کد سوال : 52114
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چند خواهر دارم كه در خانهء پدر مانده اند. چه كنيم تا آن ها به خانهء بخت بروند؟ خواهرانم ويژگى هاى خوبى دارند, ليكن شانس ندارند! گاهى در خانه مورد نكوهش قرار مى گيرم كه تو مقصّرى , چون باشوهرت نمى سازى ; از اين رو مردم به خواستگارى خواهرها نمى آيند!
پاسخ : خواهر گرامى ! براى اين كه خواهران شما با احترام و عظمت و عزّت به خانهء بخت بروند, توجه به نكاتى , حايز اهميت است : 1 بدون شك درگيرى شما با شوهرتان و ناسازگارى وى با شما, در سرنوشت خواهرانتان اثر منفى مى گذارد; به همين جهت برخى از نگرانى ها و ايرادهاى مادر و خانواده به شما, شايد وارد باشد. براى اين كه در اين ميان تقصيرى نداشته باشيد, مى توانيد با ايثار و فداكارى و محبت و صفا و گذشت , با شوهرتان بسازيد وزندگى خود را گرم نگه داريد تا سردى يا فروپاشى آن به خواهرانتان لطمه نزند.2 رفت و آمدهاى متين و معقول خانوادهء شما به ويژه خواهرانى كه در آستانهء ازدواج هستند, با همسايه هاو بستگان و اهالىِ محل و شهر, در باز شدن بخت خواهران مؤثّر است . شما با ايجاد ارتباط گرم و مناسب باخويشان و همسايه ها و اهالى محل مى توانيد اعتبار خويش را تقويت كنيد, زيرا هر كس براى خواستگارى بيايد, براى تحقيق به سراغ آنان خواهد رفت و شما بايد نظر مثبت آنان را جلب نماييد, تا در ارزيابى حُسن شهرت لازم را كسب نماييد.3 در كنار هنرِ قالى بافى , فراگيرى هنرهايى مانند خياطى و گل دوزى و نقاشى و خوش نويسى و... درجذب خواستگار مؤثر است .4 خواندن نماز حاجت و استمداد از اهل بيت : و مراجع به مفاتيح الجنان و استفاده از اوراد و اذكار وتوسل ها و زيارت ها براى برطرف شدن گرفتارى ها, به ويژه اين مشكل بسيار مفيد و كارساز است .
کد سوال : 52115
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : زنى 26ساله هستم و با پسر دايى ام ازدواج كرده ام ; مرا كتك مى زند و به من اهانت وجسارت مى نمايد وقتى از خانه بيرون كرده است . مى گويد: آن قدر تو را اذيت مى كنم تا مهريه ات را ببخشى ومن طلاقت دهم . من براى رضاى خدا, زن اين مرد بچه دار شدم , اما او اين چنين
پاسخ : ]هر چه باشد جز خدا, آن بت بُوَد, در هم شكن هر چه باشدجز هوى , آن حق بُوَد, در دل نشان]نامهء ناراحت كنندهء شما را خوانديم و از افسردگى شما متأثر شديم .براى راهنمايى شما نكاتى چند تقديم مى نماييم ; اميد است براى درمان آسيب ها و آفت هاى زندگى شمامفيد و مؤثّر باشد.1 براى تمديد اعصاب و فراموش كردن ناراحتى هاى گذشته , به شما سفارش مى كنيم با همآهنگى خانواده , سفرى زيارتى به مشهد مقدس برويد و اگر نمى توانيد, سفرى به قسم , براى زيارت حضرت معصومه 3و جمكران داشته باشيد. اين سفر را با كاروان هاى زيارتى خانم ها انجام دهيد.2 زندگى , پيچ و خم و فراز و نشيب بسيار دارد و مطالبى كه شما نوشته ايد, كم و بيش در تمام زندگى هاوجود دارد; مهم اين است كه ريشه يابى كنيد و ببينيد براى چه شوهرتان با شما چنين برخوردى دارد. مشكل راريشه اى حل كنيد و دل او را به دست آوريد. بنابراين , نبايد به مشكلات با ديدهء غير طبيعى بنگريد.اساساً امكان ندارد دو جنس مخالف (مرد و زن ) با هم زندگى كنند و از همه جهات , سازگارى و توافق اخلاقى داشته باشند; مهم اين است كه زندگى خويش را بر اساس فداكارى , ايثار, صفا, محبت , ظرفيت انتقادشنوى , نقد پذيرى , ايمان به خدا و تقوا تنظيم نماييم و به اعتبارات فانى دنيا توجه نداشته باشيم .]دنيا كلاف پيچ در پيچ است اولش هيچ است و آخرش هيچ استاى هيچ ! به خاطر هيچ اين قدر به خود مپيچ]3 گرفتارى هايى كه شما بدان اشاره كرديد, از لوازم زندگى است و گاهى براى تربيت و كسب تجارب و پاك شدن گناهان و رشد و تكامل مؤثر است و اساساً تمام انبيا و اولياى الهى با مصايب و روى دادهاى سخت زندگى و اذيت و آزار و تحقير و توهين مواجه بودند; مگر شما داستان پيامبر اسلام 6و حضرت اميرمؤمنان 7و فاطمه زهرا3و زينب مظلومه 3و خاندان عصمت و طهارت را فراموش كرده ايد؟! مگر آنان زندگى راحت و آرام و بدون دغدغه داشتند؟! مگر در راه خدا, بدترين اهانت ها و جسارت ها و شكنجه ها راتحمّل نكردند؟! مگر آنان از نظر رفاهى در مضيقه نبودند؟! مگر آنان سر سفرهء آماده نشسته بودند؟! اين مصيبت ها براى ما نيز هست و از آن در جهت رشد و تكامل بهره برد.]عالم وَهْم و خيال و طبع و بيم هست رهرو را يكى سدّ عظيم]انتظار نداشته باشيد زندگى بر وفق مراد شما باشد, معلوم نيست زندگى كسى از همه جهات بر وفق مراد اوباشد.4 اگر شما در برابر بدگويى ها و جسارت ها و اهانت ها و ناراحتى هاى شوهرتان , كرامت و بزرگوارى و ايثار وفداكارى و مهر و محبت نشان دهيد, نه تنها مورد عنايت ويژهء خداوند قرار مى گيريد و درهاى ملكوت وجبروت بر روى شما گشوده مى گردد, بلكه بدون شك او را متحوّل مى كنيد و باعث احياى او مى گرديد و هيچ پاداشى بالاتر از احيا و زنده كرده يك انسان نيست ; قرآن مى فرمايد: < من احين نفساً فكانّها احين الناس جميعاً; هركس يك نفر را زنده كند, گويا تمام مردم دنيا را احيا كرده است >. براى موفقيت در اين وادى به قرآن و اهل بيت : پناه ببريد و به آن ها متوسل شويد و با دعا و نمازهاى حاجت (1) و استغاثه (2) و زيارت به اهل بيت مرتبط شويد. اساساً مردها انتظارات و مطالباتى از همسرانشان دارند كه تا آن تمكين و اطاعت شرعى و مهر ومحبت و عاطفه و احساسات و درك موقعيت آنان به صورت كامل بر آورده نگردد, همسر را ـ آن چنان كه بايد ـنمى پذيرند و برخى احياناً از اين نكته غافلند كه در مقابل , بايد انتظارات همسران را برآورند تا به مطالباتشان برسند; بنابراين , بهتر است شما با يك روان شناس مشورت كنيد و وضع روح و روان و روحيات همسرتان راشناسايى كنيد و مطالبات او را پاسخ دهيد و از اين طريق در وجود او تغيير اخلاقى ايجاد نماييد.5 براى برطرف شدن گرفتارى سخت و همّ و غم و اندوه هاى ديگر, زير آسمان دست ها را بلند كنيد و اين ذكر شريف را بسيار تكرار كنيد, چرا كه در روايات از حضرات معصومان : به همين منظور وارد شده است :(پـاورقى 1.مفاتيح الجنان , نماز حاجت .(پـاورقى 2.همان ,استغاثه به ساحت حضرت مهدى 7
کد سوال : 52116
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از اين كه پدر و مادرم صبح ها سركار و برادر و خواهرم به مدرسه مى روند و خانه خلوت است ناراحتم و اى بسا احساس افسردگى مى كنم , لطفاً در اين خصوص كمك كنيد.
پاسخ : برادر عزيز و گرامى , شما از اين وضع موجود نبايد ناراحت شويد, بلكه بايد خيلى خوشحال باشيد. و از اين بابت خدا را شكر كنيد, كه جاى خلوت , بى سر و صدا و به دور از جار و جنجال را نصيب شماكرده است .از اين فرصت طلايى استفاده كرده و درس هاى خود را دقيقاً بخوانيد.اتفاقاً يكى از شرايط آموزش صحيح مطالعه و تمركز حواس انتخاب مكان خاصى است كه شلوغ و پر رفت و آمد نباشد. در نهايت اگر تنهايى و خلوت بودن خانم , شما را آزار مى دهد, مى توانيد برنامه هاى ورزشى وتفريحى سالم براى خود تنظيم كنيد و با دوستان هم فكر خود در اين زمينه مشورت كرده و با آن ها همگام شويد; زيرا ورزش و تفريح و مسافرت و... براى شادابى و جلوگيرى از افسردگى بسيار مؤثر است .
کد سوال : 52117
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روش مطالعه صحيح كدام است ؟ و براى قبولى در كنكور چه بايد كرد؟
پاسخ : براى آموزش روش صحيح مطالعه و تمركز حواس جزوه اى ارسال مى گردد. اميدوايم با مطالعه آن به خواست هايتان نايل شويد.امّا به طور اجمال مى گوييم براى مطالعه ابتدا برنامه ريزى و سپس رعايت زمان و مكان مناسب , از شرايطاصلى مى باشد.در برنامه ريزى , رعايت امور زير لازم است :1 به اندازه توان برنامه ريزى كنيد; يعنى قبلاً خود را بيازماييد كه چند ساعت مى توانيد پيوسته مطالعه كنيد؟ به همان اندازه برنامه ريزى كنيد كه بيش تر از آن مضرخواهد بود;2 اختصاص دادن بهترين اوقات به مطالعهء مطالب مشكل و عميق كتاب ;3 مطالب سنگين و نيازمند تعمّق پيوسته مطالعه نشود, هم چنين در فهم آن شتاب نكنيد;4 كتاب هايى كه مطالبشان مشابه هم است در يك زمان مورد مطالعه قرار نگيرد, به عنوان مثال چون تقريباًرياضيات و جبر و مثلثات , فلسفه و كلام اسلامى مشابه هم است سعى كنيد در زمان هاى جداگانه مطالعه شود.در مورد مكان به نكات زير توجه شود.1 مكان خاصى را در نظر بگيريد و حتى الاءمكان سعى كنيد هميشه آن جا مطالعه كنيد كه براى تمركزحواس مفيد خواهد بود;2 در اتاق استراحت كه پر زرق و برق و داراى مناظر جذاب يا ناراحت كننده و يا شلوغ و پر رفت و آمداست مطالبه نكنيد.در مورد زمان مطالعه توجه به نكات ذيل مفيد خواهد بود.1 بهترين اوقات مطالعه سحر يا صبح زود است . سعى كنيد مطالب حساس را در اين وقت بخوانيد;2 با شكم گرسنه و سير از مطالعه خوددارى شود;توجه : بعد از طرح برنامهء ايده آل و رعايت شرايط زمان و مكان , بدون تأمل مطالعه را شروع كنيد. از حركت كردن در هنگام مطالعه بپرهيزيد چون موجب خستى چشم و مانع تمركز حواس است . مطالب اصلى و مهم را ازفرعى و حاشيه اى تفكيك كنيد. خلاصه مطالب هر فصل را يادداشت كنيد و بالاءخره بعد از مطالعه هر فصل نكات اصلى آن را در ذهن مرور نماييد.
کد سوال : 52118
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علاقه دارم مطالب كتاب ها را بفهمم , اما مقدور نيست , چون از اول عادت به حفظ كردن نموده ام . چه بايد كرد تا در اين كار موفق شوم ؟
پاسخ : توصيه و سفارش ما به شما چنين است : شعار خود را عوض كنيد, به جاى نمى توانم يا از حل مسائل عاجزم , بگوييد مى توانم از ديگران چه كمتر دارم به خود اعتماد كنيد و اميدوار باشيد.2 با حوصله و آرامش كامل به حل مسائل بپردازيد و در حل آن شتاب نكنيد;3 در كلاس كاملاً به حرف معلّم گوش فراداده و به طور اختصار يادداشت كنيد;4 از معلومات هم شاگردان استفاده كنيد;5 در صورت نياز از گرفتن معلّم خصوصى غفلت نكنيد.
کد سوال : 52119
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عشق و علاقهء زيادى به مطالعه و طى مدارج علمى دارم , اما چند سالى است نمى توانم مطالعه كنم , چون زود خسته مى شوم . از اين بابت بسيار نگرانم . از طرفى با اين كه مشكلى در خانواده ندارم , ولى گاه ازمسائل حاشيه اى كه بين خانوادهء من و همسر پيش مى آيد, بى تحمل
پاسخ : برادر عزيز, دبير گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه كرده و به ما اعتماد نموده و مشكل خود را با ما درميان گذاشته ايد, سپاس گزاريم . از برطرف كنندهء غم ها و ناراحتى ها, خداى مهربان خواستاريم هر چه سريع تراندوه و نگرانى هاى شما را بر طرف فرمايند.عشق و علاقه به مطالعه و طى مدارج علمى و كمال , يكى از بهترين نعمت هاى الهى است كه نصيب هركسى نمى شود, از اين بابت بايد خدا را شاكر باشيد. از اين كه چند سالى است از مطالعه كردن بى بهره هستيد وزود احساس خستگى مى كند, نگران نباشيد. ان شاءاللّه چيزى نيست و با تدبير و دور انديشى برطرف خواهدشد.بروز چنين حالت و حادثه اى حتماً عواملى دارد كه شايد بعضى به دلايل زير بر گردد:1 پيدايش عشق و علاقهء جديد, در مقابل علاقهء به مطالعه ; ممكن است انسان به جايى برسد كه خيلى علاقه مند به جمع پول و داشتن ماشين و خريد يا ساختن خانه و بالاءخره داشتن زن و فرزند و فراهم نمودن زندگى نسبتاً مناسبى بشود. كم نيستند افرادى كه چنين تحوّلى در زندگى شان پيدا مى شود, كه در اين صورت طبيعى است حال مطالعه را نداشته باشند و زود احساس خستگى بكنند., حتّى اگر مطالعه يك صفحهء روزنامه باشد. اين حالت موقتى است كه ان شاءاله برطرف مى شود.2 ضعف و ناتوانى جسمى ; گاه ممكن است منشأ بى حوصلگى و احساس خستگى , ضعف و ناتوانى جسمى باشد كه خود انسان خبر نداشته باشد كه در اين صورت مى توانيد با مراجعه به دكتر و دادن آزمايش مشكل را برطرف كنيد. 3 ناملايمات روحى و روانى ; گاه ممكن است در اثر فشار و ناملايمات روحى , چنين حالتى براى انسان پيش بيايد, مثلاً تهمت و برچسب هايى ناروا به آدم زده شود و بى حرمتى و بى احترامى به انسان شود.مهم تر از همه اين كه انسان در كلاس از دانش آموز بى حرمتى ببيند يا احساس كند از كارآيى مفيد برخوردارنيست ; زيرا چنين احساسى ذهنيتى براى او ايجاد مى كند كه فكر و ذكرش را اشغال مى كند و تمام وجودش رافرا مى گيرد, به گونه اى كه حوصله اى باقى نمى گذارد.شايد بى حوصلگى شما و از كوره در رفتن و تاب و تحمل شنيدن اختلاف حتى مسائل حاشيه اى رانداشتن , معلول همين مطلب باشد. با اين حال آيا صلاح نمى دانيد با شخص مجرّب و مؤمن و متعهد و آگاه به مسائل روحى ملاقات كرده و مشكلتان را با او در ميان بگذاريد؟!اگر تمايل داشته باشيد, مى توانيد با شمارهء 743183با مسئول واحد پاسخ به سؤالات جناب حجةالاءسلام والمسلمين حاج آقا شريعتى تماس گرفته و مشاوره كنيد.براى اين كه بتوان آن چه در درون است , كاملاً و بدن اضطراب و تشويش به ديگر منتقل شود, راه كارهايى ذكر كرده اند كه به پاره اى اشاره مى شود:1 كار نيكو كردن از پر كردن است ; قبل از ورود به جلسه يا ملاقات با طرف , خوب است پيش خود يك جلسهء صورى تشكيل داده و يا شخص فرضى را در نظر بگيريد. سپس خواست هاى خود را شمرده , شمرده به او منتقل نماييد. اين كار را چندين بار تكرار كنيد كه بسيار مفيد خواهد بود.2 ياد داشت كردن خلاصهء مطالب ; آن چه مى خواهيد در جلسه يا كلاس به شخص مورد نظر بگوييد,خلاصه اش را در ورقه اى يادداشت كنيد و ورقه را با خود داشته باشيد به كار هم به شما قوت قلب مى دهد و هم در موقع نياز و ضرورت مى توانيد از نوشته هاى خود استفاده كنيد.3 برطرف نمودن احساس حقارت ; معمولاً منشأ اين گونه كارها احساس حقارت و خود كم بينى است .غالباً طرف مقابل را بزرگ و قوى مى بينيد و خود را حقير و كوچك و ضعيف مى شمريد. سپس تلقين مى كنيد كه من ناچيز در برابر شخصيت كذايى و بزرگ چه بگويم ! اين تلقين در روحيه و قلب و زبان اثر مى گذارد و موجب تشويش خاطر مى شود. بهترين راه غلبه و موفقيت , بر طرف نمودن احساس حقارت و خود كمتر بينى مى باشد.
کد سوال : 52120
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : يوم الخميس يعنى چه ؟ چرا فضايل و مناقب على 7را ناديده گرفتند؟
پاسخ : يوم الخميس روزى است كه به گفته ابن عباس ,(1) پيامبر اكرم 6در بستر بيمارى خواست قلم و كاغذ بياورند تا وصيت كند, تا پس از او امت گمراه نشود, ولى متأسفانه كسانى مانع شدند و وصيت نوشته نشد.علت ناديده گيرى فضايل و مناقب على 7اين بود كه آن حضرت هميشه به دنبال حق بود و مى خواست در جامعه , حق حاكم باشد و از حق طرفدارى گردد و به حق عمل شود و هر چه و هر كه ناحق است , از ميان برود. مى دانيد اين موضوع براى برخى گران است و مى خواهند در جامعه زمينه براى داشتن امتيازات آماده باشد; از اين جهت كارى كردند كه على 7منزوى و 25سال خانه نشين گردد و پس از اين كه مردم از تبعيضات و بى عدالتى ها به ستوه آمدند, به طرف نمونهء تقوا و عدالت هجوم آوردند و او را به عنوان خليفه برگزيدند و آن حضرت خليفهء چهارم مسلمانان گشت , در حالى كه پيامبر6با اشاره و تصريح او را جانشين خود معرفى كرده بود.(2)كتاب هايى كه پرسيده ايد, همگى در بعضى از كتابفروشى هاى قم يا شيراز موجود است كه مى توانيدمراجعه و خريدارى كنيد.(پـاورقى 1.احزاب (33 آيهء 6(پـاورقى 2.مسند احمل حنبل , ج 1 ص 355 به نقل از فروع ابديت , ج 2 ص 859
کد سوال : 52121
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا امام على 7را از هر مسئوليتى دور نگه داشتند و در هيچ موردى او را شركت ندادند و25سال خانه نشين شد؟
پاسخ : خلافت پس از پيامبر اكرم 6باعث اختلاف شديد ميان مسلمانان گشت . از يك طرف اهل بيت پيامبر6بودند كه خود را لايق جانشينى مى دانستند و معتقد بودند پيامبر6نظرش به آنان بود وحتى در موارد زيادى به اين موضوع تصريح و اشاره كرد و عدهء زيادى از مسلمانان هم حق را به آنان مى دادند, واز طرف ديگر عده اى مايل بودند خود و خاندانشان خلافت را در دست بگيرند; از اين رو حقوق اهل بيت :را ناديده گرفتند و با برنامه ريزى هاى خاص موفق شدند على 7را منزوى و خانه نشين كنند. على 7هم به خاطر مصالح اسلام دم فرو بست و 25سال خانه نشين شد. پس از خلافت ابوبكر و عمر و كشته شدن عثمان ,مردم گم شدهء خود را در على 7ديدند و به طرف او هجوم آوردند و در نتيجه امام على 7خليفهء چهارم مسلمانان گشت . براى توضيح بيش تر مى توانيد كتاب نوشتهء آيةاللّه سبحانى را بخوانيد.
کد سوال : 52122
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا سنى ها عايشه را امّ المؤمنين و ابوبكر را خال المؤمنين (دايى مؤمنان ) مى گويند و براى چه آن را تكرار مى كنند؟
پاسخ : برادر گرامى ! از آن رو برادران اهل سنت را ام ّالمؤمنين مى گويند كه در قرآن مجيد آمده است : ;(1) زنان پيامبر, به منزلهء مادران مؤمنان هستند>. و اگر به ابوبكر خال المؤمنين (دايى مؤمنان ) گفته مى شود, علت آن است كه خواهر او (امّ حبيبه ) زن پيامبربود; در نتيجه ابوبكر دايى مؤمنان به حساب مى آيد.علت تكرار اين عناوين معلوم است , چون اهل سنت به اين دو تن علاقه دارند و مى خواهند علت علاقه ءخود را توجيه كنند, يعنى بگويند: به خاطر نسبت ايشان با پيامبر و مؤمنان به آنان علاقه داريم .(پـاورقى 1.احزاب (33 آيهء 6
کد سوال : 52123
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خداوند براى چه از پانزده سالگى حس شهوت را در درون انسان قرار داده است , كه قراراست كه من در سن 22يا 23سالگى ازدواج بكنم , پس چرا بايد از 15سالگى , آن مشكلات را تحمل بكنم , آيامشكل از ما است يا از...؟
پاسخ : دوست عزيز! در پاسخ به سؤال شما, نخست مقدمه اى تقديم مى گردد و پس از آن درباهء اهميت ازدواج و جايگاه آن در اسلام و ضرورت آسان گيرى آن , مطالبى براى شما ارسال مى گردد:الف ) قرار دادن شهوت در وجود انسان با شروع بلوغ اسرارى دارد كه عقل ما تمام آن را نمى يابد. براى آشنايى با اين اسرار به دانشمندان علم فيزيولوژى , يعنى علمى كه شرح وظايف اعضا و قوا را بيان مى كندرجوع كنيد. ما در اين جا به تعدادى از اسرار هم زمانى بلوغ و بروز شهوت اشاره مى كنيم :1 رسيدن به رشد و كمال و بلوغ جسمى و فكرى و عقلى ;2 تمرين قدرت اراده و گزينش و انتخاب صحيح وقتى معلوم مى شود كه انسان در آماج غضب و شهوت قرار گيرد و با توجه به تمام جاذبه هاى شهوانى , خود را آلوده به حرام ننمايد;3 معيار انسانيت انسان , همان عبوديت و بندگى خدا است و مقام عبوديت و بندگى , وقتى خود را نشان مى دهد كه انسان بتواند با شهوت و غضب مبارزه كند; بنابراين , چنين نيست كه ما نتوانيم شهوت را كنترل كنيم ,علاوه بر آن كه وجود شهوت , هم چون غضب با نفع ما است و اگر نباشد نسل آدمى منقرض مى گردد;4 خداوندى كه اين شهوت را از 15سالگى در وجود انسان قرار داده است فرموده است : مى توانيد ازهمان سال و يا حتى جلوتر ازدواج كنيد و اگر در اثر نيروى شهوت و نداشتن همسر به گناه آلوده مى شود,ازدواج براى شما واجب است ; بنابراين , درد و درمان در كنار هم قرار گرفته است و شما مجبور نيستيد آن مشكلات را تحمل كنيد, فقط بايد نشان دهيد كه صلاحيت و توان و شرايط آن را داريد.5 بسيارند كسانى كه از همان آغاز بلوغ ازدواج كرده و چند سالى را در دوران عقد بستگى به سر برده اند ودر زندگى هم موفق بوده اند;6 اگر شما چشم و هم چشمى ها را كنار بگذاريد و صرفاً به فكر عبوديت و بندگى خدا باشيد, ازدواج آسان مى گردد.ب ) در آيات و روايات , نسبت به ازدواج , به ويژه براى كسانى كه نمى توانند پس از بلوغ , خود را كنترل كنند, تأكيد فراوانى شده است و پاداش زيادى براى جوانانى كه ازدواج مى نمايند, منظور داشته است . .قرآن كريم , زناشويى را براى حفظ عفت و قواى شهوانى مرد و زن مورد توجه قرار داده و مى فرمايد: هريك از زن و مرد براى ديگرى به منزلهء لباس است .(1) همان طور كه لباس , آدمى را از زشتى ها مى پوشاند و ستر عورت مى كند, ازدواج هم آدمى را از زشتى مى پوشاند.قال رسول اللّه 6به زيارت خداوند نايل گردد, بايد با انتخاب همسر قانونى و عفيف , موجبات عفت و پاكى خود را فراهم كند>.وانگهى در اسلام سفارش شده است در امر ازدواج , آسان بگيريد و از تجمّلات و تشريفات و هزينه هاى مصرفى كه همراه با اسراف و تبذر و گناه است سخت پرهيز كنيد.بنابراين , خداوند از طرفى پيروان دين مبين اسلام را از زنا و استمنا و فحشا و منكرات بر حذر داشته و ازطرف ديگر با حداكثر تأكيد, آنان را به ازدواج مطلوب و كم خرج و مراسم دور از گناه تشويق و ترغيب نموده است , تا جايى كه زناشويى را محبوب ترين سنّت الهى در آيين اسلام خوانده است . قال رسول اللّه 6 خداوند محبوب تر و عزيزتر از امر ازدواج باشد. به هر حال يا اراده را تقويت كنيد و در برابر انحراف هاى جنسى , مانند استمنا مقاومت نماييد و يا ازدواج كنيد و بدانيد با توكل به خدا و تلاش و فعاليّت و قناعت مى توانيد مرد زندگى شويد.(2)(پـاورقى 1.بقره (2 آيهء 187(پـاورقى 2.محمد تقى فلسفى , گفتار فلسفى (بزرگسال و جوان از نظر افكار و تمايلات هيئت نشر معارف اسلامى , ص 90ـ 120