• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 52464
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شخصى در عالم رؤيا شماره تلفنى به من داد. پس از گذشت چند ماه و مشورت با افراد, با همان شماره تماس گرفتم . متوجه شدم جوان دانشجويى است كه ترم آخر دورهء كارشناسى را مى گذارند. با توجه به اين كه دخترى هيجده ساله هستم , مستدعى است مرا راهنمايى نماييد.
پاسخ : از اين كه با ما مكاتبه كرده و راز خود را با ما در ميان گذاشته ايد, متشكريم .در مورد حقيقت رؤيا تفسيرهاى گوناگونى شده است كه مى توان همه را به دوتفسير تقسيم نمود; تفسير مادى و تفسير روحى .براى مادّى ها جهاتى ذكر كرده اند كه چون نتيجه اى ندارد, از ذكر آن خوددارى مى شود, اما از نظر روحيّون رؤيا اقسامى دارد: 1 مربوطه به گذشته و اميال و آرزوها است . انسان آرزوها و تمايلاتى در دل دارد و آن را در فكر خود خلجان داده و مى پروراند و گاه همان خواست ها, درخواب مجسم مى شود و به صورت زيبا و زشت ديده مى شود.2 خوابى كه نتيجهء افكار پريشان و نا مساعد است , مثلاً شخصى اعصاب ضعيفى دارد و فكرش ناراحت و مشوش است و اضطراب و دلهره دارد. اين عوامل سبب مى شود در خواب مناظر زيبا و زشت و غمناك ببيند كه پايه و اساسى نداشته باشد. اين نوع خواب تعبير ندارد.3 مربوط به آينده است . اين نوع خواب , دو گونه است ; عين واقعيت خارجى را در خواب مى بيند و وقتى بيدار مى شود, دير يا زود در واقع با آن صحنه مواجه مى شود, مثلاً در خواب مى بيند جمجمهء دوستش در اثر تصادف متلاشى شده است .وقتى از خواب بيدار مى شود و به محل حادثه مى رود, مشاهده مى كند دوستش تصادف كرده و در اثر متلاشى شدن جمجمه اش , فوت كرده است . قسم ديگر اين است كه چيزى را در خواب مى بيند كه در عين حكايت از آينده ,بر اثر عوامل خاص ذهنى و روحى تغيير شكل يافته و نيازمند تعبير است , مثلاً درخواب مى بيند لباس نو خريده و پوشيده است و پيش تعبير كننده مى رود و به اومى گويد: به زودى ازدواج خواهد كرد. براى آگاهى بيش تر به كتاب هاى : معاد در نگاه وحى و فلسفه , اثر محمد باقرشريعتى سبزوارى ; به سوى جهان ابدى , نوشته زين العابدين قربانى ; تفسير نمونه ,جلد نهم مراجعه شود.خواهر گرامى , احتمالاً رؤياى شما از نوع اوّل باشد كه تعبيرى ندارد و ممكن است از نوع سوم باشد. در اين صورت با احتياط گام برداريد و حيثيت خود را زيرسؤال نبريد. اگر خوابتان صادق باشد, طرف به سراغتان مى آيد و لازم نيست شماتماس برقرار و بااو صحبت نماييد.از همه مهم تر خواب چه رؤياى صادقه باشد و چه شيطانى , حجيت ندارد, اگرپيامبر اكرم در خواب به من بگويد: شما با فلان شماره تماس بگير و با او ازدواج كن ,از نظر شرعى , خواب حجت نيست و هرگز نبايد چنين كارى را انجام بدهم . كسى كه شما خواب ديده ايد, ممكن است شيطانى باشد.سعى كنيد مراقب باشيد و در دام وسوسه هاى شيطانى گرفتار نشويد. آينده اى سرشار از لطف و رحمت الهى را براى شما آرزو داريم .
کد سوال : 52465
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من خواستگارى ندارم و از اين بابت نگرانم . هر كس كه به ندرت به خانهء ما مى آيد, بار دوم ديگرنمى آيد! نمى دانم آيا خانهء ما ايرادى دارد يا خود من ؟
پاسخ : معمولاً خواستگارها جاهاى مختلفى مى روند و در نهايت يك مورد را انتخاب مى كنند. اين طورنيست كه براى هر دخترى اولين خواستگار آمد, مسئله تمام شود, بلكه گاهى ده ها مورد را مى بينند. هر كدام ازاعضاى خانوادهء داماد نظرى دارند و كافى است يكى نظرش منفى باشد! از اين رو, نگران نباشيد. نگرانى باعث بيمارى هاى روحى و جسمى مى گردد و از شادابى مى كاهد. همواره اميدوار باشيد و با ديگران برخورد خوبى داشته باشيد با خانواده هاى فاميل و نزديكان رفت و آمد كنيد و خود را نشان بدهيد تا از حال و روحيهء با نشاط وسالم شما خبر داشته باشند و نزد ديگران تعريف شما را بكنند. بر خدا توكل كنيد و هرگز يأس و نا اميدى را به خود راه ندهيد. فرصت بسيار است .امروزه به خاطر گرفتارى ها, سن ازدواج بالا رفته و اين مسئله به شهرستان ها و روستاها هم نفوذ كرده است .فكر نكنيد شما يا خانواده تان ايرادى داريد; ممكن است ايراد از خود خواستگاران باشد. در رفع موانعى كه مى تواند براى خواستگاران بهانه باشد, تلاش كنيد و در حفظ سلامتى و شادابى خود بكوشيد و منتظر رحمت الهى باشيد. خداوند به همه لطف دارد.به پدر و مادر و ديگر اعضاى خانواده خوبى كنيد و با روى خوش با آنان برخورد كنيد. دعاى پدر و مادر درحق فرزند مستجاب مى شود; از آنان بخواهيد براى شما دعا كنند. رفتار خوب و مناسب , محيط خانواده راسرشار از محبت و علاقه مى كند و ديگران را متمايل به ايجاد رابطه مى سازد. صلهء رحم و ارتباط با خويشاوندان بركات زيادى دارد. خداوند مى خواهد كارها طبق اسباب و عوامل طبيعى جريان داشته باشد. خانواده هايى كه قطع رابطه مى كنند, به مشكلات زيادى برخورد مى كنند كه در صورت ارتباط قابل حل است . خانواده هايى كه بدون اطلاع از اخلاق و رفتار ديگر خانواده ها با آنان رابطه بر قرار يا ازدواج كنند, گاه به دردسرهايى دچارمى شوند.به كارهاى دستى و كارهاى خانه خود را مشغول كنيد و به مطالعهء كتاب هاى سودمند رو بياوريد. احكام ومسائل بانوان را ياد بگيريد و در هر حال از خداوند بزرگ و قادر متعال كه همه چيز در دست او است , خير دنيا وآخرت را بطلبيد. و در خاتمه شما را سفارش به صبر مى كنيم . على 7فرموده است : .(پـاورقى 1.نهج البلاغه , قصار الحكم , شمارهء 82
کد سوال : 52466
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا زن در موقع نماز و بدون وجود نامحرم بايد با حجاب باشد؟
پاسخ : در ميان روايات چيزى كه به حكمت و مصلحت اين موضوع اشاره كرده باشد نيافتيم , ولى به نظر مى رسد مى توان براى اين مسئله توجيهاتى كرد; بدين شرح كه : داشتن لباس كامل , بر وقار ظاهرى انسان مى افزايد. هر چه از لباس انسان كم شود, از وقار آدمى و حفظ شئونات اجتماعى اش كم مى شود و در حدخانواده و خويشان نزديك مانند زن و شوهر تنزّل مى يابد. حجاب يك نوع ادب است و ادب اقتضا مى كندانسان در مقابل ديگران و بزرگان , با لباس كامل ظاهر شود. شركت در محافل و مراسم مذهبى در همهء اديان معمولاً با حجاب همراه است , به ويژه در اسلام كه لباس رسمى حضور يك زن مسلمان در اجتماعات , همراه باپوشش كامل است . نماز, مناجات و خلوت با خدا است و بايد اين حالت رسمى از حالت هاى غير رسمى , به وسيلهء پوشش مناسب و كامل متمايز گردد.از ديگر مصالح حجاب در نماز اين است كه : اگر در حال نماز احياناً نامحرم وارد شد, نيازى به شكستن نمازنباشد و از سوء استفاده هاى احتمالى در حال بى خبرى جلوگيرى شود, به خاطر اين كه در حال نماز نمى توان به چپ و راست و پشت سر نگاه كرد, حتى وقتى حجاب لازم نباشد, ممكن است با پوشش بسيار كم و باوضعى مبتذل به نماز ايستاد و در همان حالت افراد محرمى مانند پسر بزرگ ـ كه نبايستى مادر را در آن حالت ببيند ـ بدون اطلاع قبلى وارد منزل شوند و از قبيل اين مسائل كه لازمه اش شكستن نماز و تغيير لباس با عجله است و اى بسا افراد محرم و مجرّد مجبور به ورود به منزل و انجام كارى باشند و فرصت صبر كردن نداشته باشند. هم چنين در حال نماز انسان نمى تواند بى جهت نماز را بشكند و قادر نيست كه پشت بام يا جاهايى را كه به منزل اشراف دارد, كنترل كند ; در اين حال ممكن است در حال بيخبرى مسائلى پيش آيد كه براى نمازگزارخوشايند نباشد.اگر بپذيريم اسلام همواره در صدد حفظ حجاب بانوان است و به عفت و پاكدامنى سفارش مى كند, متوجه مى شويم پوشش كامل در نماز, هم سو با اين ايده است و براى تأكيد بر اين مسئله , چنين شرطى را در نماز لازم مى داند و همراه عبادت , درس عفت و پوشش مناسب مى دهد, تا الگوى رفتارى و كردارى يك زن مسلمان رامعرفى كند. مى شود گفت چون معمولاً نماز در اماكن عمومى و مساجد و مجامع بزرگوار مى شود, براى حفظعفت عمومى , حجاب كامل لازم است و در بقيّهء موارد از همين آيين نامهء كلى پيروى مى شود. هم چنين درموقعيت هاى خاص اگر انسان با لباس كامل حضور يابد, از نظر روحى آرامشى بيش تر و خاطرى آسوده تر دارد.ديگران كه : شخص نمازگزار با اين پوشش مشخص مى كند در حال نماز است و ديگران را از مزاحمت و حرف زدن باز مى دارد و لباس هم چون پرده اى است كه ميان او و ديگران حايل مى شود, حتى شوهر كه نزديك ترين فرد به همسر است , نمى تواند در آن حال رسمى ـ كه انجام نماز واجب است ـ به او امر و نهى كند يا حتى درخواست مشروع بنمايد و بايد صبر كند تا نماز تمام شود و نمى تواند بهانه كند فكر كرده است همسرش درحال دعا و مناجات معمولى بوده است .آن چه گفته شد, توجيهاتى است كه به ذهن مى آيد و دليل اصلى آن تعبّد و پذيرش خواست شارع مقدس اسلام است .
کد سوال : 52467
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا مردم براى گرفتن حاجات خود مستقيماً نزد خدا نمى روند و ائمهء اطهار و امام زاده ها راوسيله و شفيع قرار مى دهند؟
پاسخ : خداوند در قرآن كريم مى فرمايد: مى خواند, پاسخ مى گويم >.بنابراين , همان طور كه نوشته ايد, شايد چنين به نظر آيد كه براى خواستن حاجت از خدا نيازى به واسطه نيست و ما به راحتى و در هر زمان مى توانيم خدا را بخوانيم و خداوند به ما جواب خواهد داد; پس چرا ما درمواقع زيادى به زيارت مرقد امامان و امام زادگان مى رويم و از آن ها حاجت مى طلبيم و آن ها را واسطهء درگاه خدا مى كنيم ؟شواهدى از قرآن و روايات مى آوريم كه به اين مسئله اشاره دارد و واسطهء قرار دادن افراد صالح و اعمال نيك را تجويز و تشويق مى كند.خداوند مى فرمايد: براى تقرب به خدا انتخاب نماييد>.موضوع مهمى كه در اين آيه بايد بحث شود, دستورى است كه دربارهء انتخاب در اين آيه به افراد باايمان داده شده است . در اصل به معناى تقرب جستن و يا چيزى كه باعث تقرب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى شود, مى باشد.بنابراين , وسيله در آيهء فوق معناى بسيار وسيعى دارد و هر كار و چيزى را كه باعث نزديك شدن به پيشگاه مقدس پروردگار شود, شامل مى گردد كه مهم ترين آن ايمان به خدا و پيامبر اكرم 6و جهاد و عبادات هم چون نماز و زكات و روزه و زيارت خانهء خدا و هم چنين صلهء رحم و انفاق در راه خدا و هر كار نيك و خيرمى باشد و نيز شفاعت پيامبران و امامان و بندگان صالح خدا ـ كه طبق صريح قرآن باعث تقرب به پروردگارمى گردد ـ در مفهوم وسيع توسل است و هم چنين پيروى از پيامبر و امام و گام نهادن در جاى آن ها ; زيرا همه ءاين ها موجب نزديكى به ساحت قدس پروردگار مى باشد, حتى سوگند دادن خدا به مقام پيامبران و امامان وصالحان كه نشانهء علاقه به آن ها و اهميت دادن به مقام و مكتب آنان مى باشد, جزء اين مفهوم وسيع است . پس به معنى هر چيز است كه باعث تقرّب مى گردد. از آيات ديگر قرآن نيز به خوبى استفاده مى شودوسيله قرار دادن مقام انسان صالحى در پيشگاه خدا وطلب چيزى از خداوند به واسطهء او, ممنوع نيست و منافات با توحيد ندارد. در آيهء 64سورهء نساء آمده است :.و نيز در آيهء 97سورهء يوسف مى خوانيم : برادران يوسف از پدر تقاضا كردند در پيشگاه خداوند براى آن هااستغفار كند و يعقوب نيز اين تقاضا را پذيرفت .در آيهء 114سورهء توبه نيز موضوع استغفار ابراهيم در مورد پدرش آمده است كه تأثير دعاى پيامبران رادربارهء ديگران تأييد مى كند. از روايات متعددى كه از طرق شيعه و سنى در دست داريم , نيز به خوبى استفاده مى شود توسل به اين معناهيچ گونه اشكالى ندارد, بلكه كار خوبى محسوب مى شود. روايات اهل تسنن مى گويد: حضرت آدم قبل ازخلقت پيامبر اسلام 6روى اطلاعى كه از آفرينش آن حضرت داشت و به مقام و موقعيت او نزد خداوندمتعال آگاهى يافت مى گويد: خداوندا! به حق محمد6از تو تقاضا مى كنم مرا ببخشى ! و در روايت ديگرى دارد:مرد نابينايى تقاضاى دعا از پيامبر براى شفاى بيماريش كرد و پيغمبر به او دستور داد بگويد: خداوندا! من از تو به واسطهء پيامبر رحمتت تقاضا مى كنم و به تو روى مى آورم ... خداوندا! او را شفيع من ساز.اما در منابع شيعه موضوع به قدرى روشن است كه نياز به نقل حديث ندارد.موضوع مهم قابل توجه اين است كه : منظور از توسل اين نيست كه كسى حاجت را از شخص پيامبر ياامامان مستقلاً بخواهد و اگر كسى چنين كند, از فرهنگ اسلام به دور است ; منظور اين است كه به مقام معصوم در پيشگاه خدا متوسل شود و اين در حقيقت توجه به خدا است ; زيرا احترام پيامبر نيز به سبب اين است كه فرستادهء او بوده و در راه او گام برداشته است .(1)پس بايد توجه داشت رفتن به حرم امامان و امام زادگان از اين جهت كه انسان خود را كنارشخص بزرگى قرار مى دهد كه از نظر معنوى انسان صالح و شايسته و حتى معصوم از گناه است و به خاطر اجر و قربى كه نزدخداوند دارد, سعى مى كند درخواست خود را به واسطهء اين موقعيت مناسب از خداوند بخواهد, اين چيزى نيست كه هيچ انسان با انصافى آن را مردود بشمارد; البته رفتارى كه برخى مسلمانان به ويژه شيعيان انجام مى دهند و مستقيماً و مستقلاًّ از امامان يا امام زادگان حاجت مى طلبند, قابل دفاع نيست و كار نادرستى است .(پـاورقى 1.اقتباس از تفسير نمونه , ج 4 ص 363ـ 370
کد سوال : 52468
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد نحوهء تربيت فرزند, از جهات مختلف توضيح بفرماييد.
پاسخ : .(1)علت حرمت مواد مخدّر و اعتياد به دخانيات , ضرر و زيان فردى واجتماعى است . قاعدهء كلى اين است كه هر چه براى انسان و جامعه زيان قابل اعتنا و مهم , داشته باشد, حرام است .امروزه از نظر علم پزشكى ثابت شده است دخانيات زيان هاى فراوانى داردو اكثر افرادى كه به آن معتاد مى شود, دچار بيمارى هاى شكنده مى شوند. زيان استعمال مواد مخدّر چيزى است كه با چشم و به اذعان همگان مشاهده مى شود.افراد معتاد همهء احساسات پاك و غيرت دينى و مردانگى را از دست مى دهند و به انسانى بى حميّت و بى اراده و ناتوان تبديل مى شوند كه در نهايت براى تأمين مواد مخدّر به سرقت و انواع گناهان آلوده مى شوند.(پـاورقى 1.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 ص 250
کد سوال : 52469
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر كسى نسبت به نظام و مقام روحانيت , توهين و بى احترامى كند, وظيفهء ما چيست ؟ آيا ما بايد جلوى اين كار را بگيريم ؟
پاسخ : همهء ما وظيفه داريم از نظام جمهورى اسلامى ايران كه ثمرهء خون هزاران شهيد و اسير و آزاده و جانباز است , دفاع كنيم . همه وظيفه داريم ازساحت مقدس روحانيت كه در رأس آن فردى مانند امام خمينى (ره ) و مقام معظم رهبرى است , دفاع كنيم , اما فراموش نكنيم دفاع و نهى از منكر امرى بسيار ظريف و حساس است . قرآن مى فرمايد: به بهترين وجه و شيوه , با بدى ها برخورد كن , تا آن كه با تو دشمن است , دوست صميمى گردد>.شيوهء زندگى و برخورد پيشوايان و رهبران دينى ما بهترين الگو براى مااست . على 7با جوانى روبه رو مى شود كه با همسرش سوء رفتار دارد.حضرت شمشيرمى كشد و با خشونت تمام او را تهديد مى كند, و در وقتى ديگريكى از شنوندگان به او جسارت مى كند و به او فحش مى دهد و وقتى اصحاب مى خواهند او را تنبيه كنند, مانع مى شود و مى گويد: يك فحش داده است ;مى شود يك فحش به او داد و مى شود او را بخشيد!(1)افرادى هستند كه بر اثر گناه و نداشتن تقوا و تربيت دينى , بانظام اسلامى وروحانيت مخالفند و ما بايد در صورت داشتن قدرت و شرايط نهى از منكر ـ كه يكى از آن ها علم به تأثير مثبت است ـ با آنان برخورد داشته باشيم ; افرادى هستند كه هيچ گونه خصومتى با اسلام و روحانيت ندارند, ولى تحت تأثيرتبليغات و شايعات واقع مى شوند, كه ما بايد با زبان خوش و رفتار خوب آنان راراهنمايى كنيم و از بدبينى ها نجاتشان دهيم .معيار, نتيجهء مثبت است . هر كارى بايد با انديشه و عقل و تدبير سنجيده شود و سپس عملى گردد. .(پـاورقى 1.مجلسى , بحارالانوار, ج 33 ص 435 حديث 463
کد سوال : 52470
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر به انسان تهمتى بزنند كه به واسطهء آن , زندگى انسان 180درجه تغيير كند, چگونه مى توان آن را جبران كرد؟ اصولاً تكليف چيست وچه بايد كرد؟
پاسخ : اگر به انسان تهمتى بزنند, شخصيت انسان لطمه مى بيند و آبروى انسان از بين مى رود و آسيب فراوانى به او مى رسد كه گاه جبران كلّى آن ميسّرنيست , ولى انسان وظيفه دارد تسليم حوادث شكننده نشود و خود را به چاه يأس و نااميدى نيندازد و به هر مقدار مى تواند گذشته را جبران كند و به آغوش پر مهر و محبت رحمت الهى پناه ببرد و از درگاه قادر متعال كمك بجويد و به عنوان يك مضطرّ و بيچاره پناه جو, از تواناى مطلق يارى بخواهد و در بر طرف كردن بدى ها, از او استمداد جويد, زيرا آن چه را كه بشر به آن دسترسى ندارد,بايد از منبع قدرت درخواست كند و خداوند قادر است دوباره به انسان آبروببخشد و دست ناتوان او را بگيرد و به جامعه باز گرداند.البته صبر و تحمل مى خواهد و كارها بايد با وسيله و اسباب پيش رود, زيرابناى خدا بر اين است كه هر كارى را از روى اسباب عادى و طبيعى به جريان اندازد.() براى تحمل ناگوارى ها بايد انسان بداند حتى پيامبران الهى گاهى مورد(پـاورقى 3.بحارالانوار, ج 1 ص 90تهمت واقع مى شدند, ولى در راه خدا و براى رضاى او صبر مى كردند و بدى هارا خوبى ها جبران مى نمودند و گذشت زمان به نفع آنان مى گشت . اگر انسان تحمل سختى هاى موجود را نداشته باشد, مى تواند اقداماتى از قبيل عوض كردن محل زندگى و شهر خود انجام دهد تا در ديدرس مردم نباشد و از زخم زبان و از نگاه ها در امان بماند و كم كم قضيه فراموش شود و ميان خود و خداى خود را اصلاح كند. .(1)(پـاورقى 1.همان , ج 71 ص 181 حديث 36
کد سوال : 52471
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا خدمت به ميهن و هم وطنان فقط با شركت در يكى ازارگان ها مانند بسيج و سپاه و نيروهاى انتظامى ميسر است ؟ اگر موقعيت براى شركت در يكى از اين مراكز نباشد, چگونه مى شود خدمت كرد؟
پاسخ : براى خدمت به ميهن و هم وطنان لازم نيست انسان حتماً عضويكى از ارگان ها نظامى و انتظامى باشد, گرچه در زمان خاص و براى دفاع ازميهن اسلامى , بايد همه بسيج شوند و خطر دشمن را دفع كنند, ولى در زمان صلح و برقرارى امنيّت داخلى , انسان مى تواند به هر كارى كه براى جامعه مفيداست و مردم به آن نياز داشته باشند, اقدام كند. پيامبر اكرم 6مى فرمايد:.(1)بايد ديد چه كارى براى مردم سود آورتر و نافع تر است ; البته خداوند هيچ كس را بيش از طاقت و توانش تكليف نمى كند(2) و هر كس به اندازهء توان و دانش و علاقه اش بايد تلاش و كار كند, بايد اول , مال و روزى حلال براى زن و بچه اش تهيه كند و بعد به ديگران و جامعه سود برساند. در روايت است : .(3)(پـاورقى 1.محمد باقر مجلسى , بحارالانوار, ج 77 ص 152 حديث 110(پـاورقى 2.بقره (2 آيهء 286(پـاورقى 3.بحارالانوار, ج 96 ص 324 حديث 13
کد سوال : 52472
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اسلام در چه مواردى زدن و كتك را ـ چه در موارد شخصى وچه در موارد اجتماعى ـ مجاز مى داند؟
پاسخ : در اسلام ظلم و تجاوز و اذيت و آزار ديگران حرام است و كتك زدن از موارد بارز و آشكار آزار است كه بايد ترك شود; فقط در مواردى به خاطرمصالح مهم ترى ممكن است تنبيه و تأديب تجويز شود, از جمله : در موقع دفاع ,كه مسائل آن را در جواب سؤال هفتم بيان كرديم ; مورد ديگر در هنگام نهى ازمنكر است كه اگر با نصيحت و تهديد و ديگر مراحل , انسان نتوانست شخصى را از گناه باز دارد, مى تواند اقدام به زدن كند; به شرط اين كه بداند و يقين داشته باشد با زدن , گناه را ترك مى كند. اگر زدن مؤثر شد, بايد فقط به مقدار لازم باشدو از حدّ تجاوز نكند و منجر به جرح و قتل و سرخى و كبودى پوست نگردد; هم چنين ترس نداشته باشد اگر اقدام به زدن كرد, جان و مال و آبرويش يا مسلمان ديگرى در معرض خطر واقع شود و از او انتقام بگيرند.(1)مورد ديگر, تنبيه دانش آموز يا شاگرد است كه با اذن ولىّ و سرپرست شرعى او, استاد مى تواند به عنوان نهى از منكر و جلوگيرى از فساد, به نحوى كه ديه واجب نشود و به مقدار ضرورت , او را تنبيه كند, ولى اگر تنبيه بدنى درمدارس بر خلاف مقررات جمهورى اسلامى ايران باشد, مطلقاً جايز نيست .(2)مورد ديگر جواز, زدن زنانى است كه ناسازگارى مى كنند; قرآن مى فرمايد:;(3)ناشزه , زنانى هستند كه از وظايف خود سرپيچى مى كنند و نشانه هاى ناسازگارى در آن ها ديده مى شود. زنانى را كه از طغيان و سركشى آن ها مى تريد, موعظه كنيد و پند و اندرز دهيد; در صورتى كه اندرزهاى شما سودى ندارد, در بستر, ازآن ها دورى كنيد و با بى اعتنايى و به اصطلاح قهر كردن , عدم رضايت خود را ازرفتار آن ها آشكار سازيد; شايد همين واكنش خفيف در روح آنان مؤثر گردد. درصورتى كه سركشى و پشت پا زدن به وظايف و مسئوليت ها از حد بگذرد و هم چنان در راه قانون شكنى با لجاجت و سرسختى گام بردارند و نه اندرزها تأثيركند و نه جدا شدن در بستر و كم اعتنايى نفعى ببخشد و راهى جز شدت عمل باقى نماند, براى وادار كردن آن ها بر انجام تعهدهاى زناشويى , چاره اى جزاندكى خشونت , كه يقين به اثر آن باشد و منجر به كبودى و سياهى و جرح نشودو آثار سوئى نداشته باشد, باقى نمى ماند. اين زدن تنها براى اظهار انزجار و تنفرشوهر و به عنوان آخرين علاج و چاره كردن لجاجت و سرپيچى زن از اداى وظيفه قانونى اش طبق قرادادى كه خود او امضا كرده است , مى باشد, اما بايدتوجه داشت كه زدن آن گونه نيست كه جسم زن را بيازارد, بلكه روح او رامى آزارد. دليل اين تفسير آن است كه اگر شوهر در اثر زدن , خراشى به بدن زن وارد كند كه خون نيايد, بايد قيمت يك شتر را به زن به عنوان ديه بپردازد و اگرخونى شود, قيمت دو شتر بايد پرداخت شود و اگر رخسار زن سياه شود, بايدقيمت شش مثقال شرعى طلا معادل چهار و نيم مثقال امروزى , به زن بپردازد واگر صورتش كبود شود, قيمت سه مثقال شرعى بايد پرداخت شود و اگر تنهاسرخ شود, قيمت يك مثقال و نيم شرعى را بايد بپردازد و حتى قبل از گرفتن ديه , زن حق قصاص كردن را دارد.(4)(پـاورقى 1.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 ص 240(پـاورقى 2.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 2 ص 476(پـاورقى 3.نساء (4 آيهء 34(پـاورقى 4.سيد جواد مصطفوى , بهشت خانواده , ج 1 ص 108 با تلخيص .
کد سوال : 52473
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دفاع از خود, خانواده , همسايه و وطن در چه مواردى لازم وضرورى است ؟ توضيح دهيد.
پاسخ : ت مالى يا جانى به او وارد كرد,ولى بعد معلوم شد طرف چنين قصدى نداشته و انسان اشتباه كرده است , انسان گناه ندارد, ولى ضامن خسارت طرف است . نيز اگر حيوان درنده و خطرناكى به انسان حمله كند, انسان حق دارد به هر وسيلهء ممكن از خود دفاع كند و درصورت رعايت مراتب دفاع و عدم تجاوز, اگر به حيوان خسارت وارد شد,ضامن نيست >.(1)اگر دشمن , كشور اسلامى را محاصره كرد و اسلام و مسلمانان در خطربودند, بر مسلمانان واجب است به هر وسيلهء ممكن با جان و مال از كشور دفاع كنند و نيازى به حضور امام معصوم يا نايب و اجازهء او نيست >.(2)(پـاورقى 1ً.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 2 ص 479ـ 481 با تلخيص .(پـاورقى 2.اقتباس از تحريرالوسيله , امام خمينى , ج 1 ص 485