کد سوال : 51994
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دوست شدن دختر و پسر, قبل از ازدواج , از نظر اسلام چه حكمى دارد؟
پاسخ : غريزهء جنسى , نيرومندترين و ريشه دارترين غريزهء آدمى است و در طول تاريخ سرچشمه ءحوادث مرگ بار و جنايات هولناكى شده است , تا آن جا كه گفته اند: هيچ حادثهء مهمى را پيدا نمى كنيد مگر اين كه پاى زنى در آن ميان است . از طرفى : هر چيزى كه دامنهء فساد جنسى را در جوامع انسانى گسترده تر سازد, تهديدى براى امنيت جامعه محسوب مى شود و پى آمدن آن را هر گونه حساب كنيم , به زيان آن جامعه است .(1)حفظ امنيت فردى و اجتماعى در زمينه هاى مختلف مخصوصاً امنيت زير بناى رشد وتعالى هر جامعه است و اسلام كه يك مكتب جامعه و است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ,روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاك داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفيع و رستگارى را فتح نمايند, با حساسيت ويژه , اما واقع بينانه و لحاظ كردن طبيعت و اميال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان , قوانين و احكامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و ميانه روى وضع كرده است .اين همه به سبب اين است كه اسلام از جانب كسى براى هدايت انسان ها فرستاده شده است كه خالق فطرت وغريزه با تمامى استعدادهاى بهينه و ذخيره شدهء انسان است و او كسى جز خدا نيست . بنابراين هر عاملى كه موجب تحريك انگيزه هاى شهوانى گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى , صدمه وارد كند, موردتأييد اسلام نيست . مهم ترين عامل تحريك , خلوت و تنهايى و همراهى و ملازمت و نگاه به نامحرم است .پيامبر اكرم 6نگاه به نامحرم را تيرى از شيطان معرفى مى كند.(2)و امام باقر7ملازمت و همراهى با نامحرم و به اصطلاح دوست شدن با جنس مخالف , قبل از ازدواج را,قرار گرفتن در صف شيطان و بسته شدن با زنجير آتشينى كه شيطان با آن بسته مى شود و سرانجام شخص باهمان وضع به جهنم پرت مى شود,(3) معرفى نموده است . قرآن كريم , ابتدا به مردان و سپس به زنان دستور مى دهد چشم هاى خود را از نگاه به نامحرمان فرو گيرند.(4)اما به ذكر همين نكته بسنده نكرده , دستورهايى جهت حفظ عفت عمومى جامعه , با نهى از آرايش كردن زنان در ملاء عام , وجوب حجاب , آداب لباس پوشيدن , بيان رنگ و فرم لباس , طرز سخن گفتن و راه رفتن وبالاخره معاشرت زن و مرد و... بيان داشته است .انتخاب دوست از جنس مخالف , قبل از ازدواج , سنتى بود كه در زمان جاهليت و قبل از اسلام , در ميان اعراب وجود داشت , اما اسلام اين شيوه را مردود دانست , زيرا علاوه بر اين كه موجب گسترش فحشا و بر هم خوردن عفت عمومى و سلامت و بهداشت روان و اعصاب مى گرديد, زمينه را براى فروپاشى نظام خانوادگى مهيا مى كرد.چرا تكرار تجربهء تلخ ؟!در روايات آمده است : .(5)گاه برخى افراد براى توجيه ولنگارى و شهوت رانى حيوانى و بى ضابطهء خويش مى گويند: مى خواهيم دوست غير هم جنس داشته باشيم تا خصوصيات اخلاقى وى را بهتر بشناسيم و انتخاب و ازدواج مان آگاهانه باشد... غافل از اين كه كشش غريزهء جنسى , عرصهء تفكر و تعقّل نيست , تا بحث انتخاب آگانه مطرح باشد.تجربه ثابت كرده است تا زمانى كه سركش و ياغى است و كنترل نشده است , نه تنها جايى براى باقى نمى گذارد, بلكه آن چنان تمام حيثيت و شخصيت ووجود آدمى را اسير خويش مى سازد كه آدمى هويت انسانى خويش را از دست مى دهد و به مركب هواى نفس و غريزهء جنسى مبدل مى شود.براى شناخت حاكميت لجام گسيخته غريزه , مى توانيد دعاى دوم امام سجاد7رااز مفاتيح الجنان , با دقت و توجه به معناى آن مطالعه كنيد:خداوندا! به درگاه تو, از نفسم شكوه و شكايت مى كنم ; نفسى كه مرا پيوسته به سوى بدى ها امر مى كند و به طرف خطاها سوق مى دهد و در من حرص و ولع گناه و نافرمانى تو را ايجاد مى كند و كارى مى كند كه من مستوجب خشم و غضب تو شوم و به راه هاى هلاكت و نابودى كشيده شوم .بدانيد اين كمين گاه شيطان است . چقدر زيادند پهلوانانى كه با بيش از هفتاد سال عبادت وزهد, از همين ناحيه , فريب شيطان را خوردند و سقوط كردند!در قضيه حضرت يوسف 7دقت كنيد كه چگونه از شرارت و غريزه , به خدا پناه مى برد!(6)اگر انتخاب دوست غير هم جنس , قبل از ازدواج , راه كار مثبتى براى حل معضلات بعد از ازدواج بود, پس در كشورهاى غربى كه تقيّد به مسائل دينى وجود ندارند و در دبيرستان و دانشگاه ها و در كوچه و خيابان , دخترو پسر, قبل از ازدواج با هم هستند و به اصطلاح از يك ديگر شناخت دارند, نبايد معضل طلاق داشته باشد, درحالى كه بر پايهء آمارى كه در آغاز هرسال ميلادى , سازمان ملل , منتشر مى كند, آمار طلاق و گسيخته شدن نظام خانوادگى در كشورهاى غربى , به صورت وحشتناكى در حال افزايش است و كشورهاى امريكا و انگليس درصدر اين جدول قرار دارند. امروزه فروپاشى نظام خانوادگى , يكى از معظلات مهم اجتماعى جامعهء غربى است .آيا عقل حكم نمى كند وقتى فرد يا جامعه اى مى بيند ديگران , راهى را كه او مى خواهد برود, رفتند وسرشان به سنگ خورد و الان دارند با صورت خون آلود باز مى گردند, اين تجربهء تلخ را تكرار نكند؟ دو نكتهء جالب : الف ) قرآن كريم در ذيل آيهء تحريم نگاه به نامحرم مى فرمايد: ;(7) يعنى اگر كسى سؤال كند:چرا اسلام با نگاه به نامحرم ـ كه مطابق طبع و خواست بسيارى از افراد است ـ مخالفت كرده است , قرآن درپاسخ مى گويد: چون حفظ نگاه از نامحرم زمينه را براى تزكيهء روح و رشد و تكامل آن و جامعه فراهم مى سازد وباعث فلاح و رستگارى مى گردد.ب ) قرآن بعد از بيان يك سرى مسائل اجتماعى و لغزش گاه هاى امور اخلاقى و جنسى , همهء مؤمنان ـ اعم ازمرد و زن ـ را به توبه و بازگشت به سوى خدا دعوت مى كند و مى فرمايد: ;(8) يعنى اگر در گذشته كارهاى خلافى انجام داده ايد, اكنون كه حقايق احكام اسلام براى شما تبيين شد, از خطاهاى خود توبه كنيد و براى به سوى خدا آييد كه رستگارى تنها بر در خانهء اواست .(پـاورقى 1.آيت ا... ناصر مكارم و..., تفسير نمونه , ج 14 ص 444 با تلخيص .(پـاورقى 2.محمد بن الحسن الحرالعاملى , الوسائل الشيعه , ج 14 ص 138(پـاورقى 3.همان , ص 142(پـاورقى 4.نور (24 آيهء 30(پـاورقى 5.على اكبر مظاهرى , جوانان و انتخاب همسر, ص 33(پـاورقى 6.سوره يوسف (12 آيه 53(پـاورقى 7.نور (24 آيهء 30(پـاورقى 8.همان , آيه 31
کد سوال : 51995
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چهار سال است مبتلا به استمنا هستم . آب منى من سبز رنگ و بوى بدى مى دهد. براى ترك اين كار, راه حلى به من نشان دهيد. آيا با اين وصف من قادر به ازدواج هستم ؟
پاسخ : از عمل كرد شما از يك سو متأسفيم كه بهار عمر و در آغاز جوانى , به جاى اين كه انرژى ذاتى واستعداد درونى و خدادادى خويش را براى رشد و تعالى خود و جامعه به كار بگيريد و نهال نشاط و شادابى رابا درايت و خردورزى و خداگرايى , شايستهء شكوفايى نموده و به گل بنشانيد, ما را با دل خراش مواجه كرده ايد ـ در عين اين كه نامهء شما با صداقت است و از ريا و خودنمايى به دور است و از سويى ديگر,سرور خود را نمى توانيم پنهان كنيم , زيرا زمانى به بيدارى و آگاهى رسيده ايد و از راه پشيمان گشته ايد, كه جبران گذشته ميسر است و زمينه براى دست يابى به نشاط و خوش بختى و زندگى توأم با سرور وشادى , ممكن است .پس از غسل توبه و اعتراف به تقصير و اشتباه خويش در پيشگاه خداوند, سجدهء شكر بر زمين بگذاريد كه زمينهء آگاهى را در شما فراهم نمود و قبل از سقوط و قرار گرفتن در وضعيت غير قابل بازگشت , اسباب دايت رافراهم ساخت و ارادهء اصلاح خويشتن و خود سازى را در شما ايجاد كرد.تذكر دو نكته لازم است :الف ) نخستين نكته اى كه بايد هر فرد مبتلا به اين عادت شوم , بدان توجه داشته باشد, اين است كه بدانداعتياد جنسى با تمام آثار مرگبارى كه دارد, قابل معالجه و درمان است .به گواهى پزشكان , بيمارى استمنا, مانند هر عادت و اعتياد غلط ديگر, درمان دارد. بزرگ ترين خطرى كه سد راه نجات و آرامش روحى انسان است , يأس و نوميدى است . قرآن كريم مى فرمايد: مأيوس مى شوند>.(1)آرى مبتلايان به اعتياد جنسى , بايد اطمينان داشته باشند اگر بخواهند, مى توانند در مبارزه با اين عادت شوم پيروز گردند وقتى عمدهء آثار آن را از وجود برچينند. آن ها هرگز نبايد به خود تلقين كنند اين اعتياد, تا آخرعمر از آن ها دست بردار نيست و يا آثار آن باقى خواهد ماند.(2)اما ترك هر نوع اعتياد, نيازمند اراده اى جدّى و تصميمى قاطع و عزمى راسخ است .ب ) احكام و قوانين اسلام بر پايهء ساختار وجودى و فطرت آدمى وضع گشته است . به عبارت ديگر: همان گونه كه خدا گرايى و ارزش گرايى و فضيلت خواهى و معنويات , ريشه در طبيعت و ذات آدمى دارد. امور مادى و دنيايى و ارضاى غرائز ـ از جمله غريزهء جنسى ـ نيز با تكوين و آفرينش انسان انطباق دارد و بلكه اقناع روحيه ءدنياطلبى و ديگر غرايز مادى , از راه مشروع و طبيعى , مورد تأكيد اسلام است و جزو عبادات محسوب مى شودو كسانى كه به اين اصل بى توجّهند, مورد ملامت و سرزنش خدا و معصومان : هستند.(3)از ديدگاه اسلام و عقل و علم , .(4)بنابراين نكته مهمّى كه بايد در آن دقت و ت 100مّق نمود, اين است كه اوّلاً: ارضاى تمايلات فطرى وغريزى , معنوى ومادى , بايد از راه طبيعى و مشروع آن صورت گيرد. ثانياً ـ از هر گونه افراط و تفريط به دور باشد, چنان كه خداوند مى فرمايد: .بنابراين راه حفظ فرد و جامعه از آلودگى به گناه و اعتيادها مى شوم , با كنترل و تعديل غرائز و تمايلات نفسانى فردى و اجتماعى ممكن است .(5)راه درمان 1 اساسى ترين راه كنترل غريزهء جنسى كه با طبيعت و تكوين انسان هماهنگى دارد, ازدواج است . اگرشرايط و ا مكانات ازدواج براى شما ميّسر است , ازدواج كنيد. از پايين بودن شرايط سنّى يا تحصيلى , به سبب شرايط موجود تحميلى و وارداتى كه در جامعه ما وجود دارد نهراسيد, زيرا سلامتى جسمى و روانى وخوشبختى و سعادت مادى و معنوى شما از همه چيز مهم تر است . و اگر والدين مانع ازدواج هستند, با توجيه نمودن و مطلع كردن آن ها از وضعيف جسمى و روحى و تحصيلى خود, رضايت و موافقت آن ها را به دست آوريد. مى توانيد ابتدا موضوع را با مادرتان و يا فردى كه پدر شما از وى حرف شنوى بيش ترى دارد, در ميان بگذاريد.2 جاى گزينى يا تبديل احسن ; , روان شناس معروف مى گويد: عجيب ترين صفات مشخصه ءانسان , نيروى است ; نيرويى كه با آن مى تواند زيان را به سود و را به تبديل كند.(6)يكى از مؤثرترين راه مبارز با اعتياد و تعديل غريزهء جنسى سركش , آن است كه در زمانى كه به تمايل پيدا مى كنيد, برنامه اى مفيد و جذاب و مشغول كننده داشته باشيد.برخى از معتادان پشيمان و سرخورده , از جمله مبتلايان به اعتياد جنسى مى گويند: وقت انجام عمل نمى دانيم چه نيرويى ما را مانند يك اسير و برده به سوى كارى كه از ديدگاه عقل و وجدان محكوم است مى كشاند! چنين افرادى براى غلبه بر عادات غلط خويش , بايد برنامهء خاصى پيش بينى كنند, مثل مسابقه ءعلمى و ورزش و كوه نوردى و شنا و مطالعهء كتاب داستان جالب و گردش و سرگرمى گروهى .3 اجتناب از هر گونه تحريكات مصنوعى ; از ديدن فيلم هاى هوس انگيز و غير مجاز و خواندن رمان هاى عشقى و تماشاى عكس هاى شهوت انگيز و مجلات فاسد و مبتذل و يا گوش دادن به نوارهايى كه قوّه تخيّل انسان را تحت نفوذ در آورده و او را به هوس ها و شهوت ها و خيال پردازى هاى گمراه كننده وادار مى كند بايداجتناب كرد.4 ايجاد زمينه اى براى خود اشتغالى ; على 7مى فرمايد: دوان جوانى ناشى از بيكارى است >. و پيامبر6در مذمت بى كارى فرمود: بنده بى كار را, دشمن مى دارد> زيرا بى كارى علاوه بر اين كه موجب غلبهء احساس بيهودگى و بى هدفى بر روان وانديشهء انسان است و به تدريج او را به پوچ گرايى (نيهيليسم ) سوق مى دهد, مهم ترين عامل گرايش به فساداخلاقى و اجتماعى است . كار علاوه بر اين كه وسيله اى براى تأمين معاش است , طريقى جهت ايجاد نشاطروحى و از ميان رفتن افسردگى است .منظور از كار و اشتغال , كارهاى مفيد است , از قبيل فعاليت هاى علمى و انجام دادن كارهاى دستى و نقاشى و خطاطى و گل كارى و جمع آورى تمبرهاى يادگارى و يا ورزش هاى مختلف همانند فوتبال و واليبال و كوه پيمايى .در كتاب مى نويسد: .(7)5 پرهيز از تنهايى ; همان اندازه كه تحرك و ورزش هاى دسته جمعى براى افراد معتاد و كسانى كه به گناهى عادت كرده اند,مفيد است , انزوا و گوشه گيرى و در فكر فرو رفتن و در عالم تخيّلات سير نمودن , سهم مهلكى است كه بايد از آن اجتناب كنند. بنابراين هرگز نبايد در يك اتاق يا خانه اى تنها بمانند, چنان كه نبايد در جاى خلوتى به مطالعه بپردازند.6 مراقبت در خوابيدن ; جهت داشتن اعصاب راحت , بايد خواب كافى داشت و براى آن برنامهء منظم وساعتى را معيّن نمود و از دراز كشيدن , قبل از غلبهء خواب پرهيز كرد. خواب , از فشار مغزى و احساس عدم امنيت مى كاهد و در سلامت جسمى و روانى بسيار مؤثر است .(8)پزشكان معتقدند, خواب عميق وسيلهء تسكين مغز و اعصاب است و لذا توصيه مى كنند: آن قدر ورزش وكار يا مطاعه و بدن خود را خسته كنيد, تا خوابتان ببرد و نتوانيد بيدار بمانيد.(9)وقتى اعصاب و روان انسان از آرامش لازم برخوردار شد, قدرت اراده و تصميم گيرى براى تعديل و كنترل غرايز افزايش مى يابد. چند توصيه در مورد خواب1 به صورت طاق باز نخوابيد و از دمر خوابيدن به گونه اى كه شكم و سينه ها روى زمين قرار گيرد, اجتناب كنيد و از قرار دادن پا روى پاى ديگر هنگام خواب خوددارى شود.2 پيوسته با لباس گشاد و آزاد بخوابيد و از خوايدن با شورت پرهيز كنيد. هرگز در يك اتاق دربسته وخلوت نخوابيد و عادت كنيد اتاق خوابتان مقدارى روشنايى داشته باشيد.7 مراقبت در دفع و تخليه ;(10) نگه داشتن ادرار و مدفوع , علاوه بر ايجاد سنگ كليه و مثانه و بيمارى هاى انگلى و قارچى و بالارفتن ميزان اورهء خون , باعث فراهم شدن زمينه اى مساعد براى بيمارى هاى جنسى واستمنا است . از توقف زياد در توالت جدّاً بپرهيزيد. مخرج بول و غايط هميشه با آب سرد شست و شو داده شود, مگر درمواقع بيمارى يا حساسيت . از پاك كردن با دستمال كاغذى و غيره و يا شستن با آب گرم خوددارى شود.8 مواظبت در لباس ; از پوشيدن لباس زبر يا بسيار نرم اجتناب شود. هم چنين از پوشيدن لباس هاى كيپ وچسبان مانند شلوار جين خوددارى گردد.9 سعى كنيد هفته اى دو روز و يا اقلاً يك روز, روزه بگيريد و شب ها, غذاى سبك بخوريد; زيرا در كاهش و تعديل غريزهء جنسى مؤثر است . از مصرف غذاهاى داراى مواد پروتيينى زياد و ادويه و غذاهايى كه طبيعت گرم دارند, مانند عسل و خرما و موز و يا پياز و سير خوددارى كنيد. بيش تر از لبنيات مخصوصاً ماست و هم چنين سبزى ها به خصوص كاهو و كلم استفاده كنيد.10 پرهيز از اضطراب و تشويش خاطر; قطعاً يكى از خطرناك ترين آثار نگرانى , بر هم زدن آرامش خاطر وقدرت تفكر و پيدايش اختلال در بايگانى مغز و حافظ است . هنگامى كه ما نگران هستيم , فكر ما بى اراده به اين و آن طرف متوجه مى شود و قدرت تصميم از ما سلب مى گردد.(11)از هر كارى كه زمينه ساز اضطراب و تشويش خاطر مى گردد, بايد اجتناب نمود و انديشه ها و آرمان هاى بلند انسانى را در درون خويش احيا كرد. براى رسيدن به رشد و كمال علمى و معنوى و تقرّب به خدا و مبدّل شدن به يك انسان خيّر و نيكوكار و صادق و صميمى , با اراده اى استوار تصميم گرفت و برنامه ريزى كرد ومردانه در آن ميسر گام برداشت و به پيروزى و موفقيت و قرار گرفتن در جادّهء هدايت و سعادت , اطمينان داشت , زيرا خداوند مى فرمايد: .(12)11 پارسايى و حفظ عفاف ; به آيه 33سورهء نور با دقت توجه نماييد: .تقوا و خودسازى , يكى از عوامل مؤثر در كنترل غرايز جنسى است .چگونه تقوا را تقويت كنيم ؟قرآن كريم مى فرمايد: .(13)ابتدا در خلوت گه مناجات , مشكلات و گرفتارى ها و گناهان خود را براى خدا ـ كه از همهء اسرار با خبر است ـ باز گو نما. سپس به گناه و تقصير خويش اعتراف كن و از خداوند توّاب و غفور بخواه زمينهء هدايت و اجتناب ازگناهان و لغزش ها را برايت فراهم نمايد. اين كار بايد تداوم و استمرار داشته باشد تا مؤثر و مفيد افتد. سرّ تقدّم در آيهء شريفه بيان همين نكته است . آيا هيچ وقت حاضريم مقابل چشمان مردم , مخصوصاً شخصيت ها و بزرگان دست به كار خلاف يا گناه بزنيم , آن هم گناهى چنين زشت و شرم آور؟! لابد با وجدان پاك خويش پاسخ مى دهيد؟ خير, هرگز!آيا توجه داريم ـ به قول حضرت امام خمينى ره ـ ; يعنى در هر جا و مكانى باشيم ,حتى آن جا كه تنهاييم , در خواب باشيم يا بيدارى , در حال گناه باشيم يا اطاعت و عبادت , خدا ما را مى بيند؟آيا به ياد داريم پروندهء اعمال ما هر هفته , خدمت حضرت ولى عصر امام زمان 7مى رسد و آن حضرت ازاعمال ما با خبر مى گردد؟ آيا مى دانيم آن محبوب دل ها, وقتى كارهاى پسنديدهء ما را مى بيند, خوشحال مى شود و با رضايت , در حق ما دعا مى كند, و اگر خداى ناكرده سياهى عمل زشت ما را ببيند, دلشكسته مى گردد و بر غم هايش افزوده مى شود؟اى دلباختهء آن جان جانان ! حال به من جواب بده : اگر ما در همهء لحظات , خدا را حاضر و ناظر بدانيم ومعتقد باشيم ملائك نيز ـ اقلاً دو فرشته اى كه نويسندهء اعمال ما هستند ـ ما را مى بينند, حاضريم مقابل ديدگان آن ها گناه كنيم ؟ آيا حاضريم با گناه خود, امام زمان 7را رنجيده خاطر كنيم و دل نازنين او را بشكنيم و قلب مجروح او را جريحه دارتر كنيم ؟ قطعاً جواب خواهيد داد: هرگز! مخصوصاً شيعيان كه خمير مايهء هستى شان باسرشت و محبّت امامان عجين شده است .توجه به كار خويش و كار جهان از اين ديدگاه , باعث مى شود به تدريج ملكهء تقوا و خدا ترسى باطنى درانسان به وجود آيد و هر فرد شخصيت و كرامت انسانى خود را شريف تر و عزيزتر از آن ببيند كه دامن خويش رابه گناه آلوده سازد.على 7فرمود: بزرگوارى كند, گناهان و شهوات نزد او بى ارزش و سست (و فاقد جذبه و لذت ) مى گردد>.حُسن ختامقرآن كريم به ما مى گويد: .(14)امامان :, وسيلهء نجات انسان ها هستند و پيروى از دستورهاى آن ها و توسل جستن به آنان در هر كار,يقيناً تأثير به سزايى در حل مشكلات دارد. از تقويت ارتباط خود با ائمه : از راه دعا و توسل و خواندن روايات و احاديث و پيروى كردن از آنان و هم چنين مطالعه كتبى كه در بيان شأن و منزلت و معجزات و كرامات آن مقربان درگاه الهى است , مى توانيد بهرهء لازم را براى حل معضلات و رسيدن به زندگى سعادت مندانه ببريم .(پـاورقى 1.در آيه ديگر خطاب به گنهكاران مى فرمايد: . چرا انسان مأيوس باشد در صورتى كه خداوند همهء گناهان را مى بخشايد؟!(پـاورقى 2.ناصر مكارم شيرازى , مشكلات جنسى جوانان , ص 161 با تلخيص .(پـاورقى 3.اعراف (7 آيهء 32.(پـاورقى 4.على قائمى , شناخت ـ هدايت و تربيت نوجوانان و جوانان , ص 245 با تلخيص(پـاورقى 5.بقره (2 آيه 143(پـاورقى 6.محمد جعفر امامى , بهترين راه غلبه بر نگرانى ها و نا اميدى ها, ص 222 با تلخيص .(پـاورقى 7.محمد جعفر امامى , بهترين راه غلبه بر نگرانى ها و نا اميدى ها, ص 99(پـاورقى 8.على قائمى , شناخت ـ هدايت و تربيت نوجوانان و جوانان , ص 240 با تلخيص (پـاورقى 9.محمد جعفر امامى , بهترين راه غلبه بر نگرانى ها و نا اميدى ها, ص 304 با تلخيص .(پـاورقى 10.على قائمى , شناخت ـ هدايت و تربيت نوجوانان و جوانان , ص 249(پـاورقى 11.محمد جعفر امامى , بهترين راه غلبه بر نگرانى ها و نا اميدى ها, ص 88 با تلخيص .(پـاورقى 12.عنكبوت (29 آيهء 69(پـاورقى 13.بقره (2 آيهء 45(پـاورقى 14.مائده (5 آيه 35
کد سوال : 51996
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا با پديده هاى علمى مانند ماهواره - مدّت عقد موقت چقدر است ؟ چه شرايطى دارد؟ آيا حتماً رضايت پدر يا جد پدرى شرط است ؟رضايت طرفين كافى نيست ؟
پاسخ : كشورى كه افتخارش داشتن حكومت اسلامى است , سران قوى سه گانهء آن , خود را موظف به پياده كردن قوانين اسلام مى دانند; اسلامى كه در ترغيب و تشويق پيروان خود به فراگيرى و تعلّم گوى سبقت رااز ديگر مكاتب موجود دنيا ربوده است و در توصيف و تمجيد دانش مطالب ارزشمندى بيان داشته و از جمله فرموده است : .(1)و در جاى ديگر فرموده است : .(2)و نيز فرموده است : .(3)در چنين كشورى آيا زيبنده است مسئولانش بى جهت با پديده هاى علمى آن گونه عمل كنند و جول آن رابگيرند؟ ماهواره و اينترنت از پديده هاى علمى هستند كه اگر در مسير فراگيرى علم و رشد فكرى و تعالى فرهنگ جامعه قرار بگيرند, بسيار مفيد هستند و برهمه لازم است از اين گونه ابزار استفاده كنند; و از طرف ديگر بدترين ابزار فساد, براى به سقوط كشاندن افراد جامعه و نابودى خانواده ها مى باشند.متأسفانه استعمارگران جهان از اين دو پديده مخصوصاً از ماهواره استفاده سياسى مى كنند و آن را بيش تربراى نابودى اخلاق و شرف و عظمت و اصالت جامعه و ملت ها به كار مى گيرند.آيا با چنين برنامه اى لازم نيست برخورد شود و جلو اين پديده را بگيرند و نگذارند اصالت و شرافت خانواده ها لكه دار شود؟ بر اين اساس اگر براى مدّتى جلو استفاده آن را گرفته اند, نبايد گفت : تصميم نامتناسبى در مورد آن گرفته شده است . حتماً مصالحى در كار است كه مسئولان چنين تصميمى گرفته اند. در پاسخ سؤال پنج گفته مى شود كه : اگر دختر باكره باشد, حتماً رضايت پدر يا جد پدرى شرط است ورضايت طرفين كافى نيست .از جمله شرايط عقد موقّت اين است كه قهر و مدّت را مشخص نمايند و چنان چه در اين مدت بچه اى به دنيا بيايد از آن زن و مرد است و مثل فرزند عقد دائمى از آن ها ارث مى برد. مدت عقد به دست طرفين است و از چند دقيقه تا چند سال را شامل مى شود.(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 1 ص 167(پـاورقى 2.همان , ص 172(پـاورقى 3. همان , ص 175
کد سوال : 51997
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظرتان درباره موسيقى پاپ چيست ؟ چرا گوش دادن به صداى زن ها حرام است ؟ اگر به خاطر تحريك غريزهء جنسى است , چنين تحريكى گاه با شنيدن صداى مردها نيز ايجاد مى شود! از طرفى بعضى ها اصلاً تحريك نمى شوند, حتى با شنيدن صداى زن ها.
پاسخ : تا آن جا كه ما اطلاع داريم , امروز سه نوع موسيقى در بازار شايع است : 1 موسيقى سنّتى كه بر گرفته از ملت ها و اقوام و طوايف است ; 2 موسيقى كلاسيك كه از كشورهاى غربى وارد شده است ;3 موسيقى پاپ كه ميانهء موسيقى هاى سنى و كلاسيكى مى باشد. گويا بيش تر موسيقى هاى صدا و سيماى جمهورى اسلامى پاپ است ; بر اين اساس ظاهراً گوش دادنش اشكالى ندارد.در پاسخ سؤال سه گفته مى شود: همان طور كه در پاسخ سؤال اول توضيح داديم , از مجموع گفتار فقهاى اسلام فهميده مى شود هر نوع صدا و آواز و آهنگى كه متناسب مجالس فسق و فجور و گناه و فساد باشد وموجب تحريك قواى شهوانى بشود, حرام است ; ديگر فرق نمى كند چنين صدايى , صداى زن باشد يا مرد; لذاچون شنيدن صداى زن ها قواى شهوانى را بيش تر تحريك مى كند. خداوند متعال به زنان متدين سفارش مى كند: هنگام صحبت , با صداى نازك و لطيف سخن نگويند; زيرا ممكن است كسانى كه روح و دلشان بيماراست , به طمع بيفتند. فلا تَخضعن بالقول فيطمع الّذى فى قلبه مرض >.(1)از اين رو حساسيت بر شنيدن صداى زنان بيش تر است وگرنه بين صداى زن و مرد در آن صورتى كه محرك قوهء شهوى باشد, فرقى نيست .به عقيدهء ما قوانين اسلامى علاوه بر اين كه مبتنى بر مصالح و مفاسد واقعى است , ناظر به مجموع افراداست و كارى به افراد خاص ندارد.به تعبير ديگر احكام اسلامى براى همه است و كارى به جزء ندارد. به عنوان مثال , از ديدگاه اسلام هر زنى كه از شوهرش طلاق گرفته باشد, بايد سه ماه و ده روز عده نگهدارد و بعد از گذشت اين مدت مجاز است ازدواج كند, چون ممكن است از شوهر قبلى آبستن باشد و اگر قبل از سه ماه و ده روز ازدواج كند, ممكن است در اثر اختلاط مشخص نشود فرزند مربوط به كدام شوهر مى باشد. اين حكم براى همهء زن ها لازم است , حتى براى زنى كه يقين دارد هرگز بچه دار نخواهد شد.دربارهء حرمت غنا هم چنين است ; يعنى شنيدن صداى تحريك آميز حرام است , حتى براى آن فردى كه تحريك نشود.(پـاورقى 1.احزاب (33 آيهء 32
کد سوال : 51998
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : موسيقى و غنا چيست ؟ آيا با پيشرفت علم و رشد افكار بشر, تعريف موسيقى و غنا تغييرنكرده است ؟
پاسخ : فقهاى اسلام در حرمت اصل غنا و موسيقى تقريباً با هم اختلافى ندارند, ولى در تفسير آن وتشخيص موضوع غنا و اين كه تعريفش چيست و به چه چيزى غنا گفته مى شود, با هم اختلاف دارند.آيا هر صوت خوش و زيبايى غنا است ؟مسلماً نه , چون در روايات اسلامى آمده است كه قرآن و اذان ومانند آن را با صداى خوش و زيبا بخوانيد.آيا غنا هر صدايى است كه در آن ترجيح (گرداندن صدا و حنجره ) باشد؟ اين هم ثابت و مسلم نيست . آن چه از مجموع گفتار فقيهان استفاده مى شود, اين است كه ـ غنا عبارت است از آهنگ هاى طرب انگيز. به عبارت روشن تر: غنا آهنگ هايى است كه متناسبِ مجالس فسق و فجور و گناه و فساد مى باشد. و به عبارت ديگر: غنابه صوتى گفته مى شود كه قواى شهوانى را تحريك مى نمايد و در آن حال انسان احساس مى كند اگر در كنار اين صدا, شراب يا فساد جنسى باشد, كاملاً مناسب خواهد بود.گفتنى است , گاه يك آهنگ هم خودش غنا و لهو است و هم محتواى آن , مانند اين كه اشعار عاشقانه وفسادانگيز با آهنگ هاى طرب انگيز خوانده شود. و گاهى تنها آهنگ غنا و لهو است , اما محتوايش خوب است ,به اين گونه كه اشعار پرمحتواى مذهبى يا آيات الهى و يا مناجات اولياءالله و... با آهنگ هايى باشد كه متناسب مجالس فسق و فجور است . از نظر شرعى غنا در هر دو صورت فوق حرام و غير مجاز است .1 تشويق به فساد اخلاق ; به تجربه ثابت شده است كه بسيارى به خاطر متأثر شدن از آهنگ هاى غنا, تقوارا رها كرده و به شهوات روى مى آروند. آهنگ هاى تحريك آميز آن قدر بد آموزى دارد و مايه بدبختى است كه يكى از سران بنى اميه به آن ها گفت :از غنا بپرهيزيد كه حيا را كم مى كند و شهوت را مى افزايد و شخصيت را در مى شكند و جانشين شراب مى شودو همان كارى را مى كند كه مستى انجام مى دهد.(1) 2 غفلت از ياد خدا; در قرآن كريم , (غنا وموسيقى ) يكى از عوامل ضلالت و انحراف از سبيل اللّه معرفى شده است .(2)در بيان از حضرت اميرالمؤمنين 7مى خوانيم : .(3)اين كه در بعضى روايات اسلامى به غنا تفسير شده است , اشاره به همين حقيقت دارد كه غنا, انسان را مست شهوات كرده و از ياد خدا غافل مى سازد.3 آثار زيان بار بر اعصاب ; غنا در حقيقت يكى از عوامل مهم تخدير اعصاب است . مواد مخدر گاهى ازطريق دهان و نوشيدن وارد بدن مى شود, مانند شراب و گاهى از طريق بوييدن مثل هرويين و گاهى از طريق تزريق , مثل مرفين و يا گاهى نيز از طريق حسن شنوايى وارد مى شود, مثل غنا; به همين دليل گاه آهنگ هاى مخصوصى چنان افراد را در نشئه فرو مى برد كه حالت شبيه مستى به آن ها دست مى دهد; البته گاهى هم به اين حد نمى رسد. توجه دقيق به بيوگرافى مشاهير موسيقى دانان نشان مى دهد كه در دوران عمر به تدريج دچارناراحتى هاى روحى گرديده اند, تا آن جا كه رفته رفته اعصاب خود را از كف داده اند و عده اى مبتلا به بيمارى روانى و برخى مبتلا به جنون و گروهى فلج و عده اى هم هنگام نواختن موسيقى , درجهء فشار خونشان بالارفته وسكته كرده اند.(4)4 ابزار استعمار; استعمارگران جهان هميشه از بيدارى مردم مخصوصاً نسل جوان وحشت داشته اند; به همين دليل بخشى ازبرنامه هاى گستردهء آنان فرو بردن جامعه در غفلت و بى خبرى و ناآگاهى است .امروز موارد مخدّر تنها جنبهء تجارتى ندارد, بلكه يكى از ابزار مهم سياسى است . مراكز فحشا و كلوپ هاى قمار, هم چنين سرگرمى هاى ناسالم ديگر, از جمله غنا و موسيقى , يكى از ابزار مهم تخدير افكار جامعه است ;به همين دليل قسمت عمدهء برنامه هاى راديوهاى جهان را موسيقى تشكيل مى دهد.(5)گفتنى است كه : تا دنيا باقى است , بشر ذات و حقيقت خود را از دست نمى دهد و هميشه خواسته ها وتمايلات دانى و عالى دارد. و نياز به جنس مخالف و متأثر شدن از آهنگ هاى تحريك آميز و... در نهادش قراردارد. از طرفى قوانين اسلامى و حلال و حرام محمد6خاتم رسولان تا قيامت پا برجا است ; براين اساس غنا تا ابد حرام است و پيشرفت علم و رشد فكرى مردم در تغيير و عدم تغيير تعريف و حرمت آن نقشى ندارد.(پـاورقى 1ً.تفسير روح المعانى , ج 21 ص 60 به نقل از تفسير نمونه , ج 17 ص 25(پـاورقى 2.سورهء لقمان (31 آيه 6(پـاورقى 3.وسائل الشيعة, ج 12 ص 235 حديث 15(پـاورقى 4.عبداللّه خُروش , تأثير موسيقى بر روان و اعصاب , ص 26(پـاورقى 5.تفسير نمونه , ج 17 ص 25ـ 27
کد سوال : 51999
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا جمادات داراى روح هستند؟ درختان چطور؟ آيا سنگ ها و درختان داراى شعور هستند؟وضعيت آن ها در جهان آخرت به چه صورت است ؟
پاسخ : برادر گرامى !]مشكلى نيست كه آسان نشودمرد بايد كه هراسان نشود]اگر آن دختر را دوست داريد و خانواده اش با اين امر موافق است , خيلى مشكل نداريد; صبر كنيد و در موقع مناسب از آن دختر خواستگارى كنيد, ولى از همين حالا به خانواده اطلاع دهيد تصميم نداريد با دختر دايى تان ازدواج كنيد. البته قبل از هر چيز خوب فكر و مشورت كنيد آيا ازدواج با آن دختر به مصلحت شما است ؟ نكندفقط يك هوس باشد و جنبه هاى مثبت را ببينيد و جنبه هاى منفى را ناديده بگيريد و خداى نكرده بعد پشيمان شويد. زندگى شوخى نيست و شما مى خواهيد يك عمر براى خود شريك زندگى انتخاب كنيد كه در همه سختى ها و دشوارى ها شريك غم و شادى شما باشد. اگر فردا اين دختر كوچك ترين بى احترامى به شما كرد,چه حالى پيدا خواهيد كرد؟ آن وقت است كه مى گوييد اى كاش همان دختر دهاتى بى سواد ولى با معرفت رامى گرفتم . البته براى هوشيارى و پيش بينى آينده لازم است اين احتمالات را در ذهن بياوريد, نه اين كه حتماًاين طور خواهد شد; پس آينده نگر باشيد و پس از مشورت با دوستان و خويشانِ خير خواه تصميم بگيريد وعمل كنيد. آگاه كردن خانواده به نظر ما خيلى ساده است و از راه هاى گوناگون مى توانيد اقدام كنيد. از طريق دوستان نزديك يا خواهر و برادر و نزديكان خويش به اطلاع آنان برسانيد. اميدواريم هر چه خير و صلاح شمااست , خداوند مقرر بفرمايد.از خداوند دانا و توانا بخواهيد در اين مشكل شما را يارى رساند. .
کد سوال : 52000
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : معناى اين جمله چيست : هر چيز به اصل خود باز خواهد گشت ؟ لطفاً با مثال توضيح دهيد؟براى اين جمله مى تواند چند تفسير كرد; برخى از آن تفاسير عبارتند از :
پاسخ : هر پديده اى , در نهايت به اصل خود باز مى گردد, مانند انسان كه از خاك است و در نهايت به خاك بر مى گردد و خاك مى شود.2 اين جمله , ممكن است عبارت ديگرى از اصل علّيّت باشد.اصل عليت , بنياد تمام تلاش هاى فكرى و عملى انسان است , زيرا هر گونه تلاش فكرىِ دانشمندان ودستاوردهاى علمى دانشگاه ها و حوزه ها براى يافتن اصل و علت يا معلول و يا چگونگى پيوند و ارتباط ميان پديده ها است , مثلاً دانشمندان علم شيمى با آزمايش مى خواهند خاصيت و اثر يا معلول فلان عنصر را بدانندو چگونگى ارتباط آن اثر را با اصل خود و پيوند آن عنصر با علت خويش را بررسى كنند.اصل عليين , اصلى عقلى است كه از حقايق عينى نشأت مى گيرد و بر اساس قانون عليت , هر موجودى ـچه نفس و چه غير آن كه نسخ وجودش وابسته و غير مستقل است ـ به موجود ديگرى نيازمند است , كه طرف آن وابستگى است و آن موجود كه در طرف وابستگى قرار گرفته , نسبت به اين موجود وابسته , بى نياز و مستقل است ; بنابراين هر چيزى به اصل خود بر مى گردد; يعنى موجود وابسته در پيدايش خويش وام دار اصل و علت موجود مستقل است و بر همين اساس است كه مى گوييم كليه موجودات امكانى (ممكن الوجود) به واجب الوجود منتهى مى گردند (انا لله و انا اليه راجعون ) و محال است سلسله اى از پديده ها يا ممكنات را داشته باشيم كه سرانجام به واجب الوجود منتهى نگردند.(1)(پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , مجموعه آثار, ج 1 ص 30ـ 70 علامه طباطبايى , اصول فلسفه , ج 2 پاورقى ص 68 چكيده چند بحث فلسفى , ص 5331
کد سوال : 52001
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علم و مكتب و فلسفه , كدام يك زير بنا و كدام رو بنا هستند؟مرز ميان فلسفه و علم چيست ؟
پاسخ : آدمى به طور فطرى دانش دوست و جستجوگر و پرستشگر است و اين يكى از محرك هاى والايى است كه در نهاد وى قرار دارد و به همين جهت به سوى علم و مكتب و فلسفه مى رود تا به پرسش هاى خود دربارهء وجود خود و خدا و جهان پاسخ گويد; پرسش هايى از قبيل : از كجا آمده ام , آمدنم بهر چه بود, به كجا مى روم , حاصل آمدن و رفتن من چيست , اين جهان پهناور و اين آسمان زيبا و ستارگان پرفروغ و درياهاى مواج و زمين براى چه منظور به وجود آمده اند, آيا اساساً جهان هستى آفريدگارى دارد كه بر اساس نقشه وهدف خاصى آن را طراحى نموده باشد و...علم و مكتب و فلسفه سعى مى كنند به اين سؤال ها و پرسش ها پاسخ دهند. به نوع برداشت و طرز تفكرى كه يك انسان دربارهء جهان و هستى دارد, جهان بينى گويند كه بر سه قسم است : جهان بينى علمى و تجربى ;جهان بينى مكتبى و دينى و جهان بينى فلسفى .جهان بينى تجربى و علمى : به موازات اين كه دقيق و مشخص و جزيى است , محدود است و تنها تا حدحس و آزمون حس پيش مى رود. جهان بينى دينى و مكتبى , با استفاده از تعاليم كتاب و سنت و با تكيه بر عقل و شرع سعى مى كند به پرسش ها پاسخ دهد و جهان بينى فلسفى , متكى به يك سلسله اصول بديهى و غير قابل انكار است و با روش برهان و استدلال پيش مى رود.(1)جهان بينى تجربى (علمى ) فلسفى , هر دو مقدمهء عملند, اما به دو صورت گوناگون ; جهان بينى علمى (تجربى ) از آن جهت مقدمه و زير بناى اعمال و رفتار آدمى است كه به انسان قدرت و توانايى تحوّل و تغيير وتصرف در طبيعت و نظام هستى را مى دهد و او را تا مرز تسلط و تسخير طبيعت پيش مى برد, تا طبيعت را درجهت ميل خويش به كار گيرد. اما جهان بينى فلسفى در طرز برخورد و عكس العمل انسان در برابر جهان اثرمى گذارد و به انسان اميد مى دهد و مواضع انسان را در برابر جهان و انسان و خدا مشخص مى كند و نگرش او رابه هستى در ساختار معيّن قرار مى دهد.مرز جدايى علم و فلسفه همين است ; يعنى علوم تجربى قادر نيست به انسان نوعى جهان بينى بدهد كه پايه و زيربناى يك ايدئولوژى (نظام فكرى بايدها و نبايدها) باشد, ولى فلسفه مى تواند. فلسفه از احكام موجودـ از آن رو كه موجود است ـ بحث مى كند و طبعاً از نوعى جزم و حقيقت برخوردار است و آن تزلزل ثباتى كه در جهان بينى علمى و تجربى ديده مى شود, در جهان بينى فلسفى نيست . علم پاسخگوى بسيارى ازپرسش هاى آدمى كه مربوط به ماوراء طبيعت و متافيزيك است نيست , ولى فلسفه پاسخگوى تمام مسايل بنيادى كه تكيه گاه ايدئولوژى است , مى باشد.اما مكتب و جهان بينى دينى و توحيدى علاوه بر امتيازات جهان بينى فلسفى , به انسان تعهد و مسئوليت وعشق و شور و اميد مى دهد و انسان را از سقوط در درهء هولناك پوچ گرايى و هيچ انگارى و يا نيست انگارى وبى مبالاتى نجات مى دهد.(2)(پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , مجموعه آثار, ج 1 ص 20ـ 60(پـاورقى 2.مرتضى مطهرى , مقدمه اى بر جهان بينى , ص 10ـ 50
کد سوال : 52002
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علم و فلسفه و مكتب چيست ؟ نسبت ميان آن ها را بيان كنيد و معيار مقبوليت جهان بينى مبنى بر علم و فلسفه و مكتب را توضيح دهيد.
پاسخ : نخست علم و فلسفه علم و مكتب را تعريف مى كنيم , آن گاه به نسبت ميان آن ها مى پردازيم .واژهء علم داراى معانى اصطلاحى فراوانى است كه مهم ترين آن عبارت است از: الف ) اعتقاد يقينى ;ب ) مجموعه قضاياى متناسب , اعم از جزئى و كلّى ;ج ) مجموعه قضاياى كلى اعم از حقيقى و اعتبارى ;د) مجموعه قضاياى كلّى حقيقى ;ه) مجموعه قضاياى تجربى .واژه فلسفه نيز اصطلاحاتى دارد كه مهم ترين آن ها از اين قرار است :الف ) همهء علوم حقيقى ;ب ) علوم حقيقى به اضافة بعضى از علوم قراردادى مانند ادبيات و معانى و بيان ;ج ) علوم غير تجربى مانند منطق و الهيات و زيبايى شناسى ;د) خصوص مابعد الطبيعه و الهيات .واژه مكتب : هر گونه اظهار نظر كلى دربارهء هستى و جهان يا سيستم فكرى كه به سؤالات اساسى انسان دربارهء جهان و انسان و خدا و مناسبات آنان پاسخ مى دهد.در برخى از مكاتب , نظام فكرى در پاسخ به سؤالات مربوط به هستى شناسى و معرفت شناسى و نظام ارزشى , رنگ استدلال و برهان دارد; از اين جهان مكتب اسلام در عين اين كه تلقى وحى از جهان غيب است ,مكتبى عقلانى و فلسفى نيز مى باشد.(1)متافيزيك نام مجموعه اى از مسايل عقلى است كه با روش تجربى قابل اثبات نيست ; به همين جهت گاه به مسايل فلسفى و تعاليم مكتبى , متافيزيك اطلاق مى گردد.نسبت بين علم و فلسفه و متافيزيك به حسب معانى مختلف آن ها تفاوت دارد و طبق برخى اصطلاحات ,علم اعم از فلسفه و فلسفه اعم از متافيزيك است .مرز ميان فلسفه و علم , استدلال و اقامهء برهان است , علم جديد شامل گزاره هايى مى گردد كه قابل مشاهده و آزمون باشد, اما فلسفه بر مقياس استدلال و اقامهء برهان استوار مى گردد.(2)نظر به اين كه علم و فلسفه پاسخ گوى تمامى سؤالات انسان دربارهء هستى شناسى و معرفت شناسى ونظامى ارزشى نيست , نمى تواند در نوع نگرش انسان به هستى و جهان , كار آمد باشد.معيار مقبوليت جهان بينى عبارت است از: 1 قابل اثبات باشد و از ناحيهء عقل و منطق حمايت شود;2 به حيات و زندگى معنى بدهد و انديشه لغو و بيهوده بودن زندگى را و اين كه همهء راه ها به پوچى (نهليسم ) مى انجامد, از ذهن ها خارج سازد;3 آرمان ساز و شوق انگيز و آرزو پرور باشد;4 قدرت تقدس بخشيدن به هدف هاى انسانى و اجتماعى را داشته باشد;5 تعهد آور و مسئوليت ساز باشد;اگر جهان بينى انسان مبنى بر مكتب اسلامى نباشد, معيار مقبوليت را نخواهد داشت .(3)(پـاورقى 1.مصباح يزدى , آموزش فلسفه , ص 57ـ 62(پـاورقى 2.همان , ص 69(پـاورقى 3.جمعى از نويسندگان , سازمان سمت , معارف اسلامى (1, ص 19
کد سوال : 52003
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از اين كه به شبهات قبلى ام پاسخ قانع كننده داديد متشكرم . هر نوع كمك از من ساخته باشد, دريغ نمى كنم . توسط يكى از دوستان , براى دختر دانشجويى پيغام فرستادم و از او خواستگارى كردم . متأسفانه جواب ردشنيدم , اما گويا يكى به من مى گويد: اوتنها كسى است كه مى
پاسخ : بلى حيوانات و خزندگان و جانوران داراى روح حيوانى هستند و طبق برخى از آيات و نقل برخى از روايات در آن دنيا مؤاخذه مى شوند.برخى از مفسران قرآن در قيل آيهء آورده اند: حيوانات وحشى در دادگاه قيامت براساس حدود آگاهى و مسئوليت هاى كه دارند, محشور و مؤاخذه مى شوندو اگر ظلم و ستمى به يك ديگر كرده باشند, قصاص مى شوند.(1)در آيه اى ديگر از قرآن مى خوانيم : .(2)(پـاورقى 1.ناصر مكارم , تفسير نمونه , ج 26 ص 173ـ 174(پـاورقى 2.سوره ( ) آيهء , به تفسير نمونه , ج 5 ص 224ـ 227مراجعه كنيد.