• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 52104
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مايلم وقتى بزرگ شدم , در حوزهء علميهء قم تحصيل كنم . لطفاً مرا راهنمايى كنيد بايد چه كار كنم .
پاسخ : رفتن پيامبر6به كوه هاى اطراف مكّه مخصوصاً غار حرا, براى عبادت و تفكّر و نماندن دربين افراد هوسران بود. ايشان اين نقطهء دور از غوغا و جنجال را به منظور عبادت و پرستش و تفكر و پيوند روح و روان خويش به درياى رحمت بيكران الهى انتخال كرده بود و تمام ماه رمضان را در اين نقطه مى گذراند و درغير اين ماه گاه به آن جا پناه مى برد; حتى همسر عزيز او (خديجه ) مى دانست هر موقع آن حضرت به خانه نيايد, در كوه حرا مشغول عبادت است . پيامبر پيش از آن كه به مقام نبوّت برسد, دربارهء دو موضوع بيش تر فكرمى كرد:اول : اوراق و صفحات كتاب هستى را بررسى مى نمود و در سيماى هر وجودى , نور و قدرت خدا رامشاهده مى كرد; دوم : دربارهء اصلاح جامعهء خود كه پر از انحطاط و فساد بود, فكر مى كرد. ايشان غوغاى زندگى مكّيان وعياشى قريش را مى ديد و در نحوهء اصلاح آنان فكر مى كرد و از بت پرستى مردم و از وجود بت ها در خانهء خدارنج مى برد و نمى توانست اين وضعيت را تحمل كند.()(پـاورقى 1.جعفر سبحانى , فروغ ابديت , ج 1 ص 178 با تخليص .يكى از برنامه هاى هر انسان بايد اين باشد كه از غوغاسالارى و مفاسد اجتماعى و زشتى ها خود را كناربكشد و ساعاتى را دور از اجتماع به سر ببرد و به خود فكر كند. البته اين بدان معنا نيست كه انسان از وظيفه هاى اجتماعى , خود را كنار بكشد, بلكه براى خودسازى , حضور در اجتماع لازم و مفيد است .
کد سوال : 52105
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد حواس پرتى در نماز و فكر نكردن به كارهاى روزمره , مرا راهنمايى فرماييد.
پاسخ : به امثال بايد آفرين گفت كه در جوانى به فكر اصلاح خويش افتاده ايد. لحظات جوانى را غنيمت شماريد همه صفرند و ميلياردها صفرِ بدون عدد, همه هيچند, و پايهء همهء اعداد است و اگر قبل ازصفرها قرار گيرد, به همهء آن ها هستى و مفهوم و حيات مى بخشد. اتصال وجود ما است كه سراسر نياز و نيستى است به يگانهء هستى بخش .]نيستى با هست چون خيزد زجاى ؟نا خدا چونست در پيش خداى ؟]قدم اول ـ معرفت و آگاهىحواس پرتى در درجهء اول , معلول عدم معرفت موقعيت خويش و نشناختن مقام ربوبى حضرت حق تعالى است . وقتى نمى دانيم حقيقت نماز چيست و چرا نماز مى خوانيم . آيا حواس پرتى امرى طبيعى نيست ؟ما هنگامى كه با يك انسان مهم و شخصيت والا سخن مى گوييم و يااو متكلم است و ما شنونده , هيچ گاه به اين طرف و آن طرف نگاه نمى كنيم و حواس پرتى نداريم , چون به عظمت و شخصيت والاى او واقف گشته ومجذوب شخصيت او شده ايم .ببين ! امام العارفين حضرت اميرالمؤمنين 7با ;(1) اى مولا و اى سرور من ! حىّ و زنده تو هستى (و حيات از آنِ توست و(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 91 ص 110مرده منم (كه لايق مرگم ) آيا كسى جز (تو) زنده و مالك حيات مى تواند به (مثل من ) مرده رحم كند؟مبادا بپندارى مرگ آينده را اراده كرده است ; خير, خير. اين مرگ , مرگ كنونى است كه من و شما دربرابر هستى مطلق جز عدم محض چيزى نمى باشيم و حيات مطلق , حيات او است .وقتى دانستيم نماز, نياز بندگى است , نه ناز مولايى و بيدار و هشيار گشتيم و فهميديم سرتاپا نيازيم و اوغناى مطلق است به ميزان شناخت و معرفت مان از حواس پرتى ما كاسته مى شود.قدم دوم ـ خشوع و خضوع ميوهء معرفت است .فقير وقتى از فقر خود آگاه گردد, طبعاً در مقابل غنى مطلق , خضوع و خشوع مى كند و حود ذات ذولجلال مى گردد و در او ذوب و فانى مى گردد. در اين صورت غير هيچ نمى بيند, حتى نَفْس خويش را.قرآن كريم مى فرمايند: ;(2) از ميان بندگان خدا تنها دانشمندان از اومى ترسند.پس هر را نمى توان عالِم و آگاه دانست , چه اين كه اين گونه افراد با كه مقام را ادراك ننموده اند, يكسانند.نماز فاقد , چون جسم بدون روح است ; زيرا اولين آثار ايمان به خدا, خشوع در نماز است . آيهء قَدْاَفْلَح المؤمنون . الّذين هم فى صلاتهم خاشعون >; مؤمنان رستگار شدند.(مؤمنان ) كسانى (هستند) كه در نمازشان خشوع دارند.(3) اشارت به همين مطلب دارد.خشوع آن است كه از به اندام رسد, نه آن كه اندام تظاهر كند و دل از آن بى خبر باشد.پيامبر6فرمود: . پرسيدند؟ خشوع نفاق چيست ؟ فرمود: آن كه ظاهرِ بدن خاشع بُوَد, ولى در قلب خشوعى نَبود>.(4)در واقع تظاهر به خشوع است و ظاهر با باطن هماهنگى ندارد و اين نوع خشوع , منافقانه است .اما سؤال اصلى اين جا است كه علاوه بر علم و معرف , چه امورى در دست يابى به مؤثر است وآثار و علائم آن چيست تا بتوانيم بدين وسيله بيمارى حواس پرتى در نماز را درمان نماييم ؟به اختصار مى گوييم : رسيدن به مقام خشوع و حضور قلب و وصول به مأواى ذكر, بدون رعايت شرايط واصول زير امكان پذير نيست :1 طهارت : الف ) طهارت قلب از شركت از شرك و ريا و خود پسندى و...ب ) طهارت جسم و بدن : جسم و بدن نمازگزار بايد با اكل و شرب حلال رشد و نمو كرده باشد.اگر غذاى حرام وارد بدن گردد, مواعظ و نصايح و معنويات به تدريج در او بى تأثير مى گردد.ج ) طهارت لباس و مكان : جامه اى كه بر تن داريم و مكانى كه در آن ايستاده ايم , بايد از مال حلال تهيه شده باشد و حقوق واجب آن ـ از جمله خمس و زكات ـ پرداخت شده باشد. لباس يا مكانى كه از راه رشوه و ربا وغصب و بى انصافى و سرقت آماده گشته و يا به نجاست و كثافت آلوده گردد, انسان را به خدا نزديك نمى سازد, بلكه دور مى كند.2 رغبت به خدا و تقوا و خدا ترسى !رغبت به خدا و روحيهء خدا ترسى و ذكر و ياد خدا در همهء احوال گاه از طريق به دست مى آيد, اما پايه و ريشهء اصلى تقوا و خدا ترسى است .حواس پرتى در نماز وقتى به سراغ آدمى نمى آيد كه تمام قلب و هستى نماز گزار متوجه خداوند سبحان باشد و اين حالت زمانى براى انسان ميسّر است كه در غير نماز, چشم و گوش و زبان و زبان و زبان ... خويش رامهار كرده باشد و اگر در بيرونِ نماز و در حالات عادى اين اعضا آزاد و رها باشند, تصوير ذهنى و صورت ملكوتى خاطراتِ ذخيره شده , در هنگام نماز مزاحم انسان مى شود و نمى گذارد حضور قلب پيدا شود.3 اجتناب از خشم : خشم و غضب و عصبانيت بى جا از آفات مهلك حضور قلب است .بايد بر نفس امارهء خويش مسلط گرديم و راه اعتدال و ميانه روى را كه مورد تأكيد قرآن است , در پيش گيريم .قرآن مى فرمايد: بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه باشد.رحمت و رأفت رابه خاطر خدا و در جايى كه او مقرر كرده است , به كار گيريم . در اين صورت جايگاهى براى سكونت شيطان در قلب خويش نگذاشته ايم تا در خلوتگه راز به سراغ ما آيد.4 محافظت بر نماز اوّل وقت : .رعايت اول وقت , يكى از مصاديق محافظت نماز است . اين مطلب در چهار آيهء قرآن و در چهار سوره يادآورى شده است : سورهء بقره , آيهء 238 سورهء انعام , آيهء 92; سورهء مؤمنون , آيهء 9و سورهء معارج , آيهء 34اهميت اين موضوع به قدرى است كه عدم تقيّد به نماز اوّل وقت , اولين اثرش اين است كه لذت مناجات و رازو نياز با خدا از دل بر مى خيزد.وقتى مؤذن مى گويد , اگر به كار ديگرى پرداختى , خير العمل (بهترين عمل ) تو همان است كه به آن مشغولى . پس مؤذن را لبيك بگو. و نيكو است دقايقى با آرامش خاطر, رو به قبله نشستن و خودرا از هر فكر و خيالى , خالى كردن و دلِ پريشان خويش را با شست و شو دادن , تا نور بر آن تجلّى يابد. امام صادق 7فرمود: ; پس معلوم مى شود نماز حقيقتى وروحى دارد و زنده است همواره دعا يا نفرين مى كند و خواستهء نماز هميشه مستجاب است .(5)(پـاورقى 5.آيةا... جوادى آملى , اسرار عبادات , ص 30از امورى كه در جلوگيرى از هواس پرتى تأثير دارد, نمازگزاردن در مكانى معيّن و مناسب است . جايى كه به دور از هياهوى دنيايى و تجلّيّات مادى باشد, زيرا آن گاه كه گوش و چشم ما در كارند, دل نمى تواند كارى كند,مگر دل خواص اولياى الهى ; بنابراين هنگام نماز, خيل آسا بايد خلوتكده اى را برگزيد و به نماز و نياز و راز باحضرت بى نياز مطلق ايستاد و خود را از سر و صداى راديو و تلويزيون و بچه ها دور نمود. بهتر است جاى مخصوصى را در منزل به عنوان داشته باشيم و فرش و لوازم آن ساده و بى پيرايه باشد.6 ورود به نماز قبل از اقامهء نماز:اگر نمازگزار بفهمد و بداند چه مى گويد و چه مى خواهد و از چه كسى مى خواهد, حواسش پرت نمى شود;بنابراين مطالعهء كُتُبى كه معانى و مفاهيم الفاظ و كلمات يا مقامات باطنيه نماز را بيان مى كنند و يا در صدد تفسيرو توضيح مقدمات و تعقيبات نمازند, نمازگزار را در رسيدن به مقصد يارى مى كند. جهت راهنمايى سه كتاب رامعرفى مى كنيم :از ژرفاى نماز, نوشتهء مقام معظم رهبرى مد ظله العالى ; آداب و مراحل سلوك الهى دوره (تخلّى , تزكّى ,تجلّى و تحلّى ) نوشتهء استاد كريم محمود حقيقى ; اسرار عبادات , نوشتهء آية ا... جوادى آملى .شروع نماز:از هنگام وضو ساختن , دل را به خدا بسپار و با گفتن اذان و اقامه و توجه به معانى و مفاهيم بلند آن , جان وروح و قلب را به آن خطر نورى ملكوتى اتصال بده كه از كعبه تا عرش و از آن جا تا حقيقت اسما و صفات و از آن فراتر تا امتداد دارد.پس از اقامه گفتن و قبل از ورود به نماز, به ابراهيم خليل تأسى كن و بگو: انّى وجّهت وجهى للذى فطر السموات والارض حنيفاً مسلماً و ما انا من المشركين ;(6) من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمان ها و زمين را آفريده ,من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم .سپس با حضور قلب و توجه به معانى الفاظ بگو: انّ صلوتى و نسكى و حياى و مماتى لله ربّ العالمين ;(7) بگو:آن گاه كه در دروازهء تكبير قرار گرفتى , گناهان خويش را به ياد آور و به عظمت خالق توجه نما و حقارت خويش را در نظر آور و بگو: يا محسن قد اتاك المسى و قد امرت المحسن ان يتجاوز عن المسى انت المحسن و اناالمسى بحقّ محمد و آل محمد صل على محمد و آل محمد و تجاوز عن قبيح ما تعلم منّى ; گناهكارت به در خانه تو آمده است , و تو امر كرده اى كه نيكوكار از گناهكار بگذرد, تو نيكوكارى و من گناهكارم , بحق محمد و آل محمد رحمتت را بر محمد و آل محمد بفرست و از كارهاى زشتى كه مى دانى ازمن سرزده , بگذر>.هم اكنون با اين مقدمات , خود را آماده سير و سفر به نموده اى , چه اين كه ;(8)اما قبل از تكبيرة الاحرام , شش تكبير بگو و تكبير هفتمى را با نيت تكبيرة الاحرام كه گفتى , عروج آغاز گشت .شيطان به عزت و جلال الهى سوگند ياد كرده است جلوى سير الهى انسان را سد نمايد و با اغوا و تصرّف اذهان و قلب انسان , او را از رسيدن به مقصد و وصال معشوق باز دارد.اما نبايد به خود هراسى راه داد. صابرانِ عاشق , از سختى نمى هراسند و به خاطر شكست عقب نشينى نمى كنند. در بيابان گر به شوق كعبه خواهى زد قدم سرزنش ها گر كند خار مغيلان , غم مخور]حق تعالى به خالصان نماز گزار مژده داد: شروع سورهء حمد, با گفتن سنگى بر پيشانى شيطان بزن و او را به خود مشغول بدار تا از تو دست بردارد. آن گاه با گفتن از خداوند رحمن و رحيم , استعانت بجوى و باتوجه و تذكر به مفاهيم قول و عمل , نماز را ادامه بده و به پايان ببر.در پايان ذكر دو نكته را به عنوان لازم مى دانيم :نكتهء اول : مرغ را دو بال است كه با آن به منزل مقصود مى رسد. مرغ جان آدمى را نيز دو بال قوى بايد تابتواند به منزل ملكوت و رضوان الهى واصل گردد. آن دو بال را از زبان قرآن بشنو: ;(9) بال اول , صبر و استقامت و پايدارى است ; يعنى اگر صدها بار شكست خوردى و به مقصدنرسيدى , تداوم راه را ترك مكن . بال دوم تقوا و پرهيزكارى در همه احوال است .نكتهء دوم ـ آن چه را تحكيم مى بخشد و بر خشوع مى افزايد و حواس را در حق تعالى متمركز مى كند, نماز شب است . امام صادق 7مى فرمايد: اى موسى ! من بر احوال دوست داران خويش مطلعم , نظر لطفم به سوى ايشان است . چون شب پرده ءظلمت بر عالم افكند, من ديدهء دل ايشان را مى گشايم . با من آن گونه نجوا مى كنند كه گويى رو به روى ايشانم .اى پسر عمران ; در دل خشوع آور و بدن خويش را براى من شكسته و خاضع گردان . در تيرگى شب از چشمان , اشك ريز و مرا بخوان كه بسيار با تو نزديكم >.(10) .(11)(پـاورقى 1.مفاتيح الجنان , مناجات خمس عشر امام سجاد7 الثانية عشر, مناجات العارفين .(پـاورقى 2.فاطر (35 آيهء 28(پـاورقى 3.مؤمنون (23 آيهء 1و 2(پـاورقى 4ً.كريم محمود حقيقى , آداب و مراحل سلوك الهى تحلّى , قسمت اول , ص 1065 انتخاب مكان مخصوص براى نماز:(پـاورقى 6.انعام (6 آيهء 79(پـاورقى 7.همان , آيه 162(پـاورقى 8.عليرضا صابرى , الحكم الزاهرة, ج 2 ص 211(پـاورقى 9.آل عمران (3 آيه 186(پـاورقى 10.كريم محمود حقيقى , تحلّى قسمت اول , ص 98(پـاورقى 11.شيخ عباس قمى (ره ) , مفاتيح الجنان , دعاى هفتم از ادعيه خمس عشر امام سجاد7
کد سوال : 52106
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا نماز را در شهر ديگر در خوابگاه دانشجويى بايد شكسته بخوانيم يا كامل ؟
پاسخ : اگر بخواهد حداقل ده روز در دانشگاه بماند, نمازش تمام و روزه اش صحيح است ولى اگر كم تراز ده روز در دانشگاه حضور داشته باشد, نمازش شكسته و روزه هم باطل است .(1) مگر اين كه در اين مسئله بخواهد از آيت ا... بهجت تقليد كند در اين صورت نماز تمام و روزهء ماه رمضان صحيح است .(پـاورقى 1.آيت ا... فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 ص 135
کد سوال : 52107
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : لطفاً در مورد مخلوقات هشتگانه اى كه خداوند آن ها را يكى پس از ديگرى آفريد كه از جمله ءآن ها انسان و جن است , توضيح دهيد.
پاسخ : عبادات بچهء مميّز كه خوب و بد را تشخيص مى دهد, صحيح است ,() اما روزه گرفتن به گونه ء(پـاورقى 1.عروةالوثقى , ج 1 ص 748 مسئله 11و ص 741 مسئله 35مذكور صحيح نيست و معلوم نيست ثوابى داشته باشد.اين كار از باب تربيت بچه و عادت دادن تدريجى او به انجام دستورهاى الهى , خوب است . تمرين دادن بچه هاى مميّز كه خوب و بد را تشخيص مى دهند, بر عبادات واجب و مستحب , چه نماز و چه غير آن ,مستحب است .()(پـاورقى 2.همانآ ص 741 مسئله 35
کد سوال : 52108
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به تهيه عكس و اسلايد و فيلم از كشورهاى عربى علاقه دارم . براى اعزام به خارج راهنمايى ام كنيد.
پاسخ : پيامبر6پيش از بعثت خواب ها و رؤياهايى مى ديد كه داراى واقعيت بود. پس از مدّتى لذّت بخش ترين ساعات براى او ساعت خلوت و عبادت در حال تنهايى بود. او به همين حال به سر مى برد تا اين كه در روز مخصوصى فرشته اى لوحى را در برابر او قرار داد و به اوگفت : و از آن جا كه امّى و درس ناخوانده بود, پاسخ داد كه من توانايى خواندن ندارم .()(پـاورقى 1.جعفر سبحانى , فروغ ابديّت , ج 1 ص 179در اين مورد خطاب نبوده و در عالم بيدارى صورت گرفته . اما در نقل ديگر اين طور آمده : مى شنيد و چون به راست و چپ و پشت سر مى نگريست ,چيزى جز درخت و سنگ نمى ديد>.()(پـاورقى 2.محمد ابراهيم آيتى , تاريخ پيامبر اسلام , ص 83
کد سوال : 52109
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به مسئول خريد خود پيشنهاد بدهيد از كتاب هاى بنده خريدارى كند و مزيد امتنان است بيت المال را صرف جاى ديگر بكنيد. در قم مردم سؤالات خود را از علما مى پرسند.
پاسخ : خواهر گرامى ! در مورد سؤال شما بايد گفت : حساب اشخاص در دست خداوند متعال است وهيچ كس حق ندارد به طور قطع و حتم درباهء كسى اظهار نظر كند و بگويد: فلانى اهل نجات و بهشت است وفلانى گرفتار و اهل جهنم . پيامبر اكرم 6در پاسخ شخصى فرمود: .() (پـاورقى 1.ابن اثير, اسدالغابة, ج 3 ص 387البته منظور پيامبر6اين است كه از راه اعمال و كردار و رفتار نمى شود به طور قاطعانه دربارهء كسى نظرداد كه اهل بهشت است يا دوزخ , هر چند نبى گرامى اسلام 6از طريق وحى اطلاع پيدا مى كرد كه خود وعده اى بهشتى و گروه ديگرى جهنمى مى باشند.در مورد كفّار (غير مسلمانان و غير شيعيانى كه بر حق نيستند) كه اعمال نيك و شايسته اى انجام داده ومى دهند, سه نظريه وجود دارد:1 نظريهء روشنفكران و مستجدد مآبان ;2 مقدس مآبان و تنگ نظران ;3 نظريهء ميانه روها و به تعبير نظريه قرآن .روشنفكران مى گويند: خداوند متعال با هر موجودى نسبتى متساوى و يكسان دارد و با كسى نسبت فاميلى و خويشاوندى ندارد. از طرفى حُسن و قبح افعال , ذاتى است , نه قراردادى ; بنابراين عمل نيك توسط هر كسى انجام شود, پاداش دارد, و پاداشش ممكن است بهشت برين باشد.مقدس مآب ها منطقشان اين است كه اگر بنا باشد اعمال غير مسلمان و يا مسلمان غير شيعه در پيشگاه خداپذيرفته باشد, پس فرق مسلمان و غير مسلمان و همين طور شيعه و غير شيعه چيست ؟ فرق به اين است كه اعمال نيك از مسلمان و شيعه مقبول و از نا مسلمان و غير شيعه مقبول نباشد و يا به اين باشد كه اعمال بد وزشت شيعه عذاب نداشته باشد و اگر اصلاً با هم تفاوتى نداشته باشند, اسلام و تشيع بيهوده خواهد بود.براى جلوگيرى از بيهودگى چاره اى نيست بگوييم تنها اعمال نيك مسلمان و يا مسلمان شيعه در پيشگاه خداوند متعال پذيرفته است . طرفداران نظريهء سوم مى گويند: شكى نيست كه كفر بر دو نوع است : يكى كفرمى ورزد و كافر است از روى عناد و لجبازى و تعصّب ; ديگرى از روى جهل و نادانى كفر مى ورزد; يعنى چون حقيقت برايش كشف نشده , آن را قبول نكرده است . در مورد اولى كه شخص دانسته و از روى علم زير بار حق نرفته و به خاطر لجبازى منكر حقيقت شده است ,بدون شبهه از دلايل قطعى عقلى و نقلى بر مى آيد مستحق عقوبت است و اهل جهنّم . ولى در مورد دومى , اگرجهالت به سبب قصور باشد نه تقصير, مى توان گفت مورد عفو و بخشش الهى قرار خواهد گرفت و فرداى قيامت اهل نجات خواهد بود.توضيح : اگر كسى داراى صفت تسليم باشد و در پذيرفتن حق هيچ گونه عناد و لجبازى نداشته باشد و باتمام وجود در صدد پذيرش حق باشد, منتها به عللى حقيقت بر او مكتوم مانده باشد و او در اين باره تقصيرى نداشته باشد, فرداى قيامت اميد نجات براى او وجود دارد, چون در واقع چنين شخصى كافر نيست , هر چندبه ظاهر اظهار كفر مى كند, بلكه او يك مسلمان فطرى است , منتها به خاطر مكتوم بودن حقيقت آن را نپذيرفته است .خداوند متعال فرمود: .()(پـاورقى 1.اسراء (17 آيه 15از اين آيه مى توان استفاده نمود آن هايى كه روح تسليم در مقابل حقيقت داشتند و اگر حق بر آنان مكشوف مى شد, يقيناً با جان و دل آن را مى پذيرفتند, اما چون نديدند حقيقت , ره افسانه زدند, فرداى قيامت معذب نخواهند بود.()(پـاورقى 2.براى اطلاع بيش تر ر.ك : مرتضى مطهرى , عدل الهى .با توجه به مطالب مذكور در پاسخ سؤال گفته مى شود. اگر حاتم طايى از افرادى باشد كه داراى صفت تسليم در مقابل حقايق بوده منتها به خاطر عدم كشف حقايق , مشرك يا كافر باقى مانده است , اميد نجات وبهره مندى از الطاف الهى در موردش وجود دارد. اتفاقاً در روايتى كه رسول خدا6به عدى پسر حاتم فرمود:به خاطر سخاوت پدرت عذابش تخفيف پيدا كرده است .()(پـاورقى 3.محمد باقر مجلسى , بحارالانوار, (چاپ بيروت ), ج 68 ص 354ذيل حديث 16حضرت موسى بن جعفر7فرمود: در بنى اسرائيل مردى مؤمن بود كه همسايهء كافر داشت , مرد كافرنسبت به همسايهء مؤمن خود همواره نيكى مى كرد. بعد از مرگ , خداوند براى او خانه اى از نوعى گل بنا كرد كه مانع او از گرماى آتش بود و رزق او هم از خارج خانه , به او مى رسيد به او گفته شد: اين به سبب نيك رفتارى تو نسبت به همسايه مؤنت مى باشد.()(پـاورقى 1.همان , (چاپ كمپانى ), ج 3 ص 377 به نقل از عدل الهى , ص 318
کد سوال : 52110
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علائم ظهور امام زمان 7چند تا است و تا به حال چند علامت مشخص شده است ؟ علايم ظهور حضرت صاحب الزمان بر دو قسم است : حتمى و غير حتمى .
پاسخ : بين مكه و مدينه با سپاه امام 7برخورد مى كند و به امر خدا, همهء لشكريان وى به جز چند نفر, در زمين فرو مى روند و هلاك مى شوند... به نظر مى رسد, سفيانى فرد مشخصى نيست , بلكه فردى است با ويژگى هاى ابوسفيان كه در آستانه ءظهور مهدى 7 به طرفدارى از باطل خروج مى كند و مسلمانان را به انحراف مى كشاند.خروج يمانى (اهل يمن ) از علايم ظهور است . سردارى از يمن قيام مى كند و مردم را به حق و عدل دعوت مى كند. امام صادق 7مى فرمايد: .بنابراين خروج يمانى , از نشانه هاى حتمى ظهور است , هر چند جزئيات و چگونگى قيام وى روشن نيست .قتل نَفْس زكيه , از علايم ظهور است . گويا در آستانهء ظهور مهدى 7در گير و دار مبارزات زمينه ساز انقلاب مهدى 7 فردى پاكباخته , مخلصانه در راه امام 7مى كوشد و مظلومانه به قتل مى رسد. فرد ياد شده از اولادامام حسن مجتبى 7است كه در روايات گاهى از او به عنوان و سيد حسنى ياد شده است .از ديگر علايم , صيحهء آسمانى است . منظور از صيحهء آسمانى ظاهراً صدايى است كه در آستانهء ظهورحضرت مهدى 7از آسمان شنيده مى شود و همهء مردم آن را مى شنوند. از مجموع روايات استفاده مى شود از نشانه هاى حتمى ظهور است و اين صدا از آسمان شنيده مى شود, به گونه كه همهء مردم كرهء زمين درشرق و غرب آن را مى شنوند و به خود مى آيند. محتواى اين پيام آسمانى , دعوت به حق و حمايت و بيعت بامهدى 7است , با تعبيرهاى و . هم زمان با شنيده شدن اين صدااز آسمان و يا كمى پس از آن , در روى زمين نيز صدايى شنيده مى شود. ندا دهنده شيطان است كه مردم را به گمراهى فرا مى خواند و تلاش مى كند با ايجاد ترديد در مردم . آنان را از حمايت مهدى 7و اجابت دعوت آسمانى , باز دارد. جبرئيل , مردم را به حق فرا مى خواند و شيطان و نيروهاى شيطانى و پيروان سفيانى به باطل .در برخى روايات زمان آن , شب جمعه 23ماه رمضان معيّن شده است از ديگر نشانه هاى ظهور خروج دجّال است . بر اساس آن چه از ظاهر اخبار استفاده مى شود, دجال فردى است كه در آخر الزمان و پيش از قيام مهدى 7خروج مى كند و غير عادى است و با انجام كارهاى شگفت انگيز, جمع زيادى از مردم را مى فريبد وسرانجام به دست عيسى مسيح 7در كنار دروازه در منطقه شام به هلاكت مى رسد.در آمدن پرچم هاى سياه از خراسان نيز به عنوان نشانهء ظهور, در روايات ذكر شده است .مضمون اين روايات آن است كه پيش از ظهور مهدى 7در منطقهء خراسان قديم (قسمت هاى زيادى ازايران و افغانستان و تركمنستان و تاجيكستان و ازبكستان ) انقلابى بر پا مى شود و مردم در حالى كه پرچم هاى سياه را به اهتزاز در آورده اند, به حركت در مى آيند. از ديگر نشانه هاى ظهور, كسوف در نيمهء ماه رمضان و خسوف در آخر يا اول همان ماه است . كسوف درروزهاى نخست و روزه هاى آخر ماه و خسوف در روزهاى ميانى ماه , طبيعى و عادى است و در طول تاريخ بارها و بارها, رخ داده است و از نظر علمى , خسوف و كسوف در روزهاى ياد شده , پديدهء عادى به حساب مى آيد, ولى خورشيد گرفتگى در وسط ماه يا ماه گرفتگى در اول و يا آخر آن , ظاهراً امرى غير عادى و رؤيت آن امكان ندارد.فراگيرى شدن جهان از ظلم و جور, از نشانه هاى معروف ظهور حضرت مهدى 7به شمار مى رود. درروايات است : خداوند به وسيلهء ظهور مهدى 7زمين را پر از عدل و داد مى سازد, پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده باشد. از حضرت مهدى 7نقل است : نشانهء آشكار شدن من زياد شدن هرج و مرج و فتنه ها وآشوب ها است .گاهى نيز, زياد شدن گناهان و مفاسد اخلاقى و اجتماعى در ميان مسلمانان , به عنوان نشانه هاى نزديك شدن ظهور, پيش گويى شده است . علامهء مجلسى در باب نشانه هاى ظهور, روايتى را از امام صادق 7ورده كه در آن بيش از يكصد نوع گناه و انحراف اخلاقى و اجتماعى و اعتقادى و فرهنگى كه در دوران غيبت , دامن گيرجوامع اسلامى مى شود, پيش گويى شده است , از جمله : رشوه خوارى , قمار بازى , شراب خوارى , زياد شدن زنا, لواط, قطع صلهء رحم , سنگ دل شدن مردمان , اهتمام مردم به شهوت و شكم , از ميان رفتن شرم , نپرداختن خمس و زكات , كم فروشى , بى اعتنايى به اوقات نماز, آراستن مساجد به زيورآلات , گزاردن حج به انگيزه هاى مادى و براى غير خدا, رعايت نكردن احترام بزرگترها, پيروى از ثروتمندان , صرف كردن سرمايه هاى عظيم درفساد و ابتذال و بى دينى , چاپلوسى و تملق گويى و... زياد شدن اين فسادها و آلودگى ها در ميان مردم در واقع نوعى فراگير شدن ظلم و جور روى زمين است . البته فساد و گناه , كم و بيش در ميان مردم بوده , مهم , فراگيرشدن آن است , به گونه اى كه بدى ها بر خوبى ها, ضد ارزش ها بر ارزش ها غلبه مى يابد و لهيب آتش فساد وتباهى , دامن همه را مى گيرد و جامعهء انسانى در باتلاق فساد و انحطاط فرو مى رود.يادآورى : سخن از زياد شدن ظلم و جور و گناه و كم شدن افراد صالح است , نه اين كه همهء مردم كافر شونديا هيچ طور فرد صالحى نباشد. در همان زمان كه همه جا را تباهى فرا گرفته و ابرهاى تيرهء گناه سايه افكنده ,افراد پاكباخته و متعهد و صالحى زمينهء قيام آن حضرت را آماده مى سازند و در حمايت از آن منجى بزرگ , به جهاد بر مى خيزند. انقلاب حضرت مهدى 7هم چون ديگر انقلاب ها بدون مقدمه و زمينه سازى به وجود نمى آيد, بلكه درآستانهء ظهور, حركت هايى پا مى گيرد و زمينه را براى ظهور آن حضرت فراهم مى آورد. اين سلسله قيام ها وانقلاب ها كه از سوى حق پويان صورت مى گيرد, بر اساس آن چه در برخى روايات آمده است زمينه را براى حركت جهانى مهدى 7آماده مى كند. برخى روايات مى گويند پيش از ظهور مهدى 7حكومتى به رهبرى يكى از صالحان كه گمان مى رود از فرزندان پيامبر باشد, در ناحيهء مشرق تشكيل مى گردد و زمينهء ظهور را مهيامى سازد و اين حكومت تا ظاهر شدن مهدى 7و تسليم آن به حضرت ادامه مى يابد. بسيارى از نشانه ها كه درروايات آمده است , بر انقلاب اسلامى ايران تطيق مى كند, به ويژه در برخى روايات , به رهبر قيام كه سيدى ازاولاد پيغمبر است و از قم قيام مى كند و ياران او بدون ترس و واهمه در برابر طاغوت پايدارند, اشاره شده است , كه همگى آن ها بر انقلاب اسلامى صدق مى كند.به هر صورت , در آستانهء ظهور مهدى , دولت هايى به حمايت از حق , روى كار مى آيند و انقلاب هايى به حمايت از آن پا مى گيرند و زمينه رابراى ظهور مهدى 7آماده مى سازند و اين از نشانه هاى ظهور است .از ديگر نشانه هاى ظهور, باران هاى پياپى است كه در سال ظهور زمين را آباد و سرسبز مى كند و وضع مردم بهتر مى شود.جنگ هاى خونين و كشتارهاى بزرگ نيز به عنوان نشانه هاى ظهور ياد شده است . گويا اين جنگ ها, بين اهل باطل بر سر رقابت هاى مادى و سياسى روى مى دهد كه در نهايت بدون پيروزى هيچ يك از دو گروه و پس از برجاى گذاشتن انبوهى از كشته ها پايان مى يابد. بروز چنين فاجعه هاى بزرگ , نيتجه ءطبيعى فساد و فراگير شدن ظلم و جور است .از جمله نشانه هاى ظهور كه در روايات به آن اشاره شده , طلوع خورشيد از مغرب است . وقوع چنين پديده اى باعث در هم ريختن نظم و جهان مى شود; از اين رو گفته اند ظهور خورشيد از مغرب كنايه از ظهور امام زمان 7از غروبگاهش است .()(پـاورقى 1.مجله حوزه , ويژه بقيّةالله الاعظم 7 شماره 70ـ 71; بررسى نشانه هاى ظهور, ص 223تا 280 به اختصار.
کد سوال : 52111
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا از مرجع واجد شرايطى كه فوت كرده است , مى توان تقليد كرد؟ چرا؟
پاسخ : تقليد ابتدايى متوفّى جايز نيست , اما اگر از مجتهد زنده اى تقليد كند, سپس آن مرجع از دنيا برودو وى اعلم از مجتهدان زنده باشد, بايد به تقليد او باقى بماند و در مسائل مستحدثه يعنى مسائلى كه قبلاً وجودنداشته و تازه موضوعيت پيدا كرده , به مجتهد زنده رجوع كند, و در صورت مساوى بودن , مجتهدان با اجازه ءمجتهدان زنده مى تواند به تقليد از مجتهد مرده باقى بماند.بايد بدانيم احكام اسلام (همانند نيازهاى بشر) دو گونه است :1 احكام اوليه يا ثابت : احكامى كه تحوّل و تطوّر زمان باعث دگرگونى آن نمى شود, مثل رابطهء انسان با خدا(عبادت ) كه تغييرات زمان و مقتضيات متحوّل زمان در هر ناحيه تأثير داشته باشد, در اين ناحيه تأثير ندارد ياخيلى كم تأثير دارد; يعنى اين جور نيست ارتباط مخلصانه اى كه مردم هزار سال پيش مى بايست با خدا داشته باشند, امروز به گونه اى ديگر باشد.(1)2 احكام ثانويه يا متغير: مانند برخى قوانين مربوط به روابط انسان ها با يك ديگر, در روايت اسحاق بن يعقوب (ره ) از امام زمان 7 از آن به (2) تعبير شده است ; يعنى مسائلى كه در گذشته مطرح نبوده , يا اصل مسئله در گذشته مطرح بوده , لكن ماهيت و شكل آن تغير يافته است . گاهى هم ممكن است شكل ظاهرى آن حفظ شود, لكن موضوع كه حكم حلال و حرام و صحت و بطلان , مبتنى بر آن است , متحول شده باشد, مثل شطرنج , كه زمانى موضوع براى برد و باخت و يك بازى صرفاً قمارى بود, ولى امروزه مى گويندبه يك بازى علمى و ورزش فكرى , تحول يافته است ; پس حكم به تبعيت از موضوع بايد حكم آن تغيير يابد.اين گونه تحول در روابط اقتصادى , فرهنگى , سياسى و... نيز ممكن است پيدا شود.بنابراين , به فتوا و نظر مجتهدان متوفى نمى توان اكتفا كرد, چنان كه امروزه نمى توان به كتب يا نظريات پزشكان يك صد سال پيش بسنده كرد. به همين جهت است كه در روايت اسحاق بن يعقوب ما مكلّف مى شويم در اين گونه مسائل به يعنى مجتهدان زنده رجوع كنيم . (پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , اسلام و مقتضيات زمان , ج 2 ص 41 با تلخيص .(پـاورقى 2.حرعاملى , وسائل الشيعه , ج 18 ص 101 حديث 9
کد سوال : 52112
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا نماز قضاى پدر و مادر, بر پسر ارشد واجب است ؟
پاسخ : براى پاسخ به اين سؤال بايد به دو نكته توجه كرد:نكتهء اول : وجوب نماز و روزهء قضاى والدين بر پسر بزرگ , جنبهء دارد, همان گونه كه اصل وجوب نمازهاى يوميه (ظهر, عصر, مغرب , عشا و صبح ) است ; يعنى نشانه و علامت است .شاخصى است كه ميزان تسليم پذيرى فرد را در مقابل فرمان خدا, نشان مى دهد. به عبارت ديگر,اگر چه همهء دستورهاى الهى داراى حكمت است و هيچ يك از اوامر و نواهى او ـ همانند افعالش عبث و بيهوده نيست , بلكه واجبات و مستحبات , داراى مصالح و منافع مادى و معنوى است , چنان كه آن چه را فرموده حرام است , قطعاً داراى است , ولى ما به سبب , به حرام و حلال گردن مى نهيم . اگر چه , با رشد و تعالى علم و انديشه , بشر توانسته است حكمت برخى از احكام را كشف نمايد و سير دراين جادهء بى منتها ادامه دارد. اما در معارف الهى , جهت .بندهء مطيع و متعبّد كسى است كه فرمان بر باشد; خواه حكمت و دليل آن را بفهمد و بداند و يا نداند, زيرا اومعتقد است حق تعالى , مولاى بى نياز مطلق است .او نيافريد تا بَرَد, بلكه تا كند و لطف و رحمت خويش را بر انسان ها ارزانى بدارد.(1)او بندگانش را دوست دارد و نسبت به آن ها زحمت و تَعَب بيفتند; حتى كسانى كه نادانسته و به سبب غلبهء هواى نفس به گناه آلوده مى گردند و به پشت مى كنند, مورد لطف و محبّت قرار مى گيرند.(2)به راستى , بعضى از نفس هاى پاك چه زيبا و شگفت انگيز, اين مدال پر افتخار را دريافت مى كنند.حضرت على 7فرمود: الهى كفى بى عِزاًّ اَنْ اكون لك عبداً;الهى همين عزّت و افتخار مرا بس است كه فقط عبدتو باشم >;(3) زيرا كسى كه خدا شد, از ذلت و ننگ بردگى انسان ها, قوميت ها,حزب ها, قدرت ها, ثروت ها و همهء طاغوت ها رها مى شود و به آزادى حقيقى و معنوى نايل مى گردد.داستان حضرت ابراهيم و اسماعيل 8در قرآن , ترسيم و تجسّم تعبّد محض اين دو برگزيدهء خدااست . ابراهيم 7وقتى فرمان خدا را در مورد ذبح فرزندش اسماعيل دريافت مى كند, نمى گويد: خداوندا! چراچنين ؟ بلكه تعبد را بر رأفت و شفقت پدرى مقدّم مى دارد و دستور را فوراً به فرزندش ابلاغ مى كند و عكس العمل فرزند نيز, تماشايى و اعجاب انگيز است :خدا شتاب كن , گردنم آمادهء تيغ است . نگفت : پدر چرا و به چه جرمى بايد كشته شوم ؟! همين كه فهميد فرمان خدا است , سر تسليم و تعبّد وبندگى فرود آورد.نكتهء دوم : در اين حكم الهى (وجوب قضاى روزه و نماز والدين بر پسر ارشد), نوعى آموزش عملى , قدردانى و حق شناسى , نسبت به بزرگ ترها, نهفته است .در قرآن و روايات از پسر بزرگ يا تنها فرزند ذكور به تعبير شده است ;(4) يعنى كسانى كه مقام ولايت وسرپرستى نسبت به اموال و ساير اولاد و ورثه را دارد.قرآن از زبان حضرت زكريا7اين دعا را نقل مى كند: .(5) شيخ طوسى ره درتفسير اين آيه گفته است : منظور از ولىّ پسر بزرگ , يا تنها فرزند پسر است كه ولىّ و وارث پدر است .(6)به همين دليل است كه در روايت صحيح ربعى بن عبدالله از امام صادق 7نقل مى كند: .(7)(8)اختصاص اشياى ذكر شده در روايت , به فرزند مذكر ارشد, به عنوان يكى از علل وجوب نماز و روزهء قضاى والدين بر پسر بزرگ , ذكر شده است و در روايات و فتاواى فقها از آن به تعبير شده است .(پـاورقى 1... و لا يزالون مختلفين الاّ من رَحم ربك و لذلك خلقهم ...; آن ها (انسان ها) همواره مختلفند مگر كسى را كه پروردگارت رحمت رساند و براى آن , آن ها را آفريد (هود (11 آيهء 118ـ 119.(پـاورقى 2.لو عَلم المدبرون كيف اشتياقى بهم لَماتوا شوقاً( حديث قدسى ): محمد بهارى همدانى , تذكرة المتقين , ص 101 (پـاورقى 3.حاج شيخ عباس قمى , مفاتيح الجنان , پايان باب اول , قبل از شروع اعمال ماه رجب .(پـاورقى 4.ر.ك : محمد حسن نجفى , جواهر الكلام , ج 17 ص 40ـ 41(پـاورقى 5.مريم (19 آيهء 5(پـاورقى 6.محمد حسن نجفى , همان .(پـاورقى 7.مراد از در روايت , بنا به نقل امنجد فى اللّغه و الاعلام , است ; يعنى آن چه ـ مانند زين ) بر مركب نهند يا آن چه به عنوان اثاث سفر بردارند.(پـاورقى 8.محمد حسن نجفى , جواهر الكلام , ج 39 ص 127
کد سوال : 52113
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر مى خواهيد مشكل مرا حل كنيد, مرا به اداره يا سازمانى در تهران معرفى تا كنيد تا به طورشبانه روز در آن جا كار كنم تا بتوانم خرجى ام را به دست آورم و به دور از همسر و خانواده زندگى كنم ; زيراهمسر نفقه نمى دهد و در خانهء پدر هم سركوفت مى خورم . اكنون يك س
پاسخ : خواهر گرامى ! حل بسيارى از مشكلات انسان به همت و اراده و خُلق و خوى آدمى وابسته است . ]همت بلند دار كه مردان روزگاراز همت بلند به جايى رسيده اند ]در اين باره چند نكته تقديم مى نماييم :1 معرفى شما به سازمان و اداره , براى ما مشكلى ندارد, اما نيازمند رضايت نامهء همسر شما است و اگر باهمسرتان هم آهنگى نكنيد و رضايت او را جلب ننماييد, با مشكلات زيادى مواجه خواهيد شد. علاوه بر آن كه از نظر شرعى و اخلاقى و عرفى هم مناسب نيست شما از همسر و خانواده جدا شويد; بنابراين , شمامى توانيد از راه صفا و صميميت با همسرتان اين مطلب را در ميان بگذاريد كه براى رفاه بيش تر خانواده وبرداشتن بارى از دوش وى , حاضريد كار كنيد و با كسب درآمد يار و ياور وى باشيد. پس از آن كه نظر ايشان راجلب كرديد, از ما بخواهيد به هر سازمان و نهادى كه خود پيشنهاد مى كنيد, شما را معرفى كنيم ; البته تضمين استخدام نمى كنيم و فقط معرفى , از ما بر مى آيد.2 ندادن نفقه را مى توانيد از طريق دادگاه و با استفاده از مشاوران حقوقى و كارشناسان امور خانواده برطرف نماييد;3 معلوم نيست با جدايى و طلاق , وضعيت شما بهتر شود, بلكه تجربه نشان داده است كه مشكل بيش ترمى گردد; بنابراين , از فكر جدايى و بريدن از خانواده بيرون آييد و با اراده اى مصمّم , دل سردى را از درون خويش را برطرف كنيد.به هر حال با كمك گرفتن از افراد متين و منطقى و صاحب نفوذ در خويشان , به خانه برگرديد و سعى كنيدكلام يا رفتارى كه موجبات ناراحتى همسر را فراهم مى كند, به كلى كنار بگذاريد و مطمئن بايد وقتى توقّعات زيادى از شوهر نداشته باشيد و با فقر و ندارى و بسازيد و در زندگى قناعت كنيد. خداوند را فراموش نكنيد. يادخداوند باب رحمت و وسعت را به سوى شما باز خواهد كرد. براى توفيق در اين تصميم دو ركعت نمازبخوانيد و از خداوند كمك بجوييد و بر محمد و آل محمد, زياد صلوات بفرستيد و براى تقويت باورها واميدهاى خويش , آثار شهيد مطهرى , آيت الله دستغيب و آئين همسردارى را مطالعه كنيد.(1)(پـاورقى 1.براى اطلاع بيش تر ر.ك : ابراهيم امينى , آيين همسردارى و آئين تربيت .