کد سوال : 52404
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خداوند چگونه ما را در بدن مادرمان قرار داد؟
پاسخ : خداوند متعال مرد و زن را طورى خلق كرد كه توان تكثير نسل را دارد. قرآن مى فرمايد: () و درجاى ديگر مى فرمايد: .(1) باز فرمود: شما را در شكم هاى مادرانتان ...آفريد>.(2)(پـاورقى 1.يس (36 آيه 77(پـاورقى 2.زمر (39 آيه 6
کد سوال : 52405
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : انسان قبل از تولد كجابود؟
پاسخ : بعضى مى گويند آدمى زاد قبل از آمدن به دنيا در عالم بود و استدلال آن ها به اين آيهء شريفه است : خويش گواه گرفت كه مگر من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند: چرا, اين را گواهى مى دهيم .(اين گواه بدين منظور بود) تا روز قيامت نگوييد: ما از اين امر (خداشناسى ) ناآگاه بوديم >, چنان كه اهل تفسير گفته اند مراد ازاين آيه اين است كه خداوند بشر را به نهاد و فطرت خداشناسى آفريد و تشخيص اين كه آفريدگارى او را ايجادنموده , در نهادش قرار داده ; پس اين آيه ربطى به عالَم ذرّ ندارد.(1)جواب سؤال اين است كه : انسان قبل از وجود, معدوم بود و بعد به ارادهء خدا پا به عالم هستى نهاد. درروايات آمده است روح انسان قبل از حلول به بدن و آمدن به دنيا, چندهزار سال , در عالم ارواح بود.(2) (پـاورقى 1.سيد مصطفى حسينى دشتى , معارف و معاريف , ج 5 ص 529(پـاورقى 2.علامه مجلسى , بحارالانوار, ج 5 ص 250
کد سوال : 52406
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خداوند چگونه با پيامبران صحبت مى كرد؟
پاسخ : صحبت خدا با پيامبران , به صورت وحى بود و مستقيماً با كسى سخن نمى گفت . وحى اقسام مختلفى دارد و به صورت هاى مختلفى بروز مى كرد. آيه مى گويد: وحى يا از پشت پرده و يا رسول را بفرستد و به فرمان او آن چه بخواهد وحى كند>.مرحوم طَبْرسى در ذيل اين آيه فرمود: مانند داوود كه خدا بر قلبش وحى فرستاد و او زبور را نوشت , يا ازپشت حجاب , مانند موسى و يا توسط پيام آورى مانند جبرئيل كه بر پيامبر6فرستاده شد.به اين ترتيب گاه اين ارتباط از طريق القا در قلب و گاه از طريق امواج صوتى است كه پيامبر مى شنود و گاه به واسطهء نزول فرشته است . وحى به معناى اشارهء سريع است كه گاه با سخنان مرموز و گاه با صدا يا با نوشتن صورت مى گيرد. شكل ديگرى از وحى به صورت است كه تفاوتى با بيدارى ندارد; از آن جمله است خوابى كه حضرت ابراهيم دربارهء ذبح فرزندش ديد. نوع ديگرى از ارتباط انبيا با خداوند متعال , ايجاد صوت و سخن دركوه يا در درخت است , مانند خطاب خداى متعال به حضرت موسى : .(1) بر آگاهى بيش تر به ج 7 ص 317 نوشته آيت الله مكارم شيرازى مراجعه كنيد.(پـاورقى 1.قصص (28 آيهء 30
کد سوال : 52407
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه خداوند انسان را از خاك آفريد؟
پاسخ : انسان از خاك يا گِل خشك شده يا بد بو و كهنه خلق شد.در روايات آمده است : روح انسان قبل از جمس او خلق شد. از امام باقر7نقل شده است : روح آدم مى خواست داخل بدن او شود, كراهت داشت , لذا هنگامى كه مى خواهد روح از بدن خارج شود, با كراهت خارج مى شود.(1)دانستن اين نكته ضرورى است كه جسم انسان از خاك است , اما حقيقت او فقط جسم نيست , بلكه روح انسانى كه در جسم وى است , حقيقت انسان است .دربارهء حقيقت روحِ آدمى كه خدا در جسم وى دميده است (ونفخت فيه من روحى )(2) كسى مطلع نيست , گرچه برخى از علما روح را به يا به تعريف كرده اند, ولى در عين حال حقيقت را كسى نمى داند:(و كسى از كن مطلع نيست )>.(3)جسم انسان در حقيقت مركبى براى روح انسانى است و كمالات و نقص ها مربوط به روح و جانى است كه در بدن هست .(پـاورقى 1.محمد باقر مجلسى , بحارالانوار, ج 58 ص 30(پـاورقى 2.ص (38 آيه 72(پـاورقى 3.بحارالانوار, ج 58 ص 2 با تلخيص .
کد سوال : 52408
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خدا انسان را آفريد, در صورتى كه احتياجى به او نداشت ؟
پاسخ : خلقت انسان به اقتضاى جود و رحمانيت خداوند متعال است . چون خداوند فياض على الاطلاق و رحمان و رحيم و جواد است , اقتضا مى كند مخلوقات را بيافريند. در قرآن آمده ا ست : (1)عبادت و پرستش , موجب كمال انسان است و باعث كسب فضائل و موجب تقرب به سوى خدا ـ كه جامع جميع ارزش ها است ـ مى باشد. خلقت انسان براى رسيدن به كمالات و ارزش هايى است كه به نفع خود اواست , و اين معناى جود خدا است .]من نكردم خلق تا سودى كنم بلكه تا بر بندگان جودى كنم(پـاورقى 1.ذاريات (51 آيه 56
کد سوال : 52409
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خداوند چگونه از ازل بوده است ؟
پاسخ : ازلى بودن به معناى اين است كه خداوند متعال از هر چه كه از حيث زمان تصور كنيم , بوده ونمى شود فرض كرد زمانى نبوده و بعد هستى پيداكرده است . دليل ازلى بودن خدا عقل است .عقل مى گويد: اگر خدا ازلى نباشد, بايد حادث و معلول باشد و هر چه حادث و معلول است , محتاج محدث و علتى است , و اين عيب و نقص بر خدا محسوب مى شود, ولى خدا محتاج نيست و غنّى بالذات وصمد و بى نياز است . بنابراين , عقل مى فهماند خدا نبوده , بلكه از اوّل بوده است : (1)تمام كسانى كه به وجود خدا معتقدند, او را و مى دانند و اين دو وصف از هم جدا نيست ;زيرا يك وجود ازلى نمى تواند عمر و زمان محدودى داشته باشد و گرنه ازلى نخواهد بود و هنگامى كه وجود اونامحدود باشد, ابدى خواهد بود. تمام دلائلى كه براى اثبات وجود خدا آورده مى شود, صريحاً يا به اشاره واجب الوجود بودن خدا را اثبات مى كند و روشن است واجب الوجود, يعنى كسى كه هستى اش از ذات خوداو و ازلى و ابدى است .اين ممكنات هستند كه روزگارى نبودند و بعد حادث شدند و پس از مدتى مى ميرند و نابود مى شوند.واجب الوجود هرگز چنين نيست .(2)(پـاورقى 1.حديد (57 آيهء 3(پـاورقى 2.ناصر مكارم , پيام قرآن , ج 4 ص 187
کد سوال : 52410
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در تاريخ اسلام از امّ كلثوم يادى نشده است ؟
پاسخ : در تاريخ از ام كلثوم ياد شده است . مرحوم مفيد در اولاد فرزندان على 7را 26نفر ذكركرده است , از جمله : حسن 7و حسين 7و زينب كبرى و زينب صغرى ـ كه كنيهء او امّ كلثوم بودـ و مادر اين چهار فرزند حضرت فاطمهء زهرا3دخت رسول گرامى اسلام 6بود.(1)در واقعهء عاشورا ام كلثوم حضور داشت و در تاريخ آمده است : وقتى اسب امام حسين به خيمه ها آمد, ام ّكلثوم فرياد زد: اى واى يا رسول الله , اى واى پدرم , اى جعفر, اى حمزه ! اين حسين است كه در بيابان افتاده است .(2)خطبهء امّ كلثوم در كوفه معروف است .(3)(پـاورقى 1.شيخ مفيد, الارشاد, ج 1 ص 355(پـاورقى 2.عبدالرزاق مقرم , مقتل الحسين , ص 395(پـاورقى 3.همان , ص 410
کد سوال : 52411
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه با ديگران رفتار خوب داشته باشيم ؟
پاسخ : براى اين امر راه كارهاى زيادى وجود دارد, توجه شما را به پاره اى از آن جلب مى كنيم :1 هر طور ميل داريد ديگران با شما رفتار كنند, شما هم با آن ها همان گونه رفتار كنيد; حتماً از آرزوهاى قلبى شما اين است كه پدر و مادر, برادران و خواهران بزرگترها و كوچك تر و دوستان با شما مهربان باشند, شمارا احترام كنند, با القاب زشت و ناپسند شما را ياد نكنند, آبرو و حيثيت شما را پيش ديگران حفظ كنند, اگرخطايى مرتكب شويد و عذر خواهى كنيد عذرتان را بپذيرند, اصلاً تمايل نداريد به شما توهين كنند, بى حرمتى نمايند, اسرارتان را فاش كنند و و... شما هم با ديگران چنين رفتار كنيد; 2 ادب را بايد از بى ادبان ياد گرفت ; دو نفر را در نظر بگيريد يكى به پدر و مادر و بزرگ ترها, احترام مى كندو با كوچك ترها خوش رفتارى و مهربانى مى كند. ديگرى بى ادب است و هيچ گونه حرمتى براى ديگران قايل نيست . سپس جايگاه و پايگاه اين دو نفر را در ميان مردم مورد ارزيابى قرار بدهيد, يقيناً متوجه خواهيد شد كه اولى در همه جا, همه وقت و پيش همه كس عزيز و محترم است , اما دومى پايگاهى در ميان مردم ندارد همه باچشم حقارت و بى حرمتى به او نگاه مى كنند شما از اين مقايسه پند بگيريد و با مردم رفتار خوش و مؤدبانه داشته باشيد.3 طبقه خواسته اسلام عمل كنيد; انشاءالله مسلمان هستيد و مى خواهيد مطابق دستور اسلام رفتار كنيد;بنابراين بايد متوجه باشيد اسلام عزيز در مورد رفتار با ديگران چه دستوراتى صادر كرده آن را مد نظر قرار داده پياده كنيد. براى مثال قرآن مى فرمايد: .(2) و نيز فرموده : .(2)رسول خدا6فرموده : و امام على 7فرمود: راست گويى را پيشهء خود سازيد; عاقبة الصدق النجاة>.(3)هم چنين در روايت آمده است ; از دست و زبانش در امان باشند>.و يا امام على 7مى فرمايد: (4)و نيز فرمود: .(5)وقتى يك مسلمان به اين دستورات قرآن و بزرگان دين اطلاع پيدا كند. براى اين كه مسلمان باشد چاره اى ندارد جز اين كه رفتار خوب داشته باشد. (پـاورقى 1.نور (24 آيهء 30(پـاورقى 2.انفال (8 آيهء 27(پـاورقى 3.همان , ج 75 ص 11 حديث 68(پـاورقى 4.غررالحكم , ج 3 ص 344(چاپ دانشگاه ).(پـاورقى 5.همان , ج 6 ص 56
کد سوال : 52412
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه بايد كرد تا علاقه و اشتياق نسبت به نماز زياد شده و در اقامهء آن كوتاهى نشود؟
پاسخ : اولاً: بايد بدانيم , فلسفهء خلقت انسان اين است كه به كمال برسد, كمال نهايى او قرب الى الله است , براى رسيدن به قرب الهى وسيله لازم است و بهترين وسيله نماز است . حضرت على 7فرمود: (1)ثانياً: سپاس گزارى از ولىّ نعمت و كسى كه به انسان احسان كرده و نعمت داده است امرى شايسته و لازم است و اين امر آن قدر لازم است كه مى بينيم حتى حيوانات هم در برابر نعمت دهندگان و صاحبان خود خاضع و خاشع اند و با حركاتى از آن ها تشكر و سپاس گزارى مى كنند. يكى از بهترين راه هاى سپاس گزارى از منعم نمازاست .ثالثاً: توجه به فلسفه وجوب نماز, رغبت انسان را نسبت به اقامه آن بيش تر مى سازد. در روايات و آيات به فلسفهء آن اشاره شده است كه برخى عبارت است از :1 ياد خدا; قرآن مجيد مى فرمايد: (2)روشن است كه ياد خدا موجب آرامش روان و تسكين قلب مى شود. الاّ بذكراللّه تطمئن القلوب ;(3) آگاه باشيددل با ياد خدا آرام مى شود.2 كفاره گناهان ; نماز سبب مى شود كه گناهان قبلى از بين برود. رسول خدا6مى فرمايد: اگر كنار خانه كسى نهر آبى باشد و هر روز پنج مرتبه در آن بدن خود را شست و شو كند چركى در بدنش نمى ماند. هم چنين نماز خواندن هم سبب مى شود گناهان از بين برود.(4) به تعبير ديگر آب , چرك و كثافت ظاهرى را از بين مى برد ونماز, آلودگى هاى روحى و باطنى را.3 بازدارنده از گناه ; نماز سبب مى شود كه انسان از گناه و معصيت و فحشا و منكرات دورى كند و دامنش راآلوده نسازد.قرآن كريم مى فرمايد: ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر; نماز انسان را از فحشا و منكرات باز مى دارد.(5)4 تقويت اراده ; اقامهء نماز در اوقات معيّن و با شرايط و كيفيت خاص روح انضباط و تسلّط بر نفس را درانسان تقويت كرده و او را متوجه اين امر مى كند كه در بعضى موارد نبايد هر حرفى را زد, هر كارى را انجام داد وهر نوع لباسى را پوشيد.5 معيار قبولى اعمال ديگر; يعنى قبولى همه اعمال انسان در گرو قبولى نماز است , براى مثال اگر انسان دانشگاه و مدرسه بسازد, مدرسه , مسجد بنا نهد, حج برود, امر به معروف و نهى از منكر كند و كارهاى ديگرخيرى انجام دهد تا نمازش مورد پذيرش الهى قرار نگيرد هيچ كدام قبول نخواهد بود.امام صادق 7فرمود: فرداى قيامت اولين چيزى كه از انسان مى پرسند و از او محاسبه مى كنند نماز است , پس اگرقبول شود بقيه اعمال او نيز قبول خواهد بود و اگر رد شود ديگر اعمالش نيز رد خواهد شد.(6)6 برطرف كننده كبر; حضرت على 7مى فرمايد: خداوند ايمان را براى پاكى از شرك و نماز را براى منزّه بودن از كبر و غرور واجب كرده است .(7)وقتى انسان در نمازهاى واجب شبانه و روز سى و چهار مرتبه پيشانى روى خدا بگذارد و هفده مرتبه براى ركوع در پيشگاه عظمت خالق متعال خم شود از حالت غرور و تكبّر بيرون مى آيد و مى فهمد كه اگر باز موجود محتاج و ضعيفى است كه بايد در مقابل حضرت قادر متعال خاضع و خاشع باشد.7 تارك الصلوة و عذاب اليم ; فرداى قيامت بهشتيان از دوزخيان مى پرسند به چه جرم و گناهى به اين روزگرفتار شديد و به عذاب اليم و دردناك و طاقت فرسا مبتلا هستيد؟ در پاسخ به عواملى اشاره مى كنند كه اوّلش نماز نخواندن است .... يَتَساءَلوُن عن المُجرمين , ما سَلَكَكُمْ فى سَقَرٍ قالوا لم نَكُ من المُصَلّين .(8)(پـاورقى 1.محمد باقر مجلسى , بحار الانوار, ج 10 ص 99(پـاورقى 2.طه (20 آيه 14(پـاورقى 3.رعد (13 آيهء 28(پـاورقى 4.محمد باقر مجلسى , بحارالانوار, ج 79 ص 236 حديث 66(پـاورقى 5.عنكبوت (29 آيه 45(پـاورقى 6.بحارالانوار, ج 79 ص 236 حديث 64(پـاورقى 7.نهج البلاغه صبحى صالح , قصار شماره 252 ص 251(پـاورقى 8.مدثر (74 آيه 40ـ 43
کد سوال : 52413
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى تقويت درس ها چه بايد كرد؟
پاسخ : برادر عزيز و گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه كرده و سؤالات خود را با ما در ميان گذاشتيد سپاس گزاريم .براى تقويت درس ها رعايت امور زير لازم است :1 مشخص كردن هدف مطالعه ; قبل از مطالعه بايد مشخص شود براى چه هدفى مطالعه مى كنيد. براى فهميدن يك مطلب , لذت بردن از يك قصه , شركت در كنكور و آمادگى براى امتحان ؟2 اعتماد به نفس ; انسان بايد به خود اعتماد كند و اعتقاد داشته باشد كه از عهده هر كارى بر مى آيد و نبايدبه خود تلقين كند كه نمى توانم ; 3 برنامه ريزى ; قبل از مطالعه بايد برنامه ريزى كنيد كه مثلاً روزى چند ساعت , چه كتاب هايى , در كجا, وچه زمانى مطالعه كنيد و بعد تلاش كنيد كاملاً آن را پياده كنيد;4 خون سردى ; هنگام مطالعه سعى كند اضطراب و دلهره نداشته باشد;5 علاقه به مطالعه ; اگر مطالب كتاب با علاقه براى فهميدن و يا يك هدف ديگر خوانده شود در يادگيرى خيلى مؤثر خواهد بود;6 تمركز حواس ; سعى كنيد هنگام مطالعه به ياد چيزهاى ديگر نباشيد و حواس خود را تنها متمركزيادگيرى كنيد;7 طبقه بندى مطالب ; ابتدا تلاش كنيد مطالبى را كه به نحوى با هم ارتباط دارد در يك جا طبقه بندى شده و جمع آورى كنيد;8 فهم مطالب ; تا جايى كه ممكن است سعى كنيد مطالب را بفهميد و از حفظ كردن اجتناب نماييد;9 فعال بودن وقت مطالعه ; يعنى يادداشت بردارى , حاشيه نويسى , خلاصه كردن مطالب , دسته بندى كردن , خط كشيدن زير مطالب مهمّ و... از راه كارهاى خوب تقويت درس مى باشد;10 فشار نياوردن به حافظه ; سعى كنيد بين 30تا 40دقيقه مطالعه , پنج دقيقه اى استراحت كنيد; 11 مرور اجمالى ; اگر پيش از مطالعه , مطالب كتاب به صورت تفصيلى و جزئى , كل مطالب به صورت اجمالى و كلّى مورد مطالعه قرار بگيرد نقش به سزايى در يادگيرى خواهد داشت ;12 استراحت مطلق ; پس از مطالعه يك مطلب علمى و مشكل , به خصوص قبل از ورود به جلسهء امتحان استراحت مطلق بسيار مفيد خواهد بود; 13 تكرار مطالب ; مطالب خوانده شده را چند بار در ذهن مرور كرده و تكرار كنيد; 14 ورزش ; براى تقويت روحيه و در نتيجه حفظ مطالب , ورزش و تحرك اثر فوق العاده اى دارد; 15 مكان و زمان مطالعه ; سعى كنيد تا جايى كه ممكن است در جاى مخصوصى , دور از سر و صداها,داشتن نور كافى و هم چنين قبل از خواب و صبح زود مطالعه كنيد;16 ايجاد پيوند بين مطالب ; تلاش كنيد بين مطالب آموخته شده و مطالبى كه مى خواهيد ياد بگيريد ارتباطبرقرار كنيد; 17 در نظر گرفتن وقت كافى ; مطالعه نبايد تند تند و با عجله انجام بگيرد ;18 از حفظ خواندن ; بعد از مطالعه , كتاب را به ديگرى بدهيد و مطالب را از حفظ براى او بخوانيد; 19 تقسيم بندى مطالب دشوار; مطالب مشكل كتاب را يك دفعه بخوانيد, بلكه آن را بين مطالب ساده تقسيم كنيد: 20 بين مطالعه , از غذا و اكسيژن كافى استفاده كند.(1)(پـاورقى 1له .اسماعيل بيابان گرد, مجله پيوند.