کد سوال : 52294
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسى كه مجرد است و شرايط ازدواج برايش فراهم نيست و غريزه جنسى به او فشار مى آوردوظيفه اش چيست ؟
پاسخ : وظيفه چنين شخصى اين است كه وسايل و اسباب ازدواج را فراهم كند و در صورتى كه توان ازدواج دائم را نداشت ازدواج موقت كند و با استمداد از خداوند توانا مى تواند بر غرايز شهوانى خود مسلطشود.البته جوان مى تواند نامزد بگيرد و عقد خصوصى بخواند پس از پنج سال عروسى كند و اگر چنين كار را هم نتوانست انجام دهد بايد اين امور را رعايت كند:1 خود را از محيطها و موقعيت هاى تحريك آميز دور نگه دارد و از خلوت گزينى اجتناب ورزد;3 از پوشيدن لباس هاى تنگ و چشبنده خوددارى ورزيده و از تماس و لمس نمودن اعضاى بدن خود ياديگران شديداً دورى گزيند;3 از نگاه به نامحرم و چشم چرانى خوددارى ورزد;4 تخيّلات و تفكرات خود را كنترل كند و بداند هر آن چه به ذهن و انديشه اش مى گذارد, خداوند به آن آگاه است و در اين زمينه مسئوليت دارد و بايد تنها به عقل و قوانين شرعى تأييد مى كنند بينديشد تا رستگار شودزيرا تخيّلات و تصوّر دربارهء مسايل جنسى و شهوت آلود منجر به تحريك هاى مداوم گرديده و نيروى حيات رااز بين برده و انسان را از مسائل حقيقى و واقعى زندگى باز مى دارد; 5 با توجه به اين كه دوران جوانى , دوران پر شور و حساس عمر به حساب مى آيد, شايسته است كه جوان با برنامه ريزى دقيق براى اوقات شبانه روزى به يارى كار و تلاش مداوم در زمينه هاى تحصيلى و علمى ومطالعاتى و كارهاى ذوقى و تفريحى حداقل زمان لازم را به خوابيدن اختصاص دهد و زمانى به بشر رود كه خواب بر او مستولى شده و زود به خواب رود; 6 با اشتغال به مطالعه كتب سودمند و مراجعه به كتابخانه ها در اوقات فراغت , زمينه موفقيت تحصيلى آينده خود را فراهم سازد;7 در تيم ها و گروه هاى ورزشى شركت فعال داشته باشد و نيز در فعاليت هاى تربيتى , فرهنگى و مذهبى شركت كنيد; زيرا اين اشتغالات در افزايش ايمان و توفيق در ترك معاصى به وى كمك مى كند.فعاليت هاى سالم و جهت دار سودمند, مقدار فراوانى از انرژى هاى جوان را به خود اختصاص مى دهد و ازتحريك هاى جنسى و شهوت انگيز جلوگيرى مى نمايد, چرا كه مبتلايان به اين عادت زشت , بيش تر ميل به گوشه گيرى دارند. شركت در فعاليت هاى تربيتى و اجتماعى و گروه هاى قرآن در مساجد و كتاب خانه ها وتماس با افراد مؤمن و پاك در تقويت روحيه و ايمان اين گونه جوانان بسيار مؤثر است ;8 رفت و آمد با دوستان خوب و مؤمن , نماز اول وقت , نماز با جماعت , پرهيز از دوستان و رفقاى بى بند وبار و منحرف ; 9 قبل از خوابيدن وضو بگيرد و سوره هاى قل اعوذ و آية الكرسى را بخواند;10 اگر مى تواند هفته اى يك يا دو روز را روزه بگيرد; 11 در برنامه غذايى خود دقت كند و از مداومت در مصرف بعضى از خوردنى هاى محرك و مقوّى وشهوت برانگيز خوددارى كند;12 تمايل ها و افكار خود را از توجه به خويشتن به سوى ازدواج و زندگى آينده معطوف سازد و بداند كه دير يا زود ازدواج مى كند و بايد آمادگى كامل داشته باشد; 13 همواره با ذكر و ياد خدا اُنس و الفت داشته باشد. خداوند در آيهء 28سوره رعد مى فرمايد: آگاه باشيدكه تنها با ياد خدا قلب ها آرامش مى يابد و هر كس از ياد خدا فاصله بگيرد زندگانى بر او سخت و دشوار خواهدشد.(1)(پـاورقى 1.اقتباس از آن چه يك جوان بايد بداند, ص 76ـ 79
کد سوال : 52295
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وابستگى روزنامه هاى داخلى به يكى از جناح هاى چپ و راست بر كسى پوشيده نيست , به همين دليل به جاى طرح مشكلات و نگرانى هاى مردم , به طرح مسائل جناهى مى پردازند كه ثمره اى جزرنجيدگى خاطر مردم ندارد. راه چاره چيست ؟ اين وضع تا كى بايد ادامه داشته باشد؟
پاسخ : به نظر ما منحصر كردن روزنامه هاى داخلى به روزنامه هاى وابسته به جناح چپ و راست صحيح نيست . علاوه بر روزنامه هاى جناحى , چند دستهء ديگر از نشريات وجود دارد:1 بى دردها و بى اعتناها: روزنامه هايى كه كارى به سمائل سياسى و حكومتى ندارند و تنها هدفشان جمع مال و آسايش زندگى است ;2 پايگاه هاى دشمن و استعمار: روزنامه هايى كه ميل ندارند ملت ايران بالندگى داشته باشد و در مجامع علمى و صنعتى و سياسى چهرهء درخشانى از نشان بدهد. اين نشريات كارشان ايجاد اختلاف و تشت و ناامنى و در نتيجه ايجاد اضطراب و دلهره براى مردم است ; 3 فرا جناح ها: روزنامه هايى كه تقريباً طرفدار واقعيات و حقايق هستند و كار و فّعاليت و گفته ها ونوشته هاى آن ها بر اساس اين ديدگاه است و از اعمال و رفتار و گفتار و نوشته هاى ناروا از هر كسى انجام بگيرد,نكوهش مى كنند. براى چاره انديشى و اصلاح روزنامه هاى وابسته و جناحى , بهترين , بلكه تنها راه همان است كه مقام معظم رهبرى در ابتداى سال 1379و رياست محترم جمهورى در سخنرانى هاى خود پيشنهاد دادند وآن عبارت بود از . اگر همهء جناح ها ضمن حفظ سلايق شخصى و خط و مشى هاى گروهى , در اصول مشترك وحدت نظرداشته و به جاى مچ گيرى هاى بى جا و خسته كننده , به فكر مردم باشند و راه حل هايى براى درمان درد مردم وحل مشكلات و ايجاد اشتغال براى جوانان و ديگر ناهنجارى ها پيشنهاد بدهند, بسيارى از اختلاف نظرها ازبين خواهد رفت و اضطراب و نگرانى مردم برطرف خواهد شد.
کد سوال : 52296
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بعضى مى گويند: حضرت ابراهيم در روز سيزده بدر كه مردم به بيرون شهر رفته بودند, بت هارا شكست و مى گويند: درست نيست در اين روز به بيرون شهر برويم ; آيا اين گفته درست است ؟
پاسخ : دليل معترى بر اين مطلب نيافتيم , ولى على بن ابراهيم روايت كرده است : روزى كه نمرود همه را به عيدگاه دعوت كرد, ابراهيم نخواست برود. پدرش او را موكّل بر بت خانه ها نمود. چون همهء مردمِ بت پرست به عيدگاه بيرون رفتند, ابراهيم طعامى برداشت و داخل بت خانه شد و نزديك هر بتى مى رفت ومى گفت : بخور و حرف بزن . چون جواب نمى دادند, با تيشه آن ها را خورد مى كرد, تا تمام بت ها را شكست وتيشه را بر بت بزرگ انداخت . نوروز بود كه مردم به عيدگاه رفتند و ابراهيم بت ها را شكست .(1)مراسم سيزده بدر از آيين هاى عاميانه است و منشأ آن اعتقاد به نحس بودن روز سيزده است . مردم به اين بهانه از خانه و شهر بيرون مى روند تا نحسى روز سيزدهم را بيرون كنند. ظاهراً سيزده بدر ربطى به جشن هاى نوروزى ندارد, چون جشن نوروز و مراسم مذهبى زرتشتيان بيش از شش روز نبوده است . در هر حال مراسم سيزده بدر ظاهراً مولود اعتقاد عامه به نحوست عدد سيزده بوده است و در اروپا مخصوصاً فرانسه نيز شايع است , امّا اختصاص اين نحوست به سيزده فروردين محتملاً از آن رو است كه مى خواسته اند در شروع سال ازنحوست موهوم سيزده دورى كنند.(2)روز سيزده را پاره اى نحس دانسته و عقيده دارند مردم براى از بين بردن نحوست اين روز به بيرون از خانه مى روند, گرچه روز سيزده به طورى كه ابوريحان بيرونى در مى نويسد و بعضى از محققان عقيده دارند در آيين ايرانيان از روزهاى خوب بوده و بدين مناسبت جشن بر پا مى داشته اند,(3) ولى ما مسلمانان عقيده داريم نحوست و سعودت منوط به اعمال ما است .هر روز كه انسان از خدا و معنويات دور و به گناه و معصيت مشغول باشد, نحس و بد است و هر روز كه باذكر و ياد خدا و انجام دستورهاى اخلاقى و انسانى همراه باشد, سعيد است .اميرالمؤمنين 7در نهج البلاغه مى فرمايد: .(4)اما بيرون رفتن از خانه و به تفريح و تفرج پرداختن در هر روزى از روزهاى سال كه همراه با معصيت و گناه نباشد, بسيار خوب و مناسب است . استراحت و تفريح جزء برنامه هاى مؤمن است .امام اميرالمؤمنين 7به فرزندش امام حسين 7وصيّت و سفارش مى كند: مؤمن اوقات خود را به سه بخش تقسيم مى كند: قسمتى براى مناجات با خدا و قسمتى براى محاسبهء نفس , و قسمتى براى لذّت هاى حلال .(5)تفريح و به دشت و كوه رفتن براى تفرّج از لذّت هاى حلال است , اما لزومى ندارد تفريج و تفرج در روزسيزده باشد, بلكه مى تواند در روزهاى ديگر انجام شود.(پـاورقى 1.عماد الدين حسين اصفهانى , تاريخ انبيا, ص 290 بحارالانوار, ج 56 ص 92(پـاورقى 2.دائرةالمعارف فارسى , ج 1 1404 با تصرف .(پـاورقى 3.اطلاعات عمومى , ص 500(پـاورقى 4.نهج البلاغه , قصار الحكم , شمارهء 428(پـاورقى 5.بحارالانوار, ج 67 ص 65
کد سوال : 52297
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر بخواهيم آيه اى از قرآن پيدا كنيم , چگونه مى توانيم اين كار را انجام دهيم ؟
پاسخ : مى توانيد از كتاب استفاده كنيد. به اين طريق كه يك كلمه از آن آيه را در ذهن داشته باشيد, مثلاً كلمهء را ; سپس به مراجعه كنيد و فعل را پيدا كنيد و سپس آياتى را كه واژهء در آن است , بگرديد تا به آيهء مورد نظر برسيد, مثلاًكلمهء رابايد از ماده پيدا كنيد.
کد سوال : 52298
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا شب هاى جمعه مردگان به منازل شان مى آيند؟
پاسخ : از امام صادق 7نقل شده است : .(1)باز فرمود: .(2)از امام موسى بن جعفر7سؤال كردند: آيا آنان با اهل خود ملاقات مى كنند؟ حضرت فرمود: بلى . پرسيده شد: چه مدت ديدار مى كنند؟ فرمود: در هر جمعه و در هر ماه و در هر سال يك بار به حسب منزلت ومكانت , مؤمن با اهل خود ديدار مى كند.(3)(پـاورقى 1.محمد حسين حسنى طهرانى , معادشناسى , ج 3 ص 221 با تلخيص .(پـاورقى 2.همان , ص 220(پـاورقى 3.همان , ص 221 با تصرف و تلخيص .
کد سوال : 52299
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا قسم دادن كار خوبى است ؟ گاهى خدا را به ائمهء اطهار: قسم مى دهيم ; آيا اين قسم هادرست است ؟ اصلاً چه حكمى دارد؟
پاسخ : قسم دادن خدا به حق ائمهء اطهار: قسم اصطلاحى نيست , بلكه نوعى توسل و خواندن خدابه حق آن بزرگواران است , و اشكالى و احكام قسم خوردن را ندارد. قسم خوردن اصطلاحى اين است كه مثلاً بگويد: واللّه , باللّه , تااللّه سيگار كشيدن را ترك مى كنم !اين نوع قسم خوردن لازم الاجرا است و اگر اجرا نكرد, بايد كفّاره بدهد. قسم خوردن براى امور دنيا كراهت دارد ـ اگر قسم راست باشد و اگر دروغ باشد, حرام است .(1)امام صادق 7فرمود: .(2)امام باقر7فرمود: .(3)امام صادق 7رمود: .(4)كفارهء خُلف قسم , يك بنده را آزاد كردن يا ده فقير را سيرنمودن يا پوشانيدن است و اگر نتوانست , سه روزروزه گرفتن .(5)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 مسئله 2675(پـاورقى 2.وسائل الشيعه , ج 16 ص 123(پـاورقى 3.همان , ص 122(پـاورقى 4.همان , ص 116(پـاورقى 5.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 554
کد سوال : 52300
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : لطفاً شرح كاملى از سيد حسن قوچانى معروف به آقا نجفى , نويسندهء كتاب سياحت غرب وسياحت شرق بنويسيد.
پاسخ : حجةالاسلام , حكيم الهى آقا سيد محمد حسن نجفى , معروف به آقا نجفى , فرزند سيد محمددر سال 1295هجرى قمرى مطابق با 1257هجرى شمسى , در قريهء خسرويه از توابع قوچان متولد شده و به مكتب رفت و در ده سالگى تمام كتاب هاى فارسى را كه مرسوم بود, در مكتب خواند. پدرش با اين كه اهل علم نبود, اصرار داشت وى به درس خواندن بپردازد و بالاخره او را در سيزده سالگى با اصرار فراوان به قوچان فرستاد. وى در مدت كوتاهى دروس حوزوى را فرا گرفت و پس از سه سال توقف در قوچان , براى ادامه ءتحصيل به مشهد رفت و در مدرسهء مشغول تحصيل شد و در آن جا با ماهى يك تومان امور زندگى ِخود را اداره مى كرد و ايام تابستان كه مدرسه تعطيل بود, به كار در مزارع مى پرداخت . پس از مدتى به اصفهان رفت و در آن جا نزد آخوند كاشى و شيخ عبدالكريم گزى و ميرزا جهانگيرخان و آقا نجفى اصفهانى درس خواندو با مشكلات و فقر فراوان دوران را سپرى كرد و در سال 1318پس از چهار سال اقامت در اصفهان , پياده راهى نجف و در سن 23سالگى وارد نجف شد و در درس آخوند خراسانى شركت كرد و نزد شريعت اصفهانى , فقه واصول و خارج را تلمّذ نمود و ملاصدراى شيرازى را نزد شيخ محمد باقر اصطهباناتى آموخت .وى در سى سالگى به اجتهاد رسيد. او در نجف با گرسنگى و فقر دست به گريبان بود. خود مى گويد: . در شب هيجده ماه مبارك رمضان سال 1325قمرى مقارن با پيدايش نهضت مشروطيت در ايران , با يك خانوادهء ايرانى مقيم كربلا ازدواج كرد و داراى فرزندانى شد; ابتدا دو دختر و بعد يك پسر وى از دنيا رفت . وى در نجف با مشقّت فراوان فقر و كمبود آب و غذا و وجود گرماى شديد روبه رو بود. پس از مدتى پدرش فوت كرد; از اين رو از نجف به سوى قوچات حركت نمود. او همراه همسر و دو دخترش عراق را ترك گفت و واردايران شد و بنا به تقاضاى مردم قوچان در آن جا رحل اقامت افكند. او 25سال را در قوچان به ارشاد مردم ورتق و فتق امور دينى و ادارهء حوزهء علوم دينى گذرانيد. آن مرحوم در دوران حيات خود عالِمى ربانى و وارسته وبا فضيلت بود و آزادگى و زهد و تقوا و بى اعتنايى او به ظواهر دنيا زبانزد عام و خاص بود. در جريان قحطى جنگ جهانى دوم همواره به فكر بينوايات و خانواده هاى تهى دست بود و در مواقع بيكارى در باغچهء مقابل منزل خود كار مى كرد و نزد مردم قوچان احترام بى سابقه اى داشت . اين عالم بزرگوار در شب جمعه 26ربيع الثانى سال 1363هجرى قمرى مطابق با نهم ارديبهشت 1322شمسى , در 68سالگى در قوچان وفات يافت .تشييع جنازهء وى با شكوه بود و در يكى از اتاق هاى منزل خود دفن شد.تأليفات ايشان عبارت است از: سياحت شرق , كه دربارهء سرگذشت زندگى آن مرحوم از ابتداى كودكى وگزارش تحصيلات او در شهرهاى قوچان و مشهد و اصفهان و نجف است , و خواننده را به نكات علمى ودستورهاى اجتماعى اسلام آشنا مى سازد و حوادث تاريخى مشروطيت و بازتاب نهضت مشروطيت را درعراق شرح داده است . 2 شرح ترجمهء رسالهء تفّاحيهء ارسطو به وسيلهء بابا افضل كاشانى .2 رسالهء عذر بدتر از گناه .4 شرح كفايةالاصول .5 شرح دعاى صباح .6 سياحت غرب , در كيفيت عالم برزخ .(1)(پـاورقى 1.سياحت غرب , مقدمه به قلم رمضان على شاكرى , با تلخيص .
کد سوال : 52301
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كسانى كه ديد برزخى دارند, رياضت كشيده اند؟
پاسخ : براى رسيدن به مقامات عالى معنوى احتياج به رياضت و معنويت است . اگر مؤمن ر راه لقاى خداوند متعال قدم به دائرهء محبّت نهاد و به آثار و لوازم محبّت و سرگردانى و بى خبر از هر چيز جز زيارت وديدار محبوب تن داد و با حضرت پروردگار رابطهء خاصى داشت خدا عاشق او مى شود. در حديثى قدسى آمده است : .(1)انسان اگر بخواهد ديد برزخى پيدا كند, بايد به مقام ولايت برسد و از اولياى خدا شود و شيطان به اودسترسى نداشته باشد و بر اراده و اختيار او غالب نگردد. كسى كه از انانيّت و خودخواهى گذشته و به خداخواهى رسيده و خود را تسليم خدا كرده است , به مرحلهء ولايت الهى مى رسد.در حديث قدسى آمده است : .(2)حضرت امام (ره ) در كتاب چهل حديث مى فرمايد: .(3) تقوا و حفاظت نفس از زشتى ها و گناهان بهترين زاد و توشه و موجب نزول رحمت الهى مى شود: .(4)(5)(پـاورقى 1.محمد حسين حسينى طهرانى , معادشناسى , ج 2 ص 49 به نقل از اسرار الصلوة, حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى .(پـاورقى 2.همان , ص 70 به نقل از كلمةاللّه , ص 68 با تلخيص .(پـاورقى 3.امام خمينى (ره ), چهل حديث , ص 45(پـاورقى 4.بقره (2 آى 197(پـاورقى 5.اعراف (7 آيهء 26
کد سوال : 52302
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيه ءهاى پانزده و شانزده سورهء هود بيانگر چيست ؟
پاسخ : اين دو آيه در مورد منكران پيامبر و اعتراض كنندگان مى باشد. در مورد آنان مى فرمايد: .اين آيات بيان سنّت هميشگى الهى است كه اعمال مثبت و مؤثر از ميان نمى رود; با اين تفاوت كه اگر هدف اصلى , رسيدن به زندگى مادى اين جهان باشد, ثمرهء آن جز انكار پيامبر و حق و حقيقت و كتاب آسمانى نخواهد بود, اما اگر هدف , خدا و جلب رضايت او باشد, هم در اين جهان تأثير خواهد داشت و هم در جهان آخرت . آنان كه به خاطر دنيا پرستى و علاقهء به آن نتوانند حق را بپذيرند و دنبال دنيا و زينت هاى آن باشند, دردنيا به اهداف خود مى رسند, ولى در آخرت جزاى آنان آتش است و تمامى كارهايى كه در دنيا انجام دادند,حبط مى شود و هيچ پاداشى در برابر كارهاى نيكويى كه در دنيا انجام دادند, نخواهند داشت چون كارهايشان به خاطر دنياطلبى و زينت خواهى دنيوى و مقابله با پيامبر و حق و حقيقت بود و هدفشان پاك و نيّتشان خالص نبود.پيامبر6فرمود: در آن هنگام خداوند به كسى كه او را به خاطر دنيا پرستش كرده , مى گويد: به عزّت و جلالم سوگند! بگوهدف از پرستش من چه بود؟ در پاسخ مى گويد: دنيا. خداوند مى گويد: بنابراين آن چه را اندوختى , به حال توسود نمى دهد و به آن پاداش داده نمى شوى . او را به سوى آتش ببريد.و به آن كس كه خدا را از روى ريا عبادت كرده , مى گويد: به عزّت و جلالم سوگند! بگو منظور از عبادت من چه بود؟ مى گويد: ريا. مى فرمايد: عبادتى را كه از روى ريا انجام دادى , چيزى از آن قبول نيست .و به آن كس كه خدا را از روى خلوص عبادت كرده , گفته مى شود: تو به چه قصد عبادت كردى ؟ در پاسخ مى گويد: به عزت و جلالت قسم ! تو را براى خودت و براى سراى آخرت پرستيدم . مى فرمايد: بنده ام راست مى گويد: او را به بهشت ببريد>.(1)(پـاورقى 1ً.تفسير نمونه , ج 9 ص 49 به نقل از الميزان , ج 10 ص 186 با تلخيص .
کد سوال : 52303
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا تمام پيامبران از جانب پروردگار كتاب ندارند؟
پاسخ : پيامبران الى را مى توان بر دو قسم تقسيم كرد: 1 پيامبران داراى شريعت خاص ; 2 پيامبرانى كه تابع شريعت پيامبر ديگرى بودند و مبلّغ و نمايندگى از جانب پيامبر ديگرى داشتند, مثلاًحضرت لوط7از طرف حضرت ابراهيم 7نمايندهء او در شهرهاى خاصى بود و از دين حضرت ابراهيم تبليغ مى كرد و خود, كتاب و شريعت خاصى نداشته . اغلب پيامبران اين گونه بودند تا اين كه پيامبر داراى شريعت جديد مى آمد, كه مدت احكام و شريعت پيامبر سابق پايان مى پذيرفت , اما همهء پيامبران داراى هدف واحدى بودند كه آن عبارت بود از: اصلاح و هدايت بشر در زمينه هاى عقيدتى و تعديل غرائز و شئون مختلف زندگى اجتماعى , گذشته از اين كه همهء آنان هدف واحدى را تعقيب مى كردند, در دو جهت ديگر نيز متّحد و هم آهنگ بودند: تعاليم همگى از جانب خداوند بود, و ديگر: برنامه هاى آنان بر محور توحيد و معاد استوار بود.همهء آنان بشر را به يكتاپرستى و تسليم در برابر اراده و مشيت پروردگار دعوت مى كردند, چنان كه مى فرمايد:دين الهى همان اسلام است .(1) ولى همهء پيامبرانى كه از جانب خدا برگزيده شدند, داراى شريعت خاص خودنبودند; از آيهء سيزده سورهء شورى استفاده مى شود كه پيرامبران صاحب شريعت پنج نفر بودند(نوح 7ابراهيم 7, موسى 7, عيسى 7 و محمد6.(2) زمخشرى در تفسير آيهء معجزه , كتابى بر او نازل شده باشد, در حالى كه نبىّ ممكن است پيامبرى باشد, اعم از اين كه كتابى بر اوفرستاده شده باشد يا نه .ولى نمى توان اثبات كرد همهء رسولان داراى كتاب بودند و برخى از روايات , گواهى مى دهد رسولان 313فرند, در حالى كه تعداد كتاب هاى آسمانى 104كتاب مى باشد.در آياتى براى همهء رسول و انبيا داشتن كتاب بيان شده است : .(3)البته مى توان توجيه كرد پيامبرانى كه داراى شريعت نبودند, كتابِ پيامبران داراى شريعت راتبليغ مى كردند; بنابراين همراه آنان نيز كتاب بود, امّا كتاب مستقلى نداشتند.(4)نتيجه :مى توان گفت همهء پيامبران داراى كتاب بودند; بعضى آورندهء كتاب و برخى تبليغ كنندهء آن .2 آوردن كتاب از جانب خدا به جهت تغيير وضعيت روحى و فكرى و جغرافيايى مناطقى بود كه از آن جاپيامبرى برانگيخته مى شد, وگرنه لزومى نداشت دين و كتاب جديدى بيايد و همهء پيامبران داراى كتاب خاصى باشند.3 بسيارى از پيامبران جنبهء نمايندگى و وكالت از طرف پيامبران اصلى را داشتند; بنابراين لزومى نداشت داراى كتاب خاص خود باشند.(پـاورقى 1.سوره آل عمران (3 آيهء 19 (پـاورقى 2.جعفر سبحانى , منشور جاويد, ج 1 ص 135(پـاورقى 3.بقره (2 آيهء 213(پـاورقى 4.جعفر سبحانى , منشور جاويد, ج 1 ص 254