• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 52204
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روزه گرفتن در روز عاشورا چه حكمى دارد؟
پاسخ : روزه گرفتن در روز عاشورا حرام نيست . ولى كراهت دارد و بهتر است ترك شود.
کد سوال : 52205
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا قبل از تسبيحات اربعة, مى توان بسم اللّه گفت ؟
پاسخ : بسم الله گفتن پيش از تسبيحات اربعة اگر به عنوان ذكر مستحبى باشد و قصد ورود در كار نباشد ظاهراً نبايد اشكال داشته باشد, ولى بهتر است ترك شود.
کد سوال : 52206
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مى گويند: نبايد مقابل نمازگزار عكس باشد و نماز خواندن مقابل عكس امام خمينى (ره )باطل است . آيا اين حرف صحيح است ؟
پاسخ : نماز خواندن مقابل عكس مكروه است و در اين مسئله فرقى بين عكس امام خمينى وعكس هاى ديگر نيست .
کد سوال : 52207
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نماز خواندنروى فرشى كه عكس انسان يا حيوان دارد, چه حكمى دارد؟
پاسخ : نماز خواندن رو به روى عكس و مجسمه چيزى كه روح دارد و هم چنين نماز در جايى كه عكس باشد, اگر چه رو به روى نماز گزار نباشد, كراهت دارد.(1)از جمله توجيهاتى كه براى مكروه بودن نماز در اين گونه موارد ذكر مى كنند, اين است كه نگاه به صورت اشيات و عكس ها, موجب از بين رفن خشوع و خضوع نمازگزار مى شود يا حداقل آن را تقليل مى دهد. با توجه به توجيه فوق پاسخ سؤال اين است كه اگر عكس هاى روى فرش سبب جلب توجه باشد و خشوع را كم كند,نماز روى آن كراهت دارد.(پـاورقى 1.توضيح المسايل مراجع , ج 1 ص 522 مسئله 898
کد سوال : 52208
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مايل هستم متن عربى صلح حديبيّة, همراه با ترجمهء آن را برايم ارسال نماييد.
پاسخ : صلح حديبيّه از عوامل مهم پيشرفت اسلام است . پيغمبر6تصميم براى عمر گرفت و فرمان داد مسلمانان احرام ببندند و براى حج و عمره حاضر شوند. ايشان در ماه ذى العقده با 1400نفر حركت كرد وفرمود: غير از شمشير, اسلحهء ديگرى بر نداريد. مسلمانان از مسجد شجره احرام بستند و حركت كردند. وقتى آن حضرت به ده دو منزلى مكّه رسيد, پنجاه نفر از كفّار قريش جلو او را گرفتند. چون ماه حرام بود,پيامبر نمى خواست جنگ كند; از اين رو بعد از مذاكرات فراوان , پيامبر و مشركان ) صلح نامه اى در منطقه ءحديبيّه نوشتند كه به نفع مسلمانان تمام شد و مقدّمهء فتح مكّه را فراهم كرد. اين واقع در سال شش هجرى رخ داد. على 7مى گويد: 1 تا ده سال بين مسلمانان و قريش جنگ و درگيرى نباشد و مردم در أمن و امان باشند; 2 هر كس از قريش بدون اجازهء ولىّ خود به پيامبر پناهنده شد, او را به طور سالم نزد قريش برگردانند, امّاهر كس از مسلمانان به قريش پناهنده شد, او را تحويل پيامبر ندهند; 3 جنگ و حيله و غارت در بينشان نباشد; 4 هر كس بخواهد در پناه پيامبر قرار گيرد و هر كس بخواهد در پناه قريش قرار بگيرد; آزاد است ;5 امسال پيامبر به مدينه برگردد و به مكه وارد نشوند, اما سال آينده مى توانند به مكه بيايند و سه روز درمكّه بمانند و قريش در اين سه روز از مكه بيرون مى روند; 6 هنگام ورود به مكه سلاح جنگى نداشته باشند>.چند نفر از طرفين , صلح نامه را امضا كردند.بعد پيامبر دستور داد قربانى كنند و سرها را بتراشند تا از احرام بيرون آيند و بعد به مدينه برگشتند.()(پـاورقى 1.تاريخ طبرى , ج 2 ص 281و فروغ ابديت , ج 2 ص 592
کد سوال : 52209
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى اين كه در دانشگاه قبول شوم , نذر كردم نمازهاى قضا را مرتباً بعد از هر نماز واجب , به جا آورم . خوشبختانه در دانشگاه قبول شدم , ولى چون متوجه شدم چه قبول مى شدم , چه نمى شدم , بايدنمازهاى قضا را انجام مى دادم ; بنابراين به پندار اين كه نذرم قبول نبود
پاسخ : همان طور كه نذر كرده بوديد, بايد انجام مى داديد, ولى چون جاهل به مسئله بوده ايد, كفاره ندارد.(1) و فعلاً بر طبق آن چه نذر كرده ايد, عمل كنيد.(پـاورقى 1.تحريرالوسيله , ج 2 ص 123 مسئله 26
کد سوال : 52210
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عادت بدى دارم ; گاهى دروغ مى گويم . البته بدين شكل : لباسى مال خواهرم بود و دوستم پرسيد: از كيست ؟ گفتم : مگر بايد از كسى باشد! او خيال كرد مال من است !
پاسخ : همان طور كه گفته ايد دروغ گويى عادت و كار زشتى است . مسلمّ مى دانيد دروغ گويى يكى ازگناهان كبيره است . مردى از حضرت رسول خدا6پرسيد: چه عملى سبب ورود در آتش جهنم است ؟پيامبر6فرمود: دروغ ; زيرا دروغ سبب فجور فجور سبب كفر و كفر سبب دخول در آتش است .(1)اميرالمؤمنين 7فرمود: .(2)روايات فراوانى در مورد دروغ وجود دارد و در اين زمينه جزوه اى براى شما ارسال مى كنيم .اما آن چه در نامهء شما آمده است , يك نوع است , نه دروغ ; گونه اى صحبت كردن است كه مخاطب خيال كند مقصود و جواب شما چيزى است كه پرسيده شده است , در صورتى كه شما دروغ نگفته ايدو او از كيفيت حرف زدن شما اين گونه فهميده است اگر به اين شكل صحبت كنيد, توريه محسوب مى شود واشكال ندارد.(پـاورقى 1.سيد عبدالحسين دستغيب , گناهان كبيره , ج 1 ص 279(پـاورقى 2.همان , ص 278
کد سوال : 52211
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى اين كه به تحصيل خيلى , علاقه داشتم , ازدواج نكردم و خواهر كوچك ترم ازدواج كرد.متأسفانه پدرم فقط به خواهرى كه ازدواج كرده و به برادر شش ساله ام كه تك پسر است , توجه دارد. من كه دانشجوى دانشگاه آزاد هستم و نياز به كمك مادى دارم , هيچ كمك به من نكرده و
پاسخ : چه خوب بود در عين ادامهء تحصيل , ازدواج مى كرديد, زيرا فرهنگ و آدابى كه برجامعهء ما حاكم است , اقتضا مى كرد اول شما ازدواج كنيد و سپس خواهر كوچك تر. تحمل مسائل و مشكلات جنبى اين تأخير كمى مشكل است , ولى به هر حال گذشته و نبايد افسوس خورد, زيرا نه تنها فايده اى ندارد,بلكه باعث ناراحتى روح و جسم مى گردد و انسان را از برنامه ريزى صحيح براى آينده باز مى دارد. فراموش نكنيد دختر بزرگ خانواده هستيد و ديگران از شما توقع دارند و انتظار اين است مقام و موقعيت خود را حفظكنيد و بسيار با احترام و با ادب و آرام و خيرخواهانه با پدر و مادر و ديگر اعضاى خانواده برخورد كنيد.كوچك ترين حركت شما, جنبهء مثبت يا منفى مى گيرد. به عنوان دختر بزرگ خانواده و فردى تحصيل كرده ودانش جو و تجربه ديده , از شما انتظار دارند در سطح بالا با آنان رفتار كنيد و سخنى از دهان شما در نيايد كه باعث رنجش ديگران شود. سعى كنيد توانايى هاى خود را سركوب نكنيد. حالتى كه به خود گرفته ايد, بسيارزيان بار و خطرناك است ; زيرا همهء نعمت ها و توانايى هاى خود را ناديده گرفته و يأس و نا اميدى را به زندگى خود راه داده ايد, در حالى كه انسان مى تواند درهاى زيادى را به روى خود بگشايد و با توكل بر خدا آينده راروشن ببيند. با رفتار خوب و با مهربانى و خوش رويى , ديگر اعضاى خانواده را شرمنده كرده , هرگز با آنان هاقهر نكنيد. با همه حرف بزنيد و بزرگوارى و شخصيت خود را نشان دهيد. اگر برادر, خواهر و پدر و مادر يك خانواده با هم خوب نبوده , با هم قهر باشند و با يكديگر حرف نزنند, زندگى بسيار تلخ مى شود و ناهنجارى روحى پيدا مى كنند و در آينده مشكلات زيادى خواهند داشت . اگر اهل يك خانواده با هم تفاهم نداشته باشند, آيا مى توانند با ديگران تفاهم پيدا كنند؟ شما فكر مى كنيد از اين كينه و دشمنى و بى توجهى به يك ديگرچه بهره اى خواهيد برد؟ براى بهبود اين وضعِ ناهنجار, از خودتان شروع كنيد و كردار و گفتار خود را كنترل كرده , با همه سر سخن را باز كنيد. با نصيحت و خيرخواهى حرف بزنيد و بامهربانى و خوش رويى برخوردكنيد. احترام پدر را ـ گر چه در حق شما جفا مى كند ـ داشته باشيد. همين جا بگوييم رفتار تبعيض آميز ونامهربانانهء او را در حق شما محكوم مى كنيم . پدر نبايد ميان فرزندان خود فرق بگذارد, بلكه بايد به مشكلات همهء آن ها رسيدگى كند و غم خوار همهء آن ها باشد. فرزندان بايد به يك اندازه , احساس امنيت و آرامش ومحبت كنند. بچه اى كه لوس و نُنُر بار بيايد, فردا براى پدر مشكل آفرين خواهد شد. شما از سر دل سوزى به ايشان بگوييد: اين نوع برخورد, زندگى و آيندهء او را دچار نابسامانى خواهد كرد. بايد هر چيزى از حدّ اعتدال خارج نشود, ولى اگر پدر به حرف و نصيحت و خيرهواهى شما توجه نكرد, آن وقت شما هستيد كه بايدسكوت كنيد و عصبانى نشويد و قهر نكرده , پرخاش نكنيد. فعلاً اختيار با پدر است و شما حق نداريد در مقابل او مقاومت كنيد. حريم پدر و مادر بايد حفظ شود. تشكر و سپاس گزارى از كسى كه بالاخره ساليان سال نان آورخانواده بوده و براى مسكن و پوشاك و خوراك فرزندان زحمت كشيده و دست نوازش بر سر فرزندان كشيده است , اقتضا مى كند احترام او را حفظ كنيم و در مقابل سختى ها و ناملايمات صبور باشيم .خواهر گرامى ! الآن شما حساب ويژه اى داريد و هر حركت شما معناى خاصى پيدا مى كند; از اين جهت ,راجع به خواهران و برادرتان , هيچ گونه حساسيت نشان نداده , اصلا, به آن ها كار نداشته باشيد. بگذاريد درخانه آرامش برقرار باشد. به فكر خودتان باشيد تا بهتر بتوانيد برنامه ريزى كنيد. با حالت عصبانيت و خشم وناراحتى , نه مى توانيد درس بخوانيد و نه مى توانيد فكر كنيد و يكى دو سال ديگر ـ خداى ناخواسته ـ سلامتى خود را از دست مى دهيد! آيا مى خواهيد داراى بدنى رنجور و ضعيف و روحيه اى حساس و نا آرام شويد؟! به خودتان رحم كرده , در ضمن ادامهء تحصيل , با اخلاقى آرام و قيافه اى شاد و برخوردى خوب , ديگر اعضاى خانواده را با خود مهربان كنيد تابه مشكل شما رسيدگى كنند و شما را عضو خيرخواه خانواده بدانند, تا از اين مرحله گذر كنيد و درستان تمام شود و ان شاءالله به كار آبرومندى مشغول شده و ازدواج كنيد. اگر احتمالاً روى خوش به شما نشان ندادند, ناراحت نباشيد و به خاطر خدا و خودتان كوتاه بياييد. بالاخره روزى آنان متوجه خواهند شد در حق شما جفا كرده اند و جبران خواهند كرد. بايد باور كنيد پدر, دشمن شما نيست و اگر فعلاً به آن خواهر توجه خاصى دارد, فكر مى كند در وضعيتى است كه نبايد او را تنها بگذارد, يا اين كه از روى نادانى ميان شما تبعيض قائل مى شود كه با تذكر مادرتان شايد متوجه گردد و به فكر مشكلات شما هم بيفتد و زخم زبان نزند; هم چنين خواهران با شما دشمن نيستند و در روز ناتوانى و تنگ دستى بايد از آنان كمك بخواهيد,كه آنان به زودى به كمك شما خواهند آمد.
کد سوال : 52212
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : لطفاً در مورد ظهور حضرت مهدى 7و شهادت آن حضرت و اين كه بعد از او چه كسى به حكومت مى رسد, توضيح دهيد.
پاسخ : براى ظهور حضرت حجت 7نشانه هايى وجود دارد كه برخى از آن عبارت اند از:صيحهء و نداى آسمانى ; خروج سفيانى ; فرو رفتن لشكر سفيانى در سرزمينى به نام ; كشته شدن نَفْس زكيّه و خروج يمانى .اين نشانه ها در روايت امام صادق 7خطاب به سدير آمده است .()(پـاورقى 1.وسائل الشيعه , ج 21 ص 36نشانه هاى ظهور حضرت حجت 7دو دسته است : نشانه هاى حتمى و غير حتمى ; منظور ازنشانه هاى حتمى , ظهور رخدادهايى است كه بر اساس پيش بينى معصومان : بدون هيچ قيد و شرطى تحقق مى يابد, به گونه اى كه تا آن ها واقع نگردند, حضرت مهدى 7ظاهر نخواهد شد.مهم اين است كه ما از منتظران حضرت حجت 7باشيم . انتظار, يعنى آمادگىِ هميشگى . نشانه هاى انتظارعبارت اند از: 1 ترك معصيت در عقايد و باورها;2 ترك معصيت در رفتار و كردار و گفتار;3 انجام واجبات و ترك محرّمات ;4 تهذيب نفس و پيراسته و پاك زيستن ;5 صداقت در عقيده و عمل و افكار و نيّات ;6 دارا بودن توان روحى براى جهاد و مبارزه در ركاب امام مهدى 7 7 رسيدگى به محرومان و مستضعفان ;8 تقويت روح ولايى و توسل به حضرات معصومان : به ويژه حضرت ولى عصر7امام صادق 7مى فرمايد: (پـاورقى 1.موسوى اصفهانى , مكيال المكارم , ج 2 ص 210 (دفتر تحقيقات و انتشارات بدر). براى آشنايى با مهدى شناسى , ر.ك به : مجله ءحوزه ء, ش 70ـ 71از قرآن () و روايات استفاده مى شود در آستانهء قيامت مى شود; يعنى گروهى از بدكاران و(پـاورقى 2.ر.ك : مجمع البيان , ذيل آيهء 82ـ 85 سورهء نمل .نيكوكاران به دنيا بازگشت مى كنند.رجعت از عقايد معروف شيعه و بيانگر اين است كه بعد از ظهور مهدى 7و در آستانهء رستاخيز, گروهى از و به اين جهان باز مى گردند. گروه اول مدارجى از كمال را طى مى كنند و گروه دوم كيفرهاى شديدى مى بينند.مرحوم سيد مرتضى كه از بزرگان شيعه است مى گويد: دليل صحت اين عقيده عبارت است از: 1 هيچ عاقلى نمى تواند قدرت خدا را بر اين امر انكار كند و اين مسئله عقلاً محال نيست ;2 اجماع اماميه ; احوى از دانشمندان شيعه با اين عقيده مخالفت ندارد.()(پـاورقى 3.سفينة البحار, ج 1 ص 511 مادهء رجع .بنابراين , بعد از ظهور حضرت حجت 7برخى از مؤمنان خالص مثل حضرت اميرالمؤمنان 7و امام حسين 7و يارانشان , جهت انتقام از ظالمان , رجعت و حكومت مى كنند. دليل اين مدعى رواياتى است كه علامهء مجلسى در بحارالانوار با سند معتبر از امام صادق 7نقل مى كند. در برخى از اين روايات آمده است :.()(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 53 ص 52احاديث رجعت متواتر است و شمارهء روايات آن به حدود دويست حديث مى رسد كه چهل و چند نفر ازراويان ثقات و علماى اعلام در بيش از پنجاه كتاب آن ها را آورده اند.()(پـاورقى 2.بحارانوالار, ج 53 ص 122به هر حال در روايت مى خوانيم : رجعت عمومى نيست , بلكه جنبهء خصوصى دارد و تنها گروهى بازگشت مى كنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند.()(پـاورقى 3.بحارالانوار, ج 53 ص 39رجعت از ضروريات مذهب شيعه است , نه از ضروريات اسلام ; بنابراين از منظر شيعه منكران رجعت ,كافر به شمار نمى آيند و رشتهء اخوت اسلامى با ديگران از بين نمى رود, بلكه شيعه به دفاع عقلى و منطقى ازعقيدهء خود ادامه مى دهد.() (پـاورقى 4له .تفسير نمونه , ج 15 ص 546ـ 562در مورد شهادت حضرت حجت 7در برخى از منابع آمده است كه حضرت به دست زنى فاسد به شهادت مى رسد.()(پـاورقى 5.ر.ك : مجلهء حوزه , ش 70ـ 71 ص 23ـ 65و ص 293
کد سوال : 52213
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با اين كه خدا پروردگار همهء جهان است , چرا در قرآن يا آمده است ؟
پاسخ : مى دانيد مفهوم مشرق و مغرب از آن جا كه خورشيد با آن عظمت در افق طلوع مى كند و آن جاكه غروب مى كند, با يك ديد, دو مشرق و دو مغرب است ; يك مشرق براى يك نيمهء زمين و يك مشرق براى نيمهء ديگر; هم اين طور دو مغرب در دو نيم كره ; امّا از ديد ديگر دو مشرق و دو مغرب نيست , بلكه براى هر افق كه مردم زندگى مى كنند, يك مشرق و يك مغرب است . چون در كرهء زمين به تدريج روز و شب مى شود, پس ّّمشرق و مغرب هاى فراوانى داريم . با اين ديدگاه مشارق و مغارب خواهد بود; پس مى توان گفت مراد از اين دوجمله در قرآن , تمام هستى يا اقلاً تمام منظومهء شمسى است . اين تعبير چون براى انسان ملموس بود, عنوان شد و اثبات شى , نفى غير نمى كند; يعنى اگر گفتيم : خداى زمين , معنايش اين نيست كه خداى ديگر كرات نيست .نكتهء ديگر: قرآن طبق آن چه براى مردم ملموس بوده , سخن گفته است . چون مردم هر روز شاهد طلوع وغروب خورشيد هستند, ربوبيّت خدا نسبت به اين دو بارزتر و روشن تر است .ربوبيّت به معناى تدبير عالم است و اين آيات مردم را متوجه ربوبيّت خدا مى كند.البته در توضيح و اقوال ديگرى نيز هست , و آن اين كه : هر روز خورشيد از يك جا طلوع نمى كند, بلكه از جاهاى مختلف طلوع مى كند. مشرق و مغربى كه از اول فصل بهار هست , با مشرق و مغربى كه در آخر بهار هست , فرق مى كند, ولى در ميان اين همه مشارق و مغارب ,دو مشرق و دو مغرب از همه ممتازتر است كه يكى در آغاز تابستان ; يعنى حداكثر اوج خورشيد در مدار شمالى و يكى در آغاز زمستان ; يعنى حداقلّ پايين آمدن خورشيد در مدارج جنوبى است , كه از يكى تعبير به و از ديگرى تعبير به مى كنند و چون اين دو كاملاً مشخص است , روى آن تكيه شده است ; علاوه بر اين دو مشرق و دو مغرب ديگر, كه آن ها را اعتلالى مى نامند.(1)براى آگاهى بيش تر به تفسير نمونه , ج 25ترجمهء تفسير الميزان , ج 19و 20مراجعه كنيد.(پـاورقى 1.تفسير نمونه , ج 25 ص 45