا, ص 257