• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 52154
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اصلاح عمل براى انسان توجيه عقلانى دارد, چون ضعيف خلق شده است , اما نسخ ومقطعى بودن برخى آيات قرآن چگونه توجيه مى شود با اين كه عقيده داريم قرآن معجزه است و جاودانگى دارد؟
پاسخ : نسخ آيه و مقطعى بودن آن , منافاتى با معجزه بودن قرآن ندارد, بلكه برعكس است ; زيرا اگر لازم باشد حكمى مقطعى باشد به اين معنا كه در جامعه فعلاً حكم جاودانه به صلاح نباشد, اگر مراعات اين امرنشود و از ابتدا حكم اصلى و هميشگى آورده شود, خلاف معجزه بودن قرآن تلقى مى شود. حكمت الهى اقتضا مى كند تا زمينهء جاودانه بودن حكمى فراهم نشود, حكم هميشگى و اصلى را بيان نكند و حكم موقتى راابراز دارد.نسخ در لغت به معناى از بين بردن و در منطق شرع , تغيير دادن حكمى و جانشين ساختن حكم ديگر به جاى آن است , مثلاً مسلمانان ابتدا مدت شانزده ماه به سوى بيت المقدس نماز مى خواندند, پس از آن دستورتغيير قبله صادر شد, و يا در سورهء نساء آيه پانزده دربارهء مجازات زنان زناكار دستور داده شده كه در صورت شهادت چهار شاهد بر كار خلافشان , در خانه حبس شوند تا زمانى كه مرگشان فرا رسد يا خداوند دستورديگرى برايشان مقرر بفرمايد, اما اين كه آيا با آيهء دوم سورهء نور نسخ شد و در آن مجازات تبديل به يكصدتازيانه شد. نسخ از آن رو است كه نيازهاى انسان گاه با تغيير زمان و وضع محيط دگرگون مى شود و گاه ثابت وبرقرار است . يك روز دارويى براى بيمار فوق العاده مفيد است , اما روزديگر به خاطر تغيير وضع غير مفيد وزيان بار است ; لذا پزشك دستور تغيير دارو را مى دهد.(1) نسخ به هر معنا كه تبيين شود, منافاتى با معجزه ندارد.(2)هم چنين مى توان گفت : آيه اى كه منسوخ شده , به كلى ساقط نشده است و از آيه و معجزه بودن ساقطنمى شود. مرحوم علامهء طباطبايى مى گويد: نسخ مخصوص احكام شرعيه نيست و در امور تكوينى نيز جريان دارد و نيازمند دو طرف است : ناسخ و منسوخ . ناسخ , كمالات و مصالح منسوخ را در بر دارد و در ظاهر بامنسوخ مخالف است , ولى در اين جهت كه هر دو داراى مصلحت اند, شريك مى باشند; لذا تناقضى ميان آن هانيست . نسخ بر طبق جريان ناموس طبيعى در مورد حيات و مرگ و روزى و عمر و اقتضاى مصالح بندگانِ خدا,به اختلاف هر عصر و تكامل انسان , صورت گرفته است . هم چنين هنگامى كه حكمى به وسيلهء حكم ديگرنسخ شود, هر دو حكم واجد مصلحت دينى هستند و هر يك در زمان خود با مصلحت وقت بهتر تطبيق مى كند, مثلاً حكم در ابتداى اسلام كه هنوز مسلمانان قدرت كافى نداشتند و حكم جهاد بعد ازقدرت يافتن و عِدّهء كافى و جا گرفتن ترس و وحشت در دل كافران و مشركان , هر كدام داراى مصلحت بود و باوضع زمان خود موافقت كامل داشتند.(3)(پـاورقى 1.تفسير نمونه , ج 1 ص 388(پـاورقى 2.ترجمهء تفسير الميزان , ج 1 ص 343(پـاورقى 3.ترجمهء تفسير الميزان , ج 1 ص 345
کد سوال : 52155
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه لزومى دارد خمس به سادات تعلق بگيرد؟ مگر همهء انسان ها از يك پدر و مادر به دنيانيامده اند؟ اصلاً امتياز ذاتى سادات به خاطر چيست ؟!
پاسخ : امتياز ذاتى بين افراد بشر نيست . همه , بندگان خدا هستند. امتيازى كه مسلمانان مخصوصاًشيعيان به فرزندان پيامبر و آل او مى دهند, به جهت انتساب آنان به پيامبر و اهل بيت مى باشد و اين منشأ قرآنى دارد: با خويشانِ من مودّت و دوستى كنيد>. مودّت و دوستى با پيامبر و آل او, به عنوان مزد رسالت پيامبر6ست . اگر ما امتياز يا علاقه اى به اين بزرگواران نشان مى دهيم , به خاطر پيامبر و زحمات ايشان است , بدان معنانيست كه سادات ذاتاً با ديگران فرق دارند, بلكه سيادت امرى اعتبار براى خويشان پيامبر6است .چه لزومى دارد خمس را به سادات بپردازيم ؟ براى رسيدگى به فقرا و بيچارگان و جبران كمبودهاى افراد,در حقوق و اموال ثروتمندان حقّى قرار داده شده است كه به وسيلهء آن به تمامى افراد فقير جامعه رسيدگى شود.اموالى كه به فقرا داده مى شود, زكات و خمس و كفارات و ردّ مظالم مى باشد.حال چون سادات به پيامبر انتساب دارند, بايد پرداخت و كمك به آنان باعث خوارى و ذلّت نشود و همراه با احترام باشد; از اين رو خمس مخصوص آنان قرار داده شده است ; چگونگى پرداخت خمس با پرداخت زكات فرق دارد; خمس دهنده به قصد قربت و با دست خود به امام و سادات , خمس پرداخت مى كند, ولى اگر زكات دهنده , زكات پرداخت نكرد, حاكم اسلامى مى تواند از آنان بگيرد; حتى در صدر اسلام خلفاى اسلامى براى گرفتن زكات نيروهاى نظامى مى فرستادند و اگر كسى پرداخت نمى كرد, با او مبارزه مى كردند,ولى در مورد خمس اين طور نبوده .ثانياً: چون فقرا براى گرفتن زكات , اين طرف و آن طرف و نزد كشاورزان مى رفتند و اين عمل زشت و با ذلّت بود, پيامبر6سادات را از اين روش منع و گرفتن زكات را بر سادات حرام كرد, تا براى جمع آورى خمس راه نيافتند.حقوق ساداتِ فقير, از غنايم جنگى و انفال (ثروت هاى عمومى مانند جنگل ها و مراتع و نى زارها ومعادن ) به صورت محترمانه پرداخت مى شد. پيامبر6سادات را از گرفتن زكات محروم كرد; زيرامى خواست آنان را از گدايى و ذلّت پذيرى برهاند وگرنه فقير ـ چه سيد باشد و چه غير سيد ـ بايد تأمين شود.در تأمين و برطرف كردن فقر و ادارهء زندگى فقيران , هيچ فرقى ملاحظه نمى شود و همان طور كه يك سيدِفقير بايد تأمين شود, فقيرِ غير سيّد نيز بايد تأمين گردد و اگر غير سيد نمى تواند اضافه از مخارج ونيازمندى هاى خود چيزى بگيرد, سيّد هم نمى تواند اضافه از مخارجِ خود, چيزى دريافت كند. از امام صادق 7نقل شد: وقتى حضرت مهدى 7قيام كند, زكات را از مردم مى ستاند و اگر ندهند, با آنان جنگ خواهد كرد.(1) زكات گرفتنى است , ولى خمس را محترمانه خود افراد پرداخت مى كنند.(پـاورقى 1.وسائل الشيعه , ج 6 ص 19
کد سوال : 52156
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پيامبر6فرمود: . آيا اين عمل با عدالت خداوند مطابقت دارد؟ اگر اين عنايت به هر كسى مى شد, او هم مانند پيامبر نمى شد؟
پاسخ : به نظر مى رسد جملهء در صدد بيان مقام پيامبر6است .ايشان بر آدم و فرزندانش , حتى بر پيامبران ديگر برترى دارد. حديثى كه ذكر كرديد, در بحارالانوار به همين منظور نقل شده است .(1) مسلّم است كه پيامبر6از فرزندان و نسل حضرت آدم و وجود مادّى او در سلسله مراتب بعد از خلقت آدم بوده و حتى مقام نبوّت او بعد از نبوّت بسيارى از پيامبران بوده است ; پس اين كلام درصدد بيان اين است كه در علم خدا, نبوت پيغمبر اسلام 6از مسلّمات و علت غايى آفرينش بوده است ; به ويژه معتقديم روح پيامبر در عالم ارواح , معلم ملائكه و ارواح پيامبران الهى بوده است . در مورد اين كه آيا پيامبر بودن آن حضرت و يا ساير پيامبران , با عدالت خدا مطابقت دارد يا خير؟ چرا خدااين عنايت را به ايشان كرد و مثلاً به ابوسفيان و ابوجهل نكرد؟ واضح است مقامات اعطايى خدا بستگى به لياقت افراد دارد. مقام امامت و پيشوايى و رهبرى مردم ,شروطى دارد كه يكى از آن ها است . وقتى كه از بين همهء مردم كه آزموده شدند, كسانى درامتحانات الهى سرفراز شدند, خداوند به آنان مقام نبوت و امامت را عطا مى كند.وقتى خدا مى خواست حضرت ابراهيم 7را به مقام پيشوايى مردم بر گزيند, او را امتحان كرد.(2) هم چنين به حضرت موسى وحى كرد: مى دانى چرا از بين مردم تو را به پيامبرى برگزيدم ؟ به خاطر تواضعى كه از توديدم .(3) بنابراين اعطاى پيامبرى و امامت به جهت لياقت آنان است .شما نوشته ايد: اگر خدا اين عنايت را به من يا به ديگرى مى كرد, همين طور مى شد; پاسخ : خداوند به همه ءانسان ها عنايت دارد, اما نمى شود كه همهء مردم , پيامبر و امام باشند; بنابراين از بين آنان هر كس از همه بهتراست , برگزيده مى شود. اگر ساير مردم به وظايف خود درست عمل كنند, با انبيا و در درجهء آنان خواهند بود.(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 16 ص 402(پـاورقى 2.بقره (2 آيهء 124(پـاورقى 3.اصول كافى , ج 2 ص 123
کد سوال : 52157
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در حديث قدسى , دربارهء شهيد و عاشقان حقيقى خدا آمده است : .لطفاً متن كامل عربى با ترجمه آن و هم چنين نام كتابى را كه حديث در آن جا است , ذكر كنيد و توضيح دهيد.
پاسخ : در حديث قدسى آمده : .(1)در مورد اين نكته بزرگان توجيهات زيادى كرده اند كه تنها به يكى بسنده مى شود.معناى فرموده خداوند متعال اين نيست كه خودم او را مى كشم و از دنيا مى برم , بلكه منظور اين است كه وقتى كسى مرا شناخت و فهميد همه چيز در اختيار من است و بهترين پاداش ها را به دوستانم مى دهم آن گاه مرا دوست مى دارد و وقتى علاقمندم شد عاشقم مى گردد, آن گاه كه عاشقم شده در همه جا و همه وقت و باهمه چيز مرا مى بيند و زبان حالش اين مى شود كه : ]هر كس كه ترا شناخت , جان را چه كندفرزند و عيال و خانمان را چه كند]چنين كسى همهء هستى اش , حتى عزيزترين سرمايهء خود(جان ) را فداى خدا خواهد كرد. او ديگر آرامش ندارد و پيش زن و بچه نمى ماند و غذاى لذيذ نمى خورد و از پوشاك خوب استفاده نمى كند, بلكه تنها همّتش اين است كه جان ناقابلش را در راه معشوق نثار كند.]خوشا آنان كه با بال و پر عشق به سوى قاب قُرب حق پريدند(پـاورقى 1.طرائق الحقايق , ج 1 ص 402 به نقل از سيّد يحيى يثربى , فلسفه عرفان , ص 352
کد سوال : 52158
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در كجاى اذان مى توانيم نماز را شروع كنيم , آيا بايد صبر كنيم تا اذان تمام شود؟
پاسخ : برادر عزيز! از اين كه با ما مكاتبه كرديد سپاس گذاريم .مرحوم شيخ طوسى رحمةاله عليه به اسناد خود از محمد بن حسن صفّار, از عبداله بن منبّه . از حسين بن علوان , از عمروبن خالد, از زيدبن على , از پدرش حضرت سجاد7از پدرانش 7از رسول خدا6روايت كرده اند كه پيامبر6فرمود.للشهيد سبع خصال من الله . اول قطرة من دمه مغفور له كل ذنب , والثانية يقع داسه فى حجر زوجتيه من الحور العين و تمسحان الغبار عن وجهه و تقولان مرحبا بك و يقول هو مثل ذالك لهما و الثالثة يكسى من كسوة الجنةو الرابعة تبتدره حزنة الجنة كلّ ريح طيبة ايّهم ياخذ معه .و الخامسة ان يرى منزله و السادسة يقال لروحه اسرع فى الجنة حيث شئت والسابقه , ان ينظر فى وجه الله و انّها لراحةلكلّ نبىّ و شهيد.براى شهيد 7خصلت است . اول : اولين قطره خونى كه از او به زمين مى رسد همهء گناهانش بخشوده مى شود;دوم : سرش در دامن دو حورالعين كه همسرش هستند قرار مى گيرد. آنان گرد و غبار را از چهره اش برطرف مى كنند و به او خوش آمد مى گويند. شهيد هم به آن ها خوش آمد مى گويد و از آن ها استقبال مى كند;سوّم : جامهء بهشتى در تنش مى كنند;چهارم : نگهبانان بهشت با بوهاى پاكيزه دورش جمع مى شوند و هر كدام او را به سمت خود مى كشد;پنجم : جايگاه خود را در بهشت مى بيند;ششم : به روحش خطاب شده و گفته مى شود به سوى بهشت بشتاب و هر جايى را كه خواستى , انتخاب نما;هفتم : به تماشاى نور وجه الهى مشغول مى شود كه اين كار موجب خوشى و راحتى هر پيامبر و شهيدى مى باشد.(1)در ارتباط با شهيد و شهادت , مطالعه كتاب از استاد مطهرى خواهدبود.(پـاورقى 1.حرعاملى , وسائل الشيعه , كتاب الجهاد (چاپ بيروت ) ج , 11 ص 9 حديث 20
کد سوال : 52159
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : افتادن قرآن كريم از دست به طور سهوى چه حكمى دارد, آيا اين گفته كه اندازهء وزن قرآن ,بايد طلا يا خرما داده شود, صحيح است ؟
پاسخ : پس از تفحّص , دليلى بر اين كه بايد به اندازهء وزن قرآن , طلا يا خرما پرداخت شود نيافتيم ; البته اهانت كردن به قرآن عمداً حرام است .
کد سوال : 52160
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به آيه اى كه دربارهء يهوديان و ايجاد فساد توسط آنان وجود دارد (لتفسدن فى الارض مرقين ) و قدرت بالاى آنان آيا امام زمان 7مأمور سركوبى آنان خواهد شد؟
پاسخ : تنها عامل نجات بخش در ميان ملت ها, اخلاق و معنويت و اعتقاد و ارزش ها است و اين مهم ترين آثار هدايت الهى است كه تمام اديان آسمانى در تقويت و توسعه و گسترش آن تلاش كرده اند, ولى يهوديان اخلال گر مى كوشند ريشه هاى فضائل اخلاقى را نابود سازند و مسائل اخلاقى را در نظر مردم موهوم وخرافى جلوه دهند و از اين راه ايمان آنان را ضعيف و پژمرده كنند, تا راه را براى نفوذ و تسلط خويش همواردارند. اين واقعيتى است كه در يكى از كتاب هاى يهوديان به نام بيان شده است . در يكى از كلمات خود به بيان اين رفتار مى پردازد و مى گويد: مى خواهد با پاشيدن بذرهاى فساد و گسترش فيلم هاى زنندهء سينمايى در آلمان , نسل جوان را به ناپاكى و فسادبكشاند تا بتواند كاخ عظيم دولت آلمان را ويران سازد>. خداوند در قرآن مى فرمايد: واللّه لا يحب المفسدين >;(1) يهود در زمين براى فساد و تباهى تلاش مى كند و خدا مردمان مفسد و خرابكار را دوست ندارد>. امام زمان 7عدالت گستر جهانى است و تمام لايه هاى فساد را از روى زمين بر مى چيند و خداوند به واسطهء او جهان را پر از عدل و داد مى كند; پس از آن كه پر از ظلم و فساد شده است و يهود و ديگر اديان انحرافى را از صحنهء گيتى بر مى اندازد.(پـاورقى 1.مائده (5 آيهء 64
کد سوال : 52161
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كوفه كدام شهر عراق است ؟
پاسخ : كوفه شهرى است در عرقا در جانب راست نهر فرات در ده كيلومترى شرق نجف كه در زمان خليفهء دوم بنا شده است و 21880تن سكنه دارد.دهخدا مى گويد: كوفه شهر اكبر عراق كه قبة الاسلام و دار هجرت مسلمانان است و سعد بن ابى وقاص آن جا را بنا كرد...كتاب حدود العالم مى نويسد: كوفه بر لب رود فرات نهاده , بناى وى سعدبن ابى وقاص كرده است و روضه ءاميرالمؤمنين على ابن ابى طالب 7آن جا را مركز خلافت خود قرار داد و در محراب مسجد كوفه كشته شد واكنون نيز زيارتگاه شيفتگان خاندان عصمت و طهارت : مى باشد.خط كوفى به كوفه منسوب است و در زمان امويان و عباسيان مدارس فقهى و لغوى كوفه , رقيب بصره بود.قبر مسلم بن عقيل و عاتكه و سكينه بنت الحسين و مقتل اميرالمؤمنين 7در كوفه است .گويند تنور پير زن كه طوفان نوح از آن آغازيد, در كوفه است .گور ابن ملجم و قبر مختار بن ابى عبيده نيز در كوفه است .كوفه در ديوان اشعار شعرا, يكى از سوژه هاى هنرى شعر به حساب مى آيد:(1)فردوسى مى گويد:]بها داد منذر چو بودارزشان كه در بيشهء كوفه بد مرزشان (2)]و خاقانى مى گويد:]چون مصر و كوفه بود نيشابور ز احترام كوس چون مار شده حلقه و كوبند سرش (3)(پـاورقى 1.لغت نامهء على اكبر دهخدا, ج 11 ص 16520 واژه كوفه .(پـاورقى 2. دكتر دبير سياقى , ج 4 ص 1813(پـاورقى 3.لغت نامهء دهخدا.
کد سوال : 52162
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ولى فقيه نيز مثل پيامبر اكرم 6و ائمه اطهار: بر جان و مال و ناموس ما سزاوارتر) است ؟
پاسخ : دربارهء اختيارات ولايت فقيه ديدگاه هاى مختلفى وجود دارد; يكى از اين ديدگاه ها كه حضرت امام خمينى بدان معتقد بود, ولايت مطلقهء فقيه است ; يعنى همان ولايتى كه براى نبى اكرم 6و ائمه ءاطهار: برجان و مال و ناموس مردم است , براى ولى فقيه هم وجود دارد.امام خمينى معتقد بود ولايت مطلقه فقيه همان ولايت مطلقهء نبى اكرم 6است و ولى فقيه را فوق قانون مى دانستند. در صحيفه نور است :(1)آن چه در قانون اساسى دربارهء اختيارات و شئونات ولى فقيه آمده است , برخى از شئونات ولى فقيه است ,نه تمام آن . امام خمينى معتقد بود بدون ولايت مطلقه , فقيه جامع الشرائط نمى تواند جامعه را در عرصه هاى مادى و معنوى (فرهنگى , سياسى , اجتماعى , نظامى و...) اداره كند, اما برخى از فقيهان مانند آية الله خوبى , به ولايت مطلقه فقيه معتقد نيستند و تنها ولايت فقيه را در امور حسبيه يعنى امورى كه شارع به ترك آن راضى نيست مى پندارند.(پـاورقى 1.ج 11 ص 100به بعد.
کد سوال : 52163
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در جريان عاشورا, سرهاى شهيدان به كربلا برگشت داده شد؟
پاسخ : دبارهء سرهاى مطهّر شهيدان كربلا نيز اقوال گوناگونى وجود دارد;عده اى معتقدند سرها به كربلا برگشت داده و در آن جا دفن شد و عده اى معتقدند در شام يا مصر به خاك سپرده شد.(1)(پـاورقى 1.شيخ عباس قمى , منتهى الآمال , ج 1