• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 52044
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا زن پس از ازدواج در وطن كاملاً تابع همسر است ؟
پاسخ : زن پس از ازدواج بايد از شوهرش در مسائل زناشويى و محلّ سكونت اطاعت بكند, اما اين بدان معنا نيست كه اگر مردى شهرى را براى وطن خود اختيار كرد, زن هم بدون اين كه قصد ماندن هميشگى درآن شهر را داشته باشد به صرف اين كه چون آن شهر وطن شوهرش هست وطن او حساب شود.ممكن است مردى در شهرى قصد وطن كند و زن قصد وطن نكند, اما مخالفت با شوهرش نيز نمى كند وهمراه با شوهر در آن شهر زندگى مى كند و قصد ماندن هميشگى ندارد و تصميم دارد در آينده به شهر ديگر ياشهر اصليش برگردد; در اين فرض , نماز مرد تمام است و زن بايد قصد ده روز كند و نمازش تمام است .(1) به فتواى بسيارى از فقها, (خويى , تبريزى , مكارم و گلپايگانى ) اگر كسى بخواهد براى مدّت طولانى مثلاً بيست سال يا كم تر يا بيش تر در شهرى زندگى كند, آن جا وطن عرضى او حساب مى شود; بنابراين , اگر مردى شهرى را وطن براى خود اتخاذ كرد و همسرش هم به خاطر تبعيت از شوهرش حاضر است تا مدت طولانى باشوهرش در اين شهر زندگى كند, براى زن هم وطن حساب مى شود و نمازش تمام و روزه اش صحيح است واحتياج به قصد ده روز ندارد.(2)تصوير ديگر: اگر كسى مدتى طولانى , بدون قصد توطن در شهرى مسكن گزيد و زندگى كرد, به طورى كه عرفاً اهل آن جا محسوب شد, آن جا وطن او حساب مى شود; بنابراين , زن مى تواند از اين جهت نيز در شهرشوهرش نمازها را تمام بخواند و وطن او محسوب شود, اما اين ها هيچ كدام ربطى به تبعيت زن از شوهر دراتخاذ وطن ندارد. هر مكلفى بايد وظيفهء خود و بر اساس فتواى مرجع تقليد خودش عمل كند. مرد به وظيفه ءخود و زن هم به وظيفهء خود.(3)(پـاورقى 1.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 ص 130 سؤال 471(پـاورقى 2.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 1330و 1331(پـاورقى 3.آيت الله فاضل لنكرانى , همان , مسئله 1331و توضيح المسائل مراجع ,ج 1 ص 727 س 719
کد سوال : 52045
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بنده اهل استهبانات هستم و همسرم اهل فسا و بعد از ازدواج در فسا ساكن شديم و از استهبان اعراض نكرده ام , نماز و روزه ام در استهبان چگونه است ؟
پاسخ : استهبان وطن اصلى شما است , تا مادامى كه از آن جا اعراض نكرده باشيد, نمازتان در آن جاتمام و روزه تان صحيح است ,(1) اما همسر شما كه اهل استهبان نيست در استهبان نمازش شكسته و روزه اش صحيح نيست , مگر اين كه قصد ده روز بكند.(2)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 1334(پـاورقى 2.همان , مسئله 1333
کد سوال : 52046
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا زنان كارمندى كه حقوق مى گيرند, در صورتى كه براى تهيه منزل و خرج هاى لازم زندگى كمك مى كنند واجب الحج مى شوند؟
پاسخ : اموالى كه زنان كارمند به عنوان حقوق مى گيرند, مال خودشان است و اگر به شوهر قرض دادندتا خانه يا ديگر وسايل را تهيه كند, هرگاه شوهر آن قرض ها را به زن مستردّ كرد, زن مستطيع مى شود و بايد به حج برود و تا مادامى كه مرد توانايى ردّ اموال زن را ندارد يا اموال را به مردش بخشيده واجب الحج نمى شود.وجوب حج ّ, فرع بر استطاعت مالى و جانى است .(1)(پـاورقى 1.امام خمينى , مناسك حج , ص 32 مسئله 2
کد سوال : 52047
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من با سه خواهرم در زمينى از ارث پدرى سهيم هستيم كه هنوز به فروش نرسيده است , آياپس از فروش زمين و دريافت مبلغ مورد نظر بلافاصله بايستى خمس آن پرداخت شود يا تا رسيدن سال خمسى مى توانم آن را خرج كنم و آيا اين ارث مربوط به همسرم نيز مى باشد؟
پاسخ : ارثى كه از پدر به فرزند مى رسد خمس ندارد ولو از مخارج سال زياد بيايد, مگر اين كه بدانيد كه آن زمين كه نزد پدرتان بوده متعلق خمس بوده و او خمس آن را نداده باشد, در اين صورت بايد خمس زمين ياخمس بقيهء اموالى كه بر ميت بوده , ابتدا پرداخت شود و بعد تقسيم كنيد و ارث , مربوط به وارث است و همسروارث از ارث نصيبى ندارد و خمسى بر همسر نيست .(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 مسئله 1754و 1755
کد سوال : 52048
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا به طلا و هديه و كالايى كه به عنوان جهيزيه خريدارى شده است , خمس تعلق مى گيرد؟
پاسخ : هديه اگر از مؤنه سال اضافه بيايد, به فتواى حضرت امام (ره ) خمس تعلق نمى گيرد, ولى به فتواى اكثر علما (آيات عظام : اراكى , تبريزى , خويى , مكارم , بهجت , صافى , گلپايگانى و فاضل ),(1) خمس تعلق مى گيرد و جهيزيه اى كه عروس به خانهء داماد مى آورد خمس ندارد.(2)طلا و زيور آلات كه به مقدار متعارف براى زينت زنان لازم است , خمس تعلق نمى گيرد.(3)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 مسئله 1753(پـاورقى 2.همان , مسئله 1775(پـاورقى 3.همان .
کد سوال : 52049
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از آن جا كه براى تهيهء مسكن بدهى فراوان دارم . آيا بدهى ها خمس دارد؟ آيا بدهى هايى كه پرداخت كرده ام خمس دارد؟ و آيا براى سال هاى گذشته كه به خاطر بدهى در آمد اضافه اى نداشتم , بايدخمس بدهم ؟
پاسخ : پول هايى را كه براى ساختن خانه قرض گرفته ايد خمس ندارد و هر مقدارى از بدهى هاى مربوطبه مخارج زندگى و ساختن خانه را كه پرداخت كرده ايد, خمس ندارد و نسبت به بدهى هاى آينده هم خمس ندارد. خمس به درآمدى كه از مخارج سال اضافه بيايد, تعلق مى گيرد.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 مسئله 1752
کد سوال : 52050
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا سال خمسى بايد قمرى باشد يا شمسى ؟
پاسخ : سال خمسى مى تواند قمرى يا شمسى باشد. سال خمسى از موقعى شروع مى شود كه اولين درآمد و حقوق را دريافت مى كند تا سال آينده همان تاريخ .(1)اگر چيزى باقى بماند خمس دارد و در غير اين صورت خمس ندارد.(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 مسئله 1765و 1766
کد سوال : 52051
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عرفان و تصوف چيست و نظر اسلام و علماى اسلام در اين مورد چيست ؟
پاسخ : خواهر گرامى ! با تشكر از جناب عالى كه مسائل و مشكلات مذهبى را با ما مكاتبه كرده ايد. زن و شوهر, چون هر كدام وظيفهء مخصوص به خود را دارند, براى محاسبهء خمس خود بايد هر كدام براى خود سال خمسى داشته باشند, ولى مى شود تاريخ پايان سال خمسى آن دو در يك زمان باشد, مثلاً تاريخ پايان سال خمسى زن اول مهر و همين طور پايان سال خمسى مرد هم اول مهر باشد, اما حساب هاى هر كدام جداگانه محاسبه مى شود و هر كدام تكليف خاصّ به خود را دارند.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 مسئله 1752
کد سوال : 52052
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بنده جانبازى 65 هستم . مورد بى مهرى پدرم قرار گرفته ام . توان كار ندارم . اعصابم خراب است .پدرم عوض اين كه به من توجه بيشترى بكند, مرا رها كرده و بين من و برادرم كه طلبه است , فرق مى گذارد. حق يك فرزند معلول بر پدر چيست ؟
پاسخ : از اين كه غم هاى نهفته در سينه تان را براى ما نوشته ايد و ما را محرم اسرار خويش قرار داده ايدمتشكريم .منتها كه شهيد زندهء انقلاب هستيد, هر رنجى را كه تحمل مى كنيد, نزد خدا مأجور هستيد, گرچه بسيار مشكل است , ولى چاره اى جز صبر و تحمل در برابر مشكلات نيست . خود را با ذكر خدا و قرائت قرآن و با شكر گزارى به درگاه خدا آرامش بدهيد و خود را با جانبازانى كه قطع نخاعى هستند يا از جاى خود نمى توانند تكان بخورند,مقايسه كنيد و شكرگزار خدا باشيد. در عوض خداوند متعال هم در دنيا و هم در آخرت براى شما آبرو و مقام مقدرّرمى فرمايد: .البته وظيفهء مردم به خصوص پدرتان راجع به شما جانباز عزيز سنگين است . بنياد جانبازان بايد بيشتر به شمارسيدگى كند. البته خودتان نيز بايد با قناعت و كم كردن انتظارات بيش از حدّ, زندگى را بر خود آرام كنيد. سفارش مابه شما اين است كه نسبت به پدرتان بى احترامى نكنيد. شايد توانايى كمك بيشتر به شما ندارد. اگر مى توانيد باروحانى مسجد محلّتان صحبت كنيد و او را واسطه كنيد تا با پدرتان صحبت كند و سفارش شما را به او بنمايد. اگرصلاح بدانيد, ما نامه اى به بنياد جانبازان بنويسيم . در نامهء بعدى موافقت خود را بنويسيد. اميدواريم با صبر و متانت و قناعت در امور زندگى و با رفتن به مسجد و شركت در نماز جماعت و نشستن پاى سخنرانى هاى مذهبى و روضه ءآقا اباعبداللّه الحسين 7روحيهء صبر و استقامت در شما تقويت شود. به رضاى الهى راضى باشيد. پيوستى كه خدمت شما ارسال مى شود, به نحوى به پدرتان برسانيد.
کد سوال : 52053
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راجع به توقيع مارك حضرت مهدى 7به على بن محمد سمرى و همين طور راجع به تأييد كتاب كافى از طرف آن حضرت توضيح دهيد.
پاسخ : توقيع مبارك حضرت مهدى 7به على بن محمد سمرى , آخرين سفير خود را شيخ طوسى در كتاب () و شيخ صدوق در كتاب روايت كرده اند. چون وفات شيخ ابوالحسن على بن محمد سمرى (پـاورقى 1.شيخ طوسى , كتاب الغيبة, ص 242 كمال الدين , ج 2 ص 516نزديك شد, توقيعى بيرون آمد به اين مضمون : كسانى از شيعيان من ادعاى مشاهدهء مرا خواهند كرد. آگاه باشيد هر كس پيش از خروج سفيانى و رسيدن صيحه ءآسمانى , ادعاى مشاهده نمايد, كذّاب و دروغگو خواهد بود>.شش روز بعد از اين توقيع على بن محمد سمرى در سال 329هجرى وفات يافت .يكى از كتاب هاى معروف روايى , كتاب كافى است , كه مؤلد آن محمد بن يعقوب كلينى , متوفاى 328يا 329ست . وى اين كتاب را به درخواست بعضى از شيعيان نوشته است . وى از بزرگ ترين علما و فقهاى عصر خويش بودكه شاگردان فراوانى در درس او حاضر مى شدند. او رياست علماى اماميه در ايام مقتدر عباسى را بر عهده داشت وزمان نوّاب خاص حضرت مهدى 7را درك كرد. بعضى از علما گفته اند: اين كتاب بر حضرت مهدى 7عرضه شده و امام 7آن را نيكو شمرده و فرموده است : .()(پـاورقى 1.مقدمهء اصول كافى به نقل از روضات الجنّات , ص 553 به نقل از منية المرتاد.اما در مورد سفارش حضرت مهدى 7راجع به فقها و ولايت آنان در توقيعى كه به جناب محمد بن عثمان عمرى , ناپب خاص ديگرش ارسال شد, چنين آمده است : حوادثى كه براى شما مسلمانان پيش مى آيد, به راويان احاديث (فقها) مراجعه كنيد. آنان بر شما حجّت الهى هستدن ومن بر آنان حجّت هستم >.از مجموعهء آن چه ذكر شد, به اين نتايج مى رسيم : 1 توقيع شريف حضرت به على بن محمد سمرى , منقول از كتاب الغيبة شيخ طوسى و كتاب كمال الدين شيخ مفيد نقل شده و مرحوم شيح عباس قمى در منتهى الآمال آورده است . 2 كسانى كه ادعاى رؤيت حضرت را مى كنند, كذّاب و دروغگو هستند, همان طور كه در اين توقيع آمده بود. درتوقيع ديگرى به محمد بن عثمان عمرى آمده است : دروغ مى گويند>.البته ممكن است كسانى آن حضرت را ببينند, ولى او را نشناسند و بعد متوجه شوند يا حدس بزنند كه حضرت مهدى 7بوده است . 3 ولايت فقيهان به صورت عالم از طرف آن حضرت در توقيع محمد بن عثمان عمرى و در روايات ديگر ازديگر امامان وارد شده است , مانند روايت عمر بن حنظله از امام صادق 7كه در آن به ولايت فقيه در امر قضاوت وغير آن اشاره , بلكه تصريح دارد: دادم . حكم آنان مانند حكم ما است و كسى كه حكم آنان را قبول نكند و ردّ كند, در حد شرك به خدا است >.پيامبر6سه مرتبه فرمود: . گفتند: خلفا و جانشينان تو كيانند؟ فرمود: .()(پـاورقى 1.همان , ص 101غير از روايات , از نظر عقلى نيز واضح است حاكم مسلمانان بايد شخصى باشد كه اسلام را خوب مى شناسد واحكام الهى را با بصيرت كامل مى داند.