• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 52124
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مشكلى دارم كه مرا از تعادل فكرى و روحى خارج مى كند و آن مشكل استمنا است , من راه هاى زيادى براى ترك آن برگزيده ام , ولى به نتيجه نرسيده ام , از شما درخواست دارم كه مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : دوست عزيز و گرامى ! از اين كه ما را محرم راز خود قرار داديد متشكريم و از تأخير در پاسخ نامه پوزش مى طلبيم .حل مشكل شما بسيار آسان است , مهم آن است كه اراده كنيد و بخواهيد كه مشكل را برطرف كنيد.بسيارند كسانى كه مى گويند مى خواهيم مشكلمان را برطرف كنيم , امّا هنوز اراده نكرده اند و نخواسته اند, به نظرما مشكل شما (استمنا) در برابر ارادهء قوى شما, هم چون پر كاهى است در مقابل كوه قوى كه به راحتى درمعرض نابودى است , به خود تلقين كنيد كه مى توانيد آن را ترك كنيد.]هر كه چيزى جست بى شك يافت او چون بجدّ اندر طلب بشتافت او ]البته داشتن طلب و اراده , به معناى صحيح كلمه چيز ساده اى نيست و به آسانى به دست نمى آيد, بايد اين مهم را از خداى متعال تمنّا كرد و بايد با تضرّع از او خواست كه با لطف و عنايت خود بر ما گذاشته و اين مشكل را حل كند. آن چه بعد از توبه و باز گشت به سوى خدا براى شما ضرورى است , طلب و اراده است . ]در طلب چالاك شو و اين فتح باب مى طلب والله اعلم بالصواب]پس از طلب و اراده , نكات زير شما را در حل مشكل يارى مى كند: 1 هيچ گاه با خود خلوت نكنيد و حتى هنگام خواب در جايى كه ديگران حضور دارند بخوابيد تا شيطان شما را فريب ندهد;2 وقت هاى خود را پر كنيد و كم تر اوقات فراغت داشته باشيد;3 پس از گذراندن دانشگاه مى توانيد به راحتى ازدواج كنيد و ازدواج براى شما واجب است , بدون شك خداوند فقر شما را جبران مى كند; 4 به قرآن و خاندان عصمت و طهارت پناه ببريد و با توسل به قرآن و اهل بيت : بر طرف شدن مشكل خود را از آنان بخواهيد;5 به ضررهاى اين گنا( استمنا) مانند ضعف چشم و يا نابينايى , خميدگى , ضعف اعصاب و... توجه داشته باشيد.
کد سوال : 52125
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جعاله چيست ؟ و فرق آن با رشوه چيست ؟
پاسخ : جعاله آن است كه انسان قرار بگذارد در مقابل كارى كه براى او انجام مى دهند, مال معيّنى بدهد, مثلاً بگويد: هر كس گمشدهء من را پيدا كند, هزار تومان به او مى دهم .به كسى كه اين قرار را مى گذارد و به كسى كه كار را انجام مى دهد مى گويند. عامل در جعاله ممكن است شخص معيّن يا غير معيّن باشد, مثلاً جاعل بگويد: هر كس اسب مرا پيدا كند, هزار تومان به اومى دهم .(1) بنابراين , جعاله يك معاملهء عرفى و همراه با عقد و معاهده است .اما رشوه و ارتشا, در باب قضاوت و حكم يا اعم از آن , نه جعاله است و نه عقد ديگرى , مثلاً اگر يكى ازطرفين دعوا به قاضى بگويد: اين پول يا اين گوسفند را به شما مى دهم كه به نفع من حكم كنى , يا در غير باب قضاوت , كسى به كارمند اداره بگويد: اين كار خلاف قانون را براى من انجام بده و به او پولى بدهد, گرفتن اين گوسفند و پول جايز نيست , چون قضاوت به ناحق و انجام كارى خلاف قانون جايز نيست ; ثانياً قاضى و كارمنددر آن زمان براى كارشان حقوق مى گيرند و در اجارهء دولت يا شركت هستند و در آن فرصت نمى توانند به كارديگر وارد شوند. اصولاً رشوه به اين معنا است كه شخصى پول يا جنسى را به كسى دهد, تا توجه او را جلب ومتمايل به خود بكند, به منظور اين كه به نفع او حكمى بكند يا بر ظلم يا معصيتى كمك كند.(2)رشوه از محرّمات شرع اسلام و در نكوهش آن آثار و اخبار بيش از حدّ و حصر است . امام باقر7فرمود:.عمّار بن مروان گويد: .هم چنين امام صادق 7فرمود: .پيامبر6فرمود: (3)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2مسئله 2218به بعد.(پـاورقى 2.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 2 سؤال 748; مجمع البحرين , ج 2 ص 182 مادهء رشوه .(پـاورقى 3.سيد مصطفى دشتى , معارف و معاريف , ج 5 ص 665
کد سوال : 52126
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا هنوز مرد نسبت به خدمتكارانِ زن (كنيز) مالكيت دارد و بر او حلال است ؟
پاسخ : و احكام مربوط به آنان هميشگى است (حلال محمد حلالٌ الى يوم القيمة و حرامه حرام الى يوم القيمة).(1) اگر دولت اسلامى با كفّار حربى بجنگند و در جنگ , غنايم و افرادى از كفار را اسير كند, مى تواند احكام اسلامى را دربارهء آنان جارى كند, ولى تشخيص اين كه اين كار در زمان فعلى به مصلحت اسلام است يانيست , به دست حاكم و ولى فقيه است . ممكن است ولى فقيه و حاكم اسلامى در زمانى اجراى اين حكم را به مصلحت اسلام نداند و اگر بخواهد اين حكم را اجرا كند, آثار و تبعات بدى براى اسلام و مسلمانان داشته باشد, لذا مى توان از اجراى آن خوددارى كند. (پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 11 ص 56
کد سوال : 52127
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از در آيهء 1سورهء انعام چيست ؟
پاسخ : آيهء قبل ازاين آيه چنين است : جزاءً من ربِّكَ عطاءاً حساباً ربِّ السموات والارض و ما بينهما الرحمنِ لايملكون منه خطاباً.كلمهء و هم چنين كلمهء بدل يا عطف بيان از كلمهء است . كلمهء ربِّك > به خاطر مجروراست ; بنابراين دو كلمهء و در آيهء 37تابع و مجرور است .(1)(پـاورقى 1.سيوطى , بحث توابع .
کد سوال : 52128
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از كلمهء در آيهء 221سورهء بقره چيست ؟
پاسخ : مربوطه به مردان است كه مى فرمايد: اى مردان مسلمان ! با زنان مشرك ازدواج نكنيد, مگر اين كه ايمان بياورند و زن مؤمن بهتر از زن مشرك است , حتى اگر آن زن مشرك زيبا باشد وزيبائى او شما را به تعجب وا دارد.مربوط به زنان است . مى فرمايد: اى مسلمانان ! دخترانتان را به تزويج مردان مشرك درنياوريد مگر اين كه ايمان بياورند و مرد مؤمن بهتر از مرد مشرك است . با او ازدواج كنيد و با مرد مشرك ازدواج نكنيد, حتى اگر آن مرد مشرك زيبا و ثروتمند و داراى مزايايى باشد, كه شما را به تعجب وا دارد.در اين آيه از نكاح و ازدواج مردان مسلمان با زنان مشرك و همين طور از نكاح زنان مؤمن با مردان مشرك ,نهى شده است و نهى دلالت بر عدم جواز ازدواج با آنان دارد.در اين صورت آيا با فرق مى كند؟. مرحوم علامهء طباطبايى مى فرمايد: در اين آيه از ازدواج با مشرك نهى شده است و دلالتى بر عدم جواز ازدواج با زنان كافره يا مردان كافرنيست , ليكن عدم ازدواج مرد مسلمان با زن كافره و عدم ازدواج زن مسلمان با مرد كافر, از ادلّهء ديگر استفاده مى شود.(1) مرحوم فيض در تفسير صافى , مشرك را با كافر به يك معنا گرفته است .(2)ً(پـاورقى 1.الميزان , ج 2 ص 203(پـاورقى 2له .فيض كاشانى , الصافى , ج 1 ص 251
کد سوال : 52129
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا سود سپردهء بانكى كه به سرمايهء شخص تعلق مى گيرد, حلال است ؟
پاسخ : قبل از جملهء چنين است : كذلك يبيّن الله لكم الآيات لعلكم تتفكرون .مرحوم در تفسير مى فرمايد: دو احتمال دارد: 1 اين كه متعلق به كلمهء باشد; يعنى : يبيّنٌ فى الدنيا و الآخرة; خداوند آيات را براى شما در دنيا و آخرت بيان مى كند.2 متعلق به كلمهء در آيهء قبل باشد; يعنى آيات را بيان مى كند تا در دنيا و آخرتفكّر و انديشه كنيد.(1)مرحوم علامهء طباطبايى مى فرمايد: متعلق به است و معناى آيه اين است : آيات را براى شما بيان مى كند تاشما در امر دنيا و آخرت تفكر كنيد و بفهميد دنيا را براى شما خلق كرد تا زندگى كنيدو براى دنياى ديگر زاد و توشه از آن بر گيريد.(2)به نظر مى رسد مربوطه به باشد, چون از جهت به معنا انسب و بهتر مى باشد.(پـاورقى 1له .طبرسى , مجمع البيان , ج 1 ص 557(پـاورقى 2.سيد محمد حسين طباطبائى , الميزان , ج 2 ص 197
کد سوال : 52130
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : پدر و مادرم را دوست ندارم . دو سه بار به سرم زده از خانه بروم . من از دوم راهنمايى به بعد هم درس مى خوانم و هم كار مى كنم . از اين رو در درس افت كرده ام . نمى دانم به زندگى ادامه دهم يا نه !
پاسخ : از نامهء شما بسيار متشكريم . از اين كه به ما اعتماد كرده و درد دل خود را مطرح كرده ايد,سپاسگزاريم . اميدواريم بتوانيم با جواب خود, از رنج هاى شما بكاهيم . پدر و مادرها معمولاً نسبت به فرزندان ,مِهر و عاطفهء شديد دارند و اگر گاهى كتك مى زنند, به سبب دلسوزى و جلوگيرى از تباهى آن ها است , منتها گاه اشتباه كرده و فكر مى كنند با كتك , آنان اصلاح مى شوند و دست از كارهاى غير اخلاقى بر مى دارند, در حالى كه بايستى از راه هاى مسالمت آميز و نصيحت غير مستقيم فرزندان رابه راه راست هدايت كنند. از اين جهت ما هم با شما هم سو هستيم كه پدر نبايد برخورد خشن با فرزند داشته باشد و در دل او بذر كينه و دشمنى بكارد وخانه را كه كانون مهر و محبت است , تيره و تار كند, تا فكر گريز از اين مركز امن , ايجاد شود. بيش تر بى مهرى ها وبى عاطفگى ها و خشونت ها در جامعه , از خانه شروع مى شود. شما بدانيد اين پدران , از فرهنگ دينى و انسانى كم تر اطلاع دارند و از دانش و فن تربيت بهرهء كافى ندارند و گاه فشارهاى مالى و اقتصادى و بعضى ناراحتى هاى روحى و روانى باعث مى شود دست به چنين كارهاى غير انسانى بزنند و اختيار خود را از دست بدهند و بدون توجه به عاقبت كار, روح لطيف و نازك تر از گُل فرزندشان را آزار دهند. چنين پدرانى در دادگاه عدل الهى محاكمه خواهند شد و به جزاى خود خواهند رسيد و بايد در دنيا وآخرت پاسخ گو باشند. آن ها در آينده متوجه پيامدهاى سوء اين رفتار شده و پشيمان خواهند شد.خواهر گرامى ! هر كس وظيفه دارد و بايد بداند در مقابل نامهربانى ها نبايد نامهربانى كرد و نبايد به فكر ترك خانه و كاشانه افتاد آيا خوبى ها و رنج هايى را كه پدر و مادر در دوران كودكى براى ما كشيده اند, بايد فراموش كرد؟! چه كسى در سال هاى ناتوانى و در خردسالى ما را تر و خشك كرد؟ آيا جز پدر و مادر حاضر بودند حتى براى يك روز يا يك شب از ما نگه دارى كنند؟ چه شب ها كه به حكم عاطفه و محبت , پدر و مادر در كنار گهواره ءما ننشتند, تا خواب به چشمان ما آيد, و ما آسوده بخوابيم ! اينك نيز آنان راضى نيستند بيمارى و ناراحتى هاى ما را شاهد باشند و اولين كسى كه در گرفتارى , به يارى ما خواهند آمد, پدر و مادر هستند. پس چه خوب است رفتار عصبى و غير ارادى آنان را ناديده بگيريم و كارى كنيم كمى از درد و رنج هاى آنان التيام يابد, تا مجبور به كتك زدن نشوند. افرادى بدون پدر يا مادر و يا بدون برادر و خواهر هستند و آرزو مى كنند اى كاش يك لحظه ,سايهء پدر و يا مادر بر سر آن ها بود! قدر اين نعت را بدانيم , تا خداوند نعمت هاى ديگرى نصيب ما فرمايد.خوش حاليم اعتقادات مذهبى تان باعث شده است . از خانه فرار نكنيد; زيرا هر كس از خانهء خود جدا شد,فوراً گرفتار گرگ هاى گرسنه و درّنده شد و گاه پشيمانى براى او سودى نداشت و روى برگشتن به خانه را پيدانكرد و رسواى خاص و عام شد. نيكى به پدر و مادر ـ هر چند آنان ظالم باشند ـ نتايج خوبى در زندگى آينده ءانسان خواهد داشت . بزرگوارى كنيد و نسبت به رفتار خشن پدر گذشت داشته باشيد. حساسيت هاى او رابشناسيد و سعى كنيد در جهتى حركت كنيد كه بهانهء دعوا نداشته باشد. اميد است آسايش و اعصابى آرام داشته باشيد, اگر مى خواهيد خوبى ها را به دست آوريد, كينه و نفرت را از دل خود بيرون كنيد و از پدر و مادرتنفر نداشته باشيد. اگر به خاطر بدى هايشان آنان را دوست نداريد, سعى كنيد به حكم قرآن كريم , در حق آن هادعا كنيد (ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيراً; خدايا به آن ها رحمت فرست , همان گونه كه آنان در كومى , من راپرورش دادند).در ظاهر با آن ها خوب باشيد و تنفر خود را اظهار نكنيد, زيرا اولين ضرر تنفر و كينه ورزى به خود انسان مى رسد. ما اطمينان داريم از دست والدين , كينه اى نداريد, چرا كه اگر خداى نكرده يكى از والدين از دنيا برود,از همه بيش تر شما گريه مى كنيد. كينه همواره انسان را رنج مى دهد. افرادى كه در دل كينه ندارند, آرامش كامل دارند و بهتر مى توانند زندگى خود را سر و سامان دهند. سفارش ما به شما اين است كه چنين باشيد و فكر جداشدن از خانه و زندگى را از سر خود بيرون كنيد و خود را آمادهء زندگى جديد كنيد و با تن و روحى سالم به خانه ءبخت برويد و كانونى گرم و پر از مهر و محبت را پايه ريزى كنيد و با اعمال و رفتار خود به ديگران درس بدهيد.خداوند يار و ياور شما باشد و همهء راه ها را بر شما هموار و آسان گرداند. اميدواريم در ضمن كار, به درس هايت بيش تر برسى و نمرهء قبولى بياورى و سعى و كوشش خود را بكنى .از يان كه هم مشغول تحصيل و هم مشغول كار هستى , ناراحت نباش , هر چند پول آن را تقديم پدر كنى , زيراروزى به دردت خواهد خورد.در صورت تمايل با ما مكاتبه كنيد و شماره تلفن منزل را بدهيد تا مسئول محترم واحد حاج آقاى شريعتى سبزوارى با خانوادهء شما صحبت كنند.
کد سوال : 52131
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا قرآن كريم به تفصيل دربارهء ارث و خريد و فروش و مسائل مادى دنيوى و غنايم جنگى صحبت كرده , امّا در مورد مسائل روانى , مثل نيكى به ديگران و گذشت و خودسازى بسيار كم گفته است و درمقام مقايسه بسيار ناچيز است ؟ نمى توانيم بگوييم اعراب درك اين مسائل را نداشت
پاسخ : اگر دقت بيش ترى در سرتاسر قرآن داشته باشيم , به خوبى در مى يابيم قضاوت شما صحيح نيست . اخلاق و, تقوا, احسان و روابط فردى و اجتماعى , از مسائل اساسى قرآن است و مسائل ارث و ميراث و خريد و فروش از كم ترين توجّه در قرآن بهره مند است . شاهد اين مدعا اين است كه از واژهء تقوا و تقريباً 252رتبه در قرآن استفاده شده و دربارهء توكّل , هفتاد مورد و دربارهء احسان به پدر و مادر و ديگران , حدود 87مرتبه و از ديگر مسائل اخلاقى بسيار ياد شده است , ولى در مورد ارث تقريباً پنج مورد و در مورد خريد و فروش حدود چهار مورد و در مورد غنايم چهار مورد بيش تر ذكر نشده است . بنابراين مى توان گفت : مهم ترين بخش آيات الهى , مسائل مربوط به اخلاق و نيكى و احسان به ديگران و دورى از دنيا و تقوا و خودسازى و امورمربوط به انسان و انسانيت است و مسائل مادى از قبيل خريد و فروش و ارث و ميراث از كم ترين بهره برخوردارمى باشد. قرآن هدايت كنندهء مردم به راه درست است .() و در آيه است : الصدور و هدىً و رحمةً للمؤمنين ;(1) قرآن موعظه و شفا و هدايت و رحمت براى مؤمنان است >.(پـاورقى 1.يونس (10 آيهء 57
کد سوال : 52132
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از آيهء چه مواردى را شامل مى شود و شأن نزول آيه چيست ؟
پاسخ : اين دو آيه مؤمنان را از پرسش هاى بى جهت و بى فايد, از پيامبر6منع مى كند; زيرا بعضى سؤال ها از پيامبر6باعث تشديد حكم و تكليف زايد مى شود, مانند پرسش هاى يهوديان از موسى درباره ءگاو بنى اسرائيل , كه هر چه از موسى سؤال كردند, حكم و تكليف بر آنان مشكل تر گرديد و يا باعث ظاهر شدن عيوب مى گردد, كه موجب آبروريزى و انكار شخص مى شود و در نتيجه انسان ناراحت و احياناً منكر عيب و ياباعث رو در رويى با پيامبر و كافر شدن , مى شود.مرحوم علامهء طباطبايى مى فرمايد: سؤال هاى ممنوع , سؤال هايى است كه مشيت خداوند متعال بر آشكارشدن آن ها نيست و بايد مكتوم و مخفى بماند و از طرق عادى و طبيعى آشكار شود, مانند پرسش هايى از قبيل اين كه روز وفات من كى خواهد بود؟ يا سبب مرگ من چه خواهد بود؟ يا سؤال از عمر و اجل دوستان وفرزندان يا زوال مُلك و....بنابراين بعضى از چيزها مخفى است و مخفى بودن آن حكمتى دارد; زيرا اگر آن ها ظاهر گردد, موجب اختلال نظم و سنن الهى مى گردد, لذا اين گونه پرسش ها صحيح نيست .(1)در شأن نزول اين دو آيه آمده است : عده اى از مردم پيامبر را سؤال پيچ مى كردند و از اين در و آن در سؤال مى كردند. پيامبر6ناراحت شد و فرمود: از من سؤال كنيد و از هر چه سؤال كنيد, به آن ها جواب مى دهم .يكى پرسيد: پدرم چه كسى بود؟ پيامبر6جوابش را داد; شخص ديگرى سؤال كرد: پدر من چه كسى بود؟باز پيامبر6جواب اورا داد. اما او پدر خود را كس ديگرى مى دانست و ناراحت شد و در برابر پيامبرايستادگى كرد. شخصى بلند شد و گفت : يا رسول اللّه ! ما همه تازه مسلمان هستيم و در زمان جاهليت به سربرده ايم ; يعنى اگر خطاهايى از قبيل زنا و بدكارى و فسادهاى اخلاقى بوده , در اثر جاهليت بوده است ; بنابراين از ما درگذر. پيامبر6فرمود: واللّه از گذشته و آينده و بهشت و جهنم در بهشتيان و جهنميان خبر دارم ....شأن نزول ديگر: بعضى براى مسخره و امتحان كردن از پيامبر6سؤال هايى كردند; يكى گفت : پدر من كيست ؟ ديگرى گفت : پدر من در بهشت است يا جهنم ؟ سومى گفت : شتر من گم شده است , بگو كجا است , كه اين آيه نازل شد.شأن نزول سوم : پيامبر خطبه خواند و فرمود: حج بر شما واجب است . پرسيد: آيا در هرسال واجب است به حج برويم ؟ پيامبر6جواب نداد. او دوبار ديگر سؤال كرد. پيامبر فرمود: واى بر تو: ازچيزهايى كه نمى گويم , سؤال نكنيد; زيرا اگر بگويم : آرى , هر سال واجب مى شود كه به حج برويد, و اين براى شما مشقّت آور خواهد بود و اگر انجام ندهيد, گناه كار خواهيد بود و احياناً موجب كفر خواهد شد.هنگامى كه به شما دستورى دادم , تا آن جا كه قدرت داريد, آن را انجام دهيد و اگر از چيزى نهى كردم , از آن دورى كنيد و به همان اكتفا كنيد.(2)بنابراين ترجمهء آيه چنين است : از چيزهايى كه اگر واضح و روشن شود, ناراحت مى شود, سؤال نكنيد واگر هنگامى كه قرآن نازل مى شود, سؤال كنيد; براى شما روشن مى شود و جواب داده مى شود و خداوندگذشته ها (خلاف هاى زمان جاهليت ) را پاك كرده و آن ها را ناديده مى گيرد و خداوند غفور و حليم است .در زمان هاى قبل , بعضى از مردم از پيامبرشان سؤال هايى كردند, ولى بعد (در اثر انجام ندادن , مانند قوم صالح و قوم موسى ) كافر شدند.(پـاورقى 1.الميزان , ج 7 ص 150(پـاورقى 2.مجمع البيان , ج 3 ص 386و الصافى , ج 2 ص 92
کد سوال : 52133
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به اين كه دين مبين اسلام , زهد گرايى و گوشه نشينى را مردود دانسته , آيا كار عارفان و سالكان در وضعى كه ممالك اسلامى زير سلطهء حكام غير اسلامى بوده , مورد قبول است ؟
پاسخ : افراط و تفريطها در عملكردها و برداشت ها و مقوله هاى دينى فراوان است . يكى عارف و گوشه نشين مى شود و حتى به زن و فرزند خود نمى رسد و ديگرى سياستمدار و دنبال دنيا است و اصلاً تقوا و ترس ازخدا, در وجودش ملاحظه نمى شود و يكى زاهد مى شود و خود را به فلاكت و گدايى و زن و بچه اش را به بدبختى مى كشاند و وظايف اجتماعى خود را انجام نمى دهد.اين گونه افراط و تفريطها فراوان است . زهدگرايى و گوشه نشينى 100 مردود نيست , هم چنان كه دلبستگى بسيار به دنيا خوب نيست . انسان كامل ازديدگاه اسلام انسانى است كه تمام مسئوليّت هاى فردى و اجتماعى خود را انجام دهد. مسئوليت هاى فردى ازقبيل خودسازى و تقوا و دور كردن رذايل اخلاقى و نماز خواندن و روزه گرفتن و مراعات حدود الهى و كار وتلاش است . مسئوليت هاى اجتماعى از قبيل فعاليت هاى سياسى و اجتماعى , خدمت به مردم و رسيدگى به فقرا است . انسان كامل كسى است كه در عين اين كه مواظب تقوا است , زاهد و بى رغبت به دنيا و اهل عبادت است و در همان حال فعاليت هاى ديگرى را نيز انجام مى دهد. مسلماً مى توان گفت كسانى كه از زهد و عزلت برداشت ناصواب داشته و خود را از وظايف اجتماعى دور نگه داشته اند, نزد خدا معاقب خواهند بود.